داستان تاجر سنگاپوری که شیعه شد


روزگاری بود که هیچ آثاری از اسلام و تشیع درایران به عنوان تنها کشور #شیعه دنیا دیده نمی شد و یا بسیار نادر بود؛ در بسیاری از خیابان های پایتخت این کشور شیعه، مشروب فروشی های متعدد وجود داشت، در حالی که کتابفروشی نبود؛ در دانشگاه های ما کسانی که مسلمان بودند، خجالت می کشیدند که نماز بخوانند چرا که مورد #تمسخر واقع شده و بر چسب امّل می خوردند ؛ بنده #شهادت می دهم ، پوشش کفار در برخی کشورهای اروپایی بهتر از پوشش برخی زنان در خیابان های ایران بود.

اصلا امیدی به این که روزی کشور رنگ و بوی اسلامی بگیرد، وجود نداشت . #حوزه_های_علمیه تبدیل به انبار کالای بازاری ها شده بود و یک طلبه نبوده که در آن ها درس بخواند؛ لباس روحانیت #ممنوع بود و البته بعد از زحمات زیاد و اعتصاب ها و تحصنات، اجازه داده شد که در هر شهری یکی دو نفر، لباس روحانیت بپوشند! روحانی بزرگی در شهر ما، به اندازه یک پیرهن پول نداشت ؛ در همین حال عشرتکده ها، مشروب فروشی ها و قمارخانه ها شب تا صبح باز بودند!

️ خدا یکی از #افراد_گمنام در #محروم_ترین_طبقات_جامعه - که روحانیون بودند – را برانگیخت و به گونه ای ورق را برگرداند که نمی توان #خدا را به خاطر نعمتی که به واسطه این فرد به ما داد، به صورت کامل شکر کرد و حتی #دشوار است برکاتی که از سوی او نصیب ما شد، را شمارش کرد.

این روحانی که بین اساتید حوزه چندان معروف نبود به جایی رسید که #سیاستمداران دنیا، در هنگام سخنرانی وی، برنامه هایشان را تعطیل می کردند تا بلافاصله صحبت های او را بشنوند. خدای متعال کاری کرد امام (ره) در #مقابل مستکبران چنان ابهتی بیابد که هر کجا اسم ایشان برده می شد، حواسشان را جمع کنند؛ هنوز این عزت ظاهری و غیر از چیزی است که در آخرت به او عطا خواهد شد؛ حتی امید #مستضعفین و #محرومین در سراسر عالم به همین روحانی پیرمرد بود.

در سنگاپور تاجری به خاطر علاقه به انقلاب، بنده را دعوت کرد؛ گفت: «بنده وهابی بودم و دشمن شیعه؛ اما از وقتی برخی سخنان امام (ره) را شنیدم، فهمیدم سخن #اسلام همین است که ایشان می گوید؛ لذا شیعه شدم و بر علیه وهابیت کار می کنم.» یعنی در حالی که نه مبلغ و نه کتابی به آنجا رفته بود، اما نام و سخنان امام (ره) به گوشش خورده بود و او را تحت تأثیر قرار داد. هم چنین آیت الله تسخیری نقل می کرد وقتی از تعدادی مسلمانان در #الجزایر پرسیدم #مذهب شما چیست؟ گفتند مذهب ما خمینی (ره) است؛ از زمانی که فرمایشات خمینی (ره) را شنیدیم فهمیدیم که #اسلام_واقعی همان است. آری؛ این برکات مصداق #وعده_الهی هست.

مردم ما در نهم دی 88 امتحان بسیار خوبی دادند
اما #امتحانات_الهی_تمام_نشده است؛ ما دائما در حال امتحان هستیم؛ این عزت خدادادی را از دست ندهیم؛ #زیر_یوغ_بردگی_دشمنان_خدا_نرویم؛ دست #گدایی به سوی دشمنان دین دراز نکنیم. باور داشته باشیم که #خداوند همان خداست و #سنت_ها هنوز پابرجا هستند.

خدای #جبهه با خدای بازار و خدای دانشگاه یکی است؛ همان خدایی که مردم #مستضعف و #پابرهنه را پیروز کرد و جوانان ما را با دست خالی بر بزرگترین قدرت های نظامی دنیا برتری بخشید، همین خدا می تواند ما را در بازار بر اقتصاد دشمن پیروز کند و در دانشگاه نیز می توانیم بر علوم آن ها، فائق شویم؛ به شرطی که ما همان #روحیه_رزمندگان را داشته باشیم؛ همان ها که تنها #توکلشان بر خدا بود.

اگر #بازاریان ما توکلشان بر خدا باشد و نه بهره سی درصد و جنس قاچاق؛ بدانند که خدا، همان #خداست و قدرتش کم نشده است و نفرموده که من فقط خدای جبهه هستم و به بازار کاری ندارم؛ همو وعده داده است که اگر واقعا #ایمان داشته باشید و #مقاومت کنید، به شما قدرت خواهد داد؛ چه در اقتصاد و چه در علم.

اگر مردم و مسئولین به اسم هدیه به سوی #رشوه رفتند و به #اسم بیع و لفظ عقود شرعیه #رباخوار شوند، #خدا_نیز_ما_را_رها_می کند.


هر جا با خدا صاف و #صادق بودیم و در حد توان نیز عمل کردیم، ‌خداوند به وعده اش عمل کرده است ؛ آیا ما چنین هستیم و یا #منافع_خود و #آشنایان و #حزب خود را مقدم می داریم؟ آیا حتی در انجام #وظایف_اجتماعی، تلاشی کرده ایم که #اصلح را تشخیص بدهیم یا خیر؟ آری؛ اگر در پشت کوه قاف، برخی خانم ها گفته باشند که ما به فلانی رأی می دهیم که چادر را از سر ما بردارد، خداوند هم متناسب با همان با ما برخورد می کند.

#خدا، همان خدایی است که #فرعونیان را در دریا غرق کرد و همان #خدایی است که پهلوی را با ذلت از کشور بیرون کرد؛ اما اگر #مغرور_بشویم و یا بخواهیم کلاه سرخدا بگذاریم، بدانیم سر خدا کلاه نمی رود و و درواقع سر خود کلاه گذاشته ایم.

۱۳۹۵/۱۰/۱۰

@mesbahyazdi_ir

بیانات علامه #مصباح در بزرگداشت ایام الله 9 دی :


برچست ها :