آنهایی که متکبّر نیستند، مطیع خدا و فرامین خدا هستند. امّا متکبّر احساس می­کند خودش هم باید در کنار دیگری باشد. لذا خودش را با امیرالمؤمنین مقایسه می‌­کند و می‌گوید: من هم باید حتماً باشم. یا خودش را در کنار رهبر می‌بیند، لذا تبیین شورای رهبری می‌کند. اینها، کبر و غرور است و دلالت بر همین نفس دون است. لذا همین افراد که متکبّر می‌شوند و احساس می‌کنند کسی هستند، عامل فتنه می‌شود.

روایاتی در این زمینه هست که در هفته آینده بیان خواهم کرد که چرا بعضی از مطالب در صدر اسلام به وجود آمد؟ زبیر که می‌دانست مولی‌الموالی کیست، امّا چه شد که یک کسی را بر ناقه سوار کردند و افسار آن ناقه را گرفتند و در مقابل امیرالمؤمنین آوردند؟ دلیل، این بود که احساس کردند ما هم کسی هستیم!

وقتی انسان تصوّر کند کسی هست، دیگر اطاعت هم نمی‌کند. امّا اگر بداند که کسی نیست، مطیع خواهد شد. خصوصیت تکبّر این است که متکبّر، اطاعت را کنار میگذارد.


برچست ها :