رویای صادقه

#محمدحسین_مهدویان
#راه_راه #شماره_دوم
@rahrahtanz

باز دوباره خواب امامو دیدم
خم شدم و دستشونو بوسیدم

امام مون دستی کشید رو سرم
گفت چه خبر؟ حالت خوبه اکبرم؟

جت اسکیا حالتو جا آورده؟
فائزه تون ساندویچاشو خورده؟

چه میکنی با زندگی ساده ات؟
ردیف شده اوضاع خانواده ات؟

گفتم آقا مشکل ما همینه
خبر داری مهدی الآن اوینه؟

حاج خانومم با حال درب و داغون
هی میگه: مردم بریزن خیابون

تا که امام این خبرو شنُفتش
از ته دل آهی کشید و گفتش:

از اولم راضی به این نبودم
موافق ساخت اوین نبودم
@rahrahtanz
مردم باید خراب کنن اوینو
در بیارن مهدی نازنینو

مهدی تو مثل طلای نابه
سرمایه بزرگ انقلابه

گفتم آقا یادته خیلی سال پیش
تو اوج اون استرسا و تشویش

همیشه بنده یار غارِت بودم
هرجا تو بودی من کنارت بودم

کشورو خیلی خوب اداره کردیم
با همدیگه شاهو بیچاره کردیم

نجات دادیم تموم آب و خاکو
مچاله کردیم دوتایی ساواکو

حالا که آرومه فضای ایران
همش میرم شنا کنم تو لتیان

راستی، نوه ات مسیرو خوب شناخته
تو مرقدت چه کاخ شیکی ساخته

خبر داری پر شده هر چاله مون
حل شده مشکلات سی ساله مون

خیلی به اهداف شما نزدیکیم
دیگه با جان کری رفیق فابریکیم

بازارای دنیا تو مشتمونه
آمریکا مثل کوه، پشتمونه

ما میتونیم مردمو تاجر کنیم
وقتی که انقلابو صادر کنیم

این وسطا فقط یه عده نادون
شعار میدن علیه آمریکا جون

با این شعارا وضع بدتر میشه
آخه اوباما جون مکدر میشه

امام مون از این خبر بر آشفت
اومد و آهسته تو گوش من گفت:

از قول من برو بگو به مردم
به ویژه بچههای نسل سوم

رها کنن مرگ بر آمریکا رو
داشته باشن هوای کدخدا رو

بگو که خاطراتتو بخونن
همه باید قدر تو رو بدونن

تو کاملا مثل امیر کبیری
الهی حالا حالاها نمیری

بی تو بنای انقلاب خرابه
خاطره هات حافظ انقلابه

وقتی که این حرفشونو شنیدم
یکدفعه از خواب خوشم پریدم


مجله طنز راه راه/ شماره اول

@rahrahtanz


برچست ها :