قسمت دوم
عيسي بن سري گويد: بامام صادق (ع ) عليه السلام عرضكردم : اركان اسلام را به من خبر ده ، آن اركان كه براي هيچكس كوتاهي در شناسائي آنها روا نيست ، و كسيكه در شناسائي آنها كوتاهي كند، دين خود را تباه ساخته و خدا كردار او را نپذيرد و هر كه آن اركان را بشناسد و بآنها عمل كند: دينش شايسته گشته و كردارش پذيرفته شده و با روشي كه دارد (كه اركان اسلام را مي داند و بآنها عمل ميكند) ندانستن هيچ امر ديگر، براي او تنگي و فشار نياورد؟ فرمود گواهي دادن به يكتايي خدا و اينكه محمد صلي الله عليه و آله فرستاده خداست و اقرار بآنچه او از جانب خدا آورد و اينكه زكوة اموال حق است و ولايتي كه خداي عزوجل بدان امر فرموده است و آن ولايت آل محمد صلي الله عليه و آله است .
عرضكردم : آيا نسبت بامر ولايت دليل مخصوصي براي كسيكه ادعاء آن فضيلت كند ميباشد كه بآن شناخته شود؟ (آيا نسبت بولايت بيان و برهان مخصوصي رسيده است كه متمسك بآن شناخته شود؟) فرمود آري ، خداي عزوجل فرمايد: (كسانيكه ايمان آورده ايد! اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيغمبر و واليان امر از خودتانرا، 59 سوره 4) و رسولخدا صلي الله عليه و آله فرمود: هر كه بميرد و امام و پيشواي خود را نشناسد بمرگ دوران جاهليت مرده است . و امام و پيشواي مردم پيغمبر صلي الله عليه و آله بود و علي عليه السلام و ديگران گفتند: معاويه امام بوده است ، سپس حسن عليه السلام بود و بعد از او حسين عليه السلام و ديگران گفتند. يزيد بن معاوية (و حسين بن علي ) ولي برابر نباشند، برابر نباشند (پر واضح است كه معاويه در برابر علي عليه السلام و يزيد در برابر حسين عليه السلام قابليت امامت ندارند) سپس سكوت نمود و باز فرمود: برايت زيادتر بگويم ؟ حكم اعور عرضكرد: آري قربانت گردم ، فرمود: سپس علي بن الحسين امام بود و بعد از او ابوجعفر محمد بن علي ، و شيعيان پيش از ابوجعفر(امام باقر ع) مناسك حج و حلال و حرام خود را نمي دانستند، چون ابوجعفر آمد، در علم را گشود و مناسك حج و حلال و حرام مردم را بيان فرمود، تا آنجا كه مردمي كه شيعه بآنها محتاج بودند (در امر مناسك و حلال و حرام ) خود محتاج شيعه گشتند، و امر امامت اينگونه ميباشد، زمين بي امام باقي نماند و هر كه بميرد و امامش را نشناسد، بمرگ جاهليت مرده است ، و زماني كه از همه بيشتر احتياج داري بروشي كه داري (عقيده تشيع ) زماني است كه نفست باينجا برسدبا دست اشاره بگردنش فرمود و دنيا از تو بريده شود، خواهي گفت : عقيده خوبي داشتم (يعني هنگام جاندادن عظمت و فضيلت ولايت خويش را مي فهمي ).

اصول کافی، ج۳، ص۳۳


برچست ها :