داستان بني اسرائيل، حقيقتي فراموش نشدني

از آن‌جا كه نقل داستان و سرگذشت اقوام پيشين، درس‌هاي آموزندهاي را در پي دارد، لذا در قرآن كريم داستان‌هاي فراواني نقل گرديده است. بخشي از اين حكايات، در مورد قوم بني اسرائيل ميباشد. تعداد زيادي از افراد اين قوم گرفتار معصيت الهي شده و مستقيماً به انجام امور خلاف اقدام نمودند. اين عده عليرغم ممنوع شدن صيد ماهي در روزهاي شنبه، در اين روز تور به آب ميانداختند و در روز بعد ماهيان را صيد و از آب خارج ميكردند. آنان از اين طريق، تصميم داشتند تا خداوند را فريب دهند، غافل از آن‌كه خداوند متعال نسبت به درون آنان آگاهي دارد. عدهاي ديگر از افراد همين قوم، به نصيحت و اندرز معصيت كاران پرداخته و به آنان گوشزد مينمودند كه با اينگونه اعمال، زمينه عذاب الهي بر آنان فراهم ميشود. ليكن نصيحت‌هاي آنان ثمري نبخشيد و نافرماني خداوند هم چنان تداوم يافت. در ميان اين گروه‌ها، گروه ديگري حضور داشت كه نصيحت كنندگان را موعظه مينمود، تلاش آنان را بينتيجه قلمداد ميكرد و اظهار ميداشت:لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا؛(1)براي چه قومي را كه خدا هلاك‌كننده ايشان است ‌يا آنان را به عذابي سخت عذاب خواهد كرد، پند مي‌دهيد. اما آن گروه كه به نصيحت خطاكاران ميپرداخت، پاسخ ميداد:مَعْذِرَه إِلَي رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُون؛(2)تا معذرتي پيش پروردگارتان باشد و شايد كه آنان پرهيزگاري كنند.براساس اين بخش از آيه، اين افراد احتمال عدم تأثير نصيحت‌هاي خود را ميدادند، ليكن براي آن‌كه در نزد خدا عذري داشته باشند، به اين عمل خود ادامه ميدادند. علاوه بر اين‌كه آنان يقين نداشتند كه تلاششان بي‌ثمر باشد، بلكه اين احتمال وجود داشت كه در ميان آن افراد خاطي، كساني يافت شوند كه تحت تأثير اين موعظهها قرار گرفته و عمل ناشايست خود را ترك نمايند. سرانجام پس از مدتي عذاب الهي بر آنان نازل گرديد و افراد خطاكار و كساني كه وظيفه امر به معروف و نهي از منكر را ترك نموده بودند، به جزاي اعمال خود رسيدند.
ترك امر به معروف و نهي از منكر تا آن حد، حائز اهميت است كه براساس برخي از روايات، صد هزار نفر از افراد قوم حضرت شعيب(علي نبينا و آله و عليه السلام) به عذاب الهي گرفتار آمدند كه تنها چهل هزار نفر از آنان، از كساني بودند كه خود، اقدام به انجام اعمال فاسد مينمودند. شصت هزار نفر ديگر، از كساني بودند كه نهي از منكر را رها و اين افراد را به حال خود واگذار كرده بودند.(3) تنها، كساني از اين عذاب الهي جان سالم به در بردند كه در هيچ شرايطي دست از امر به معروف و نهي از منكر برنداشته و به وظيفه خود عمل نمودند. بنابراين، در هر جامعهاي، كسي كه گناهي را مشاهده نمايد و اقدام به نهي از منكر نكند، در گناهِ مرتكبِ آن خطا، شريك خواهد بود و همچون او عذاب الهي را خواهد چشيد.


1. اعراف (7)، 164.

2. اعراف (7)، 164.

3. الكليني، محمد بن يعقوب؛ فروع الكافي؛ بيروت: دار الاضواء ، 1413ق، ج 5، ص 56 ، باب الامر بالمعروف و النهي عن المنكر، روايت 1.

مصباح یزدی/ اصلاحات،ريشه‌ها و تيشه‌ها/بخش سوم: شيوه‎هاي برخورد با مظاهر فساد در جامعه


برچست ها :