X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



♥درج مطالب با ذکر آدرس سایت کاملا مجاز است ♥صحت یا عدم صحت مطالبی که از سایتهای دیگر گرفته شده بر عهده خود آن سایتها میباشد. ما سعی میکنیم انشالله مطالبی که کذب نیستند در سایتمان قرار دهیم اما باز هم اطمینان صد در صد نمیدهیم! والله اعلم. ♥♥التماس دعا ●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●● احادیث معصومین صلوات الله علیهم

دستور امام صادق(ع) برای جاماندگان زیارت اربعین

نظرات 0

پیاده روی 20 میلیونی شیعیان در روز اربعین، به عنوان بزرگترین تجمع جهان در طول تاریخ بشریت را تشکیل می دهد و این نیست مگر برافراشتن پرچم سیدالشهداء (ع) در میان همه قومیت ها، پیروان ادیان و مذاهب به منظور آمادگی برای ظهور آخرین ولی مطلق و ذخیره الهی و فرزند امام حسین، مهدی موعود و منجی مستضعفان جهان.

پیاده روی ۲۰ میلیونی شیعیان در روز اربعین، به عنوان بزرگترین تجمع جهان در طول تاریخ بشریت را تشکیل می دهد و این نیست مگر برافراشتن پرچم سیدالشهداء (ع) در میان همه قومیت ها، پیروان ادیان و مذاهب به منظور آمادگی برای ظهور آخرین ولی مطلق و ذخیره الهی و فرزند امام حسین، مهدی موعود و منجی مستضعفان جهان.

گروه معارف رجانیوز- مصطفی امیری*: روایات متعددی درباره پیاده رفتن (ماشیاً) به زیارت امام حسین(ع) وجود دارد و جالب آنکه این رسم از همان بدو وقوع واقعه عاشورا مرسوم شده که زیارت جابر و عطیه کوفی و بعد کاروان اسراء با حضور امام سجاد و حضرت زینب، شاهدی است بر این مدعا. بنابراین، بزرگداشت پیاده‌روی اربعین، هم توسط امام معصوم (امام سجاد)، تقریر شده است و هم به نوعی به عنوان شعائر الهی در میان شیعه و اصحاب معصومین (جابر بن عبدالله انصاری و عطیه)، مرسوم می‌باشد همچنانکه سیره علماء و فقهاء شیعه بر این امر، تاکنون و در طی قرن ها بر این مساله، مستمر بوده است. چنانکه در آداب تعلیمی امام صادق به شیعیان، زیارت روز اربعین، سفارش شده است.

 

اهمیت روز اربعین امام حسین

 

درباره منشأ اهميت روز اربعين امام حسین در تاريخ شيعه، بايد گفت كه اين روز (۲۰ صفر) از دو جهت كانون توجه قرار گرفته است: يكي از جهت بازگشت اسرا از شام به کربلا در اربعین اول یا دوم و زیارت قبر مطهر امام حسین توسط امام سجاد و حضرت زینب، و ديگري به سبب زيارت قبر سيدالشهدا† توسط جابر‌بن‌عبدالله انصاري يكي از اصحاب برجستة رسول‌ خداˆ و اميرالمؤمنين.

 

بنابراین، نخستین زائر اربعین از میان مردم، جابر بن عبد الله انصاری بوده است و نخستین زائر اربعین از میان خانواده امام حسین و بنی هاشم، کاروان اسراء اهل بیت پیامبر در هنگام بازگشت از شام، می باشد. چنانکه مرحوم سید بن طاووس در کتاب شریف لهوف، چنین می فرماید:

 

لَمّا رَجَعَ نِساءُ الحُسَينِ عليه السلام وعِيالُهُ مِنَ الشّامِ وبَلَغوا إلَى العِراقِ، قالوا لِلدَّليلِ: مُرَّ بِنا عَلى طريقِ كَربَلاءَ، فَوَصَلوا إلى مَوضِعِ المَصرَعِ، فَوَجَدوا جابِرَ بنَ عَبدِ اللّهِ الأَنصارِيَّ رَحِمَهُ اللّهُ وجَماعَةً مِن بَني هاشِمٍ ورِجالًا مِن آلِ الرَّسولِ صلى الله عليه و آله قَد وَرَدوا لِزِيارَةِ قَبرِ الحُسَينِ عليه السلام، فَوافَوا في وَقتٍ واحِدٍ، وتَلاقَوا بِالبُكاءِ وَالحُزنِ وَاللَّطمِ، و أقامُوا المَآتِمَ المُقرِحَةَ لِلأَكبادِ، وَاجتَمَعَت إلَيهِم نِساءُ ذلِكَ السَّوادِ، و أقاموا عَلى ذلِكَ أيّاما. (ابن طاووس، الملهوف، ص ۲۲۵)

 

الملهوف لابن طاووس: هنگامى كه زنان و خاندان امام حسين عليه‌السلام از شام باز گشتند و به عراق رسيدند. به راه‏نمايشان گفتند: «ما را از راه كربلا ببر». آنان به قتلگاه [شهدا] رسيدند و جابر بن عبد اللّه انصارى كه خدا رحمتش كند و گروهى از بنى هاشم و مردانى از خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله را ديدند كه براى زيارت قبر حسين عليه السلام آمده بودند. پس در يك زمان، در آن جا گرد آمدند و با گريه و اندوه و بر سر و صورت‏زنان، به هم رسيدند و مجلس‏هاى عزايى بر پا داشتند كه جگر را آتش مى‏زد. زنان حاضر در آن جا هم گِرد آمدند و چندين روز، همين گونه ماندند.

 

هم چنين علّامه مجلسى(ره) در کتاب زاد المعاد مى‏ نويسد: «مشهور آن است كه سبب تأكيد زيارت آن حضرت در اين روز، آن است كه امام زين العابدين عليه السلام با ساير اهل بيت در اين روز بعد از مراجعت از شام به كربلاى معلّى وارد شدند و سرهاى مطهّر شهداء را به بدن‌هاى ايشان ملحق كردند». (مجلسی، زادالمعاد، ص ۴۰۲)

 

استحباب زیارت اربعین

 

و اما درباره استحباب زيارت اربعين نيز، دو روايت بيان شده است: يكي روايتي است كه در آن امام صادق†، زيارت اربعين را به صفوان‌بن‌مهران جمّال، تعليم مي‌دهد و همين تعليم دادن، نشانة بزرگداشت زیارت اربعين است. (شيخ طوسي، مصباح المتهجد، ص۷۸۸ـ۷۸۹؛ همو، تهذيب الاحكام، ج۶، ص۱۲۵؛ سيد‌بن‌طاووس، الاقبال بالاعمال ‌الحسنة، ج۳، ص۱۰۱ـ۱۰۳؛ مجلسي، بحار الانوار، ج۹۸، ص۳۳۱ـ۳۳۲) و ديگري روايتي از امام حسن عسكري† كه زيارت اربعين را در زمره نشانه‌هاي پنج‌گانه مؤمن بيان مي‌كند :

 

عَلامَةُ ‌المُؤمِنِ خَمسٌ: صَلاةُ ‌الاِحْدَي وَالْخَمْسِينَ، وَزيارة‌ُ الاربَعين، وَالتَّخَتُّمُ بِالْيَمِينِ، وَتَعفِيرُ الْجَبِينِ وَالْجَهْرُ بِبِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحِيم. (شيخ مفيد، المزار، ص۵۳؛ شيخ طوسي، مصباح المتهجد، ص۷۸۷ـ۷۸۸؛ ابن‌فتال نيشابوري، روضة ‌الواعظين، ص۱۹۵؛ سيدبن‌طاووس، الاقبال بالاعمال ‌الحسنة، ج۳، ص۱۰۰)

 

مصباح المتهجد: مؤمن پنج نشانه را باید دار باشد: اقامه پنجاه ركعت نماز (مجموع واجبات و مستحبات)، خواندن زيارت اربعين، انگشتر در دست راست كردن، در سجده پيشاني بر خاك نهادن و بسم الله الرحمن الرحيم را (در نماز) بلند گفتن.

 

تفسیر اجمالی حدیث علامات مومن

 

و اما حدیث نشانه های مومن توسط امام حسن عسکری، به چه منظوری بیان شده است؟ تفسیر این روایت، به طور اجمال چنین است: درباره انگشتر به دست راست كردن بايد گفت كه اين مسئله، سفارش امامان معصوم‰ است كه درواقع، يك نوع مبارزه با سيرة خلفاي بنياميه است؛ چراكه به ‌گفتة زمخشري، نخستين كسي كه انگشتر به دست چپ كردن را شعار خود قرار داد و برخلاف سنت عمل كرد، معاويه بود (عبدالحسين اميني، الغدير، ج۱۰، ص۲۱۰). شيعه بلند گفتن «بسم الله الرحمن الرحيم» را در نمازهاي صبح، مغرب و عشا واجب، و در نمازهاي ظهر و عصر مستحب ميداند و اين امر نيز به دستور و سفارش ائمه‰ بوده است؛ زيرا چنان‌كه فخر رازي گفته است، آهسته خواندن بسم الله را بنياميه رواج دادند تا آثار ولایت† را نابود كنند (براي آگاهي بيشتر درباره تفسير اين روايت، ر.ك: قاضي طباطبايي، تحقيق درباره اول اربعين حضرت سيدالشهدا†، ص۳۹۰ به بعد).

 

زیارت اربعین، عصاره و ستون ولایت

 

 

باید توجه داشت اینجا و در این حدیث از امام حسن عسکری، تأکید بر زیارت اربعین است وگرنه زیارت عاشورا توصیه می شد، یعنی رازی در زیارت اربعین است که آن را همردیف نماز و نشانه مومن، قرار می دهد، بنابراین، اربعین امام حسین (ع) موضوعیت دارد. آیت الله جوادی آملی معتقد است:

 

اهمیت زیارت اربعین، تنها به این نیست که از نشانه های ایمان است؛ بلکه طبق این روایت، در ردیف نمازهای واجب و مستحب قرار گرفته است. بنابراین همان گونه که نماز، ستون دین و شریعت است، زیارت اربعین و حادثه کربلا نیز ستون ولایت است، امّا مهم آن است که دریابیم نماز و زیارت اربعین انسان را چگونه متدین می کند. به دیگر سخن، بر اساس فرموده رسول خدا(ص) عصاره رسالت نبوی(ص) قرآن و عترت است؛ «إنی تارک فیکم الثقلین... کتاب الله و... عترتی أهل بیتی». عصاره کتاب الهی که دین خداست، ستونی دارد که نماز است و عصاره عترت نیز ستونش زیارت اربعین است که این دو ستون در روایت امام عسکری(ع) در کنار هم ذکر شده است. (شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، ص ۲۲۷-۲۳۴)

 

ترسیم حق و باطل در زیارت اربعین

 

علاوه بر حدیث امام حسن عسکری، در آداب تعلیمی زیارت اربعین از طرف امام صادق به شیعیان، امام حسین به عنوان ولی خدا و نماینده جبهه حق و حقیقت، ، با عناوینی همچون ولیّ خدا، حبیب خدا، خلیل خدا، برگزیده خدا، شهید مظلوم، گرفتار رنج ها و مصیبت ها و کشته اشک ها:... السلام علی اسیر الکُرُبات و قتیل العَبَرات. ...معرفی میشود و در مقابل در فرازهای دیگر زیارت اربعین، ویژگی های گروه های باطل بر ضدّ ولیّ خدا را که در حقیقت بروز بغض و کینه های دیرین شان از صدر اسلام بود، به عنوان: فریب خوردگان دنیا: «غَرَّتْهُ الدُّنْیا»؛ فروشندگان آخرت به بهای ناچیز دنیا: «وَشَری آخِرَتَهُ»؛ و هواپرست: «وَتَرَدّی فی هَواهُ»؛ معرفی می کند.

 

پیاده روی زیارت اربعین، جزو شعائر الهی است

 

اکنون و در عصر معاصر، زیارت اربعین از استحباب فردی فراتر رفته و به عنوان شعائر الهی محسوب میشود که تکریم و بزرگداشت شعائر الهی از واجبات مومنین است. چنانکه مقام معظم رهبری، چنین می فرمایند:

 

ترکیب «عشق و ایمان» و «عقل و عاطفه» از ویژگی‌های منحصر به‌فرد مکتب اهل‌بیت است و حرکت عاشقانه و مؤمنانه مردم از کشورهای مختلف جهان در زیارت اربعین، بدون تردید از جمله شعائر الهی است. ... حرکت عظیم مردم از ایران و سایر کشورهای جهان برای حضور در راهپیمایی اربعین، جلوه‌ای از ویژگیهای برجسته مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام است که در آن، هم «ایمان، اعتقاد قلبی و باورهای راستین» موج می‌زند و هم «عشق و محبت». (بیانات رهبر معظم انقلاب در درس خارج فقه درباره‌ی زیارت اربعین)

 

همچنانکه آیه الله مکارم شیرازی فرموده‌اند:

 

پياده روي روز اربعين از سوي زائران حسيني در نوع خود به عنوان ابراز عظمت امام حسين(ع) مطرح است؛ زيرا عيناً در روايات و سيرۀ ائمۀ اطهار بر سنت پياده روي به ويژه براي زيارت امام حسين(ع) و امام رضا(ع) تأكيد و تصريح شده است. (بيانات آيت الله مكارم شيرازي در ديدار نمايندگان هيأت هاي دانشجويي عازم پياده روي اربعين حسینی)

 

چنانکه ابن قولویه در کتاب ارزشمند کامل الزیارات از امام صادق در فضیلت پیاده روی برای زیارت امام حسین، چنین، نقل می کند:

 

عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَیْمُونٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ، قَالَ: یَا عَلِیُّ! زُرِ الْحُسَیْنَ وَ لَا تَدَعْهُ. قَالَ: قُلْتُ مَا لِمَنْ أَتَاهُ مِنَ الثَّوَابِ؟ قَالَ: مَنْ أَتَاهُ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَى عَنْهُ سَیِّئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً. فَإِذَا أَتَاهُ، وَکَّلَ اللَّهُ بِهِ مَلَکَیْنِ یَکْتُبَانِ مَا خَرَجَ مِنْ فِیهِ مِنْ خَیْرٍ وَ لَا یَکْتُبَانِ مَا یَخْرُجُ مِنْ فِیهِ مِنْ شَرٍّ وَ لَا غَیْرَ ذَلِکَ. فَإِذَا انْصَرَفَ وَدَّعُوهُ وَ قَالُوا: یَا وَلِیَّ اللَّهِ مَغْفُوراً لَکَ أَنْتَ مِنْ حِزْبِ اللَّهِ وَ حِزْبِ رَسُولِهِ وَ حِزْبِ أَهْلِ بَیْتِ رَسُولِه، وَ اللَّهِ لَا تَرَى النَّارَ بِعَیْنِکَ أَبَداً وَ لَا تَرَاکَ وَ لَا تَطْعَمُکَ أَبَداً. (ابن قولویه، کامل الزیارات ص۱۳۴)

 

کامل الزیارات: على بن میمون صائغ، از حضرت امام صادق(ع) نقل کرده که آن حضرت فرمودند: اى على! قبر حسین علیه السّلام را زیارت کن و ترک مکن. عرض کردم: ثواب کسى که آن حضرت را زیارت کند چیست؟حضرت فرمودند: کسى که پیاده زیارت کند آن حضرت را، خداوند به هر قدمى که برمى‏ دارد، یک حسنه برایش نوشته، و یک گناه از او محو مى ‏فرماید، و یک درجه مرتبه‏اش را بالا مى ‏برد. و وقتى به زیارت رفت، حق تعالى دو فرشته را موکّل او مى‏ فرماید که آنچه خیر از دهان او خارج می شود را نوشته و آنچه شر و بد مى‏ باشد را ننویسند. و وقتى برگشت با او وداع کرده و به وى مى‏ گویند: اى ولىّ خدا! گناهانت آمرزیده شد. و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهل بیت رسولش مى ‏باشی، به خدا قسم! هرگر تو آتش را به چشم نخواهی دید و آتش نیز هرگز تو را نخواهد دید و تو را طعمه خود نخواهد نمود.

 

اربعین، پیوند حماسه حسینی با مهدویت

 

و اما پیوند نهضت امام حسین با نهضت امام زمان علیهما السلام به سبب زیارت اربعین، چنان است که امام عصر، هنگام ظهور و قیام، خویشتن را با امام حسین، معرفی می کند. گویی امام حسین، جهانی است و همگان وی را می شناسند. و پیاده رویی بیست میلیونی شیعیان در روز اربعین، به عنوان بزرگترین اجتماع بشریت در عصر معاصر، گویای چنین واقعیتی است. چنانکه (وقتی) امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که ظهور فرمود، پنج ندا می‌کند به اهل عالم، ازجمله: اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین قَتَلُوهُ عَطشاناً، اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین سحقوه عدوانا. (حائری یزدی، الزام الناصب فى اثبات الحجة الغائب، ج ۲، ص ۲۸۲). آیت ‌الله محمدتقی بهجت رحمة الله علیه دراین باره چنین، می فرمایند:

 

... امام زمان خودش را به واسطه امام حسین علیه السلام به همه عالم معرفی می‌کنند ... بنابراین در آن زمان باید همه مردم عالم، حسین علیه السلام را شناخته باشند... اما الان هنوز همه مردم عالم، حسین علیه السلام را نمی‌شناسند و این تقصیر ماست، چون ما برای سیدالشهدا علیه السلام طوری فریاد نزدیم که همه عالم صدای ما را بشنود، پیاده‌روی اربعین بهترین فرصت برای معرفی حسین علیه السلام به عالم است. (ر. ک: محمدحسین رخشاد، در محضر بهجت)

 

جاماندگان زیارت اربعین، به این دستور امام صادق عمل کنند

 

و اما وظیفه کسانی که در روز اربعین، نمی توانند امام حسین را در کربلا و در کنار مرقد شریف ایشان، زیارت کنند، چیست؟ امام صادق، دراین باره، چنین، می فرمایند:

 

يا سَديرُ، تَزورُ قَبرَ الحُسَينِ عليه السلام في كُلِّ يَومٍ؟ قُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ! لا، قالَ: فَما أجفاكُم! قالَ: فَتَزورونَهُ في كُلِّ جُمعَةٍ؟ قُلتُ: لا. قالَ: فَتَزورونَهُ في كُلِّ شَهرٍ؟ قُلتُ: لا. قالَ: فَتَزورونَهُ في كُلِّ سَنَةٍ؟ قُلتُ: قَد يَكونُ ذلِكَ. قالَ: يا سَديرُ، ما أجفاكُم لِلحُسَينِ عليه السلام! أما عَلِمتَ أنَّ للّهِ عَزَّ وجَلَّ ألفَي ألفِ مَلَكٍ شُعثٍ غُبرٍ يَبكونَ ويَزورونَ لا يَفتُرونَ، وما عَلَيكَ يا سَديرُ أن تَزورَ قَبرَ الحُسَينِ عليه السلام في كُلِّ جُمعَةٍ خَمسَ مَرّاتٍ وفي كُلِّ يَومٍ مَرَّةً؟ قُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ! إنَّ بَينَنا وبَينَهُ فَراسِخَ كَثيرَةً. فَقالَ لي: اصعَد فَوقَ سَطحِكَ، ثُمَّ تَلتَفِتُ يَمنَةً ويَسرَةً، ثُمَّ تَرفَعُ رَأسَكَ إلَى السَّماءِ، ثُمَّ انحو نَحوَ القَبرِ، وتَقولُ: السَّلامُ عَلَيكَ يا أبا عَبدِ اللّهِ، السَّلامُ عَلَيكَ ورَحمَةُ اللّهِ وبَرَكاتُهُ، تُكتَبُ لَكَ زَورَةٌ، وَالزَّورَةُ حُجَّةٌ وعُمرَةٌ. قالَ سَديرٌ: فَرُبَّما فَعَلتُ فِي الشَّهرِ أكثَرَ مِن عِشرينَ مَرَّةً. (کلینی، الکافی، ج ۴، ص ۵۸۹)

 

الكافى کلینی: «اى سَدير! قبر حسين عليه السلام را در هر روز، زيارت مى‏كنى؟». گفتم: فدايت شوم، نه! فرمود: «چه قدر جفاكاريد!». فرمود: «او را هفته‏اى يك بار، زيارت مى‏كنيد؟». گفتم: نه. فرمود: «در هر ماه، چه طور؟». گفتم: نه.

 

فرمود: «در هر سال، چه؟». گفتم: گاه، چنين مى‏شود. فرمود: «اى سَدير! چه قدر به حسين عليه السلام جفا مى‏كنيد! آيا نمى‏دانى كه خداى عزوجل، دو هزار هزار فرشته پريشان غبارآلود دارد كه مى‏گِريند و زيارت مى‏كنند و خسته نمى‏شوند. چه مى‏شود اى سَدير كه قبر حسين عليه السلام را در هر هفته، پنج بار و در هر روز، يك بار، زيارت كنى؟». گفتم: فدايت شوم! ميان ما و او فرسنگ‏ها راه است. امام عليه السلام به من فرمود: «به بالاى بام خانه‌‏ات برو. سپس به راست و چپ، توجّه كن و آن گاه، سرت را به سوى آسمان، بالا ببر و به سوى قبر حسين عليه السلام رو كن و بگو:" السَّلامُ عَلَيكَ يا أبا عَبدِ اللّهِ، السَّلامُ عَلَيكَ و رَحمَةُ اللّهِ و بَرَكاتُهُ : سلام بر تو، اى اباعبداللّه! سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد!". برايت، يك زيارت نوشته مى‏شود و زيارت، [معادل‏] يك حج و عمره است». [پس از آن،] گاه در يك ماه، بيش از بيست بار، آن را به انجام مى‏رساندم.

 

نکته پایانی

 

زیارت اربعین، نوعی «تجدید میثاق» با امام حسین(ع) و اهل بیت و امامان معصوم(ع) است. ابراز وفاداری نسبت به آنان و راه و مرامشان، ابراز عداوت و برائت نسبت به قاتلان و دشمنان آنان، تولّی و تبرّی، اعلام آمادگی برای جان فشانی در راه مقدّس آنان، بیان مواضع و همبستگی با خطّ نورانی اهل بیت پیامبر، تبعیّت و تسلیم و نصرت، شناخت چهره های حق و باطل و رهبران «نور» و «نار» و مسئله جهاد و شهادت و خطّ ایثارگری در راه مکتب و عقیده، که دستاورد شناخت فلسفه عاشورا و قیام حسینی است.

 

این مشی پیاده روی، نوعی اعلام آمادگی جانفشانی در راه امام حسین (ع) است چه جانی و مالی، چه قدمی و چه قلمی؛ به عبارت دیگر، آنهایی که در این ایام به زائران حسینی خدمت کنند و از جان و مالشان بذل می کنند به نوعی آمادگی دارند اگر امام حسین (ع) به این دنیا آمده و نیاز به کمک داشتند جانی و مالی ایشان را یاری کنند همانطور که منتظر ظهور فرزند ایشان و یاری آن حضرت (عج) هستند.

 

پیاده روی ۲۰ میلیونی شیعیان در روز اربعین، به عنوان بزرگترین تجمع جهان در طول تاریخ بشریت را تشکیل می دهد و این نیست مگر برافراشتن پرچم سیدالشهداء (ع) در میان همه قومیت ها، پیروان ادیان و مذاهب به منظور آمادگی برای ظهور آخرین ولی مطلق و ذخیره الهی و فرزند امام حسین، مهدی موعود و منجی مستضعفان جهان.

 

پیام اربعین، پیام پیروزی حق بر باطل و آغاز شکل جدیدی از نبرد فرهنگی با طاغوت‌های زمانه است. و مختص زمان خاصی نیست و این است راز معرفی امام زمان در عصر ظهور.

---------------------------------------

*دانش آموخته حوزه علمیه قم

منبع: حوزه نیوز 

 

 

رجانیوز


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

پاسخ تند امام رضا(ع) به کسانی که می گویند: "ما خمس نمی دهیم"!

نظرات 0





http://www.taraznews.com/


برچست ها :
تعداد بازدید : 2
     
print

****1

نظرات 0






لبوفروش، افراطی، حسود، کم سواد و...





ماجرای مدعیان اعتدال و شعاردهندگان تدبیر و امید با مردم و در ادامه، منتقدین، ظاهرا بسیار زودتر از پیش بینی ها و گمانه زنی ها به قسمت های جالب آن، که همانا اهانت به طرف مقابل است، رسیده است.
به گزارش رج به نقل از "خیبرآنلاین"، با گذشت 6 ماه از فعالیت دولت یازدهم که با همراهی کم سابقه سایر قوا و مجموعه نظام برای تحقق هرچه بهتر وعده ها و خدمات به مردم همراه شده است، ظاهرا برخی حضرات همچنان در حال و هوای فضای قبل از انتخابات و نیز، ایام رقابت های انتخاباتی گرفتار شده اند و باور ندارند که مردم به آنها رای داده اند و اینک، به جای سخنرانی و پشت سرهم ردیف کردن کلمات هم آهنگ، نوبت کار و خدمت شبانه روزی و بدون وقفه است.

براساس این گزارش، مدعیان اعتدال، در کنار برخی بی تدبیری ها مانند توزیع سبد کالای رایگان میان مردم که حتی صدای حامیان سابق دولت را نیز درآورده است و همینک، تصاویر مشمئز کننده تحقیر ملت ایران میان رسانه های ضدانقلاب دست به دست می شود و در سخنرانی های دشمنان قسم خورده ملت و البته دوستان بعضی ها(!) بر روی آنها تمرکز می شود، دست از توهین های گاه و بیگاه به مردم برنمی دارند.

اعتدالیون، هربار که سخنی در نقد آنها مطرح می شود، به جای پاسخ منطقی و قانع کننده، سریعا نه تنها آن نقد را نفی و سرکوب کرده، بلکه با انواع توهین ها، نقاد را بنفش می کنند!



گاهی محمود سریع القلم، مشاور رییس جمهور، درباره اعلام نظر مردم راجع به قطعنامه مرده ژنو می گوید: "تربیت عقلی در خانواده ما که بسیار ضعیف است نمی گوییم نیست، در مدرسه که خیلی جایگاه ندارد، در صحنه عمومی و رسانه ها هم که نیست. خیلی طبیعی است که من غریزی، احساسی و پوپولیستی تربیت بشوم. صدا و سیما هم که چقدر به این جریان کمک می کند، می رود از یک لبو فروش می پرسد نظر شما درباره برنامه هسته ای چیست؟، این خیلی اثر می گذارد. یا یک راننده تاکسی که از 5 صبح تا 12 شب باید در این خیابان ها بدود تا هزینه 3 بچه دانشجویش را درآورد، سر چهارراه از او می پرسند که نظر شما درباره برنامه هسته ای و مذاکرات ژنو چیست؟ او چه دانشی دارد که یک واکنش منطقی به این سوال بدهد"!

مشاهده می شود که در یک بند از سخنرانی محمود سریع القلم، به خانواده ایرانی، تربیت عقلی آن، مدرسه، صحنه عمومی، رسانه ها، صداوسیما، قشر قابل احترام لبوفروش و راننده تاکسی انواع و اقسام توهین های خاص اعتدالیون مطرح می شود.

مدتی بعد، اکبر ترکان، مشاور ارشد شیخ حسن روحانی، که یدطولایی در توهین به اقشار مختلف و بیان سخنان شاذ و عجیب دارد، به صورت کاملا شفاف نیمی از مردم را مدافع بی قانونی می داند و مدعی می شود: "شما فكر نكنيد كه يك نفر در مملكت وجود دارد كه مي‌گويد من قانون را قبول ندارم بلكه اين يك جريان مشخص بود كه مي‌گفتند ما قانون را قبول نداريم. اكنون 49/5 درصد آرا را شامل مي‌شوند. اين 49/5 درصد آرا كساني بودند كه در مقابل جرياني كه مقابل قانون ايستاد سكوت كردند. اين 49/5 درصد سكوت كردند و نگفتند كه تو بي‌جهت فكر كردي كه مي‌تواني قانون را قبول نداشته باشي"!

او البته قبل از این یکبار دیگر به کسانی که فردی غیر از کاندیدای منتخب را دارای صلاحیت بیشتری برای ریاست جمهوری دانسته و به او رای داده بودند، را اینچنین مورد نوازش قرار می دهد که: "مردم در ۲۴ خرداد به افراط، تفریط، خشونت، خودرأیی، تک‌رأیی، عدم مشورت و عدم تدبیر رأی ندادند و به اعتدال، تدبیر و عقلانیت رأی دادند"!

مفهوم عبارات بالا از دیدگاه آقای مشاور آن است کسانی که به روحانی رای نداده اند دارای خصوصیات فوق هستند و همچنین، همه آنها بی قانون هستند و می گویند ما قانون را قبول نداریم. اگرچه برای این همه توهین و سخنانی که قطعا بار حقوقی دارد، پاسخ های کوبنده ای وجود دارد که حداقل طی 4 سال گذشته تاکنون مشخص شد چه کسی قانون را قبول ندارد و چه کسانی، بلافاصله پس از اعلام شمارش آرا، به رییس جمهور منتخب مردم تبریک گفتند، اما این نوشتار تنها در پی آن است تا لیست توهین مدعیان اعتدال به مردم را مورد واکاوی قرار دهد و پاسخ ها را برای فرصت دیگری وامی نهد.

بازتاب دو جمله فوق از دو مشاور رییس دولت یازدهم هنوز تمام نشده بود که روز گذشته (سه شنبه) نوبت به جناب معاون اول رسید تا او نیز دست در چنته خود کرده و توهین جدیدی را نثار منتقدین کند. اسحاق جهانگیری با اشاره به اقدامات دولت در موضوع سیاست خارجی و قطعنامه مرده ژنو گفت: "مخالفت‌هایی که در این زمینه انجام می‌شود از روی حسادت است و برخی می‌گویند چرا این کار را ما انجام ندادیم"!

جهانگیری در حالی به منتقدین توهین کرد و آنان را حسود نامید که البته توضیح نداد کدام اقدام دستگاه دیپلماسی طی 6 ماه اخیر توانسته قوه حسادت آنها را برانگیزاند؟ بی احترامی برخی هیات های اروپایی در دیدار با برخی مسئولان کشور که حتی برای سلام و احترام از جای خود بلند نشدند، آیا حسادت دارد؟ آیا قطعنامه ضعیف و مرده ای که انواع و اقسام مشکلات حقوقی، فنی، سیاسی و... در آن به وفور مشاهده می شود، می تواند اسباب حسادت شود؟ دیپلماسی خنده در مواجهه با دشمنان ایران و اخم در مقابل منتقدین داخلی، چه حسادتی را به همراه خواهد داشت؟ مذاکرات مثلا محرمانه ای که هنوز طرف پایش را از اتاق جلسه بیرون نگذاشته، خبرهای آن در عموم رسانه ها منتشر می شود، آیا می تواند با حسادت همراه شود؟ بازی با عزت مردم و خون مطهر شهدای هسته ای، چه ارتباطی با حسادت دارد؟ ثبت روز 30 دی به عنوان روز سیاه هسته ای در تاریخ ملت ایران آیا موجب حسادت کسی خواهد شد؟ و دست آخر، شرطی کردن جامعه و ندیدن اقتصاد هزار میلیارد دلاری ایران و گره زدن همه مشکلات ارضی و سمایی به خنده شیطانی آمریکا و گرفتن تنها 4/2، آن هم به صورت نسیه و "آیا بده آیا نده"، واقعا حسادت دارد؟!

و آخرین توهین به مردم و منتقدین را شخص شیخ حسن آقای روحانی به زبان آورد که باعث تعجب و تاسف همگانی شد. رییس دولت مدعی تدبیر و امید، پس از نگاه دستوری به دانشگاه و اساتید و برخورد توام با ناراحتی نسبت به آنان که چرا در برابر قطعنامه مرده ژنو سکوت کرده اند، نتوانست خشم خود را پنهان کند و با بیان عباراتی اهانت آمیز، مدعی شد "چرا فقط یک عده معدود کم‌سواد که از جایی خاص تغذیه می‌شوند، باید از توافق ژنو حرف بزنند اما اساتید دانشگاه‌های ما خاموشند؟"!

رییس دولت یازدهم البته در سخنان خود عبارات توهین آمیز دیگری هم به کار برد که فعلا از کنار آنها عبور می کنیم و البته با توجه به شان ریاست جمهوری، هم اکنون درصدد پاسخ نیز برنمی آییم و همه چیز را به آینده و پس از فعال شدن اذهان عمومی موکول می کنیم.

عبارات و جملات توهین آمیز فوق، تنها بخشی از همه ای بود که در رسانه ها برجسته شده و طی 6 ماه فعالیت دولت یازدهم نثار مردم و منتقدین شده است و جملات بسیار دیگری نیز وجود دارد که از گوشه و کنار دولت، شنیده می شود.

به راستی، آیا این مردم نجیب سزاوار این اهانت ها هستند؟ آیا سبد تحقیر کرامت مردم که با عنوان کالای رایگان معرفی شده بود، بس نیست؟ آیا گره زدن همه مطالبات ملی به 4/2 میلیارد دلار وعده نسیه آمریکا و همپالگی هایش که به آنها کوچکترین اعتماد وجود ندارد، و سخنان تحقیرآمیز مقامات آمریکا خطاب به ملت بزرگ ایران که پس از امضای قطعنامه مرده ژنو، بر گستاخی آنان افزوده شده، برای این مردم کفایت نمی کند که حال باید هر از گاهی در انتظار یک توهین رسمی و علنی از سوی مقامات دولتی باشند؟

نفر بعدی این دومینو کیست و جمله و عبارت توهین آمیز آتی چه خواهد بود؟ البته توصیه می شود دوستان فاصله های زمانی و نیز شدت توهین ها را نیز مورد توجه قرار دهند؛ وقتی که ظرف 6 ماه، این همه ادبیات اهانت آمیز نثار ملت می شود، نگرانی به وجود می آید که مبادا در ادامه 3 سال و اندی باقی مانده از عمر این دولت، کار به "بـــــــوق" هم بکشد!




السلام علیک یا امام هادی(علیه السلام) 
روحی فداک




کارهایی که ما را شبیه پیامبر(ص) می‌کند

پيامبر اکرم حضرت محمد(ص):

آيا شما را از شبيه ترينتان به خودم با خبر نسازم؟ گفتند: آرى اى رسول خدا! فرمودند: هر كس خوش اخلاق‏‌تر، نرم‏خوتر، به خويشانش نيكوكارتر، نسبت به برادران دينى‏ اش دوست ‏دار تر، بر حق شكيباتر، خشم را فرو خورنده ‏تر و با گذشت ‏تر و در خرسندى و خشم با انصاف ‏تر باشد.متن حدیث:

ألا اُخْبِرُكُمْ بِاَشبَهِكُم بى؟ قَالوا: بَلى يا رَسولَ اللّه‏ِ. قالَ: اَحسَنُكُم خُلقا وَ اَليَنُكُم كَنَفا وَ اَبَرُّكُم بِقَرَابَتِهِ وَ اَشَدُّكُم حُبّا لاِخوانِهِ فى دينِهِ وَ اَصبَرُكُم عَلَى الحَقِّ وَ اَكظَمُكُم لِلغَيظِ وَ اَحسَنُكُم عَفْوا وَ اَشَدُّكُم مِن نَفْسِهِ اِنْصافا فِى الرِّضا وَ الْغَضَبِ؛

پی نوشت :

«اصول كافى» به نقل از صابرنیوز 





احادیث جالب امام صادق(ع)درباره ازدواج


امام صادق (ع) فرمود: دو رکعت نماز مردی که ازدواج کرده، بر نماز شب و روزه مرد مجرد برتری دارد.


توصیه و تشویق به ازدواج از منظر امام صادق(ع)

آیات قرآن و روایات اهل بیت (ع) به شدت ازسخت گیری بی جا درمعیارهای ازدواج پرهیز داده اند، زیرا به ترویج فساد در جامعه وابتلاء جونان به آسیبهای روانی حاصل از سرکوب غرایز طبیعی منجر می شود.

امام صادق (ع) فرمود: مردی نزد پدرم آمد، پدرم به او گفت: آیا همسرداری؟ گفت: نه، پدرم گفت: من دنیا وآنچه درآن است را با یک شب بودن با همسر عوض نمی کنم. سپس فرمود: دو رکعت نماز مردی که ازدواج کرده، بر نماز شب و روزه مرد مجرد برتری دارد. سپس پدرم 7 دینار به او داد و گفت: با این مبلغ مقدمات ازدوج را فراهم کن، آنگاه پدرم افزود: رسول خدا (ص) فرمود: تشکیل خانواده دهید ( ازدواج کنید که رزق و روزی شما افزون شود).

وساطت در ازدواج

درسوره نورآیات 32 و 33 قرآن مجید خداوند می فرماید: دخترها وپسرها مجرد را و غلامان وکنیزان خود را که شایسته باشند، همسر دهید. اگرتنگدست باشند، خدا به کرم خود توانگرشان خواهد ساخت که خدا گشایش دهنده و داناست، آنان که استطاعت برای ازدواج ندارند باید پاکدامنی پیشه کنند تا خدا از کرم خویش توانگرشان گرداند.

امام صادق(ع) می فرماید: هر که دختر یا پسر مجردی را همسر دهد، خداوند در روز قیامت با دیده رحمت به او می نگرد.

امام صادق(ع) فرمود: پیامبر (ص) می فرماید: ازدواج کنید و مجردان را نیز همسردهید. آگاه باشید بهره مسلمان آن است که مالی را جهت ازدواج فرد مجردی هزینه کند. هیچ چیز نزد خداوند عزوجل محبوب تر از خانه ای که با ازدواج آباد شود، نیست. سپس امام صادق (ع) فرمود: خداوند عزوجل در مورد طلاق هشدار داده و مکرر این هشدار را بیان فرمود و این به دلیل نفرت او از طلاق بود.

صفات زن شایسته

امید است که اگر پیغمبر، شما را طلاق داد خدا زنانی بهتر از شما به جایتان با او همسر کند که همه، مسلمان وبا ایمان، خاضع، اهل توبه و عبادت و رهسپار طریق معرفت باشند، چه باکره و چه غیر باکره ( بیوه یا مطلقه).

امام صادق(ع) به داوود کرخی هنگامی که قصد ازدواج داشت، فرمود: بیندیش وجودت را کجا قرار می دهی؟

زن قید و بند زندگی است، پس دقت کن که خودت را به چه چیز مقید می سازی، برای زنان سنجش نیست، نه برای خوبان آنها و نه برای بدان آنان. زنان خوب را با طلا و نقره نیز نمی توان سنجید، زیرا از طلا و نقره برترند و زنان بد را با خاک هم نمی توان ارزش گذاری کرد که خاک از آنها بهتر است.

اگر مرد با زن به خاطر زیبایی یا ثروتش ازدواج کند به همان واگذار شود واگر با زن به خاطر دینش و فضائلش ازدواج کند، خداوند زیبایی و ثروت را روزیش گرداند.

ارج نهادن به ایده جوان در ازدواج


شخصی گوید: به امام صادق(ع) گفتم: می خواهم با زنی ازدواج کنم و پدر و مادرم می خواهند زن دیگری را به ازدواج من درآورند، امام (ع) فرمودند: با کسی که خودت می خواهی ازدواج کن و با آنکه پدر و مادرت می خواهند ( و تو مایل نیستی) ازدواج مکن.

عشق و احساس متقابل زن و شوهر

امام صادق (ع) فرمود: بهترین زنان شما با محبت ترین زنان نسبت به شوهرانشان و مهربان ترین مادران نسبت به فرزندانشان هستند آنهایی که در امور جنسی مطیع همسران شان هستند و دربرابر دیگران عفیفند.

زن در روابط میان خود و شوهرهمدلش، از سه خصلت بی نیاز نیست که یکی از آن سه، اظهار عشق به شوهر با دلربایی است.

هرگاه عشق و علاقه مردی به همسرش زیاد می شود برایمان او افزوده می شود و هرکس محبتش نسبت به ما اهل بیت زیاد شود، محبتش نسبت به زن و همسر زیاد می شود.




حسن معاشرت متقابل زن و شوهر

امام صادق(ع) فرمود: شوهر درروابط میان خود وهمسرش به سه چیز نیاز دارد: مدارا و خوش رفتاری با زن، تا همراهی، محبت و علاقه زن را جلب کند. خوش اخلاقی با زن، با بدست آوردن قلب و پیراستن ظاهری اش در مقابل دیدگان و گشاده دستی با او، زن نیز در روابط خود با همسرش به سه ویژگی نیاز دارد: خود را از هر پلیدی دور نگه دارد تا آنجا که شوهرش درهر حالتی خوش یا ناخوش به او اطمینان کند و متعهد بودن زن تا به هنگام خطا، شوهر به او توجه کند. اظهار عشق و علاقه به همسرهمراه با دلربایی وظاهری جذاب دربرابر دیدگان او انسان درخلال برآوردن نیازهای منزل و عیال به سه چیز نیازمند است، حتی اگر آن چیزها با طبع اوسازگار نباشد با یکی از آنها معاشرت نیکوست. خداوند رحمت کند مردی که روابط میان خود و زنش را نیکو قرار می دهد.

نهی از بد رفتاری شوهر با زن

به امام صادق(ع) عرض شد، مردی به زنش گفت تو هنگام ازدواج با من دوشیزه نبودی، حضرت فرمودند: باید آن مردی به دلیل تهمتی که به زن خود زده، کتک بخورد، سوال شد: ولی مرد سخن خود را دوباره تکرار کرد. حضرت فرمودند: این مرد کتک می خورد به میزانی که ادب شود نه آنکه حد بر او جاری شود. این عمل صورت می پذیرد تا شوهر، همسر با ایمان خود را با تهمت زدن، آزار نرساند.

نهی از بد رفتاری با شوهر

امام صادق (ع) فرمود: سه چیز زندگی را تیره و تار می کند، سلطان ستمگر، همسایه بد، زن بد دهان و فحاش.

شومی وبدی درسه چیز است: که یکی از آنها زنی است که مهریه اش زیاد باشد و نسبت به شوهرش بد رفتاری کند.

نقش زن و شوهر در پوشاندن عیوب و آراستن یکدیگر به جمال باطنی

امام صادق (ع) فرمود: پنج خصلت است که هر کس یکی از آنها را نداشته باشد پیوسته در زندگانی کمبود دارد، عقلش از میان می رود و قلبش مشغول می شود، یکی از آنها وجود همدم و همراه مناسب است. راوی گوید گفتم: همدم همراه کیست؟ آن حضرت فرمودند: زن صالح( شایسته).

امام صادق(ع) فرمود: علی و فاطمه دو دریای عمیق از علم هستند.

زن وشوهرها در بهشت

هم و ازواجهم علی الارائک متکئون سوره یس آیه 56

ایشان همراه به همسران خود ( در بهشت) در سایه هستند وبر سریر ها تکیه زده اند.

کسانی که خود و همسران شایسته آنان داخل بهشت می شوند و ملائکه نیز از هر دری برآنان وارد می شوند، درحالی که می گویند: سلام بر شما به سبب صبری که کردید، پس خوب خانه آخرتی نصیب شما شد. (سوره رعد آیه 24 و 23)

امام صادق(ع) فرمود: هنگامی که مومنان در آستانه درها (مواقف قیامت) محاسبه می شوند، همسرانشان در انتظار آنها هستند همان گونه که دردنیا در آستانه در، منتظر آنها بودند. پس فرستاده ای به زنان بشارت می دهد و می گوید: به خدا قسم فلانی از حساب معاف شد. زنان می گویند: به خدا؟ پس گفته می شود: به خدا او را دیدم که از حساب معاف شد و هنگامی که نزد همسران شان می آیند آنها به او تبریک گفته، می گویند: در دنیا کسی جز ما استحقاق اینکه خانواده تو باشد را نداشت.


22 شهریور 1391



 اين برداشت من از جنبش دانشجوئى و نگاه من به جنبش دانشجوئى است: ضد استكبارى، ضد فساد، ضد اشرافيگرى، ضد حاكميت تجمل‌گرايانه و زورگويانه، ضد گرايشهاى انحرافى؛ اينها خصوصيات جنبش دانشجوئى است. امام خامنه ای ۱۳۸۷/۰۹/۲۴
نگرانی مراجع تقلید از برخی اقدامات وزارت ارشاد

 آیت‌الله مکارم شیرازی از مراجع تقلید عظام با انتقاد از تلاش‌ها برای معارضه یا ممیزی کتاب تصریح کرد: سخنانی از وزارت ارشاد به گوش می‌رسد که نگران‌کننده است؛ چرا می‌گویند ممیزی نباشد یا چرا به تعطیلی روزنامه موهن اعتراض می‌کنند.

استاد حوزه علمیه قم چند روز پیش در جمع اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی بیان کرده بود: تا زمانی که مسائل فرهنگی و اجتماعی حل نشود، تمام جامعه در خطر خواهد بود.
 
آیت‌الله مکارم شیرازی تصریح کرد: هنوز هم گاهی اوقات برخی اندیشه‌های روشنفکرمآبانه یا غرب‌زده جلوی بعضی دستورات اسلامی را می‌گیرند ولی نمایندگان مجلس باید با تبعیت از امام راحل و رهبر معظم انقلاب این عقیده را داشته باشند که مسائل شرعی و دینی از جوسازی‌های محیطی تاثیر نمی‌پذیرند و در این بین با تدبیر عمل کنند.
وی افزود: چرا گفته می‌شود ممیزی در کتاب نباشد یا این که روزنامه توهین‌کننده به حضرت علی(ع) تعطیل نشود یا اینکه اصرار به رفع فیلتر فیسبوک چه معنایی دارد؟
 
استاد برجسته حوزه علمیه قم با بیان اینکه این‌گونه حرف زدن موجب می‌شود ارشاد اسلامی به ارشاد غیراسلامی تبدیل شود، گفت: در مقاله روزنامه بهار آمده بود که علمای اسلام جاهل هستند که بر مسئله غدیر تاکید می‌کنند و سؤال اینجاست که چرا گفته‌ می‌شود این روزنامه را تعطیل نکنید.
 
این اظهارات آیت‌الله مکارم شیرازی در شرایطی بیان شده که وزارت ارشاد طی سه ماه گذشته نسبت به حل مشکلات اصلی عرصه نشر کشور بی‌توجه بوده و مسئله ممیزی را که یک موضوع فرعی محسوب می‌شود را به اولویت اول این عرصه تبدیل کرده است. طرح این مسائل و تلاش‌هایی برای حذف ممیزی کتاب، با استقبال رسانه‌های ضد ایرانی و به ویژه بی‌بی‌سی فارسی مواجه شد.
 
چندی پیش، چند نویسنده و شاعر سکولار که در میان آنها چند متهم و مجرم ضد امنیتی هم دیده می‌شدند، در نامه‌ای به وزیر ارشاد، خواهان حذف ممیزی از حوزه کتاب شده بودند.رجانیوز












به نظر شما...


باید مواد مخدر بدون حساب از مرزها وارد کشور شود؟‌ یا اینکه هم باید جلوی ورود مواد را بگیریم و هم مصونیت فکری و فرهنگی در جوانان  ایجاد کنبم تا به سمت مواد نروند؟


 در قضایای فرهنگی هم اینگونه باید عمل شود. تا آنجا که ممکن است هم باید مصونیت فرهنگی ایجاد کنیم و هم جلوی ورود سم را به غذای فکری و روحی جامعه بگیریم.




گویند که...


گویند که : "انرژی هسته ای حق مسلم ماست...اما در کنارش پیشرفت و توسعه هم حق مسلم ماست...بهبود معیشت و رفاه مردم هم حق مسلم ماست..."

برای من سوال شد... حفظ عزت و اقتدار ملت هم آیا حق مسلم ماست یا نیست....آزادگی و حریت هم حق مسلم ماست یا نیست؟؟؟




آيا موسيقي، انسان را در رسيدن به هدف والاي خود کمک مي کند؟

شکي نيست که همه نعمت‌هايي که خداي متعال در اين عالم به انسان عطا فرموده مي‌تواند در راه تکامل انسان مورد استفاده قرار گيرد و از جمله نعمت صداي خوب و آهنگين (موسيقي به معناي عام) چنان که استفاده از زيبايي‌هاي طبيعت مي‌تواند انسان را در راه خداشناسي و پي بردن به جلال و جمال الهي کمک کنند؛ ولي از آن‌جا که معمولاً نعمت‌هاي مادي ابزاري دو سويه و شمشيري دو لبه است و ممکن است در راه سقوط انسان به کار گرفته شود، خداي متعال به وسيله انبيا حدود و شرايط استفاده از نعمت‌ها را به صورت احکام ديني بيان فرموده است. بنابراين استفاده از صداي خوش و آهنگين در صورتي که در مسير تکامل حقيقي انسان قرار گيرد مطلوب است؛ چنان که آواز حضرت داوود يکي از مزاياي بزرگ آن حضرت به شمار مي‌رود، و خواندن قرآن به صوت خوش و هم‌چنين ساير چيزهايي که در توجه انسان به خدا مؤثر است، مانند دعاها و مناجات‌ها، مورد تأکيد قرار گرفته است. اما آوازهايي که معمولاً غرايز حيواني را تحريک مي‌کند و موجب غفلت انسان از خدا و آخرت مي‌شود مورد نهي قرار گرفته است.




اگر دلمان را به آنچه كه تاكنون به دست آورديم، خوش كنيم، شكست خواهيم خورد؛ اگر توقف كنيم، به عقب پرتاب خواهيم شد؛ اگر دچار غرور شويم، دچار عُجب و خودشگفتى شويم، به زمين خواهيم خورد؛ اگر ما مسئولان كشور - بخصوص اين ديگر مربوط به ما مسئولان است - دچار خودمحورى شويم، دچار تكبر شويم، دچار خودشگفتى شويم، تودهنى خواهيم خورد. دنيا اينجور است، سنت الهى اين است. در پى كسب محبوبيت نباشيم، دنبال تمتعات دنيوى نباشيم، دنبال پرداختن به اشرافيگرى و تجملات نباشيم. ما مسئولين، خودمان را حفظ كنيم؛ همچنان كه اين مرد بزرگ خود را حفظ كرد. اگر ما اينجا دچار اشتباه شويم، مصداق همان آيه‌ى شريفه خواهيم شد كه: «و احلّوا قومهم دار البوار. جهنّم يصلونها و بئس القرار اگر دلمان را به آنچه كه تاكنون به دست آورديم، خوش كنيم، شكست خواهيم خورد؛ اگر توقف كنيم، به عقب پرتاب خواهيم شد؛ اگر دچار غرور شويم، دچار عُجب و خودشگفتى شويم، به زمين خواهيم خورد؛ اگر ما مسئولان كشور - بخصوص اين ديگر مربوط به ما مسئولان است - دچار خودمحورى شويم، دچار تكبر شويم، دچار خودشگفتى شويم، تودهنى خواهيم خورد. دنيا اينجور است، سنت الهى اين است. در پى كسب محبوبيت نباشيم، دنبال تمتعات دنيوى نباشيم، دنبال پرداختن به اشرافيگرى و تجملات نباشيم. ما مسئولين، خودمان را حفظ كنيم؛ همچنان كه اين مرد بزرگ خود را حفظ كرد. اگر ما اينجا دچار اشتباه شويم، مصداق همان آيه‌ى شريفه خواهيم شد كه: «و احلّوا قومهم دار البوار. جهنّم يصلونها و بئس القرار(مقام معظم رهبری 14\3\91)



عامل پيروزي ما عشق به امام حسين بود؛ نه عشق به سکه‌هاي طلا/ استراتژي آمريکا تبديل روحيه شهادت‌طلبی به رفاه‌طلبی است


سنت الهي چنين است که کمک‌هاي خود را به کساني ارزاني مي‌دارد که استعداد کسب آن‌ها را از طريق سپاس‌گزاري و قدرداني از نعمت‌هاي او به دست آورده باشند.


این عالم وارسته ادامه داد: انسان به دليل ضعف شناخت و غفلت، مرتکب اشتباهاتي مي‌شود و براي اين‌كه بتواند قدردان نعمت‌هاي الهي باشد، بايد اين نقاط ضعف را شناسايي کند و از آن‌ها عبرت بگيرد.

ايشان يکي از شيوه‌هاي تربيتي خداوند در قرآن را بيان داستان‌ها و سرگذشت اقوام گذشته عنوان كرد، و افزود: هدف قرآن از بيان داستان‌هاي پيشينيان كشف و تقويت نقاط مثبت، و شناسايي و جبران نقاط ضعف اقوام و امت‌هاي گذشته است. براي مثال، پس از ذكر ماجراي جنگ بدر، اعتماد بر خداوند را سبب پيروزي آن عده‌ اندک معرفي مي‌كند و با بيان داستان جنگ حنين، اعتماد به توان و تعداد خود را زمينه‌ساز شکست مسلمانان عنوان مي‌كند.

وی افزود انقلاب اسلامي ايران را انقلابي با ويژگي‌هاي خاص و آن را در عالم کم‌نظير دانست، و گفت: ما بايد هر اندازه که مي‌توانيم با مطالعه و بهره‌گيري از رهنمودهاي مقام معظم رهبري، نقاط قوت و ضعف خود را بشناسيم و قوت‌ها را تقويت و ضعف‌ها را جبران کنيم.

ايشان اولين نقطه قوت انقلاب اسلامي را توجه و توکل به خداوند در موقعيت‌هاي گوناگون معرفي كرد، و گفت: شعار امام «نه شرقي و نه غربي» بود. امام به هيچ‌کس جز خداوند تکيه نداشت و زماني كه نهضت را آغاز کرد، اکثريت مردم، و حتي بسياري از اقران امام باور نمي‌کردند که بتوان شاه و سلطنت او را در هم شکست؛ اما امام مي‌فرمود ما براي خدا قيام کرده‌ايم، و خداوند به ما کمک خواهد کرد.

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم دومين نقطه قوت انقلاب اسلامي را توجه به اسلام و ياري دين خدا دانست، و افزود: اگر فرمايشات امام را واژه‌شماري کنيم، در مي‌يابيم مسأله‌اي كه امام بيشترين تأكيد را بر آن داشتند اسلام است. از همين رو بر خلاف بعضي کشورهاي انقلابي ديگر مثل مصر كه محور قيامشان ناسيوناليسم و قوميت عربي بود، محور نهضت مردم ايران اسلام بود و مردم با روشنگري‌هاي امام و پيروي از دستورات ايشان به دنبال اسلام و ياري دين خدا بودند.

ايشان حاکميت اسلام با محوريت ولايت فقيه در ايران را دستاوردي مهم و اساسي خواند، و گفت: اين‌که يک آخوند در رأس هرم قدرت قرار گيرد و به‌جاي شاه بنشيند براي هيچ‌کس باورپذير نبود و حتي از نظر روشن‌فکران خنده‌دار بود؛ اما امام اصل ولايت فقيه را در درس خود مطرح کرد، درباره آن کتاب نوشت و آن را در عمل پايه‌گذاري کرد. امام ـ‌رحمت‌الله عليه‌ـ حکومت را متعلق به خدا، و مجريان آن را نيز امامان معصوم و در غيبت آنان فقها مي‌دانست.

این عالم وارسته افزود: مردم، به ويژه کساني که در انقلاب نقش اساسي ايفا كردند، باور داشتند که ارزش‌ها منحصر در ماديات نيست؛ بلكه ارزش‌هاي معنوي مثل رضايت خداوند و خشنودي امام زمان والاتر و مهم‌تر از ارزش‌هاي مادي است.

وي هم‌چنين گفت: مکتب اسلام و عشق به امام حسين ‌ـ‌عليه‌السلام‌ـ به ما آموخت اگر امر داير بين ماديات و معنويات شد، معنويات اهم است؛ و اگر دين به خطر افتاد، بايد جان را فداي دين کرد. از همين‌رو بزرگ‌ترين آرزوي شهيدان سر گذاشتن بر دامان سيدالشهداء ـ عليه‌السلام بود؛ نه رفاه زن و فرزند.

عضو مجلس خبرگان رهبري خاطر نشان کرد: استراتژيست‌هاي آمريکايي تصريح کرده‌اند پيروزي بر ايران با استفاده از ابزارهاي نظامي به تنهايي امكان‌پذير نيست؛ بلکه تبديل روحيه شهادت‌طلبانه به رفاه‌طلبانه زمينه اين امر را فراهم مي‌كند. از همين‌رو دشمن تمام تلاش خود را به‌كار مي‌گيرد تا روح معنويت و اتکا به خداوند را از ما بگيرد.

استاد اخلاق حوزه علميه رفاه‌طلبي و دنيازدگي بعضي از مسؤولان و اقشار مردم را مهم‌ترين نقطه‌ضعف انقلاب دانست، و گفت: اين نقطه‌ضعف در صدر اسلام هم وجود داشت. کساني که با حضرت علي ـ‌عليه‌السلام‌ـ درافتادند و حق ايشان را غصب کردند، عقيده داشتند که آنها بايد از حق ويژه‌اي برخوردار باشند.

ايشان در ادامه گفت: برخي از متصديان و مسؤولان انقلاب نيز از همان ابتدا به فکر پيشرفت‌هاي مادي خود و خانواده‌شان بوده و با ويژه‌خواري و هزينه کردن از بيت‌المال اسباب رفاه را براي خود فراهم کرده بودند و بعضي از ايشان پس از چند دهه پرچم‌داري انقلاب، در جريان فتنه سال 88 چهره واقعي خود را نشان دادند.

وی تأکيد کرد: عامل پيروزي ما عشق به امام حسين بود؛ نه عشق به سکه‌هاي طلا.

وي اعتقاد به ولايت فقيه و پيروي از ولي امر را ضروري و حيات‌بخش خواند، و افزود: متأسفانه کساني هستند که اين اصل اساسي را باور ندارند و اساساً تشکيل اين حکومت را امري اتفاقي و بهره‌برداري امام از موج ايجاد شده در جامعه آن روز مي‌دانند.

اين استاد اخلاق هم‌چنين گفت: در زمان پيامبر ـ‌صلوات‌الله عليه‌ـ بسياري از افراد در فرمايشات آن حضرت در باره جانشيني حضرت علي ـ‌عليه‌السلام‌ـ ترديد داشتند و حتي به پيغمبر اكرم مي‌گفتند آيا اين حرف تو است، يا دستور خدواند است؟! امروز نيز عجيب نيست كه كساني باور نکنند که حضور ولي‌فقيه براي اداره کشور بر اساس دستورات اسلام ناب، ضروري و لازم است.

وي با اشاره به مشکلات اخلاقي و رفتاري رؤساي جمهور بعضي از کشورها گفت: بعد از نعمت اسلام و انقلاب، نعمت ولي فقيهي پاک، دلسوز و مهربان از منت‌هاي خداوند بر ما است.

وي افزود: بنده در طول 40 سال آشنايي با ايشان نديدم که معظم‌له با کسي خصومت شخصي داشته باشد؛ چنين کسي را کجا مي‌توان يافت؟

استاد حوزه علميه با اشاره به اهميت شناخت مسأله ولايت فقيه، همراه با عشق قلبي و اطاعت عملي، بيان کرد: بايد بدانيم که مرتبه نازله اطاعت از امام معصوم، پيروي از ولي فقيه است. پس بايد اين امر را به عنوان يک واجب شرعي تلقي كرده و هم خود و هم ديگران را به آن ترغيب کنيم.

ايشان، در پايان ساده‌زيستي، صرفه‌جويي و پرهيز از رفاه‌طلبي را امري ضروري دانست، و خاطرنشان کرد: صرفه‌جويي و ساده‌زيستي محور اقتصاد مقاومتي است و بايد توجه داشته باشيم هزينه‌هايي که در برخي از كارها صرف مي‌شود، با ارزش‌هاي انقلاب و روح اسلام سازگار نيست و بايد در حد معقول و نافع و به‌گونه‌اي که حق مردم پايمال نشود، از ريخت‌وپاش‌هاي اضافي پرهيز کنيم.


منبع:رجا

مصباح*






زن بودن، براى زن يك نقطه‌ى امتياز است، يك نقطه‌ى افتخار است. اين افتخارى نيست براى زن كه او را از محيط زنانه، از خصوصيات زنانه، از اخلاق زنانه دور كنيم. خانه‌دارى را، فرزنددارى را، شوهردارى را ننگ او به حساب بياوريم. فرهنگ غربى خانواده را متلاشى كرد. امروز يكى از مشكلات بزرگ دنياى غرب، متلاشى شدن خانواده‌هاست، افزايش فرزندان بى هويت است. اينها گريبان غرب را خواهد گرفت. حوادث اجتماعى بمرور پيش مى‌آيد. غرب از همين نقطه سخت‌ترين ضربه‌ها را خواهد خورد و اين تمدن مادى پر زرق و برق از همين نقطه فرو خواهد ريخت.
اسلام با نظر كرامت به زن نگاه ميكند. همه‌ى خصوصيات انسانى ميان زن و مرد مشترك است. يك انسان قبل از آنى كه اتصاف پيدا كند به زن بودن، يا مرد بودن، متصف است به انسان بودن. در انسانيت، زن و مردى وجود ندارد، همه يكسانند. نگاه اسلام اين است. خصوصيات جسمى‌اى خداى متعال در دو جنس قرار داده است كه هركدام نقشى در ادامه‌ى آفرينش، در رشد و تعالى انسان، در حركت تاريخ بر عهده دارند؛ و نقش زن مهمتر است. مهمترين كار انسان، تداوم بخشيدن به نسل بشرى است؛ يعنى توليد مثل؛ نقش زن در اين كار قابل مقايسه با نقش مرد نيست. خانه از اين جهت مهم است، خانواده از اين جهت مهم است، محدوديتهاى اعمال غرائز جنسى از اين جهت مهم است؛ با اين ديد بايد به مسائل اسلام و به احكام شريعت اسلامى نگاه كرد. غربِ گمراه، اسم اينها را ميگذارد محدوديت. اسم آن اسارت گمراه‌كننده را ميگذارد آزادى! اين جزو فريبهاى غربى است. اين يك نكته درباره‌ى مسئله‌ى زن.
 شما بانوان نخبه، دختران نخبه، جوانان نخبه، يكى از مهمترين مسئوليتهاتان امروز اين است كه نقش زن را از ديدگاه اسلام ترسيم كنيد، برجسته كنيد، روشن كنيد؛ تربيت انسانى زن بزرگترين خدمت به جوامع انسانى و اسلامى است؛ اين حركت بايد راه بيفتد. البته راه افتاده است، بايد تشديد بشود، بايد فراگير بشود، بايد پيش برود و شما در اين حركت، بدون ترديد پيروز خواهيد شد. يك كار اساسى اين است. (مقام معظم رهبری 21\4\91)




ماجرای پسر بچه چهارده ساله‏اى كه درفرانسه كودكى رابه قتل رساند



آنچه را كه امروز نسل جوان از راه ديدن و شنيدن ياد مى‏گيرند، گمراه كننده است. اكثر فيلمهايى كه در سينماها نمايش مى‏دهند، از ماجراهاى عشقى و كانگستر بازى مايه گرفته و دختران و پسران را به وادى ضلالت سوق مى‏دهد. براى اين كه به تاثير سينما و اين نوع فيلمها و اثر آن در فكر انسان پى ببريم، كافى است روحيات كودكانى كه چند بار به تماشاى فيلمهاى به اصطلاح بزن، بزن رفته‏اند، مورد مطالعه قرار دهيم. 

غالب اين كودكان در وقت بيكارى به تقليد از آرتيستهاى سينما در كوچه و خيابان و خانه و دبستان، به جان هم مى‏افتند و با مشت، سر و صورت يكديگر را خونين مى‏كنند و در هنگام زد و خورد، اسم آرتيستهاى سينما را روى خود مى‏گذارند، بعضى اوقات كار به جاهاى بالاترى مى‏كشد.

سال گذشته چند كودك از خانه‏هاى خود فرار كرده و به جنگلهاى شمال رفته بودند، تا تارزان وطنى باشند. مدير يكى از مدارس تعريف مى‏كرد كه يكى از شاگردان مدرسه او كه فيلم يتيم را ديده بود، به تقليد از آن، چند نفر از همشاگرديهاى خود را فريب داده و يك باند دزدى در دبستان تشكيل داده بود كه طبق نقشه، اثاثيه شاگردان را مى‏دزديدند. اين كودكان تقصيرى ندارند، زيرا فيلم يك عامل تبليغاتى و تربيتى بسيار موثرى است.

دستگاه آفرينش، مقام فرماندهى را به دست عقل سپرده است، او بايد بسنجد و تصميم بگيرد و به ديگر قواى روحى، فرمان اجرا صادر كند.

شهوت و تمايلات جنسى كه براى حفظ نسل و بقاى نوع انسانى آفريده شده است، بايد به فرمان عقل كار كند و اگر به دست شهوت بيفتد، نظام زندگى به هم خواهد خورد و فضايل و ارزشهاى اخلاقى از ميان خواهد رفت.

يكى از مواهب الهى، غضب و خشم است. آفرينش در نهاد انسان اين نيرو را نهاده كه در مقام دفاع از جان و مال و شرف و ناموس، قواى درونى بدن را بر ضد دشمن بسيج كند؛ از اين جهت از اين نيرو بايد به مقدار ضرورت و يا تجويز و راهنمايى عقل استفاده نمود، و اگر زمانى زندگى فرد يا جمعيتى به دست غضب و خشم افتد، نتيجه‏اى جز ويرانگى نخواهد داد.

زندگى سالم و سودمند، آن زندگى است كه بر نظام خلقت استوار باشد و عقل و خرد بر تمام روحيات و احساسات ما حكومت كند، و در غير اين صورت، دستگاه ادراكى و بينايى فكرى، ضعيف و ناتوان شده و حقايق در نظر انسان اوهام و پندار جلوه مى‏كند و از شنيدن سخنان حكيمانه و نصايح بزرگان چهره برمى‏تابد.

هيچ بلايى براى انسان بالاتر از بلاى ناتوانى بينايى درونى و دگرگون گشتن حص تشخيص نيتس. ديگر براى چنين فردى شانس هدايت و بازگشت به راه حق باقى نمى‏ماند. قرآن مجيد به اين حقيقت اشاره مى‏كند، مى‏فرمايد: 

واذا تتلى عليه آياتنا ولى مستكبراً كان لم يسمعها كان فى اذنيه وفراً؛

هنگامى كه آيات خدا براى او تلاوت شود، با تكبير از آن روى مى‏گرداند، گويى نشنيده است، گويى در گوشهاى او سنگينى است.


جوانِ غرق در شهوات و تمايلات جنسى، غرق در تجملات، بينايى عقلى او آن چنان ناتوان مى‏شود كه هر چيزى كه در نقطه مقابل اهداف پست او قرار گيرد، بى ارزش و غير قابل استماع خواهد دانست و چيزى كه به تحريك عواطف جنسى و تمايلات مادى او كمك نمايد، رنگ قداست و لباس حقيقت خواهد پوشيد. 

قرآن مجيد به اين حقيقت در آيه زير اشاره مى‏كند و مى‏فرمايد:

قل هل ننبئكم بالاخسرين اعمالاً * الذين ضل سعيهم فى الحياه الدنيا و هم يحسبون انهم يحسنون صنعاً؛ (19)

آيا از زيانكارترين افراد به شما خبر دهم؟ كسانى هستند كه كوششهاى آنان در زندگى دنيوى بى فايده است و آنان تصور مى‏كنند كه كار خوبى انجام مى‏دهند (و كارهاى بد آنان در نظرشان خوب جلوه مى‏كند).

روزنامه كيهان در شماره 7320 مى‏نويسد:

پسر بچه چهارده ساله‏اى كه در فرانسه كودكى را بعد از ربودن به قتل رسانده است، اعتراف كرد كه اين جنايت را بعد از تماشاى يك فيلم جنايى تلويزيونى انجام داده است.

وى به ماموران گفت: چند شب پيش از قتل، من برنامه فيلم در روان و وجدان شما را از تلويزيون پاريس تماشا مى‏كردم؛ در اين فيلم قاتل، يك جوان 21 ساله بود كه به جهت مجازات، آدم مى‏كشت. من هم هوس كردم ببينم اعدام شدن چه مزه‏اى مى‏دهد.

روى اين فكر به سراغ امانوئل كوچولو رفتم و او را به عنوان بازى كردن، با خودم به خارج شهر بردم.

امانوئل خيلى خوشحال بود و من از خوشحالى او رنج مى‏بردم و حتى تا آخرين لحظه هم به خيالش من با او بازى مى‏كنم و مى‏خنديد و خوشحالى مى‏كرد.

قرار است اين قاتل خردسال، سه ماه تحت درمان روانى قرار بگيرد.

- باز هم بگوييد ديدن فيلمهاى جنايى مضر نيست و خاصيت ندارد!

در واقع تاثير سينما در اكثر تماشا كنندگان تقريبا به اندازه همان كودك است. يك جوان كارگر يا يك مردم كاسبكار وقتى مى‏بيند قهرمان فيلم با يك مشت، رقيب خود را از پا مى‏اندازد، يا با دست خالى جلو رگبار مسلسل سينه سپر مى‏كند، چنان مجذوب اين منظره مى‏شود كه قدرت تعقل خود را از دست مى‏دهد و باور مى‏كند كه اين كارها شدنى است، زيرا فيلم سينما از سه جانب روح او را تسخير كرده: يكى از راه گوش، دوم از راه چشم، سوم از راه احساسات، زيرا آن چيزى را كه به او نشان مى‏دهند حقيقت مى‏پندارد و ايده آل خود قرار مى‏دهد.

اين تنها براى جوانان، ايده آل نيست، بلكه به صورتهاى گوناگون براى كليه تماشاگران از هر طبقه تحقق پيدا مى‏كند؛ براى دختران و پسران جوان، زيباييهاى خيره كننده و عشقهاى آتشين موهوم، براى زنان و مردان جوان، عشقبازيهاى شهوت‏انگيز، براى مدپرستان، لباسهاى فاخر و مدهاى جالب و براى كسانى كه غريزه تبهكارى دارند، عامل تحريك است.

بدترين انحرافها انحراف فكرى است. خسارتهاى اقتصادى چندان كمرشكن و غير قابل جبران نيست، ولى ضررهايى كه از ناحيه انحراف فكرى و فرهنگى متوجه ملتى مى‏گردد، قابل جبران نيست، زيرا در اين موقع، خوبيها و ارزشهاى اخلاقى، تحت عنوان ارتجاع و بازگشت به سنتهاى ديرينه، محكوم شده و به دست فراموشى سپرده مى‏شود، بر عكس هرزه درايى وژاژخايى و آزادى جنسى ولاقيدى اخلاقى و نوخواهى، جاى آنها را مى‏گيرد.

بدترين انحراف براى يك انسان، انحراف فكرى است، انحرافى كه سبب مى‏گردد كه وى خوب و بد را درست از هم تشخيص ندهد، بلكه بالاتر، مثلا باطل در نظر او به صورت حق جلوه كند.

پيامبر گرامى روزى ياران خود را نصيحت مى‏كرد، چنين گفت: روزگارى فرا مى‏رسد كه زنان و جوانان شما فاسد مى‏شوند و امر به معروف و نهى از منكر متروك مى‏گردد.

يك نفر از ياران او برخاست، با كمال تعجب گفت: آيا چنين چيزى ممكن است؟

پيامبر فرمود: بدتر از اين هم انجام مى‏گيرد. روزگارى فرا مى‏رسد كه شما را به بديها امر كرده و از خوبيها باز مى‏دارد.

به حضرتش عرض شد: آيا چنين كارى امكان‏پذير هست؟

پيامبر فرمود: برتر از اين هم رخ مى‏دهد و آن اين است كه خوبيها در نظر مردم بد جلوه كرده و بديها لباس خوب مى‏پوشند.


کتاب مربى نمونه ,تفسير سوره لقمان,آيت الله العظمی جعفر سبحانى به نقل از سایت تعلیمات اسلامی واشنگتن




دارایی روسای جمهوری ایران چقدر است؟




اعلام اموال روسای جمهور، معاونین، وزرا و اقوام درجه یک آنها، یکی از اصول قانون اساسی است که بر اساس آن مسئولان در برابر این علامت سوال قرار می‌گیرند که «از کجا آورده‌اید؟»

به گزارش بلاغ به نقل از فارس، «اصل 142 قانون اساسی»؛ این همان اصلی است که بیشتر با عنوان «از کجا آورده اید؟» معروف است و بر طبق آن رئیس قوه قضائیه موظف است اموال رهبر، رئیس جمهور، معاونان، وزرا،‌ همسر و فرزندان آنان را بررسی کند تا در طول دوره مسوولیت بر خلاف قانون افزایش نیافته باشد.

آیا روحانی اموالش را اعلام عمومی می کند؟

این اصل که معمولا در آغاز و پایان دولت ها مورد توجه قرار می گیرد، با روش خاصی از سوی قوه قضائیه اعمال می شود.

در آغاز و پایان هر دولت دفترچه و فرمی مخصوص برای رئیس جمهور، وزرا و‌ معاونان ارسال می شود و مسئولان موظف هستند در طول مدت زمان مشخص، اظهارنامه اموال خود را به رئیس قوه قضائیه ارائه کنند.

بر اساس این اظهارنامه مسئولان مذکور موظف هستند که کلیه اموال منقول و غیرمنقول، حساب های شخصی و منابع مالی خود را اظهار کنند تا قوه قضائیه در پایان دوره مسئولیت،‌ چگونگی افزایش اموال آنها را مورد بررسی قرار داده و نظر خود را اعلام کند.

با روی کار آمدن دولت روحانی از گوشه و کنار اظهارات مختلفی درباره اعلام اموال رئیس جمهور به قوه قضائیه مطرح شد.

محمد باقر نوبخت سخنگوی دولت تنها فرد دولتی بود که که در زمینه اعلام اموال روحانی به رئیس قوه قضائیه اظهارنظر کرد.

نوبخت در گفت و گو با یکی از خبرگزاری ها در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا تاکنون رئیس‌جمهور بر اساس سنت همیشگی دارائی‌های خود را به رئیس قوه قضائیه اعلام نکرده است؟ اظهار داشت: قطعا این کار صورت خواهد گرفت.

وی ادامه داد: این‌ها مسائل حاشیه‌ای است و چه خوب است که تمرکز خود را جهت کمک به دولت در جهت رفع مشکلات اساسی مردم کنیم.



البته این اولین بار نیست که موضوع اعلام اموال دولتی ها مورد توجه قرار می گیرد و پیش از این نیز حاشیه هایی درباره اموال مسئولان به ویژه روسای جمهور وجود داشته است.

اموال هاشمی و همه جنجال هایش!

اکبر هاشمی رفسنجانی که این روزها در جایگاه ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار دارد بدلیل داشتن کارنامه ریاست جمهوری، چندین بار موظف بوده اموال خود را به رئیس قوه قضائیه اعلام کند.

در این میان هیچ کس از فهرست اموال هاشمی رفسنجانی مطلع نیست ولی با جست و جو در خاطرات وی به نکته جالبی بر می خوریم.

هاشمی در کتاب خاطرات خود که مربوط به وقایع سال 68 است و با عنوان «بازسازی و سازندگی» منتشر شده، در تاریخ 25 شهریور سال 1368 درباره موضوع اظهار اموالش به قوه قضائیه می نویسد: شب در مقر خوابیدم تا کارهای فردا را صبح زود شروع کنم. فرم صورت اموال خود و بستگان درجه اول را در اجرای اصل 142 قانون اساسی برای قوه قضائیه پر کردم .





اکبر هاشمی ظاهرا در همان روزهای ابتدایی دولت خود که کمی دیرتر از زمان معمول (به دلیل فوت امام راحل) آغاز شده بود، لیست اموال خود و افراد درجه یک خانواده اش را به رئیس وقت قوه قضائیه ارسال کرده است.

هاشمی رفسنجانی در مصاحبه تاریخی و 16 ساعته خود با روزنامه کیهان که بعدها با عنوان «بی پرده با هاشمی» منتشر شد، تا حدودی اموالش را تشریح کرد.

هاشمی در پاسخ به سوال خبرنگار کیهان که درباره حواشی اموال وی می پرسد، می گوید: در مورد قم، من وقتی وارد کار ساختمان و زمین شدم، مقداری زمین با قیمت متری یک یا دو تومان در بیرون شهر خریدم. اینها را کم کم خیابان بندی کردند و بعد گران تر شد که یک مقدار را فروختم و آن را آباد کردم. مقداری را برای خودش مصرف کرده بودم. چند سال هم در زندان بودم و اینها یک مقدار مصرف شد. وقتی که از زندان آزاد شدم، مقداری را مجانی به طلبه های نیازمند دادم. عده زیادی از طلبه ها از این زمین ها گرفتند به هر فرزندم پنج قطعه دویست یا سیصدمتری دادم که برای خودشان استفاده کنند. بچه ها هم کم کم فروختند و هزینه زندگی و ساخت منزل کردند. در تهران و کرج هم مستغلات داشتم و آن را هم فروختم و خرج کردم. زمینهایمان را هم به تدریج فروختیم و برای بچه ها خانه ساختیم. ولی سطح معاش را نگه داشتیم.

وی تاکید می کند: بعد از انقلاب هم کاسبی نکردم. بنابراین از لحاظ دارایی، در حد متوسط است و همین است که من می گویم.

اما این تمام ماجرای اموال هاشمی و حاشیه های پیرامون آن نبود و سال ها بعد در ایام انتخابات دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری موضوع اموال وی دوباره بر سر زبان ها افتاد.

ماجرا از مناظره تلویزیونی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری دهم و اظهارات احمدی نژاد در این برنامه درباره اموال هاشمی رفسنجانی و فرزندانش آغاز شد.

در ادامه ماجرا اظهارات رئیس جمهور سابق،‌ شدیدا مورد انتقاد هاشمی رفسنجانی قرار گرفت تا جایی که وی در نامه معروف خود به رهبر انقلاب که چند روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری یازدهم رسانه ای به این مساله اشاره کرد.

هاشمی در بخشی از نامه اش درمورد اموالش و حاشیه های مطرح شده درباره آن، اینگونه می گوید: گرچه در گذشته به بخشی از این اتهامات پاسخ داده شده و رئیس قوه قضاییه وقت جناب آقای یزدی در پایان کار ریاست جمهوری اینجانب، در عمل به اصل 142 قانون اساسی رسماً اعلام پاکی و منزّه بودن خانواده رئیس‌جمهور و حتی کم‌شدن دارایی‌ها در دوران مسئولیت را نمودند، ولی تکرار اتهام تکرار جواب را می‌طلبد.

البته محسن پسر ارشد آیت الله هم از قافله عقب نماند و در 18 خرداد 88 در نامه ای به احمدی نژاد درباره شبهات مطرح شده در مناظره اظهارنظر کرد.

محسن هاشمی در نامه اش به رئیس جمهور سابق نوشت: شما که مدعی ارائه لیست اموال خود [به رئیس قوه قضائیه] هستید، بعید است ندانید که ما لیست اموال خود را سه بار به قوه قضائیه داده‌ایم. یکبار در سال 68، یک بار در سال 72 و یک بار در سال 76 و مگر آیت‌الله یزدی رئیس وقت قوه قضائیه در نماز جمعه نگفت که اموال ما نسبت به قبل از انقلاب کمتر نیز شده است.

البته آیت الله یزدی نیز که در زمان ریاست جمهوری هاشمی در جایگاه ریاست قوه قضائیه قرار داشت درباره مسائل و شبهه های پیرامون اموال هاشمی و ادعای فرزند هاشمی و استناد به اظهاراتش در نماز جمعه، واکنش نشان داد.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به اظهارنظر زمان ریاستش بر قوه قضائیه درباره اموال هاشمی گفت: وضعیت فعلی ایشان را رییس فعلی قوه قضاییه پاسخگو هستند و بنده الان مسوولیتی در این خصوص ندارم.

آیت الله یزدی ادامه داد: تماس های مکرری درباره وظیفه قوه قضاییه در زمان ریاست بنده نسبت به رسیدگی به دارایی رییس جمهور وقت (هاشمی) به عمل آمده وسوالات زیادی مطرح شده است.

وی تاکید کرد: آن چه بنده در این خصوص اعلام کرده ام مربوط به قبل و بعد از دوره خدمت رییس جمهور محترم وقت (هاشمی) یعنی حدود ده سال قبل است و بدیهی است که وضعیت فعلی اموال ایشان را رییس محترم فعلی قوه قضاییه پاسخگو هستند و بنده الان مسوولیتی در این خصوص ندارم.

آیت الله هاشمی شاهرودی، رئیس وقت قوه قضائیه البته هیچگاه درباره اموال هاشمی رفسنجانی اظهار نظری نکرد چون بر اساس قانون اساسی هیچ مسئولیتی در مورد بررسی اموال رئیس مجمع تشخیص نظام و یا اعضای مجلس خبرگان رهبری ( که هاشمی در آن عضویت دارد) به رئیس قوه قضائیه واگذار نشده است.

سید محمد خاتمی؛ لیستی که بی سرو صدا ارسال شد!

سید محمد خاتمی در دوم خرداد 76 به عنوان رئیس جمهور منتخب مردم، برگزیده شد و در مرداد همان سال نیز مراسم تنفیذ حکم رئیس جمهور برگزار شد.

بنابر این گزارش هیچ خبری در رسانه ها مبنی بر اعلام عمومی اموال پنجمین رئیس جمهور ایران وجود ندارد، نه در سال 76 در ابتدای دوران ریاست جمهوری و نه در سال 84 یعنی انتهای دومین دوره ریاست جمهوری خاتمی!





البته محمد علی ابطحی که در اوایل دولت خاتمی مسئولیت ریاست دفتری وی را به عهده دارد درباره اعلام اموال خاتمی و وزرا و معاونانش در دولت هفتم می گوید: در همان ابتدای دوره ریاست جمهوری خاتمی، دفترچه ای برای اظهار اموال رئیس جمهور، خانواده و وزرایش ارسال شد که در همان روزهای اول لیست اموال به قوه قضائیه تقدیم شد.

وی ادامه می دهد: البته لیست اموال خاتمی به عنوان رئیس جمهور رسانه ای نشد و اصلا این موضوع از زمان احمدی نژاد مد شد.

رئیس دفتر رئیس جمهور وقت تصریح می کند: حتی من نیز لیست اموال اظهار شده از سوی آقای خاتمی را ندیدم و این لیست در اختیار قوه قضائیه قرار دارد و در اسناد آنها موجود است.

بنابر این گزارش، با این اظهارنظر ابطحی مشخص می شود که هیچ کس لیست اموال خاتمی را ندیده است و لیست اموال رئیس دولت های هفتم و هشتم ایران در بایگانی دفتر رئیس قوه قضائیه همچنان دور از چشم رسانه ها نگهداری می شود.

احمدی نژاد سنت شکن/ تنها رئیس جمهوری که لیست اموالش را عمومی اعلام کرد

«بر اساس اصل 142 قانون اساسی...» این اولین سطر از نامه ای بود که در روزهای ابتدایی دولت نهم از سوی دفتر محمود احمدی نژاد ،رئیس جمهور سابق به دفتر رئیس قوه قضائیه ارسال شد.

احمدی نژاد همانطور که ابطحی رئیس دفتر خاتمی در دوران ریاست جمهوری گفته، اولین رئیس جمهور بود که طی این نامه لیست اموالش را به صورت علنی به رئیس قوه قضائیه وقت اعلام کرد.



رئیس جمهور سابق در نامه اش اموال خود در سال 84 را اینگونه اظهار کرد:

1- یک باب منزل مسکونی به مساحت 175 متر، با 127 متر مربع زیربنا، 40 سال سابقه ساخت در منطقه‌ نارمک تهران

2- حساب جاری بانک ملت شعبه دانشگاه علم و صنعت ایران برای دریافت حقوق از دانشگاه

3- حساب جاری بانک ملی شعبه‌ وزارت کشور مربوط به دوره‌ استانداری اردبیل که در حال حاضر موجودی ندارد

4- یک دستگاه اتومبیل پژو 504 مدل 1977 سفید رنگ

5- دو خط تلفن ثابت شهری

این ها همه دارایی های احمدی نژاد در سال 84 بود و رئیس جمهور سابق با سنت شکنی های معروف خود،‌ در این مورد نیز نیز روش نوینی را ابداع کرد.

اموال احمدی نژاد اما در آخرین روزهای دوران 8 ساله ریاست جمهوری اش نیز خبرساز شد و به عنوان آخرین اخبار از رئیس جمهور دولت دهم بر روی خروجی پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری قرار گرفت.

احمدی نژاد طی نامه ای به رئیس قوه قضائیه اموال خود و تغییرات صورت گرفته در آنرا در آخرین روز ریاست جمهوری اش، اینگونه به رئیس قوه قضائیه اظهار کرد: در اجرای اصل یکصد و چهل و دوم قانون اساسی و پیرو اعلام اموال اینجانب در سال 1384 به اطلاع می رساند که در این مدت تغییری که در اموال اینجانب پدید آمده است بازسازی و نوسازی منزل مسکونی قدیمی نارمک است که با کمک همسر و فرزندان و با استقراض از بانک و همچنین صندوق نهاد و برخی بستگان چهار واحد حدود یکصد متر مربعی احداث گردیده که با فرزندان در آن سکونت داریم. مساحت زمین 175 متر مربع و زیربنای فرسوده قبلی حدود 130 متر مربع بوده است.




البته این نکته نیز باید مورد توجه باشد که اعلام عمومی اموال رئیس از سوی وی بدون شک می تواند تاثیر مهمی بر روی افکار عمومی داشته باشد و جامعه با توجه به میزان دارایی رئیس جمهور برگزیده خود، میزان مردمی بودن وی را خواهند سنجید.bloghnews.com



ابن‌شهرآشوب مازندرانی کیست؟

بسیاری از آثار ابن شهرآشوب با وجود پرداختن به ظریف‌ترین مسائل مربوط به مذاهب اسلامی چه در زمان خودش و چه در زمان حال دارای تایید علمای آزاداندیش است.  

به گزارش خبرگزاری فارس ، ایران اسلامی در گذر زمان همواره شاهد حیات دانشمندانی شهیر در عرصه‌های مختلف علمی بوده است که آثار آنان راهگشای مردم در عصر خفقان علمی و دینی بوده است.
 
"ابوجعفرمحمد بن علی بن‌شهرآشوب بن ابونصر بن‌ابوالجیش" مازندرانی ملقب به رشیدالدین و عزالدین و مشهور به "ابن‌ِ شهرآشوب ساروی" ‌مازندرانی دانشمند مسلمان و یکی از مروج مذهب تشیع است که در سده چهارم و پنجم هجری زندگی می‌کرد.
 
ابن شهرآشوب از عالمان شجاع و بصیری بوده، که با وجود حاکمیت مطلق مکتب ارتجاعی و جاهلی سقیفه در جهان اسلام، به روشنگری دینی پرداخته و جریانات، اعتقادات، فرق،مذاهب، ائمه و حاکمیت انحرافی برآمده از مکتب سقیفه را در مثالب النواصب تبیین کرده و امکان انتخاب اسلام ناب محمدی را برای مسلمانان حقیقت‌جو و آزاداندیش فراهم آورده است.
 
دیدگاه‌های ابن شهرآشوب به حدی منصفانه،فاخر، مودبانه و از چنان بن مایه علمی و سندی متقن برخوردار است که حتی تحسین علمای حقیقت جو و آزاد اندیش اهل سنت را به همراه داشته است.
 
هرچند برخی او را عراقی دانسته بودند اما محققان علوم دینی با تکیه بر نسبت سَرَوی که به این مفسر محدث ادیب و فقیه بزرگ شیعه همچنین به پدر و جدش داده‌ شده اصالت این خاندان را از شهر ساری مازندران دانسته‌اند.
 
ابوجعفر سفرهای متعددی به مناطق مختلف بلاد اسلامی داشت و در منابع تاریخی درباره آغاز سفرهای علمی‌اش تنها به این نکته اشاره شده که در پی اختلاف با فرماندار مازندران آن‌جا را ترک کرده و همزمان با خلافت مقتفی در بغداد به این شهر وارد شده‌است.
 
وی در این شهر به اندرز و مناظره پرداخت و نزد خلیفه جایگاه والایی یافت ولی پس از مدتی اقامت در بغداد به موصل و سپس به حلب رفت اما با بررسی اسناد تاریخی می‌توان دریافت که وی پیش از ترک مازندران سفرهایی به خراسان خصوصا  شهر نیشابور داشته‌است.
 
ابن شهرآشوب پس از سالیانی اقامت در حوزه‌های علمیه ایران و استفاده از محضر دانشمندان و استادان بزرگ و مسافرت‌های علمی در نقاط مختلف ایران شامل مازندران مشهد  نیشابور سبزوار ری کاشان اصفهان و همدان در سال 547 هجری قمری با کوله‌باری از دانش و معنویت از همدان به بغداد رفت.
 
بغداد در آن روزگار پایتخت عباسیان و مشهورترین مرکز علوم اسلامی بود که دانشمندان بسیاری در آن زندگی می‌کردند شهر آشوب ساروی نیز در این شهر اقامت کرد و به آموزش دانش‌ها و فنون مختلف پرداخت وی همچنین در آن رشته‌ها کتاب‌ها نوشت.
 
با بررسی آثار برجای مانده از دانشمندان هم عصر ابن‌شهرآشوب احتمال داده شده‌است که این دانشمند در بیهق ری کاشان اصفهان  همدان مشهد نیز مدتی ساکن بوده اما وی تا سال‌های 552 یا 554 شمسی در بغداد ساکن بود و انگار تا زمان خلافت مستضی نیز در بغداد می‌زیسته‌است.
 
با این‌که در زمان ابن شهرآشوب دانشمندان و عالمان بزرگی وجود داشته‌اند که مورد احترام مردم و از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند در این میان مقام علمی و موفقیت ابن‌شهرآشوب جایگاه خاصی داشت.
 
او به هر شهری از مملکت‌های اسلامی دارای حوزه علمیه که می‌رفت سرآمدشان می‌شد و کار آموختن به دیگران و بحث و پرورش شاگردان را جدی و چشمگیرتر آغاز می‌کرد.
 
در دوران خلافت مستضی به دلیل کوشش در گسترش باورها و افکار حنبلی و اقتدار علمای حنبلی در بغداد این شهر دیگر جای مناسبی نبود رفته‌ رفته فعالیت‌های چشم‌گیر ابن شهرآشوب از سوی مخالفان نادیده گرفته می‌شد و او را تضعیف می‌کردند از این رو بغداد دیگر مکان مناسبی برای ارائه فعالیت ابن‌شهرآشوب نبود.
 
این دانشمند مازندرانی بغداد را به قصد شهر تاریخی و عالم‌پرور حله ترک کرد و در سال 550 یا 551 خورشیدی کرسی درسش را در حله رونق بخشید و شروع به آموختن و شاگرد پروری کرد و مدتی بعد به شهر حلب وارد شد و تا پایان زندگی خود در آنجا زندگی کرد و در مورد علت انتخاب شهر حلب گفته شده است زیرا در این شهر احترامی خاص برای امامی مذهبان قائل بودند.
 
این دانشمند شهیر مازندرانی در شب جمعه22 شعبان 588 هجری قمری تقریبا برابر 17 شهریور 571 هجری خورشیدی در حلب درگذشت و در جبل الجوشن در نزدیکی محلی مشهور به مشهد الحسین (ع) به خاک سپرده شد.
 
جایگاه علم در خانواده این عالم مازندرانی آنقدر رفیع بوده است که پدرجد وی نیز انسانی عالم و روحانی بوده است شهرآشوب در طول زندگی خود هزاران نفر از شیفتگان علوم مختلف اسلامی همچون علامه سید محمد بن زهرهٔ حلبی، علی بن شعرهٔ حلی جامعانی، شیخ تاج‌الدین حسن بن علی دربی، شیخ یحیی بن محمد سوراوی، یحیی بن ابوطی حلبی، سیدکمال‌الدین حیدرحسینی، ادریس حلی، ابن بطریق حلی، ابن ابوطی حلبی و ابن زهرهٔ حلبی را نام برد را به شاگردی پذیرفت و آنان را از علوم اسلامی سیرآب کرد.
 
او همچنین در طول دوران علم‌آموزی خود در محضر علمای بنام زمان خود همچون احمد غزالی، جارالله زمخشری، ابوعلی طبرسی، ابوالحسن بیهقی، فریدخراسان، خطیب خوارزمی و قطب‌الدین راوندی تلمذ کرد واین تلاش در راه علم اندوزی با ذخیره‌ای که از علم در خانواده خود داشت زمینه شهرت وی حتی بیش از پدران خود را برای این عالم بزرگ ایران زمین فراهم کرد.
 
این دانشمند مسلمان در طول زندگی پربار خود بیش از 20اثر گرانسنگ برجای گذاشت که ازآن جمله میتوان به مناقب آل ابی طالب، الاربعین فی مناقب سیدة النسا، فاطمة الزهرا، متشابه القرآن،الاسباب و النزول علی مذهب آل الرسول‏صلی‏الله‏علیه‏وآله، معالم العلما، انساب آل ابی‌طالب‏علیه‏السلام، مناقب النواصب و مائدة‌ الفائدة، المحزون المکنون فی عیون الفنون، اعلام الطرائق فی الحدود و الحقائق و الاوصاف، المثال فی الامثال، الاسباب، الحاوی، الانصاف، المنهاج اشاره کرد که در این بین سه اثر ارزشمند مناقب، معالم العلما و متشابه القرآن دارای شهرت بیشتری هستند.
 
وی یک دانشمند ایرانی دارای عیار جهانی است که با وجود پرداختن به ظریف‌ترین مسائل مربوط به مذاهب اسلامی کتب وی درزمان خود و چه در زمان حال دارای تایید بسیاری از علمای سنی مذهب نیز بوده و است.
 
ابن شهرآشوب آن چنان محل اجماع علماء اهل سنت بود که هم اساتید و هم شاگردان بنامی همچون ابوعبدالله محمد بن احمد نطنزى، مولف کتاب «الخصائص العلویه على سائر البرایه»، جارالله زمخشرى معتزلى (متوفى 538 ق)و همچنین خطیب خوارزمى عالم شهیرحنفی مذهب و مولف کتبی چون المناقب و مقتل الحسین در بین علماء  اهل سنت داشت.
 
در عظمت علمی و نگاه اصولی و دانش بنیان ابن شهرآشوب به مساله حیاتی تقریب و احترام او نزد قاطبه علماء اهل سنت همین بس که علما و رجال پژوهان سنی مانند ابن حجر عسقلانی، فیروزآبادی، جلا‌ل‌الدین سیوطی و صلاح‌الدین صفدی از وی چنین یاد می‌کنند: «رشید‌الدین محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی از رؤسای طایفه شیعه است».
 
ابن شهر آشوب از کودکی حافظ قرآن بود و هشتاد سال زندگی کرد، در اصول شیعه به منتهای درجه مهارت رسید به طوری که از شهرها طالبین علوم به سویش می‌شتافتند؛ وی در علوم قرآن و عربیت و نحو و وعظ، در عصر خلافت «المقتفی بالله» عباسی بر همه‌اشون کس مقدم بود، المقتفی به دیده اعجاب به وی می‌نگریست و او را خلعت پوشانید.
 
او مردی نورانی و خوش رو بود گفتارش راست و بیانش ملیح، علمش بسیار، تواضع و عبادت و تهجدش در پیشگاه خداوند زیاد و همه اوقات با وضو بود.
 
ابن شهرآشوب بیش از همه علمای سنی عصر خویش بر منابع کلامی، تاریخی و فقهی اهل سنت تسلط تام داشته و مطالب متنوعی که از صدها کتب اهل سنت در مثالب آورده گواه نگاه تقریبی او در تالیف مثالب النواصب است.
 
کتب محاسن الجوابات از قاضی ابوالحسن الجرجانی، صفوه التاریخ از الصفوانی، الجامع فی الخاتم از بیهقی، کتاب التختم از محمد بن یحیی المحتسب، دارئة الحد عمن یتعاطی الغلمان از جاحظ، الامتزاج از ابوحیان توحیدی، شواهد التنزیل از حسکانی حنفی، کتاب ابی عبدالله محمدبن علی السراج، کتاب الاعتماد از الملک الصالح، تاریخ، القاضی ابی بکر احمد بن کامل، التعریض، ابو بکر المرزبانی، التفسیر، ابو الجیش بلخی، تاج التراجم، ابو المعالی شاهفور، تفسیر بلخی معتزلی، فرق الفرق ابی منصوربغدادی و مقالات ابی الحسین الرفاءالرازی نمونه کتبی است که ابن شهر آشوب مطالبی از آنها را در کتب خود آورده است.
 
برگزاری کنگره بین‌المللی ابن شهر‌آشوب ساروی به مدت 3 روز در ساری و قم فرصتی مناسب است تا پس از گذشت 800 سال از ولادت و فعالیت علمی آن دانشمند شهیر و بین‌المللی علاقمندان وی با بررسی و ترجمه آثار وی دین خود را به وی و دیگر علمای اسلامی ادا کنند. 
نقل از رجانیوز


امام رضا (ع) ؛ زندگی و اقتصاد 



 پدیده سرمایه داری

مشکل اساسی

 

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

...جعل الاموال دوله بین الاغنیاء... 1

(آن خلیفه) اموال را میان اغنیا به گردش گذاشت...

 

...رغبه الناس فی الربح... 2

گرایش مردم به سودخواری است

 

...البخس... و الخیانه... 3

(ازگناهان کبیره) کاستن (ازکار و کالای مردم) است و خیانت به مردم...

 

...اهل الاستئثار... 4

کسانی که با خود کامگی اموال عمومی را ویژه خویش می سازند.


موضوع سرمایه داری در اجتماعات بشری از مشکلات ویرانگر در همه عصرها و نسل ها بوده و هست. این بیماری بزرگ اجتماعی، امروز بسیار عمیق تر، گسترده تر و کوبنده تر از گذشته عمل می کند و به ابزار جدید  و قدرت ماشین و محاسبات کامپیوتری و کارخانجات تمام اتوماتیک و مزارع مکانیزه مجهز است، و وسائل حمل و نقل هوایی و دریایی غول پیکر را در اختیار دارد، و در رابطه ها و کسب اطلاعات از تلفن و تلکس استفاده می کند.

ره آورد شوم این پدیده، جنگ ها و ظلم ها و نابسامانی های گسترده و عالم گیری است که بشریت را در کام خود فرو برده است و جهان را به جهان اول و دوم و سوم تقسیم کرده و جامعه های طبقاتی تشکیل یافته از طبقه ثروتمند شادخوار و فقیر محروم و گرسنه پدید آورده است.

سرمایه داری و پول پرستی از دیدگاه امام رضا (علیه السلام) پدیده شوم و شیطانی است که با تعالیم پیامبران و ایمان به روز رستاخیز سازگار نیست و با رشد و تکامل انسان و زندگی عادلانه او در این دنیا نیز سازگاری ندارد.

 

ره آوردهای شوم سرمایه داری

سرمایه داری در دو بعد از حیات آدمی آثاری ژرف و گسترده دارد:

1- روابط اقتصادی و بعد زندگی مادی

2- روابط انسانی و بعد اخلاقی و معنوی
اکنون به تبیین هر یک از این دو بعد می پردازیم:


1- روابط اقتصادی و بعد زندگی مادی

گردش ثروت های عمومی در دست طبقه اشراف

 

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

...و البرائه ممن نفی الاخیار... و جعل الاموال دولة بین الاغنیاء...5

(از ایمان است) بیزاری از کسانی که نیکان را از جامعه (اسلامی) تبعید کردند و اموال (مسلمانان) را میان ثروتمندان به گردش گذاشتند.
 

رباخواری

 

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
علة تحریم الربا، انما نهی الله عزوجل عنه، لما فیه من فساد الاموال، لان الانسان اذا اشتری الدرهم بالدرهمین،

کان ثمن الدرهم درهماً  و ثمن الاخر باطلا، فبیع الربا و شرائه وکس علی کل حال علی المشتری و علی البایع،

فحرم الله تبارک و تعالی الربا لعله فساد الاموال

کما حظر علی السفیه ان یدفع الیه ماله لما یتخوف علیه من افساده...6

علت تحریم ربا این است که: خداوند عزوجل از ربا نهی کرد چون مایه تباهی اموال است، زیرا انسان اگر یک درهم را به دو درهم بخرد، [در حقیقت] بهای درهم، یک درهم بیشتر نیست، و بهای درهم دیگر باطل (و بدون حق) است، پس خرید و فروش ربوی، در هر حال برای فروشنده و خریدار زیان و کمبود دارد، پس خداوند متعال ربا را ممنوع اعلام کرد، زیرا اموال تباه می گردد. چنان که منع کرد سفیهان اموال خود را در دست گیرند، چون بیم تباهی آن اموال می رود.

 

سرمایه دار با به کارگیری سرمایه بدون کار، و استفاده از بهره پول، ثروت ها می اندوزد و گروه زیادی را تهیدست می سازد. دقیقاً می توان محاسبه کرد که در ارتباط با یک سرمایه دار ربا خوار، چند صد نفر پس از چند سال زمین گیر و ساقط می شوند و سرمایه و ثروت ایشان به تدریج به جیب یک نفر سرازیر می گردد.

در بخش دیگری از کلام امام در علل تحریم ربا، به ظلم نیز تکیه شده است و این تعلیل و علت یابی که امام تبیین می کنند، آموزنده معیارهای کلی و قانونمندی است که در کل جریان های اقتصادی راهگشا است.  برای ادامه مطلب کلیک کنید

razavi.ir



اگر چنانچه چيزى را بگوئيم كه به آن علم نداريم؛ مثلاً يك شايعه است - يك نفرى يك حرفى را از قول يكى نقل ميكند، ما هم همان را دوباره تكرار ميكنيم - خب، اين كمك كردن به شايعه است، اين شايعه‌پردازى است؛ قول به غير علم است. قول به غير علم، خود قولش هم اشكال دارد، عمل كردن به آن امر غير معلوم و بدون علم هم اشكال دارد؛ «و لا تقف ما ليس لك به علم». «لا تقف»، يعنى چيزى را كه علم به آن ندارى، دنبال نكن، دنبال نرو. دنبال كردن، هم در زمينه‌ى عمل هست، هم در زمينه‌ى گفتار هست. وقتى شما يك چيزى را گفتيد كه به آن علم نداريد، اين هم اختفاء امرى است كه انسان به آن علم ندارد. لذا دنبالش ميفرمايد: «انّ السّمع و البصر و الفؤاد كلّ اولئك كان عنه مسئولا». امام خامنه ای ۱۳۹۱/۰۵/۱۶



سخنگوی خانه موسیقی اخیرا مطرح کرده «ما روایتی در مورد حرمت موسیقی نداریم و به خوانندگی زنان مجوز داده شود». آیا روایت نداریم؟ چرا خوانندگی زن حرام است؟ (مربی کودک و نوجوان/قم)


 نمی‌دانیم ایشان این سخن را گفته یا خیر (فردا تکذیب نکند که من نگفتم یا چنین نگفتم) و یا اگر گفته با چه بیانی گفته است و یا اساساً او کیست؟ اما اگر او یا هر مسئول و غیر مسئول دیگری چنین گفته باشد، سخن این است که از کی تا به حال «سخنگوی خانه موسیقی – یا هر مسئول دیگری»، مجتهد و فقیه شده‌اند؟! هر چند که مجتهد نیز شده باشند، فقط می‌توانند در مسائل شخصی به خودشان اجتهاد کنند، اما نمی‌توانند [به ویژه در مسائل اجتماعی و اداری]، صدور حکم کنند و مردم نیز مقلد آنها نمی‌باشند. حتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز مجتهد و فقیه نیست و چنین اجازه‌ای ندارد، چه رسد به یک سخنگو. حتی نمایندگان مجلس که قوانین را وضع می‌کنند، تأیید انطباقش با قانون اساسی و نیز احکام شرعی، با فقهای شورای نگهبان است که فقیه هستند، نه با خودشان.

قبول نداشتن اسلام و احکام اسلامی یک بحث است، اما انتساب نظرات و امیال شخصی به اسلام مبحث دیگری است. این مسئله بسیار مهم‌تر از حرام بودن یا نبودن «خوانندگی زن یا مرد» است، چرا که سبب تحریف و ایجاد انحراف در اذهان عمومی می‌گردد.

در جهان امروز، حتی اجازه‌ی اظهار نظر به یک غیر حرفه‌ای در بازی فوتبال یا والیبال را نمی‌دهند و البته درست هم همین است، اما به اسلام که می‌رسد، همه نه تنها نظر می‌کنند، بلکه مجتهد شده و فتوا و حکم نیز صادر می‌نمایند؟!

حال ما (فقها، مسئولین، مردم و همه مخاطبین) باید در مقابل این اظهارنظرهای جاهلانه چه کنیم؟ با یک سخنگو وارد مباحثه فقهی شویم که آیا روایتی در حرام بودن خوانندگی زن داریم یا نداریم؟ یا اگر داریم روایت صحیح است یا مرسل یا غیر موثق؟ و آیا متواتر است یا واحد؟ آیا می‌توان به استناد آن روایت، حکمی را استنباط و استخراج نمود یا خیر و آن حکم چه می‌تواند باشد؟

حالا اگر ما از معصومین علیهم‌السلام احادیث و روایاتی بیاوریم، چه می‌شود؟ آیا هر کسی می‌تواند از آنها استنباط، استخراج و صدور فتوا و حکم نماید؟

چند حدیث:

*- همانا خداوند تعالی مرا راهنما و رحمت برای جهانیان قرار داده و مرا امر کرده که مزمارها و معزفه‌ها و تارها و بت ها و اعمال جاهلیت را از بین ببرم، بدرستی که معامله و تجارت و خرید و فروش آلات موسیقی حرام است. (مستدرک الوسائل، ج13، ص219) (مستدرک، ج2، ص 458)

*- از عبدالله بن عباس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده که فرمودند:برخی از اقوام هستند که قرآن را برای غیر خدا فرا میگیرند و از آن به عنوان وسیله ای از آلات موسیقی استفاده میکنندو با قرآن غنا میکنند، تا اینکه فرمودند این اقوام طبل و آلات موسیقی را نیکو میشمارند امر به معروف و نهی از منکر را زشت میدانند. سپس فرمودند: اینان در ملکوت آسمانها پلیدهای نجس خوانده می شوند. (وسائل الشیعه، ج12، ص230، ح27) (تفسیر قمی، ص427)

*- پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله: «خمسه لا ينظر الله اليهم يوم القيمه - الي ان قال: والمغني» (جامع احاديث، ج 22، ص 233)

یعنی: خداوند در قيامت به پنج طايفه نظر (رحمت) نمي‌کند و يکی از آنان مغنی (آواز خوان) است.

*- از امام صادق علیه السلام درباره قول زور(که در آیه 30 سوره مبارکه حج آمده) سؤال شد، فرمودند:غناء همان قول زور و سخن باطل است... شما را از نواختن آلات موسیقی همچون صنج ها برحذر میدارم، همانا شیطان با کسیکه آنرا بنوازد به سرعت همراه میشود ملائکه از او فرار میکنند و نفرت دارند. هرکه در خانه اش چهل روز طنبور (سه تار) باشد غضب الهی را بسوی خود جلب کرده است. (من لایحضره الفقیه، ج4، ص46، ح6)

*- امام صادق علیه‌السلام: «الْمُغَنِّيَةُ مَلْعُونَةٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَكَلَ كَسْبَهَا» یعنی: «زن خواننده و کسی که از کسب او بخورد، ملعون و مطرود از رحمت خداست» (وسائل الشيعه، ج 17، ابواب ما يکتسب به، باب 15، ص 121)

«المنجّم ملعون، و الکاهن ملعون، والساحر ملعون، و المغنيه ملعونه، و من آواها و اکل کسبها ملعون، و قال (ع): المنجم کالکاهن، و الکاهن کالساحر، و الساحر کالکافر، و الکافر في النار؛» (امع احاديث شيعه، ج 22، ص 241)

*- یعنی: منجّم ملعون است، کاهن ملعون است، ساحر ملعون است و زن خواننده ملعون است و هم چنين کسی که او را منزل دهد و از کسب و درآمد او مصرف کند ملعون است. و فرمود: منجم مثل کاهن، کاهن مانند ساحر، ساحر مثل کافر و کافر در آتش دوزخ است.»

خب، حالا این چند روایت را بشنوند چه می‌شود؟ حرف‌شان را پس می‌گیرند یا توجیه می‌کنند؟

الف – نظم منطقی در یک جامعه وقتی حاکم می‌شود که اولاً هر کسی در حوزه‌ی مأموریت و مسئولیت خود کار کند و ثانیاً طبق فرموده خداوند متعال در قرآن کریم، هیچ کس در مسائلی که به آن علم ندارد، وارد نشود و همین‌طوری اظهار نظر نکند، چه رسد به این که با قطعیت بگوید و در نتیجه دستورالعمل نیز صادر کند که باید مجوز صادر بشود.

«وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا» (الإسراء، 36)

ترجمه: و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن (بر آن ایستادگی مکن)، زيرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد.

ب – به طور قطع گویندگان این قبیل سخنان، اساساً نه با اسلام و احکام اسلام آشنایی دارند و نه با موسیقی و خوانندگی و اصلاً نمی‌دانند آیا مطلقِ موسیقی حرام است یا موسیقی و خوانندگی نیز حلال و حرام دارد و مرز آنها کدام است؟ اگر از آنها بپرسند: فرق طرب و غنا، و سایر موسیقی‌ها و خوانندگی‌ها چیست؟ نمی‌دانند. اما اجتهاد نیز می‌کنند!

چند استفتاء:

*- دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):

ج1و3) اگر صداى زن به‌صورت غنا باشد و یا گوش دادن به صداى او به قصد لذت و ریبه باشد و یا مفسده‏اى بر آن مترتّب گردد و یا همراه با موسیقى لهوى و حرام باشد، جایز نیست.

ج2) غنا یعنى ترجیع صدا به نحوى که مناسب با مجالس لهو باشد که از گناهان بوده و بر خواننده و شنونده حرام است.

*- دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

غنا حرام است ، و منظور از آن سخن باطلى است که با آوازى خوانده مى‏شود که مناسب مجالس لهو و لعب باشد . و همچنین جایز نیست با این گونه صدا قرآن و دعا و مانند آن را بخوانند‌، ـ و بنابر احتیاط واجب ـ سخنانى غیر از آنچه گفته شد نیز به این گونه صدا نخوانند . و همچنین گوش دادن به غنا حرام است و اجرت گرفتن بر آن نیز حرام است و ملک گیرنده نمى‏شود . و همچنین یاد گرفتن و یاد دادن آن نیز جایز نیست . و موسیقى یعنى نواختن آلات مخصوص موزیک نیز اگر به نحوى باشد که مناسب مجالس لهو و لعب است حرام است ، و غیر آن حرام نیست . و اجرت گرفتن بر نواختن موسیقىِ حرام ، نیز حرام است ، و ملک گیرنده نمى‏شود ، و تعلیم و تعلّم آن نیز حرام است .و شنیدن صدای زن با تهیج جنسی جایز نیست.

*- دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

بطور کلی همه آهنگ هایی که از آلات طرب باشد حرام است و غنا یعنی دور دادن صدا در گلو و خوانندگی زن به صورت غنا و شنیدن صدای او نیز حرام است.

*- سؤال: در باب صدای غنا منظور از مفسده چه نوع فسادی است؟ (مرجع: آیت الله خامنه‌ای)

پاسخ: منظور از مفسده در این گونه مجالس این است که انسان از یاد خدا غافل شده و همین غفلت، زمینه دوری انسان از خدا و اخلاق شده و ورود به فساد و فحشا، افتادن در گناه و معصیت و انحرافات جنسی و اخلاقی به دنبال خواهد داشت.


پایگاه پاسخگویی به سؤالات و شبهات (ایکس – شبهه)






     =====================================================


درمیدان,می مانم, تا نفس آخرم................راهی راه حسین, همقدم رهبرم
درمیدان,می مانم, تا نفس آخرم................راهی راه حسین, همقدم رهبرم
درمیدان,می مانم, تا نفس آخرم................راهی راه حسین, همقدم رهبرم


دليل سكوت در مقابل توهين وندي شرمن به ژن ايراني چيست؟


3 اکتبر، وندی شرمن، معاون وزارت امور خارجه آمریکا و مسئول مذاکره با ایران، فرمايش به در كردند: "ما می‌دانیم فریبکاری بخشی از "ژن" ایرانیان است".

به گزارش بولتن نيوز، حدود سه هفته از بیرون آمدن اين صداي نا بهنجار از دهان وندي شرمن می‌گذرد اما نه از سوي مسئولين و نه از سوي رسانه هاي داخلي و اپوزسيون خارجي شاهد واكنش نبوده ايم و نه موجی علیه اين ياوه گويي ها مي بينيم و نه اخمي و نه تشكري از اين كه بالاخره يك نفر توانست ماهيت ژن ايرانيها را بعد از اعراب غير ايراني و اسلاف آنها تشخيص دهد!.




نامشخص است كه چرا آنهايي كه دم از ايراني بودن و افتخار به ايراني بودن مي زنند نرفتند و تویتر این زني را كه فعلا مسئوليت مذاكره با ايران را دارد بمباران نكردند؛ نه ايرانيهايي كه در آمريكا جلوس فرموده اند و نه رسانه هايي كه دم از شعار مرگ بر آمريكا مي زنند و نه هيچ كس و هيچ كس ديگر. گويي براي هيچ كس ايراني بودن و ژن ايراني داشتن و توهين شدن به ژن ايراني مهم نيست و آن چيز كه مهم است، تنها استفاده از سرزمين ايران براي رسيدن به پول و ثروت و قدرت است و بس!.

وندي شرمن اگر این سخن نژادپرستانه و زشت را درباره یهودیان یا حتی سرخپوستان آمریکا، و هر گروه قومی دیگر، می‌گفت، با چنان موجی مواجه می‌شد که مجبور به استعفایش می‌کردند. اما دريغ از يك اعتراض، حتي از جامعه ایرانی تباران آمریکا كه خود را "گل سر سبد" می‌ دانند.

دريغ از يك اعتراض از سوي مسيح علي نژادها و ربع پهلوي ها و هزاران ايراني ديگر كه با مارك ايراني تبليغ مي كنند و كوچكترينها از زير ديدگانشان مخفي نمي شود اما زماني كه وقت به ايراني بودن و توهين به ژن ايراني مي شود سكوت اختيار مي كنند تا نكند جيره شان را اربابانشان قطع كنند و از آنجا رانده و از اينجا مانده شوند.

و عجیب‌ تر از همه اينها سکوت دولت ایران است!. سكوتي كه هيچ دليلي براي آن نمي توان يافت و ب نبايد ما ايرانيها را از حقوق اوليه خود محروم كند. حقوقي مانند احترام به ايراني و ايرانيان و به حق ملت ايران. حقوقي كه سالها است از سوي آمريكاييها فراموش شده و بارها و بارها از سوي مقام معظم رهبري نسبت به آن تاكيد شده و به آمريكاييها و ديگران در اين رابطه تذكر داده اند.

اگر به نظر وندي شرمن فريبكاري بخش از ژن ايرانيان را تشكيل مي دهد. پس از نظر او ژن آمريكائيهايي كه بر سر مردم و كودكان بي دفاع هيروشيما و ناكازاكي بمب اتم ريختند و به صدام كمك كردند تا بر سر مردم ايران و كردستان عراق بمب شيميايي بريزد، از چه نوعي مي تواند باشد. آيا ژن او و اجدادش از ژن بربرها و وايكينگها و آدمخوارها است. آيا به نظر وندي شرمن صحيح است كه ساختمان سازمان ملل در كشوري باشد كه ژن مردمش آلوده به خون سرخپوستان آمريكايي و كودكان معلول ويتنامي و ژاپني و نوزادان مادران بي گناه شيميايي شده پيرانشهري و سردشتي است.

به نظر مي رسد كه دولت ايران در اولين دور بعدي مذاكرات هسته اي بايد از وندي شرمن سوال كند تا تكليف ژن آمريكاييهايي را كه در حال حاضر ازدواج مرد با مرد در برخي شهرهاي آنها رسميت يافته است را نيز براي دنيا مشخص كند.



                                                                   

وحدت کلمه را حفظ کنيد. ياد امام، ياد پيشروان انقلاب، ياد شهداي بزرگوار و ياد صحنه هاي پرشور انقلاب و جنگ تحميلي را چه در دانشگاه، چه در حوزه و چه در محيطهاي کار و زندگي، زنده نگه داريد. اگر اين شد، به فضل پروردگار در طول سالهاي آينده و دهها سال آينده، چنان بناي تمدّن رفيعي در اين جا و بسي جاهاي ديگر، شالوده ريزي خواهد شد و چنان عظمتي از اسلام و مسلمين آشکار خواهد شد که ديگر حقيقت و واقعيّتي براي استکبار جهاني باقي نخواهد ماند و ديگر استکباري وجود نخواهد داشت. اميدوارم خداي متعال شما را موفّق بدارد و ادعيّه حضرت بقيةالله الاعظم ارواحنافداه شامل حالتان شود و روح مبارک امام و شهداي بزرگوار، از شما راضي باشد.

                                                        امام خامنه ای 11\8\73




حج ابراهیمی از منظر امام خمینی ره



عيدى كه انسانهاى آگاه را به ياد قربانگاه ابراهيمى مى‏اندازد؛ قربانگاهى كه درس فداكارى و جهاد را در راه خداى بزرگ به فرزندان آدم و اصفيا و اولياى خدا مى‏دهد. عمق جنبه‏هاى توحيدى و سياسى اين عمل را جز انبياى عظام و اولياى كرام- عليهم الصلوة و السلام- و خاصّه عباداللَّه كس ديگرى نمى‏تواند ادراك كند. اين پدرِ توحيد و بت شكنِ جهان به ما و همه انسانها آموخت كه قربانى در راه خدا، پيش از آنكه جنبه توحيدى و عبادى داشته باشد، جنبه‏هاى سياسى و ارزشهاى اجتماعى دارد. به ما و همه آموخت كه عزيزترين ثمره حيات خود را در راه خدا بدهيد و عيد بگيريد. خود و عزيزان خود را فدا كنيد، و دين خدا را و عدل الهى را برپا نماييد. به همه ما، ذريّه آدم، فهماند كه «مكّه» و «منى‏» قربانگاه عاشقان است. و اينجا محل نشر توحيد و نفى شرك؛ كه دلبستگى به جان و عزيزان نيز شرك است. به فرزندان آدم درس آموزنده جهاد در راه حق را داد كه از اين مكان عظيم نيز فداكارى و از خودگذشتن را به جهانيان ابلاغ كنيد. به جهانيان بگوييد در راه حق و اقامه عدل الهى و كوتاه كردن دست مشركان زمان بايد سر از پا نشناخت، و از هر چيزى حتى مثل اسماعيل ذبيح اللَّه، گذشت. كه حق جاودانه شود. اين بت شكن و فرزند عزيزش، بت شكن ديگر، سيد انبيا، محمد مصطفى- صلى اللَّه عليه وآله و سلم- به بشريت آموختند كه بتها هرچه هست بايد شكسته شود؛ و كعبه، كه امّ القُرى است، و آنچه از آن بسط پيدا كرده تا آخرين نقطه زمين، تا آخرين روز جهان، بايد از لوث بتها تطهير شود: بت هرچه باشد، چه هياكل، چه خورشيد، چه ماه، و چه حيوان، و انسان. و چه بتى بدتر و خطرناكتر از طاغوتهاى در طول تاريخ از زمان آدم صفى اللَّه، تا ابراهيم خليل اللَّه، تا محمد حبيب اللَّه- صلى اللَّه عليهم و آلهم اجمعين- تا آخر الزمان كه بت شكن آخر از كعبه نداى توحيد سر دهد. مگر ابرقدرتهاى زمان ما بتهاى بزرگى نيستند كه جهانيان را به اطاعت و كرنش و پرستش خود مى‏خوانند، و با زور و زر و تزوير خود را به آنان تحميل مى‏نمايند؟

صحيفه امام، ج‏18

 




اگر کسی از این که به او بگن امریکایی خوشش میاد این مطلب رو بخونه!


از جمله مسائلى كه به مسلمانان و مستضعفان جهان اجازه هيچ گونه فعاليت براى خروج از قيد و بند استعمارگران را نمى‏دهد و آنان را به حال ركود و عقب افتادگى نگاه مى‏دارد، تبليغات همه جانبه‏اى است كه غربزدگان و شرقزدگان، يا به امر ابرقدرتها، يا با كوتاه نظرى خود، در سراسر كشورهاى اسلامى و استضعافى به راه انداخته‏اند و مى‏اندازند. و آن است كه علم و تمدن و پيشرفت مختص به دو جناح امپرياليزم و كمونيسم است؛ و آنان، خصوصاً غربيها و اخيراً امريكاييها، نژاد برتر هستند، و ديگران نژادپست و ناقص هستند؛ و ترقى آنان در اثر والا نژادى آنان است؛ و عقب افتادگى اينان در اثر نقص نژادى است! و به تعبير ديگر، آنان انسانهاى تكامل يافته هستند؛ و اينان در حال تكامل، كه پس از ميليون‏ها سال به تكامل نسبى مى‏رسند. پس، كوشش براى پيشرفت بيفايده است. و آزادگان يا بايد وابسته به سرمايه دارى غرب باشند، و يا كمونيسم شرق. و به بيان ديگر، ما از خود هيچ نداريم، و بايد همه چيز را از ابرقدرتهاى غرب ياشرق بگيريم: علم را، تمدن را، قانون را، وپيشرفت را! و شما امروزِ سياه ما را مى‏بينيد كه در اثر اين تفكر كه بر ما تحميل كرده‏اند هرچيز، اگرچه ممتاز باشد و از خودى باشد، به همين جرم مشترى‏اش كم است؛ و همين را اگر اسم غربى به آن بگذارند، مشترى زياد پيدا مى‏كند. پارچه ايران حتماً بايد در حاشيه‏اش حروف خارجى و لاتين داشته باشد تا مشترى پيدا كند!

صحیفه امام خمینی ره







«عزيزان من! آينده مال شماهاست، اميد آينده كشور شماها هستند؛ بايد خيلي مراقبت كنيد. درست است كه جوان طلبه انقلابي اهل عمل است، اهل فعاليت است، اهل تسويف و امروز به فردا انداختن كار نيست، اما بايد مراقب باشد... جوانهاي انقلابي بدانند همان طور كه كناره گيري و سكوت و بي تفاوتي ضربه مي زند، زياده روي هم ضربه مي زند؛ مراقب باشيد زياده روي نشود.... انقلابي بايد بصير باشد. بايد بينا باشد، بايد پيچيدگي هاي شرايط زمانه را درك كند... بايد دقيق باشيد، بايد شور انقلابي را حفظ كنيد. بايد با مشكلات هم بسازيد. بايد از طعن و دق ديگران هم رويگردان نشويد اما بايد خامي هم نكنيد. مراقب باشيد. مأيوس نشويد. در صحنه بمانيد اما دقت كنيد و مواظب باشيد. رفتار بعضي از كسانيكه به نظر شما جاي اعتراض دارد شما را عصباني نكند. شما را از كوره در نبرد. رفتار منطقي و عقلاني يك چيز لازمي است. البته اين را هم به همه توصيه كنيم كه نيروهاي انقلابي را متهم به افراطي گري نكنند؛ بعضي هم اينجوري دوست مي دارند. عنصر انقلابي، جوان انقلابي، طلبه انقلابي، فاضل انقلابي، مدرس انقلابي در هر سطحي از سطوح را متهم كنند به افراطي گري.
نه اين هم انحرافي است كه به دست دشمن انجام مي گيرد»


پررنگ‌ترین عذرخواهی‌ امام خطاب به چه کسی بود؟

جایگاه یگانه‌ای مفهوم شهادت و شهید و خانواده شهدا و ایثارگران در نزد امام راحل داشته است. به گزارش تابناک، مرور صحیفه امام (ره) نشان می‌دهد که یکی از پررنگ‌ترین موارد احساس دین امام راحل نسبت به مردم انقلابی ایران، آنجایی است که ایشان در ششم تیر ماه ۱۳۵۹ در جمع سرپرست بنیاد شهید و خانواده‌های شهدای انقلاب به عدم بهبود و اصلاح امور در زمینه‏‌های گوناگون کشور به شدت اعتراض می‌کنند. امام (ره) پس از مرور زحمات و مصیبت‌های خانواده‌ شهدای انقلاب می‌گوید: «من از شما‌ها عذر می‌‏خواهم. من از ملت ایران عذر می‌‏خواهم. من از ملت ایران عذر می‌‏خواهم. من از این مادرهایی که بچه‌‏های خودشان را از دست دادند، معذرت می‌‏خواهم. من از این برادرهایی که عزیزان خودشان را دادند، از دست داده‌‏اند، معذرت می‌‏خواهم. من از این ارتشی‌هایی که جوانان خودشان را از دست داده‌‏اند، از این پاسدار‌ها که جوان‌های خودشان را از دست داده‌‏اند و برادران خودشان را، معذرت می‌‏خواهم که عُرضۀ این را ندارم که کار را درست کنم. من از حضرت مهدی ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ من از پیشگاه پیغمبر اکرم معذرت می‌‏خواهم. من از پیشگاه ولی عصر امام مهدی ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ معذرت می‌‏خواهم. من از پیشگاه ملت ایران معذرت می‌‏خواهم. من از شما برادران، برادران ارتشی، برادران پاسدار، برادران ژاندارمری و سایر قوای انتظامی که در راه اسلام جوان‌های خودشان را دادند، معذرت می‌‏خواهم. ما نتوانستیم برای شما کاری انجام بدهیم. ما ضعیف هستیم. ما باز گرفتار کاغذبازی هستیم. ما باز گرفتار آرم‌هایی شاهنشاهی هستیم. مملکت ما باز مملکت شاهنشاهی است. وزارتخانه‏‌های ما، وزارتخانه‌‏های ما باز وزارتخانه‌‏های طاغوتی است و ما نتوانستیم این‌ها را اصلاح کنیم. باید به اسرع وقت اصلاح شود و اگر اصلاح نشود به اسرع وقت اصلاح می‌‏کنیم‌». چند ماه پیش از این، امام خمینی در حکم تأسیس بنیاد شهید انقلاب اسلامی لازم می‌دانند که «باید رسیدگى کامل به خاندان شهدا و آسیب‌دیدگان و معلولین در این راه، چه در ‌انقلاب و چه قبل و بعد از آن به نحو احسن و با مراعات احترام آنان بشود». جالب این ‌که امام (ره) یازده روز پیش از عذرخواهی‌هایی که در بالا به آن اشاره شد، در روز ولادت امام (ره) حسین (ع) تذاکراتی ‌بر زبان می‌آورد که به نظر ایشان ادای گوشه‌ای از تکلیف اسلامی ایشان است و اگر آن‌ها را نگوید، به مردم خیانت کرده است. بخشی از این تذکرات به قرار زیر است: «و اخیراً لازم است تذکری که همگان بدان آگاهی دارند، بدهم و آن لزوم تقدیر از شهدای انقلاب و خانوادۀ آنان و معلولین و مصدومین می‌‏باشد. و لازم است عموم دستگاه‌های اجرایی اموری را که مربوط به شهدا و خانوادۀ آنان و معلولین و مصدومین است با کمال سرعت عمل نموده و تسهیلات لازم را در مورد آنان معمول دارند‌ که اینان بر ما و ملت شریف حق بسیار بزرگی دارند‌ و اگر معلوم شود که کسانی در بعضی از ادارات و وزارتخانه‏‌ها برای اجرای امور شهدای انقلاب و خانوادۀ آن‌ها اشکال‏‌تراشی می‌‏کنند، به عنوان ضد انقلاب باید مورد تعقیب واقع شوند». امام (ره) در جایی دیگر و پس از تبیین چرایی مقام رفیع شهدا و اهمیت خدمت به خانواده آن‌ها، کیفیت این خدمت را هم با عباراتی متفاوت بیان می‌کند و می‌گوید: «و عمده چیزی که هست این است که صادقانه خدمت کنید، خدمت بکنید، گمان ‌نکنید که شما یک کاری که برای آن‌ها انجام می‌دهید یک منّتی بر آن‌ها دارید. منّت آن‌ها را بکشید، خدمت بکنید، احترام بکنید از آن‌ها. این‌ها خانواده شهدا هستند. و معلولین و خانواده‌های معلولین که ارزششان آن قدر است، و ما باید خدمتگزار به آن‌ها باشیم. هر عملی که انجام می‌دهیم، هر خدمتی که به آن‌ها انجام می‌دهیم، عملی است که در پیشگاه خدا مقبول است‌ و ما باید با کمال خرسندی منّت آن‌ها را بکشیم و خدمت به آن‌ها بکنیم. مبادا یک وقتی یک کلمه درشتی گفته بشود به این بازماندگان شهدا، یا به این معلولین. و باز کسانی که عائله معلولین‌اند، توجه داشته باشید که عملی را که می‌کنید خالص و برای خدا باشد. و برای آن کسی که فداکار برای خدا بوده است، و جانش را در راه خدا اهدا کرده است. شما خدمت به او می‌کنید و این خدمت به خداست.‌‌ همان طوری که ما منّت خدای تبارک و تعالی را می‌کشیم و عبادت او را می‌کنیم، منّت اوست بر ما، و خدای تبارک و تعالی منّت بر ما گذاشته است و ما را هدایت کرده است، و هر عملی که بکنیم منّت بر او نداریم و او منّت بر ما دارد. این خدمت هم خدمت به خدای تبارک و تعالی و مجاهدین در راه او و شهدای در راه اوست. و ما باید با سر و جان خدمت بکنیم. و ابداً در نظرمان نیاید که ما یک کاری انجام دادیم. آن‌ها جان خودشان را دادند و شما قدرتی که دارید، دارید خرج می‌کنید برای آن‌ها. و من امیدوارم که در راه خدا که شد؛ ثواب مجاهدین را به شما عنایت بفرماید خدای تبارک و تعالی». توصیه‌های امام (ره) در مورد خانواده شهدا تا آخرین سال‌ها و روزهای عمر ایشان ادامه می‌یابد. ایشان در پاسخ به نامه فرزندان شهدا در اردیبهشت سال ۶۵، علاوه بر این که فرزندان محترم شهدا، جانبازان، اسرا و مفقودین را نور چشمان عزیزم خطاب می‌کند، بالا‌ترین افتخار را این می‌داند که «ما در تداوم انقلابمان ذخیره‌های عظیمی همچون شما عزیزان را داریم که حضورتان در جامعه در تمامی صحنه‌های اسلامی و انقلابی و مردمی یادآور رشادت‌ها و فداکاری‌ها و اخلاص رادمردانی است که به برکت خون‌های پاک آنان انقلاب و جمهوری اسلامی ایران بارور گردید» و در پایان پاسخ خود باز یادآور می‌شوند که «به مسئولین محترم جمهوری اسلامی ایران، برای چندمین بار، سفارش می‌کنم ـ و این نصیحت و سفارش همیشگی است ـ که قدر این نعمت‌های بزرگ الهی را بدانند‌ و در شرایط کنونی و آینده‌های دور، اولویت را به این عزیزان و کسانی بدهند که در راه اسلام‌ خون داده‌اند و مبارزه کرده‌اند؛ و به شدت از بهانه‌جویی و سنگ‌اندازی و مانع تراشی و کاغذبازی، که مانع رشد آنان و ملت دلاور ایران است، خودداری ورزند‌». یک سال و نیم بعد و پس از پایان جنگ و آغاز دوران بازسازی نخستین نکته مهمی که در موضوع سیاست‌های کلی نظام اسلامی در دوران بازسازی کشور از دیدگاه امام (ره) توجه به آن ضروری است، این است: «با این که اطمینان داریم که خانواده‌های معظم شهدا و جانبازان و اسرا و مفقودین هیچ ‌گاه راضی نشده و نمی‌شوند که در برابر ایثار عزیزانشان که فقط به خاطر خدا و رسیدن به کمال بوده است، سخن از رفاه و مادیات به میان آید و همت آنان بلند‌تر از این مقوله‌هاست، ولی بر دست‌اندرکاران نظام است که ذوق و استعداد و توان خود را در هر چه بهتر رسیدن به امور معنوی و مادی و ارزشی و فرهنگی این یادگاران هدایت و نور به کار گیرند و از خدمت بی‌شائبه و بی‌منت به آنان دریغ نکنند؛ هر چه انقلاب اسلامی ایران دارد از برکت مجاهدت شهدا و ایثارگران است. من می‌دانم که بسیاری از خانواده‌های عزیز شهدا و جانبازان و اسرا و مفقودین به خاطر مناعت طبع و بزرگواری و اخلاق کریمه خود در مصایب و مشکلات زندگی به مسئولین مراجعه نکرده‌اند و یا مراجعه‌شان به حداقل بوده است. و همه نیز می‌دانیم که اکثریت این قشر و رزمندگان عزیز اسلام از طبقات محروم و کم درآمد بودند و مرفهین کمتر دل برای انقلاب سوختند، ولی وظیفه ماست که در حد توان و مقدورات قدر‌شناس زحمات آنان باشیم و من میل ندارم که این قدر‌شناسی فقط در حد تعریف و تمجید ظاهری خلاصه شود بلکه باید در همه نوع امتیازات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی به آنان بها داده شود».   منبع:رجا




آن چیزی که باعث شد امام از خدا طلب مرگ کند چه بود؟

نامه [به آقاى منتظرى (عدم صلاحيت براى تصدى رهبرى نظام جمهورى اسلامى)].
زمان: 6 فروردين 1368/18 شعبان 1409.
مكان: تهران، جماران.
موضوع: «عدم صلاحيت براى تصدى رهبرى نظام جمهورى اسلامى».
مخاطب: منتظرى، حسينعلى.

بسم اللَّه الرحمن الرحيم. جناب آقاى منتظرى. با دلى پر خون و قلبى شكسته چند كلمه‏اى برايتان مى‏نويسم تا مردم روزى در جريان امر قرار گيرند. شما در نامه اخيرتان نوشته‏ايد كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم مى‏دانم؛ خدا را در نظر مى‏گيرم و مسائلى را گوشزد مى‏كنم. از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامى عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرالها و از كانال آنها به منافقين مى‏سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبرى آينده نظام را از دست داده‏ايد. شما در اكثر نامه‏ها و صحبتها و موضعگيريهايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرالها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند. به قدرى مطالبى كه مى‏گفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايده‏اى براى جواب به آنها نمى‏ديدم. مثلًا در همين دفاعيه شما از منافقين تعداد بسيار معدودى كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مى‏بينيد كه چه خدمت ارزنده‏اى به استكبار كرده‏ايد. در مسئله مهدى هاشمىِ قاتل، شما او را از همه متدينين متدينتر مى‏دانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيغام مى‏داديد كه او را نكشيد. از قضاياى مثلِ قضيه مهدى هاشمى كه بسيار است و من حالِ بازگو كردن تمامى آنها را ندارم. شما از اين پس وكيل من نمى‏باشيد و به طلابى كه پول براى شما مى‏آورند بگوييد به قم منزل آقاى پسنديده و يا در تهران به جماران‏مراجعه كنند. بحمداللَّه از اين پس شما مسئله مالى هم نداريد. اگر شما نظر من را شرعاً صحيفه امام، ج‏21، ص: 331 مقدم بر نظر خود مى‏دانيد- كه مسلماً منافقين صلاح نمى‏دانند و شما مشغول به نوشتن چيزهايى مى‏شويد كه آخرتتان را خرابتر مى‏كند- با دلى شكسته و سينه‏اى گداخته از آتش بى‏مهريها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بوديد چند نصيحت مى‏كنم ديگر خود دانيد:
1- سعى كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدى هاشمى و ليبرالها نريزد ..
2- از آنجا كه ساده لوح هستيد و سريعاً تحريك مى‏شويد در هيچ كار سياسى دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد ..
3- ديگر نه براى من نامه بنويسيد و نه اجازه دهيد منافقين هرچه اسرار مملكت است را به راديوهاى بيگانه دهند ..
4- نامه‏ها و سخنرانيهاى منافقين كه به وسيله شما از رسانه‏هاى گروهى به مردم مى‏رسيد؛ ضربات سنگينى بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتى بزرگ به سربازان گمنام امام زمان- روحى له الفداء- و خونهاى پاك شهداى اسلام و انقلاب گرديد؛ براى اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند ..

واللَّه قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولى در آن وقت شما را ساده لوح مى‏دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولى شخصى بوديد تحصيلكرده كه مفيد براى حوزه‏هاى علميه بوديد و اگر اينگونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلماً تكليف ديگرى دارم و مى‏دانيد كه از تكليف خود سرپيچى نمى‏كنم. واللَّه قسم، من با نخست وزيرى بازرگان مخالف بودم ولى او را هم آدم خوبى مى‏دانستم. واللَّه قسم، من رأى به رياست جمهورى بنى صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم ..

سخنى از سرِ درد و رنج و با دلى شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزيزمان دارم:
من با خداى خود عهد كردم كه از بدى افرادى كه مكلف به اغماض آن نيستم هرگز چشم پوشى نكنم.
من با خداى خود پيمان بسته‏ام كه رضاى او را بر رضاى مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان عليه من قيام كنند دست از حق و حقيقت برنمى دارم.
من كار به تاريخ و آنچه اتفاق مى‏افتد ندارم؛ من تنها بايد به وظيفه شرعى خود عمل كنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيب پيمان بسته‏ام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آنها در ميان گذارم.
تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعى كنند تحت تأثير دروغهاى ديكته شده كه اين روزها راديوهاى بيگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مى‏كنند نگردند. از خدا مى‏خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد. ما همه راضى هستيم به رضايت او؛ از خود كه چيزى نداريم، هرچه هست اوست. والسلام ..
 يكشنبه 6/1/68.
 روح اللَّه الموسوى الخمينى.
صحيفه امام، ج‏21، ص: 332  



برچست ها :
تعداد بازدید : 3
     
print

احادیثی درباره غیرت

نظرات 0

احادیثی درباره غیرت



خدا راشکر ایرانی ها وبطور کلی مسلمین افراد غیرتمندی هستند   در زیر چند حدیث در باره ی این صفت زیبا را میخوانیم

حدیث (1) امام صادق عليه السلام :

إِنَ اللّه غَيورٌ وَ يُحِبُ كُلَ غَيورٍ وَ لِغَيرَتِهِ حَرَّمَ الفَواحِشَ ظاهِرُها وَ باطِنُها؛
خداوند با غيرت است و مردان غيور را دوست دارد و از همين رو، زشتى ها را چه آشكار و چه پنهان حرام كرده است.

كافى، ج5، ص535، ح1



حدیث (2) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :


اَلغَيرَةُ مِنَ اليمانِ وَالمِذاءُ مِنَ النِّفاقِ؛
غيرت از ايمان است و بى بند و بارى از نفاق.

نهج الفصاحه، ح 2045



حدیث (3) امام على عليه السلام :


... إِيّاكَ وَالتَّغايُرَ فى غَيرِ مَوضِعِ غَيرَةٍ فَإِنَّ ذلِكَ يَدعُو الصَّحيحَةَ إِلَى السُّقمِ وَالبَريئَةَ إِلَى الرَيبِ... ؛
از غيرت نابجا بپرهيز زيرا اين كار، زن درستكار را به انحراف و زن پاكدامن را به ترديد مى كشاند.

نهج البلاغه، نامه 31



حدیث (4) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :


إِنَّ اللّه تَعالى لَيُبغِضُ الرَّجُلَ يُدخَلُ عَلَيهِ فى بَيتِهِ فَلايُقاتِلُ؛
خداى متعال، بى گمان نفرت دارد از مردى كه به زور وارد خانه اش شوند و او نجنگد.

كنزالعمال، ج3، ص387، ح7074



حدیث (5) امام على عليه السلام :


عِفَّتُهُ (الرَّجُل) عَلى قدرِ غَيرَتِهِ؛
پاكدامنى مرد به اندازه غيرت اوست.

نهج البلاغه، حكمت 47



حدیث (6) امام على عليه السلام :


غَيرَةُ المُؤمِنِ بِاللّه سُبحانَهُ؛
غيرت مؤمن به خاطر خداوند سبحان است.

غررالحكم، ج4، ص379، ح6395



حدیث (7) پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :


كانَ إِبراهيمُ أَبى غَيورا وَأَنَا أَغيَرُ مِنهُ وَأَرغَمَ اللّه أَنفَ مَن لايَغارُ مِنَ المُؤمِنينَ؛
پدرم ابراهيم با غيرت بود و من با غيرت تر از اويم. خدا بينى مؤمنى را كه غيرت ندارد، به خاك مى مالد.

بحارالأنوار، ج103، ص248، ح33




حدیث (8) امام على عليه السلام :


عَلى قَدرِ الحَمِيَّةِ تَكونُ الغَيرَةُ؛
غيرت به اندازه تعصّب و ننگ داشتن بستگى دارد.

غررالحكم، ج4، ص311، ح6175



حدیث (9) پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :


أَلا وَإِنَّ اللّه حَرَّمَ الحَرامَ وَحَدَّ الحُدودَ وَما أَحَدٌ أَغيَرُ مِنَ اللّه وَمِن غَيرَتِهِ حَرَّمَ الفَواحِشَ؛
بدانيد كه خدا حرام را ممنوع فرموده و حدود را مشخص كرده است و احدى غيرتمندتر از خدا نيست و از غيرت اوست كه زشتى ها را حرام فرموده است.

امالى صدوق، ج1، ص348



حدیث (10) امام على عليه السلام:


أَلَم يَبلُغنى عَن نِسائِكُم أَنَّهُنَّ يُزاحِمنَ العُلوجَ فِى السواقِ أَلا تَغارونَ؟ مَن لَم يَغِر فَلا خَيرَ فيهِ؛
به من خبر رسيده كه زنانتان در بازار تنه شان به تنه مردان بى ايمان و لاابالى مى خورد آيا غيرت نداريد؟! كسى كه غيرت ندارد خيرى در او نيست.

كنزالعمال، ج3، ص780، ح8735



حدیث (11) امام صادق عليه السلام :


إنَّ المَرءَ يَحتاجُ فى مَنزِلِهِ وَ عِيالِهِ إِلى ثَلاثِ خِلالٍ يَتَكَلَّفُها وَ إن لَم يَكُن فى طَبعِهِ ذلِكَ: مُعاشَرَةٌ جَميلَةٌ وَ سَعَةٌ بِتَقديرٍ وَ غَيرَةٌ بِتَحَصُّن؛
مرد در خانه و نسبت به خانواده اش نيازمند رعايت سه صفت است هر چند در طبيعت او نباشد: خوشرفتارى، گشاده دستى به اندازه و غيرتى همراه با خويشتن دارى.

تحف العقول، ص322



حدیث (12) امام على عليه السلام :


ثَمَرَةُ الشَّجاعَةِ الغيرَةُ؛
غيرت ميوه شجاعت است.

غررالحكم، ج3، ص328، 


aviny.com


برچست ها :
تعداد بازدید : 4
     
print

حدیث:کارهایی که ما را شبیه پیامبر(ص) می‌کند

نظرات 0

کارهایی که ما را شبیه پیامبر(ص) می‌کند

پيامبر اکرم حضرت محمد(ص):

آيا شما را از شبيه ترينتان به خودم با خبر نسازم؟ گفتند: آرى اى رسول خدا! فرمودند: هر كس خوش اخلاق‏‌تر، نرم‏خوتر، به خويشانش نيكوكارتر، نسبت به برادران دينى‏ اش دوست ‏دار تر، بر حق شكيباتر، خشم را فرو خورنده ‏تر و با گذشت ‏تر و در خرسندى و خشم با انصاف ‏تر باشد.متن حدیث:

ألا اُخْبِرُكُمْ بِاَشبَهِكُم بى؟ قَالوا: بَلى يا رَسولَ اللّه‏ِ. قالَ: اَحسَنُكُم خُلقا وَ اَليَنُكُم كَنَفا وَ اَبَرُّكُم بِقَرَابَتِهِ وَ اَشَدُّكُم حُبّا لاِخوانِهِ فى دينِهِ وَ اَصبَرُكُم عَلَى الحَقِّ وَ اَكظَمُكُم لِلغَيظِ وَ اَحسَنُكُم عَفْوا وَ اَشَدُّكُم مِن نَفْسِهِ اِنْصافا فِى الرِّضا وَ الْغَضَبِ؛

پی نوشت :

«اصول كافى، جلد 2، صفحه 241، ح35» به نقل از صابرنیوز


برچست ها :
تعداد بازدید : 3
     
print

در این مردم خیری نیست

نظرات 0

 در روایتی پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: محبوب ترین امور پیش خداوند دین است، اگر امت من در برابر دین غیرت نداشته باشند در این مردم خیری نیست، افزود: اگر دیدید کسی از حد خداوند تجاوز می کند به او تذکر دهید که اگر نگویید امیدی به دین داری شما نیست.


خبرگزاری رسا


برچست ها :
تعداد بازدید : 1
     
print

جوان مطلوب کيست؟

نظرات 0



جوان مطلوب کيست؟

يک جوان شايسته چه ويژگي هايي بايد داشته باشد يا به تعبير ديگر جوان مطلوب کيست؟

صالح بودن

در غررالحکم جلد 2 صفحه 575 آمده است : « الولد الصالح اجمل الذکرين » فرزند صالح و شايسته زيباترين يادآوري از دو بخش يادآوري هاي انسان است. يعني کارها و اعمال انسان يک يادگار خير و فرزند صالح يادگار خير ديگري است که از ديگري زيباتر است. پس بايد جوانان و فرزنداني صالح تربيت کرد و از خود به يادگار گذاشت.

ناصح بودن

جوان علي رغم شور و احساس، زور بازو و غرور اگر پيرو احساس و هوس نباشد و در پي شر و بدي نگردد، برعکس به دنبال خير و خوبي، خيرخواه و ناصح باشد، مطلوب و پسنديده است. پيامبر (ص) فرمودند : « خير شبابکم من تشبه بکهولکم » بهترين جوان هاي تان آنانند که به پيران شبيه باشند. ( ميزان الحکمه، ج 5، ص 6)
مقصود از شباهت جوانان به پيران آن است که پختگي و خيرخواهي و مسلط بودن بر احساسات را دارا باشند. اگر جواني اين چنين باشد پس شبيه افراد مسن خواهد بود . از جمله ويژگي بزرگسالان آن است که دنبال خير و صلاح هستند و در پي خواسته هاي احساسي نيستند. يعني آنان ناصح هستند.

مطيع پدر بودن

حضرت علي (ع) اطاعت پدر را حق پدر بر فرزند مي داند و مي فرمايند : « فحق الوالد علي الولد ان يطيعه في کل شي الا في معصيه ا... سبحانه» حق پدر بر فرزند آن است که در هر کاري جز معصيت پروردگار از پدر اطاعت کند ( نهج البلاغه، حکمت 399)

به بزرگ ترها احترام گذاشتن

جوان بزرگ ترها را تعظيم و تکريم مي کند و به آنان احترام مي گذارد. حضرت علي (ع) در بيان فساد زمان خود چند ويژگي را بر مي شمارد. از جمله مي فرمايند : « لا يعظم صغيرهم کبيرهم » کوچک ترهاي شان بزرگسال ها را احترام نمي کنند. ( نهج البلاغه، خطبه 233)
اما در عين حال بعضي از ويژگي هاي رفتاري براي جوانان چهره منفي و ناشايست به تصوير مي کشد که جوانان بايد از آن دوري کنند. از جمله آن ويژگي ها مي توان موارد زير را نام برد:

1 ـ پرخاشگري و ستيزه جويي:

حضرت علي (ع) در بيان آثار منفي فتنه به اين نکته اشاره دارد که فرزند در دوره فتنه پرخاشگر، ستيزه جو و خشونت کردار مي شود: « فاذا کان ذلک کان الولد غيظا » وقتي زمان فتنه برسد پس فرزند، دشمن و پرخاشگر مي شود. ( نهج البلاغه، خطبه 233)

2 ـ بد اخلاقي:

از ويژگي هاي منفي براي جوان بداخلاقي است. حضرت علي (ع) آن گاه که از فساد زمان خويش گله مي کند، مي فرمايد : « فتاهم عارم » جوان شان بد اخلاق است. ( نهج البلاغه، خطبه 233)
عارم به کسي گفته مي شود که برخوردش تند و آزاردهنده و اخلاقش خشن و بد است. هر چند اين صفات براي بزرگسالان نيز ناپسند است. آنان همانند جوانان بايد از اين ويژگي هاي منفي دور باشند. اما با توجه به زمينه هاي مستعد جسماني و رواني جوانان، توصيه به دور بودن از اين خصايص ناپسند و زشت براي آنان روشن مي شود.

3 ـ نافرماني در مقابل پدر و مادر:

جوان نه تنها در مقابل پدر و مادر نافرمان نيست، بلکه بايد کاملاً خاضع و فرمانبردار باشد. حضرت علي (ع) مي فرمايند : « شر الاولاد العاق » بدترين فرزندان، اولاد نافرمان است. ( غرر الحکم، ج 2، ص 576)

4 ـ دوري از پدر و مادر:

گاهي بعضي فرزندان وجود پدر و مادر خود را ننگ دانسته و از آنان دوري مي کنند، به ويژه اگر پدر و مادر بي سواد باشند يا ظاهر مرتب و آراسته نداشته باشند . اين صفت بسيار زشت است. بايد به پدر و مادر به هر کيفيت که هستند افتخار کرد و با آنان نزديک و همدم و مأنوس باشيم. حضرت علي (ع) مي فرمايند :« من استنکف من ابوبه فقد خالف الرشد» کسي که از پدر و مادر خود استنکاف دارد و آنان را ننگ خود داند، از رشد و راه درست به در رفته است.

منبع: نشريه موفقيت شماره 20


noorportal.net


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

شیعه در سه جا آزمایش می‌شود

نظرات 0

 شیعه در سه جا آشودزمایش می‌شود 

جرعه‌ای از کلام حضرت امام صادق(ع)


امام صادق (ع) فرموده‌اند: شیعیان و دوستان ما را در سه مورد آزمایش نمایید: 1- مواقع نماز، كه چگونه رعایت آن را می‌نمایند. 2- اسرار یکدیگر را چگونه فاش و یا نگهداری می‌کنند. 3- نسبت به اموال و ثروتشان چگونه به دیگران رسیدگی می‌کنند و حقوق خود را می‌پردازند.


كارت‌‌ تسلیت شهادت امام جعفر صادق (ع)
ارزش برآوردن حاجت مۆمن

قالَ(ع): قَضاءُ حاجَةِالْمُۆْمِنِ اءفْضَلُ مِنْ اءلْفِ حَجَّةٍ مُتَقَبَّلةٍ بِمَناسِکِها، وَ عِتْقِ اءلْفِ رَقَبَةٍ لِوَجْهِ اللّهِ، وَ حِمْلانِ اءلْفِ فَرَسٍ فی سَبیلِ اللّهِ بِسَرْجِها وَ لحم‌ها(1)

فرمود: برآوردن حوائج و نیازمندی‌های مۆمن از هزار حج مقبول و آزادی هزار بنده و فرستادن هزار اسب مجهز در راه خدا، بالاتر و والاتر است.

آثار چهار گناه بر جامعه

قالَ(ع): إذا فَشَتْ اءرْبَعَةٌ ظَهَرَتْ اءرْبَعَةٌ: إذا فَشا الزِّنا کَثُرَتِ الزَّلازِلُ، وَ إذا اُمْسِکَتِ الزَّکاةُ هَلَکَتِ الْماشِیَةُ، وَ إذا جارَ الْحُکّامُ فِی الْقَضاءِ اُمْسِکَ الْمَطَرُ مِنَ السَّماءِ، وَ إذا ظَفَرَتِ الذِّمَةُ نُصِرُ الْمُشْرِکُونَ عَلَی الْمُسْلِمین. (2)

فرمود: هنگامی که چهار چیز در جامعه شایع و رایج گردد، چهار نوع بلا و گرفتاری پدید آید:

- چنانچه زنا رایج گردد، زلزله و مرگ ناگهانی فراوان شود.

- چنانچه زکات و خمسِ اموال پرداخت نشود، حیوانات اهلی نابود شود.

- اگر حاکمان جامعه و قُضات، ستم و بی‌عدالتی نمایند، باران رحمت خداوند نمی‌بارد.

- و اگر اهل ذمّه، تقویت شوند، مشرکین بر مسلمین پیروز آیند.

برچسب زدن به برادر مۆمن

قالَ(ع): مَنْ عابَ اءخاهُ به عیبٍ فَهُوَ مِنْ اءهْلِ النّار. (3)

فرمود: هرکس برادر ایمانی خود را برچسبی بزند و او را متهم کند، از اهل آتش خواهد بود.

سوءاستفاده از شخصیت

قالَ(ع): إصْحَبْ مَنْ تَتَزَیَّنُ بِهِ، وَلاتَصْحَبْ مَنْ یَتَزَّیَنُ لَک. (4)

فرمود: با کسی دوستی و رفت و آمد کن که موجب عزت و سربلندی تو باشد، و با کسی که می‌خواهد از تو بهره ببرد و خودنمایی می‌کند، همدم مباش.

سه ویژگی کمال خواهی

قالَ(ع): کَمالُ الْمُۆْمِنِ فی ثَلاثِ خِصالٍ: الْفِقْهُ فی دینِهِ، وَ الصَّبْرُ عَلَی النّائِبَةِ، وَالتَّقْدیرُ فِی الْمَعیشَة. (5)

فرمود: شخصیت و کمال مۆمن در سه خصلت است: آشنا بودن به مسائل و احکام دین، صبر در مقابل شداید و ناملایمات، زندگی او همراه با حساب و کتاب و برنامه ریزی دقیق باشد.

امام صادق(ع) فرموده‌اند: هرکس برادر ایمانی خود را برچسبی بزند و او را متهم کند، از اهل آتش خواهد بود.

زائر خدا

قالَ(ع): عَلَیْکُمْ بِإتْیانِ الْمَساجِدِ، فَإنَّها بُیُوتُ اللّهِ فِی الاْءرْضِ، و مَنْ اءتاها مُتَطِّهِرا طَهَّرَهُ اللّهُ مِنْ ذُنُوبِهِ، وَ کَتَبَ مِنْ زُوّارِه. (6)

فرمود: بر شما باد به دخول در مساجد، چون که آن‌ها خانه خداوند بر روی زمین است؛ و هر کسی که با طهارت وارد آن شود، خداوند متعال او را از گناهان تطهیر می‌نماید و در زمره زیارت کنندگانش محسوب می‌شوند.

آثار قرائت قرآن از مصحف

قالَ(ع): مَنْ قَرَءَالْقُرْآنَ فِی الْمُصْحَفِ مُتِّعَ به بصرهِ، وَ خُنِّفَ عَلی والِدَیْهِ وَ إ نْ کانا کافِرَیْن. (7)

فرمود: هر که قرآن شریف را از روی آن قرائت نماید، بر روشنایی چشمش افزوده گردد؛ و نیز گناهان پدر و مادرش سبک شود، گرچه کافر باشند.

ارزش دعا برای اموات

قالَ(ع): مَنْ دَعا لِعَشْرَةٍ مِنْ إ خْوانِهِ الْمَوْتی لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ اءوْجَبَ اللّهُ لَهُ الْجَنَّة. (8)

فرمود: هرکس که در شب جمعه، برای ده نفر از دوستان مۆمن خود که از دنیا رفته‌اند، دعا و طلب مغفرت نماید، از اهل بهشت قرار خواهد گرفت.

امام جعفر صادق علیه السلام کی چالیس حدیثیں
راه‌کار تکمیل ایمان

قالَ(ع): لایَکْمُلُ إ یمانُ الْعَبْدِ حَتّی تَکُونَ فیهِ أ رْبَعُ خِصالٍ: یَحْسُنُ خُلْقُهُ، وَسَیْتَخِفُّ نَفْسَهُ، وَیُمْسِکُ الْفَضْلَ مِنْ قَوْلِهِ، وَیُخْرِجَ الْفَضْلَ مِنْ مالِه. (9)

فرمود: ایمان انسان کامل نمی‌گردد، مگر آنکه چهار خصلت در او باشد: اخلاقش نیکو باشد، نفس خود را سبک شمارد، کنترل سخن داشته باشد، اضافی ثروتش (حق الله، حق‌الناس) را بپردازد.

آزمایش شیعه در سه جا

قالَ(ع): إمْتَحِنُوا شیعتَنا عِنْدَ ثَلاثٍ: عِنْدَ مَواقیتِ الصَّلاةِ کَیْفَ مُحافَظَتُهُمْ عَلَیْها، وَ عِنْدَ أسْرارِهِمْ کَیْفَ حِفْظُهُمْ لَها عِنْدَ عَدُوِّنا، وَ إلی أمْوالِهِمْ کَیْفَ مُواساتُهُمْ لاِخْوانِهِمْ فیها. (10)

فرمود: شیعیان و دوستان ما را در سه مورد آزمایش نمایید:

1- مواقع نماز، چگونه رعایت آن را می‌نمایند.

2- اسرار یکدیگر را چگونه فاش و یا نگهداری می‌کنند.

3- نسبت به اموال و ثروتشان چگونه به دیگران رسیدگی می‌کنند و حقوق خود را می‌پردازند.

 

پی‌نوشت‌ها:

1_(اءمالی الصدوق: ص 197.)

2_(وسائل الشیعة: ج 8 ص 13.)

3_(اختصاص: ص 240، بحارالانوار: ج 75، ص 260، ح 58.)

4_(وسائل الشیعه: ج 11 ص 412.)

5_(اءمالی طوسی: ج 2 ص 279.)

6_(وسائل الشیعة: ج 1 ص 380 ح 2.)

7_(وسائل الشیعه: ج 6 ص 204 ح 1.)

8_(جامع احادیث الشیعة: ج 6 ص 178 ح 78.)

9_(امالی طوسی: ج 1 ص 125.)

10_(وسائل الشیعة: ج 4 ص 112.)


باشگاه کاربران تبیان

ارسالی از: neka57

برگرفته از انجمن: قرآن و عترت



برچست ها :
تعداد بازدید : 3
     
print

چند حدیث%

نظرات 0

مولای متقیان امیر مومنان علی ع:کسی که به فرمان رهبرش لبیک نگوید و از جا برنخیزد با لگد دشمن از خواب برخواهد خواست.



اگر حسن ظن به مصائب و بلاها باشد خیری که باورش نداریم خدا می دهد 
آیت الله بهاالدینی
، نظرات کاربران، فارس نیوز


برچست ها :
تعداد بازدید : 5
     
print

***لیست موضوعات (دسته بندی شده)***

نظرات 0

*لیست موضوعات سایت*





برچست ها :
تعداد بازدید : 4
     
print
/'

ابزار هدایت به بالای صفحه

On(this)

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

onmouseout=