X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



♥درج مطالب با ذکر آدرس سایت کاملا مجاز است ♥صحت یا عدم صحت مطالبی که از سایتهای دیگر گرفته شده بر عهده خود آن سایتها میباشد. ما سعی میکنیم انشالله مطالبی که کذب نیستند در سایتمان قرار دهیم اما باز هم اطمینان صد در صد نمیدهیم! والله اعلم. ♥♥التماس دعا ●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●● اخبار

اعتقادبه اسلام،پيروي ازولايت‌فقيه وروحيه مقاومت،مهم‌ترين شاخص‌هاي اصاح

نظرات 0

علامه مصباح يزدي: اعتقاد به اسلام، پيروي از ولايت‌فقيه و روحيه مقاومت، مهم‌ترين شاخص‌هاي اصلح است
 

عضو مجلس خبرگان رهبري گفت: متأسفانه روحيه‌ي سازش‌پذيري به شدت در مسئولين و برخي نامزدها وجود دارد. چرا که آن‌ها دوست دارند بدون سروصدا و با آرامش کامل به کار خود بپردازند. و همين مسأله نقطه ضعف مسئولين است. اگر در مقاطعي از دفاع مقدس هم با مشکلي روبه‌رو شديم، به‌خاطر همين روحيه‌ي سازش‌کاري بود که در نهايت جام زهر را به امام چشاند.


به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني آثار حضرت آيت‌الله مصباح يزدي، رئيس مؤسسه آموزشي و ‌پژوهشي امام خميني(ره) در بيست‌وپنجمين نشست انجمن فارغ‌التحصيلان مؤسسه آموزشي وپژوهشي امام خميني(ره) با اشاره به‌اين‌که حضرت امام خميني (ره) نعمت بزرگي است که خداوند متعال به ما عطا کرده است، خاطرنشان کرد: امروز، وظائف اجتماعي و سياسي به عنوان وظيفه شرعي و اسلامي کاملا مشخص و واضح است. درحالي‌که در گذشته تقوا و وظائف شرعي به نماز و روزه و ذکر مصيبت اهل‌بيت (عليهم‌السلام) محدود مي‌شد و حضرت امام خميني (ره) نيمي ديگر از وظائف شرعي که مربوط به حوزه اجتماع و سياست بود را احيا کرد واين يکي از ابعاد برکات وجودي ايشان است.

وي با اشاره به‌اين‌که مسأله‌ي ولايت‌فقيه سابقه در غيبت صغري و حتي در زمان حضور ائمه‌ (عليهم‌السلام) دارد، اظهار داشت: امام خميني (ره) در عمل، ولايت‌فقيه را احيا کرد. امام خميني (ره) در واقع آبروي 50 ساله خود را براي احياي اين مسأله بر کف دست گرفت. آن‌هم در شرائطي که خيلي زمينه مساعد نبود.


آيت‌الله محمدتقي مصباح يزدي با اشاره به‌اين‌که حدود 3 دهه از عمر حضرت امام خميني (ره)در راه تلاش و فداکاري براي تشکيل نظام اسلامي گذشت، ابراز داشت: بعد از گذشت 50 سال از طرح جدي مسأله ولايت فقيه، هنوز مسائل مربوط به ولايت‌فقيه به‌ صورت کامل حل نشده‌است و آن‌گونه که بايد روي اين مسأله کار نشده است.

وي خاطرنشان کرد، امروز کتاب‌هاي فقهي زيادي درباب صلاه و طهارت نوشته‌شده است، اما در عين‌حال مسأله حکومت اسلامي با اين اهميت کم‌تر مورد توجه قرارگرفته است.

وي با اشاره به مثال‌هايي ابراز داشت: علاوه بر بحث‌هاي کلي فقهي، بايد نيازهاي مردم هم درنظر گرفته شود و لذا همان‌گونه که مباحث فقهي تشکيل حکومت اسلامي بايد مورد توجه قرارگيرد، موضوعات مختلف حکومت مانند اقتصاد نيز، بايد به‌صورت تخصصي مورد بحث و تحقيق قرار گيرد. چون صرف بيان حکم شرعي مشکلات مردم را حل نمي‌کند بلکه بايد در کنار آن متخصصيني باشند که موضوعات را نيز شناسايي کرده و احکام را بر آن‌ها تطبيق دهند.

علامه مصباح يزدي با بيان اين‌که مسائل مختلفي در نظام اسلامي مطرح شد که نياز به بررسي دارد، اظهار داشت: مشروعيت قانون اساسي به خاطر امضاي حضرت امام خميني(ره) به‌عنوان ولي‌فقيه است. چون مشروعيت حکومت به وي بستگي دارد.

علامه مصباح يزدي با اشاره به رابطه مسئولان اجرايي با ولايت‌فقيه اظهار داشت: بنا بر نظر حضرت‌امام(ره) اگر همه مردم به شخصي به‌عنوان رئيس‌جمهور رأي دهند، اما ولايت‌‌فقيه او را نصب نکند، طاغوت خواهد بود.

وي ادامه داد: تأکيد امام و مقام معظم رهبري بر وجوب مشارکت مردم در انتخابات آن را به يک وظيفه واجب تبديل مي‌کند که موجب عزت و اقتدار نظام مي‌شود.

عضو خبرگان رهبري با اشاره به نحوه شناسايي ولي‌فقيه توسط خبرگان رهبري اظهار داشت: از نظر قانون جمهوري اسلامي، روش تعيين رهبري، بهترين روشي است که بر اساس آن مي‌توان حکم شرع را در معرفي ولايت‌فقيه پياده کرد.

وي در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به ملاک‌هاي اصلح براي انتخاب رئيس‌جمهور اظهار داشت: اگر گفته شود اکثريت مردم با توجه به فشارهاي اقتصادي به‌ويژه در سال‌هاي اخير(1392)، حل مشکل گراني‌ها را در اوليت انتخاب خود قرار مي‌دهند، سخني بيهوده نيست. البته باتوجه به شرائط حق هم دارند. اما براي کساني‌که انگيزه ديني قوي دارند اين سؤال مطرح مي‌شود که آيا اولويت ديگري وجود ندارد؟

علامه مصباح يزدي با اشاره به سخنان حضرت امام(ره) اظهار داشت: مردم نه براي شکم، بلکه به‌خاطر دين‌شان انقلاب کردند و لذا وقتي امام خطرات را برمي‌شمردند، بالاترين خطر را، احساس خطر براي دين مي‌دانستند.

وي با اشاره به شعارهاي انتخاباتي نامزدهاي رياست‌جمهوري در دوره‌هاي مختلف اظهار داشت: کم‌کم کار به‌جايي رسيد که در بين شعارهاي نامزدها، حتي يک مورد نيز اسلام و دغدغه ديني مطرح نمي‌شد.

علامه مصباح يزدي ادامه داد: برخي سياست‌مداران علي‌رغم اين‌که خودشان افراد متدين و اهل تهجد هستند، شعارهاي اسلامي در بين سخنان‌شان وجود ندارد، چرا که اين‌گونه به آن‌ها القاء‌شده است که مردم از اين مسائل دوري مي‌کنند. و بالعکس اگر مثلا گفته شود گشت ارشاد را برمي‌دارم، مردم اقبال خواهند داشت.

وي با اشاره به وظيفه روحانيت در عصرحاضر خاطرنشان کرد: آيا ما نيز بايد آلت دست کانديداهايي شويم که شعارهاي اقتصادي سر مي‌دهند يا بايد دغدغه دين و اسلام را داشته‌باشيم که خواسته مردم از انقلاب‌شان بود.

عضو خبرگان رهبري با اشاره به اين‌که شبهات زيادي در خصوص اسلام و به‌ويژه ولايت‌فقيه در حال مطرح شدن است، اظهار داشت: اين درحالي‌است که تريبون و رسانه براي تقويت اسلام و ولايت‌فقيه بسيار اندک است.

وي ادامه داد: متأسفانه برخي نهادهاي وابسته به روحانيت و نظام، به‌جاي اين‌که به ترويج ولايت‌فقيه به‌عنوان نماد اسلام بپردازند، آن‌را در حد ولايت بر صغار و مجانين پايين آورده‌اند. کار نکردن در اين زمينه به معناي پايمال کردن خون ده‌ها هزار شهيد است.

علامه‌مصباح يزدي با اشاره به عزتي که در پرتو تشکيل نظام اسلامي حاصل شده است، ‌اظهار داشت: امروز دشمنان اذعان دارند که بسياري از مشکلات جهاني بدون حضور ايران قابل حل نيست و اين عزت به‌خاطر وجود شخص امام خميني(ره) و جانشين برحقش، مقام معظم رهبري است.

اين استاد اخلاق حوزه علميه ادامه داد: ما امروز بايد تلاش کنيم تا اولا مردم را متوجه باورها و ارزش‌هاي اسلامي کنيم و ثانياً در انتخابات، باورها و ارزش‌هاي نامزدها را مورد ارزيابي قرار دهيم. چرا که در طول تاريخ انقلاب هر ضربه‌اي که نظام خورده است، به‌خاطر وجود مسئوليني بوده که اعتقاد چنداني به ارزش‌هاي اسلامي و ولايت‌فقيه نداشته‌اند و يا حتي خود را رقيب ولايت‌فقيه مي‌ديده‌اند.
وي دشمن‌شناسي و فراست در شناخت حيله‌هاي دشمنان را از ديگر ملاک‌هاي کانديداي اصلح دانست و گفت: مسئول نظام اسلامي بايد روحيه مقاومت در برابر استکبار و دشمنان داشته باشد.

علامه مصباح يزدي ادامه داد: هرچند نمي‌توان کسي را يافت که در همه ملاک‌ها در حد اعلا باشد، اما بايد حد نصاب در پاي‌بندي به ارزش‌هاي اسلامي، تبعيت از ولايت‌فقيه و روحيه‌ي مقاومت و سازش‌ناپذيري در او وجود داشته‌باشد و من حيث‌المجموع در اين جهات بر ديگران برتري داشته باشد.

وي ادامه داد: متاسفانه روحيه‌ي سازش‌پذيري به شدت در مسئولين و برخي نامزدها وجود دارد. چرا که آن‌ها دوست دارند بدون سروصدا و با آرامش به کار خود بپردازند و منافع خود و خانواده‌شان را تأمين کنند. و همين مسأله نقطه ضعف مسئولين است. اگر در مقاطعي از دفاع مقدس هم با مشکلي روبه‌رو شديم، به‌خاطر همين روحيه‌ي سازش‌کاري بود که در نهايت جام زهر را به امام چشاند.

وي افزود: اين‌که برخي ادعا مي‌کنند هم مي‌توان تحريم نشد و هم عزت خود را در مقابله با استکبار و آمريکا حفظ کرد، در عمل با تناقض روبه‌رو است.

علامه مصباح يزدي خاطر نشان کرد: لذا در انتخابات بايد کسي را انتخاب کنيم که در مرحله‌ي اول معتقد به ارزش‌هاي اسلام، تابع ولايت‌فقيه و داراي روحيه‌ي مقاومت باشد و بعد از آن به ساير تخصص‌هاي علمي و عملي او توجه شود.

تاریخ :
جمعه 1392/02/20


برچست ها :
تعداد بازدید : 1
     
print

سانسور بزرگ‌ترین تجمع تاریخ در رسانه‌‌های غربی/اربعین

نظرات 0

سانسور بزرگ‌ترین تجمع تاریخ در رسانه‌‌های غربی
کیهان: راهپیمایی اربعین امام حسین (ع) امسال تبدیل به بزرگترین رویداد تاریخ جهان شد چرا که در تاریخ بشریت سابقه ندارد 25 میلیون انسان آن هم به طور خودجوش از سراسر جهان خود را به نقطه ‌ای در عالم برسانند و برای شخصیتی که 1377 سال پیش به شهادت رسیده است اشک ماتم بریزند و این‌چنین سنگ تمام بگذارند.

تصاویر منتشر شده طی روزهای گذشته همه حکایت از خلق حماسه‌ای عجیب داشت میلیون‌ها زائر در بین نجف و کربلا شب و روز نمی‌شناختند. عرب و عجم، سیاه و سفید، شیعه و سنی، مسیحی و زرتشتی و صابئی همه و همه خود را به کربلا رساندند و لبیک گفتند به ابرمرد بزرگ تاریخ که در مقابل ظلم و ستم سر خم نکرد و از همه چیز خود در راه تحقق عدالت گذشت.

اما خلق این حماسه بی‌نظیر تاریخ و تجمع 25میلیون انسان در راهپیمایی اربعین همان‌طور که انتظار می‌رفت با سانسور «عجیب» رسانه‌های منطقه و بین‌المللی جبهه غربی، عربی و عبری مواجه شد و این رسانه‌ها علی رغم داعیه «حرفه‌ای‌گری» در بین اخبار رده چندم خود نیز به خلق این حماسه اشاره‌ای نکردندو اخباری که به زبان‌های دیگر در فضای مجازی منتشر شد عمدتا مربوط به رسانه‌های داخلی ایران و یا برخی از رسانه‌های مستقل درکشورهای منطقه بود.

معدود رسانه‌های غربی نیز که به این راهپیمایی باشکوه اشاره‌ای کردند، رویکرد تخریبی داشتند. در همین راستا «المانیتور» در گزارشی تحت عنوان «آیا شیعیان می‌خواهند اربعین را جایگزین حج کنند؟» سعی کرد با هزار آسمان ریسمان کردن ثابت کنند شیعیان درست در نقطه مقابل وحدت امت اسلامی ایستاده‌اند و خطری برای بقیه مسلمانان محسوب می‌شوند. غافل از اینکه فقط شیعیان در این راهپیمایی نیستند. برخی نیز مثل بی‌بی سی بنگاه سخن‌پراکنی روباه پیر در یک خط تخریبی دیگر تلاش کردند مسائل بسیار حاشیه‌ای که در این اجتماع بی‌نظیر اصلا به حساب نمی‌آید برجسته کنند. مثلاً در این راهپیمایی خط مرزی ایران و عراق کم«رنگ‌شده» و عده‌ای قصد «داشته‌اند» بدون روادید وارد عراق شوند!

این رسانه‌ها در حالی داعیه حرفه‌ای گری دارند که کوچک‌ترین اخبار مربوط به بی‌اهمیت‌ترین مسائل را فقط به این خاطر که بتوانند علیه اسلام اقدام نمایند. برجسته می‌کنند. در همین رسانه‌ها طی سال‌های اخیر همه اخبار جنایت‌های داعش و گروه‌های سلفی تکفیری از ریز تا درشت پوشش داده شده و برای ساعت‌ها در راس اخبار رسانه‌های جهان قرار گرفته است. چرا که به زعم آنها می‌توان با این اخبار چهره اسلام را مخدوش کرد. پیام اربعین در رسانه‌هایی مثل سی ان ان، بی‌بی سی، فاکس نیوز،المانیتور و... باید هم سانسور شود چرا که وحدت امت اسلامی، عدالت‌خواهی، ظلم ستیزی و نمایش با شکوه و عظمت اهل بیت و امام حسین (ع) چیزی نیست که خوشایند آنها باشد.

پیش از این برخی از رسانه‌های مستقل غربی از تعامل گزینشی در پوشش خبرهای راهپیمایی و زیارت اربعین حسینی به شدت انتقاد کرده و نوشته بودند آمریکا و انگلیس در رابطه با اربعین دچار کور رنگی شده‌اند نشریه آمریکایی «هافینگتن‌پست» نیز یکی دیگر از رسانه‌های غربی بود که به شدت از پوشش سیاسی این مراسم توسط این رسانه‌ها انتقاد کرده، و نوشته بود چگونه است که اصحاب رسانه در غرب کوچک‌ترین تجمع و راهپیمایی در انگلیس و یا صدها تجمع محدود در کشورهای مخنلف جهان را نادیده نگرفته و از آن ده‌ها فیلم و گزارش و تحلیل و تفسیر تهیه می‌کنند، در حالی که این تجمع خروشان و مسالمت آمیز بشری را نادیده گرفته از آن بی‌تفاوت و در سکوت مطلق می‌گذرند؟»



رجانیوز


برچست ها :
تعداد بازدید : 1
     
print

باز هم ولایتی، بازهم دروغ/ در مذاکرات تمام محورهای مد نظر رهبر انقلاب رعایت

نظرات 0

دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت 19:29 2016-11-7 19:29:07
شناسه خبر : 259567
گروه سیاسی- رجانیوز: علی اکبر ولایتی شب گذشته با حضور در برنامه تلوزیون «متن، حاشیه» اظهارات مهمی را بیان کرده است که نیازمند تامل جدی است.
 
وی در بخشی از سخنان خود گفته است: «اگر اصلاً مذاکره نمی‌شد گزینه دیگر جنگ بود.»
 
این ادعا در حالی از سوی ولایتی بیان می شود که تنها کمتر از دو ماه قبل رهبر معظم انقلاب در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران با اشاره به برخی تحلیل های غلط در این باره فرمودند:
 
«در طول سالهای گذشته گاهی اوقات سخنانی از جانب برخی مسئولان مطرح شده مبنی بر اینکه رفع تهدید نظامی و جنگ به دلیل فلان اقدام بوده است، در حالی که این سخنان صحیح نیست، زیرا تنها عامل رفع تهدید نظامی، اقتدار دفاعی و نظامی و ایجاد ترس و رعب در دشمن بوده و خواهد بود.»
 
به نظر می رسد این اظهارات ولایتی در راستای «دستاورد تراشی» برای توافقی است که امروز حتی به گفته رییس بانک مرکزی دولت یازدهم در جمع اعضای شورای روابط خارجی امریکا، فایده آن برای ایران «تقریبا هیچ» بوده است.
 
اما نکته مهم تری که در سخنان ولایتی باید مورد توجه قرار گیرد، تصریح وی برای اولین بار بر نقض خطوط قرمز نظام در مذاکرات توسط تیم مذاکره کننده دولت یازدهم است: « اگر همه محورهای مدنظر رهبر معظم انقلاب در مذاکرات رعایت می‌شد قضایا جور دیگری می‌شد.» 
 
این اظهارات در حالی از سوی ولایتی بیان می شود که وی در طول سه سال گذشته یکی از اصلی ترین  حامیان محمد جواد ظریف و تیم مذاکره کننده دولت یازدهم بود و در برهه های زمانی مختلف نیز با حمایت های آشکار و یک طرفه خود، در عمل باعث ارسال آدرس غلط به بخشهایی از افکار عمومی و به نتیجه رسیدن توافق پر ضرر برجام شد.
 
به نظر می رسد امروز بدون دستاورد بودن برجام تا حدی آشکار و غیر قابل دفاع شده که حتی علی اکبر ولایتی نیز از عملکرد تیم مذاکره کننده هسته ای دولت فعلی علنا شکوه می کند و با تاکید بر اینکه آنها نتوانستند تمام محورهای مد نظر رهبر انقلاب را در مذاکرات رعایت کنند، از به نتیجه نرسیدن برجام سخن می گوید! اما باید مد نظر داشت که آقای ولایتی این واقعیت را کمی دیر متوجه شده زیرا آن زمان که دلسوزان و منتقدان برجام نسبت به نقض خطوط قرمز رهبر انقلاب در مذکرات هشدار می دادند، وی تحت پوشش مشاور رهبر انقلاب، در عمل به توجیه عملکرد نقض کنندگان دستورات رهبر انقلاب می پرداخت و با آدرس غلط دادن به افکار عمومی و توجیه اشتباهات تیم مذاکره کننده هسته ای، نام خود را در فرآیند ثبت برجام در تاریخ، ماندگار کرد!
 
بیدار شدن ایشان پس از سه سال و رسیدن به حرف منتقدان برجام امروز دردی از کشور را دوا نمی کند و از ضررهای پرشمار برجام برای کشور جلوگیری نخواهد کرد، بلکه حداقل اقدام برای جبران این اشتباهات آنجاست که وی علنا بر اشتباه بودن کل این مسیر تاکید کند تا در آینده اشتباه و مدل برجام «تکرار» نشود.


برچست ها :
تعداد بازدید : 4
     
print

مردم ما از تورم و بیکاری گله ندارند، تنهامشکل زندگیشان نشنیدن صدای شجریان!

نظرات 0

مردم ما از تورم و بیکاری گله ندارند، تنهامشکل زندگیشان نشنیدن صدای شجریان است!


روزنامه کیهان نوشت: در حالی‌که عدد پدران شرمنده، بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در خوشبینانه‌ترین فرض، به شش میلیون و نیم نفر رسیده دولتمردان مشغول بافتن کلاه برای مردمند!

به گزارش  فارس، روزنامه کیهان امروز سه‌شنبه در گزارشی به بررسی وعده های فراموش شده دولت پرداخته که در ادامه متن آن را از نظر می‌گذرانید.


خانه اول

چندمین روزی بود که پدر خانواده دست خالی و شرمنده به خانه بر می‌گشت! مدتی بود که هم خودش و هم همسرش، از بیماری رنج می‌بردند، اما امکان درمان نداشتند، چون نه بیمه بودند و نه پولی برای پرداخت هزینه‌های درمان. البته باید گفت مرد از خیر درمان خودش گذشته بود و معتقد بود سیر کردن شکم بچه‌ها و تامین کفش و لباس مختصر آنها واجب‌تر است. اجاره خانه چند ماهی می‌شد که عقب افتاده بود و بارها شرمنده صاحبخانه شده بود. از وقتی کارگاهی که در آن کار می‌کرد تعطیل شده بود، به هر دری زده بود تا بلکه کاری دست و پا کند و... نشده بود! به همه رو زده بود. نماینده مجلس، فرماندار، بخشدار و.... اما فایده‌ای نکرده بود. به ساده‌ترین کارها با حداقل دستمزد هم راضی شده بود، اما همه یک چیز می‌گفتند: «ما خودمان هم بیکاریم»! و او به این فکر می‌کرد که پس این همه تشکیلات عریض و طویل با آن همه وعده گشایش، چرا حتی نتوانست شغل یک نفر را حفظ کند!؟

خانه دوم

برادر رئیس‌جمهور، به دیدار زندانی آمده که چند سال قبل با برنامه‌ریزی و دروغگویی، کشور را به لبه پرتگاه برده بود! او از اینکه این زندانی آزاد شده، خوشحال است و برای روحیه دادن به او به دیدارش رفته است! البته تنها حسین فریدون نیست که به دیدار آشوبگر و فتنه‌گر دیروز شتافته، چند نفر دیگر از مسئولان و وابستگان آنها و... هم به خیر مقدم قهرمان آزاد شده رفته بودند! هرچه باشد، او منشا خدمات بی‌نظیری برای مردم بوده و نباید مجاهدت‌های او، بی‌پاسخ بماند!


خانه سوم

همه اندوهگینند! از اینکه صدای ملکوتی و نوستالژیک و ملکوتی او مهمان‌سفره‌های افطار مردم نیست، غم بزرگی روح و جانشان را می‌خراشد! مدیر یک شبکه تلویزیونی، از امید و آرزوی خود در قالب احتمال پخش ربنا می‌گوید، روزنامه دولت، بیت‌المال را صرف طراحی پوستر رنگی شجریان و مصاحبه مفصل با او می‌کند. خلاصه به نظر می‌رسد ماه رمضان امسال ایرانیان، مشکلی ندارند، غمی ندارند، سفره‌های افطارشان به راه است، نانشان گرم است و آبشان سرد، دل‌هایشان روشن است و تنها یک غم بزرگ، همه را مکدر کرده و آن نشنیدن صدای استاد آواز ایران است که معنویت را به خانه‌هایشان بیاورد! اندکی آن سوتر، تصاویر استاد در آغوش زنان و دختران جوان و اجنبی، روی دیوار اتاق و توی گوشی‌های مردم، تصویر مهوع و سخیفی از معنویت استاد را به صورت مخاطب می‌زند! 17 ساعت روزه‌داری برای افطار با صدای کسی که رسما به فسق خود افتخار می‌کند و رسما به اسلام توهین می‌کند و می‌گوید: «اینها هرگز با هنر کنار نمی‌آیند و تجربه 1400 ساله ما این را نشان می‌دهد»! چه آرزوی موهومی برای کسب معنویت از صاحب این صدا!

کلاهی برای سر مردم!

در حالی‌که عدد پدران شرمنده ساکن خانه اول، بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در خوشبینانه‌ترین فرض، به شش میلیون و نیم نفر رسیده و در حالی‌ که هر دقیقه، یک ایرانی بیکار می‌شود و در حالی‌‌که رهبر معظم انقلاب، به عوض همه آنها که خائنانه یا غافلانه، برای مردم کاری نمی‌کنند، ابراز شرمندگی می‌کنند، دولتمردان مشغول بافتن کلاه برای مردمند! آنها بعد از سه سال به دست گرفتن مهم‌ترین شریان‌های سیاسی و مراکز تصمیم‌گیری، به این نتیجه رسیده‌اند که مشکل مملکت و جوانان، نه بیکاری، نه ازدواج و نه هیچ چیز دیگر است! مشکل آنها نشنیدن صدای آواز پیرمردی است که روزگاری نه چندان دور از برج عاج خود گفته بود «من اگر عارق هم بزنم، مردم صف می‌بندند!» این مهم‌ترین دغدغه مردم، اکنون با به صف کردن پیاده نظام رسانه‌ای و مزدوران اجاره‌ای در حال ترویج و تبلیغ است و روز‌به‌روز بیشتر از قبل به مسئله اول بدل می‌شود و شاید بزودی مسئله اول آسیا و حتی جهان شود! همان‌طور که روزگاری رهبر بودائیان، مسئله اول رسانه‌های غربی شده بود! آنها چنان در رثای «ربنا»ی شجریان اشک می‌ریزند و پوستر منقش به لفظ ربنا طراحی می‌کنند که یادشان می‌رود شجریان، خودش چند سال قبل چه گفته بود!؟ او که همه شهرت خود را مرهون دهه اول بعد از پیروزی انقلاب و فرار خوانندگان فاسد پاپ و ... آن دوران و در نتیجه خالی بودن میدان از هر نوع موسیقی و صدای دیگری در آن روزگار است و اسم و رسم خود را به خاطر تکرار هزاران باره کارهایش از صدا و سیماست، ناگهان از ناراضی بودنش به خاطر پخش آن آثار سخن به میان آورد و حتی وکیل گرفت و شکایت کرد و...! اکنون اگر کسی خودش قهر کرده و رفته، دلش می‌خواهد برگردد، این همه جنجال و حاشیه برای چیست!؟ زمینه‌سازان و رد گم کن‌ها، آن‌قدر مشغول گریه برای نشنیدن صدای ملکوتی! ربنا در آستانه افطارند که یادشان می‌رود عکس‌های او را در آغوش فلان خواننده بدنام و فلان مجری بد کردار از در و دیوار بردارند، بعد ناله و شکوه کنند! این اما تنها کلاه کلاهبرداران حرفه‌ای نیست! آنها که هیچ پاسخی در برابر خدا و خلق خدا به خاطر آن همه وعده دروغ به مردم ندارند، به استقبال یک مجرم و یک خائن به امنیت و آرامش کشور می‌روند و عکس‌های دیدار سراسر شعفشان را منتشر می‌کنند! به راستی در کدام نظام بدوی و عقب مانده دنیا، برادر رئیس‌جمهور به دیدار کسی می‌رود که تقلب در انتخابات را کلید واژه و اسم رمز سرنگونی همان نظام کرده است!؟ انتخاباتی که از قضا برادر وی بدون هیچ تغییری در ساختار آن، از همان مجرا رئیس‌جمهور شده است! سیاه‌بازان آن‌قدر مشغول بافتن کلاه گشاد برای سر مردم بی‌نوا هستند که یادشان می‌رود این قهرمان پوشالی، همان کسی است که بدون هیچ خوف و فشاری و در یک جمع دوستانه در زندان، رسما اقرار کرد که در انتخابات تقلب نشده و اساسا امکان آن وجود ندارد! اینها را گفت اما ناجوانمردانه حاضر نشد به فریب‌خوردگانی که گول حرف او و امثالش را خورده بودند، بگوید و آنها را از ادامه راه خطایشان باز دارد! اکنون این قهرمان افسانه‌ای و این دن کیشوت کاغذی، سوژه مناسبی شده برای سرگرم کردن جامعه! برای ایجاد دو قطبی جدید! پس چرا باید فرصت را از دست داد، وقتی می‌توان با این چیزها مردم را سرکار گذاشت!؟

آن مواعید که کردی نرود از یادت!

لطفا این وعده‌ها را بخوانید:

«در برنامه من علاوه بر برنامه‌های میان‌مدت برای حل مشکلات اقتصادی، اجتماعی، سیاست خارجی و امور فرهنگی، برنامه کوتاه مدت یک ماهه و 100 روزه وجود دارد.

ما می‌توانیم در یک زمان کوتاه تحول اقتصادی در کشور به وجود آوریم و در آن تحول اقتصادی با ایجاد یک دوره تنفس به کارخانه‌ها و مراکز تولیدی مشکل دارند این معضلات را حل کنیم.

در تدوین برنامه‌ها و انتخاب وزیران نیز به نحوی مردم را مشارکت می‌دهم.

برنامه من این است که در تمام برنامه‌های اقتصادی از فعالان اقتصادی استفاده کنم و در انتخاب وزیر به جز مجلس شورای اسلامی از صاحب‌نظران هر بخش مشورت بگیرم و وزیری را انتخاب کنم که تمام کارشناسان یک بخش به آن افتخار کنند.

مردم قدرت آینده و آینده‌نگری را می‌خواهند.کشور را می‌توان از بیکاری و گرانی نجات داد.

ما 3 میلیون و 200 هزار بیکار داریم و اگر تنها 10 میلیون گردشگری وارد کشور شود بیش از 13 میلیارد دلار درآمد ارزی و 4 میلیون اشتغال درست می‌شود.

با یک حرکت صحیح در یک مسئله اقتصادی و اجتماعی می‌توانیم بیکاری را حل کنیم.

بیکاری امروز تنها مشکل اقتصادی نیست بلکه مشکل اجتماعی نیز هست و معضلات فراوانی به همراه دارد.

کشور را می‌توان از بیکاری و گرانی نجات داد.

مشکل بیکاری سبب شده است از هر 5 ازدواج یکی به طلاق منجر شود، با رونق اقتصادی و ریشه‌کن کردن بیکاری جلوگیری از این کار امکان‌پذیر است.

کارخانه‌های کشور بین 20 تا 40 درصد در حال فعالیت هستند، ما باید همه مراکز تولیدی را به فعالیت کامل 100 درصدی برسانیم و این کار امکان‌پذیر است.»

آنچه خواندید، بخش‌هایی از هزاران وعده حسن روحانی، رئیس‌جمهوری اسلامی ایران است که در ایام تبلیغات انتخاباتی بیان شد. هرچند سخنرانی‌های اخیر وی، نشان از آن دارد که روحانی هنوز خود را در همان حال و هوا می‌بیند، اما واقعیت این است که قریب سه سال و بیش از هزار و صد روز از شروع به کار دولت یازدهم گذشته و مردم در عرصه عمل هیچ چیزی از آن وعده‌ها را دریافت نکرده‌اند. اکنون وضع کاملا برعکس است!


سه سال بعد...!

اکنون آن سه میلیون و 200 هزار بیکاری که روحانی برای اشتغالشان، وعده داده بود، تبدیل به شش میلیون نفر شده‌اند! اکنون البته، دولت روحانی، سه ساعت کار در هفته را شغل محاسبه می‌کند و به گفته معاون وزیر اسبق کار، حتی «فرصت شغلی را هم شغل حساب می‌کند! اینجا خوب معلوم است که عدد واقعی بیکاران، خیلی بیش از شش میلیون نفر اعلامی است.

اکنون آن صنایعی که با بیست تا چهل درصد کار می‌کردند و روحانی وعده کار صددر‌صدشان را داده بود، کاملا تعطیل شده‌اند و به گفته معاون وزیر صنعت دولت یازدهم، بیش از 60 درصد صنایع تعطیل شده‌اند! مابقی هم که تکلیفشان معلوم است! اکنون حتی ریل راه‌آهن دست دوم از خارج وارد می‌کنیم تا دلالان دولت بی‌نصیب نمانند، حتی واگن دست دوم وارد می‌کنیم تا صنایع داخلی بیش از پیش ورشکسته شوند! با آن که روز‌به‌روز فربه‌تر می‌شوند و صنایع و مردم، لاغرتر! اکنون سود بانکی 18 درصد و سود تولید کمتر از هشت درصد است! و البته دولت امید دارد که به تولید جانی تازه بدهد! بانک‌ها از مردم و صاحبان صنایع سود بیست و چند درصدی مطالبه می‌کنند تا آنها بتوانند با سود 8 درصدی، اقساط بانک را بدهند! تورم روی کاغذ، روز‌به‌روز کمتر می‌شود و اما در عمل، قیمت‌ها حرف خودشان را می‌زنند و گویی رئیس‌جمهور فراموش کرده که گفته بود: «ملاک تورم جیب مردم است نه گزارش مرکز آمار» و لابد ملاک جیب مسئولان است که ته ندارد نه جیب مردم عادی! وگرنه مقایسه خرید مایحتاج همین ماه مبارک رمضان با اولین ماه رمضان دولت یازدهم، برای آنها که دنبال واقعیتند، کافی‌است! اکنون همه آن وعده‌ها، تبدیل به مطالباتی شده که دولت، حتی برای یکی از آنها هم برنامه‌ای ندارد چه رسد به پاسخ! کار از برنامه صد روزه و شش ماهه گذشته و چیزی به انتخابات 96 نمانده! اما دست دولتمردان خالی‌است! پس چاره کار در چیست!؟ حاشیه‌سازی! این روزها ماه مبارک رمضان است و لابد سوژه روز، ربنای شجریان! با آن صدای معنوی و آن توهینش به اسلامی که سر آشتی با هنر ندارد و آن عکس های...! این سوژه خوبی است ولی کم است! پس باید تاجزاده را هم چاشنی کار کرد! او قهرمانی است که به تازگی از بند رهایی یافته!! از کدام بند!؟ بند نظام اسلامی که مظلومانه مورد دروغ وطن‌فروشان قرار گرفت. اما مهم نیست! این سوژه‌ها چند وقتی می‌تواند تبدیل به عکس یک روزنامه دولت و مصاحبه و عکس یادگاری و ... شود! تا این سوخت تمام شود، سوخت بعدی در راه است


برچست ها :
تعداد بازدید : 2
     
print

پیش بینی فتنه‌های جدید توسط آیت الله قرهی/حداکثرعمر جمهوری اسلامی چند سال است؟

نظرات 0

پیش بینی فتنه‌های جدید توسط آیت الله قرهی(حفظه الله)/ظهور خیلی نزدیک است

فتنه‌های جدید و راه رهایی از آنان



بسمه تعالی



وحدت حول محور ولایت







حضرت آیت‌الله قرهی(مدّ ظلّه العالی) در آخرین جلسه درس خارج فقه و اصول خود،

مورّخ (94.10.14) مطالبی پیرامون فتنه‌های جدید و راه رهایی از آنان

بیان فرمودند که مشروح آن در ذیل ارائه می‌گردد:







در ابتدا می‌خواهم نکاتی را راجع به مطالبی که دارد در منطقه اتّفاق می‌افتد، بیان کنم. چند ماه پیش در صحبت‌هایمان بیان کردیم که این حوادث تا آخر سال اتّفاق می‌افتد. اشاره کردیم به عربستان، افغانستان، پاکستان و برخی از اتّفاقاتی که در منطقه رخ خواهد داد.



اوّلاً سرعت اتّفاقات در دنیا، سرعت عجیبی است که خود این سرعت، دلالت بر این است که ظهور، به فضل و کرم الهی، نزدیک است. گرچه بیان شده است: «کذّب الوقّاتون» آن‌هایی که وقت تعیین کنند، کذّاب و دروغگو هستند و انسان نمی‌تواند وقت را تعیین کند. امّا:




معنی «کذّب الوقّاتون» چیست؟


از کجا معلوم است حوادثی که دارد به وجود می‌آید و ما در شرف آن اتّفاقات هستیم، برای ظهور است؟

معنای «کذّب الوقّاتون» یعنی کسی بگوید: فلان روز، فلان ساعت، حضرت ظهور می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند چنین مطلبی را تبیین و تعیین کند.

لذا تعیین وقت محال است. گرچه برخی از بزرگان و اعاظم بیان فرمودند: امکان دارد که برای برخی معلوم و مشخّص باشد. دلیل این است که قرآن هم می‌فرماید: از علم آگاهی ندارند، مگر تعداد اندکی «وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلا»[1].

لذا برخی قائل به این هستند که شقّ دوم آن هم موجودیّت دارد؛ یعنی امکان دارد برخی از اعاظم و بزرگان ما، حتّی از زمان ظهور هم اطّلاع داشته باشند که آن هم به این دلیل است که آن‌ها از مقام تقوا به أتقی رسیده‌اند و تالی‌تلو معصوم گردیده‌اند.

امّا اگر از این باب بگذریم که وقت و روز و ساعت معیّن معلوم نیست، إلّا عندالله تبارک و تعالی. یعنی شقّ دوم را قبول نکنیم و همان شقّ اوّل را مدّنظر داشته باشیم. پس اگر این‌طور هم باشد «کذّب الوقّاتون» به این معنا نیست که اگر اعاظم و بزرگان و اکابر ما بیان کردند که اتّفاقاتی که رخ می‌دهد، دلیل بر نزدیکی ظهور است، ما آن‌ها را هم نعوذبالله دروغگو بدانیم و بگوییم: «کذّب الوقّاتون». باید دقّت کنیم که معنای «کذّب الوقّاتون»، این نیست. پس معلوم می‌شود «کذّب الوقّاتون» شامل کسی می‌شود که روز و ساعتی را تعیین کند. لذا این که بیان می‌شود علائم نشان می‌دهد که اتّفاقاتی در راه است که نشانه ظهور است، بیجا نیست.

اوّلاً سرعت زمان، سرعت عجیبی است و همه امروزه این را درک می‌کنند. بنده چندین مرتبه بیان کردم که شما نگاه کنید، بببیند از اوّل سال شمسی(فروردین ماه) تا به حال چقدر به سرعت گذشته و می‌گذرد! تا هنوز متوجّه نشدیم که محرّم آمده، ماه صفر هم تمام می‌شود و سرعت زمان، سرعت عجیبی است. با این که به صورت ظاهر، ساعت و دقیقه و ثانیه همان است، امّا عجیب سرعتی دارد. الآن در دی ماه هستیم و تا چشم باز کنیم، مجدّد اوّل فروردین خواهد شد.



امّا اتّفاقاتی که در عالم اسلام دارد رخ می‌دهد، اتّفاقات عجیبی است. این‌ها همه دست به دست هم می‌دهد. مطالبی را در پیش داریم که باید بسیار مواظب باشیم. البته خود این‌ها برای انسان، میمون و مبارک است، اگر انسان بتواند به خوبی از آن‌ها بهره‌برداری کند و خود را برای ظهور و سرباز خوبی شدن برای آقا جان، حضرت حجّت(اروحنا فداه) آماده کند.



لازمه آن هم این است که غفلت نکند. چون ثمره غفلت، این است که ما خودمان را به دست حوادث بسپاریم. امّا حال که سرعت زمانی زیاد است و اتّفاقات بسیاری در شرف وقوع است، ما حتماً باید هشیار باشیم و برنامه‌ریزی کنیم.



یکی از مطالب امروز، این است: ما مسلمانیم و اسلام، دین سلم و دوستی و محبّت است «هل الدّین إلّا الحبّ». امّا این به این معنا نیست که غافل باشیم و دائم تدافعی کار کنیم. در مقابل دشمن، در مقابل یهود، در مقابل صهیونیسم، در مقابل کسانی که آرمان‌های اسلام و نظالم اسلامی را هدف گرفته‌اند، باید تهاجمی برخورد کنیم، «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ»[2] و شدیدترین برنامه را داشته باشیم.



لذا مع‌الأسف گاهی ما برای این اتّفاقاتی که در شرف وقوع است، برنامه‌ریزی نمی‌کنیم که بگوییم: ای بسا ما روز به روز در تنگنا قرار بگیریم. لذا برای در تنگنا قرار گرفتن برنامه‌ریزی کنیم. خصوصیّت مؤمن این است و عقل سلیم هم همین را می‌گوید که انسان باید برای مواقع در تنگنا قرار گرفتن برنامه‌ریزی کند، نه این که برای روز فراخ و گشاده بودن برنامه‌ریزی کند.



لذا دور از مطالب سیاسی عرض می‌کنم، هر چند سیاست ما هم عین دیانت ماست، امّا منظورم آن چیزی است که در اصطلاح عامیانه، ما به سیاست بازی بیان می‌شود. به دور از آن‌ها - که به قول آیت‌الله شاه‌آبادی، آن‌ها مکر است و سیاست نیست - می‌خواهم این مطالب را بیان کنم که برنامه‌ریزی کردن برای پسابرجام، اگر در باب وسعت باشد و انسان، غفلت کند، طبعاً نشان داده خواهد شد که این‌طور نخواهد بود.



نمونه آن، برخوردی است که همین امروز از کشوری بسیار ضعیف به نام حجاز یا عربستان دیدیم که این کشور اصلاً در عالم، اعتباری ندارد و جز نفت، چیز دیگری برای او نیست و مردم آن هم، همه در درون ناراحت هستند و به فضل الهی اتّفاقاتی هم در کشورشان رخ خواهد داد.



لذا دیدیم که این کشور، بعد از شهادت این مرد عظیم‌الشّأن، شیخ نمر باقر النمر(اعلی الله مقامه الشّریف) دست پیش گرفتند که عقب نیفتند. آن‌ها در یمن و سوریه و عراق، شکست خوردند و بانی این شکست‌ها را هم ایران می‌دانند. لذا بهانه‌ای درست کردند و خودشان در سفارتخانه‌شان آتشی را راه انداختند که البته هیجان مردم هم عامل ازدیاد آن شد و بدین ترتیب طوری برنامه‌ریزی کردند که روابط خود را قطع کنند. تا حضور ما هم در عربستان و منطقه کمرنگ باشد.



ما باید در این اتّفاقاتی که دارد رخ می‌دهد، مراقب و هشیار و بیدار باشیم. سه چیز لازمه کار است که من این‌ها را مختصر بیان می‌کنم که إن‌شاءالله به گوش دیگران هم برسد و متوجّه باشند:




اوّلین مورد برنامه ایستادگی در مقابل دنیای ظلم و جور که پشت همه آن صحنه‌ها، صهیونیسم جهانی(یهود) است و اوّل از همه، اقتصاد مقاومتی است. اگر اقتصاد را براساس فراخ و زیاده بودن منابع کشور و انتظار این که آن‌ها بعد از این، برای ما همه چیز می‌آورند و گل و بلبل می‌شود، ‌تنظیم کنیم، کار بسیار غلطی است. کما این که هنوز جوهر برجام خشک نشده، می‌بینیم که مجدّداً آمریکایی‌ها تحریم‌های دیگری را علیه ما قرار دادند. چرا ما تحریم نکنیم؟! چرا تحریم از ناحیه آن‌ها باشد؟! اگر در اقتصاد مقاومتی رشد می‌کردیم، ما امروز می‌توانستیم بالصّراحه اعلام کنیم که ما یک قطره نفت هم نمی‌دهیم.


دومین مطلب، شجاعت در تصمیم‌گیری‌هاست. اگر ما در تصمیم‌گیری‌هایمان شجاعت داشتیم و حتّی اعلان می‌کردیم، طبیعی است که دشمن هراسان بود. همان چیزی که امام المسلمین(مدّ ظلّه العالی) به آمریکایی‌ها فرمودند که امروز، روزی نیست که بزن و در رو باشد. یعنی اگر بزنی، می‌خوری. لذا اگر امروز با قوّت و قدرت چه در آب‌های آزاد و چه در خشکی‌ها حضور پیدا کنیم و اعلان موضع قوی داشته باشیم، این‌طور نیست که احساس ضعف در ما بکنند.

اگر مانند رئیس‌جمهور کاملاً جوزده و احمق ترکیه، نرویم خودمان را خوار کنیم، آن‌ها حساب کار دستشان می‌آید و دیگر این‌طور نخواهد شد که صندلی کوچکی، بدون پرچم کشورمان برای معاون اوّل رئیس‌جمهورمان قرار دهند و با اخم از او استقبال کنند. اگر ما مجلس را ترک می‌کردیم، طبیعی است که آن‌ها احساس ضعف می‌کردند. امّا هر موقع شما در مقابل دشمن نرمش به خرج دهی، آن‌ها این را پای ترس و ضعف درونی شما می‌گذراند و این، قاعده است.

«أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» یعنی همین که شما در مقابل دشمنان شجاع باشید و با شدیدترین روش دیپلماتیک و اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی با آن‌ها برخورد کنید. اگر این‌طور شد، شما را ترسو نمی‌بینند و بلکه از شما خواهند ترسید.


سومین مطلب، وحدت حول محور ولایت است. دقّت کنید که در این‌جا وحدت حول محور ولایت، مهم است، نه حول محور حزب، گروه و یا احزاب.

بنده از شما روحانیون محترم و هم‌چنین دانشجویان عزیز و کسانی که مطلب من را می‌شنوند یا می‌خوانند، استدعا دارم که این را در همه جا اعلان کنید که ولایت‌محوری به وجود نمی‌آید إلّا به این که بحث امام و امّت در جامعه جا بیفتد. این که بدانیم ما یک امام بیشتر نداریم و امّت هم باید یک امّت واحده باشند. وقتی پروردگار عالم می‌فرماید: «كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً‏»، یعنی همه مردم یک امّت هستند، حالا چه برسد به مؤمنین و نیروهای متدیّن و انقلابی و مردم شریف ایران. لذا یک ایران است به عنوان یک امّت و یک رهبر است به عنوان امام. اگر این را داشته باشیم و جا بیفتد، پیروز خواهیم شد و دیگر این أنانیّت و من من کردن‌ها و سهم‌خواهی‌ها و طلب‌کار بودن‌ها از بین خواهد رفت.



حوادث دیگری هم در شرف وقوع است که لازم است من این نکته را هم در این‌جا بیان کنم - که بنا دارم این نکته جدید را چندین مرتبه دیگر هم بیان کنم - و آن، این که بدانید انقلاب اسلامی، نهایتاً تا پنجاه سال عمر می‌کند و بیشتر از این، طول نمی‌کشد. در ده سال ابتدایی آن، امام راحل عظیم‌الشّأن بودند و الآن هم 27 سال است که امام‌المسلمین هستند. لذا این پرچم به دست مبارک حضرت حجّت خواهد رسید.



اولیاء خدا فرمودند: از 1400 در 1400 دیگر برای ظهور لحظه‌شماری (نه روزشماری) کنید. گرچه امکان دارد زودتر هم باشد؛ چون انسان می‌تواند قضا و قدر را با دعا برگرداند، «الدّعاء یردّ القضاء».



لذا از آن طرف هم مردم باید آماده باشند؛ چون امام معصوم نمی‌آید، مگر این که مردم، امّت باشند. لذا این که بیان کردیم: وحدت باید در محور ولایت باشد و بحث امام و امّت جا بیفتد، تمرینی برای قبل از ظهور است که وقتی آقا جان، حضرت حجّت(روحی له الفداء) آمد، دیگر آماده باشیم. چون ما نائبش را به عنوان امام و خود را به عنوان امّت او پذیرفتیم و این‌چنین تمرین کردیم. لذا بعد از ظهور دیگر با مقوله امام و امّت، غریبه نخواهیم بود. پس این یک نکته بسیار مهمّی است که باید در آن، دقّت کرد.



حال، یک عدّه تصوّر خام کردند که می‌توانند با ورود به خبرگان، رهبری را عوض کنند. امّا باید بدانند که رهبری از ناحیه خداوند بوده است. ثانیاً آن‌هایی که -نعوذبالله- برای ده سال دیگر برنامه‌ریزی کردند، باید بدانند که چنین اتّفاقی نخواهد افتاد و خود ایشان (رهبر فرزانه ما) به فضل و کرم الهی، پرچم را به دست آقا جان، حضرت حجّت(روحی له الفداء) خواهند داد.



لذا ما باید مراقب نفس دون باشیم، چرا که این نفس دون باعث این حرف‌ها هست. چه بحث شورایی و چه بحث تغییر دادن. در مورد بحث شورایی هم قبلاً بیان کردم که اگر شورایی کردن صحیح بود، امام حسن و امام حسین(علیهما الصّلاة و السّلام) هم شورایی امامت می‌کردند، ولی تا امام حسن(علیه الصّلاة و السّلام)، امام است، امام حسین(علیه الصّلاة و السّلام)، ولو بالقوّه امام است، امّا امامتی ندارد و این نکته بسیار مهم است.



مطالبی دیگر هم به وقوع خواهد پیوست که شاید خیلی مناسب نباشد که بیان کنیم، امّا از طرفی هم باید آمادگی باشد، لذا بدانید در افغانستان و پاکستان و در اطرافمان در خلیح فارس، اتّفاقاتی می‌افتد و باید آمادگی فراوانی داشته باشیم. اگر در حول محور ولایت و امام بودیم، طبیعی است که موفّق خواهیم شد. لذا باید هشیار و بیدار بود.



البته نکته‌ای هم هست و آن، این که وقتی بحث وحدت حول محور ولایت را مطرح می‌کنیم، باید همه از سهم‌خواهی دست بکشند. بنده هم - گرچه اطّلاعیه‌ای را خواهم داد، امّا از همین جا هم بیان می‌کنم که - انصراف خودم را از انتخابات مجلس خبرگان رهبری تبیین می‌کنم تا راه برای دوستان باز باشد و از کسانی هم که احتمالاً در لیست واحد جامعتین نیستند، از همین جا دست آن‌ها را می‌فشارم و به محضر مبارکشان عرض ادب می‌کنم و از آن‌ها درخواست عاجزانه دارم که برای رضای خدا و برای از بین نرفتن وحدت، انصراف دهند. لذا این‌طور نشود که آن‌ها هم در مقابل جامعتین، لیستی مجزّا ارائه دهند، ولو به این که اسامی موجود در لیست جامعتین، آن‌طور که این‌ها می‌خواهند، انقلابی و ولایی و ... نباشند، گرچه إن‌شاءالله همه خوب هستند، امّا شاید آن‌طور که این آقایان می‌خواهند، نباشند.



لذا باید وحدت حفظ شود و لیست‌های متفاوت تبیین نشود. گرچه شاید یک عدّه نظرشان این باشد که وجود لیست‌های مختلف، نشان از دموکراسی و هیجان زیاد و مشارکت بیشتر مردم است، امّا ابعاد مختلف این مطلب را باید درنظر بگیریم که یکی از آنان، این است که شاید لیست‌های متعدّد، سبب از بین رفتن اتّحاد و تفرّق آراء و به سر کار آمدن افرادی شود که نه دنیای ما را تأمین می‌کنند و نه آخرت ما و یقین بدانید چنین افرادی با ولایت مشکل دارند و زاویه بسیار زیادی با آن دارند و هدفشان را هم این قرار داده‌اند که این سیّد عظیم‌الشّأن را بردارند و کار را به جایی برسانند که این‌قدر وضعیّت داخلی حسّاس شود و فتنه با داعش گره بخورد که حتّی برخی از خصّیصین و کسانی که سینه‌چاک ولایت هم هستند، بگویند: مگر امام راحل عظیم‌الشّأنمان نفرمود: حفظ نظام، اوجب واجبات است، حالا اگر امام المسلمین هم نبود، چه اشکالی دارد؟! اصل، حفظ نظام است. لذا قصدشان این است که چنان صحنه را غبارآلود ‌کنند که برخی عقب‌نشینی کنند و این، هم نکته بسیار مهمّی است که باید در آن، مراقبت و مواظبت و تأمّل کرد.



این هم به وجود نمی‌آید إلّا به اتّحاد. طبیعی است مردم هم از تمام کسانی که چه در مجلس خبرگان و چه در مجلس شورای اسلامی ورود پیدا می‌کنند، انتظار دارند که مطیع ولایت و امام‌المسلمین باشند.



مطالبی دیگری هم هست که إن‌شاءالله بنده در صحبت‌های آینده‌ام بیان خواهم کرد؛ چون این یکی دو هفته بنده به واسطه این که ثبت نام کرده بود، معذور بودم و نمی‌توانستم خیلی صحبت کنم که تصوّراتی شود، امّا حال، احساس راحتی می‌کنم که می‌توانم به خوبی هر چه که تکلیفم هست، بیان کنم و دیگر به این عنوان نیست که بگویند: می‌خواهد سنگ خودش را به سینه بزند و بگوید ما ولایی هستیم، تا به مجلس راه پیدا کند. والله از اوّل هم بر این امر راضی نبودم، از بس آقایان آمدند و رفتند، پذیرفتم و حالا هم این بار از روی دوشم برداشته شد و من الحمدلله از این بابت خوشحال هستم.



لذا همان‌طور که بیان کردیم: ما در باب لیست واحدی که از جامعتین می‌آید، نگاه نکنیم که فلانی چنین است و با ولایت زاویه دارد و ...، بالاخره وقتی آقایان این لیست را آوردند، چاره‌ای نداریم که بپذیریم. به خاطر خدا کوتاه بیاییم تا إن‌شاءالله رشد خوبی باشد. بالاخره باید تحمّل کنیم، امّا نه این که خود را به خواب بزنیم و غفلت کنیم. مراقب و مواظب باشیم و إن‌شاءالله مردم هم باید به فضل و کرم الهی مراقب آن افراد هم باشند تا إن‌شاءالله مطلب درستی به وجود بیاید.




[1] اسراء/ 85.

[2] فتح/ 29.





منبع:سایت حوزه علمیه ی امام مهدی(عج)



http://emammahdy.com/Content/Content.aspx?PageCode=58673


برچست ها :
تعداد بازدید : 15
     
print

مهم مهم/ماجرای رؤیای صادقه‌ آیت‌الله خامنه‌ای پیش از رهبرشدن

نظرات 0

  

ما الان زیر آسمان نداریم انسانی را که مثل آقا در مسائل سیاسی به صورت ریز، این مطالعات و این نظرات تصدیقی اعم از اثباتی و نفی‌ را داشته باشد. این مقدار توفیق را که خدای متعال به ایشان داده به خاطر این است که شایستگی‌اش را داشته است.
ما الان زیر آسمان نداریم انسانی را که مثل آقا در مسائل سیاسی به صورت ریز، این مطالعات و این نظرات تصدیقی اعم از اثباتی و نفی‌ را داشته باشد. این مقدار توفیق را که خدای متعال به ایشان داده به خاطر این است که شایستگی‌اش را داشته است.

گروه معارف- رجانیوز: آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ مرتضی تهرانی همراه با برادر کوچک‌ترشان، مرحوم آیت‌الله حاج‌آقا مجتبی تهرانی ازجمله برجسته‌ترین و قدیمی‌ترین شاگردان حضرت امام خمینی به شمار می‌آیند. ایشان دوران کودکی و نوجوانی را در دامان و مکتب پدر بزرگوارشان، مرحوم آیت‌الله میرزا عبدالعلی تهرانی تربیت یافتند. پدری که از اخیار روزگار خود و تربیت‌شده بزرگانی همچون مرحوم آیت‌الله سید علی قاضی(ره) بود.

 

آیت‌الله حاج‌آقا مرتضی تهرانی دوره سطح علوم حوزوی را در نوجوانی گذرانید و در سن ۱۸ سالگی با مهاجرت به قم در زمره جوان‌ترین شاگردان درس خارج مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی و حضرت امام خمینی قرار گرفت. هنگام عزیمت ایشان به قم، باوجودآنکه پدر بزرگوارشان با عموم مراجع وقت، مراوده داشتند، اما به مرتضایش، پیوند خاص با حاج‌آقا روح‌الله را توصیه کرد.

 

حاج آقا مرتضی در طول سالیان اقامت در قم همپای دوست صمیمی‌اش مرحوم حاج‌آقا مصطفی خمینی از مائده حکمت، معرفت و اخلاق امام خمینی بهره مستوفی می‌گیرد. اما انس و محبت متقابل بین حاج آقا مرتضی و حضرت امام خمینی فراتر از استاد و شاگردی بود. تا آنجا که حتی در  برخی تابستان‌ها که امام در روستای امام‌زاده قاسم تهران مستقر می‌شدند، حاج‌آقا مرتضی از بیشترین انس و مجالست با مراد محبوب خود برخوردار بود و گاهی با اشاره امام به‌طور شبانه‌روز در محضر معظم له ماندگار می‌شد.

 

عشق و علاقه به امام، حاج‌آقا مرتضی را در نیمه دوم دهه ۴۰ نیز به نجف اشرف کشاند و در همان فرصت  راقم این سطور توفیق یافت تا ۴۷ سال پیش به‌طور خصوصی بخشی از کفایه‌الاصول را در محضر ایشان به شاگردی بنشیند.

 

آیت‌الله‌ حاج‌آقا مرتضی تهرانی در گفت‌وگوی تفصیلی با مجله پاسدار اسلام به بررسی منزلت معنوی و علمی رهبر معظم انقلاب اسلامی پرداختند. مشروح این گفتگو به شرح زیر است:

***

 

بِسمِ‌اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم. اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِ الْعالَمین. وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحمَّدٍ وَ آلهِ الطّاهِرین و لَعنةُ اللهِ عَلَی أعدائِهِم أجمَعین.   

 

با آن که ضربان قلبم چهل تا چهل وپنج در دقیقه است اما صحبت درباره موضوع مورد نظرم را لازم می‌دانم بنده این طور فکر کرده‌ام که ابتدا اشاره‌ای داشته باشم به ذاتیات آیه‌الله خامنه‌ای «سلام‌الله علیه» که تقریباً از پانزده شانزده سالگیِ ایشان اطلاعِ نزدیک دارم و تصورم بر این است که ایشان اگر ازاین صحبت مطلع شوند یکی دو نکته را تعجب خواهند کرد که بر حسب ظاهر جز خودشان اطلاع نداشته‌اند و این در حافظه و اطلاعات‌ من هست.

 

و بعد وارد تصمیم‌های ایشان می‌شوم و مأخذ حرکت ایشان را هم عرض می‌کنم که کدام ‌یک از این ذاتیات است و بعد هم اشاره‌‌ای می‌‌کنم به آنچه که به عنوان نقیصه در جامعه دیده می‌شود و این را با استدلالی که در ذهنم هست بیان خواهم کرد.

 

البته این نقیصه‌ای که در جامعه وجود دارد منحصر به زمان ایشان نیست و از زمان امیرالمؤمنین«صلوات‌الله علیه» و بلکه از زمان رسول اکرم «صلوات‌الله علیه» بوده است و در زمان ما هم بوده و مواردش هم در ذهنم هست که اشاره می‌کنم . یعنی فاعل در فاعلیت خودش تام است، ولی قابل در قابلیت خودش تمامیت ندارد و قهراً این نقایص به چشم می‌خورند و کسانی که قدرت تحلیل مسئله را آن‌ طوری که صحیح است، ندارند، به اشتباه در نسبت مبتلا می‌شوند.

 

بنده در حدود ۶۲- ۶۳ سال پیش به تبعیت از مرحوم والدم «رضوان الله تعالی علیه» از تهران به مشهد مقدس هجرت کردم. آن زمان در مدرسه مروی تهران حجره داشتم و در سطح مشغول تحصیل سطح بودم.

 

در مشهد یکی از علما و مدرسین رسمی بود که شنیدم در لمعه خیلی مسلط است. مرحوم حاج سید احمد مدرس یزدی. فرزندی هم داشت به نام آقا سید جلال که بعد از پدر بزرگوارش مرد فاضلی شد و در مشهد مدرس بود که هر دو را بزرگان می‌شناختند. من اخوی بزرگ آقا را در درس آقای مدرس یزدی دیدم. تقریباً مشخص بود که بنده در معیت مرحوم حاج‌آقا از تهران آمده‌ام و از طلبه‌های مشهد نیستم. ایشان اظهار لطف کردند و چیزی نگذشت که انس ما بیشتر شد. گاهی اوقات پنج‌شنبه‌ها ایشان به منزل ما تشریف می‌آوردند که در اواسط بازار سرشور مشهد، کوچه‌ای بود به نام کوچه بانک شاهی. در آنجا بودیم.

 

آقا هم به اتفاق اخوی بزرگشان آقای سید محمد یک پنج‌شنبه به منزل ما تشریف آوردند. آن موقع حدود شانزده سال داشتند. در همان جلسه اول توجهم به ایشان جلب شد. علتش هم این بود که شواهدی را در چهره مبارک ایشان دیدم. ایشان از نظر بیت هم متعلق به یک بیت باتقوا بود، به‌گونه‌ای که من هر وقت می‌خواستم نماز ظهر و عصر را به جماعت بخوانم، به مسجد گوهرشاد نمی‌رفتم؛ بلکه نماز مرحوم آسید جواد خامنه‌ای، ابوی بزرگوار ایشان می‌رفتم. در بازار سرشور، مسجد آذربایجانی‌ها. ایشان مرد بزرگواری بود و در منزل لمعه تدریس می‌کرد.

 

بنده لمعه را در تهران خوانده بودم، ولی درس مرحوم آسید احمد مدرس یزدی بسیار پخته بود و ایشان کمال تسلط را به فروع مسئله داشت و لذا به این درس رفتم. در تهران رسائل را هم خوانده بودم. یک مقدار از مکاسب مانده بود که درس مرحوم آمیرزا هاشم قزوینی رفتم و شش ماه هم بیشتر مشهد نبودم و بعد به قم آمدم.. ایشان هم بعد به قم مشرف شدند و خدمتشان ارادت داشتیم و زیارتشان می‌کردیم. خدای متعال این بزرگوار را در حوزه درس مرحوم آیت‌الله حاج شیخ مرتضی حائری سوق داد.

 

هرچند من از اول هم کم ‌معاشرت می‌کردم و در سیزده سالی که در قم بودم، معاشرتم عمدتاً با مرحوم حاج ‌آقا مصطفی [خمینی] بود اما سیادت، تقوا وپاکیزگی ایشان را هم شاهد بودم. بنده ایشان را از آن زمان صاحب ذاتیات مثبت یافتم.

 

 مسئله دیگری که عرض کردم شاید ایشان اطلاع ندارند که من در جریان هستم، خوابی بود که ایشان در مشهد دیدند و این خواب را به کسی که معروف بود خوب تعبیر می‌کند، عرضه کردند و جوابی که آن شخص داد ـ خدا رحمتش کند. آدم خوبی بود و در تهران هم به منزل ما هم می‌آمد ـ یک تعبیر اجمالی بود و به آقا عرض کرد که این رؤیای صادقه است و نشان می‌دهد آینده فوق العاده دارید. آن روزها مرجع داشتیم، ولی به نظر معبّر نیامده بود که بالاتر از مرجعیت هم هست.

 

پیدا بود که رؤیای صادقه است. ایشان خواب را گرفتند و اجمالاً کشف کردند که یکی از مقدرات حق‌تعالی این است که مسیر ایشان در زندگی یک مسیر استثنایی و غیرمشابه با دیگران شود.

 

یکی از ذاتیات ایشان که اشاره می‌کنم، بلندهمتی ایشان است. یعنی آن‌ قدر این روح پاکیزه و لطیف و بزرگ است که وقتی ایشان این تعبیر را شنید، از آن موقع تدریجاً خودش را برای فعلیت این منزلت آماده کرد و از این حرکت اختصاصی و استثنایی هم هیچ غفلت نورزید.

 

خصیصه دیگر ایشان این بود که نسبت به والدین تأدب، تواضع، فروتنی و اطاعت بسیار زیادی داشتند. خیلی زیاد که از عرفیت خارج است، به‌خصوص نسبت به پدر بزرگوارشان. عجیب بود. آنها هم حتماً اثر وضعی دارد و پیدا بود که حق تعالی تعبیر همان خواب را برای ایشان تقدیر کرده است و باید منتظر باشیم که خدا ایشان را به آن منزلت برساند.

 

ایشان قم هم که مشرف شد، ازجمله درس مرحوم آقای حائری که می‌رفتند، کمال دقت را داشتند و کار می‌کردند و دریافتی ایشان از درس خارج، به‌خصوص درس خارج مرحوم آقای حائری که خارج دقیقی بود و خارج مکاسب بود، اگر کسی مانند آقا «سلام‌الله علیه» شش ماه درس ایشان می‌رفت، کافی بود که روش استنباط و تلاش و کار و کوشش در فقه و مبادی فقه را کاملاً بیاموزد. من معتقدم که این‌گونه است و شاید سایر ارادتمندان ایشان اطلاع نداشته باشند و خود ایشان هم شاید اطلاع نداشته باشند که خدا این دریافت را به من لطف کرده است.

 

آنچه که من در ایشان ادراک کردم، تصمیم و همت ایشان بود که بر حسب فضایل انسانی، ایشان دو کار را شروع کردند. یکی زحمت کشیدن در فقه و اصول، و دیگری زحمت کشیدن برای تهذیب نفس و ایجاد اخلاص در اعمالشان. در این دو مسیر تا الان متحرک بوده‌اند. چرا می‌گویم تا الان؟ برای اینکه بنده فرمایشات‌ ایشان را مرتب گوش می‌کنم. هر وقت به هر مناسبتی ایشان صحبت می‌کنند، من گوش می‌کنم. ایشان وقتی نماز مغرب را شروع می‌کنند، نگاه می‌کنم و می‌بینم روز به‌ روز  غلظت اخلاص ایشان در باطنشان بیشتر می‌شود.

 

در مراجع قطعاً چنین فردی با این جامعیت نداریم. یعنی وقتی به سراغ مسائل سیاسی می‌روند و مطالعه و جمع‌آوری و مقایسه می‌کنند، یک نفر غیر از ایشان نیست. در مسائل فقهی که وارد می‌شوند و جواب می‌دهند، کاملاً پیداست که سراپا اخلاص و تقواست. آن‌ قدر احتیاط می‌کنند که یک سر سوزن بر خلاف تقوا و احتیاط حرکت نکرده باشند. این را من تا الان لمس کرده‌ام و معتقدم دیگران به این صورت به ایشان نگاه نمی‌کنند.

 

در این جامعیتی که خدا این بزرگوار را رشد داده است، هیچ در بین علمای شیعه واسلام نداریم.

 

کسانی که به نظر بنده خیلی جالب و استثنایی می‌آمدند، مرحوم آقا موسی[صدر] بود، مرحوم آقای بهشتی بود و مرحوم آسید محمدباقر صدر بود. اینها را از نزدیک دیده بودم. مرحوم آقای بهشتی با من مأنوس بود، ولی هیچ‌کدام در ذاتیات به این بزرگوار نمی‌رسند و نرسیدند.

 

من این‌جور فکر می‌کنم که حق‌تعالی اراده فرموده است که وجود ایشان را از دیگران متمایز کند و با این همت عالی در این مسیر قرار بگیرد.

 

امام «رضوان‌الله تعالی علیه» راست می‌گفت. همت‌ ایشان عالی و غیرعادی بود. قبل از انقلاب بنده پای منبر امام نشسته بودم که فرمود: «والله من به عمرم نترسیده‏ام.» این از روحی عادی نیست. از روحی است که به‌قدری عظمت دارد که دیگر موجودات مادی را کوچک‌تر و ضعیف‌تر از خودش می‌داند.

 

این بزرگوار هم خدای متعال اراده فرموده است که مسئولیت سنگینی را به ایشان عطا کند که عطا کرده است. با ظرفیتِ فوق ادراک اشخاص عادی. این ذاتیات ایشان است. و ایشان کار کرد و من اطلاع داشتم که در فقه و اصول و رجال و لغت و... کار می‌کرد. و در کنار همه اینها کار روحی می‌کرد. حتماً الان هم دارد. من حتی چند شب پیش آثار حرکت در تهذیب نفس و تشدید اخلاص را وقتی ایشان داشت نماز می‌خواند در ایشان دیدم.می پرسید : چگونه دیدی ؟ با همین چشم ؟ می‌گویم خیر، با آن چشم دیگری که خدا به من عطا کرده است و یقین دارم. لااله‌الاالله. شب و روزی نیست که من از ایشان ۲۰ مرتبه یاد و برای ایشان دعا نکنم و به خدای متعال التماس نکنم که خدایا! این نعمت را برای شیعه مستدام بدار. معتقدم شکر و سپاسگزاری این نعمت الهی را شیعه اعم از علما و غیرعلما به‌جا نیاورده‌اند، چون درک نکرده‌اند، ولی خدای متعالی چنانچه بخواهد با عمل من و امثال من نعمت را بگیرد که دیگر چیزی برای ‌ما باقی نمی‌ماند.

 

ایشان در مقطعی که خودشان مستقیماً این مسئولیت الهی را به عهده داشتند، کارهای بزرگی انجام دادند، آن ‌قدر بزرگ که نمی‌شود حجم آن را تعیین کرد.

 

اگر خدای متعال این بزرگوار را در این سمت قرار نداده بود، هیچ‌ یک از علما تا سال‌های طولانی هم این همت و اراده را نداشت که آنچه را من خیال هم نمی‌کردم که در عمرم آن ابعاد معنوی، الهی، شرعی و انسانی را ببینم شاهد باشیم.

 

این عرایض من به بحث سوم منتهی می‌شود که باید برای مردم حل شود. مردمی که دین و شعور و ایمان دارند و تاریخ می‌دانند. در زمان ایشان وقتی کمبودهایی را احساس می‌کنیم، باید بفهمیم آنها را به چه کسانی باید نسبت بدهیم. عین این کمبودها در زمان امیرالمؤمنین «صلوات‌الله علیه» هم بود. آیا می‌توانیم نتیجه بگیریم که حضرت -نعوذ بالله- تقصیر کرده است؟ نمی‌توانیم. حضرت در فاعلیت، عصمت، علم و قدرت خودش بی‌نظیر بوده و انسان عادی نبوده است، پس چرا تا وقتی که ایشان زنده بود شریح را نتوانست از کوفه بیرون کند؟ این شریح بود که در قضیه کربلا فتوا داد. نبود؟

 

این را به چه کسی نسبت بدهیم؟ اصلاً ربطی به حجت الهی اعم از معصوم و غیر معصوم ندارد. غیر از کمال فاعلیت فاعل، قابلیت قابل هم باید به کمال برسد. که نرسیده بود. الان علت غیبت چیست؟ نعوذ بالله نقصی در وجود مقدس حضرت بقیه‌الله «ارواحنا له الفداه» هست؟ ایشان همین ‌طوری نمی‌دانند دلیلش چیست و منتظر مانده‌اند که خدای متعال اراده بفرماید؟ این حرف غلط است. جامعه هنوز قابلیت ندارد.

 

مطلبی را عرض کنم که قصه است، ولی حکمت دارد. فردی نقل می‌کرد شب خواب دیدم حضرت تشریف آوردند و فرمودند: «خیلی منتظر ما بودی؟» عرض کردم: «بله.» فرمودند: «من آمدم و حکمم را بگویم. این زن‌ تو با اینکه پنج بچه از او داری زن تو نیست. تمام این بچه‌ها ولد شبهه هستند. پول‌هایی که به دست آورده‌ای شرعاً مال تو نشده‌اند. کارهایی که کرده‌ای صحیح نبوده‌اند.» و حضرت یکی ‌یکی موجودیت مادی این مرد را زیر سئوال برد. در این قصه نقل می‌کنند این شخصی که در این قصه این ‌قدر منتظر قدوم ایشان بود، دید هیچ راهی ندارد، الا اینکه دستش را روی گوش‌هایش بگذارد و چند بار فریاد بزند: «آی دزد!» جوری فریاد زد که خودش از خواب بیدار شد.

 

مرحوم حاج شیخ محمدتقی آملی مدتی شاگردی مرحوم آقای قاضی را کرده بود، از اصحاب نجف و علمایی است که هم خود و هم پسرش درس مرحوم میرزای نائینی می‌رفتند.

 

ایشان هم غیر از فقه و اصول چیزهایی داشت که از طریق مرحوم آقای قاضی«رضوان‌الله تعالی علیه» به دست آورده بود، یعنی چون لیاقت داشت، خدای متعال به ایشان عنایت کرده بود. از ایشان نقل شد که فرموده بود خیلی نسبت به زیارت حضرت بقیه‌الله «ارواحنا له الفداه» مشتاق بودم و دائماً در خواب و بیداری از خدای متعال می‌خواستم. یک شب خواب دیدم که به من گفتند آن نور را از دور می‌بینی؟ حضرت دارند به آنجا تشریف می‌آورند. می‌گوید که من آن قدر نگاه کردم تا آنجا که شبح یک اندام را در نور دیدم، ولی چهره‌شان را ندیدم. آن ‌قدر به من فشار آمد که لرزه در بدنم افتاد. بیدار شدم و دیدم خیس عرق هستم و متوجه شدم من توان زیارت ایشان را ندارم. عوام آن طور که باید از مقام امامت و ولایت آگاهی ندارند.     

                                                     

این آقای بزرگوار «سلام‌ الله علیه» از طرف حق تعالی مأمور است که این مردمی که انتظار مصلح را می‌کشند، ببینند که با کوچکش چگونه برخورد می‌کنند. مثل حضرت مسلمی که حضرت سیدالشهدا«صلوات‌الله علیه» از مکه به کوفه فرستاد. حضرت مسلم که معصوم نبود. فاصله بین مقام عصمت و غیرعصمت خیلی زیاد است. بر حسب نوشته‌ها امام فرمود که اگر زمینه را مساعد دیدی، برای من نامه بنویس می‌آیم. حضرت مسلم«سلام‌الله علیه» همین کار را انجام داد و آن شد که همه بارها شنیده‌ایم.

 

انسان باید خیلی مواظب خودش باشد که فریب شیطان را نخورد. بنده یکی از کارهایی که بر دوش خودم می‌بینم، این است که با کسانی که در شک و شبهه هستند و پایشان می‌لنگد یک جلسه و چند جلسه بنشینم و آنها را روشن کنم که در تکلیف شرعی استقرار پیدا کنند. هر کسی این حوصله را ندارد ولی من برای افراد زیادی این کار را کرده‌ام.

 

آثاری که به عنوان برکات الهیه از آقا به جا مانده، خیلی بیش از زمان امام خمینی است. نه اینکه امام نمی‌توانستند. خدای متعال از آن بزرگوار آنچه خواسته ایشان عمل کرده، از این بزرگوار هم آنچه خواسته دارند عمل می‌کنند. ما الان زیر آسمان نداریم انسانی را که مثل آقا در مسائل سیاسی به صورت ریز، این مطالعات و این نظرات تصدیقی اعم از اثباتی و نفی‌ را داشته باشد. این مقدار توفیق را که خدای متعال به ایشان داده به خاطر این است که شایستگی اش را داشته است. هر کسی که دلش بخواهد که به این  نمی‌رسد.

 

آنچه که بنده در این عرایضم به عنوان محور دارم، مسئله اخلاص است. ایشان مرتب دارد زحمت می‌کشد که این اخلاص را بیشتر، پررنگ‌تر، لطیف‌تر و حساس‌تر کند. اگر شما بگویید فقط دارم حرفش را می‌زنم، عرض می‌کنم من همه بحث اخلاص «محجه البیضا»ی مرحوم فیض کاشانی را در کنار همه بحث‌های اخلاص مطالعه کرده‌ام وبه طور خصوصی برای۶۰ ، ۷۰فارغ التحصیل خارج یک سال تمام بحث اخلاص را تدریس کرده‌ام.

 

آن مقداری که شریعت، برای تبعیت از شخص شرط دانسته است، خدا بیش از آن به این بزرگوار عطا کرده است. فقه، اصول و سایر علومی که به آن ارتباط و بستگی دارد. آگاهی‌های جنبی‌ای که خدای متعال به ایشان داده است، بنده گمان ندارم که تا کنون کسی این مقدار آگاهی‌های ریز داشته باشد، به‌خصوص در دشمن‌شناسی.

 

 بنده ۵۰ سال پیش، خیلی قبل از انقلاب بعد از فوت مرحوم حاج‌آقای والد دوازده شب محرم در منزل ایشان منبر می‌رفتم. یکی از حرف‌هایی که زدم این بود که همان‌ گونه که انسان باید دوست‌شناس باشد و بعد ارتباط برقرار کند، باید دشمن‌شناس هم باشد. بعد تصریح می‌کردم که به‌خصوص مراجع و علما باید این‌‌گونه باشند و بدانند کجا چه مقدار باید فاصله بگیرند، چه مقدار بایستی صلابت به خرج بدهند و خودشان را به دشمن نزدیک نکنند.

 

این جمله دربسته‌ای است که به نظر من خیلی عمق دارد و خدا به این بزرگوار این نعمت – شناخت دشمن– را عطا کرده است. کسانی که خیال می‌کنند ایشان دارد تند می‌رود اشتباه می‌کنند. خدا این شناخت را به ایشان عطا کرده است و دارد جلوی پای خودش و جلوی پای ملت، چاه‌ها و چاله‌ها را می‌بیند.

 

به فرمایش‌های امیرالمؤمنین «صلوات‌الله علیه»  به زبیر بعد از اینکه جدا شد، دقت بفرمایید. اینها در کلمات امیرالمؤمنین «صلوات‌الله علیه» هست.

 

این عالم بزرگوار را اگرچه می‌گوییم در مقام عصمت نیست، اما وقتی مؤید عندالله شد و آثار و علائم تأیید الهی را در ایشان دیدیم، آن هم نه یکی، نه دو تا، نه صد تا، می‌دانیم که آنقدر لطف خدای متعال شامل حال ایشان هست وظیفه ما این است که قدردان ایشان باشیم.

 

وظیفه بنده این است که آنهایی را که در شبهه هستند و می‌خواهند احتیاط کنند، روشن کنم و به آنان بفهمانم در این جا احتیاط معنی ندارد. این شبهه واحتیاط را شیطان در کله شما کرده است.

 

مهم‌ترین وجهه همت بزرگ ایشان که فوق متعارف و فوق بیان است، توجه و باور و آماده کردن خود و روح خود برای آن منزلت است. در این صورت است که انسان دیگر خستگی را نمی‌فهمد.

 

گاهی شایع می‌کنند که ایشان بیمار شده است، یا شیطنت های دیگر، اما ایشان کسی نیست که با این چیزها نقصان و ضعفی در او به وجود بیاید. تا نفس داشته باشد کار می‌کند. علتش هم آن دید و رؤیتی است که از واقعه دارد و برحسب آن واقعه حرکت می‌کند. ما هم باید قدرش را بدانیم.

 

باقی میماند مسئله سوم که مسئله خلاءهایی است که به نظرمان می‌آید. عرض می‌کنیم در زمان امیرالمؤمنین «صلوات‌الله علیه» مشابه اینها بوده است. در زمان امام «رضوان‌الله تعالی علیه» این مسائل بوده است. هنوز گاهی رسانه‌ها فرمایشات‌ امام را که پخش می‌کنند، ایشان می‌فرمایند سال گذشته این‌ جور گفتم، اسفاً عمل نشده است. اسفاً یعنی با تأسف انجام نشده. اگر انجام شده بود که ایشان می‌فرمود بحمدالله. نمی‌فرمود اسفاً. آقا از امیرالمؤمنین«صلوات‌الله علیه»، جد مطهرش که بالاتر نیست. پایین‌تر هم هست. در عین حال تا آنجایی که قدرت عقلی دارد، ایشان دارد عمل می‌کند. آمادگی در قابل به صورت کامل وجود ندارد. ایشان دارد کار خودش را می‌کند، کسر هم نمی‌گذارد تا آن وقتی که ان‌شاءالله خدای متعال اراده بفرماید و حضرت بقیه‌الله «ارواحنا له الفداه» ظهور کنند یا برنامه‌هایی که ایشان تنظیم کرده‌اند قابلیت اجرا پیدا کند. 

 

خدا را شاکرم ‌قدری موفق شدم در باره این موضوع صحبت کنم، بنده در حق ایشان مبالغه نکردم. عین اعتقاد قطعی من است. ایشان همه شرایط شرعی را دارد و خصوصیاتی که ایشان دارد، در عالم بی‌نظیر و این نعمت بزرگی است که خدای متعال نه فقط به همه مسلمان‌ها و شیعیان بلکه به همه انسان‌ها عطا کرده است.

 

 من آن وقتی که کسی در این مسیر نمی‌آمد کار خودم را کردم و خودم را به خطر انداختم. حالا که الحمدلله نظام روی روال خودش هست و خدا دارد این نظام را پیش می‌برد. این پیشرفت‌ها الهی هستند و عادی نیستند. آنچه این ملت را پیش برده اعتقاد و ایمانش بوده است به اضافه رهبر شایسته الهی. بدون رهبر نمی‌شود. امکان ندارد. یک کشور ۱۰۰ سال هم دائماً کشته بدهد، بی‌رهبر موفق نمی‌شود. در تاریخ دیده‌ایم. الجزایر ۲۵ سال کشته داد. رئیس‌جمهور روی کار آمد، حداکثر چهار سال توانست رئیس‌جمهور مستقل داشته باشد. بعد از آن تمام شد. چرا؟ چون رهبر نداشت. این باور قطعی‌ من است. و همواره در انتظار قسمت‌های آخر رؤیا هستم که فعلیت یابد.

 

*خود آن رؤیا را نفرمودید.

 

نه، نمی‌شود گفت. اما خوابی را مربوط به امام «رضوان‌الله تعالی علیه» نقل می‌کنم. خواب آقا را شاید راضی نباشند، لذا نمی‌گویم، اما امام چون مرحوم شده‌اند عرض می‌کنم. بزرگواری نزدیک به ۸۰ سال سن داشت، در منزل یکی از منسوبین ما که خوزستانی بود، حضور داشت. روز چهل و یکم [رحلت] مرحوم آیت‌الله بروجردی بود. وارد شدم که آن منسوبمان را ببینم و بعد هم به قم مشرف شوم. صاحبخانه بنده را معرفی کرد که پسر فلانی و شاگرد فلانی است. این اولاد پیغمبر که از شاگردان مرحوم آیت‌الله حائری بود گفت من ۳۰، ۳۵ سال پیش خوابی دیدم. آن زمان این آقا-امام- در حوزه آیت‌الله حائری که می‌آمد، از نظر من خیلی تلخ و نچسب بود. می‌گفت می‌دانستیم فاضل است، ولی جوری بود که با او ارتباط برقرار نکردم. در همان ایام یک شب خواب دیدم که بیابانی است و جمعیت کثیری، مثلاً یک میلیون نفر دایره‌وار ایستاده‌اند و در مرکز این دایره هم کارهایی انجام می‌شود که من از دور نمی‌بینم. جمعیت را شکافتم و تا مرکز دایره پیش رفتم. در مراکز دایره دیدم به اندازه ده دوازده متر جا هست. در یک طرف رسول اکرم«ص» تشریف دارند و شمشیری در دستشان‌ است. مقابل ایشان هم محمدرضا پهلوی ایستاده است. حضرت رسول«ص» چند بار فرمودند آیا کسی هست که بیاید و این شمشیر را از من بگیرد و حد خدا را بر این مجرم جاری کند؟ هیچ‌ کسی نیامد. این کسی که داشت این حرف را می‌زد، خودش با امام «رحمه الله علیه» موافق نبود و با تعبیر تلخ و نچسب از ایشان یاد کرد. گفت حضرت دو سه مرتبه فرمودند و کسی نیامد. یک وقت دیدم جمعیت دارد شکافته می‌شود و کسی دارد جلو می‌آید. از دور نمی‌دیدم. نزدیک که آمد متوجه شدم حاج‌آقا روح‌الله است.

 

جلو آمد و به حضرت سلام و عرض کرد: «یا رسول‌الله! من آماده هستم.» بعد هم شمشیر را گرفت.  گفت حاج آقا روح الله شمشیر را بلند کرد و با یک ضربت سر شاه را پراند، اما تن بی‌سر جلو آمد و یقه ضارب را گرفت و مقداری با هم دست به یقه بودند تا سرانجام حاج‌آقا روح‌الله که دید این تن بی سر نمی‌افتد، لذا دست راستش را انداخت و امحا و احشا‌ی‌ او را بیرون کشید. از خواب بیدار شدم.

 

اطلاعیه‌ها، بیانیه‌ها و مطالبی که امام می‌نوشت با دست راست بود و به‌ وسیله آنها امحا و احشای شاه را از داخل این مملکت بیرون کشید. این را چون امام مرحوم شده‌اند عرض کردم.

 

 ان‌شاءالله خدای متعال ۱۲۰ سال و هر چه بیشتر به این بزرگوار عمر با برکت عطا بفرماید. هر چقدر خدا به ایشان عمر طولانی عطا فرماید،  باز عرض می‌کنیم که خدایا! کم است. یا ما را ببر یا جامعه را خالی از ایشان نبینیم.

 

 و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. 


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

فیلم لورفته ازتحصن مجلس ششم وحضورسران دولت اصلاحات درمجلس برای هم فکری

نظرات 0

a.htmlarea-anchor{color:#080;border:1px solid #2c2;}body{direction:rtl;border:1px solid #fff;font-family:Tahoma;font-size:10pt;margin:2px;padding:2px;}form,fieldset,p,h1,h2,h3,h4,h5,h6{margin:0;padding:0;} html,body { border: 0px; }


فیلم لو رفته از تحصن مجلس ششم و حضور سران دولت اصلاحات در مجلس برای هم فکری!

معرفی وزرای پیشنهادی دولت آقای روحانیدر حالی صورت گرفت که برخی از این اشخاص سلبقه هایی نه چندان موجه در کارنامه سیاسی خود داشته اند. فیلم لو رفته از تحصن مجلس ششم و حضورسران دولت اصلاحات در مجلس برای هم فکری! و حل مشکل نمونه ای از اسنادی است که بیانگر این سابقه است

اين کليپ را ميتوانيد در 4 کیفیت ببينيد یا دانلود نماييد

آدرس:

http://mostazafin.tv/latest-video/video/504_tahason-majles-6



برچست ها :
تعداد بازدید : 2
     
print

۴ پرده از دفن مواد غذایی در دولت یازدهم

نظرات 0

۴ پرده از دفن مواد غذایی در دولت یازدهم

دفن نعمات الهی که معلوم نیست محصول کم‌کاری کدام یک از مسئولان دولتی است، با گذر زمان دارد تبدیل به یک رویه عادی می‌شود و دولتی‌ها که تاکنون درثبات بخشیدن به اوضاع اقتصادی کشور ناموفق بوده‌اند با اعدام نعمات الهی به دنبال بازگرداندن ثبات به بازار مواد غذایی هستند.

 رجا بنقل از راه دانا: اوایل آذرماه سال جاری بود که امحای بیش از ۱۷۰۰تن سیب زمینی در استان فارس سر و صدای زیادی در کشور به پا کرد و واکنش و تعجب اقشار مختلف را برانگیخت.

در همین راستا برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز در اعتراض به معدوم کردن بیش از ۱۷۰۰تن سیب زمینی و به این دلیل که مجلس پیگیری مناسبی به این موضوع ندارد درخواست استعفا کردند.

پس از واکنش‌های گوناگون نمایندگان مجلس، تعدادی از علما و مراجع تقلید در پاسخ به استفتاء مقلدان خود در خصوص حکم شرعی دفن سیب‌زمینی‌ها این کار را مصداق اسراف و حرام دانستند.

در متن استفتاء از آیت الله مکارم شیرازی آمده است:

 با عرض سلام و ادب و احترام

حضور مرجع معظم حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی "زید عزه"

همچنانکه مستحضرید در حال حاضر کشور ما در شرایط تحریم و فشار اقتصادی قرار داشته و بخش قابل توجهی از اقشارآسیب پذیر نیازمند کمک های مالی و غذایی می باشند.

در این شرایط اخیرا عنوان شده است برخی مسئولین اقدام به از بین بردن ۱۷۰۰ تن محصول کشاورزی (سیب زمینی) به دلیل کنترل قیمت آن نموده اند.

لذا استدعا دارم حکم شرعی چنین اقداماتی را بیان فرمایید

پاسخ:

به یقین هر گونه اسراف و تبذیر و اتلاف نعمت خداوند در اسلام حرام است.

دفن خرما در فاز دوم

اما ماجرای معدوم کردن نعمات الهی به سیب زمینی‌ها ختم نشد و چندی پس از پایان یافتن ماجرای دفن سیب زمینی‌ها اخباری در خصوص امحای چندین تن خرما در رسانه‌ها منتشر شد.

علی‌اصغر موسوی دبیر کل انجمن خرمای ایران  و در پاسخ به این سوال که با توجه به اعلام قبلی شما که سازمان تعاون روستایی بخشی از خرمای مازاد سال گذشته و سالهای قبل را معدوم و دفع کرده، بفرمایید این اتفاق کجا، چه زمانی و با چه مقداری انجام شده است، اظهار داشت: نمی‌دانم خرمایی که تعاون روستایی خریداری کرده بوده است در کجا معدوم شده است فقط می‌دانم این اتفاق توسط سازمان تعاون روستایی افتاده و به علت به فروش نرفتن خرمای خریداری شده خرما در مکانی نیست و نابود شده است.

وی در ادامه اظهار داشت: شما به دنبال جای دفن و مقدار خرمای دفن شده نباشید چون این موارد یکی، دو تا نیست و در مورد محصولات کشاورزی دیگر هم اتفاق می‌افتد، اما تنها برخی از آنها خبرساز می‌شود.

 ماجرا رشوه و فاسد شدن  ۳۰ هزار تن گندم

پس از دفن خرما، نوبت به معدوم سازی حدود ۳۰هزارتن گندم رسید و اخبار متعددی از این موضوع در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی پخش شد.

سایت کلاله خبر در این خصوص نوشت: تیر بی تدبیری دست اندرکاران در استان گلستان موجبات فساد هزاران تن گندم تولیدی صد ها کشاورز زحمتکش استان گلستان را باعث شد.

بر اساس این گزارش؛ فساد این گندم ها در سیلوی «مهدی آزادی خواه» سرمایه گذار گلستانی واقع در روستای«مالای شیخ» کلاله اتفاق افتاده است.

وی در خصوص این حیف و میل بیت المال و حاصل دست رنج کشاورزان سخت کوش منطقه به خبرنگار مینوخبر گفت: « در پی عدم تمکین من به پرداخت رشوه به مسئولان عالی رتبه اداره کل غله استان گلستان و مسائلی که در پی این درخواست به وجود آمد وارد جریاناتی شدم که در پی آن باعث بروز این اتفاق ناگوار افتاد».

آزادی خواه در خصوص پیشنهاد رشوه می گوید:« در سال جاری پس از گذشت ۱۷ روز از آغاز خرید گندم تضمینی از کشاورزان اجازه خرید گندم به من داده نشد.

در روز هفدهم در راهروهای اداره کل غله یکی از مسئولان این اداره کل راهکار پرداخت رشوه را برای صدور اجازه خرید گندم به من ارائه کرد. به اتفاق وی نزد یکی از مسئولان عالی رتبه این اداره کل رفتیم که وی هم غیر مستقیم به این امر تاکید کرد و آن شخص مذکور را نماینده خود معرفی کرد. نهایتا پس از گذشت ۲۱ روز از آغاز خرید تضمینی گندم به سیلوی من اجازه خرید گندم کشاورزان را دادند».

وی با بیان این که این پیشنهاد را در همان ابتدای امر به یکی از مراجع نظارتی در میان گذاشته بودم، ادامه داد:« پس از گذشت حدود ۲۵ روز از خرید گندم گندمکاران به من زنگ زده شد تا مبلغ ۳ میلیارد ریال رشوه را پرداخت کنم. پس از این که اعلام کردم پرداخت این رقم در توان من نیست گفتند اگر تمکین نکنم بحث انبارگردانی و کسری گندم دولتی موجود در سیلوی من را پیش خواهند کشید.»

این سیلودار گلستانی اضافه کرد: با هماهنگی با ارگان های مسئول راضی به پرداخت رشوه شدم که پس از دریافت این رشوه توسط شخص مذکور وی همان لحظه دستگیر شد و هم اکنون پرونده در دادگاه گرگان جریان دارد.»

وی خاطر نشان کرد: پس از این جریان از من شکایت کردند که کسری گندم دارم که این موضوع را رد کردم و قرار شد حدود ۳۲ هزار تن گندمی که امسال خریداری کردم را به آنان برگردانم.

پس از تحویل ۱۴ هزار تن گندم دستگاه های من دچار مشکل شد که درخواست کردم برای تعمیر دستگاه هایم مهلتی ۱ هفته ای به من بدهند که پس از ۲ روز آمدند مرکز من را در تاریخ ۲۰ آبان ماه پلمپ کردند.

آزادی خواه با بیان این که چون سیلو فلزی است گندم ها باید برگردان و هوادهی می شدند، تصریح کرد: پس از پلمپ مرکز، نامه ای به مدیرکل غله نوشتم که در صورت خرابی گندم ها تمامی عواقب بر عهده آنان می باشد و رونوشتی هم به دادستان محترم شهرستان کلاله مدیرعامل شرکت غله و خدمات بازرگانی منطقه ۲ دادم. در تاریخ ۹ آذر هم قاضی پرونده در همین خصوص به آنان هشدار داده است.

نهایت امر پس از حدود ۵۰ روز فک پلمپ کردند و دیدند که ده ها هزار تن گندم خراب شده است.

دفن ۱۰۰ تن مرغ جدیدترین پرده از اقتصاد لیبرالی دولت یازدهم

اما در روزهای گذشته و پس از دفن سیب‌زمینی، خرما و گندم نوبت به فرآورده‌های گوشتی رسید، اخبار شنیده شده حکایت از آن دارد که قرار است ۱۰۰ تن مرغ در استان ایلام که تاریخ انقضا آنها در چند روز آینده است امحا شده یا در اختیار صنایع کنسرو سازی قرار بگیرد.

این خسارت عجیب در حالی رخ می دهد که می شد با برنامه ریزی بهتر و تدبیر مناسب از جمله وارد کردن آنها به بازار مصرف و ارزان فروختن مرغ ها جلوی آن را گرفت.

هم اکنون این مرغ ها در سردخانه شهر ایلام قرار دارند و دامپزشکی استان مکان مورد نظر را پلمپ کرده تا این مرغ ها تعیین تکلیف شوند.

یکی از کارشناسان دامپزشکی استان ایلام در گفتگو با ایلام بیدار ضمن تایید این گزارش تاکید کرد:در چند روز آینده از طریق آزمایشات لازم و نیز مراجع قانونی و قضایی،وضعیت ۱۰۰ تن مرغ تعیین تکیلف می شود.

وی ادامه داد:قطعا این مرغ ها هیچ مصرفی برای خانوارها ندارند و در صورت مثبت بودن آزمایشات و نبود مشکل،مرغ ها در مصارف صنعتی بخصوص کارخانه های کنسروسازی به مصرف می رسند.

اما پاسخی که دولتیها برای این معدوم سازیها دارند، فاسد بودن این مواد غذایی و غیرقابل مصرف بودن آنهاست ولی بهتر است قبل از این پاسخ به این سوال، بگویند که چرا پیش از فاسد شدن این مواد آنها در بازار عرضه نکردند یا بین فقرا تقسیم نکردند تا هم اسراف نکرده باشند و هم مردم پس از مدتی گرانی، کمی طعم ارزانی مواد غذایی را هم بچشند.

دفن نعمات الهی که معلوم نیست محصول کمکاری کدام یک از مسئولان دولتی است، با گذر زمان دارد تبدیل به یک رویه عادی میشود و دولتیها که تاکنون درثبات بخشیدن به اوضاع اقتصادی کشور ناموفق بودهاند با اعدام نعمات الهی به دنبال بازگرداندن ثبات به بازار مواد غذایی هستند.

کارشناسان این رویه دولت یازدهم را نتیجه اقتصاد لیبرالی و آمریکایی آنها میدانند که در آن هرکس تنها به دنبال سود شخصی خودش است و طبیعتا دولت هم همین رویه را در اقتصاد کشور دنبال میکند.

در چنین شرایطی نیازهای جامعه برای دولتیها مهم نخواهد بود و همین موضوع سبب شده تا دولت در مقابل فساد مواد غذایی مورد نیاز مردم واکنشی از خود نشان ندهد و  با بیتدبیری اقدام به دفن آنها کند.


برچست ها :
تعداد بازدید : 1
     
print

دلایل محبوبیت ایت الله مصباح برای نسل سوم چیست/مبادی ومشخصات عملکردسیاسی علامه م

نظرات 0

ایشان در برابر تمام چهره‌ها و جریان‌های سیاسی یا معرفتیِ رقيب و معارض که گاه با هدف کنار آمدن با ایشان، پرچم مصالحه و مماشات برافراشته‌اند، قاطعانه بر مواضع خویش پای فشرده و تصریح کرده که به هیچ بهایی، از انجام وظایف و تکالیف دینی خود، رونمی‌گرداند و سازشِ شریعت‌سوز اختیار نمی‌کند.
ایشان در برابر تمام چهره‌ها و جریان‌های سیاسی یا معرفتیِ رقيب و معارض که گاه با هدف کنار آمدن با ایشان، پرچم مصالحه و مماشات برافراشته‌اند، قاطعانه بر مواضع خویش پای فشرده و تصریح کرده که به هیچ بهایی، از انجام وظایف و تکالیف دینی خود، رونمی‌گرداند و سازشِ شریعت‌سوز اختیار نمی‌کند.
 در سال‌های نخست نیمه‌ي دوم دهه‌ي هفتاد که هم نگارندة این سطور به درک و دریافتی از عالَم فرهنگ و سیاست دست یافته بود، و هم علامه مصباح‌یزدی، به واسطه‌ي ایراد سخنرانی پیش از خطبه در نماز جمعه‌های تهران، به چهره‌ای عمومی و اجتماعی بدل گردیده بود، می‌باید نقطه‌ي آغاز شکل‌گیری و شناخت نگارنده از جناب علامه دانست.

 

به گزارش رجانیوز در آن سال‌های پُرآشوب و تلاطم‌خیز که در بسیاری از محافل و حلقه‌ها، بحث‌های مناقشه‌برانگیز سیاسی و فرهنگی شایع گشته بود، اظهار مخالفت با مواضع معرفتی علامه مصباح‌یزدی به رویّه‌ای معمول تبدیل شده بود؛ چنان‌كه هم‌سویی با ایشان و دفاع از گفته‌ها و نظرات وی، عملی هزینه‌ساز و دردسرآفرین بود. از قضا، همین مخالفت‌های غلیظ و غوغاآلود، سبب گشت نگارنده - که در آن ایام، در آغاز جوانی به سر می‌برد و از نظر هویتی، ذهن و اندیشه‌ي چندان سامان‌یافته‌اي نداشت- به مطالعه‌ي نظرات و افکار علامه مصباح‌یزدی، به شدّت علاقمند شود. من بر این اساس، هم به تهیّه‌ي کتب متعدّد ایشان همت گماردم و هم تلاش نمودم به صورت هفتگی، از جزئیات مواضع جاري و روزمرة ایشان، آگاهی دقیق حاصل نمایم. مواجهه‌ي مستقیم و بی‌واسطه با منظومه‌ي فکری ایشان، پس از مدّتی نه چندان طولانی، حقیقت را بر من آشکار ساخت، و آن این بود که سخنان و نظرات این عالَم فرزانه، بر منطق محکم و پولادین استوار است و با شریعت مقدّس، اندک زاویه و فاصله‌ای ندارد. حتی دریافتم که ایشان دقیقاً در امتداد مسیر معرفتیِ دشواری قرار گرفته که پیش از وی، علامه‌ي شهید آیت‌الله مرتضی مطهری (رحمه الله علیه)، در اثر اصرار بر پیمودن آن، جرعه‌ي شیرین شهادت را نوشید و به لقای حضرت حقّ رسید. هر چه بیشتر پیش می‌رفتم و از محتوای افکار ایشان از یک سو، و مواضع مخالفان و منتقدان از سوی دیگر، آگاهی می‌یافتم، بیشتر بر عمق ارادت و اعتماد و باورم نسبت به علامه مصباح‌یزدی افزوده می‌شد. این روند تکاملی تا آنجا ادامه یافت که ایشان به یکی از مبادی سازندة هویت معرفتی و ایدئولوژیم تبدیل شد و در ذهنم، منزلتی کم¬‌ یافت. در همان سال‌ها و پس از آن‌که از جهت فکری و نظری به سطح قابل قبولی دست پیدا کردم، هم در نشست‌ها و محافل گوناگون، به بیان واقع‌گرایانة نظریات اسلامی ایشان پرداختم و به پرسش‌ها و اشکالات پاسخ گفتم، و هم در چند مورد، قلم به دست گرفته و در مقابل صف‌آرایی شیطنت‌آمیز جریان اصلاح‌طلبیِ سکولار، واکنش نشان داده و از حقانیّت و منطقیّت تفکر وی - دربارة خشونت، اسلامیّت و جمهوریّت، ولایت فقیه، مشروعیّت و مقبولیّت، حکومت دینی و ... - دفاع نمودم. امروز پس از پانزده سال آشنایی معرفتی و درس‌آموزی از نوشته‌ها و گفته‌های علامه مصباح‌یزدی، به مثابه یک جوان نسل سومی، بر این باورم که ایشان مُرکّب از مجموعه خصایصی است که برای کلیّتش، نظیر و شبیهی در عالَم خواصِ اجتماعيِ متأخّر سراغ ندارم، اگرچه بسیار جُسته‌ام. من مجاهدت‌های ایشان را در دهه‌های دوم و سوم انقلاب، مشاهده کردم و با تحلیل غیرمتعصبانه، همچنان باور و اعتمادم به ایشان رو به صعود است.


بدیهی است که «عمل» در پیوند تنگاتنگ با «نظر» است؛ آنچنان که «نظر»، زیرساخت و مبنای «عمل» را فراهم می‌آورد و آن را توجیه می‌کند. البته، میان «نظر» و «عمل»، رابطة معکوس نیز برقرار است؛ یعنی گاه «عمل» بر «نظر» تأثیر می‌نهد و آن را رنگ‌آمیزی می‌کند، اما نگارنده در این بحث، بر تأثیر «نظر» بر «عمل»، انگشت تأکید نهاده است و قصد آن را دارد که این رابطه را از زاویه‌ي پیش گفته، مورد مطالعه قرار بدهد. به زبان فلاسفه‌ي مسلمان، معارف بر دو قسم است: «حکمت نظری» که از هست‌ها و نیست‌ها سخن می‌گوید و در مقام توصیف عالَم واقع است، و «حکمت عملی» که از بایدها و شایدها سخن می‌گوید و در مقام توصیه برای انسان است. بر این اساس، باید گفت «حکمت عملی» از متن «حکمت نظری» برمی‌خیزد؛ یعنی اگر آدمی چنین می‌کند یا چنان نمی‌کند، به دلیل تصوّر و تصویری است که از انسان، جامعه، و تاریخ و ... دارد. سلسله مبادی معرفتی و نظری که مولّد و منشأ كنشگري سياسي علامه مصباح‌یزدی بوده‌اند، به شرح زیر است:


(یکم). دوگانه‌ي «تكليف‌مداري و وظيفه‌انديشي»/ «منفعت‌مداري و سودخواهي»


افعال و اعمال انسان مبتنی بر اغراض و غایاتی است که در ذهنیّت وی، پنهان است. از جهت ارزش، این اغراض و غایات دو دسته‌اند: یا آدمی در جستجوی انجام «وظیفه» است، یعنی «تعهدّ» و «تکلیفی» را در دورن خویش احساس می‌کند و از این‌رو، لذّت و خوشی خود را فدای ادای «وظیفه» می‌کند؛ یا این‌که «منفعت» خود را دنبال می‌کند؛ یعنی خواسته‌های مادّی و خودخواهانه‌اش را هدف‌گیری کرده و برای وصول به آنها، خط قرمز و حدّی را نمی‌شناسد و برنمی‌تابد. علامه مصباح‌یزدی، بر اساس شواهد قولی و فعلی ایشان، تنها در پی انجام «وظیفه» است؛ آن هم وظیفه‌ي برخاسته از آموزه‌ها و احکام شریعت. ایشان در برابر تمام چهره‌ها و جریان‌های سیاسی یا معرفتیِ رقيب و معارض که گاه با هدف کنار آمدن با ایشان، پرچم مصالحه و مماشات برافراشته‌اند، قاطعانه بر مواضع خویش پای فشرده و تصریح کرده که به هیچ بهایی، از انجام وظایف و تکالیف دینی خود، رونمی‌گرداند و سازشِ شریعت‌سوز اختیار نمی‌کند. همین نوع نگاه است که سبب گردیده نسل سوم انقلاب به صداقت و حقانیّت ایشان باور آورند و ایشان را همچون جناب عمّار بشمارند که جز متابعتِ محض از ولیّ زمانه، سودایی در سر ندارد. علامه مصباح‌یزدی چنان معتقد به بایستگی انجام وظیفه‌ي شرعی خود در حوزه‌ي اجتماعیّات و سياسيات است که از نثار جان و اعتبار خود پروایی ندارد.


(دوم). دوگانه‌ي «ایدئولوژی‌گرایی و ارزش‌محوري»/ «عمل‌گرايي و سياسي‌كاري»


نگرش عاملان و فاعلان اجتماعی نسبت به کنشگری در عرصة اجتماع، دو گونه است: برخی ایدئولوژی و مکتب خود را ملاک قرار داده و خارج شدن از دامنه‌ي اصول و آموزه‌های آن را روا نمی‌شمارند، برخی دیگر، رویکردی عمل‌گرایانه (پراگماتیستی) را برمی‌گزینند و بر مبنای گزاره‌ي ماکیاولیستی «هدف، وسیله را توجیه می‌کند»، از هر ابزار و تاکتیکی برای وصول به غایات خویش بهره می‌گیرند. برجسته‌ترین مصادیق این رویه را باید در عالَم سیاست و عمل بسیاری از سیاستمداران جُست. در عالِم سیاست متجدِّدانه (مدرنیستی)، اخلاق و صداقت و پایبندی به عهد و مکتب، راه ندارند؛ از این‌رو، مرزهای روشن یا متداومی وجود ندارد، و به این علت، گاه چهره‌ها یا جریان‌های متضّاد و متعارض، به یکدیگر نزدیک می‌شوند تا بتوانند مقاصد و اغراض خود را برآورده سازند.


در دوره‌ي پانزده ساله‌ي نهضت اسلامی مردم ایران (۵۷- ۱۳۴۲ه.ش)، بحث‌های متعدّدی دربارة دوگانه‌ي «ایدئولوژی‌گرایی»/ «سیاسي‌كاري» یا «اصول‌گرایی»/ «عمل‌گرایی» میان نیروهای انقلابی درگرفت؛ آنچنان که پاره‌ای از نیروهایِ انقلابیِ مسلمان معتقد بودند که چون بدون همراهی و هماهنگی با نیروهای مبارز التقاطی یا الحادی نمی‌توانند رژیم پهلوی را ساقط نمایند، نمی‌باید در این مقطع، «ایدئولوژی» را بر «مبارزه» اولویت داد و به دلیل اختلافات ایدئولوژیک، یک خط مبارزاتی واحد را دنبال نکرد. در نقطه‌ي مقابل این نظر، بعضی از نیروهایِ انقلابیِ مسلمانِ دیگر - از قبیل علامه مرتضی مطهری و علامه محمدتقی مصباح‌یزدی- بر این باور بودند که چون بر اساس تفکر اسلامی، آنچه اصالت  و اهمیت دارد، «ایدئولوژی» است و نه «مبارزه»، از هم اکنون می‌باید میان نیروهایِ انقلابیِ مسلمان و نیروهایِ انقلابیِ التقاطی یا الحادی، مرزبندی شفاف و غیرقابل اغماض وجود داشته باشد، تا اولاً نیروهای انقلابی جوان‌ترِ جبهه‌ي اسلامی، به جبهه‌های رقیب و معارض نپیوندند، و ثانیاً، در مرحله‌ پس از پیروزی انقلاب، نیروهای التقاطی و الحادی، ماهیّت انقلابِ روی داده را به نفع خود مصادره نکنند و سهمی از آن را مطالبه ننمایند. بر پایه‌ي همین بینش سياسي و اجتماعی بود که علامه مصباح‌یزدی، هیچ‌گاه به سازمان مجاهدین خلق، روی خوش نشان نداد و اعلامیه‌های مشترک آنها با بعضی از نیروهایِ انقلابیِ مسلمان را تأیید و امضاء نکرد. در دوره‌ي پس از انقلاب و به صورت خاص در سال‌های اخیر، دوباره همین دوگانه، موضوعیّت یافته است، اما علامه مصباح‌یزدی، همچنان عمل سياسي و اجتماعی متناسب با مبنای معرفتی دیرینه‌ي خود را اختیار کرده و اتحاد و ائتلاف تاکتیکی و سیاست‌ورزانه را بر التزام به درون‌مایه‌های ایدئولوژی اسلامی، ترجیح نداده است.


(سوم). دوگانه‌ي «عينيّت‌انديشي و انضمامي‌نگري»/ «ذهنيّت‌انديشي و انتزاعي‌نگري»


پاره‌ای از بزرگان و فرهیختگان عالَم علم و معرفت چنانند که به صورت کلّی، مستغرق در دغدغه‌های ذهنی و مجرّد خویش می‌شوند و به این دلیل، یا از شناخت واقعیات موجود در جامعه و اقتضائات و حوایج اجتماعی، باز می‌مانند و یا با وجود شناخت و آگاهی، بهایی بر آنها نداده و در برابرشان واکنش از خود نشان نمی‌دهند. چنین افرادی، به بیماری «انتزاعي‌اندیشی» مبتلا گشته و «زمانه‌آگاه» و «در صحنه» نیستند. در نقطه‌ي مقابل، گروه دیگری از اندیشمندان، با وجود پرداختن عمیق و موشکافانه به مسأله‌ها و دغدغه‌های علمی، از پاسخ‌گویی به موقع به نیازهای جاری جامعه و کنشگری عینی در پهنه‌ي آن غفلت نمی‌ورزند؛ ایشان، «معرفت‌اندوزانِ جامعه‌اندیش»اند که در مقام مهندسی شخصیت خود، توازن و تناسب مطلوبی را میان «ذهن» و «عین» برقرار ساخته‌اند. علامه مصباح‌یزدی، متفکری از دسته‌ي اخیر است. ایشان با وجود این‌که از اساتید سطوح عالی دروس حوزوی به شمار می‌آید و از جهت علمی و معرفتی، منزلتی تثبیت شده و متمایز در حوزه‌ي علمیه دارد، به فضای عمومی جامعه، بی‌اعتنا نیست، بلکه مداخله‌ي در مباحثات و مناقشات آن را وظیفه‌ي خود قلمداد می‌کند. به عنوان مثال، آن هنگام که جریان اصلاح‌طلبیِ سکولار با پا نهادن به درون ساختار قدرت سیاسی، تلاش کرد به واسطۀ سخنرانی‌ها و نشست‌ها در محافل دانشگاهی و مقالات و مصاحبه‌های مطبوعاتی، به تحریف و وارونه کردن ایدئولوژی اسلامی بپردازد و قرائتی لیبرالیستی از آن ارائه نماید، علامه مصباح‌یزدی در این زمینه واکنش جدّی و اساسی نشان داد و هزینه‌ها و مشقّات این مداخله را به جان خرید. ایشان در سال‌های اخیر نیز با هدايت جبهه‌ي پایداری و همچنین ورود به مسأله‌های سیاسی و فرهنگیِ عینی، بار دیگر جامعیّت شخصیت و منش خود را به نمایش نهاده است. علامه مصباح‌یزدی با وجود این‌که کم‌ترین علاقه‌ای به مطرح ساختن خود در عرصه‌ي جامعه ندارد، اما انزوا و گوشه‌نشینی را برنمی‌گزیند و جامعه را به حال خود رها نمی‌سازد.


(چهارم). دوگانه‌ي «حساسیّت و مرزبندي عقیدتی»/ «رواداری و تساهل عقیدتی»


علامه مصباح‌یزدی - همچون علامه شهید مطهری- چنان است که نسبت به عقاید و باورهای اسلامی، حساسیّت و جدّیت ویژه‌ای دارد؛ به گونه‌ای که هیچ‌گونه کج‌فهمی و تحریفی را در این قلمرو برنمی‌تابد. از این‌رو، پیش و بیش از دیگران نسبت به التقاط‌ورزی و کج‌اندیشی در زمینه‌ي اعتقادات دینی، واکنش نشان می‌دهد. در دهه‌ي پنجاه، شاید کمتر متفکّری در حوزه، به اندازه‌ي علامه مطهری و علامه مصباح‌یزدی نسبت به پاره‌ای از جریان‌های معرفتیِ التقاطی همانند علی شریعتی، سازمان مجاهدین خلق، حبیب‌الله آشوری، گروهک فرقان و ... حساسیّت نشان داده و در برابر آنها، صف‌آرایی قاطع نمودند. چنین انحرافات و ناراستی‌های اعتقادی، حتّی در اندیشه‌ي برخی از بزرگان و سرشناسان، یا انحراف و ناراستی قلمداد نمی‌شد و یا در عرصه‌ي پرآشوب مبارزه‌ي سیاسی، ارزش و اهمیتی چندان برخوردار نبود. علامه مصباح‌یزدی در دوره‌ي پس از انقلاب و به ویژه در دو دهه‌ي اخیر، همچنان عمل اجتماعی خود را از همین مبنای معرفتی (یعنی حساسیّت عقیدتی) برگرفته و برای آن، استثنایی قائل نشده است.


(پنجم). دوگانه‌ي «ولیّ‌مبناانگاری»/ «خودمبناانگاری»


علامه مصباح‌یزدی، به حق «عمّار انقلاب» نام گرفته است؛ چراکه ایشان تمامی تکاپوها و تحرّکات معرفتی و اجتماعی خود را در امتداد مطالبات رهبر معظم انقلاب قرار می‌دهد و همه را به ایشان ارجاع داده و دعوت به متابعت از وی می‌نماید. باور قلبی و ایمانی جناب علامه به حقانیّت و کفایت حضرت آیت‌الله‌العظمي خامنه‌ای، مثال‌زدنی و کم‌نظیر است؛ آنچنان‌که ایشان به خود اجازه نمی‌دهد کوچک‌ترین گامی برخلاف رأی ایشان بردارد. ایشان می‌گویند که گفتارهای عمومی مقام معظم رهبری مشتمل بر دو بخش «تصریحات» و «اشارات» است و ما علاوه بر التزام حقیقی به بخش «تصریحات»، مکلّف به شناخت مصادیق و مدلولات بخش «اشارات» گفتارهای ایشان و تبعیّت از آنها نیز هستیم.

 امروز جوانانِ مؤمنِ انقلابي، به روشني دريافته‌اند كه علامه مصباح‌يزدي، متّصف به صفات ياد شده است و به همين دليل، محبّت و مودّت ايشان را در دل خويش جاي داده‌‌اند و او را مطيع حقيقي و شجاعِ وليّ امر قلمداد مي‌كنند. ايشان بي‌آن‌كه بخواهد، سهمي بزرگ و عمده در معادلات و مناسبات سياسي يافته و از منزلتي متمايز برخودار گشته است كه قابل گمانه‌زني نبود. بدنه و عقبه‌ي اجتماعيِ علامه مصباح‌يزدي، منافقان زخم‌خورده از ايشان را به تكاپو واداشته تا همچون اصلاح‌طلبان سابق، به ترور شخصيت ايشان رو آورند و اتهامات ناروا و ساختگي به وي نسبت بدهند. موج اين تخريب‌ها و لجن‌پراكني‌ها رو به فزوني است، چراكه انتخاباتي سرنوشت‌ساز پيش روست.


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

روایتی از تلخ‌ترین صحنه‌های دوران فتنه‌

نظرات 0

روایتی از تلخ‌ترین صحنه‌های دوران فتنه‌

روایت باقری‌لنکرانی از تلخ‌ترین صحنه‌های دوران فتنه‌

کامران باقری لنکرانی گفت: فتنه‌گران با بیرون کشیدن یکی از بسیجیان مجروح از آمبولانس، وی را با بلوک سیمانی مورد ضرب‌وشتم قرار داده و کشتند.

رجانیوز بنقل از فارس: کامران باقری لنکرانی بعدازظهر امروز در آیین بزرگداشت حماسه یوم‌الله ۹ دی با عنوان «دیروز فتنه و امروز نفوذ» برگزار شد در جمع دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز در سخنانی اظهار داشت: یکی از شرایط صلاحیت‌ نمایندگان مجلس خبرگان رهبری داشتن اجتهاد و تسلط به زبان عربی است و اگر کاندیدایی این شرایط را نداشته باشد صلاحیتش مورد تائید قرار نمی‌گیرد.

 

وی خاطرنشان کرد: اجتهاد موروثی نیست و انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری در فضایی به‌ طور کامل آزاد برگزار می‌شود و نامزدهایی که دارای صلاحیت و مورد قبول مردم باشند به مجلس راه پیدا می‌کنند.

 

رئیس مرکز تحقیقات و سیاست‌گذاری دانشگاه علوم پزشکی شیراز تصریح کرد: دشمنان داخلی و خارجی پس از درس گرفتن از فتنه ۸۸ استراتژی خود را تغییر داده و به دنبال سیاه ‌و سفید، قرمز و آبی و نیز دوقطبی کردن فضای انتخاباتی هستند.

 

لنکرانی بیان داشت: فروپاشی گام‌به‌گام با شعارهای علیه ولایت‌فقیه و ارزش‌های انقلاب اسلامی از شگردها و توطئه‌های دیگر دشمنان قسم‌خورده است که با عملی کردن طرح‌های خود قصد ضربه زدن و تضعیف اقتدار اجتماعی ولایت در قالب باورهای دینی و مذهبی آحاد جامعه اسلامی را دارند.

 

این مسئول با تأکید بر اینکه تلخ‌ترین صحنه‌های دوران فتنه درگیری خیابانی و بیرون کشیدن یکی از بسیجیان مجروح از آمبولانس بود که وی را با بلوک سیمانی مورد ضرب‌وشتم قرار داده و کشتند، افزود: فریب‌خوردگان فتنه ۸۸ از خطبه مقام معظم رهبری درس نگرفتند و مشخص شد که با ایجاد فتنه قصد پیاده کردن برنامه ۲۰ ساله خود را علیه نظام جمهوری اسلامی را داشته‌اند که با حضور خودجوش مردم در نهم دی‌ماه با شکست روبه‌رو شد.

 

وی گفت: در جریان فتنه حدود ۴۲ و یا ۴۳ نفر که از این تعداد چهار نفر در کهریزک و سه و یا چهار نفر به‌نوعی جز فعالان ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی و کروبی و بقیه بسیجی بودند که به آنها آسیب وارد شد و این درگیری کشته داد که باید علت آن را ریشه‌یابی کرد.

 

لنکرانی اضافه کرد: بیش از ۵ هزار نفر از فتنه‌گران در قالب گروه‌های چندنفره به عزاداران حسینی حمله کردند و با توهین به مقدسات مذهبی زمینه نهم دی که حرکتی به‌طورکامل خودجوش و به‌دوراز حمایت‌های دستگاه‌ها و یا نهادهای دولتی بود به وجود آمد.

 

وی بیان داشت: بنا به گفته حامیان و هواداران غربی فتنه‌گران که با عجله کردن در بروز اغتشاشات و راهپیمایی‌ها علیه نظام جمهوری اسلامی، احساسات آحاد جامعه را علیه خود تهییج کردند و درنتیجه ترفندها و برنامه‌های آنان با شکست روبه‌رو شد.

 

وزیر پیشین بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اظهار داشت: دشمن بر این عقیده بود که اگر خاورمیانه جدید با کودتای رنگی در ایران کلید بخورد آن را می‌توان به‌عنوان الگوی تغییر در دیگر کشورها اجرایی کرد که آنچه باعث شکست این طرح شد حضور مردم در ۹ دی‌ماه بود.

 

لنکرانی با اشاره به اینکه حرف عجیبی در مصاحبه میرحسین موسوی با مجله تایمز مبنی بر این‌که اگر در انتخابات پیروز شدید با توجه به ظرفیت‌های قانون اساسی چگونه عمل خواهید کرد، افزود: وی به‌صراحت پاسخ داد که هر فردی در انتخابات پیروز شود خود مجری قانون اساسی و ملزم به رعایت آن است.

 

وی اضافه کرد: اشتباه کردند که میرحسین موسوی به‌خاطر اینکه در تهران و یکی دو استان دیگر رأی آورد پس برنده انتخابات می‌شود و در این راستا صداوسیما از وی و کروبی درخواست کرد که حرف‌های خود را از طریق تریبون این رسانه ملی اعلام کنند که موردقبول آنان واقع نشد.

 

این مسئول تصریح کرد: در مدت دو سال بیش از ۶۵ درصد برنامه‌ها برای سخنرانی اصلاح‌طلبان گذشته شد از جمله رئیس نهضت آزادی و همچنین تعدادی از اصولگراها که این نشان از آزادی و صحت انتخابات در ایران اسلامی است.

 

وی اضافه کرد: رِژیم صهیونیستی اظهار می‌دارد که ما با ایران هم‌مرز نیستم اما جمهوری اسلامی با ما هم‌مرز است، ‌استکبار جهانی اعلام می‌کند در ایران به دنبال آزادی هستیم درصورتی‌که با عربستان سعودی با ۲۵ هزار شاهزاده که هیچ رکنی از ارکان این کشور انتخاباتی نیست و بویی از دموکراسی نبرده‌اند متحد و دوست است.

 

وزیر پیشین بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بیان داشت: عربستان سعودی بیش از یک‌سوم بودجه‌اش را صرف مسائل نظامی و کشتن شیعیان در یمن، بحرین و دیگر کشورها می‌کند اما سازمان ملل قطعنامه حقوق بشری علیه ایران صادر می‌کند.


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

راهکار مقابله با فتنه پیش روی

نظرات 0

يكشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۲۲
شناسه خبر : ۲۲۹۹۵۸

حجت‌الاسلام ناصر اکبری
 
کارشناسان سیاست داخلی ایران و حتی عامه مردم می‌دانند که در ایران پس از انقلاب، هر ۱۰ سال فتنه‌ای برخاسته است. جدای از فتنه منافقین خلق که از پیچیدگی و فرمول دقیقی بهره نبرده، دو مرحله از فتنه‌های اخیر کاملاً قاعده‌مند و دقیق بوده است. اصطلاحات به‌کاررفته از جانب تئوریسین‌های فتنه گران نیز دقیق بوده است. ازجمله این اصطلاحات که ریشه در ترفندهای معاویه و ابن زیاد دارد اصطلاح فشار از پایین؛ چانه‌زنی در بالا است. در دوران اصلاحات، غربگرایان داخلی این پروژهی پلید اموی را شروع کردند. این نقشه یک نتیجه و چند ملازم دارد:
 
نتیجه آن، عادی‌سازی روابط با امریکا و اداره کردن کشور به سبک دموکراسی غربی است که درواقع دموکراسی در آن فقط شعار است و صاحبان کشور، اشرافی هستند که مردم را رعیّت و خود را صاحب مملکت می‌دانند. در حال حاضر دموکراسی در امریکا و اروپا چنین است و کشورهای عربی فقط نسخه جهان‌سومی روش حکومتی امریکا و غرب است.
 
و اما ملازم مهم این نتیجه، تبدیل جایگاه ولایت فقیه به مقام تشریفاتی شبیه پاپ است، چون با وجود آن، چنین نقشه‌ای قابل اجرا نیست و بدون آن نیز، برخی مؤمنان غیرسیاسی ممکن است مشکلاتی ایجاد کنند لذا فتنه گران، به‌جز حفظ ظاهری مقام فقها و رأس آنها ولی فقیه تشریفاتی به‌عنوان پاپ مسلمان جهت بستن دهان منتقدان دینی غیر سیاسی، چاره‌ای ندارند.
 
در مرحله اول این فتنه، که در دوران دولت اصلاحات پی‌ریزی شد نقشه آنها به اعتراف خودشان، به دلیل کم‌تجربگی و نداشتن مهره کافی، در میانه راه لو رفت که برخی از آنها به این مسئله اشاراتی داشتند و خاتمی را مسئول شیب تند و برملا شدن نقشه معرفی کردند.
 
آنها در آن زمان بخش فشار از پایین را خوب پیش بردند؛ جامعه مدنی را در بخش دانشگاه‌ها و اصنافی چون هنرمندان تحریک کردند؛ با برچسب‌های مختلف بر سپاه و بسیج و نیروهای انتظامی فشار آوردند و راه آشوب خیابانی را باز کردند که نتیجه آن فتنه سال ۷۸ بود.
 
البته آنها در بخش چانه‌زنی در بالا نیز به موفقیت‌های میانی دست یافته بودند: تسخیر مجلس ششم شورای اسلامی جهت اجرای مصوبات دلخواهشان از ان جمله بود. بعدها آنان با دیدن مخالفت‌های شورای نگهبان با برخی از لوایح و مصوبات، سعی کردند آن را توسط مجلس تشخیص مصلحت دور بزنند. همچنین با پرداختن به ماجراهایی چون ترور و قتل‌های زنجیره‌ای، ولی فقیه را ناچار به واکنش کردند و همین مقدار را برای خود پیروزی می‌پنداشتند.
 
با پایان آن دوران سیاه، آنها در سال ۸۸ می‌خواستند بخش چانه‌زنی در بالا را از سطح مقام مجلس شورای اسلامی، به سطح ریاست جمهوری ارتقاء دهند تا در مرحله بعد، آن را به سطح بالاتر یعنی خبرگان ارتقاء بدهند اما نقشه آنها این بار نیز برملا شد و البته با چاشنی حماقت درافتادن با سیدالشهداء علیهالسلام همراه شد که باعث نابودی آنها گردید.
 
البته آنها در دوران اصلاحات به مرحله چانهزن در سطح ریاست جمهوری رسیده بودند ولی شخصیت خاتمی توانایی لجبازی با امام خامنه ای را نداشت و لذا در ۸۸ به دنبال شخصیت لجبازی بودند که سابقه چانه‌زنی با امام راحل قدس سره را نیز در کارنامه داشته باشد. 
 
آن دو مرحله پایان یافت و در حال حاضر آنها نقشه مخفیانه و پیچیده‌ای ندارند؛ نقشه همان نقشه است جز اینکه این بار چانه‌زنی در بالا را می‌خواهند از هماکنون دامن بزنند چون گمان می‌کنند حالا به بالاترین محل چانه‌زنی رسیده‌اند.
 
مطالب مطرح شده این روزهای آنها مانند؛ تحدید وظایف شورای نگهبان، شورایی کردن رهبری، نظارت بر عملکرد رهبری و سوءاستفاده از کاندیداتوری حجه الاسلام سید حسن خمینی را باید در این راستا بررسی کرد که امیدواریم لااقل از میان این مطالب، گزینه‌ سید حسن خمینی فقط نوعی گمان آنها باشد و ایشان نگذارد او را بدنام کنند.
 
البته آنها در هر صورت، بخش فشار از پایین را اجرا می‌کنند و سعی دارند بدنه جامعه مدنی را با برچسب‌هایی از انقلابیون جدا کنند؛ افراطی و کاسب تحریم ازجمله این برچسب‌هاست. همچنین آنها به دنبال تغییر ذائقه مردم به وسیله ترویج رقص مختلط، تکخوا‌نی زنان، اخراج بازیگران متعهّد، فشار بر منتقدان و ایجاد زمینه تشنج سیاسی در دانشگاهها هستند و حتی فشارهای اقتصادی را حاصل تحریم و ناراحتی کدخدا معرفی کنند تا صبر مردم را در تحمل نظام به آخر برسانند حال آنکه خود، متهم اول بیاعتنایی به مردم هستند.
 
علاوه بر این، آن‌ها می‌کوشند با بزک کردن چهره‌ امریکا و غرب، حس تنفر از امریکا را از مردم ایران از بین ببرند و زمینه‌ تقاضای عمومی برای رفاقت با شیطان بزرگ را ایجاد کنند. همچنین با بایکوت کردن ظلم و بدعهدی امریکا در رسانه‌های خود، به این بزک کردن کمک کنند. البته جهت جا افتادن این موضوع، آن‌ها به کمک خارجی از جانب امریکا نیاز دارند و انصافاً آمریکایی‌ها در مواردی خوب عمل کرده‌اند. پیام تبریک عید نوروز از طرف اوباما به ایرانیان و ابراز نگرانی و دلسوزی برای وضعیت آزادی و حقوق ایرانیان، از جمله‌ی کمک‌های امریکا به بزک کنندگان است.
 
حتی این گمانه وجود دارد که چه بسا غرب‌زدگان، از اعتراضات اخیر گوشه و کنار بازنشستگان و معلمان و برخی دیگر از اقشار هم بدشان نمی‌آید زیرا بالاخره میوه‌ی خستگی مردم از این وضعیت و رضایت به تغییر وضع کنونی به وسیله‌ی ارتباط با امریکا را می‌خواهند بچینند که باید گفت خواب پریشان و بی تعبیری است.
و اما راهکار مبارزه با این فتنه‌ی ساختارشکن چیست؟ 
 
به نظر می‌آید که اکتفا به گزینه استراتژیک به صحنه آمدن مردم در میدان راهپیمایی، پس از بروز فتنه، عاقلانه نیست چون به صحنه آمدن مردم تنها پس از بروز لایه بیرونی فتنه است که کار به آشوب خیابانی رسیده است. در حال حاضر وظیفهی دلسوزان نظام مقابله متناسب با هر دو مقدمهی پلید است:
 
در  بالادست، باید در سطح رسانه و انواع تریبون، افرادی که با جایگاه ولایت فقیه چانه‌زنی می‌کنند را به‌شدت تقبیح کرد و وزنه اجتماعی آنها را بی‌مایه کرد.
 
همچنین در صورت لزوم و برای حفظ قله نظام از قیل و قال های آینده، باید بدون رودربایستی، فقهای متواضع و گمنام و توانمندی را به عنوان امید آینده انقلاب مطرح کرد تا کسانی که می خواهند خارج از قاعده، تصمیم سازی کنند، متنبّه شوند که نظام اسلامی، دستش از خلف صالح احتمالی، آن قدر خالی نیست که شما بخواهید این امر را تدبیر و اداره کنید.
 
و اما در پایین‌دست، باید ابتدا فضای دانشگاهها را به‌دقت تحت نظارت قرار داد و قدرت تحرک فتنه‌گران را مهار کرد آنگاه نیروهای مؤمن و انقلابی به خصوص بسیج را در همه ارگان‌ها و نهادهای دولتی به نحوی فعال کرد که بدنه مردم، انقلابیون و بسیجیان را همدوش خود بدانند و تمایزی با آنها در خود احساس نکنند. به عنوان نمونه، نیروهای بسیجی و مؤمن، از نظر تجمّلات خانه و ماشین و خرید و تفریح، در سطحی نباشند که مردم گمان کنند مخالفت آنها باسیاستهای فتنه گران، ناشی از سیری شکم و رفاه است بلکه او را مردمی و ساده‌زیست ببینند تا به کلامش تمکین و به صدق گفتارش یقین کنند.
 
در حال حاضر متنفر کردن مردم از بسیج و اصولگرایان با انواع ترفندها ازجمله برچسب ویژه خوار و کاسب فتنه و کاسب تحریم و افراطی و احمدی‌نژادی، در دستور کار وسواسان و خناسان است.
 
همچنین داشتن نیروهای ویژه پاسخگو و باحوصله و بااخلاق در فضای مجازی، جهت افشای حقایق و فتنه‌ها و دفع شبهات نیز مهم است. به خاطر داشته باشیم آیه الله العظمی بهجت، تبیین زمان مشروطه برای مردم را برای شناخت قدر جمهوری اسلامی سفارش می‌کرد و اکنون باید برای مردم نتایج اعتماد به امریکا و سوابق امریکا را بهطور گسترده بازگو کرد تا بدانند همراهی با فتنه گران، آنها را به چه ورطه و درّهای سوق می‌دهد.
 
و عجب از کسانی که آن همه امام خامنه‌ای آبرویشان را خریده ولی از روی ایشان شرم نمی‌کنند و عجب‌تر آنکه چگونه از عواقب اخروی آزار دادن نایب امام عصر(عج) نمی‌ترسند حال آنکه خدا و اهل‌بیت علیهم السلام آزاردهنده‌ مؤمن عادی و حتی به تأخیر اندازنده نماز صبح و غروب را لعن و نفرین می‌کردند چه رسد به آزار دادن حاکم اسلامی که امید جهان تشیع و اسلام و آزادگان است.
 
سخن آخر اینکه فتنه هر قدر هم پیچیده باشد همه می‌دانند که آخرالزمان ایرانیان، پیوستن به لشکر بقیةالله است و کلیّت این کشور به دست فتنه گران نخواهد افتاد هرچند آسیبهای موقتی به آن وارد کنند. لذا سخن حضرت زینب سلامالله علیها را به آنها یادآور میشویم که ای یزید تمام سعی خود را به کار ببر و حیله و نیرنگ به کار بگیر که به خدا قسم نمیتوانی ما را از یادها محو کنی.(رجانیوز)


برچست ها : .......
تعداد بازدید : 1
     
print

شیعیان خوشنام ترین افراد در نیجریه هستند/ برای برگزاری مراسم روز قدس هر سال شهید

نظرات 0

شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۳:۵۷
شناسه خبر : ۲۲۹۸۹۳
حتی کسانی که تحت تاثیر تبلیغات ذهنیت خوبی نسبت به شیعیان ندارند، می‌‌‌گویند که عجیب است که فلان کس خیلی آدم خوبی است و شیعه نیز هست. همین روند به مرور ذهنیت آنها را اصلاح می‌‌‌کند. یک بار کسی به من گفت که تو آدم مهربان و محترم و خوبی هستی، چه طور شیعه هم هستی؟! من در جوابش گفتم که این تشیع است که مرا خوب کرده.
حتی کسانی که تحت تاثیر تبلیغات ذهنیت خوبی نسبت به شیعیان ندارند، می‌‌‌گویند که عجیب است که فلان کس خیلی آدم خوبی است و شیعه نیز هست. همین روند به مرور ذهنیت آنها را اصلاح می‌‌‌کند. یک بار کسی به من گفت که تو آدم مهربان و محترم و خوبی هستی، چه طور شیعه هم هستی؟! من در جوابش گفتم که این تشیع است که مرا خوب کرده.
گروه بین‌الملل رجانیوز - حنیف‌رضا جابری‌پور: بیش از سه سال پیش زمانی که در مالزی دانشجو بودم، با جوانی برخورد کردم که او نیز در یکی از دانشگاه‌‌‌های کوالالامپور تحصیل می‌‌‌کرد. یک روز در نماز جماعت کنار یکدیگر قرار گرفتیم و هر دو متوجه شدیم که نحوه ایستادن و قرار دادن دستهایمان شبیه یکدیگر است. بعد از نماز با هم دست دادیم و مشغول گفتگو شدیم. بعد از چند دقیقه متوجه شدم که از ماجرایی حرف می‌‌‌زند که من هیچ اطلاعی از آن ندارم. صفای باطن و صداقت گفتارش جذبم کرد و موجب شد تا از او درخواست کنم که گفتگوی مفصل تری داشته باشیم و من آن را ضبط کنم. متن زیر پیاده شده ترجمه این گفتگو است که اکنون پس از بیش از سه سال مرا به خود فراخوانده و شرایط امروز نیجریه مرا بر آن داشت تا برای انتشار آن قدمی بردارم. 
 
معمولا اینگونه است که ما جذب گفتگوهایی می شویم که مصاحبه شونده یا فردی سرشناس باشد یا تحلیل گری متخصص. متن زیر گفتگویی است با یک دانشجوی گمنام که در فن تحلیل صاحب تخصص نیست. او یکی از تازه شیعه های نیجریه است که آنچه که در آن دیار گذشته را با گوشت و پوست لمس کرده. این ویژگی باعث می شود تا او موضوع را از زاویه ای شرح دهد که احتمالا تحلیل گران مسایل آفریقا آن را اینگونه ندیده اند. بیان او ساده و بی آلایش و خالی از ملاحظات و ظرایف و پیچیدگی های سیاستمداران است. لذا کل گفتگو را بدون هرگونه دخل و تصرف و تغییر پیاده و ترجمه کرده‌ام.
 
امروز نمی‌‌‌دانم مختار کجاست و چه می‌‌‌کند. اگر سالم و در قید حیات است برایش آرزوی طول عمر و عزتمندی دارم و اگر همراه صدها هموطنش بر خاک افتاده از خداوند می‌‌‌خواهم با سالار شهیدان همنشینش بفرماید.(آذرماه ۹۴)
 
***
 
بسم‌الله الرحمن الرحیم، خوشحالم که امکان این گفتگو فراهم شد و از تو ممنونم که به اینجا آمدی و این زمان را اختصاص دادی. من در مورد سه موضوع اصلی کنجکاوم که از تو بشنوم. یکی شخص یا جریانی که عامل اصلی حرکت شیعی در نیجریه بوده و دیگری داستان گرایش خودت به این مذهب و دیگری چالش ها و برخورد هایی که با دوستان قدیمی، خانواده و دیگر افراد اهل سنت داشتی و داری. خواهش می کنم از هر جا که مناسب می‌‌‌دانی شروع کن، من هر جا سوالی داشتم می پرسم.
 
مختار: بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آل محمد، شخصی که می خواهم درباره او صحبت کنم ابراهیم یعقوب زکزاکی است. همزمان با انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ او دانشجوی رشته اقتصاد در یکی از دانشگاه‌های نیجریه و رئیس انجمن دانشجویان مسلمان آنجا بود. در آن زمان هر دانشگاهی یک انجمن دانشجویان مسلمان داشته که تمامی آن انجمن ها با یکدیگر مرتبط بودند و زکزاکی رئیس گروه مرکزی و به عبارتی منتخب تمامی آن انجمن ها بود و در حقیقت رهبر تمام آن گروه ها بود. در آن زمان اخبار انقلاب ایران در تمام دنیا پخش می شد و همه خبردار شده بودند که یک انقلاب به نام اسلام در ایران در حال وقوع است.
 
در اینجا بود که نمایندگان انجمن دانشجویان مسلمان به این فکر افتادند که ما باید یک نماینده داشته باشیم که به ایران برود و از طرف دانشجویان مسلمان نیجریه شاهد این انقلاب باشد. دانشجویان از میان خودشان پول جمع کردند و ابراهیم یعقوب زکزاکی را به نمایندگی از جامعه اسلامی نیجریه به ایران فرستادند. در خلال این سفر بود که او با تشیع آشنا شد و با علما و محققان شیعی گفتگوکرد و تمامی اطلاعات لازم در مورد تشیع را کسب کرد و با حقایقی تازه از باورهای شیعی روبرو شد. اودر حالی به نیجریه برگشت که آدم جدیدی بود با اهداف جدید و باورهایی جدید. او با تعداد بسیار زیادی از پوستر های آیت الله خمینی به نیجریه برگشت و آنها را میان مردم توزیع کرد. در آن زمان بسیاری از مردم از آنچه که در جریان انقلاب ایران اتفاق افتاده بود خوشحال بودند و فکر می کردند از این راه است که همه دنیا می تواند تغییر کند. در آن زمان افکار زکزاکی به حدی سریع میان مسلمانان در حال پخش شدن بود که وارد هر خانه‌ای که می شدی از او صحبت بود و نشانه‌اش هم تصویری بود از آیت‌الله خمینی.
 
همزمان با این گسترش، دولت عربستان فعال شد. آنها به محض اینکه متوجه شدند زکزاکی طرفدار پیدا کرده و مورد توجه جامعه مسلمانان نیجریه قرار گرفته، در رسانه ها به او حمله کردند، از گروهی از دانشجویان برای تحصیل در وهابیت حمایت مالی کردند. آنها به سرعت کتاب هایی با مضامین حمله به تشیع منتشر کردند. برای مثال شایع کردند که شیعیان معتقدند که جبرئیل [امین] خیانت کرده و به جای وحی به علی(ع) به محمد(ص) وحی کرده است. آنها حکم بر کافر بودن شیعیان می‌‌‌دادند و ادعا می‌‌‌کردند که شیعیان به کامل بودن قرآن اعتقاد ندارند. آنها تعداد زیادی کتاب، مجله، نوارهای صوتی و تصویری منتشر کردند تا عموم مردم را نسبت به تشیع بدبین کنند.همه اینها در حالی بود که زکزاکی در بدو بازگشت از ایران، در معرفی باورهای جدید خود نامی از تشیع نمی برد و همه حرف ها و دعوت هایش را تحت عنوان "برادری اسلامی"  مطرح می‌‌‌کرد.
 
"برادری اسلامی" به سرعت در میان مسلمانان ریشه دواند و پرطرفدار شد. دولت نظامی نیجریه از همان دهه هشتاد (میلادی) بارها او را دستگیر کرد. او دو سال دستگیر بود، آزاد شد، مجدد دستگیر شد، یک سال زندانی بود، آزاد شد، دوباره به مدت سه سال دستگیر شد... در زندان شکنجه می شد تا حرف-های پیشین خود را نقض کند. هوادارانش که برای آزادی او تظاهرات می کردند به راحتی توسط نیروهای نظامی و پلیس کشته می‌‌‌شدند. در اینجا اعلام هوشمندانه آخرین جمعه ماه رمضان توسط آیت‌الله خمینی به عنوان روز قدس خیلی موثر واقع شد. این راهپیمایی که تا همین امسال هر ساله در نیجریه برگزار شده، در آن زمان بسیار جدی توسط هواداران زکزاکی برگزار می‌‌‌شد و البته هر بار توسط نیروهای نظامی سرکوب می شد. آنها مقابل مردم می‌ایستادند و شلیک می‌‌‌کردند. پیروان زکزاکی که می‌‌‌دانستند راه پیروزی همین است ادامه می دادند.
 
جریان دیگری که در این میان پیش آمد از این قرار بود که به مرور زمان توجه افراد به این نکته جلب شد که عناصر تبلیغی زکزاکی عمدتا معارف شیعی است و فقط تحت نام برادری اسلامی مطرح می شود. در این زمان سران گروه های برداری اسلامی گرد هم جمع شدند و صراحتا از زکزاکی پرسیدند که آیا تو مبلغ تشیع هستی و خودت را شیعه می دانی؟ در این زمان بود که او علنا تصدیق کرد که خود شیعه است و آنچه را تبلیغ می کند تشیع است و اعلام کرد که او تشیع را به عنوان باور راستینی می شناسد که پایه اش را پیامبر (ص) گذاشته اند و توسط امام علی (ع) ادامه پیدا کرده است.
 
- پس از چند سال از بازگشت او به نیجریه این اتفاق افتاد؟
 
تقریبا ده سال بعد از بازگشتن به نیجریه.
 
این یادآور دعوت علنی پیامبر (ص) پس از سه سال دعوت در خفی است.
 
درست است. در این زمان هواداران او دو دسته شدند. گروهی گفتند که این مرد مروج تشیع است و ما هرگز از او پیروی نخواهیم کرد و او دیگر نمی‌تواند رهبر ما باشد. این باعث شد که برادران اسلامی به دو دسته تقسیم بشوند. گروهی جدا شدند و گروهی به حمایت از او ادامه دادند. گروهی که از او جدا شدند مورد حمایت عربستان سعودی قرار گرفتند و از آن پس به شدت به حمله به او پرداختند. از آن به بعد اگر تو شیعه بودی دیگر نمی توانستی شغل دولتی داشته باشی. تمام کسانی که شغل دولتی داشتند از کار خود کنار گذاشته شدند. زندگی برایشان سخت شد و درآمدشان کاهش پیدا کرد. بعضی از آنها به کسب و کار پرداختند و بعضی برای ادامه زندگی مجبور به کارگری شدند. چه می‌‌‌شد کرد! حکومت نظامی بود و تمام قدرت را در دست داشت و با مخالفانش هر چه می‌‌‌خواست می‌‌‌کرد. اما به خاطر آگاهی‌‌‌ای که به وجود آمده بود، تشیع به رشد خود در نیجریه ادامه داد.
 
در ادامه گروهی از پیروان زکزاکی دست به تحقیق زدند. آنها می‌‌‌گفتند اگر هر آنچه که او می گوید درست است و عقاید شیعی را می توان حتی از کتاب های اهل سنت استخراج کرد، چرا نرویم و با چشم خود نبینیم؟ علاوه بر آن اگر واقعا اینطور باشد، چه حجتی از این قاطع تر در گفتگو با سنی ها؟حال گروه های مختلفی مشغول به مطالعه و تحقیق و بررسی ریشه های تشیع شدند و حتی گروهی از آنان به ایران سفر کردند و معارف شیعی را در آنجا مستقیما فراگرفتند. به نیجریه بازگشتند و اعلام کردند که این مرد (زکزاکی) درست می گوید. تشیع دین دیگری نیست و عین اسلام است و اسناد عقاید شیعه در کتاب‌های اهل سنت موجود است، خصوصاً "صحاح سته"  که مجموعه ایست از مهم ترین کتاب های اهل سنت. 
 
با بازگشت این گروه قدرت تبلیغی شیعیان نیجریه افزایش پیدا کرد، اما دولت تا به امروز به آنها اجازه داشتن حتی یک رسانه خصوصی مستقل را نداده است. البته خوشبختانه آنها اجازه‌‌‌ی انتشار یک مجله را داده اند. اگر در اینترنت جستجو کنی می توانی نامش را پیدا کنی: "المیزان" . این مجله سهم زیادی در اگاهی بخشی به شیعیان نیجریه داشت. اما همین مجله هم در بعضی از دوران تحمل نمی‌‌‌شد. در زمان یکی از رئیس جمهورهای نیجریه به نام "ژنرال ثانی آباچا"  مجله المیزان زیر ذره بین قرار گرفت. او می خواست بداند که این مجله کجا منتشر می شود. قصدش ویران کردن آن مکان و حتی از بین بردن متولیان انتشار و توزیع آن بود. او همه نیجریه را جستجو کرد، اما محل نشر را پیدا نکرد، چراکه در آن زمان تمام کارهای مربوط به چاپ و نشر المیزان در یک خانه معمولی بدون هیچ نشان و اثری انجام می شد. اهالی آن خانه در یک اتاق زندگی می کردند و مابقی خانه پر بود از ماشین های چاپ. همچنین در میان نیروهای نظامی کسانی بودند که عقاید شیعی داشتند. آنها نیز کمک می‌‌‌کردند و برای مدتی مجله را مخفیانه در یکی از چاپخانه های ارتش چاپ می کردند! البته این پیش از این بود که شیعیان ماشین‌های چاپ خود را داشته باشند.
 
در سال ۱۹۹۸ ثانی آباچا فوت کرد و قدرت در نیجریه جابجا شد و این مقدمه ای بود برای اینکه زکزاکی بعد از نه سال –که زمان واقعا زیادی بود- از زندان آزاد شود. از سال ۱۹۹۹ تا کنون او دیگر دستگیر نشده و به کار خود ادامه داده است. او الان به عنوان رهبر تمامی شیعیان بخشهای غربی آفریقا شناخته می‌شود. تمامی شیعیان نیجر، غنا، کامرون و چاد او را رهبر خود می‌دانند. این مختصری بود در مورد مردی که تشیع را به نیجریه آورد. او در این راه چالش‌‌‌های فراوانی را از سر گذراند. مشکلاتی که عمدتا برای او از طرف عربستان سعودی و حتی از طرف آمریکا ایجاد می شدند.
 
می‌شود یک نمونه را بازگو کنید؟
 
یک بار از او دعوت شد تا برای چند سخنرانی به آمریکا برود. محافظانش او را تا در هواپیما همراهی کردند، اما به محض اینکه وارد هواپیما شد توسط ماموران "سی آی ای" و ماموران امنیتی نیجریه "اس اس" مستقیما به زندان برده شد. این در حالی بود که پیروان او تصور می کردند او در انگلستان است. بعد از گذشت دو هفته دیدند که هیچ خبری از او منتشر نمی‌‌‌شود و گویا مفقود شده است. آنها تماس‌‌‌هایی با انگلستان برقرار کردند و متوجه شدند که او در آنجا نیست. بعد از جستجوی فراوان به زندانی بودن او پی بردند. این را می گویم تا بدانی که او برای آنچه که ما امروز داریم خیلی سختی کشیده است. اما امروز شکر خدا ما میلیون‌ها شیعه در نیجریه داریم.
 
میلیون‌ها شیعه در سی سال؟
 
دقیقاً. در کمتر از سی سال. او الآن یک دانشمند و عالم بسیار مطرح است. حتی توسط مسیحیان بسیار مورد احترام است. حتی افراد غیر مذهبی نیز او را محترم می‌‌‌دانند چرا که او با افراد یکسان برخورد می‌‌‌کند و حقوق همه –حتی وهابی‌ها - را محترم می شمارد. او گروه‌‌‌های مختلف، از وهابی گرفته تا فرقه های صوفیه چون قادریه و تیجانیه، را برای گفتگو و تبادل نظر دعوت می‌‌‌کرد، آنها دعوت او می پذیرفتند و متقابلاً از او دعوت می‌‌‌کردند. او از فرصت هفته وحدت بهترین استفاده را برا ی ایجاد این نوع ارتباط ها می‌‌‌کند. او افرادی از مذاهب و ادیان و نژادهای مختلف دعوت می‌‌‌کند و گرد هم می آورد. او مسیحی و صوفی و وهابی و سلفی و شیعه را دعوت می‌‌‌کند و به همه فرصت می دهد تا در مورد وحدت با هم صحبت کنند. این سنت هر ساله اوست و آخرین آن همین سال گذشته بود که با موفقیت انجام شد.
 
همچنین راهپیمایی روز قدس – در اخرین جمعه ماه رمضان- هر سال در پانزده شهر نیجریه با شرکت میلیونی شیعیان برگزار می شود. حتی در پایتخت نیجریه! به جز پایتخت شهری دیگری هست در نیجریه به نام کانو  که حدود دوازده میلیون نفر جمعیت دارد و شهر بسیار مهمی است. ما سالهای اخیر در آنجا هم راهپیمایی روز قدس داشتیم. در این راهپیمایی‌‌‌ها شما می توانید پرچم های ایران، فلسطین و حزب الله لبنان را ببینید. آمریکا اصلاً این اتفاقات را دوست ندارد. از طرف دیگر دولت نیجریه کاملاً متمایل و وابسته به آمریکاست. حتی تعدادی از نیروهای پلیس نیجریه در اسرائیل تعلیم دیده اند. دموکراسی نیجریه خیلی مورد پسند آمریکاست!
 
بگذریم، تعداد پیروان شیخ زکزاکی در حال حاضر آنقدر زیاد شده که او نیجریه را به بخش های مختلفی تقسیم کرده و برای هر بخش یک نماینده تعیین کرده تا به امور شیعیان آن منطقه رسیدگی کند. شیعیان در هر کدام از این بخش‌‌‌ها بیمارستان و حتی مدارس خاص خود را دارند. شیعیان و در راس آنها شیخ زکزاکی زمان طولانی ای را صرف کرده اند تا شیعیان به منزلت مناسب شأن خود در نیجریه برسند. پیش از این اگر شما پیرو تشیع بودید، دیگران نه تنها با شما ازدواج نمی‌‌‌کردند و هیچ کمکی به شما نمی‌‌‌دادند بلکه حتی جواب سلام شما را هم نمی‌‌‌دادند. اما امروز به خاطر پایداری و ایمان قوی شیعیان اوضاع تغییر کرده است. در آن روزها شیعیان بسیار با هم متحد بودند. به محض اینکه یکی از آنها با مشکلی مواجه می شد، دیگران با هم همکاری می کردند، پول جمع می‌‌‌کردند تا مشکل او را حل کنند. نمونه‌‌‌ی دیگر در مورد سرپرستی خانواده‌‌‌ی کسانی بود که در راهپیمایی های گوناگون (مثل روز قدس، عاشورا، میلاد پیامبر) کشته می‌‌‌شدند. همسر و فرزندان کسی که در راهپیمایی کشته می شد، همان روز تحت تکفل شخص دیگری از شیعیان قرار می گرفتند. این تکفل شامل تمام نیازها از خوراک و پوشاک و مسکن گرفته تا تحصیل و سایر نیازها می‌‌‌شد. این عمل دقیقاً از روی عمل اصحاب پیامبر الگو برداری شده است. سنت دیگری که ما داریم این است هر مسلمان شیعی خود را موظف میداند تا در ماه دست کم یک نایرا (واحد پول نیجریه که هر ۱۶۰ NGN با یک دلار مبادله می‌شود) برای امور شیعیان کمک کند. تصور کن که به این ترتیب در ماه میلیون‌ها نایرا جمع می‌شود. البته بعضی هستند که خیلی بیش از این کمک می کنند، یک نفر صد نایرا کمک میکند و دیگری دویست نایرا و حتی بعضی تا هزار نایرا! علت این هم‌‌‌ بستگی شاید این است که حکومت هیچ کمکی به شیعیان نمی کند. به هیچ وجه. البته ما هم برای کمک گرفتن به حکومت مراجعه نمی کنیم. چون هنگامی که حکومت به تو کمک کند و تو محتاج او باشی، او می تواند تو را کنترل کند.
 
وجه دیگر این خودکفایی شیعیان، مدارس خانوادگی ما هستند. معلمین این مدارس عموماً از افراد داوطلب هستند. من خود معلم داوطلب یکی از این مدارس بودم و بر اساس برنامه هفتگی مدونی به بچه ها ریاضی و کامپیوتر درس می دادم. پایه دیگر این استقلال، گروه "عصمت" است. در این گروه پزشک ها، پرستارها و سایر داوطلبین واجد شرایط با یکدیگر برای حل مسایل پزشکی برادران اسلامی همکاری می کنند. اهمیت کار این گروه بسیار بالا بوده و هست. تصور کن وقتی که مثلاً در یک راهپیمایی شخصی توسط نیروهای حکومتی مجروح می‌‌‌شده، نمی توانستند او را به بیمارستان یا مراکز پزشکی دولتی ببرند. چون اولاً او را پیدا می‌‌‌کردند ثانیا به راحتی در پایان یا حتی اواسط مداوا او را دستگیر می‌‌‌گردند و چه بسا از بین می بردند. به همین دلیل ما بیمارستان های خودمان را با تمام تجهیزات پزشکی لازم داریم. فکر می‌کنم همین حد در مورد نهضت شیخ ابراهیم زکزاکی کافی باشد.
 
بار قبلی که صحبت می کردیم در مورد اطمینانی که در جامعه نسبت به شیعیان به وجود آمده می‌‌‌گفتی.
 
درست است. البته! مسئله باور و ایمان ما به حدیثی است از امام جعفر صادق (ع) که می فرمایند اگر در اطراف شما کسی پیدا شود که در اعمال و اخلاق و رفتار خود از تو بهتر عمل کند و به مردم مهربان‌‌‌تر باشد، تو یک شیعه واقعی نیستی. در حالی که اطراف ما اهل سنت فراوانند و بسیاری از آنها انسان‌‌‌های خوبی هستند، ما، برای اینکه یک شیعه واقعی بمانیم، وظیفه داریم از همه آنها بهتر باشیم. به همین دلیل الآن وضع طوری شده که هنگامی که افراد (عموم مردم) متوجه می شوند شما شیعه هستید، با احترام بسیار با شما رفتار می کنند. همه می‌‌‌دانند که مثلا شیعیان محال است دزدی کنند، یا دروغ بگویند یا هر جور خلافی از ایشان سر بزند.
 
اجازه بدهید در این مورد داستانی جالب و واقعی برایت نقل کنم: مردی که عرقچین بر سر داشته (عرقچین قرمز یا سیاه در نیجریه نشانه ای از شیعه بودن است) وارد خانه ای می‌‌‌شود و از آنجا یک بز دزدی می‌‌‌کند. مردم او را دستگیر می‌‌‌کنند و تحویل پلیس می‌‌‌دهند. هنگام بازجویی پلیس، آن مرد با آگاهی از احترام اجتماعی‌‌‌ای که شیعیان دارند، اعلام می‌‌‌کند که شیعه است. آنها که به سختی باور می‌‌‌کردند او شیعه باشد، دوباره و چندباره از او می‌‌‌پرسند و او هر بار تأکید می‌‌‌کند که شیعه است. نهایتا پلیس می‌‌‌گوید که چون تو شیعه هستی ما نمی‌‌‌توانیم به این پرونده رسیدگی کنیم و باید تو را به "امیر" بخش خودتان (نماینده شیخ زکزاکی) ارجاع دهیم. ما تو را نزد امیرتان می‌‌‌بریم و به او خواهیم گفت که یکی از پیروان شما یک بز دزدیده است.
 
یک نفر از ایستگاه پلیس نزد امیر آن بخش رفت و ماجرا را برای او شرح داد. او گفته بود غیر ممکن است که یک شیعه دزدی کند. شیعیان حتی اگر از گرسنگی در حال مرگ باشند دزدی نمی‌‌‌کنند. اما چون او ادعا می کند که شیعه است من همراه شما به ایستگاه پلیس می‌‌‌آیم تا مشکل را حل کنیم. در ایستگاه پلیس از او پرسید که آیا تو از مایی؟ تو از شیعیان هستی؟ مرد جواب مثبت داد. 
 
امیر بلافاصله گفت: بسیار خوب. قانون ما قانون اسلام است. بر اساس قوانین اسلامی مجازات کسی مثل تو قطع دست است.
 
مرد که دید اگر سر و کارش با پلیس‌‌‌ها باشد به نفعش است و حداکثر جریمه نقدی یا چند روزی زندان در انتظارش است، حقیقیت را گفت و حرفش را پس گرفت. اما حالا دیگر امیر اصرار می کرد که چون تو گفتی شیعه هستی باید بیایی و قطع ید شوی. مرد به گریه افتاد و التماس کرد و به خدا قسم خود که شیعه نیست. امیر او را رها کرد و بازگشت.
 
واقعاً اینگونه است. در حال حاضر، شیعیان در میان مردم نیجریه بسیار خوش نام هستند. هر جا که افراد با یک شیعه روبرو هستند می‌‌‌دانند که می‌‌‌توانند کاملاً به او اعتماد کنند. می‌‌‌دانند که دروغ، دزدی یا کار خلاف قانون برای آنها تعریف نشده است. جالب اینجاست که حتی کسانی که تحت تاثیر تبلیغات ذهنیت خوبی نسبت به شیعیان ندارند، می‌‌‌گویند که عجیب است که فلان کس خیلی آدم خوبی است و شیعه نیز هست. همین روند به مرور ذهنیت آنها را اصلاح می‌‌‌کند. یک بار کسی به من گفت که تو آدم مهربان و محترم و خوبی هستی، چه طور شیعه هم هستی؟! من در جوابش گفتم که این تشیع است که مرا خوب کرده. اکثر آنها توسط وهابیان عربستان شستشوی مغزی شده اند که شیعیان آدم‌‌‌های درستی نیستند، مسلمان واقعی نیستند، به قرآن باور ندارند. همین تلقین ها آرام آرام ذهنیت آنها چنان خراب کرده که وقتی با ما روبرو می‌‌‌شوند به سختی باور می‌‌‌کنند که ما مسلمانیم و آدم های خوبی هستیم.
 
این خوش‌‌‌نامی و دقت در رفتار رابطه‌‌‌ای با در اقلیت بودن شما دارد؟
 
طبیعی است. وقتی شما در اقلیت باشید، باید با هم متحد باشید، باید بهتر رفتار کنید، لازم است به تمام معنی شیعه باشید تا به مرور خود را به جامعه بشناسانید. توجه داشته باش که این خوش‌‌‌نامی در شرایطی است که شیعیان اصلاً رابطه خوبی با حکومت نیجریه ندارند. مردم نیجریه می‌‌‌دانند که شیعیان قابل اعتمادترین افرادند و آدم های بسیار با ایمانی هستند. آنها دیده اند که شیعیان برای حفظ ایمان و باور خود به راحتی از جانشان می‌‌‌گذرند. آنها دیده اند که جوانان شیعه چه طور از فدا کردن جانشان در راهپیمایی‌‌‌ها خوشحال‌‌‌اند. همه دیده‌‌‌اند که آنها در مقابل لوله تفنگ سربازان حکومتی چه طور بی پروا می-ایستند.
 
علت این ثابت قدمی این است که شیعیان عقیده دارند که حکومت نیجریه حکومت فاسدی است و مبانی و ساختارش غیر اسلامی است و الگوبرداری شده از جوامع غربی است. شیعیان اعلام کرده اند که بر اساس "لا حکم الا لله" حکومتی که اساسی‌ترین رکن اش الله نباشد حکومت فاسدی است. طبعاً حکومت نیجریه شیعیان را کسانی می داند که با او در جنگند. ما حتی در رویدادهای دموکراتیکی که در نیجریه وجود دارد شرکت نمی‌‌‌کنیم.چرا که به نظر ما این سیستم فاسد است، بنابراین کسی که با این سیستم همکاری کند یا وارد آن شود نیز فاسد می‌‌‌شود. ما نه نامزد انتخابات می‌‌‌شویم و نه رای می‌‌‌دهیم. کسی که به یک مجلس فاسد وارد شود، خود به زودی به فساد کشیده می شود.
 
پس شما هیچ نماینده ای در پارلمان ندارید.
 
نه! ما نماینده نداریم. اگر هم در انتخابات شرکت می‌‌‌کردیم نمی‌‌‌توانستیم به مجلس راه پیدا کنیم. چون ما در اقلیتیم و در عمل اهل سنت به ما رای نمی دهند. فکر می‌کنم وضعیت شیعیان را به خوبی شرح داده باشم!
 
بله، ممنون. امکانش هست حالا در مورد روند شیعه شدن خودت برایم توضیح بدهی؟
 
بله، منشأ تشرف من به تشیع برادر کوچکم محمد جمیل بود. او چند سالی بود که شیعه شده بود، من هم می‌‌‌دانستم اما در این مورد با او صحبت نمی‌‌‌کردم و از او سوالی نمی پرسیدم. ما در خانه پیش از این همگی مالکی بودیم و در واقع به نوعی پیرو تصوف بودیم.
 
معذرت می خواهم حرفت را قطع می کنم. به نظر می‌‌‌رسد که اهل تصوف در مقایسه با اهل سنت وخصوصا وهابی ها انسانهای متعادلی هستند. به نظر تو این تعادل کمکی به بررسی تشیع بدون پیش قضاوت و تعصب کرده است؟
 
همینطور است، اما در سال ۱۹۹۹ که من به دانشگاه رفتم، تحت تاثیر دوستهای وهابی زیادی که در آنجا پیدا کردم تصوف را به کلی کنار گذاشتم. خصوصاً یکی از دوستانم که از عربستان آمده بود و در مدینه درس خوانده بود به شدت ما را تحت تاثیر خود قرار داد و مرا به وهابیت جذب کرد و من سلفی  شدم. الآن هم بسیاری از دوستان من کماکان وهابی هستند.
 
از زمانی که این دوست وهابی به ما اضافه شد، ما مرتب در جلسات مطالعه و توضیح "صحیح بخاری" او شرکت می‌‌‌کردیم. یک روز صحبت از این بود که چرا حضرا فاطمه(س) برای مطالبه حق خود نزد ابوبکر رفتند؟ می‌‌‌گفتند که این توهین به خلیفه بوده است. می گفتند که این از حرص و آز ایشان بوده که اینطور باغ فدک را مطالبه و پیگیری می‌‌‌کردند. اینجا نقطه‌‌‌ای بود که من شروع به تفکر کردم که چه‌‌‌طور می‌‌‌شود که اینها به این راحتی به دختر پیامبر حرص و طمع نسبت می‌‌‌دهند! عجیب است! کسانی که باغ را غصب کردند طمع‌‌‌کار نیستند اما او که اقدام به مطالبه حقش کرده طمع‌‌‌کار و حریص است؟
 
موضوع دیگر صحبت از اهل بیت پیامبر بود. او می‌‌‌گفت که اهل بیت واقعی پیامبر همسران ایشان بوده اند. او توضیح می‌‌‌داد که بعضی خانواده امام علی(ع) را اهل بیت می‌دانند، بعضی آل جعفر را و برخی آل عباس را و گروهی آل عقیل را. سپس در این میان تأکید می کرد شیعیان که اعتقاد دارند خانواده علی (ع) اهل بیت هستند اشتباه می‌‌‌کنند. من دوباره به فکررفتم که چرا او کاری با عقاید شافعی‌‌‌ها یا مالکی‌‌‌ها ندارد و فقط در هر موضوعی روی عقاید شیعیان تکیه می کند و آنها را غلط می‌شمارد؟
 
از همین‌جا بود که من شروع به مطالعه کردم. از آن به بعد شخصاً تمام کتاب‌هایی که آن دوست وهابی از انها صحبت کرده بود را خواندم و هم‌‌‌زمان تحقیقاتم را در مورد تشیع بیشتر کردم. البته از برادرم نمی‌‌‌پرسیدم، چون با خودم فکر می کردم که او شیعه است و فقط بهترین و بی نقص‌‌‌ترین عقاید تشیع را به من خواهد گفت. معمولاً این‌‌‌گونه است که وقتی شما پیرو آیینی هستید بهترین و جذاب ترین نکات آن را برای دیگران بازگو می‌‌‌کنید. همیشه دوستانم در حضور من به برادرم حمله می‌‌‌کردند و می‌‌‌گفتند او در حقیقت کافر است. او دائماً از علمای ما انتقاد می‌‌‌کند و نظرات آنها را رد می کند. من همیشه به آنها می‌‌‌گفتم چرا به من می‌‌‌گویید؟ چرا با خود او وارد بحث نمی‌‌‌شوید؟ این هم برایم جای سوال داشت و عجیب بود. من برادرم را می‌‌‌شناختم. ما هیچ بدی‌‌‌ای از او ندیده بودیم. همواره وقتی که دوستانم از کار برادرم یا حرف او به من شکایت می‌‌‌کردند، من نزد او می‌‌‌رفتم و از او توضیح می‌‌‌خواستم. توضیح او همیشه برایم قانع کننده بود.
 
تحقیقم را در مورد اهل بیت ادامه دادم. چون به زبان عربی چندان مسلط نیستم، تعدادی کتاب به زبان انگلیسی پیدا کردم. نویسنده یکی از آن کتاب‌‌‌ها دکتر تیجانی السماوی بود که خود مذهبش را از تسنن به تشیع تغییر داده است. در کتاب "آنگاه که هدایت شدم" او شرح می‌‌‌دهد که روابطش با تعدادی از شیعیان چگونه بوده و علت شیعه شدنش چه بوده. از اینجا بود که من شروع کردم به مقایسه آنچه که او به نام تشیع می‌‌‌گفت با کتاب‌‌‌های صحاح سته. عجیب بود! چون می‌‌‌دیدم که هر چه آنها می‌‌‌گویند در کتاب‌‌‌های حدیث ما هم وجود دارد. همین ها باعث می‌‌‌شد که من جدی تر و علاقه مند بشوم و به این نقطه برسم که لازم است تحقیق بیشتری در مورد تشیع انجام بدهم. لازم بود که قدم به قدم جلو بروم و مطمئن شوم که این (تشیع) آن راهی است که باید رفت.
 
در مورد دوازده امام، فهمیدم که در حالی که اهل سنت عقیده دارند که پس از پیامبر(ص) تنها چهار خلیفه یعنی ابوبکر، عمر، عثمان و علی (ع) بوده‌اند، شیعیان به دوازده امام اعتقاد دارند که یکی پس از دیگری از زمان وفات پیامبر(ص) آمده اند. من در صحیح بخاری حدیثی پیدا کردم که از قول پیامبر (ص) نقل می کرد که اسلام کامل نمی‌‌‌شود مگر اینکه دوازده امیر پس از من بیایند. در حدیث دیگری دیدم که هم ایشان فرمایش مشابهی داشتند با این تفاوت که تاکید کرده بودند که آنها همگی از قریش هستند. این در حالی بود که در منابع اهل سنت هیچ حدیث مشابهی با تاکید بر چهار نفر بودن خلفاء ذکر نشده است. جالب بود! از آنها پرسیدم که پس شما چرا اینقدر روی چهار خلیفه تاکید دارید؟
 
دوباره روی اهل بیت پیامبر متمرکز شدم تا اینکه در کتاب "صحیح مسلم" حدیثی را پیدا کردم که شیعیان به ان حدیث کساء می‌‌‌گویند. در این حدیث جریان کاملاً روشن است. فاطمه (س) به پیامبر وارد می‌‌‌شود، پیامبر او را به نشستن زیر عبای خود دعوت می‌‌‌کنند، همین اتفاق برای حسنین (ع) و امام علی (ع) می‌‌‌افتد. در اینجا ام سلمه، همسر پیامبر (ص)، می‌‌‌پرسد که ای رسول خدا آیا من هم می‌‌‌توانم وارد شوم، پیامبر می‌‌‌فرماید "مکانکِ، مکانکِ" یعنی در جای خودت بمان! بعد می‌‌‌فرماید: پروردگارا، اینها اهل بیت من هستند. من تفسیرهای گوناگونی از اهل سنت دیدم که همگی این حدیث را نقل کرده اند. اما آنها این [حدیث را] نادیده می‌‌‌گیرند. نمی دانم چرا! واقعاً نمی‌‌‌فهمم چرا! 
 
به نظر من وقتی کسی بخواهد راه هدایت را پیدا کند و حق را پیدا کند و بپذیرد، آن را پیدا خواهد کرد و حق خودش را به او نشان خواهد داد. اما نمی‌‌‌دانم چرا برخی مردم اینجا و آنجا، نمی‌‌‌خواهند ببینند. در عوض تبلیغات زیادی می‌‌‌کنند و به مردم هشدار می‌‌‌دهند که با شیعیان هم‌‌‌نشین نشوید، گمراهتان می‌‌‌کنند، آنها خیلی باهوشند و بلدند چه‌‌‌طور صحبت کنند. یعنی چه بلدند چه طور صحبت کنند؟ به نظر من حقیقت حقیقت است، هر طور که از آن صحبت کنی آدم ها را جذب می‌‌‌کند. برای همین است که آنها می‌‌‌گویند هرگز با ما حتی صحبت نکنند، هرگز!
 
کار تحقیقی بعدی من روی موضوع کربلا بود. بازدر کتاب‌‌‌های اهل سنت روایتی را پیدا کردم که مطابق آن جبرئیل به پیامبر(ص) خبر می‌‌‌دهد که نوه‌‌‌ ایشان حسین (ع) به دست مردم خودشان کشته خواهد شد و پیامبر (ص) هم این جریان را برای ام سلمه تعریف می کنند. جالب اینجاست که همه اینها در کتابهای اهل سنت وجود دارند.
 
با یافتن و روبرو شدن با اینگونه حقایق بود که من به مرور معتقد به تشیع شدم و رسماً شیعه شدم و تمامی اعمالم را مطابق فقه شیعه انجام دادم. از این زمان مرحله‌‌‌ی جدیدی از ارتباط‌های من با دوستانم شروع شد. یک روز مشغول وضو گرفتن بودم که یکی از دوستان وهابی‌‌‌ام آمد و از من پرسید که چرا اینطور وضو می‌‌‌گیرم و فقط مسح می‌‌‌کشم. من در جوابش توضیح دادم که خیلی ساده است برای اینکه اگر به قرآن رجوع کنی خواهی دید که قرآن در مورد وضو گرفتن به مسح کردن فرمان داده است. لزومی ندارد که شما به این طرف و آن طرف مراجعه کنید و بگویید که فلان حدیث و بهمان حدیث به ما می‌‌‌گویند که باید دست و پایمان را بشوییم. پیامبر فرموده که هرگاه گفتاری از من شنیدید که با قرآن تطبیق نمی‌‌‌کرد، آن گفتار من نیست. این روش شستن پا با قرآن در تناقض است، پس نمی‌‌‌تواند گفتار پیامبر باشد. دوستم خیره به من ماند و رفت.
 
من حتی کسانی را می‌‌‌شناسم که این حرف‌‌‌ها را پذیرفتند و بدون اینکه اعلام کنند، در خفا مطابق احکام تشیع زندگی می‌‌‌کنند. به این علت اعلام نمی‌‌‌کنند که می‌‌‌دانند که توسط اطرافیان و حتی خانواده‌‌‌شان تحت فشار قرار می‌‌‌گیرند و منزوی می‌‌‌شوند. [در نیجریه] تبلیغات فراوانی می‌‌‌کنند که اگر کسی شیعه شود باعث دردسر و در خطر افتادن خانواده می‌‌‌شود. البته در حال حاضر وضع بهتر شده، الآن تعداد بیشتری از شیعیان نیجریه برای تحصیل و تحقیق در مورد تشیع به ایران می‌‌‌روند و این خود باعث شناخت بیشتر تشیع در نیجریه می‌‌‌شود. نتیجه آن کم شدن بغض نسبت به تشیع میان مردم نیجریه است.
 
عنصر دیگری که به گرایش مردم نیجریه به تشیع کمک کرده این است که اکثر مسلمانان نیجریه مالکی  هستند. احکام مالکی‌‌‌ها بسیار به شیعیان جعفری نزدیک است: به عنوان مثال آنها هنگام نماز دستانشان را نمی‌‌‌بندند، مانند وهابی‌‌‌ها در نماز جماعت اصرار ندارند که انگشتان پاهای مأمومین به یکدیگر بچسبند و برای سجده مقید هستند که یا بر روی زمین یا بر روی فرشی سجده کنند که با الیاف طبیعی بافته شده باشد. نکته دیگردر مورد آنان این است که بیشتر مالکی‌‌‌ها صوفی هستند اصولاً صوفی‌‌‌ها با تشیع مشکلی ندارند.
 
گفتی که بیشتر مسلمانان نیجریه مالکی هستند، در این صورت بدنه حکومت چه مذهبی دارند؟
 
حکومت در دست سلفی‌‌‌هاست و آنها با آمریکا و عربستان متحد هستند.
 
عجیب است! در بسیاری از کشورهای اسلامی همین مشکل را داریم، گروهی که در اقلیت مذهبی قرار دارند، بر کل کشور حکومت می‌‌‌کنند.
 
بله، آنها می‌‌‌دانند کشورها را چطور اداره کنند. برای اینکه حکومت کنند ابایی از کشتن یا هر کار دیگری ندارند. ما این چیزها را دیده ایم! آنها هر کس را که لازم باشد می‌‌‌کشند تا خود بمانند. حمله می‌‌‌کنند، وارد خانه‌‌‌ها می‌‌‌شوند، دستگیر می‌‌‌کنند. آنها به حکومت حریص‌‌‌اند... بگذریم...
 
رابطه‌‌‌ات با خانواده‌‌‌ات چگونه است؟
 
در حال حاضر رابطه‌‌‌ام با خانواده بسیار خوب است. آنها می‌‌‌دانند من و برادرم شیعه هستیم و برادر کوچک‌ترمان که دانشجوست هم اخیراً شیعه شده است. مادربزرگمان هم سال گذشته، در حالی که شیعه بود فوت کرد. ما برای او روایت‌‌‌هایی از شهادت حضرت فاطمه (س) و عاشورا و زندگی امامان تعریف می‌‌‌کردیم و همین باعث گرایش او به تشیع شد. او روز عاشورا بیرون می‌‌‌آمد و مردمی که مشغول عزاداری بودند را تماشا می‌‌‌کرد. همین اتفاق برای دیگر مسلمانان نیز می‌‌‌افتد. آنها با کنجکاوی به خیابان می‌‌‌آیند و مراسم بزرگداشت عاشورا و میلاد پیامبر (ص) و روز قدس را تماشا می‌‌‌کنند و از ما در مورد جزئیات کارهایی که می‌‌‌کنیم می‌‌‌پرسند. مثلاً در روز عاشورا می‌‌‌پرسند چرا سیاه پوشیدید؟ چرا این کارها را می‌‌‌کنید؟ اینها چه هستند که بلند کرده اید؟ ما هم البته برای آنها توضیح می‌‌‌دهیم، پوسترها و برگه‌‌‌هایی را چاپ می‌‌‌کنیم و میان آنها توزیع می‌‌‌کنیم. نتیجه این است که الآن اکثر مسلمانان نیجریه در مورد واقعه کربلا آگاهند و بسیاری از آنها حتی به آنچه که در کربلا واقع شده، باور دارند. در حال حاضر در هر شهر بزرگ و کوچکی که بروی لااقل نشانه ای از عزاداری عاشورا خواهی دید.
 
چند سال پیش یکی از علمای اهل سنت در شهر ما به همراه گروهی از شاگردانش مشغول تماشا کردن مراسم عزاداری ما بودند. ما صحنه وقایع عاشورا را با اسب‌‌‌ها و مردان جنگی و شمشیرها (مانند تعزیه‌‌‌ی ایرانی) بازسازی کرده بودیم. یکی از شاگردان از استاد خود پرسیده بود که آیا واقعیت دارد که مسلمانان نوه‌‌‌ی پیامبرمان را در این روز این‌‌‌گونه کشته‌‌‌اند؟ استاد به گریه می‌‌‌افتد و تایید می‌‌‌کند. شاگرد با تعجب می‌‌‌پرسد: یعنی اینها درست می‌‌‌گویند؟ استاد دوباره تصدیق می‌‌‌کند. شاگرد می‌‌‌پرسد: پس چرا ما به آنها ملحق نمی‌‌‌شویم؟ چرا ما همراهشان عزاداری نمی‌‌‌کنیم؟! استاد جواب نمی‌‌‌دهد و سکوت می‌‌‌کند. یکی دیگر از علمای اهل سنت را می‌‌‌شناسم که مالکی و صوفی است. او حتی خود ماجرای واقعه عاشورا را برای شاگردان و مستمعینش می‌‌‌خواند و تعریف و تفسیر می‌‌‌کند. وهابی‌‌‌ها و سلفی‌‌‌ها چندان دل خوشی از او ندارند و پشت سرش نماز نمی‌‌‌خوانند. سلفی‌‌‌های مسجد خود را دارند و پشت سر صوفی‌‌‌ها نماز نمی‌‌‌خوانند. آنها صوفی‌‌‌ها را کافر می‌‌‌دانند. شیعیان را کافر می‌‌‌دانند. خلاصه اگر عقاید آنها را باور نداشته باشی کافری!
 
رابطه‌‌‌ شیعیان نیجریه با امام مهدی (عج) چگونه است؟
 
شیعیان نیجریه در این مورد مانند همه شیعیان دیگر نقاط جهان اعتقاد دارند و رفتار می‌‌‌کنند. ما همه باور داریم که امام پس از غیبت کوتاه اولیه، الآن در غیبت بلند خود هستند. ما هر روز بعد از تمامی پنج نمازمان، در سجده شکر برای آمدن امام مهدی دعا می‌‌‌کنیم.
 
چه دعایی است؟ به عربی می‌‌‌خوانید؟
 
دعایی است که در مفاتیح آمده و به زبان عربی است. اما من آن را حفظ نیستم. گفته‌‌‌اند که می‌‌‌توانیم به زبان خودمان نیز بخوانیمش. همچنین در صلواتمان می‌‌‌گوییم "اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم" که این هم دعایی است برای امدن امام مهدی. ما غدیر را نیز جشن می‌‌‌گیریم. لباس نو می‌‌‌خریم. جمع می‌‌‌شویم. اطعام می‌‌‌کنیم. نماز می‌‌‌خوانیم. به دیدار هم می‌‌‌رویم، به هم تبریک می‌‌‌گوییم و برای هم دعا می‌‌‌کنیم و یکدیگر را برادر و خواهر صدا می‌‌‌زنیم. جالبه در آن روز هیچکس اسم دیگری را صدا نمی زند و همه یکدیگر را برادر و خواهر خطاب می‌‌‌کنند.
 
شما به خاطر اینکه خودتان شیعه شده‌‌‌اید و به خاطر شرایط و سختی‌‌‌هایی که از سر گذرانده‌‌‌اید، احتمالاً بیش از هر کسی قدر نعمتی که در اختیارتان هست را می‌‌‌دانید. برای شکر این نعمت و تداوم آن چه کارهایی می‌‌‌کنید؟
 
ما شیعیان نیجریه فعالیت‌‌‌های متنوعی را برای تداوم تشیع‌‌‌مان انجام می‌‌‌دهیم. مثلاً شنبه‌‌‌ی هر هفته ما جلسه‌‌‌ای به نام "تعلیم" داریم. در این "تعلیم" یاد می‌‌‌گیریم که چگونه عبادت کنیم و چگونه وظایفمان را به عنوان شیعه انجام دهیم. معمولاً محتوای این جلسات کلی و برای عموم است. اگر کسی بخواهد جزئیات بیشتر یاد بگیرد به "مدرسه" می‌‌‌رود یا اینکه شخصا از شیخ می‌‌‌پرسد. اما اصل موضوع این است که در هر شهر شیعیان یک مسجد اصلی دارند که روزهای شنبه همگی در آن جمع می‌‌‌شوند و از احکام و تکالیف خود و حتی از تحلیل شرایط جهانی آگاه می‌‌‌شوند و در آنجا یکدیگر را می-بینند. این باعث شده که تک تک شیعیان نیجریه کاملاً در جریان آنچه که در دنیا می‌‌‌گذرد هستند، از فلسطین و ایران گرفته تا عربستان و افغانستان و پاکستان. بدون خبر داشتن از دنیا نمی‌‌‌توانیم به درستی بفهمیم که تکلیف‌‌‌‌‌‌مان چیست. ببین! همین که ما پایمان را از کشورمان بیرون گذاشتیم چه‌‌‌قدر دیدمان نسبت اسلام و تشیع وسعت پیدا کرده‌‌‌ است.
 
برای ما زنده‌‌‌ترین بخش جامعه شیعیان و آنچه که باعث ادامه حیات تشیع می‌‌‌شود جوانان هستند. به نظر من در نیجریه و ایران باید برای جوان‌‌‌ها کار کرد. ما تشکل‌‌‌هایی داریم که همگی به صورت داوطلب تنها برای خدمت به دین‌‌‌مان در آنها عضو هستیم. جوان‌‌‌ها در ایران هم ‌‌‌می‌‌‌توانند جدا از کارهایی که دولت برای آنها می‌‌‌کند، گروه‌‌‌های داوطلبی تشکیل دهند و با مایه گذاشتن از خودشان در راه خدا، به مردم و جامعه در مورد آنچه که در دنیا می‌‌‌گذرد و حقایقی که در حال اتفاق افتادن است آگاهی دهند. به این ترتیب مردم با حقایق تشیع و چالش‌‌‌هایی که پیش روی او هست، آشنا می‌‌‌شوند. تنها با قربانی کردن و فداکاری است که می‌‌‌توان پیام تشیع را گسترش داد. 
 
برای من عجیب است که در حالی که ما در کشورمان داریم به مردم آنچه که از ایران یاد گرفتیم را تعلیم می‌‌‌دهیم و معارف شیعه را با ارجاع به ایران تبلیغ می‌‌‌کنیم، بعضی ایرانی‌‌‌ها را اینجا می‌‌‌بینیم و برایمان سوال پیش می‌‌‌آید که آیا اینها مسلمانند! خانم‌‌‌هایی که حجاب ندارند و شرایطی که خودت بهتر از من می‌‌‌دانی. حالا فکرش را بکن که کسانی باشند که به او بگوید که مسلمانان و شیعیانی هستند که به تو به عنوان یک ایرانی شیعه نگاه می‌‌‌کنند و می‌‌‌خواهند از ایرانی‌‌‌ها الگو بگیرند. پس تو مسئولی! اگر تو درست باشی، آنها نیز با الگو قرار دادن تو درست می‌‌‌شوند. البته من می‌‌‌فهمم که در هر کشوری کسانی هستند که طور دیگری رفتار می‌‌‌کنند و فکر می‌‌‌کنند. آنها چون در ایران به خاطر قوانین نمی‌‌‌توانند بعضی کارها را بکنند سعی می‌‌‌کنند از کشورخارج شوند تا آن کارها را بکنند! روشن است که آنها تحت تاثیر انگلیسی‌‌‌ها، آمریکایی‌‌‌ها و دیگر غربی‌‌‌ها هستند. علیرغم اینها اگر یک گروه جوانان داوطلب خالص و بی-چشم‌‌‌داشت وجود داشته باشد به نظر من آنها می توانند تاثیرگذار باشند. آنها باید مهربان و بدون پیش قضاوت باشند.
 
خود تو اینجا در مالزی، چه‌‌‌گونه با افرادی با مذاهب و ادیان متفاوت ارتباط برقرار می‌‌‌کنی؟
 
مختار: من در ارتباط با افراد، هنگامی که با کسی گفتگو می‌‌‌کنم بعد از چند دقیقه می‌‌‌توانم بفهمم که احتمالاً علایق و عقایدش چگونه است. اگر احساس کنم که ذهنش مشغول است و آماده پذیرش نیست، با او وارد گفتگو و صحبت از عقایدم نمی‌‌‌شوم. چون احساس می‌‌‌کنم تاثیر خاصی ندارد. گاهی اوقات می‌‌‌بینم که آنها شروع می‌‌‌کنند به محکوم کردن شیعه و بد گفتن از تشیع. با آنها وارد گفتگو نمی‌‌‌شوم. چون آنها از قبل تصمیم‌‌‌شان را گرفته‌‌‌اند و قضاوت‌‌‌شان را کرده‌‌‌اند. اما موقعیتی پیش می‌‌‌آید که شما می‌‌‌آیی و از من سوالی می‌‌‌پرسی. من با اشتیاق جواب می‌‌‌دهم. چون می‌‌‌دانم که دغدغه دانستن داری. می‌خواهی بشنوی.
 
یک روز در مسجد دانشگاه یکی آمد و از من پرسید چرا روی دستم سجده می‌‌‌کنم. من برایش توضیح دادم که ما باید بر خاک سجده کنیم، اگر خاک نبود بر چیزهایی که از خاک درست شده‌‌‌اند یا بر زیرانداز بافته شده از الیاف طبیعی. در هر مرحله از او تایید می‌‌‌گرفتم که اینکه حرف من از سنت پیامبر (ص) است، را قبول دارد. او تایید می‌‌‌کرد. او می‌‌‌گفت این فرش‌‌‌ها هم از کتان است. گفتم از کتان نیست، الیاف این فرش‌‌‌ها مصنوعی است! کاشی و موزائیک هم همینطور. درست است که اصلشان خاک است اما فرآیندی که روی آنها انجام شده و حرارتی که دیده‌‌‌اند دیگر آنها را از حالت طبیعی‌‌‌شان خارج کرده است. اما در عوض دست من بخشی از بدنم است و من فرزند آدم (ع) هستم که خداوند او را از خاک آفرید. پس وقتی سرم را روی دستم می‌‌‌گذارم مثل این است که بر خاک سجده کرده‌‌‌ام. او در جواب گفت که موافق است که بر خاک باید سجده کرد ولی نمی‌‌‌تواند بپذیرد که می‌‌‌شود بر دست نیز سجده کرد. می‌‌‌گفت اگر این‌‌‌طور است بنشین و دستت را بگذار روی پیشانی‌‌‌ات. گفتم برای سجده باید بدن را حرکت دهیم، این حالتی که تو می‌‌‌گویی که اصلاًسجده نیست. 
 
خلاصه بیشتر از نیم ساعت با هم گفتگو کردیم. او از من پرسید که پیرو چه مذهبی هستم. من در جوابش گفتم مذهب جعفری. او نمی‌‌‌دانست جعفری چیست (و این باعث شد که مقاومتش در مقابل شیعه، مانع شنوایی اش نشود) به او گفتم برو تحقیق کن ببین مذهب جعفری چیست. می‌‌‌دانستم اگر بگویم شیعه هستم می‌‌‌خواهد شروع به جدل کند و من تمایلی به بحث و جدل نداشتم. نکته‌‌‌ی دیگری نیز به او گفتم: پیشنهاد دادم برود در کتاب‌‌‌های مذهب مالکی جستجو کند و ببیند که نظر فقه مالکی نیز مانند آن چیزی است که من گفتم و ببیند که این حکم منحصر به "جعفری"ها نیست. او تشکر کرد و گفت که حتماً می‌‌‌رود و تحقیق می‌‌‌کند و با روی خوش از هم جدا شدیم.
 
البته هنگامی که در محیط زندگی، افراد مختلف از مذاهب مختلف حضور داشته باشند گاهی باید تقیه کرد. در نیجریه افراد بسیار متعصبی هستند که شستشوی مغزی شده‌‌‌اند. آنها در مورد ما بسیار بد فکر می‌‌‌کنند. مثلاً تصور می‌‌‌کنند که ما در پایان نماز با سه بار بالا و پایین بردن دستمان سه خلیفه اول را لعن می‌‌‌کنیم. این تصور در حالی که ما فقط تکبیر می‌‌‌گوییم شگفت انگیز است! در این شرایط که ما می‌‌‌دانیم گوش شنوایی برای توضیح و شفاف‌‌‌سازی وجود ندارد، دیگر دستمان را بالا و پایین نمی‌‌‌بریم و فقط الله‌اکبر می‌‌‌گوییم.
 
اما مثلاً در میان دوستان غیر شیعه‌‌‌ام در نیجریه من به راحتی تمامی آداب و احکام را رعایت می‌‌‌کنم. چراکه به راحتی می‌‌‌توانم با آنها صحبت کنم و توضیح دهم. جالب است که بدانی که از وقتی من شیعه شده‌‌‌ام آنها به مرور از وهابی‌‌‌گری افراطی دست کشیده اند و الآن کمی متعادل شده‌‌‌اند. به خاطر اینکه از من جز خوبی و مهربانی ندیده‌‌‌اند و طبیعتاً جذب شده‌‌‌اند. آنها کاملاً به من اعتماد دارند. برای کارهای‌‌‌شان با من مشورت می‌‌‌کنند. حتی الآن که در مالزی هستم با من تماس می‌‌‌گیرند و مشورت می‌‌‌کنند. در مقابل هر گاه مشکلی داشته باشند، من با پولم یا توانم به آنها کمک می‌‌‌کنم. آنها بیش از هر زمان دیگری به من احترام می‌‌‌گذارند و اعتماد می‌‌‌کنند. حتی وقتی بعضی از وهابی‌‌‌ها به من حمله می‌‌‌کنند آنها مدافع من هستند. ما می‌‌‌دانیم که امام علی (ع) هم با این طور افراد چگونه رفتار می‌‌‌کرد.
 
خیلی ممنونم. هر بار که با هم صحبت می‌‌‌کنیم، من با خود فکر می‌‌‌کنم که شما شیعیان نیجریه که این‌‌‌گونه تلاش می‌‌‌کنید و ایستاده‌‌‌اید، از منتظران واقعی امام مهدی (عج) هستید.
 
خوب شد گفتی! در مورد انتظار باید بگویم که ما یک مدرسه داریم که بچه‌‌‌هایی که به آن‌‌‌جا می‌‌‌روند با این فرض می‌‌‌روند یا فرستاده‌‌‌ می‌‌‌شوند که می‌‌‌خواهند خود را برای یاری امام مهدی آماده کنند. آنها وارد "جیش المهدی" می‌‌‌شوند. به آنها گفته می‌‌‌شود که شما برای اینکه برای آمدن امام آماده باشید نباید فقط بخورید و بخوابید! باید از هر جهت، جسمی، فکری، علمی، اعتقادی و ایمانی خود را آماده کنید. و حتی باید بعضی وقت‌‌‌ها باید به خود سختی بدهید و خود را گرسنه نگاه دارید تا قوی شوید. بله. البته! همه می‌‌‌دانند، ما منتظر امام مهدی(عج) هستیم.
 
از گفتگوی صمیمی و صریح و صادقانه‌‌‌ات ممنونم.

 



کاربران

حسابي اشكم در اورد ... من و بقيه ايراني ها خيلي بي خبريم از اين همه زيبايي و برادران و خواهران عزيزمان

دقیقا فکر می کنم انها شیعه هستند وما ظاهرا شیعه

اگه اینها شیعه اند پس ما چی هستیم

واقعا از خودم خجالت کشیدم! از این همه نعمت بیشماری که در آن غرقیم و غافلانه کفران نعمت میکنیم! حقیقتا که اینها منتظران واقعی امام زمان عجل الله تعال فرجه الشریف هستند

درود بر غیرت .شرف. انسانیت.شجاعت .صلابت.حیا.وجانفشانی شما که یقینا الگوی واقعی شما در عمل ورفتار سالار شهیدان امام حسین {ع} است

توی دنیای معارف ناب شیعه غوطه می خوریم، همه چیز در دسترس ما، همه امکانات رو داریم، ولی ما کجا و این بنده مخلص خدا کجا. ما ادعای شیعه بودن داریم.

ما همه انقلاب را به دنیا صادر کردیم. 
ای کاش یک کمی هم برای خودمان نگه میداشتیم.
خیلی عقب افتادیم

وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

ببنید چه دلبری میکنن برای اهل بیت....

علم خدا رو زمین نمیمونه ایرانی جماعت نشد خدا یکی دیگه پیدا میکنه
اینا چه سختی ای میکشن اونوقت تو مملکت خودمون بعضیا دنبال رهبر بعدی میگردن

درود و رحمت خدا بر مومنین و پیروان راستین اهل بیت (ع)

متشكرم كامل خوندمش خيلي تحت تاثير قرار گرفتم

احسنت! زمانی ایران و ایرانی الگوی شیعیان بوده اند... حال امثال نیجریه و شیعانش الگوی شیعیان هستند...

به امید اینکه از مردم گرفته تا دولت و حکومت ایران به سمت مکتب حقیقی تشیع باز گردد...


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

مصلحی در مشهد: طلحه و زبیرها به میدان آمده‌اند/برای مقابله با این فتنه باید ‌بیش

نظرات 0

مصلحی در مشهد:
طلحه و زبیرها به میدان آمده‌اند/برای مقابله با این فتنه باید ‌بیش از گذشته ‌آماده باشیم

وزیر سابق اطلاعات گفت: امروزه طلحه و زبیرها به میدان آمدند و ما برای مقابله با این فتنه باید خود را بیش از گذشته ‌آماده کنیم و در حفظ و حراست از مسیر و جایگاه امام بیش از پیش بکوشیم.

خبرگزاری فارس: طلحه و زبیرها به میدان آمده‌اند/برای مقابله با این فتنه باید ‌بیش از گذشته ‌آماده باشیم

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس از مشهد، حجت‌الاسلام حیدر مصلحی دقایقی پیش در جمع فرماندهان سپاه امام رضا (ع) که به مناسبت حماسه 9 دی در حسینیه امام خمینی (ره) برگزار شد، با بیان اینکه باید مسیر انقلاب را با گفته‌های رهبر معظم انقلاب مطابقت دهیم، اظهار کرد: ‌رهبری فرموده‌اند که نباید راه امام راحل گم یا از آن غفلت شود و یا عمدا کنار گذاشته شود.

وزیر سابق اطلاعات با بیان اینکه امروز همراهان استکبار به دنبال از بین بردن راه امام راحل هستند، گفت: برخی نیز در این میان از ترفندهای موجود برای گمراهی مسیر اصلی انقلاب استفاده می‌کنند.

وی ادامه داد: خاطره‌گویی و خاطراتی که از امام نقل می‌شود بر اساس همین رویکرد است زیرا در این خاطره‌گویی‌ها، گفتمان‌های صحیحی از امام و انقلاب گفته نمی‌شود، در جریان انتخابات پیش رو نیز استکبار می‌خواهد این اتفاق‌ها ادامه داشته باشد تا مسیر انقلاب عوض شود.

وی تصریح کرد: امروزه طلحه و زبیرها به میدان آمدند و ما برای مقابله با این فتنه باید خود را بیش از گذشته ‌آماده کنیم و در حفظ و حراست از مسیر و جایگاه امام بیش از پیش بکوشیم.

مصلحی تصریح کرد: امام راحل عنوان می‌کردند که ما به دنبال پیاده‌سازی اسلام ناب محمدی هستیم، اسلامی که در مسیر فقر و دردمندی بیچارگان حرکت می‌کند، اسلام ما اسلام پابرهنگان است اما هیچ‌گاه عنوان نکردند که ما می‌خواهیم در مسیر استکبار و سرمایه‌داری حرکت کنیم.

وی به برخی از ویژگی‌های اسلام آمریکایی اشاره کرد و گفت: اسلام آمریکایی اسلام اشرافی و سرمایه‌داری است، اسلام آمریکایی اسلامی است که ابوسفیان در زمان پیامبر آن را پیاده می‌کرد.

وزیر سابق اطلاعات گفت: این موضوع که استکبار علیه جمهوری اسلامی بسیج شده است، شوخی نیست، کشورهای مستکبر دنیا با برنامه‌ریزی گسترده در حال تغییر مسیر انقلاب اسلامی هستند.

مصلحی با اشاره به بحران سوریه نیز تصریح کرد: در آن زمان که بحران سوریه آغاز شد در شورای امنیت ملی تصمیم بر این شد که من با ولیعهد عربستان برای حل این بحران دیدار داشته باشم، در ابتدای امر تصمیم گرفتم که بررسی‌ کنم چه کسانی از ایران با ولیعهد عربستان دیدار داشتند و وی در این جلسات به چه موضوعاتی اشاره کرده است.

مصلحی گفت: بررسی‌های نشان می‌داد که ولیعهد عربستان تمامی مذاکره‌کنندگان را با ترفندهای خاصی به گوشه رینگ می‌برد و صحبت‌های خود را بر آنها غلبه می‌کرد.

وزیر اسبق اطلاعات گفت: خلاف قواعد دیپلماسی صحبت‌های وی را قطع کردم و عنوان کردم که در شان من نیست پاسخ صحبت‌های شما را بدهم، امروز ما به دنبال حل بحران سوریه هستیم.

وی به نکته‌ای کلیدی در مذاکره خود با ولیعهد عربستان اشاره کرد و گفت: در آن ملاقات ولیعهد عربستان گفت که در زمان جنگ عراق علیه ایران با همکاری کشورهای منطقه بیش از 10 میلیون دلار به صدام کمک کرد و این موضوع نشان‌دهنده عمق کینه و نفرت وهابیت و عربستان علیه جمهوری اسلامی ایران است.

مصلحی گفت: امروز باید بررسی کرد که صدام در کجا قرار دارد، وهابیت در چه نقطه‌ای قرار دارد، امروز حکومت عراق بر اساس چه رویکردی شکل گرفته و نقش جمهوری اسلامی ایران در این میان چیست؟

وی خاطرنشان کرد: افراد بسیاری از ابتدای انقلاب تلاش کردند که مسیر انقلاب را عوض کنند اما نتوانستند زیرا مسیر انقلاب جلو می‌رود و اهداف استکباری نمی‌تواند در جامعه اسلامی محقق شود. 

وی خاطرنشان کرد: باید معیار نماینده درست و انقلابی با اقتصاد مقاومتی سنجیده شود، برخی عنوان می‌کنند که اصلا دعوای ما با آمریکا دعوای دشمن با دشمن نیست بلکه دعوای قهر و آشتی است، باید گفت برخی مسئولان مردم را چه فرض کرده‌اند.

مصلحی ادامه داد: باید بعد از برجام پرسید که چه چیزی نصیب ملت ایران شده است، آیا یک گره اقتصادی حل شد و یا معیشت مردم بهتر شده است، من به عنوان کسی که تمام زوایای اقتصادی را زیرنظر دارم می‌گویم که 20 درصد مشکلات اقتصادی مربوط به تحریم‌هاست و 80 درصد آن ارتباطی با تحریم‌ها ندارد.

مصلحی ادامه داد: واردات بی‌حساب و کتاب، برگزاری جشنواره‌های لباس ترکیه‌ای در داخل کشور و نبود توجه به تحقق اقتصاد مقاومتی مشکلات اقتصادی را دوچندان می‌کند.

وزیر سابق اطلاعات اظهار کرد: در شرایط فعلی نیز برخی از کاندیداهای مجلس شورای اسلامی در حوزه‌های انتخابی خود سعی می‌کنند که این فرهنگ را القا کنند که باید با کدخدا که همان آمریکاست کنار آمد و این بصیرت‌افزایی برای جلوگیری از شکل‌گیری فتنه جدید وظیفه شما بسیجیان است.



برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

علامه مصباح یزدی کاندیدای انتخابات مجلس خبرگان شد

نظرات 0

۰۲۰

ایشان در دروس امام راحل(قدس سره) شركت و در همين زمان، در درس تفسير قرآن، شفاى ابن سينا و اسفار ملاصدرا از وجود علامه طباطبايى(رحمه الله)كسب فيض كرد. وى حدود پانزده سال در درس فقه آيت الله بهجت مدظلّه العالى شركت داشت.
ایشان در دروس امام راحل(قدس سره) شركت و در همين زمان، در درس تفسير قرآن، شفاى ابن سينا و اسفار ملاصدرا از وجود علامه طباطبايى(رحمه الله)كسب فيض كرد. وى حدود پانزده سال در درس فقه آيت الله بهجت مدظلّه العالى شركت داشت.

رجانیوز: نماینده آیت الله مصباح یزدی قبل از ظهر دوشنبه با حضور در فرمانداری قم، ثبت نام رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) برای شرکت در پنجمین دوره انتخابات خبرگان را انجام داد.

آیت الله مصباح یزدی هم اکنون نماینده مجلس خبرگان رهبری، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) است.

 

به گزارش مهر، حجت الاسلام ابوالحسن حقانی عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی(ره)، به نمایندگی از آیت الله مصباح یزدی وظیفه ثبت نام را بر عهده داشت.

گفتنی است محمد تقى مصباح يزدى در سال ۱۳۱۳ هجرى شمسى در شهر كويرى يزد ديده به جهان گشود. وى تحصيلات مقدماتى حوزوى را در يزد به پايان رساند و براى تحصيلات تكميلى علوم اسلامى عازم نجف شد; ولى به علت مشكلات فراوان مالى، بعد از يكسال براى ادامه تحصيل به قم هجرت كرد. از

 

سال ۱۳۳۱ تا سال ۱۳۳۹ ه.ش در دروس امام راحل(قدس سره) شركت و در همين زمان، در درس تفسير قرآن، شفاى ابن سينا و اسفار ملاصدرا از وجود علامه طباطبايى(رحمه الله)كسب فيض كرد. وى حدود پانزده سال در درس فقه آيت الله بهجت مدظلّه العالى شركت داشت. بعد از آن كه دوره درسى ايشان با حضرت امام به علت تبعيد حضرت امام قطع شد، معظّم له به تحقيق در مباحث اجتماعى اسلام، از جمله بحث جهاد، قضا و حكومت اسلامى، پرداخت. وى در مقابله با رژيم معدوم پهلوى نيز حضورى فعّال داشت كه از آن جمله، همكارى با شهيد دكتر بهشتى، شهيد باهنر و حجة الاسلام و المسلمين هاشمي رفسنجانى است و در اين بين، در انتشار دو نشريه با نام هاى "بعثت" و "انتقام" نقش داشت كه تمام امور انتشاراتى اثر دوم نيز به عهده معظّم له بو

 

د. سپس در اداره، مدرسه حقّانى به همراه آيت الله جنتى، شهيد بهشتى و شهيد قدوسى فعّاليّت داشت و حدود ده سال در آن مكان به تدريس فلسفه و علوم قرآنى پرداخت. از آن پس، قبل و بعد از انقلاب شكوه مند اسلامى با حمايت و ترغيب امام خمينى (قدس سره)، چندين دانشگاه، مدرسه و مؤسّسه را راه اندازى كرد كه از مهم ترين آنها مى توان از بخش آموزش در مؤسّسه در راه حق، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه و بنياد فرهنگى باقرالعلوم نام برد.

ايشان هم اكنون رياست مؤسّسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(رحمه الله) را از جانب مقام معظّم رهبرى برعهده دارد. ايشان داراى تأليفات و آثار متعددى در زمينه هاى فلسفه اسلامى، الهيّات، اخلاق و عقايد مى باشد.


برچست ها :
تعداد بازدید : 1
     
print

چند مطلب جدید و مفید(۱)

نظرات 0

شبهات/چرا وقتی توی کشور خودمون گرسنه داریم، به فلسطین و سوریه کمک میکنیم؟
شکست‌های امریکا در منطقه از زبان سردار سلامی
دکتر مرندی:کارد به استخوان رسیده که رهبری مدام از نفوذ سخن می‌گویند
تکرار بعضی از مطالب سایت(۱)
همایش ملی گذر از علوم سیاسی غربی به علوم سیاسی اسلامی:ساحت سیاست ، جدا از اندیشه نیست
علامه مصباح: انجام دادن فعاليت‌هاي فرهنگي؛ اصلي‌ترين اولويت/عظمت انقلاب اسلامی
حدیث تربیتی/ یک بخش مهم از رفتار پدر در رابطه با فرزندانش
علامه مصباح یزدی:باید حق را شناخت و تا آخر پای آن ایستاد/ریشه اختلافات در جوامع بشری
مراقب گوساله های سامری در فضای مجازی باشیم
راز و رمز حضور قلب در نماز
استادجوادی آملی/موسیقی عرفانی موجب ضعف اراده میشود
صبرتاريخي نبي اكرم، مبدأ «رسوايي دستگاه باطل، ظهور نورانيت اولياي حق و بزرگترين شفاعت عالم» + صوت


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

حضور دانشجو زن نما در سخنرانی ۱۶ آذر دختر رفسنجانی+ عکس

نظرات 0

نگاهی به حضور مرد زن نما در مراسم سخنرانی فائزه هاشمی ابعاد خوبی از دیدگاه های خانواده رفسنجانی را کمی نمایان می کند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از مرصاد، در میان اخبار مربوط به رویدادهای ۱۶ آذر سال ۸۸ در دانشگاه‌های تهران، خبر "فرار" یکی از اعضای انجمن اسلامی منحله دانشگاه امیرکبیر با "لباس زنانه" افکار عمومی را به تعجب واداشت.

 

در آن روزها مجید توکلی پس از آنکه نتوانست با سخنرانی ساختار شکنانه و اهانت آمیز خود بر تعداد تجمع کنندگان حامی میر حسین موسوی بیفزاید، با مشاهده حضور پررنگ دانشجویان حامی انقلاب اسلامی احساس خطر کرد و با آرایش و لباس زنانه آماده فرار از دانشگاه شد.

 

او که همانند زنان محجبه، مانتو به تن کرده و مقنعه و چادر به سر داشت و حتی یک کیف زنانه را نیز برای محکم کاری به دوش انداخته بود، در رسیدن به هدف خود ناکام ماند و توسط مامورین امنیتی دستگیر شد. این در حالی است که عکس وی در بسیاری از تجمعات دانشجویان افراطی به عنوان نماد "مقاومت جنبش دانشجویی" در میان تجمع کنندگان توزیع می‌شد.

مجید توکلی پیش از این نیز سابقه توهین به مسئولان نظام و حتی زندان را در کارنامه خود دارد. وی که متولد سال ۱۳۶۵ در شیراز است، در سال ۸۳ و در رشته کشتیرانی وارد دانشگاه امیرکبیر شد اما به دلیل آنکه در چهار ترم پیاپی معدل درسی او زیر ۱۰ بود، از این دانشگاه اخراج شد.

وی همچنین به همراه دو دانشجوی دیگر به خاطر انتشار نشریات موهن علیه ائمه اطهار(ع) در دانشگاه امیر کبیر، مدت ۱۵ ماه را در حبس بود. اما گویا ۱۵ ماه زندان برای توکلی کافی نبود، چراکه وی در روز ۱۷ بهمن ماه سال گذشته نیز در جریان ممانعت نیروهای امنیتی از برگزاری مراسم سالگرد بازرگان، همراه با سه دانشجوی دیگر دستگیر شد و ۱۱۵ روز دیگر را در زندان گذراند.

 

گفتنی است توکلی از جمله سردسته های اهانت کنندگان به مقدسات در نشریات دانشجویی بود. بانیان این نشریات حتی دیگر دانشجویان را دعوت به همراهی و ایجاد آشوب کرده بودند:

 

"دموکراسی و آزادی بدون هزینه به دست نمی‌‌آید و البته در هر فرصتی هم محقق نمی‌شود(!) زمان آن اکنون است و فردا بسیار دیر است باید برخاست و قداست‌های تصنعی(!) و مقدسات مردم‌فریب را ساقط کرد." این جملات در قالب مقاله‌ای با عنوان "هیچ کس مقدس نیست!" برای فراهم کردن یک فضای اعتراض عمومی منتشر شده بودند.

حمله به اهل بیت نیز دستمایه‌ای بود برای حمله به رهبریت نظام. در لا به لای مقالات جملاتی دیده می‌شد که هر انسان آزاده‌ای از بیان آن شرم می‌کرد.

 

*علی(ع) و محمد(ص) هم گناه کبیره می‌کردند

تولیردر یکی از نوشته هایش می نویسد: "علی نه نور بود و نه آسمانی و نه معصوم... علی یک انسان خطاپذیر و غیر معصوم بود. فراتر از آن محمد نیز چنین بود، حال تکلیف ولی فقیه بسیار روشن است."

 

*مجید توکلی و حضور در سخنرانی دختر هاشمی رفسنجانی در دانشگاه تهران

این مرد رن نما با تمام خصوصیاتی که از او گفته شد، همان کسی بود که امروز به احترام فائره هاشمی به دانشگاه تهران رفت و از مدعوین ویژه بود.

 

باید این سوال را از خانواده هاشمی سوال کرد که دعوت ویژه از یک دانشجوی درس ناخوانده ضد دین، به معنای همسویی عقیده ای با چنین فردی است؟

تصاویر تکمیلی: 

 


رجانیوز


برچست ها :
تعداد بازدید : 1
     
print

اوقات شرعی+یافتن جهت قبله با خورشید در هر روزی از سال که بخواهیم

نظرات 0

اوقات شرعی+یافتن جهت قبله با خورشید در هر روزی از سال که بخواهیم



http://prayer.aviny.com/city_time.aspx?Code=17&Long_D=53&Long_M=3&Long_S=0&EW=E&Lat_D=36&Lat_M=33&Lat_S=0&NS=N&TZ=3.5&DL=Nاوقات شرعی+یافتن جهت قبله با خورشید در هر روزی از سال که بخواهیم



http://prayer.aviny.com/city_time.aspx?Code=17&Long_D=53&Long_M=3&Long_S=0&EW=E&Lat_D=36&Lat_M=33&Lat_S=0&NS=N&TZ=3.5&DL=Nاوقات شرعی+یافتن جهت قبله با خورشید در هر روزی از سال که بخواهیم



http://prayer.aviny.com/city_time.aspx?Code=17&Long_D=53&Long_M=3&Long_S=0&EW=E&Lat_D=36&Lat_M=33&Lat_S=0&NS=N&TZ=3.5&DL=N


برچست ها :
تعداد بازدید : 4
     
print

اظهارات ضد توسعه ویکتور اوربان در محضر رهبر انقلاب

نظرات 0

اظهارات ضد توسعه ویکتور اوربان در محضر رهبر انقلاب

ویکتور اوربان نخست وزیر مجارستان در دیدار دیروز خود (سه شنبه) با رهبر انقلاب ضمن اشاره به تغییر وضعیت جهان به برخی از عوارض بسیار خطرناک توسعه غربی در اروپا اشاره کرد.
 
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نقشه راه  اظهارات ضد توسعه این مقام غربی می تواند نوعی عبرت برای توسعه گرایان وطنی و جریان ترجمه تفکرات غربی در ایران محسوب شود؛ تا این همه در مدح کارامدی این تفکرات ناکارامد و تجربه شده سخن نگویند.
 
نخست وزیر مجارستان آقای اوربان که در دوران حاکمیت خود چالش هائی با اتحادیه اروپا داشته است؛ ضمن اشاره به اینکه مناسبات جهانی در حال «تغییر» است، گفت: این تغییرات سریع، به تصویری که غرب و قدرت‌های جهانی از خود ایجاد کرده‌اند، صدمه زده و آنان را در شرایط نامساعد روحی قرار داده است.
 
وی گفت: مبنا قرار گرفتن «توسعه»، معیارهای گذشته‌ی غرب را در حوزه‌های اخلاق، سیاست و دین در معرض فروپاشی قرار داده و شرایط سخت و حساسی را ایجاد کرده است.
 
نخست‌وزیر مجارستان مشکلاتی نظیر «کاهش جمعیت»، «از دست رفتن ارزش خانواده و تشویق به تشکیل خانواده‌های ناسالم»، «بحران‌های پی‌درپی اقتصادی»، «تضعیف توان امنیتی و دفاعی» و «حضور تروریست‌ها» را از مسائل فراروی اروپا در شرایط کنونی خواند و گفت: این بحران‌ها غرب را وادار کرده است که رویکرد و نگاه خود را به شرق نزدیک کند تا با یافتن ارزش‌های معنوی بتواند به راه‌حل‌هایی دست یابد. 
 
رجانیوز


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

زاکانی:تشکیل جلسه شمخانی،حجازی ولاریجانی دروغ محض است/

نظرات 0

نماینده مجلس شورای اسلامی گفت: اینکه می‌گویند پرونده مذاکرات، پرونده رهبری است حرف نادرستی است، مقام معظم رهبری صراحتا فرمودند در جزییات دخالت نمی‌کنند، مسئولیت پرونده هسته‌ای به گردن لاریجانی و روحانی است.




به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، علیرضا زاکانی نماینده مجلس شورای اسلامی در نشست بررسی پشت پرده برجام که به همت معاونت سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران بزرگ در سازمان بسیج دانشجویی برگزار شد به سخنرانی پرداخت.

وی در ابتدای سخنان خود با اشاره به تغییرات جهان از سال 1370 تا به امروز گفت: از سال 1370 که شوروی فروپاشید بوش پدر نظم نوین جهانی را اعلام کرده بود. از اینکه دهکده‌ای به کدخدایی آمریکا و جود خواهد داشت. بعد از 10 سال حادثه برج‌های دوقلو اتفاق افتاد که بوش پسر ذهن خود را از سطح جهان به شمال آفریقا و غرب آسیا معطوف کرد و گفت به دنبال خاورمیانه بزرگ هستیم.

نماینده مردم تهران ادامه داد: در ادامه وقتی به حزب‌الله حمله کرد خانم رایس (وزیر خارجه وقت آمریکا) اعلام کرد که به دنبال خاورمیانه جدید هستیم و تغییر را در چند کشور محدود از جمله لبنان، سوریه و ایران دنبال می‌کنیم که در اینجا نیز ناکام ماندند. در واقع آمریکا از سال 1991 تا 2009 میلادی همه تلاش خود را معطوف به اسلام‌هراسی و اسلام‌ستیزی کرده است.

زاکانی ادامه داد: آمریکا در سال 2009 به حدی رسید که این سیاستش نه تنها فایده ای نداشته بلکه زیان جدی برای آن کشور به وجود آورده از جمله اینکه در جوامع اسلامی منفور شده است. به همین خاطر جنگ را به درون خانواده اسلام آورد و دوقطبی شیعه و سنی به راه انداخت تا یک جنگ تمام‌نشدنی را کلید بزند و وقت خود را بر روی دیگر قدرت‌ها از جمله چین بگذارد.

وی افزود: در همین راستا تلاش کرد سرمایه‌گذاری در چین را ممنوع و خروج سرمایه را از این کشور تسریع کند تا چین را درگیر حوزه منطقه‌ای خودش کند تا ازاین طریق سرعت اقتصادی چین را مهار کند.

نماینده مردم تهران ادامه داد: بر همین اساس آمریکا به سمت روسیه رفت و تلاش کرد جای پای خود را در اکراین محکم کنم اما به صورت قهری چین و روسیه به هم نزدیک شدند و یک پیمان انرژی با هم بستند و برای خود قطبی شدند.

زاکانی با اشاره به ظهور انقلاب اسلامی در کنار دو قطب آمریکا- روسیه و چین گفت: در اینجا به یک ضلع دیگری می‌رسیم که از انقلاب اسلامی نشات می‌گیرد. یعنی دو قطبی سال 1991 به سه‌قطبی تبدیل شد و آنان منتظر بودند که ببینند انقلاب اسلامی می‌خواهد چه کار کند. بعد از 36 سال ایران میدان‌دار انقلاب اسلامی در صف منطقه و جهان شده بود که بیداری اسلامی امکانی فراهم کرد تا ایران حامل پیام‌هایی باشد.

وی افزود: در این وضعیت هم آمریکایی‌ها از مسقط به ما پیغام دادند که می‌خواهند مسیر جدیدی را نسبت به ما تنظیم کنند و هم روسیه و چین به ما پیغام‌های متعدد دادند.

زاکانی در ادامه گفت: چین و روسیه پیام دادند اسلام عقلانی و صحیح اسلام ایران است نه اسلام ترکیه و عربستان، این پیام رسما به ولایتی داده شد.

زاکانی افزود: روسیه اعلام کرد ما دیدیم اسلامی که برای آینده خطرآفرین نیست بلکه دقیق و خردمند است اسلامی است که در ایران پرچمداری می‌شود و نه اسلام ترکیه و عربستان. این پیغام را هم به آقای ولایتی که به روسیه رفتند اعلام کردند و هم وقتی مسئولان روسی به ایران آمدند گفتند به جای اینکه عناصر تکفیری سرمایه‌گذاری کنند و اسلام غلط را معرفی کنند شما می‌توانید مروج اسلام در کشور ما باشید.

وی افزود: تعبیر آنان این بود اسلامی که ما به ازای آن یک تمدن شکل می گیرد را قبول داریم تا ترویج شود و حاضریم این میدان را به شما واگذار کنیم.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به تشکیل سه‌ضلعی قدرت انقلاب اسلامی، آمریکا و روسیه اظهار داشت: این سه‌قطبی تداعی‌کننده سه‌قطبی سال 57 را می‌کرد اما مانند گذشته نبود. ایران کشوری بود که توانسته ایستادگی و پیشرفت کند و پیام‌آور سایرین باشد. برهمین اساس اکنون ما با غرب، آمریکا و نظام سلطه جبهه‌های مختلفی داریم و نظام سلطه نیز با ابزارهای متفاوتی به دنبال مهار ما است.

زاکانی با بیان اینکه نظام سلطه در گذشته در فکر نابودی انقلاب اسلامی بود، گفت: اما امروز به دنبال مهار انقلاب اسلامی است و ابزارهای خود را به سمتی می‌برد که تعریف کار مشترک از آن بیرون می‌‌آید تا در این مسیر ما را مهار و در نهایت ضربه اساسی را به ما وارد کند.

وی در ادامه سخنان خود با اشاره به دعوای جمهوری‌خواه‌ها و دموکرات‌ها در زمینه برخورد با جمهوری اسلامی گفت: جمهوری‌خواه‌ها می‌گویند اگر مسیر گذشته که همان اعمال تحریم‌ها بود را در پیش می‌گرفتند و این فشار را ادامه می‌دادند منجر به رویگردانی اجتماعی در ایران می‌شد که نتیجه آن ساقط شدن انقلاب اسلامی بود.

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی ادامه داد: جمهوری‌خواهان معتقدند اگر برای ایران فرصت ایجاد کنند ایران با تنفسی که می‌کند می‌تواند مقاومتش را بیشتر کند و در بیرون نیز می‌تواند نهضت‌های منطقه را کمک کند.

زاکانی در ادامه رویکرد دموکرات‌ها نسبت به جمهوری اسلامی را این گونه بیان کرد: دموکرات‌ها معتقدند راه گذشته قابل استمرار نیست و این مثال را می‌آورند که وقتی در سال 2011 ایران را تحریم نفتی کردند فروش نفت ایران که قرار بود هر 6 ماه یکبار کاهش یابد تا به صفر برسد ادامه پیدا نکرد.

وی خاطرنشان کرد: از یک سال و نیم قبل از توافق ژنو دیگر نفت ایران روند کاهشی پیدا نکرد بدین صورت که در روز بین یک میلیون و 100 هزار تا یک میلیون و 200 هزار بشکه فروش نفت ایران بود. در حقیقت روند کاهش فروش نفت ایران به صفر نرسید و چون عربستان نیز کشش تولید نداشت. فروش نفت ایران در شرایط ثابت باقی ماند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: دموکرات‌ها بر همین اساس می‌گویند ما نمی‌توانستیم این مسیر را ادامه دهیم چراکه تحریم کارایی خود را از دست داده بود. دموکرات‌ها می‌گویند با ساختار ایران هر فشاری در کوتاه‌مدت باعث رویگردانی اجتماعی و انقراض نظام جمهوری اسلامی نمی‌شود. در واقع دموکرات‌ها به دنبال فرصت‌های بلندمدت 10 تا 15 ساله هستند تا از درون ایران بتوانند اهداف خود را پیش ببرند.

زاکانی با اشاره به اینکه اوباما در 7 سال ریاست جمهوری‌اش در تمام وعده‌هایش شکست خورده بود، گفت: اینها حاضر بودند هر امتیازی به ایران بدهند تا ایران برای آنان آورده‌ای داشته باشد. تنها امیدشان این بودکه بتوانند با ایران به یک پیوستگی برسند.

وی با بیان اینکه مذاکرات در این وضعیت معنای جدیدی پیدا می‌کند، گفت: در این معادلات سه‌گانه جهانی اینکه مذاکره‌کننده تعادل و وزنه بیشتر را به کدخدا بدهد، معنای دیگری می‌دهد و امکانی ایجاد می‌کند تا از قدرت چانه‌زنی پایین‌تری برخوردار شود.

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی در ادامه سخنان خود به اشتباهاتی که تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای در طول مذاکرات انجام داد، اشاره کرد و گفت: اولین اشتباه مذاکره‌کنندگان این بود که از نقطه صفر شروع کردند و از تمام تلاش‌های گذشته صرف‌نظر کردند و تمام وعده‌هایی که در آلماتی به ایران داده شده بود را صفر کردند.

زاکانی دیگر اشتباه تیم مذاکره‌کننده را مذاکره یک‌جانبه با آمریکایی‌ها دانست و گفت: مذاکرات ابتدا با سه کشور اروپایی آغاز شد تا ما بتوانیم از گسل اینها با آمریکا استفاده کنیم تا تهدیدات آنان را به حداقل برسانیم و کار خود را پیش ببریم.

وی افزود: در ادامه دو کشور چین و روسیه نیز اضافه شدند و در ادامه کار آمریکایی‌ها نیز به این جمع پیوستند. ما همیشه از گسل‌های بین قدرت‌های جهانی استفاده می‌کردیم تا زمان بخریم. از اینکه در زمین بتوانیم به واقعیت‌هایی برسیم که آنان نتوانند این واقعیت‌ها را نفی کنند و مجبور شوند ایران اتمی را بپذیرند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: اما تیم مذاکره‌کننده در سفر اول خود به نیویورک با آمریکایی‌ها سناریویی را تصویب کرد که همان منجر به ژنو و بعد برجام شد.

وی اشتباه دیگر تیم مذاکره‌کننده را بازی در مدل غرب عنوان کرد و گفت:‌ متأسفانه تیم هسته‌ای مبنی بر پیش‌نویس‌های غربی مذاکره کردند. در حقیقت در میدانی بازی کردند که برای‌شان تنظیم شده بود. فرق امام(ره) و مقام معظم رهبری با دیگران این است که این عزیزان میدان بازی را خودشان تنظیم می‌کنند و در میدان دیگران بازی نمی‌کنند.

زاکانی با اشاره به دو ضابطه‌ای که غرب در روند مذاکرات برای ایران ایجاد کرده بود، گفت: اولین ضابطه مسئله فرار هسته‌ای بود که آمریکا گفت: باید بیش از یک سال باشد که این یک موضوع موهوم است. دومین ضابطه نیز قضیه انحراف بود که شاید در اراک ایجاد شود. آمریکایی‌ها در همه مراحل مذاکرات با این دو ضابطه جلو آمدند و این اشتباه بزرگی بود که تیم مذاکره‌کننده ما خود را با این شرایط تنظیم کرد.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی عدم به‌کارگیری از قدرت کارشناسی کشور را دیگر اشتباه تیم مذاکره‌کننده دانست و گفت: تیم مذاکره‌کننده یک رقیب‌پنداری انجام داد مبنی بر اینکه نباید از آنان استفاده کرد. به همین خاطر از ظرفیت های تخصصی کشور استفاده نکردند.

رئیس کمیسیون ویژه بررسی برجام در مجلس اظهار داشت: ما در این کمیسیون برای بررسی برجام به سراغ اساتید حقوق رفتیم مبنی بر اینکه آیا می‌شود برجام را مشروط کرد یا اینکه باید صفر و صد بود. جالب بود که حقوق‌دانان می‌گفتند چرا الان سراغ ما آمدید؟

زاکانی با بیان اینکه تیم هسته‌ای سراغ کسانی رفت که ایده ذهنی آنان را تأیید کند، گفت: آقای ظریف در مجلس به ما گفت که تیم ما در ژنو 16 نفر بودند، اما تیم آمریکایی بالغ بر 140 نفر بودند که سرجمع دیگر کشورها عدد ما را کم‌تر از یک دهم می‌کرد.

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی دیگر اشتباهات تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای را استفاده غلط از ظرفیت‌ها عنوان کرد و گفت:‌ بعضی مواقع غرور یا مقهور توانمندی خود شدن و کم انگاشتن حریف، کار را سخت می‌کند. تیم مذاکره‌کننده، سازمان انرژی اتمی را بعد از ژنو بازی داد.

وی کتمان‌کاری را اشتباه دیگر تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای دانست و اظهار داشت: تیم مذاکره‌کننده این کتمان کاری را هم از شورای امنیت ملی داشت و هم از کمیته هسته‌ای، البته لاریجانی سعی می‌کند که بقبولاند کمیته هسته‌ای در جریان بوده است.

زاکانی در همین رابطه با اشاره به جلسه ابوترابی با شمخانی، گفت: آقای ابوترابی در جلسه‌ای از آقای شمخانی می‌پرسد، مگر می‌شود این تیم خودسر حرکت کند؟ که شمخانی در جواب می‌گوید؛ اینها گزارشی در شورا ندادند و ما ارتباط جدی با اینها نداشتیم و حتی پرونده را از شورا بیرون برده بودند و کمیته هسته‌ای هم به‌طور جدی در جریان امر نبود.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: نمونه مثال دیگر این است که قبل از برجام، آقای روحانی سفری به کشورهای شمالی ایران داشتند. در فرودگاه جلسه‌ای با حضور آقای روحانی، لاریجانی، شمخانی و ولایتی که برخی اعضای کمیته هسته‌ای هستند، برگزار شد. در آنجا نسخه‌ای دست آقای روحانی و لاریجانی بود که مورد اعتراض شمخانی و ولایتی قرا می‌گیرد که آنها می‌گویند لااقل به ما هم بدهید تا ما هم ببینیم که چه چیزی محل بحث شماست. این نشان می‌دهد نه تنها دانشگاه یا مجلس در جریان دقیق کار نبود و اطلاع کافی را نداشت، بلکه خود کمیته هسته‌ای هم در جریان امر نبود.

زاکانی با بیان اینکه مقام معظم رهبری کلیات مذاکرات را تعیین کرده بودند، گفت: اینکه سعی می‌کنند بگویند هسته‌ای، پرونده رهبری است، ظلم است. هرجا کم می‌آورند به رهبری سوق می‌دهند که این نادرست است. مقام معظم رهبری فرمودند؛ بنده در جزئیات مذاکرات دخالتی نکرده و نخواهم کرد، پس جزئیات نسبتی با ایشان ندارد، بلکه با کمیته هسته‌ای است و باید مسئولیت آن را روحانی و لاریجانی و خاصه آقای روحانی بپذیرند.

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی کم‌ارزش‌پنداری حوزه فناوری هسته‌ای را دیگر اشتباه تیم مذاکره‌کننده خواند و گفت: این یک آسیب است که حوزه هسته‌ای را از سایر حوزه‌های فناوری مجزا کنیم. اگر در این حوزه دست‌مان را ببندند، قطعاً دست‌مان در سایر حوزه‌ها نیز بسته خواهد شد. برای مثال قطعاتی که کاربرد دوگانه دارند (که در برجام آمده)، تنها مربوط به حوزه هسته‌ای نمی‌شود، 70-60 درصد از حوزه‌های نظامی ما را نیز دربرمی‌گیرد.

وی در ادامه سخنان خود با بیان اینکه وقتی وارد برجام می‌شویم، مشکلات دیگری را پیش روی خود می‌بینیم، گفت: اولین سؤال بنده از تیم مذاکره‌کننده در کمیسیون برجام این بود که آیا شما آمریکا را دشمن می‌دانید؟ چراکه وقتی برجام را بررسی می‌کنیم، به گونه‌ای تنظیم نشده که نشان دهنده روابط بین دو دشمن باشد.

زاکانی تصریح کرد: برجام از طرف آمریکایی‌ها با توجه به اینکه ایران دشمن است، تنظیم شده و این را اوباما نیز رسما اعلام کرد، اما از طرف ایران این‌گونه نیست و به گونه‌ای است که انگار آمریکا دیگر قصد براندازی ندارد و آژانس قرار است دیگر راست بگوید و هیچ وقت دیگر گزارش غلط نخواهد داد،‌ اروپایی‌ها نیز از دید نفوذ و سیطره به ایران نگاه نکنند و همکاری‌های صمیمی با ایران داشته باشند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با تأکید بر اینکه برجام از طرف آمریکا در نهایت دقت، اما از طرف ما در نهایت اعتماد، سادگی و اطمینان به عدم سلطه‌گری آمریکا تنظیم شده است، گفت: سند برجام بسیار تو در تو است و وقتی به زمینه پنجم آن می‌ رسیم، می‌فهمیم عجب کلاهی سر ما گذاشته‌اند.

وی با اشاره به پیچیدگی‌های متن برجام گفت: آقای روحانی و آقای لاریجانی می‌گویند که تحریم‌ها برداشته می‌شوند، حالا آیا واقعاً این‌گونه است؟ در جلسه‌ای که ما با آقای لاریجانی داشتیم، گفت؛ من نگاه دوستان را قبول ندارم و تحریم‌ها برداشته می‌شوند. بنده به آقای لاریجانی گفتم اطلاعات دوستانی که می‌گویند تحریم‌ها برداشته می‌شود، کامل نیست. کسانی که می‌خواهند اظهار‌نظر کنند باید تمام ضمائم را خوانده باشند، اما آنها فقط 37 بند کلیات را خوانده‌اند.

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی در ادامه تصریح کرد: اشکال جدی که وجود دارد، نگاه سطحی به ماجراست. از همین منظر یک نگاه بین نمایندگان وجود داشت که نگاه آقای لاریجانی و دوستان ایشان بود که می‌گفتند؛ این سند نوشته شده و البته اشکالاتی دارد، اما محاسنی نیز دارد و ما باید در آنجایی که اشکالات وجود دارد، تفسیر خودمان را بکنیم. ما گفتیم این نگاه واقع‌بینانه نیست؛ چرا که ما با متن طرف هستیم. یعنی اگر برجام می‌گوید تحریم‌ها برداشته نمی‌شود، ما بگوییم برداشته می‌شود؟ ما گفتیم این برداشت درستی نیست.

زاکانی اشکال دیگر را خوش‌بینی برخی نمایندگان را به برجام عنوان کرد و گفت: برخی نمایندگان به ما که در کمیسیون برجام بودیم، گفتند گزارش دقیقی از برجام ندهید؛ چرا که آمریکایی‌ها سوءاستفاده می‌کنند. در همین راستا یکی از اعضای کمیسیون گفت؛ گزارش کمیسیون ضربه به نظام زد. اینان فکر می‌کردند آمریکایی‌ها مواردی را که ما عنوان کردیم را نفهمیده بودند.

زاکانی در ادامه سخنان خود خاطرنشان کرد: اشکال دیگر برجام این است که در آن تمام شرایط و تعهدات ما شفاف بیان شده، درحالی که تعهدات طرف مقابل مبهم است. اشکال دیگر این است که گام‌های ما مقدم بر طرف مقابل است.

وی افزود: از دیگر اشکالات برجام این است که ما باید راستی‌آزمایی شویم، ولی برای طرف مقابل چنین چیزی وجود ندارد، سازوکار رسیدگی به حل‌وفصل اختلافات نیز به گونه‌ای تعیین شده که در هر صورت ما محکوم می‌شویم، همچنین این سند بر پیش فرض‌های غلطی استوار است.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی ادامه داد:‌ اینکه می‌گویند ما در گذشته در معرض جنگ بودیم و الان نیستیم و اینکه الان از ذیل فصل 7 بیرون آمدیم، درست نیست و اینکه در گذشته فروش نفت ما صفر بود و نمی‌شد کشور را اداره کرد، درست نیست. بعد از ژنو بر همان پایه قبلی فروش رفت، اما قیمت نفت کاهش پیدا کرد و کشور ضربه خورد.

زاکانی در ادامه سخنان خود پیرامون اقدامات مجلس در خصوص برجام گفت: اشکالی که ما در طرح مجلس دیدیم این بود که شعاری است تا قانونی باشد و طرحی نیست که مسیر را ریل‌گذاری کند.

وی افزود: ما در کمیسیون ویژه برجام کف نقاط منفی را گرفتیم، اما از واقعیت پایین‌تر نیامدیم، البته نقاط مثبت را هم بیان کردیم. در این مسیری که ما آمدیم، آنچه باعث دل‌آرامی است این است که بناست اشکالات موجود به طریق دیگر جبران شود.

زاکانی اضافه کرد: این را باید بدانیم آنچه در سوریه اتفاق می‌افتد (در مدل سه بخشی آمریکا، روسیه ـ چین و انقلاب اسلامی) ظرفیت‌های بخش دوم به استخدام بخش سوم درآمده است، یعنی بخش دوم که روسیه و چین است، اصلاً خود می‌دانند که ماندگاری‌شان معطوف به هم‌پیمانی با جهان اسلام، آن هم اسلام عقلانی و خردمند است.

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی پیرامون شرایط پس از برجام نیز گفت: برجام سرپلی است که می‌شود از قبل آن اندیشه‌های نادرست شیطان بزرگ در سایر عرصه‌های ما رسوخ کند و ما را دچار انفعال، عقب‌گرد و عدول از ارزش‌های انقلابی کند.

وی با اشاره به نقش دانشجویان در دوران پس از برجام، گفت: دانشجو باید بر پیامد‌های نرم‌افزاری، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی پس از برجام متمرکز شود و این موضوع را واکاوی کند؛ چراکه این حوزه جایی است که بیش‌ترین آسیب را به ما می‌زند.

زاکانی با بیان اینکه برجام براساس یک خوش بینی بسته شده، گفت: وظیفه دانشجویان دقت در کلیات برجام است؛ چرا که مبنی بر ذائقه‌های مردم است. برخی تلاش می‌کنند قبح جنایتکاری آمریکا را از بین ببرند، اما شما دانشجویان باید واقعیت‌ها را به مردم بگویید تا جامعه را مصونیت بخشید.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: میدان بازی اصلی جریان دانشجویی این است که دائماً افق‌های پیش رو را یادآوری و خطرات موجود در برجام را یادآوری کند تا جامعه دچار خمودگی نشود. این را هم باید بدانیم که ممکن است دشمن برای اهدافش از جریانی در داخل حمایت کند، مانند کسانی که می‌گویند آمریکا آنقدرها هم بد نیست و فقط به دنبال شفافیت ما هستند.

زاکانی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا دفاع برخی نمایندگان اصولگرای مجلس ناظر به انتخابات بعدی است، گفت: من نمی‌توانم نیت خوانی کنم اما این را می‌توانم بگویم برخی آقایان علاقه‌مند بودند آنچه خود از برجام می‌پسندند را تفسیر کنند و نه واقعیت‌ها را، البته دوم خرداد‌ی‌ها به شدت تلاش می‌کنند تا این طیف از آقایان را به خودشان نزدیک کنند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در پاسخ به سؤالی در خصوص عملکرد کمیسیون برجام اظهار داشت: کمیسیون برجام به صد درصد اهداف خود رسید. این کمیسیون وظیفه طرح دادن نداشت، اما گزارش خود را تهیه و در صحن مجلس قرائت کرد. از آن زمان تا امروز نیز کسی نگفته یک خط از گزارش غلط است.

زاکانی در ادامه پیرامون انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی نیز گفت: انتخابات، صحنه بسیار سختی است، بسیاری از آقایان در جریان اصولگرا یا عبرت نگرفتند یا شرایطی را دنبال می‌کنند تا خود محور اصولگرا شوند، به جای اصول و ارزش‌ها، لذا ممکن است ما از قبل این آسیب ببینیم.

وی افزود: هوشیاری در متن نیروهای انقلاب ثابت کرده که راه گذشته‌ای در جهت افتراق بوده، غلط است و اگر در رأس هم به وحدت نمی‌رسیم باید در بدنه به وحدت برسیم و این وحدت را بر محور اصول و ارزش‌ها قرار دهیم و در انتهای کار نیز دست به شایسته‌گزینی بزنیم.

زاکانی در ادامه در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا بهتر نبود مجلس در بحث برجام ورود نمی‌کرد، گفت: این را باید بدانیم علاقه‌ای نداشت مجلس در این خصوص ورود کند، اما در خود مجلس دو نگاه وجود داشت. یک نگاه این بود که باید درباره برجام کلی‌گویی کنیم و نیازی به واکاوی‌ها نیست، اما گروه دیگر می‌گفتند این نگاه سطحی است و ما وظیفه داریم برجام را بررسی و واکاوی کنیم.

عضو فراکسیون اصولگرای مجلس شورای اسلامی ادامه داد: از این جهت ما وارد شدیم و کمیسیون برجام به بررسی متن برجام اقدام و گزارشی ارائه کرد، اما آقای لاریجانی از 2 ماه قبل‌ طرح هسته‌ای را آماده کرده بود و آن را پایه کار قرار داد و دیدید که آن اتفاق در مجلس افتاد که هیچ منفعتی برای مجلس نداشت و تبدیل به امری صوری و ظاهری شد.

زاکانی در ادامه سخنان خود پیرامون عملکرد کمیسیون برجام گفت: کمیسیون برجام نشان داد مجلس چقدر می‌تواند خود را بالا بکشد، برای مثال در دعوت از آمانو، مجلس نشان داد اگر خود را دست کم نگیرد، می‌تواند در رأس امور باشد. در همین رابطه باید بگویم وقتی آمانو را به مجلس دعوت کردیم، آقای لاریجانی به ما گفت: ‌چه می‌خواهید به او بگویید و ما گفتیم می‌خواهیم حرف حق‌مان را بزنیم.

رئیس کمیسیون ویژه بررسی برجام افزود: در جلسه‌ای که با آمانو داشتیم، به وی گفتیم که ما به شما اعتماد نداریم و مشکل ما گذشته سیاه شماست. ما در نهایت احترام با آمانو برخورد کردیم و این آمانو بود که در مقابل منطق صحیح و انقلابی ما، قرار گرفته بود. آمانو در جلسه دست و پای خود را گم کرده بود و می‌گفت من خودم را در بین شما گم کرده‌ام.

زاکانی در پاسخ به سؤالی مبنی بر واقعیت جلسه‌ آقایان لاریجانی، شمخانی و حجازی پیرامون تأیید طرح مجلس برای برجام، گفت: برگزاری چنین جلسه‌ای دروغ است، اصلاً چنین جلسه‌ای تشکیل نشده است.

وی افزود: در جریان بررسی طرح هسته‌ای مجلس آقای باهنر پیش آقای کوچک‌زاده می‌رود و به وی می‌گوید؛ آقایان حجازی، شمخانی و لاریجانی جلسه‌ای داشتند و این طرح را تنظیم و تأیید کردند. من همان جا به آقای کوچک‌زاده گفتم این حرف دروغ است. من اطلاع دارم سخن آقای باهنر نادرست بود، اطلاعات غلط به آقای باهنر داده بودند، اما همین اطلاعات غلط را در صحن مجلس به خیلی از نمایندگان می‌دادند و آنها را دچار اشتباه کردند.

زاکانی در پاسخ به این سؤال که چگونه است آقای صالحی از گزارش کمیسیون برجام حمایت کردند، اما در زمان بررسی طرح هسته‌ای مجلس آن گونه رفتار کردند، گفت: من در یک جایی گفتم آقای صالحی در جلسه‌ای گفتند بروید دعا کنید آمریکایی‌ها برجام را به هم بزنند. بعد از اینکه این مطلب را بنده گفتم، آقای صالحی گفتند زاکانی این را در خواب دیدند. این درحالی است که در آن جلسه آقایان نجابت، زارعی و نبویان بودند و شنیدند. به همین خاطر از این اظهارات تعجب نمی‌کنم.

وی در خصوص بیانیه 5 عضو کمیسیون بررسی برجام علیه گزارش کمیسیون گفت: جنس 5 نفری که علیه کمیسیون برجام بیانیه داده‌اند، یکی نیست و برای من عجیب است که چگونه اینها با هم این بیانیه را صادر کرده‌اند. دو نفر از اینان از جمله آقایان تاج‌گردون و پزشکیان سابقه اصلاح‌طلبی دارند، آقای منصوری آرانی نیز از حامیان دولت است. یکی از اینها اعتقاد داشت اصلاً ما نباید درمورد متن برجام کاری انجام دهیم و باید درمورد مشکلات جامعه بگوییم. آقای پزشکیان نیز از روش کار ایراد گرفت، البته من به ایشان گفتم شما این روش کار را بنویس، اما ایشان نیاورد.

وی افزود: برخی از دوستان دیگر نیز می‌گفتند شما دقیق گزارش ندهید؛‌چرا که ضعف‌ها مشخص می‌شود و آمریکا سوءاستفاده می‌کند، انگار طرف مقابل هیچ اطلاعی ندارد و اگر ما از مکانیزم ماشه سخن بگوییم، آن وقت آنها می‌فهمند این مکانیزم چیست.

زاکانی افزود: دو نفر دیگر که آقای حقیقت‌پور و بروجردی هستند، تمایل به طیف آقای لاریجانی دارند و علاقه‌مند به نگاه آقای لاریجانی هستند. اینها می‌گفتند آنچه مطلوب خودمان است را در گزارش بنویسیم که ما گفتیم اگر مطلوب خودمان با متن تعارض داشت، چه می‌شود؟ اینان می‌گفتند نباید همه ابعاد را واکاوی کنیم. بنده می‌بینم برخی‌ها خلاف واقع مصاحبه می‌کنند، البته ما سکوت می‌کنیم، اما اگر بخواهند ادامه دهند و اگر بخواهیم واقعیت‌های پشت پرده را بگوییم، برای خیلی‌ها بد می‌شود.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی پیرامون نظر دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی پیرامون طرح هسته‌ای مجلس گفت: دبیرخانه نگاهش بر تفاهم بود و در جلسه‌ای هم که در شب قبل از تصویب طرح هسته‌ای برجام در شورا داشتیم، یک کفی را مدنظر گرفتند و بنا شد سایر نقاط را با آقای لاریجانی تفاهم کنند، اما آقای لاریجانی گفتند، من نمی‌توانم درب پیشنهادات را باز کنم؛ چرا که دیگر نمی‌توانم پیشنهادات را جمع کنم.

زاکانی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه نظر شورای عالی امنیت ملی و دبیرخانه این شورا درباره برجام چیست؟ گفت: در شورای عالی امنیت ملی دو گروه موافق و مخالف برجام وجود داشتند. درخصوص نظر دبیر شورا نیز باید از خود ایشان سؤال بپرسید، با خروجی‌هایی که کمیسیون برجام داشت، دبیر شورا این خروجی‌ها را مثبت می‌دیدند و می‌گفتند منصفانه و دقیق است.

وی در پایان گفت: در خصوص طرح هسته‌ای مجلس نیز از دبیر شورا بسیار خرج شد، دبیرخانه ناظر بر تفاهم بود، اما این مورد نظر برخی دوستان نبود.





http://emsa4.samenblog.com/uploads/e/emsa4/233451.jpeg



برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

★زاکانی:مردم ایران! طبق برجام تحریم‌ها لغونشدنی ومسیرشکایت ایران مسدوداست/ازعراقچی پرسیدم به کجا می‌توانیم شکایت کنیم ایشان پاسخ داد به خ

نظرات 0

نطق محکم زاکانی در مخالفت با کلیات طرح یک فوریتی مجلس

آقای لاریجانی! شما که تمام قد از طرح دفاع می کنید، اجازه بدهید منطق مخالفان هم شنیده بشود/ مردم ایران! طبق برجام تحریم‌ها لغونشدنی و مسیر شکایت ایران مسدود است

من از آقای عراقچی پرسیدم ما به کجا می‌توانیم شکایت کنیم ایشان پاسخ داد باید به خدا شکایت کنیم. اگر می‌خواستیم به خدا شکایت کنیم که دیگر مذاکره نمی‌کردیم.


علیرضا زاکانی رئیس کمیسیون ویژه بررسی برجام مجلس شورای اسلامی در تذکری به رئیس مجلس اظهار داشت: بنده در تذکذ شفاهی هم قید کردم، تذکر من عدم رعایت آیین‌نامه در سیر رسیدگی به این موضوع است.



وی افزود: تذکر من بر مبهم برخورد کردن و عدم انعکاس آن به کمیسیون تخصصی توسط هیأت رئیسه است. کمیسیون برجام ۴۰ روز شبانه‌روز تلاش کرده است تا بتوانند ابعاد مختلف و پیچیده این توافقنامه را مورد بررسی قرار دهد.



رئیس کمیسیون ویژه برجام مجلس همچنین تصریح کرد: نهایت امر به گزارشی رسیدیم که مبتنی بر قواعد کمیسیون‌های مجلس به تصویب رسید و به لطف خدا در صحن منعکس شد.



زاکانی خطاب به لاریجانی گفت: اما جنابعالی این طرح را از دو ماه قبل آماده کرده بودید؛ سپس به دو فراکسیون موکول کردید و فراکسیون اصولگرایان با اهتمام به این موضوع که مشکل ملی است و باید آن را از طریق تفاهم حل کنند وارد صحبت شد، اما در نهایت در حضور شما آنچه که مورد توجه فراکسیون اصولگرایان بود مورد دقت نظر واقع نشد و نکات مهم آن حذف شد.



وی همچنین خاطرنشان کرد: ما در صحن مجلس سکوت کردیم و علت آن این بود که می‌گفتیم از طریق قانونی و به واسطه ماده ۱۴۵ امکان تصحیح مشکلات داخل این طرح وجود دارد. طرحی که بیشتر به یک بیانیه سیاسی معطوف است تا یک طرحی که بتواند چارچوب قانون‌گذاری را بگذارد.



رئیس کمیسیون ویژه برجام مجلس در ادامه مطلب فوق اضافه کرد: اینکه وندی شرمن دیروز اعلام کرده است این طرح تمام خواسته‌های آمریکا را تأمین می‌کند در حقیقت مجلس ایران زیر بار این حرف نخواهد رفت. شما در صحن از دو فراکسیون هزینه کردید. از دفتر و دبیرخانه هزینه کردید در حالیکه دست‌خط‌های دبیرخانه دست بنده هست که اشکالات جدی را به این طرح جنابعالی گرفته‌اند.



وی عنوان کرد که ما باز هم سکوت کردیم و این گزارش به کمیسیون امنیت موکول شد و کمیسیون مذکور بر خلاف نصح صریح ماده ۱۴۵ قبل از کمیسیون‌های فرعی آن را رسیدگی کرد و نتیجه رسیدگی خود را با حداقل تغییراتی آن را به صحن منعکس کرد.



زاکانی متذکر شد: این مسئله نه به صلاح مملکت و منافع کشور است و شما باید تجدیدنظر کنید. دیروز به ما گفتند که دبیرخانه به دنبال تفاهم است. دوستانی که امروز سکوت کردند به خاطر اینکه صبح ما در جلسه به آنها گفتیم دبیرخانه در حال تفاهم است. دبیر محترم شورای عالی امنیت ملی صبح امروز نزد بنده به مسئول دفتر شما زنگ زدند و خواهش کردند که به آقای لاریجانی بگویید این را از دستور خارج کند.



وی در خاتمه عنوان کرد: مملکت نیاز به تفاهم دارد. نیاز به ضدیت با هم ندارد، ما مکمل دولت هستیم. دولت و مجلس یکی است. ما امروز هستیم اما آینده نه آقای ظریف نه آقای لاریجانی هست. خواهش می‌کنم این تذکر را رعایت کرده و از دستور کار خارج کنید. با هم تفاهم کنید و یک کار ملی انجام دهید.


تذکر آیین‌نامه‌ای زاکانی نسبت به عدم ارجاع طرح برجام به کمیسیون تخصصی



علیرضا زاکانی در تذکر شفاهی دیگری در صحن علنی مجلس گفت: تذکر من عدم رعایت آیین‌نامه در سیر رسیدگی به طرح یک فوریتی اقدام متقابل و متناسب دولت در اجرای برجام است.



رئیس کمیسیون برجام نسبت به عدم رعایت آیین‌نامه داخلی مجلس در عدم ارجاع طرح اجرای برجام به کمیسیون تخصصی تذکر داد و به طرح اتهام علیه خود اعتراض کرد.



وی با اشاره به اینکه تذکر بعدی او عدم ارجاع این طرح به کمیسیون تخصصی است خاطرنشان کرد: کمیسیون برجام ۴۰ شبانه‌روز تلاش کرد تا بتواند ابعاد مختلف و پیچیده این توافقنامه را مورد بررسی قرار دهد و در نهایت به گزارشی رسیدیم که مبتنی بر قواعد کمیسیون‌های مجلس به تصویب رسید و در صحن منعکس شد اما جنابعالی - لاریجانی - طرحی را که از دو ماه قبل آماده کرده بودید در دستور گذاشتید.



بر این اساس لاریجانی در اینجا پاسخ داد تذکر شما قبلاً توسط دیگر نمایندگان مطرح شده و پاسخ داده شده است که زاکانی در جواب گفت: شما اتهام دروغ به من زدید من صبح در دبیرخانه شورای امنیت ملی بودم، صحبت‌هایی که دیروز بعدازظهر با آقای شمخانی کرده بودید مطرح شد و مسئول مربوطه گفت آقای لاریجانی درست مطلب را منتقل نکرده است.



رئیس مجلس توضیح داد: من دیشب با شخص آقای شمخانی صحبت کرده بودم از اول تا آخر طرح را با هم خواندیم بعد شما رفتید از یک نفر دیگر پرسیدید.



گزارش خبرنگار فارس حاکی است زاکانی با پافشاری بر اینکه لاریجانی وی را متهم به سخن کذب کرده است، گفت: شما می‌خواهید از این طرح دفاع کنید خب دفاع کنید اما منطق ما را هم بشنوید.



لاریجانی در پاسخ گفت: من سیر مسئله را طرح کردم.



نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با تأکید بر اینکه اکثر توافق‌های فراکسیون اصولگرایان درباره طرح مزبور رعایت نشده است، گفت: آقای زارعی می‌توانند در این باره توضیح دهند.



بر این اساس رئیس مجلس شورای اسلامی پاسخ داد: اشهدوا بالله تا آخر با هم توافق کردیم به جزء یک مورد؛ اینکه طرح بنده نیست که من از آن دفاع کنم این یک طرح ملی است. آیا من از آن بهره‌ای دارم؟ شما طوری می‌گویید که انگار من از آن نفعی می‌برم.

زاکانی در مخالفت با کلیات طرح: مردم ایران! طبق برجام تحریم‌ها لغونشدنی و مسیر شکایت ایران مسدود است



علیرضا زاکانی همچنین در مخالفت با کلیات طرح اقدام متقابل و متناسب دولت در اجرای برجام، گفت: ما امروز در یک گردنه حساسی از تاریخ قرار داریم.

نماینده مردم تهران در مجلس با تأکید بر اینکه تحریم‌ها طبق برجام لغوشدنی نیست، گفت: طبق برجام مسیر شکایت و حق‌خواهی ایران در توافق هسته‌ای مسدود است.



وی با اشاره به اینکه به تعبیر شورای نگهبان ۷ موافقت‌نامه‌ای که در آن تعهد ایجاد شده باشد باید به مجلس ارائه شود، گفت: دولت تدبیر و امید به مجلس بی‌اعتنایی کرد و علاوه بر آن از خطوط قرمز هسته‌ای نیز در توافق عبور شد.



زاکانی با اشاره به اینکه تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای قوانین مصوب مجلس درباره موضوع هسته‌ای کشور در سالهای ۸۴ و ۹۲ را مدنظر قرار نداد، گفت: قانون مصوب سال ۸۴ درباره بازنگری در مورد همکاری ایران باMPT به تعبیر رهبر انقلاب جزو بهترین قوانین صد ساله کشور است.



وی همه ادعاهای شکل گرفته درباره برجام را نادرست خواند و افزود: گفتند برجام سایه جنگ را از سر کشور برمی‌گیرد در حالی که همه اذعان دارند که سایه جنگ به واسطه اقتدار ایران از سر کشور برداشته شده است.



زاکانی با تصریح بر این نکته که ما هنوز ذیل ماده ۴۱ فصل هفتم منشور ملل متحد هستیم، گفت: آقای ظریف گفتند اگر ما توافق نمی‌کردیم فروش نفت به صفر می‌رسید در حالی که آماری که از آمریکا منتشر می‌شود این را رد می‌کند. اگر کسانی می‌خواهند کشور را بحرانی نشان دهند خود باید توضیح دهند ما در اوج تحریم‌ها ۱.۹ میلیون بشکه نفت می‌فروختیم.



وی افزود: اعلام کردند که برجام تحریم‌ها را لغو می‌کند اما هیچ تحریمی جزء ۴ و نصفی که جزو دستورات رئیس جمهور آمریکا بود حذف نمی‌شود.



رئیس کمیسیون ویژه برجام مجلس شورای اسلامی تمام پیش‌فرض‌ها راجع به مذاکرات هسته‌ای را نادرست برشمرد و گفت: تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای در جزئیات با هیچ کس هماهنگ نبود و به گفته دبیر شورای عالی امنیت ملی در کمیسیون برجام شورای عالی امنیت ملی در جریان این امور نبود و کمیته هسته‌ای جلسات آن چنانی نداشت لذا آنچه اعلام می‌کنند یک کلیاتی است زیرا دولت علاقه نداشت برجام در مجلس بررسی شود.



وی با یادآوری تأکید مقام معظم رهبری بر اینکه اگر تحریمی لغو نشود ما تأسیسات هسته‌ای خود را در زمین جمع نخواهیم کرد، پرسید کجای دغدغه رهبری رعایت شده است؟ آقای لاریجانی هم مخالف آمدن برجام به مجلس بود و در مصاحبه‌ای گفت نظر رهبری بود که برجام در مجلس بررسی شود.



نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی از اعتراض خود به کمیسیون امنیت ملی سخن گفت و با اشاره به اینکه این کمیسیون از کارشناسان برای بررسی طرح یک فوریتی بهره نگرفته است، خاطرنشان کرد: در زمینه برجام اعلام شده است که ظرف ۲۴ ساعت از هر جا که خواستند می‌توانند بازدید کنند.



زاکانی با تأکید مجدد بر اینکه تحریم‌ها لغو شدنی نیست، گفت: سخنان آقای عراقچی، صالحی و ظریف با هم تناقض دارد؛ ما فهمیدیم که ۵ سند درباره توافق هسته‌ای وجود دارد که اولی برجام و دومی قطعنامه شورای امنیت است.



وی ادامه داد: سومین سند برنامه بلندمدتی است که آقای عراقچی گفت همین برجام است اما آقای صالحی در جلسه کمیسیون گفت در حال تدوین است؟



نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: سند چهارم توافق محرمانه میان ایران و آژانس است که به ما عنوان شد کلیاتی از آن را می‌توانیم مطرح کنیم اما سند پنجم بین ایران و آمریکا امضا شده است.



وی مسیر شکایات و حق‌خواهی ایران را در برجام مسدود دانست و اظهار داشت: من از آقای عراقچی پرسیدم ما به کجا می‌توانیم شکایت کنیم ایشان پاسخ داد باید به خدا شکایت کنیم. اگر می‌خواستیم به خدا شکایت کنیم که دیگر مذاکره نمی‌کردیم.



نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با تأکید بر اینکه تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای نتوانسته است حقوق اساسی ایران را از گرگ‌های اروپایی و آمریکایی بگیرد، تصریح کرد: قرار نیست اگر این تیم نتوانست حق ما را بگیرد ما به این طرح رأی موافق دهیم.

(منبع:سایت خبری رجا)


http://emsa4.samenblog.com/uploads/e/emsa4/175661.jpg


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print
/'

ابزار هدایت به بالای صفحه

On(this)

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

onmouseout=