X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



♥درج مطالب با ذکر آدرس سایت کاملا مجاز است ♥صحت یا عدم صحت مطالبی که از سایتهای دیگر گرفته شده بر عهده خود آن سایتها میباشد. ما سعی میکنیم انشالله مطالبی که کذب نیستند در سایتمان قرار دهیم اما باز هم اطمینان صد در صد نمیدهیم! والله اعلم. ♥♥التماس دعا ●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●● اقتصادی

«مک دونالدیسم» در قلب شهرهای جمهوری اسلامی جریان دارد

نظرات 0

۹۷

رحیم کازرونی

 

وقتی مسئله مجوز حضور ساندویچی مک دونالد در ایران مطرح شد، زمینه خوبی فراهم آمد که به پیامها و اثرات فرهنگی و لایف استایلی بازارهای امریکایی و شبه امریکایی در دنیا و ایران بیش از پیش توجه شود. اما متاسفانه، با منتفی شدن مجوز مک دونالد، انگار پرونده این بحث مهم هم تمام شد و دغدغه مندان فرهنگ اسلامی و ضدامریکایی، گویی خیالشان از بابت عدم حضور این گونه بساطها در کشور موقتا راحت شد. حال آنکه می بایست چشمان‌مان را به آنچه از سالها پیش داخل کشور جریان دارد و براحتی از سوی نهادهای مختلف مجوز می گیرد، بیشتر باز می کرد. «مک دونالد» چیزی جز نماد تابلو شدۀ مصرف گرایی و فرهنگ امریکایی نیست، و معلوم بود که شاخکهای همه را داخل ایران حساس می کند و مجوز نمی گیرد. مسئلۀ اصلی که در غفلت رسانه ها و نخبگان جامعه، و با تسامح و اقتصادزدگی مسئولین، در ایران مبتلابه است، همان است که تحت عناوین مختلف فلان شرکت و فروشگاه برند خارجی، به بهانه فلان نمایشگاه تجاری، یا حتی جشنواره های فرهنگی، فرش قرمزی برای خودنمایی ارزشهای امریکایی در باشکوه ترین ساختمانها و اماکن دولتی و غیردولتی این کشور برپا می شود و فریاد خاصی از سوی همان شاخکهای حساس بلند نمی شود.

 

شاید وقتی صرف مصرف و تجارت در این گونه مراسمات و بازارها مطرح باشد، در صورتی که حدود و ثغور قضیه از بابت مقاومت اقتصادی مقابل نفوذ سلطه طلبانه سرمایه داری غربی حفظ شده باشد یا ترویج مصرف گرایی نباشد(که در غالب موارد هست)، نشود دور آن را خط قرمزی مطلق کشید. یا حداقل به زعم نگارنده تکلیف حدود و ثغور مسئله مصرف و این گونه تجارتها و تبلیغات در تئوری انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی هنوز روشن نیست. اما وقتی دیگر پای «شهوت جنسی» به میان می آید و مصرف گرایی و تجمل با ابتذال و بی عفتی فخرفروشانۀ نوع مشتریان و اصحاب تبلیغاتی و مانکنهای ایرانی پشت میز آنها جمع می شود، دیگر فضای این بازارها و مراسمات، صریحا می شود نماد پست ترین ارزشهای فرهنگ امریکایی؛ مظهر واقعی هر آنچه که می خواست با ورود مک دونالد و امثالهم به کشورهایی مثل ما وارد شود و جا بیفتد. دیگر هیچ توجیهی برای مجوز دادن باقی نمی ماند. در واقع امریکا برای صدور فرهنگ مادی خودش به ایران اسلامی و انقلابی، به هیچ وجه معطل یک ساندویچ فروشی خاص نشده است و دارد نفوذ خودش را به عیان ترین شکل و براحتی در قلب شهرهای جمهوری اسلامی پیش می برد. تصویر پیوست این یادداشت، فقط مربوط به دو مارک سونی و لورئال  می شود و از گونه این تصاویر زیاد می شود پیوست کرد.

 

اکنون در شمال تهران - این سفارت بزرگ تمدن امریکایی در قلب ایران – هر چند روز، یک فروشگاه به اصطلاح برند افتتاح می شود با مانور همان تجمل و ابتذال بالا و احیانا حضور تبلیغاتی فلان بازیگر مرد یا زن ایرانی با همان فخرفروشی. گاه به گاه، رونمایی فلان فیلم ایرانی – احتمالا با عناصری از فرهنگ امریکایی - در فلان مجتمع سینمایی و غیره، برگذار می شود، دوباره با جولان همان مظاهر و باز با پشتیبانی تجاری و معنادار یکی دو برند خارجی! در خیابانهای معروف مشهد مقدس، اکنون راسته ای از فروشگاه ها و پاساژها و کافی شاپهای شیک ایجاد شده است با غلبۀ همین فضا و نمودها. در شیراز و اصفهان و کرمان و شمال و کیش و صدها نقطۀ دیگر این کشور ضد امریکایی، همین بساطها، همین مظاهر، همین اجتماع تجمل مصرفی و خودنمایی جنسی، در مقیاس انبوه و با سرعتی فزاینده، در حال براه افتادن است. و تصاویرشان، باز به یمن عکاسهایی که باید تمام قد این جلوه ها را در قاب بگیرند، می رود روی اینترنت و در ابعادی چند برابر، این فرهنگ را اشاعه می دهد.  شهرداری و وزارتخانه های مختلف و اماکن پلیس و همه و همه، براحتی و بی نظارت مجوز می دهند و فرهنگ شهرها و خیابانها و خانواده هایمان را استحاله می کنند و رسانه های اصولگرا و اجتماعات حزب الهی هم مشغول سر دادن شعار مرگ بر امریکا و ضدیت با سرمایه داری در این گوشه و آن گوشه می شوند و سوزنهایشان – در بالاترین سطح مطالبشان علیه نفوذ فرهنگی امریکا - گیر می کند روی «اسم» مک دونالد و فلان سوژۀ خاص دیگر.

 

حضور مک دونالد در ایران، سالبه به انتفاع موضوع است برادران. دیگر جمهوری اسلامی قرار نیست به تابلوترین نمادهای امریکایی که مجوز بدهد. ولی در سایۀ غفلت ما، به «امریکایی»ترین مظاهر اقتصادی و فرهنگی، تحت برندها و اسم ها و مراسمات گوناگون، در حال جواز دادن است.( رجانیوز)


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

اظهارات ضد توسعه ویکتور اوربان در محضر رهبر انقلاب

نظرات 0

اظهارات ضد توسعه ویکتور اوربان در محضر رهبر انقلاب

ویکتور اوربان نخست وزیر مجارستان در دیدار دیروز خود (سه شنبه) با رهبر انقلاب ضمن اشاره به تغییر وضعیت جهان به برخی از عوارض بسیار خطرناک توسعه غربی در اروپا اشاره کرد.
 
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نقشه راه  اظهارات ضد توسعه این مقام غربی می تواند نوعی عبرت برای توسعه گرایان وطنی و جریان ترجمه تفکرات غربی در ایران محسوب شود؛ تا این همه در مدح کارامدی این تفکرات ناکارامد و تجربه شده سخن نگویند.
 
نخست وزیر مجارستان آقای اوربان که در دوران حاکمیت خود چالش هائی با اتحادیه اروپا داشته است؛ ضمن اشاره به اینکه مناسبات جهانی در حال «تغییر» است، گفت: این تغییرات سریع، به تصویری که غرب و قدرت‌های جهانی از خود ایجاد کرده‌اند، صدمه زده و آنان را در شرایط نامساعد روحی قرار داده است.
 
وی گفت: مبنا قرار گرفتن «توسعه»، معیارهای گذشته‌ی غرب را در حوزه‌های اخلاق، سیاست و دین در معرض فروپاشی قرار داده و شرایط سخت و حساسی را ایجاد کرده است.
 
نخست‌وزیر مجارستان مشکلاتی نظیر «کاهش جمعیت»، «از دست رفتن ارزش خانواده و تشویق به تشکیل خانواده‌های ناسالم»، «بحران‌های پی‌درپی اقتصادی»، «تضعیف توان امنیتی و دفاعی» و «حضور تروریست‌ها» را از مسائل فراروی اروپا در شرایط کنونی خواند و گفت: این بحران‌ها غرب را وادار کرده است که رویکرد و نگاه خود را به شرق نزدیک کند تا با یافتن ارزش‌های معنوی بتواند به راه‌حل‌هایی دست یابد. 
 
رجانیوز


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

آیت‌الله نوری‌همدانی: اخذ دیرکرد بانکی حرام است/مسئولان به این امر توجه ‌نمی‌کنند

نظرات 0

آیت‌الله نوری‌همدانی: اخذ دیرکرد بانکی حرام است/مسئولان به این امر توجه ‌نمی‌کنند
یکی از مراجع تقلید با اشاره به اینکه نسبت به اجرای آیات قرآن کریم در جامعه باید تلاش بیشتری صورت بگیرد، گفت: متاسفانه مسئولان توجه کمی نسبت به سخنان علمای جهان اسلام دارند.

به گزارش خبرگزاری فارس از قم، آیت‌الله حسین نوری‌همدانی ظهر امروز در دیدار با رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه کل کشور با اشاره به اینکه مسلمانان باید اهمیت ویژه‌ای به قرآن کریم بدهند، اظهار کرد: فعالیت در حوزه علوم قرآنی بخش‌های مختلفی دارد.

وی افزود: تلاوت، ترجمه، تفسیر صحیح قرآن کریم، از نکاتی است که باید مورد توجه مسلمانان قرار بگیرد که در این راستا تلاوت قرآن کریم سبب آشنایی بیشتر علما و فقها با اسلام می‌شود.

این مرجع تقلید با اشاره به اینکه دشمنان اسلام تفسیرهای نادرستی از آیات قرآن کریم دارند، گفت: در آیات مختلفی همچون مباهله و جنگ احزاب آنان سعی می‌کنند نقش اهل بیت (ع) را در اسلام کمرنگ نشان دهند که علما و فقهای جهان اسلام باید پاسخ درستی در برابر اینگونه تفاسیر ارائه کنند و این تفسیرهای نادرست را مورد نقد قرار دهند.

آیت‌الله نوری‌همدانی تصریح کرد: تعقل و تفکر در آیات قرآن کریم بسیار حائز اهمیت است، تعقل و تفکر در آیات قرآن کریم سبب می‌شود تا بتوانیم به دستورات الهی عمل کنیم.

وی با اشاره به اینکه برخی از مردم جامعه به آیات قرآن کریم و دستورات الهی عمل نمی‌کنند، گفت: بارها گفتیم که دیرکردی که توسط بانک‌ها از مردم اخذ می‌شود، ربا و حرام است اما متاسفانه مسئولان به این امر توجه نکرده‌اند.

استاد حوزه علمیه قم گفت: توجه به عفاف و حجاب، گرانی و مشکلات اقتصادی از دیگر مسائلی است که متاسفانه کمتر مورد توجه مسئولان و مردم قرار گرفته است و باید تلاش کنیم به آیات الهی توجه نشان دهیم و به آنها عمل کنیم.

آیت‌الله نوری‌همدانی بیان کرد: هر فردی به میزان قدرتی که دارد باید در مسیر عمل به قرآن کریم و احیای این امر الهی تلاش کند.



http://emsa4.samenblog.com/uploads/e/emsa4/233448.jpg




برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

♚♛درصدمردم زندگی را از ربا می گذرانند/بسته شدن درهای رحمت به دلیل اقتصاد ربایی ماست

نظرات 0

رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز ایران:
بسته شدن درهای رحمت به دلیل اقتصاد ربایی ماست/ تمدن‌سازی به۲۰۰ انقلاب نیاز دارد
کارشناس مسائل استراتژیک با اشاره به فروپاشی اقتصاد کشورهای غربی گفت: بسته شدن درهای رحمت به روی ما به دلیل اقتصاد ربایی ماست و بهترین راه برای نجات از این موضوع تمسک به قرآن است.

خبرگزاری دانشجو: همایش «ما و دکترین اقتصادی» با حضور حسن عباسی، رئیس مرکز بررسی های دکترینال شب گذشته با حضور پرشور دانشجویان به همت جامعه اسلامی دانشجویان در سالن آمفی تئاتر دانشگاه یزد برگزار شد.



حسن عباسی در این مراسم گفت: یکی از فسادهای عظیم در دنیا این سود خواری عظیمی است که در سیستم ربوی آمریکا وجود دارد و محصول تعداد ۹ انقلاب اقتصادی است؛ اما متاسفانه امروز دانشگاه های ما نیز در سیر تحول در علوم انسانی به آن استناد کرده اند.



آمریکا ام الفساد قرن است



وی افزود: ام الفساد قرن امروز، کشوری است که انسان را پست نشان داده و تمامی فسادها را به صورت یکجا در خود جای داده است.



کارشناس مسائل استراتژیک خاطرنشان کرد: مخالفت ایران با آمریکا مخالفت با پیشرفت نیست؛ بلکه این مخالفت با جوهره ای است که فساد را رقم می زند که در این راستا نیز آمریکا یک روز بدون جنگ را در خود ندارد و خون ریزی یکی از ساز و کارهای آن هاست.



عباسی تصریح کرد: امروز جهان مربوط به اقتصاد است که فروپاشی عظیم اقتصادی را در خود دارد و آمارها حکایت از این است که ۵۷ تریلون دلار جهاد بدهی دارد و کشورهایی مانند آمریکا و کانادا و مکزیک و برزیل و اتحادیه اروپا و هند و چین و استرالیا با وجود این که اقتصادهای برتر نامیده می شوند اما بیشترین بدهی و رکود اقتصادی را دارند.



وی ادامه داد: افق این بدهی، افق نامیمون است و متوسط سالی سه تریلیون دلار به آن اضافه می شود که این بسیار نامبارک است و دنیا را دچار مشکلات خواهد کرد.



کارشناس مسائل استراتژیک بیان کرد: امروز دنیا اذعان کرده است که راه رهایی و درمان اقتصاد جهان مبنی بر اقتصاد اسلامی است.



عباسی تصریح کرد: امروز اقتصاد بدهی زمین به چاپ اسکناس بدون پشتوانه است که این ساختار فروپاشی عظیم است که بیش از ۱۰۰۰ جلد کتاب برای آن نوشته شده و در این راستا نیز خلق پول همان خلق بدهی است و به سرعت اقتصاد جهان را به سمت متلاشی شدن می برد.



وی افزود: اولین تحول در علوم انسانی باید ارائه مدل جدید در اقتصاد باشد و برای اینکه نسل جوان بتواند خود اتکا باشد انتظار زیادی از این نسل نیست؛ اما باید توجه داشته باشیم که جوانانی داشتیم که در اوج جوانی خود با وجود اینکه آشنایی با جنگ نداشتند؛ به نحوی عمل کردند که خرمشهر را فتح کردند و امروز نیز حتما جوانانی هستند که می توانند به این نحو عمل کنند.



تمدن سازی نیازمند بیش از ۲۰۰ انقلاب است



کارشناس مسائل استراتژیک بیان کرد: ما انقلابی سیاسی به نام جمهوری اسلامی داشتیم که بخشی از آن با وجود مخالفت ها صادر شد؛ اما باید توجه داشت که تمدنسازی با یک انقلاب نمی شود و هر تمدنی بیش از ۲۰۰ انقلاب می خواهد و اگر می خواهیم تمدنی را پایه ریزی کنیم، باید بیش از ۲۰۰ انقلاب را رقم بزنیم که انقلاب هنری، صنعتی، سیاسی، اجتماعی، علمی از جمله این انقلاب هاست.



عباسی تصریح کرد: ما بیشتر از اینکه صدور انقلاب داشته باشیم، بیشتر ورود انقلاب داشته ایم و انقلاب ها باید در تک تک حوزه های بانک، بورس، تامین اجتماعی و از جمله این حوزه ها صورت بگیرد.



وی ادامه داد: امروز اساس بانکداری ما اشتباه است و به اسم نظام اجتماعی دینی زیربنای معیشت ما را آلوده کرده است.



کارشناس مسائل استراتژیک خاطرنشان کرد: انقلاب بانکی، انقلاب بورس، انقلاب اوراق قرضه، انقلاب بیمه، انقلاب تامین اجتماعی، انقلاب بازارمشتقه، انقلاب دموکراسی تملک املاک، انقلاب هچ فاند، انقلاب قراردادهای گزینشی از جمله این انقلاب ها بوده است.



در مدت ۲۰ ماه بیش از ۱۸۰ میلیارد تومان از مردم در قالب قمار در بورس تهران نابود شد



وی افزود: در مدت ۲۰ ماه بیش از ۱۸۰ میلیارد تومان از مردم در قالب قمار در بورس تهران نابود شد که این مدل همان ادامه راه وال استریت است که اساس آن بر گوساله سامری است که جنبش ضد وال استریت همان ضد طمع بود و مردم علیه طمع شورش کردند.



عباسی بیان کرد: امروز حکم فقهی امام(ره) در خصوص کار نکردن پول بیان شده است؛ اما متاسفانه همه چیز با پول است و پول کار می کند و قمار بورس نیز توانست در ۲۰ ماه معادل ۱۸۰ هزار میلیارد تومان از مردم از بین ببرد و ۹۹ درصد از مردم فقیر شدند و یک درصد در شمال تهران ماشین های میلیاردی سوار شدند.



وی افزود: اساس علم اقتصاد ما مشکل دارد و متاسفانه در کشور ما هیچ فردی آن را نقد نمی کند و استادان اقتصاد دانشگاه ها اصلا اقتصاد را نقد نمی کنند.



کارشناس مسائل استراتژیک افزود: باید پایه های دانشکده های علوم اجتماعی ما به لرزه در آید و اگر قرار است ما جوانمان را به بابت اینکه در دانشگاه اسلامی درس می خواند، باید بگوییم که این علمی که به آنها یاد می دهیم توحیدی است.



عباسی تصریح کرد: امنیتی که ما داریم به دلیل حضور جوانانی هستند که به سوریه رفته و در مقابل استکبار خون خود را می دهند؛ اما استادان علم اقتصاد نمیخواهند در این راه عرق بریزند.



وی افزود: ۱۸۰ میلیارد تومان از کف مردم این کشور رفت؛ اما استادان اقتصاد ما اصلا حرفی نزدند و کسی آن را نقد نکرد و چهار وزیر نامه زدند؛ اما آیا این هم به تحریم ربطی داشت.



کارشناس مسائل استراتژیک بیان کرد: در دانشکده های اقتصاد ما کسی دنبال مبانی نظری نیست؛ اما اینجا آنقدر که مبانی جامعه شناسی مبناست، قرآن مبنا نیست و مردم را به ذلت می کشانیم که با بیگانه مذاکره کنیم با وجود اینکه آن مردم در حال فروپاشی هستند؛ اما باز ما به دنیال مبانی آن ها هستیم.



عباسی بیان کرد: بانک با اساس ربا در کشور نقد نمی شود و فقط جناح های سیاسی را فاسد می دانند و در حالی که کسی اساس بانک داری را نقد نمی کند و اگر اقتصاد جهان وضعش خوب است چرا اتحادیه اروپا به اذعان خودشان از هم پاشیده است.



وی ادامه داد: جای سئوال است که چرا به خورد مردم می دهیم که ملت اشتباه کرده است و لانه جاسوسی را تسخیر کرده و اقتصاد جهان را گل و بلبل می دانیم.



کارشناس مسائل استراتژیک بیان کرد: استادان ما از افول لیبرالیسم حرفی نمی زنند؛ زیرا برخی از افرادی که از آن سود می برند، قرآن برای آنها مطرح نیست و تئوریهای غرب برای آن ها اصل است.



عباسی خاطرنشان کرد: چرا نباید بررسی شود تا ابر دزدهایی همچون بابک زنجانی پرورش پیدا کنند که با همه بزرگان عکس یادگاری داشته باشد.



وی تصریح کرد: ما هچنان در پی این هستیم که اقتصاد خود را با غرب بسازیم؛ اما آن ها اذعان می کنند که اقتصاد اسلامی راه نجات از فروپاشی است که این هم مشکلی برای ما است.



مقاوم سازی کشور نیازمند توجه به قرآن و معارف آن است



کارشناس مسائل استراتژیک بیان کرد: اگر مقاوم سازی را می خواهیم، باید بنیان های نظری را مقاوم سازی کرده و باید به اقتصادهای نظری شک کنیم و کمتر به حزبها گیر دهیم.



عباسی تصریح کرد: متهم اول امروز در زمینه اقتصاد دانشگاه حوزه و هستند که در این راستا باید در تحول علوم انسانی را پیگیری کنیم و از طریق نگاه نقادانه عمل کنند.



وی ادامه داد: الان برنامه ششم کشوری با کتاب مبانی نظری است که سند حکومتی است که در مجمع تشخیص مصلحت نوشته شده و در آن به مبانی نظری غربیها استناد شده است.



۸۰ درصد مردم زندگی خود را از ربا می گذرانند



کارشناس مسائل استراتژیک خاطرنشان کرد: نفوذ نظری امروز به خوبی در کشور ما نمایان است و هرچه بیشتر جلو می رویم، می بینیم که مردم روز به روز از دین دورتر می شوند؛ زیرا ۸۰ درصد مردم زندگی خود را از ربا می گذرانند.



عباسی تصریح کرد: چرا در دانشگاه های ما در نهضت تولید علم انعکاسی نداریم و استادان اقتصاد ما می گویند که بدهی خوب است؛ اما باید بدانیم که هرگز ما با این استادان پیشرفت نخواهیم کرد.



وی افزود: در تحول علوم انسانی باید اول خود را نقد کنیم که عدم پیشرفت در دانشگاه، فلاکت در جامعه از جمله این نقدها است.



این استاد دانشگاه تصریح کرد: می گویند که برخی کاسبان جنگ هستند؛ اما باید گفت که برخی رزقشان در جنگ است و افرادی همچون حسین همدانی زمانی به معبودش می شتابد که برای خدا در جهان ایستاد و اگر تروریست داعشی مردان را کشتند و زنان را در غل بست و فروخت آن وقت می فهمید که رزق چیست.



عباسی تصریح کرد: بابک زنجانی محصول اقتصاد لیبرالی است و فساد موجود در جامعه حاصل اقتصاد لیبرالی است و با این حال مردم را محکوم می کنند که چرا با آمریکا رابطه ندارید.



وی افزود: انفاق، قرض الحسنه، صدقه و زکات را در مبایعه داریم و زمانی که به آنها عمل کنیم خدا،وند به مال ما برکت می دهد و اگر این مبنا را در اقتصاد خود به کار ببریم، حتما در اقتصاد و غرب و گنداب آن فرو نخواهیم رفت.



کارشناس مسائل استراتژیک گفت: درهای رحمت به روی ما بسته است؛ زیرا اقتصاد کشور ما ربوی است و سئوال است که کدام امام و پیامبری چنین مردمی داشتند؛ اما برخورد ما مسئولان با مردم به نحوی است که اجازه می دهیم سیستم امروز زندگی مردم را زیر سئوال ببرد.



عباسی بیان کرد: ما در مبانی فلسفه علم اقتصاد در قرآن حرف داریم که در آن طرف دنیا فردی اهل سنت آن را معرفی می کند؛ در حالی که در کشور ما کسی به آن توجه ندارد.



تنها با قرآن می توانی نظریات غربی را نقد کنیم



وی افزود: کسی که به سراغ قرآن می رود، تئوری های آدام اسمیت را می تواند نقد کرده و جلوی آن بایستد؛ در این راستا ما داشته های خود و قران را کنار میگذاریم و تئوری های غربی را می گیریم که این مهمترین مشکل ماست.



این استاد دانشگاه تصریح کرد: شما باید نسبت به علوم غرب بدبین باشید؛ زیرا ما نسبت به آن ها خوشبین بودیم و اشتباه کردیم و اگر در سال های بعد شما هم در مقام اشتباه آمدید بدین دلیل است که کار ما را تکرار کردید.



عباسی تصریح کرد: ما چهار گفتمان بیع، اقتصاد، کدآمایی و اکونومی داریم که باید آن ها را ترویج دهیم و با وجود اینکه استادان و افراد مختلف با آن مخالفت می کنند؛اما ماباید کار خود را انجام دهیم.



وی ادامه داد: ما باید به خویشتن خویش برگردیم و اقتصادهای اسلامی را بررسی کنیم و اگر این ساز و کار امروز را ادامه دهیم، باید منتظر باشیم که روز به روز معیشت مردم سخت تر می شود.



کارشناس مسائل استراتژیک گفت: امروز اگر ما به نرم افزار نظری عمیق و امتحان پس داده داشته باشیم، قابل اقتباس برای مردم جهان است و درمان دردهای ما در داخل کشور است.



عباسی گفت: جوانان ما باید رویکرد قرآنی داشته باشند تا در مقابل ریشه های غرب بایستند و اندیشه های اسلامی را ترویج دهند






http://emsa4.samenblog.com/uploads/e/emsa4/233452.png



برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

پیش بینی آیت‌الله بهجت از زیاد شدن فقر در جامعه

نظرات 0

مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) گفت: در اوایل انقلاب قرض‌الحسنه‌ها خیلی زیاد بود امّا بعضی رفتند، پول‌هایشان را از قرض‌الحسنه‌ها برداشتند و در بانک‌ها گذاشتند، آیت‌الله بهجت فرمود: از این به بعد فقر در جامعه زیاد می‌شود.
به گزارش فارس، آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران در تازه‌ترین جلسه اخلاق خود به موضوع «شر» پرداخت که مشروح آن در ادامه می‌آید:
*دعوت به خیر و دوری از شرّ، در قرآن صاعد
پروردگار عالم به واسطه انبیاء عظامش، بشر را دعوت به خیر و دوری از هر شرّی کرده است، آن‌قدر این شناخت خیر و شرّ را برای شناخت راه صحیح و صراط مستقیم، مهمّ، قرار داد که تمام اقوال و کردار انبیاء عظام (قول و فعلشان) نشأت گرفته از همین مطلب است که مردم را دعوت به خیر و دوری از شرّ کردند.
به قدری مهم است که گاهی به قول اولیاء خدا، پروردگار عالم این را در قالب دعا هم قرار داد. به طوری که آن مرد الهی و عظیم‌الشّأن، آیت‌الله قاضی، آن عارف بزرگوار فرمودند: پروردگار عالم وقتی می‌خواهد مردم را با خود مشغول کند، عنوان دعا را مطرح می‌کند. دعایی که به قول اولیاء خدا، قرآن صاعد است. یعنی همان‌گونه که کتاب‌الله، قرآن نازل است؛ دعا، قرآن صاعد است و صعود می‌کند و به بالا می‌رود.
پروردگار عالم به وسیله همین ادعیّه که انسان، با ذوالجلال و الاکرام ارتباط پیدا می‌کند، دعوت به خیر و دوری از شرّ می‌کند. به تعبیری، اولیاء خدا می‌گویند: گاهی که انسان، احساس نیاز درونی‌اش به جوش و خروش درمی‌آید، آن‌گاه به سمت دعا می‌رود و پروردگار عالم هم به وسیله همین ادعیّه، او را با خیر و شرّ آشنا می‌کند.
اتّفاقاً یکی از آن لحظات و ازمنه‌ای که انسان به خوبی خیر را درک می‌کند و می‌فهمد که شرّ چیست، همان لحظه نیاز است که دیگر دست به دعا بر می‌دارد، لذا پروردگار عالم یکی از آن زمان‌ها را رجب‌المرجّب قرار داد. در همین دعایی هم که بیان فرمودند: در ماه رجب، بعد از هر نماز خوانده شود «یَا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ ...»، انسان، طلب خیر از باری‌ تعالی می‌کند؛ چرا که هر چه خیر است، مِن ناحیه الله است و هر چه شرّ است، از نفس دون و وسوسه‌های شیاطین جنّ و انس است.
لذا طلب خیر از باری ‌تعالی آن ‌قدر مهم است که به ساحت قدسش عرضه می‌داریم: «یَا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ» ای کسی که هر چه خیر است، امیدش، مِن ناحیه ذوالجلالی توست و هر چه شرّ است، امید است که تو ایمن بدهی که می‌دانیم مِن ناحیه النّاس است.
«یَا مَنْ یُعْطِی الْکَثِیرَ بِالْقَلِیلِ یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ سَأَلَهُ یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ لَمْ یَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً» وقتی انسان بفهمد تمام خیر دنیا از ناحیه حضرت حقّ است، لذا از او مجدّداً می‌خواهد که «أَعْطِنِی» تو عطا کن، «بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ جَمِیعَ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ جَمِیعَ خَیْرِ الْآخِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنِّی بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ جَمِیعَ شرّ الدُّنْیَا وَ شرّ الْآخِرَةِ».
*مهار نفس؛ راه قرار گرفتن در خیر
همین دعا به ما بیان می‌کند که تمام مقولات عالم در این دو باب است، یا خیر است، یا شرّ. اگر انسان به خوبی این را درک کند؛ باید به خیر برود و از همه شرّها دور شود و از حضرت ذوالجلال و الاکرام بخواهد که عنایت کند. لذا عرضه می‌داریم: «وَ اصْرِفْ عَنِّی بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ جَمِیعَ شرّ الدُّنْیَا وَ شرّ الْآخِرَةِ» تو از من دور کن، آن شروری که مرا در دنیا گرفتار می‌کند و آخرت من را هم از بین می‌برد که اولیاء خدا بیان کردند: تمام این‌ها، از نفس دون است.
به یک تعبیری که آن مرد الهی و عظیم‌الشّأن میرداماد بزرگوار، ملّای عظیم‌الشّأن می‌فرماید، «الشر قضایاء النفسانیّه و الخیر الهامات الالهیّه»، شرّ، همه از قضایای نفسانی انسان است و خیر، همه الهامات ذوالجلال و الاکرام است که اگر کسی توانست این نفس دون را مهار کند، صددرصد در خیر قرار می‌گیرد و عمده، همین است.
*پرهیز از شرّ = انجام دادن خیر
وقتی انسان، نفس را از شرّ دور کرد، دیگر وجودش خیر می‌شود و صددرصد هر آنچه خیر است، برایش به وجود می‌آید. لذا یک جمله بسیار عالی و زیبایی را مولی‌الموالی، امیرالمؤمنین، اسدالله‌الغالب، علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) می‌فرمایند که همان نکته‌ای است که عرض کردیم اگر انسان از شرّ دور شد، اصلاً خود به خود خیر در او به وجود می‌آید.
حضرت می‌فرمایند: «مُتَّقِی الشَّرِّ کَفَاعِلِ الْخَیْرِ»، آنکه از شرّ پرهیز کرد، مثل آن کسی است که گویی عمل خیر دارد انجام می‌دهد؛ چون شرّ، از نفس است و همه خیر از ذوالجلال و الاکرام است، «یَا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ».
اولیاء خدا می‌گویند: چون ذوالجلال و الاکرام در خیر است و خیر را برای انسان می‌خواهد، اگر انسان بخواهد یا نخواهد، او مرحمت می‌کند امّا (این امّا مهم است) چه کسی از خیر بهره می‌برد؟ آن که وجودش را از شرّ پاک کند.
«یَا مَنْ یُعْطِی الْکَثِیرَ بِالْقَلِیلِ یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ سَأَلَهُ» ای کسی که به هر شخصی که از تو مسئلت کند، عطا می‌کنی و حتّی بالاتر از آن، «یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ لَمْ یَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً» به آن کسی هم که به معرفت ندارد، مرحمت می‌کنی، «أَعْطِنِی بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ» پس حالا تو هستی که باید مرحمت کنی.
*تقوا؛ دوری از شرّ و نزول خود به خودی خیر
لذا اولیاء خدا می‌گویند: وقتی انسان از شرّ نفس دور شد؛ می‌داند همه خیر مِن ناحیه الله است. لذا تنها راهش این است که انسان از بدی‌ها دور شود و آن تقوای حقیقی هم همین است.
آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، استاد عظیم‌الشّأنمان می‌فرمود: آیت‌الله آمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی بارها و بارها فرمودند: تقوا به معنی دوری از شرّ است. اگر از شرّ و بدی‌ها دور شدی، این یعنی تقوا و آن‌وقت است که خودبه‌خود خیر می‌آید، «کَفَاعِلِ الْخَیْرِ». لذا وقتی این‌طور شد، دیگر انسان، مرکز خیر می‌شود.
*گل بی‌خار باش!
به قدری این مطلب مهم است که آن ‌که اوّل رجب المرجّب، ولادتش است، امام محمّد باقر(ع) می‌فرمایند: طوری خیر محض باش که دیگر اصلاً شرّی در تو نباشد؛ چون اگر ‌طوری خیر بودی که شرّ هم کنارت بود، آن موقع همین شرّهای کوچک هم گرفتارت می‌کند. لذا حضرت فرمودند: «کُنْ خَیْراً لَا شرّ مَعَهُ»، طوری خیر باش که هیچ شرّی با تو نباشد.
وقتی انسان یک شرّ در وجودش بود، آرام آرام کنار خیر، مدام او را به سمت بدی‌ها می‌برد. خیرها، لطف خدا و عنایت ذوالجلال و الاکرام است و شرور از ناحیه نفس دون است (همان چیزی که میرداماد عزیز، آن ملّای عظیم‌الشّأن تبیین فرمودند). لذا وقتی شرّ هم در وجود انسان باشد، اگر انسان به سمت خیر برود، این شرّ، دو مرتبه او را بر می‌گرداند و یک حال متغیّر خواهد داشت، امّا وقتی خیر مطلق شد که «لَا شرّ مَعَهُ»، آن‌وقت دیگر گل بی‌خار می‌شود.
لذا حضرت در ادامه همین تمثیل را می‌زنند و می‌فرمایند: «کُنْ وَرَقاً لَا شَوْکَ مَعَهُ» مانند یک برگ بی‌خار باش.
اولیاء خدا یک تعبیری را بیان کردند، می‌فرمایند: وقتی انسان، خیر مطلق شد؛ هر که در محضر او بیاید، آرام می‌شود. به عنوان مثال، وقتی از خود عمروعاص ملعون می‌پرسند، اگر کنار امیرالمؤمنین باشی، چه می‌شوی؟ می-گوید: هر کس در محضر امیرالمؤمنین برود، در امان است!
لذا اگر گل بی خار شدیم، این‌طور می‌شود که هر که بیاید، آرام می‌شود؛ «کُنْ وَرَقاً لَا شَوْکَ مَعَهُ وَ لَا تَکُنْ شَوْکاً لَا وَرَقَ مَعَهُ».
پس عزیزم! مواظب باش یک طوری نشود که این ‌قدر وجودت شرّ شود که حتّی یک خیر هم درآن نباشد و وجودت، خار مطلق باشد، «وَ لَا تَکُنْ شَوْکاً لَا وَرَقَ مَعَهُ وَ شَرّاً لَا خَیْرَ مَعَهُ». لذا شرّ را به عنوان خار تمثیل زدند که حال اولیاء الهی برعکس است و وقتی محضرشان می‌رویم، آرام می‌شویم.
*مجالست با چه کسانی، شرّ می آورد؟
لذا آنچه که شیطان ملعون، در وسوسه‌هایش دارد، همین است که نگذارد انسان، با خوبان عالم همنشین شود. عزیزان من! به این نکته خوب دقّت کنید و بر روی آن تأمّل کنید که شیطان نمی‌خواهد بگذارد با اولیاء الهی هم‌نشین باشید.
برای همین است که وجود مقدّس اباعبدالله، سیّد و سالار شهیدان، حضرت امام حسین(ع) بیان می‌فرمایند: «مُجالَسَةُ أهلِ الدَّناءَةِ شَرٌّ»، مجالست با آن‌ها که اهل پستی، دنی و فرومایگی هستند، شرّ می‌آورد. معلوم است در مقابلش، مجالست با خوبان عالم، خیر برای انسان می‌آورد و شیطان نمی‌گذارد.
*دعا و یاد گرفتن چگونه عمل کردن
لذا آنچه که مهم است همین است که دعا برای ما چه بیان می‌کند. آقا جمال‌الدّین خوانساری نکته‌ای در شرح ادعیه تبیین می‌فرمایند که بسیار عالی است، می‌فرمایند: این ادعیّه می‌خواهند به ما یاد بدهند این‌گونه عمل کن، نه این که فقط این‌گونه بخوان!
«یَا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شرّ یَا مَنْ یُعْطِی الْکَثِیرَ بِالْقَلِیلِ یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ سَأَلَهُ یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ لَمْ یَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً» لذا این دعا می‌خواهد بگوید: تو هم همین ‌طور باش - البته اهل خیر هم در دنیا این‌طور هستند - که هنوز کسی مسئلت نکرده، دستش را بگیر.
اگر خاطر شریفتان باشد، عرض کردیم که بیان فرمودند: بهترین مردم، آن کسی است که قبل از این که کسی نیاز داشته باشد، دستش را بگیرد.
لذا آقا جمال‌الدّین خوانساری، آن عارف بالله می‌فرمایند: آن کسی که این دعا را می‌خواند، باید همین حالات را باید داشته باشد و از همه شرّهای وجودی بیرون برود.
پس یکی از راه‌ها، مجالست با اهل خیر و دوری جستن از اهل شرّ است. عجیب است، در هر مطلب که وارد شدیم (چه در باب پدر و مادر، چه اخلاص و ...، در هر بابی که در اخلاق بحث کردیم)، نسخه‌ای که دادند، همین بود. لذا عزیزان! این همنشینی را که بارها و بارها و بارها گفتم، کم نگیرید.
اهمیّت همنشینی، همان است که وقتی از آن امام‌العارفین(ره) سؤال کردم: آقاجان! شما چقدر از آیت‌الله العظمی شاه‌آبادی مطلب و درس گرفتید؟ قصدم این بود که چه کتاب‌هایی، چند سال و به چه سبکی بوده؛ ایشان فرمودند: من آن قدر که از نگاه به جمال ایشان علم گرفتم، از زبان ایشان نگرفتم!
این یعنی همنشینی با خیر، این یعنی همنشینی با خوبان عالم که انسان را به خوبی نزدیک می‌کند. اگر حال، این‌طور شد که انسان از اهل شرّ دور شود؛ طبیعی است حتماً بداند که باید با خوبان عالم همنشینی کند؛ چون اصلاً دو جبهه بیشتر در عالم نیست و این دیگر اظهر من الشّمس است که یا باطل است و یا حقّ است. اصلاً چیزی مابین این دو نداریم. هر آنچه که اهل باطل است؛ یعنی شرّ است و هر آنچه که اهل حقّ است؛ یعنی خیر است. باطل، ظلمت است و خیر، حقّ و نور است.
اگر با خوبان عالم، همنشین شدیم، در جبهه حقّ هستیم و به نور و خیر نزدیک می‌شویم. در مقابل، اگر همنشین با اهل باطل شدیم، از خیر دور می‌شویم و به شرّ نزدیک می‌شویم.
پس همنشین با خوبان عالم همین خصوصیّت را دارد که ما را به نور و حقّ نزدیک می‌کند. چون این‌ها در هم گره خورده است. امّا وقتی با اهل شرّ، با آن‌ها که اهل دنیا، پست، دنی و رذل هستند، همنشینی کنیم، شرّ می‌شویم. همان‌طور که فرمودند: خصوصیّت همنشینی با اهل فرومایگی و پستی و کسی که برای دیگران شرّ بخواهد، این است: «مجالسةُ اهل الدّنائة شر»، یعنی برای شما شرّ می‌آورد.
*ای انسان! بدان خودت به شرّی که برای دیگران می‌خواهی، مبتلایی!
خیلی عجیب است، مولی‌الموالی، امیرالمؤمنین، اسدالله الغالب، علی بن ابیطالب(ع) می‌فرمایند: «مَنْ أَضْمَرَ الشَّرَّ لِغَیْرِهِ فَقَدْ بَدَأَ بِهِ نَفْسَهُ»، هر که در درون و ضمیر خودش، برای دیگران، بد بخواهد؛ معلوم است آن بدی را از درون خودش آغاز کرده است؛ یعنی خودش به آن شرّ مبتلاست که این‌گونه برای دیگران دوست دارد و خدا هم برایش آن‌گونه رقم می‌زند.
*خدا در ظنّ و گمان بنده‌اش است؛ یعنی چه؟
علامه سیّد محمّدحسین حسینی طهرانی به نقل از آسیّد هاشم حدّاد می‌فرمودند: منظور از این که پروردگار عالم در حدیث قدسی فرموده: «أنا فی ظنّ عبدی»؛ «من در ظن و گمان بنده‌ام هستم»، این است که اگر خیر بخواهی، خدا خیر برایت می‌خواهد و اگر شرّ بخواهی ولو برای دیگران، خدا هم برایت شرّ می‌خواهد.
به خصوص طوری است که پروردگار عالم، خلق را عنوان عیال خودش بیان کرده «الْخَلْقُ عِیَالُ اللَّهِ»، لذا هر که برای دیگران بدی بخواهد، پروردگار عالم، آن بدی را در درون خودش قرار می‌دهد، یعنی اگر این-طور بخواهد، آن بدی از درون خودش شروع می‌شود، «بَدَأَ بِهِ نَفْسَهُ».
لذا باید برای همه خیر و خوبی بخواهیم، منتها یک نکته دارد و آن، این که اگر کسی برای مردم، امّت و جامعه اسلامی ضرری داشت، طبیعی است آن‌جا دیگر باید جلویش ایستاد و این دیگر تفاوت دارد، با آن چیزی که بیان شد.
*شرّ؛ خوره وجود و انسانیّت!
لذا بدانید اصلاً هر کس در درونش بدی بود، در حقیقت یک بیماری دارد. مولی‌الموالی(ع) می‌فرماید: «الشَّرُّ مَنْطِقٌ وَبِیٌّ»، این شرّ، منطقی است که مثل وبا، بیمارگونه است؛ یعنی در درونش خوره است. به تعبیری شر، خوره وجود و انسانیّت است و انسان را از آن مقام انسانیت که «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی‏ أَحْسَنِ تَقْویمٍ» است، به پایین می‌کشد و او را گرفتار و بیچاره می‌کند.
لذا خیلی باید مراقب باشیم که برای دیگران - البته همان‌طور که عرض کردم الّا آن کسانی که در مقابل دین و امّت هستند - بدی نخواهیم. چون این‌قدر مهم است که می‌فرمایند: نهایتاً دینت را می‌برد و تباه می‌کند.
*شرّ خواستن برای دیگران، اوّل به خودت می‌رسد!
شرّ، این‌قدر مهم است که فرمودند: «إِیَّاکَ وَ مُلَابَسَةَ الشَّرِّ»، بپرهیز از پوشیدن لباس شرّ و بدی کردن؛ یعنی وجودت را وجود شرّ نکن و خودت را گرفتار نکن، «فَإِنَّکَ تُنِیلُهُ نَفْسَکَ قَبْلَ عَدُوِّکَ» اگر به ظاهر با کسی دشمنی داری، قبل از این که شرّت به او برسد، به خودت می‌رسد.
*چرا مسلمین هیچ گاه، آغازکننده جنگ نیستند؟
لذا می‌بینید اسلام همیشه دعوت به خیر می‌کند. پیامبر عظیم‌الشأن، خاتم رسل، محمّد مصطفی(ص) وقتی سلاطین جور را دعوت به اسلام یعنی دعوت به خیر، کرد؛ هیچ موقع بدی آن‌ها را نمی‌خواست امّا یک موقعی خود آن‌ها به واسطه این که نفسشان به بدی گرفتار شده؛ در مقابل فرمان پروردگار عالم و رسول خدا می‌ایستند و شروع به جنگ می‌کنند.
لذا همان‌طور که عرض کردم، این نکته، خیلی مهم است که چرا در اسلام، حتّی موقعی که سپاه اسلام، در مقابل سپاه دشمن قرار می‌گیرد، آغازکننده جنگ، مسلمین نیستند و به تعبیری چرا مسلمین، تیر اوّل را پرتاب نمی‌کنند؟ چون پروردگار عالم، انبیاء عظام، اولیاء خدا، حضرات معصومین(ع) و اصلاً همه خوبان عالم با بدی در عالم مخالف‌ هستند و حتّی برای دشمن بد نمی‌خواهند!
*چرا پیامبر اکرم، منافقین را رسوا نکردند؟
سؤال: پیامبر که می‌دانست دورش منافقین هستند، «وَ مِمَّنْ حَوْلَکُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ»، پس چرا پیامبر منافقین را رسوا نکرد؟ پیامبر عظیم‌الشأن، دریای رحمت و لطف پروردگار عالم است و چون خیر مطلق است، به قدری دوست دارد آن‌ها از شرّ بیرون بیایند که حدّ ندارد. لذا ایشان، شرّ هیچ احدی ولو منافقین را - که قرآن می‌فرمایند: در اسفل نار هستند و پست‌ترین جایگاه را دارند که دیگر از اسفل، چیزی پست‌تر نداریم، همان‌طور که دیگر از احسن، چیزی برتر نداریم - نمی‌خواهد. لذا ایشان برای آن‌ها هم شرّ نمی‌خواهد، ولی آن‌ها خودشان برای خودشان شرّ می‌خواهند، حال خودشان، حال شرّ است و خودشان دست از شرّ بر نمی‌دارند امّا پیامبر رحمت می‌خواهد دست آن‌ها را بگیرد.
*چرا امیرالمؤمنین بالای سر جنازه زبیر، اشک ریختند؟
اینکه مولی‌الموالی بالای سر جنازه زبیر گریه کردند، برای این بود که می‌دانستند یک موقعی این شمشیر برای حفظ اسلام کشیده می‌شد ولی امروز در مقابل آن قرار گرفته است. لذا امیرالمؤمنین اشک می‌ریختند؛ چون حضرت خیر مطلق هستند و برای همه، خیر می‌خواهند.
*اهل خیر، با شرّ بد هستند، نه با فرد!
اهل خیر، اصلاً و ابداً، برای هیچ احدی، بد و شرّ را نمی‌خواهند امّا اگر یک کسی در عالم، شرّ به وجود آورد، دیگر ساکت نمی‌نشینند؛ یعنی همان رحمت للعالمین، «أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ» می‌شود. همان امیرالمؤمنین که آن ‌قدر دریای رحمت است؛ چنان می‌جنگد و در میدان نبرد شجاعت دارد که آن کسانی که نخواستند خودشان را خیر کنند و بناست شرّشان عالم را فراگیر شود، از بین می‌برند.
پس چرا چنین کسانی را از بین می‌برند؟ چون دوست ندارند عالم به شرّ و فتنه گرفتار شود، «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَکُونَ فِتْنَةٌ»، لذا ائمه کفر را می‌کشند، برای آن که شرّ آن‌ها از وجودشان تراوش می‌کند و به بقیّه هم سرایت می‌کند. لذا این بزرگان که خود اهل خیرند، با شرّ بد هستند، نه با فرد! چون این شرّ الگوی شرارت در جامعه شده، برای همین او را از راه برمی‌دارند؛ نه این که برای فردیّت فردش، این کار را کنند. پس نکته مهم این است که با اشرار عالم می‌جنگند و آن‌ها را از سر راه برمی‌دارند، برای این که آن‌ها شرّند.
لذا می‌فرمایند: مواظب باشید که از شرّ، پرهیز کنید، «فَإِنَّکَ تُنِیلُهُ نَفْسَکَ قَبْلَ عَدُوِّکَ وَ تُهْلِکُ بِهِ دِینَکَ قَبْلَ إِیصَالِهِ إِلَى غَیْرِکَ» چون در غیر این صورت، پیش از این که بخواهی آسیب به کسی برسانی؛ دین خودت را به هلاکت می‌اندازی و به تباهی می‌کشی. پس شرّ این است و خیلی باید مواظبت کرد.
*تمام بدی‌ها به خاطر توجّه انسان به خویشتن خویش و نفس خود است!
لذا برای اینکه به این خصلت‌ها گرفتار نشویم، باید مواظب باشیم. اوّلاً هرچه که از شرّ به وجود می‌آید، به واسطه توجّه به نفس امّاره است. گاهی آیت‌الله العظمی بهجت، آن بهجت القلوب در مباحثشان، نکته‌ای را بیان می‌فرمودند که خیلی زیبا بود. می‌فرمودند: تمام بدی‌ها به خاطر توجّه انسان به خویشتن خویش و نفس خود است.
در جلسه گذشته هم عرض کردم که آن مرد الهی بیان کردند: نکند یک موقعی بگویی: شما که الحمدلله بهتر از من هستید، اگر بگویی بهتر از من هستید؛ یعنی قبول داری که خودت خوبی! عرض کردیم پس چگونه بگوییم، آیا بگوییم: ما بد هستیم؟ فرمودند: خیر، بگویید: می‌خواهم خوب شوم. لذا طبق این مطلب هم، تمام شرارت‌ها مال این است که انسان به خود توجّه کند و فکر کند بهتر از دیگران است؛ آن‌وقت است که این توجّه به خود، منشأ شرّ می-شود - این مطلب، نکته من النکات است - پس اگر کسی مدام به خودش توجّه کرد و فکر کرد به از دیگران است یا حتّی بهتر هم نه، بلکه خوب است؛ باز هم گرفتار می‌شود؛ چون توجه به این نفس دون، گرفتاری می‌آورد.
*کدام تعبیر علّامه جعفری، توسط امیرالمؤمنین، در عالم رؤیا تأیید شد؟
خدا علّامه محمّدتقی جعفری را رحمت کند، یادم نمی‌رود که یک مرتبه ایشان، نکته‌ای در باب «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ»، گفتند که بسیار عجیب بود. فرمودند: من یک موقعی به ذهنم رسید که بحث الرجال در این‌جا، بحث رجلیّت به عنوان رجلیّت نیست، بلکه الرجال به معنی آن است که بالاخره باید قوام را در دست داشته باشد، نه به عنوان رجل که در ذهن مردم است؛ چون در غیر این ‌صورت انسان، با احساس برتری نسبت به نساء، حالت غرور می‌گیرد.
علّامه محمّدتقی جعفری می‌فرمودند: چند مطلب برای من به وجود آمده که امیرالمؤمنین دست من را گرفتند که یکی از آن‌ها در همین‌جا بود. یک مرتبه در عالم رؤیا دیدم که مولی‌الموالی بیان می‌فرمودند: «شَرُّ الرِّجَالِ التُّجَّارُ الْخَوَنَةُ»، شرورترین مردم، آن کسی است که در تجارت، خیانت کند. البته این مطلب، روایت هم هست و طبیعی است به نظر می‌آید که برای تجار است امّا علّامه می‌فرمایند: حضرت ادامه دادند و فرمودند: «و هم اهل الخیر فی نفسه» و آن‌ها، کسانی هستند که در نفسشان، تصوّر خیر می‌کنند. لذا این‌جا بود که فهمیدم آن چیزی که تعبیر می‌کردم، درست بود.
لذا این روایت، یک نکته‌اش همین است که تصوّر کنی من خوبم و همه جوره به از دیگران هستم. حالا یا مرد نسبت به زن و ... .
*نسخه‌ای برای در امان بودن از شرّ نفس!
برای همین لقمان حکیم به ما نسخه داده و بیان فرموده: در مورد آن کسی که یک ساعت عمرش از تو بیشتر است، بگو: او خوب است؛ چون یک عمل خیر بیشتر از من انجام داده است. در مورد آن کسی هم که یک ساعت عمرش از تو کمتر است، بگو: او خوب است؛ چون حدّاقل یک گناه کمتر از من انجام داده است و من یک گناه بیشتر انجام دادم. پس هیچ موقع خودت را برتر از دیگران ندان. لذا این‌گونه به ما نسخه دادند که هیچ موقع فکر نکن خوبی تا از شرّ نفست در امان بمانی.
*تهمت زننده، فحّاش و گستاخ؛ شرورترین مردمند/مراقب تهمت زدن های ناروا به کاندیدها باشید
جابر ابن عبدالله بیان می‌کند که پیغمبر اکرم، خاتم رسل، محمّد مصطفی(ص) چند نکته راجع به شرّ بیان فرمودند که شرورترین افراد را معرّفی می‌کند. حضرت فرمودند: «أَ لَا أُخْبِرُکُمْ بِشِرَارِ رِجَالِکُمْ قُلْنَا بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ إِنَّ مِنْ شِرَارِ رِجَالِکُمُ الْبَهَّاتَ الْجَرِی‏ءَ الْفَحَّاشَ الْآکِلَ وَحْدَهُ وَ الْمَانِعَ رِفْدَهُ وَ الضَّارِبَ عَبْدَهُ وَ الْمُلْجِئَ عِیَالَهُ إِلَى غَیْرِهِ»، می‌خواهید شما را از بدترین مردمان خبر بدهم؟ عرضه داشتیم: یا رسول الله! بفرمایید. فرمودند: بدترین مردمان، کسانی هستند که - خدای ناکرده - پیوسته تهمت و بهتان به مردم می‌زنند و گستاخ و فحّاش هستند. یعنی این زبان خود را به بدی و بیچارگی و فحّاشی و بعد هم بهتان به دیگران وادار می‌کنند، در حالی که اگر چیزی نمی‌داند، نباید بگوید.
به خصوص الان که قضیه انتخابات داغ است. یک موقع مواظب باشیم وقتی چیزی را نمی‌دانیم، تهمت نزنیم. البته بعضی‌ها که حالشان مشخّص است و این را می‌توانیم از دوران کاری‌شان و ... ببینیم که بحث جدایی دارد و عیبی ندارد امّا اگر به یقین نمی‌دانیم، نمی‌توانیم تهمت بزنیم و بگوییم: فلان کارخانه، متعلّق به فلان آقا است و ... .
البته گفتم، اگر کسی عملکردش بد بوده، در فتنه با فتنه گران بوده و ...، مشخّص است و انسان به او رأی نمی‌دهد و باید دیگران را هم هشیار کند که این در فتنه با دیگران بوده یا جزء ساکتین بود و ... امّا این که من بی خود و بی جهت، دهانم را باز کنم و هر چیزی را بگویم، بد و گناه است.
مثلاً خدای ناکرده یک کسی، اختلاسی در اداره یا جایی داشته و او را بیرون کردند، حالا یک عدّه بیایند بگویند: بله، اینچنین هم بود، آنچنان هم بود، نستجیربالله چشمش نسبت به زنان و ناموس مردم، بد بود و ... . چرا دروغ ببندیم؟! چرا شرارت درست کنیم؟! یک کار کرده که آن، اختلاس بوده، پس باید به اندازه همان کار بیان شود، آن هم تازه اگر معلوم و مشخّص شد. پس باید خیلی مراقب باشیم، چون حضرت فرمودند: شرورترین افراد شما کسانی هستند که پیوسته به مردم تهمت می‌زنند و گستاخ، بدزبان و جری هستند.
مواظب باشیم، نکند دینمان را به خاطر دنیا بدهیم. درست است که عملکرد بعضی‌ها مشخّص است و معلوم است اگر دور از ولایت باشند و به آنچه که ولی فقیه، امام‌المسلمین بیان فرموده، عمل نکرده باشند، به آن‌ها رأی نمی‌دهیم امّا بنا نیست هر چیزی را بیان کنیم و به هر کسی اتّهام ببندیم. مواظب باشیم که نکند خدای ناکرده، به تعبیر عامیانه سینه‌مان داغ بشود و هر چیزی را به هر کسی نسبت بدهیم. اگر این‌طور باشد، خدا گواه است حجّت(عج) از ما راضی نیست.
البته همان‌طور که گفتم، ما وقتی می‌بینیم، عملکرد طرف، عملکرد ضعیفی بوده است، در فتنه ساکت بوده و ...؛ طبیعی است همدیگر را با ادلّه، براهین و مطالب هشیار می‌کنیم، چون آن جا دیگر آن شخص، ملاک نیست، بلکه چون این شخص می‌خواهد امور مملکت را به دست بگیرد، دیگر شخص نیست و یک جریان فکری است امّا اگر نمی‌دانیم، نباید بگوییم که این کارخانه متعلّق به اوست، این‌جا این‌طوری کرد و ... . اگر یقین داریم، بله بگوییم، ولی اگر نداریم نمی‌توانیم بیان کنیم. خیلی باید مواظب باشیم، تهمت نباید زد و جری و فحّاش نباید بود. بگو: من به فلانی رأی نمی‌دهم امّا نباید گفت: فلانی فلان فلان‌شده و ... .
*تنهاخور؛ از شرورترین افراد است!
لذا حضرت می‌فرمایند: می‌خواهید شرورترین‌ها را به شما معرّفی کنم، «أَ لَا أُخْبِرُکُمْ بِشِرَارِ رِجَالِکُمْ قُلْنَا بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ إِنَّ مِنْ شِرَارِ رِجَالِکُمُ الْبَهَّاتَ الْجَرِی‏ءَ الْفَحَّاشَ»؛ اوّل خصوصیّت آن‌ها این است که تهمت می‌زنند و خیلی گستاخ و فحّاش هستند. این بی‌ادبی خیلی بد است که انسان زبانش را به بدی بچرخاند.
از دیگر خصوصیّت آن‌ها، این است که به تعبیر امروزی‌ها بیان می‌کنند: تنهاخوری، «الآکِلُ وَحدَهُ». در حالی که انسان باید به یاد دیگران باشد و انفاق کند.
باز پیامبر در یک روایت دیگر است که در ذیل این «الْآکِلَ وَحْدَهُ» می‌فرمایند: «ألا إنّ بعدَ زمانِکُم هذا زَمانا عَضُوضا، یَعَضُّ المُوسِرُ علی ما فى یَدِهِ حِذارَ الإنفاقِ، وقد قالَ اللّه ُ تعالی وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وسَیِّدُ شِرارِ الخَلقِ یُبایِعُونَ کُلَّ مُضطَرٍّ ، ألا إنَّ بَیعَ المُضطَرِّینَ حَرامٌ»، بدانید بعد از این روزگاری بس سخت برایتان می‌آید، توانگر آنچه دارد، از ترس انفاق، با چنگ و دندان نگاه می‌دارد، در حالی که پروردگار عالم فرموده: اگر چیزی انفاق کنید، عوضش را می‌گیرید «وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ» .
لذا خیلی باید مواظبت کرد. اصلاً یکی از چیزهایی که ماه مبارک رمضان به انسان یاد می‌دهد، این است که انسان از دنیا دست بکشد و به دیگران انفاق کند. اینکه بیان می‌کنند: افطاری دادن این ‌طور ثواب دارد، برای این است که این حال را داشته باشیم.
حضرت می‌فرمایند: بدترین شما، آن کسی است که تنها بخورد «الْآکِلَ وَحْدَهُ»، از ترس این که نکند خودش نیاز پیدا کند و بگوید: الان دوره چنین و چنان شده، انفاق نکند، در حالی که باید دست هم را بگیریم.
*بالا رفتن کاذب قیمت‌ها، دست همان کسانی است که با کاندیدا شدنشان، دلار و طلا پایین آمد!
گرچه بعضی از فشارهای اقتصادی امروز، کاذب است و متأسّفانه به خاطر اینکه می‌خواستند بعضی‌ها رأی بیاورند، این‌ چنین کردند. لذا دیدیم تا بعضی‌ها اسم نوشتند، قیمت دلار و طلا پایین آمد. پس معلوم می‌شود در دست خود همان آن‌ها بوده است. من با ادلّه و براهین عرض می‌کنم، قبلاً هم در خفا، به بعضی از دوستان گفته بودم که سر نخ دست چه کسانی است. این را من با اطمینان می‌گویم، چون واقعاً می‌ترسم از اینکه ندانسته، به کسی تهمت بزنم و دارم روایات را هم می‌خوانم، امّا این‌ها را با ادلّه خبر داریم و اخبار این‌ها قبلاً به دستمان رسیده است که می‌گوییم. همین انسان‌های شرور که می‌خواهند انقلاب را به شرارت بکشند و مردم را اذیت کنند؛ وضعیّت و حالشان معلوم است. این‌ها که حبّ به دنیا و قدرت دارند، معلوم است چه کسانی هستند.
*معامله کردن با فرد مضطرّ، حرام است!
حضرت می‌فرمایند: سرآمد بدترین افراد کسانی هستند که با فرد مضطرّ، معامله می‌کنند. می‌بیند فردی گرفتار است، امّا با او معامله‌های چنین و چنان می‌کند، مثل اینکه پول را می‌خرند و ... که این‌ها، حرام است. لذا حضرت می‌فرمایند: «ألا إنَّ بَیعَ المُضطَرِّینَ حَرامٌ»، پس عزیزان! در بیع خیلی مواظبت کنیم تا لقماتمان آلوده نشود، چون بعد از آن، شرارت می‌آید و بعد دیگر، آرام آرام روح تقوا و خیرخواهی دور می‌شود و گرفتار می‌شویم. خدا گواه است برکت می‌رود.
*پیش بینی آیت‌الله بهجت از زیاد شدن فقر در جامعه!
یک نکته بگویم، در آن تأمّل کنید. در اوایل انقلاب، قرض‌الحسنه‌ها خیلی زیاد بود. امّا بعضی رفتند، پول‌هایشان را از قرض‌الحسنه‌ها برداشتند و در بانک‌ها برای سوددهی گذاشتند و توجیه هم کردند که از سودش برمی‌داریم، به دیگران می‌دهیم، از همان آن زمان بود که این کارها شروع شد و این مطالب به وجود آمد. آیت‌الله العظمی بهجت هم فرمودند: از این به بعد فقر در جامعه زیاد می‌شود و همان هم شد.
لذا عزیزان! برای دیگران خیر بخواهیم. این ‌طور نباشد که به قول مرحوم ابوی، انسان مدام به سجده برود و به جای «سبحان ربی الاعلی و بحمده» بگوید: «سبحان ربی الاعلی و به من ده»، یعنی مدام برای خودش بخواهد. اگر این‌ طور باشد، گرفتار می‌شویم و شرّ به وجود می‌آید. پس مراقبه داشته باشیم و مواظبت کنیم تا حرام نیاید.
*دست دهنده نداشتن، ظلم به زیردست و محتاج کردن عائله خود؛ خصوصیّات شروترین‌ها است
پس حضرت می‌فرمایند: این‌طور افراد که تهمت می‌زنند، گستاخ و فحّاش هستند و تنهاخورند، بدترین مردم هستند. در ادامه هم می‌فرمایند: «وَ الْمَانِعَ رِفْدَهُ»، نه تنها تنهاخور هستند و دستِ دهنده ندارند، بلکه مانع می‌شوند که دیگران هم بدهند. «و الضّارِبُ عَبدَهُ»، بنده خود را مى‌زنند؛ یعنی به زیردست و کارمند خود ظلم می‌کنند که زدن، نوع آخرش است. «و المُلجِئُ عِیالَهُ إلى غَیرِهِ» و عائله‌شان را براى تأمین مخارج خود، محتاج دیگران مى‌سازند.
*هرچه شرّ کمتر شد و بیشتر رو به خیر رفتیم؛ ظهور نزدیک‌تر می‌شود!
پس عزیزان! خیلی مراقبه و مواظبت کنیم تا از شرّ دور بشویم که در آن صورت، عالم، گلستان می‌شود.
بک نکته‌ای را هم در آخر بگویم که جا دارد روی این، خیلی تأمّل کنیم. عزیزان من! هرچه شرّ کم شد و رو به خیر بیشتر بردیم - به خصوص در کشور امام - ، ظهور نزدیک‌تر می‌شود. این مطلب، خلاف آن چیزی است که حجّتیه‌ای‌ها بیان می‌کردند که شرارت زیاد شود تا ظهور نزدیک شود! آن‌طور که آن‌ها می‌گویند، نیست؛ بلکه در کشور امام زمان، هرچه شرّ کمتر شد، رو به خیر بیشتر بردیم و ظهور حضرت نزدیک‌تر می‌شود. این را به صراحت می‌گویم، شما هم همه جا بیان کنید و فریاد بزنید، این پرچم است. این بیرق را بلند کنید که هرچه شرّ کمتر شد و بیشتر رو به خیر رفتیم، ظهور نزدیک‌تر می‌شود.
لذا مراقبه کنید. در انتخابتان هم کسانی که خیر مردم را می‌خواهند و کسانی که آن‌طور که امام‌المسلمین می‌خواهند، هستند، انتخاب کنید. آقا در فرمایشاتشان در این چند روز فرمودند، باز هم می‌فرمایند، ببینید که چه چیزهایی را تبیین می‌کنند، این‌ها را کنار هم قرار بدهید که خیر دنیا و آخرت در همین است.
«السلام علیک یا مولای یا بقیه اللّه»
از آقای خوبی‌ها یابن الحسن بخواهیم، او، خیر مطلق اوست. «یَا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ» ای خدایی که امید به همه خیرها از ناحیه توست؛ خیر مطلق را برایمان برسان.

منبع:

http://kalame.co/faqs/17-1389-11-14-09-10-03/31465-پیش‌بینی-آیت‌الله-بهجت-از-زیاد-شدن-فقر-در-جامعه.html





http://emsa4.samenblog.com/uploads/e/emsa4/175661.jpg


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

رئیس سازمان بسیج مستضعفین:بسیج قادر است بی‌سوادی را درمدت دوونیم سال درکشور ریشه‌کن کند،اماسیستم اداری تمایلی به این کارندارد/اقتصادمقاو

نظرات 0


شاخص بورس
قیمت خودرو
گروه های خبری
صفحه اصلي
عناوين کل اخبار
اخبار برگزيده

اجتماعي
اقتصادي
بين الملل
تحولات یمن
تحولات عراق
تحولات سوریه
سياسي
سياست خارجي
دانشگاه
فرهنگي
ورزشي
استانها
عکس
گرافیک و کاریکاتور
صوت و تصویر
دفاتر منطقه ای فارس
ديدگاه
تاریخ
دانستنی ها
اخبار ويژه
فضاي مجازي
حماسه و مقاومت
انتشارات
آرشیو ویژه نامه
سایر خدمات
جستجو
ارتباط با ما
سخن ما
پيوندها
تبليغات در سايت
اعلام مشکلات سايت
نسخه هاي RSS
آرشیو اخبار





گروه استانها / حوزه آذربایجان شرقی
94/07/16 - 15:53
شماره: 13940716000689

سردار نقدی مطرح کرد
عدم تمایل سیستم اداری به ریشه‌کنی بیسوادی توسط بسیج / سیستم دولتی فرسوده است

رئیس سازمان بسیج مستضعفین با بیان اینکه سیستم دولتی فرسوده است، گفت: بسیج قادر است بی‌سوادی را در مدت دو و نیم سال در کشور ریشه‌کن کند، اما سیستم اداری تمایلی به این کار ندارد.




به گزارش خبرگزاری فارس از تبریز، سردار محمدرضا نقدی ظهر امروز در نشست برنامه‌ها و پروژه‌های سند تدبیر توسعه استان با اشاره به نحوه همکاری سازمان بسیج سازندگی و استفاده از ظرفیت‌های بسیج در راستای اجرایی شدن این سند و تحقق سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، به بیان راهکارهای تحقق اقتصاد مقاومتی و نقش نیروی مردمی بسیج در این راستا پرداخت و گفت: باید برای استفاده از ظرفیت بسیج برنامه‌ریزی شود.

وی با اشاره به تاکیدات رهبر معظم انقلاب مبنی بر مردمی کردن اقتصاد، گفت: استفاده از ظرفیت‌های مردم الگویی است که در دفاع مقدس جواب داد و ما پیروزی‌های خود را در جنگ مدیون نیروهای مردمی و برنامه‌ریزی مناسب برای استفاده از آن بودیم.

نقدی با بیان این که متاسفانه نتوانسته‌ایم این الگو را در اقتصاد پیاده کنیم، افزود: در صورت برنامه‌ریزی درست برای استفاده از توان مردم، جا دارد که همه 70 میلیون جمعیت کشور وارد عرصه کار و تلاش شوند.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: کار بدون چشمداشت یکی از ویژگی‌های مردم ایران است و این ویژگی، ظرفیت منحصربه‌فرد کشور ماست، اما در جاهای کمی برای استفاده از این ظرفیت برنامه‌ریزی شده است.

وی با بیان اینکه سیستم دولتی ما فرسوده است، افزود: بسیج قادر است بی‌سوادی را در عرض دو و نیم سال در کشور ریشه‌کن کند، اما سیستم اداری تمایلی به این کار ندارد، چون در این صورت نهضت سوادآموزی هم باید منحل شود.

نقدی با اشاره به ضرورت اصلاح الگوی کشت و روش‌های آبیاری به ویژه در استان آذربایجان شرقی، خاطرنشان کرد: تحقق این امر با نگاه اداری و این که کشاورزان به ادارات مراجعه کنند امکان‌پذیر نیست، بلکه باید کارشناسان به سر زمین‌ها بروند و این کار در میدان عمل انجام شود.

وی افزود: البته نیروهای اداری برای این کار بزرگ کافی نیست و باید از توان مردم و نیروهای متخصص بسیجی استفاده کنیم، در این صورت کار چندین ساله را در چند ماه می‌توان انجام داد.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین اظهار داشت: برخی از کارهای پرحجم و پراکنده وجود دارند که برای سرمایه‌گذاران صرفه اقتصادی ندارد، اما اگر به نیروهای مردمی و بسیج سپرده شوند با هزینه کم و سرعت بیشتر قابل اجراست.

وی با اشاره به این که 210 هزار کیلومتر نهر خاکی در کشور داریم که سالانه 2.5 میلیارد متر مکعب آب در آنها به هدر می‌رود، گفت: اگر بتوانیم این نهرها را پوشش دهیم می‌توانیم به اندازه یک سد 2.5 میلیارد متر مکعبی آب ذخیره کنیم، در حالی که هزینه و مدت زمان پوشش انهار در مقابل احداث سد واقعا ناچیز است.

نقدی با اشاره به ظرفیت‌های کشاورزی استان آذربایجان‌شرقی و بالا بودن دورریز محصولات کشاورزی در کشور، خاطرنشان کرد: یکی از کارهایی که می‌توان برای جلوگیری از این دورریز انجام داد ایجاد صنایع تبدیلی کوچک و کارگاه‌های محلی در محل مزارع و باغات است که هم هزینه کمی دارد و هم در مقابل مشکلات اقتصادی پایداری بیشتری دارد.

وی، کارگاه‌های فرآوری نخود در شهر ممقان را نمونه موفقی از این کار دانست و گفت: این الگو در سایر بخش‌ها نیز می‌تواند به عنوان راهکار اقتصاد مقاومتی مورد توجه قرار گرفته و تعمیم یابد.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: بسیج در این زمینه نیز برای نقش‌آفرینی آماده است و تاکنون از طریق ایجاد هزاران کارگاه تولیدی کوچک توانسته‌ایم بیش از 100 هزار فرصت شغلی بدون کمترین اعتبار دولتی ایجاد کنیم.

در پایان این نشست مقرر شد سند تدبیر توسعه استان در سازمان بسیج سازندگی مورد مطالعه قرار گرفته و نحوه همکاری بسیج در اجرای پروژه‌های این سند در نشستی تخصصی مورد بررسی و تصویب قرار گیرد.




http://emsa4.samenblog.com/uploads/e/emsa4/233452.png



برچست ها :
تعداد بازدید : 1
     
print

نظر رهبر انقلاب درباره خرید کالاهای اسرائیلی 910527

نظرات 0

نظر رهبر انقلاب درباره خرید کالاهای اسرائیلی


بسمه تعالی

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته


به طور کلى خرید و فروش هرگونه کالایى از شرکتهاى صهیونیستى و یا

شرکتهایى که از سود حاصله کمک به دولت غاصب اسرائیل مى‌کنند

حرام است و بر آحاد مسلمین واجب است که از خرید و استفاده از چنین

کالاهایى اجتناب کنند و در حکم مذکور فرقى بین موارد ذکر شده

نمى‌باشد؛ و در صورتی که احراز نشود که منافع آن عاید صهیونیست‌ها

می‌شود و یا در راه دشمنی با اسلام و مسلمین به‌کار می‌رود، اشکال

ندارد. هر نوع کار کردن در این شرکت‌ها که کمک به دشمنان اسلام و

مسلمین محسوب می‌شود حرام است و دریافت پول در قبال آن حلال

نیست.

/div


برچست ها : .............
ادامه مطلب ...
تعداد بازدید : 27
     
print

پاسخ تند امام رضا(ع) به کسانی که می گویند: "ما خمس نمی دهیم"!

نظرات 0





http://www.taraznews.com/


برچست ها :
تعداد بازدید : 2
     
print

نگاهی به بحران فقر در آمریکا + عکس و آمار

نظرات 0

نگاهی به بحران فقر در آمریکا + عکس و آمار
 

  به گزارش معجون به نقل از مشرق؛ فقر در آمریکا در حال تبدیل شدن به یک بحران اجتماعی بزرگ است. این بحران یک شبه روی نداده و ریشه آن از عمق نظام سرمایه داری سود محور جنگ طلب تغذیه می شود. آمریکا همیشه در مقایسه با اغلب کشورهای صنعتی دنیا دچار فقر فراگیرتری بوده است. برای مثال در اواسط دهه نود نرخ فقر در آمریکا در حدود دو برابر میزان آن در کشورهای منطقه اسکاندیناوی و ۱/۳ برابر نرخ فقر در ژاپن بود.


با این حال بیش از ۴۲ درصد از ثروت آمریکا تحت کنترل حدود یک درصد از جمعیت سرمایه دار این کشور است. چهارصد ثروتمند آمریکایی بیش از یک تریلیون دلار ثروت دارند و متوسط درآمد هر یک از آنها حدود سه و نیم میلیارد دلار است. کودکان فقیر در ایالت های آمریکا قبل از جهش فقر در سال ۲۰۰۴: در ایالت های آبی: ۲۰ درصد و بیشتر، سبز: ۱۵ الی ۱۹ درصد، زرد: ۱۰ الی ۱۴ درصد و سفید کمتر از ۱۰ درصد کودکان در فقر زندگی می کنند. در دهه اخیر اقتصاد آمریکا به رکوردی از فقر دست یافته است که در آن از هر ۶ نفر آمریکایی یک نفر در فقر زندگی می کند. قبل از رکود اقتصادی ۳۰ میلیون فقیر وجود داشت که اکنون این رقم از ۴۶ میلیون نفر گذشته و به رکورد تازه ای زده است. وضعیت عمومی زندگی مردم آمریکا در یک دهه گذشته اکثرا با از هم پاشیدن خانواده ها به دلیل فقر و اعلام ورشکستگی افراد همراه بوده است.


مردم خانه های خود را از دست داده و بر تعداد خانواده های تک والدی که مسئولیت آنها اکثرا به دوش زنان افتاده؛ افزوده شده است. برای کودکان بسیاری در این خانواده ها فرصت تحصیل فراهم نبوده و دانشجویان با بدهی های بزرگ مواجه شده اند. افزایش کودکان فقیر در ایالت های آمریکا در سال ۲۰۱۰٫ بخش بزرگی از مردم آمریکا امید به زندگی را از دست داده و رویاهای خود برای زندگی را نقش بر آب می بینند. نیاز به استفاده از کمک های غذایی دولت حتی در بخشی از مردم تحصیل کرده و دارای تخصص که شغل خود را از دست داده اند؛ نیز دیده می شود. با توجه به انتظارات افراد تحصیل کرده، زندگی برای این بخش بسیار سخت تر بوده و ناامیدی و افسردگی در این قشر عمیق تر و گسترده تر روی می دهد. در واقع موج جدیدی از فقر با حاشیه های روانی و اجتماعی بی سابقه ای در حال گسترش در آمریکایی است که ثروت های مردم خود را به نفع عده ای صهیونیست در اقصی نقاط جهان به جنگ و بمب و کشتار صرف می کند. پله های صعود در فقر به عقیده کارشناسان فقیر شدن آمریکایی ها از سال ۲۰۰۰ شدت یافت و مابین سال های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ با یک جهش به روند خود ادامه داد. در سال ۱۹۷۳ نرخ فقر در آمریکا به ۱۱/۱ درصد رسید که پایین ترین سطح آن پس از جنگ جهانی دوم بود. این رقم در سال ۱۹۸۳ میلادی ۱۵٫۲ درصد، معادل یک نفر از هر ده آمریکایی بوده است. در سال ۲۰۰۵، تعداد افراد فقیر آمریکا ۳۷ میلیون نفر یعنی ۱۲/۵ درصد از جمعیت این کشور بود. این نرخ در میان خانواده های سیاه پوست ۲۴/۹ درصد یعنی بیش از دو برابر نرخ فقر در میان خانواده های سفیدپوست بود. سالمندان و سبدهای خالی خرید نرخ رسمی فقر در سال ۲۰۰۷، ۱۲/۵ درصد و در سال ۲۰۰۸ ، ۱۳/۲ درصد اعلام شد. نرخ رسمی اعلام شده برای فقر در سال ۲۰۱۰ از طرف دولت فدرال ۱۵/۱ در صد بود که نسبت به نرخ اعلام شده در سال قبل یعنی رقم ۱۴/۳، افزایش نشان می داد. در سال ۲۰۱۰ تعداد افراد فقیر از مرز ۴۶ میلیون نفر گذشت. این رقم در سال ۲۰۱۱ میلادی به ۱۵٫۷ درصد رسید که بالاترین حد آن پس از سال ۱۹۶۵ میلادی است. و بالاخره در آگوست ۲۰۱۲ شبکه تلویزیونی ای بی سی نیوز، اعلام کرد تعداد فقرا در آمریکا به حدود صد و پنجاه میلیون نفر رسیده است! این روند رو به افزایش از عواقب رکود اقتصادی و نیز صرف میلیاردها دلار پول مردم آمریکا برای عربده کشی ها و جنگ افروزی های بین المللی می باشد. افراد بی خانمان فقیر در اماکن معدود تهیه شده توسط بنیادهای مردمی کمک به فقرا شب را به صبح می رسانند.

مردم آمریکا و بحران فقر در تمامی رده های جمعیتی آمریکا نرخ فقر در حال افزایش بوده و شمار زیادی از خانواده ها و کودکان و سالمندان را تحت تأثیر قرار داده است. یک سوم از طبقه متوسط آمریکا زیر خط فقر بوده و بیش از ۲۰ میلیون آمریکایی در «فقر مطلق» زندگی می کنند. زندگی در فقر مطلق به این معناست که درآمد افراد ۵۰ درصد از خط فقر تعریف شده کمتر است. سالمندان و کودکان آسیب پذیرترین قشرها در برابر بحران فقر هستند به طوری که نرخ فقر در بین افراد بالای ۶۵ سال به بالاترین حد خود در تاریخ اقتصادی آمریکا رسیده است و در میان کودکان نیز این نرخ در سال ۲۰۱۰ میلادی به بیش از ۲۲ درصد رسید و هم اکنون نیز این نرخ برای کودکان از هر گروه سنی دیگری بالاتر است. درصد کودکانی که در خانواده های تحت سرپرستی زنان زندگی می کنند، از ۱۹۷۰ تا ۲۰۰۳ دو برابر شد و از ۱۱/۶ درصد به ۲۳/۶ درصد افزایش یافت. این افزایش در سال های بعد نیز ادامه داشته است. زنان و کودکان آسیب پذیرترین افراد در برابر هجمه اقتصادی بوده اند. نرخ فقر در میان خانواده های سیاه پوست بیش از دو برابر نرخ فقر در میان خانواده های سفیدپوست است. بخش بزرگی از افراد فقیر آمریکا را اسپانیایی تبارها و سیاهان تشکیل می‌دهند. بیش از یک چهارم سیاه‌ پوستان زیر خط فقر امریکا زندگی می‌کنند. این آمار برای آسیایی‌ تبار‌ها حدود ۱۲ درصد و برای سفید پوست ها کمتر از ۱۰ درصد گزارش شده است. فقر در حد گرسنگی شاخصه های رفاه مردم آمریکا نسبت به دهه ۹۰ نزدیک به ۷۰ درصد کاهش داشته است. اما فقر آمریکایی ها از عدم دسترسی به امکانات رفاهی فراتر رفته و عمیق تر شده است. عدم وجود امنیت غذایی نمایان ‌ترین عمق فقر مردم آمریکا را نشان می دهد. هم اکنون خانواده ‌های بسیاری هستند که دیگر نمی‌ توانند غذای کافی برای خود تهیه کنند. این روزها بیش از ۴۶ میلیون امریکایی کمک های غذایی دریافت می‌کنند. این رقم طی چهار سال گذشته ۱۴ میلیون رشد داشته و همچنان به رشد خود ادامه می دهد.

بنا به گزارش سازمان تحقیقات غذایی آمریکا چندین میلیون نفر دیگر نیز در راه افزایش به لیست افرادی هستند که بدون کمک‌ های غذایی دولت از گرسنگی خواهند مرد. فقرا حاضرند فقط در برابر لقمه ای غذا برای دیگران کار کنند. گرسنگی به حدی رسیده است که ۱۵ درصد از آمریکایی ها از برنامه دولتی کمک برای تغذیه استفاده می کنند. در میانه دهه ۹۰ کلینتون تصمیم گرفت کمک غذایی را با کمک مالی به فقیران تعویض کند. این تصمیم دموکرات ها با مخالفت جمهوری خواهان روبرو بود. هم اکنون نیز جمهوری خواهان خواستار برگشت کمک ها به حالت قبلی هستند. امروز تعداد افرادی که کمک غذایی دریافت می کنند بیش از ده برابر افرادی هستند که کمک مالی دریافت می کردند. یک مادر و فرزندانش برای غذای روزانه کمک می خواهند. جمله ای از میت رامنی نامزد جمهوری خواه ریاست جمهوری در زیر تصویر: افراد خیلی فقیر اهمیتی برای من ندارند. از زمان آغاز رکود اقتصادی تقاضا برای کمک غذایی دولتی افزایش یافته است. برنامه کمک غذایی به فقرا به یک بحث سیاسی نیز تبدیل شده است تا جایی که یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری از حزب جمهوری خواه اوباما را «رییس جمهور کمک های غذایی» خوانده بود و گفته بود: «هیچ رییس جمهوری به اندازه اوباما مردم را به وضعیت نیاز به کمک های غذایی سوق نداده بود». در حالی که زمینه های این فقر نه در زمان اوباما که در زمان زمامداری جمهوری خواهان و بوش پسر فراهم شده است. دپارل (DeParle) روزنامه نگاری که توجه ویژه ای به فقر دارد می گوید: «در عصر جدید هیچ گاه به این اندازه مرد به کمک های غذایی نیاز نداشته اند. حدود ۵۰ میلیون آمریکایی به چنین کمک هایی نیازمندند». به عقیده دپارل کمک غذایی به مردم آمریکا به خاطر رکود اقتصادی بزرگ ضروری است و در صورت نبود این کمک فجایع انسانی به آسانی روی خواهد داد. اکنون در آمریکا ۶ میلیون نفر در حالی زندگی می کنند که تنها درآمد آنها همین کمک های غذایی دولت است.


زنانه شدن فقر و مادران فقیر در فاصله سال های ۱۹۵۹ تا ۲۰۰۵ تعداد افراد فقیری که در خانواده های تحت سرپرستی زنان تنها زندگی می کردند رو به افزایش گذاشت و از ۱۷/۸ درصد اواخر دهه ۵۰ به ۲۸/۷ درصد در سال ۲۰۰۵ رسید.

در آن سال این آمار از نرخ فقر در میان تمامی انواع خانواده ها بسیار بیشتر بود و تا کنون نیز با گسترش رکود اقتصادی همچنان به رشد خود ادامه داده است. یک مادر آمریکایی می گوید ماهانه ۳۶۷ دلار، برای هر روز حدود ۱۲ دلار، کمک هزینه غذایی دریافت می کند که باید صرف سه وعده تغذیه روزانه خود و فرزندش شود. او معتقد است این پول برای غذای سالم و کافی مخصوصا برای کودکانی که در سن رشد هستند؛ کافی نیست و کودکان دریافت کننده این کمک های غذایی دیگر نمی توانند به سبزی و میوه در سبد غذایی خانواده دسترسی داشته باشند. زنان در تمامی نژادها بیشتر از مردان فقیرند. زنان سیاه پوست فقیرترین قشر آمریکایی ها را تشکیل می دهند. آبی تیره آمار زنان و آبی روشن نشان دهنده آمار مردان فقیر است. زنان در همه گروه های سنی نیز بیش از مردان در فقر به سر می برند. دستکاری تعاریف و آمارها به نظر می رسد سردمداران آمریکا برای جلوگیری از افتضاح اعلام آمارهای واقعی گسترش فقر در آمریکا دست به تغییر برخی از مفاهیم تعریف خط فقر کرده اند. هم اکنون بحث هایی در این مورد در مطبوعات و بین کارشناسان آماری جاریست. بر اساس برخی اعلام نظرها که گاهی از طرف اداره سرشماری نیز تایید می شود هر چند نرخ فقر به طور رسمی ۱۵/۱ درصد اعلام شده است اما آمار واقعی بالاتر از این بوده و بیش از ۱۶ درصد است. دعوا بر سر تعریف خط فقر بالا گرفته و محافظه کاران سعی در حفظ تعریف کنونی آن دارند تا افراد کمتری به لیست کمک های دولتی اضافه شوند. اما مخالفین تعریف خط فقر کنونی معتقدند این تعریف که در سال ۱۹۶۹ تصویب شده است هرچند در هر سال با توجه به تورم روزآمد شده است اما در برداشت آن از استانداردهای زندگی تغییری به وجود نیامده و برای مشکلات اقتصادی کنونی مردم جوابگو نیست و در نتیجه با الگو قرار گرفتن آن، تعداد واقعی فقرای کنونی مشخص نشده و افراد فقیر بسیاری از کمک های مالی محروم می مانند و زندگی اسفناکی را تجربه می کنند. کودکان برای غذای روزانه گدایی می کنند. بالطبع هنگامی گفته می شود یک خانواده آمریکایی زیر خط فقر زندگی می کنند در واقع منظور این است که این خانواده در شرایطی زندگی می کنند که در سال ۱۹۶۹ زیر خط فقر محسوب می شد. زیرا که استانداردهای زندگی در نظر گرفته شده برای تعریف خط فقر در بیش از ۴ دهه گذشته تغییر نکرده است و رقم ۵۰ میلیون فقیر اعلام شده بر اساس استاندارد های زندگی در سال ۱۹۶۹ است. کاملا آشکار است که دولت آمریکا با این مغلطه آماری سعی در جلوگیری از بیان حقایق وضعیت اقتصادی اسفناک خود است. خط فقر رسمی برای یک خانواده ۴ نفره بر اساس درآمد سرانه ملی در سال ۱۹۶۹ مبلغ ۲۲۳۵۰ هزار دلار تعیین شده است. در صورتی که تغیرات به وجود آمده در سرانه درآمد ملی آمریکا مد نظر قرار گیرد برای سال ۲۰۱۱ این مبلغ ۴۶۶۵۱ دلار تعیین می شود. با این حساب نزدیک به ۳۰ درصد خانواده های آمریکایی در فقر زندگی می کنند که حدود دو برابر آمارهای رسمی اعلام شده از سوی دولت است. امنیت اجتماعی و فقر با گسترش فقر و ضعف دولت در کنترل وضعیت اقتصادی امنیت مردم نیز به خطر افتاده است. فعالیت گروه های تبهکار فعال در زمینه قاچاق انسان، فحشا، مواد مخدر و دزدی های برنامه ریزی شده شدت گرفته است. افراد بی کار زیادی جذب این گروه ها شده و گاهی جان خود را در خلال اعمال خشونت آمیز این گروه ها از دست می دهند. ورود زنان و دختران به فحشا که صرفا جهت تامین معاش روزانه انجام می گیرد به خصوص در میان اقلیت های نژادی تحت تبعیض افزایش یافته و زمینه گسترش مشکلات بهداشتی در بین طبقه فقیر فراهم شده است. و دختران دانشجوی فراوانی برای تامین هزینه های تحصیل خود به روسپی گری روی آورده اند. بی خانمانی در خیابان های شهرهای ایالت های جنوبی به وفور دیده می شود. گذشته از گسترش عمل باندهای تبهکار، مردم عادی نیز به وفور برای فرار از فشار گرسنگی به دزدی از مردم دیگر و یا دولت و اماکن عمومی روی می آورند. اگر در گذشته این قبیل اتفاق ها بیشتر از ایالت های خاصی گزارش می شد امروز دیگر این انحصار از بین رفته و در همه جای آمریکا دزدی و تبهکاری گسترش یافته است. روزانه خبر دزدیده شدن چیزهایی منتشر می شود که شاید هیچگاه در ذهن آمریکایی ها تصوری هم در مورد ارزش مادی آنها وجود نداشت.


مردم حتی به کابل ‌های برق، ریل‌ های راه آهن و درپوش های چاه های فاضلاب نیز رحم نکرده و از هر فرصتی برای فرار از دست فقر استفاده می کنند! اشیای فلزی از قبیل هرگونه شئ آهنی، برنجی و فولادی و به طور کلی هر چیزی که اندک ارزشی داشته باشد به راحتی از اماکن عمومی از جمله سرویس های بهداشتی و پارک ها دزدیده می شوند. غارت فروشگاه ها و حمله به سوپرمارکت ها نیز به وفور اتفاق می افتد. این تصویر نشان می دهد که در سایه سیاست های غلط نظام سرمایه داری جنگ افروز، امروزه فقر و گرسنگی در حال تبدیل شدن به یک بحران گسترده اجتماعی و امنیتی در آمریکایی است که برای ملت های دیگر به صورت سرزمین رویایی «فرصت ها» تبلیغ می شود.  

منابع و مآخذ: …………………………………………………………………………………………………… http://www.npc.umich.edu/poverty http://americanpoverty.org http://www.nccp.org/topics/childpoverty.html
http://www.fightpoverty.mmbrico.com/facts/america.html http://www.dosomething.org/tipsandtools/11-facts-about-education-and-poverty-america http://capaassociation.org/newsletter_N009/Articles/PovertyCrime.htm
http://www.counterpunch.org/2011/08/09/turning-poverty-into-an-american-crime
http://www.columbia.edu/cu/21stC/issue-1.2/Poverty.htm http://www.americanprogress.org/issues/women/report/2008/10/08/5103/the-straight-facts-on-women-in-poverty http://www.thedailybeast.com/articles/2011/09/14/u-s-women-hit-hardest-by-poverty-says-census-report.html http://www.legalmomentum.org/our-work/women-and-poverty/women-and-poverty-in-america-issues.html
http://money.cnn.com/2004/12/22/news/economy/poverty_healthcare/index.htm  
http://money.cnn.com/2004/12/16/news/economy/poverty_corporate/index.htm
http://money.cnn.com/2004/12/22/news/economy/poverty_overview/index.htm
http://www.americanprogress.org/issues/poverty/report/2007/04/25/2912/from-poverty-to-prosperity-a-national-strategy-to-cut-poverty-in-half/
http://www.americanprogress.org/issues/women/report/2006/09/13/2143/more-than-a-choice-a-progressive-vision-for-reproductive-health-and-rights  


برچست ها :
تعداد بازدید : 9
     
print

عمل به اقتصاد اسلامی در اقتصاد ژاپن

نظرات 0

عمل به اقتصاد اسلامی در اقتصاد ژاپن 

    عوامل بسياري در اقتصاد ژاپن وجود دارد كه به ايده هاي اقتصاد اسلامي نزديك است . اين شباهت تا آنجا است كه حتي برخي از پ‍ژوهشگران بسياري از قوانين موجود در اقتصاد ژاپن را نشات گرفته از احكام و مدل اقتصادي اسلام مي دانند. شخصيت هايي مانند آيت الله صدر اقتصاد اسلامي را جزيي از كل نظام اسلامي مي دانند ، عده زيادي از علماي ديني و همچنين دانشمندان اقتصاد اسلامي ، آموزهاي اقتصادي اسلام را يك مدل اقتصادي مي دانند كه جوامع اسلامي بايد اين تعليم را سرلوحه برنامه ريزي هاي اقتصادي خود قرار دهند ، ازهمين رو نگارنده به مواردي از آموزه هاي اسلامي كه در اقتصاد ژاپن جاري است اشاره مي كند.


۱- تربيت مدير و متخصص: امروز در بين جمعيت ۱۳۰ ميليون نفري ژاپن حدود ۱۴ ميليون دانشمند ، مدير و مهندس وجود دارد يعني از هر ۹ ژاپني يك نفر متخصص است. يكي از دلايل امكان تربيت مدير و متخصص در جامعه ژاپن تحولات اساسي در عرصه آموزش اين كشور بوده ، به طوري كه ژاپن توانست دهها سال پيش بي سوداي را ريشه كن كند. اصلي ترين دليل اهتمام به اين كار هم اين بود كه آنها ديدند نه زمين مناسب براي كشاورزي دارند و نه معادن غني ونه ذخاير نفت و گاز وفقط نيروي انساني دارند. براي همين به اين نتيجه رسيدند كه تنها اميدشان، مردمشان هستند و شروع كردند برروي مسئله آموزش كار كردند و اين آموزش صحيح باعث شد كه فرهنگ كارآفريني و توليد تقويت شود . چنانچه در تعاليم اسلامي نيز بر تربيت مديران توانمند و كساني كه توانايي سرپرستي و مديريت جامعه را داشته باشند تاكيد شده است. به طوري كه "فضل بن شاذان" از امام رضا (ع) نقل مي كند كه در مطالعه ا‌حوال بشر هيچ گروه و ملتي را نمي يابيم كه در زندگي موفق و پايدار باشد مگر به وجود مدير و سرپرستي كه امور مادي و معنوي آنان را مديريت نمايد. در واقع تغييرات اساسي در نظام آموزشي ژاپن بر مبناي آموزش نيروي انساني متخصص باعث شد كه بعد از سال ها ژاپن از لحاظ نيروي انساني متخصص به كشورها و قدرت هاي ديگر نيازمند نباشد كما اينكه اين آموزش صرفا در حوزه علمي اتفاق نيفتاد و با ايجاد نوعي ميهن دوستي و عرق ملي به قول ما ايراني ها علاوه بر تخصص، مديران ژاپني به تعهد در قبال مسائل ملي نيز رسيدند كه در ادامه به اين مسئله بيشتر خواهم پرداخت.
 
۲-فرهنگ كار وتوسعه: در فرهنگ اسلامي آيات و روايات  بسيارفراواني در مورد كار و ارزش و فرهنگ كار وجود دارد ؛ به گونه اي در آيه۷۳ سوره قصص خداوند در حالي شب را زماني براي آرامش دانسته كه روز را زماني براي كسب روزي حلال و پرداختن به كار و تلاش معرفي مي كند. امروزه بيش از ۲۴ در صد از توليد جهاني به ژاپن تعلق دارد . كشور ژاپن توانست بعد از جنگ جهاني دوم شرايطي را ايجاد كند كه فرهنگ كار كردن به عنوان يك ا‌فتخار و فضيلت اخلاقي در جامعه محسوب شود به طوري كه در فرهنگ ژاپن كسي كه درس خوان تر و موفق تر است بايد زحمت بيشتري بكشد و مسئوليت بيشتري بر عهده بگيرد . اين تعهد دقيقا منطبق با فرهنگ اسلامي و در تضاد با فرهنگ موجود در كشورهايي مانند ايران است ؛ به طوري كه از قديم در فرهنگ ما ايراني ها وجود داشته كه بزرگترها به فرزندان خود مي گفتند : درس بخوانيد تا كارگر نشويد! يعني درس خواندن و داشتن تحصيلات عاليه مترادف با مدير شدن، رئيس شدن و پا روي پا انداختن و... بوده در حاليكه در ژاپن مديران كارخانجات صنعتي دوشادوش كارگران آن كارخانه ها كار مي كنند و به اين وسيله همكاران خود را نيز به كار كردن تشويق مي كنند.
مطالعه كتب ترجمه اي در اقتصاد ژاپن نشان ميدهد در بنگاه هاي صنعتي ژاپن مديران ادعا نمي كنند كه همه كارها را فقط خودشان بلدند تا كارگرها نيز بتوانند به راحتي نظر بدهند . اگر كسي پيشنهادي براي تسهيل در كار و افزايش بهره وري ارائه دهد با او آنقدر خوب برخورد مي شود كه شخص مرتبا به دنبال ارائه نظر در جهت ارتقاي كارش است كه اين مسئله علاوه بر فرهنگ كار به بحث آموزش نيز ارتباط نزديكي دارد.
 
چند سال پيش در مقاله اي كه به نقل از يك امريكايي كه به ژاپن سفر كرده بود ميخواندم" جواني را در حال تمييز كردن يك ماشين با جديت و حرارت خاصي ديدم ؛ با اينكه هوا به شدت سرد بود ديدن فردي كه با اين جديت در حال تمييز كردن خودرويش است مرا بسيار متعجب كرد، جوان پس از تمييز كردن ماشين راه خود را گرفت وچند متر آن طرف تر در ايستگاه اتوبوس ايستاد." مدير آمريكايي ادامه مي دهد" وقتي اين صحنه را ديدم در كمال تعجب به سمت جوان ژاپني رفتم تا علت اين كار را از او جويا شوم. اوگفت: من كارگر كارخانه اي هستم كه اين ماشين از توليدات آن است دلم نمي خواهد اتومبيلي را كه ما ساخته ايم كثيف و نامرتب جلوه كند! "
 
در واقع بالا بردن جايگاه كار و فرهنگ توليد در كشور ژاپن به گونه اي است كه نه تنها هيچ كس از "كارگري" خجا‌لت نمي كشد بلكه كاركردن را يك افتخار براي خود و نوعي جهاد براي جامعه خود مي داند چنانكه در سيره پيامبر گرامي اسلام نيز مشاهده مي شود كه هنگام بازگشت از جنگ ، وقتي سعد انصاري يكي از كارگران مدينه به استقبال آن حضرت مي آيند وهنگامي كه رسول خدا با او دست مي دهند و دليل زبري و خشونت دست هاي او را مي پرسند و وقتي سعد در پاسخ به پيامبر كار با بيل و طناب براي امرار معاش خود و خانواده اش را دليل زبري دستانش مي داند ، پيامبر دست او را مي بوسد و مي فرمايد: "اين دستي است كه آتش جهنم آن را لمس نخواهد كرد. "
 
۳- اقتصاد اخلاق مدار: اصولا نظارت بر امور گوناگون باعث افزايش كيفيت و كارآيي كار مي شود. در اقتصاد ديني علاوه بر آن نظارت بيروني كه در همه كشور ها و سيستم هاي اقتصادي كم و بيش وجود دارد يك نظارت دروني بر مبناي اعتقاد به معاد نيز علاوه بر نظارت بيروني وجود دارد. اقتصاد دو بخش اخلاقي يا فني يا به عبارتي دنيوي و معنوي دارد كه اصولا يكي از دلايل سقوط اقتصادهاي ليبرال را مي توان همين فاصله گرفتن از اخلاق دانست به طوري كه در چنين اقتصاد هايي منافع فردي به منافع اجتماعي وعمومي ارجحيت دارد تا آنجا كه رئيس فدرال رزرو نيز يكي از دلايل بحران هاي مالي بين المللي را انباشت ناعادلانه ثروت هاي رانتي در دست افرادي معدود مي داند. اما با وجود احكام واجبي از قبيل زكات و خمس و همچنين احكام مستحب و توصيه شده اي مانند انفاق و صدقه مي توان بر اين نكته تاكيد داشت كه اسلام طرفدار عدم انباشت ثروت در دست عده معدودي مي باشد . كما اينكه اسلام اصولا بر اساس آيات و روايات مستند با شرايطي كه موجبات رانت را نيز ايجاد مي كند به شدت مخالف است.
در اينجا شباهتي كه ميان اقتصاد ژاپن ومباني اقتصاد اسلامي وجود دارد تحقق رفتارهاي عدالت گرايانه است. رئيس شوراي نظام مالي دولت ژاپن با اشاره به اينكه صندوق هاي سرمايه گذاري اماني ژاپن شبيه به صندوق هاي قرض الحسنه اسلامي است مي گويد: "در اقتصاد ژاپن توزيع درآمدها به صورت عادلانه است و اختلاف فاحشي در ميان دهك هاي مختلف جامعه وجود ندارد. پروفسور نااويوكي يوشينو با اشاره به اينكه منافع اجتماعي براي ژاپني ها بسيار مهم است و اين موضوع از اصول مهم اسلام نيز به شمار مي رود مي گويد: "اقتصاد ژاپن گروه محور است در حاليكه بسياري از كشورهاي غربي اقتصاد مبتني بر فرد محوري را شاهد هستيم ، شايد ا‌لتزام به مباني اقتصادي اسلام يكي از دلايلي باشد كه امروزه ژاپن را با در اختيار داشتن فقط ۰.۳ درصد از سطح كره زمين يكي از اقتصادهاي برتر جهان قرار داده است.
 
حال بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه چرا در كشوري مانند ژاپن كه مسلمان نيستند فرامين اسلامي در حوزه اقتصاد اينقدر به طور منظم عملياتي ميشود و......
منبع:rajanews


برچست ها :
تعداد بازدید : 1
     
print

امام رضا (ع) ؛ زندگی و اقتصاد 29

نظرات 0

امام رضا (ع) ؛ زندگی و اقتصاد 

بخش دهم: پدیده سرمایه داری

مشکل اساسی

 

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

...جعل الاموال دوله بین الاغنیاء... 1

(آن خلیفه) اموال را میان اغنیا به گردش گذاشت...

 

...رغبه الناس فی الربح... 2

گرایش مردم به سودخواری است

 

...البخس... و الخیانه... 3

(ازگناهان کبیره) کاستن (ازکار و کالای مردم) است و خیانت به مردم...

 

...اهل الاستئثار... 4

کسانی که با خود کامگی اموال عمومی را ویژه خویش می سازند.


موضوع سرمایه داری در اجتماعات بشری از مشکلات ویرانگر در همه عصرها و نسل ها بوده و هست. این بیماری بزرگ اجتماعی، امروز بسیار عمیق تر، گسترده تر و کوبنده تر از گذشته عمل می کند و به ابزار جدید  و قدرت ماشین و محاسبات کامپیوتری و کارخانجات تمام اتوماتیک و مزارع مکانیزه مجهز است، و وسائل حمل و نقل هوایی و دریایی غول پیکر را در اختیار دارد، و در رابطه ها و کسب اطلاعات از تلفن و تلکس استفاده می کند.

ره آورد شوم این پدیده، جنگ ها و ظلم ها و نابسامانی های گسترده و عالم گیری است که بشریت را در کام خود فرو برده است و جهان را به جهان اول و دوم و سوم تقسیم کرده و جامعه های طبقاتی تشکیل یافته از طبقه ثروتمند شادخوار و فقیر محروم و گرسنه پدید آورده است.

سرمایه داری و پول پرستی از دیدگاه امام رضا (علیه السلام) پدیده شوم و شیطانی است که با تعالیم پیامبران و ایمان به روز رستاخیز سازگار نیست و با رشد و تکامل انسان و زندگی عادلانه او در این دنیا نیز سازگاری ندارد.

 

ره آوردهای شوم سرمایه داری

سرمایه داری در دو بعد از حیات آدمی آثاری ژرف و گسترده دارد:

1- روابط اقتصادی و بعد زندگی مادی

2- روابط انسانی و بعد اخلاقی و معنوی
اکنون به تبیین هر یک از این دو بعد می پردازیم:


1- روابط اقتصادی و بعد زندگی مادی

گردش ثروت های عمومی در دست طبقه اشراف

 

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

...و البرائه ممن نفی الاخیار... و جعل الاموال دولة بین الاغنیاء...5

(از ایمان است) بیزاری از کسانی که نیکان را از جامعه (اسلامی) تبعید کردند و اموال (مسلمانان) را میان ثروتمندان به گردش گذاشتند.
 

رباخواری

 

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
علة تحریم الربا، انما نهی الله عزوجل عنه، لما فیه من فساد الاموال، لان الانسان اذا اشتری الدرهم بالدرهمین،

کان ثمن الدرهم درهماً  و ثمن الاخر باطلا، فبیع الربا و شرائه وکس علی کل حال علی المشتری و علی البایع،

فحرم الله تبارک و تعالی الربا لعله فساد الاموال

کما حظر علی السفیه ان یدفع الیه ماله لما یتخوف علیه من افساده...6

علت تحریم ربا این است که: خداوند عزوجل از ربا نهی کرد چون مایه تباهی اموال است، زیرا انسان اگر یک درهم را به دو درهم بخرد، [در حقیقت] بهای درهم، یک درهم بیشتر نیست، و بهای درهم دیگر باطل (و بدون حق) است، پس خرید و فروش ربوی، در هر حال برای فروشنده و خریدار زیان و کمبود دارد، پس خداوند متعال ربا را ممنوع اعلام کرد، زیرا اموال تباه می گردد. چنان که منع کرد سفیهان اموال خود را در دست گیرند، چون بیم تباهی آن اموال می رود.

 

سرمایه دار با به کارگیری سرمایه بدون کار، و استفاده از بهره پول، ثروت ها می اندوزد و گروه زیادی را تهیدست می سازد. دقیقاً می توان محاسبه کرد که در ارتباط با یک سرمایه دار ربا خوار، چند صد نفر پس از چند سال زمین گیر و ساقط می شوند و سرمایه و ثروت ایشان به تدریج به جیب یک نفر سرازیر می گردد.

در بخش دیگری از کلام امام در علل تحریم ربا، به ظلم نیز تکیه شده است و این تعلیل و علت یابی که امام تبیین می کنند، آموزنده معیارهای کلی و قانونمندی است که در کل جریان های اقتصادی راهگشا است.


azavi.ir


برچست ها :
ادامه مطلب ...
تعداد بازدید : 18
     
print

اگر کسی از این که به او بگن امریکایی خوشش میاد این مطلب رو بخونه!

نظرات 0



 

از جمله مسائلى كه به مسلمانان و مستضعفان جهان اجازه هيچ گونه فعاليت براى خروج از قيد و بند استعمارگران را نمى‏دهد و آنان را به حال ركود و عقب افتادگى نگاه مى‏دارد، تبليغات همه جانبه‏اى است كه غربزدگان و شرقزدگان، يا به امر ابرقدرتها، يا با كوتاه نظرى خود، در سراسر كشورهاى اسلامى و استضعافى به راه انداخته‏اند و مى‏اندازند. و آن است كه علم و تمدن و پيشرفت مختص به دو جناح امپرياليزم و كمونيسم است؛ و آنان، خصوصاً غربيها و اخيراً امريكاييها، نژاد برتر هستند، و ديگران نژادپست و ناقص هستند؛ و ترقى آنان در اثر والا نژادى آنان است؛ و عقب افتادگى اينان در اثر نقص نژادى است! و به تعبير ديگر، آنان انسانهاى تكامل يافته هستند؛ و اينان در حال تكامل، كه پس از ميليون‏ها سال به تكامل نسبى مى‏رسند. پس، كوشش براى پيشرفت بيفايده است. و آزادگان يا بايد وابسته به سرمايه دارى غرب باشند، و يا كمونيسم شرق. و به بيان ديگر، ما از خود هيچ نداريم، و بايد همه چيز را از ابرقدرتهاى غرب ياشرق بگيريم: علم را، تمدن را، قانون را، وپيشرفت را! و شما امروزِ سياه ما را مى‏بينيد كه در اثر اين تفكر كه بر ما تحميل كرده‏اند هرچيز، اگرچه ممتاز باشد و از خودى باشد، به همين جرم مشترى‏اش كم است؛ و همين را اگر اسم غربى به آن بگذارند، مشترى زياد پيدا مى‏كند. پارچه ايران حتماً بايد در حاشيه‏اش حروف خارجى و لاتين داشته باشد تا مشترى پيدا كند!

صحیفه امام خمینی ره



برچست ها :
تعداد بازدید : 7
     
print

نقاط قوت و ضعف دولت‌های پس از انقلاب

نظرات 0

نقاط قوت و ضعف دولت‌های پس از انقلاب




«مهجوریت فرهنگ» مقوله‌ای بود که رهبر انقلاب بارها آن را مورد تاکید قرار دادند، اما تصمیمی جدی در این راستا اتخاذ نگردید. به طور خاص، دولت دهم اصولاً رویکرد فرهنگی منسجم و مشخصی را ارائه نمی‌کرد و در برخی حوزه‌ها گاه رفتارهای لیبرال‌منشانه‌ای را نیز شاهد بودیم.

پس از گذشت قریب به سی و چهار سال از عمر پر برکت انقلاب اسلامی، نظام مقدس جمهوری اسلامی شاهد روی کار آمدن ده دولت در قوه‌ی مجریه خود بوده است. اما اگر بخواهیم دو مؤلفه‌ی طول مدت نسبی دولت و رئیس کابینه را لحاظ کنیم، این ده دولت به چهار دولت و کابینه‌ی اصلی قابل تقلیل است: دولت میر حسین موسوی، دولت هاشمی رفسنجانی، دولت سید محمد خاتمی و دولت محمود احمدی‌نژاد.

هر یک از این دولت‌ها، قریب به یک دهه سکان اجرایی کشور را در دست داشته‌اند و امروز در آستانه‌ی انتخاب رئیس‌جمهوری جدید قرار داریم که اگر همچون دیگر رؤسای‌جمهور بتواند برای دو دوره‌ی متوالی در این جایگاه قرار گیرد، می‌توان او را رئیس‌جمهور دهه‌ی چهارم انقلاب، یعنی همان دهه‌ای که رهبر معظم انقلاب آن را «دهه‌ی پیشرفت و عدالت» نام‌گذاری کردند، دانست.

این موضوع که الزامات دهه‌ی چهارم انقلاب کدام است و انقلاب در این شرایط زمانی و در هنگامه‌ی پیچ تاریخی، با چه نیازمندی‌هایی در عرصه‌ی مدیریت اجرایی کشور مواجه است، موضوع مفصلی است که فرصتی دیگر می‌طلبد. از سوی دیگر در این نوشتار به دنبال احصای مؤلفه‌ها و شاخص‌هایی که مقام معظم رهبری در خصوص انتخابات یازدهم ریاست‌جمهوری فرمودند نیز نمی‌باشیم؛ بلکه تنها حول عبارتی محوری از معظمٌ له که در ابتدای سال جاری ایراد فرمودند، بحثی را به اجمال پی می‌گیریم.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در فراز پایانی سخنرانی مهم نوروزی خویش در حرم مطهر رضوی (ع)، درباره‌ی ویژگی‌های نامزد اصلح انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۲، عبارتی دقیق، پرمحتوا و عمیق بیان داشتند که نیازمند بررسی و تبیین جرئی است. ایشان در این سخنرانی چنین فرمودند: «آنچه ما برای رئیس‌جمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی كه امروز وجود دارد، منهای ضعف‌هایی كه وجود دارد.» حال سوال اینجاست که این نقاط ضعف و قوت کدام‌ها هستند و آیا بررسی چنین نقاطی منحصر به دولت دهم است یا همه‌ی دولت‌های تاریخ انقلاب را در بر می‌گیرد؟

یقیناً زمانی که قید «امروز» در عبارت رهبر انقلاب وجود دارد، به این معنی است که تاکید ایشان بیشتر بر روی دولت فعلی است، اما دولت فعلی را نباید در انتزاع از سایر دولت‌های انقلاب ارزیابی نمود و آن را فراغ از نقاط قوت و ضعف دیگر دولت‌ها مورد ارزیابی قرار داد. از سوی دیگر، در نگاه به دولت یازدهم نباید صرفاً از مجرا و روزنه‌ی دولت فعلی نگریست، بلکه باید کارنامه‌ی قوّه‌ی مجریه‌ی کشور را در سه دهه‌ی اخیر به عنوان یک کلیّت در نظر گرفت و سپس نقاط ضعف و قوت هر مقطع را متذکر شد. ما نیز در این راستا، تنها به عنوان درآمدی بر بحث، به مشخص کردن این نقاط می‌پردازیم.

دولت جنگ

پس از فتنه‌ی 88، نام بردن از میرحسین موسوی نیز سخت و گران می‌نماید. خیانتی که وی در حق انقلاب کرد، لکه‌ی ننگی است بر تارک وی که هیچ‌گاه فراموش نخواهد شد. اما در اینجا ما نه شخص رئیس کابینه، بلکه کلیت دولت را مد نظر قرار می‌دهیم.

نقاط قوت:

- یکی از نقاط قوت دولت سوم وچهارم، فضای نسبتاً هماهنگ با شعارهای انقلاب بود. در دولت سوم و چهارم با پی‌گیری سیاست توزیع کوپنی اقلام ضروری -علی‌رغم همه‌ی ایرادات وارد بر آن- از وارد شدن فشار شکننده به اقشار آسیب‌پذیر جامعه، جلوگیری به عمل آمد.

- از دیگر نقاط قوت این دولت، مبارزه با سوء استفاده‌های اقتصادی و احتکار است. هرچند این مبارزه با احتکار در برخی موارد، دست بخش خصوصی برای ایفای نقش مؤثر در اقتصاد را می‌بست، اما در شرایط جنگی حاکم بر فضای کشور، از احتکار و سودجویی در خصوص مایحتاج عامّه‌ی مردم جلوگیری به عمل آمد.

- از دیگر موارد مثبت در دولت سوم و چهارم، اتخاذ سیاست‌ها و رویکردهای مناسب در سیاست خارجی است. گرچه در این دوره روابط خارجی کشور به دلیل شرایط ناشی از جنگ تحمیلی و ائتلاف نظام جهانی استکبار علیه کشورمان، تا حدودی محدود شده بود، اما با رهبری و ارشادات امام کبیر امت، کارنامه‌ی مناسبی در حوزه‌ی سیاست خارجی کشور بر جای ماند.

نقاط ضعف:

- یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف دولت سوم وچهارم و به بالاخص شخص نخست‌وزیر، عدم عنایت کافی به مهم‌ترین مسئله‌ی آن روز انقلاب که همانا اهتمام شبانه‌روزی به جنگ بوده است، می‌باشد. در شرایطی که همه‌ی ملت در حال مقاومت در برابر تهاجم جبهه‌ی کفر است، نخست‌وزیر سخن از ورشکستگی اقتصاد کشور و گاه استعفا می‌زند!

- از دیگر نقاط ضعف این دوره، عدم هماهنگی مناسب میان نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور است. مشکلی که بخشی از آن مربوط به ساختار سیاسی و بخش قابل توجهی نیز به خودسری‌ها و ناهماهنگی‌های نخست‌وزیر وقت باز می‌گشت.

- انحصار کابینه در دست جناح خاصی از کشور که غالباً گرایشات موسوم به چپی خط امامی داشتند نیز از دیگر نقاط ضعف دولت -بالاخص دولت چهارم- می‌باشد. در این دوره، با گذشت زمان، به مرور جای‌گزینی‌هایی در کابینه -مانند وزیر کشاورزی- صورت می‌گیرد که فضای مدیریتی کشور را در انحصار جناحی خاص قرار می‌دهد.

دولت سازندگی

این دولت در واقع، اولین دولت مستقر پس از ارتحال حضرت امام و شروع رهبری آیت‌الله خامنه‌ای است. جنگ تحمیلی خاتمه یافته و انقلاب روی ثبات به خود دیده است. فضای جامعه از حال و هوای جنگ عطرآگین است و حفظ این حال و هوای معنوی می‌تواند بهترین خدمت به ادامه‌ی راه شهدا باشد. صادرات نفت ایران افزایش چشم‌گیری داشته و نیاز به برنامه‌ریزی دقیق و بومی برای سامان دادن به خرابی‌های به جای مانده از جنگ، در اولویت کاری دولت قرار دارد.

نقاط قوت:

- یکی از نقاط مثبت دوره‌ی سازندگی و ریاست‌جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی، هماهنگی و تعامل مناسب میان سه قوه است. در این دوره کمتر شاهد اختلافات جدی میان قوا هستیم و این امر سبب شد که توان مسئولان مصروف اجرای برنامه‌های توسعه‌ی کشور شود.

- از دیگر نقاط قوت دولت پنجم و ششم، اهتمام به برنامه‌ریزی در حوزه‌ی سیاست‌های اقتصادی است. جدای از این که این برنامه‌ها تا چه حد مناسب و بومی و متناسب با شرایط داخلی کشور بود، اما تلاش برای تعریف تصمیمات کلان در یک افق دید مشخص، خود حائز اهمیت است. در این دوره تصمیمات کلان از روزمرگی خارج شده و برنامه‌های توسعه به صورت جدی پی‌گیری شد.

- از دیگر نقاط قوت دوره‌ی سازندگی، تلاش در جهت افزایش تعاملات بین‌المللی کشور و بازسازی و توسعه‌ی روابط با کشورهایی بود که اگر چه دوست و همراه ما نبودند، ولی غالباً در زمره‌ی دشمنان انقلاب نیز قرار نگرفتند. در این دوره، وزیر خارجه‌ی وقت، آقای علی اکبر ولایتی، تلاش و تحرک فراوانی از خود نشان داد.

- از سیاست‌های مناسب دولت در سال‌های اول دهه‌ی هفتاد، توسعه و تجهیز بخش کشاورزی، توسعه‌ی زیر ساخت‌های کشور در بخش نیرو، سد سازی و راه‌سازی است.

نقاط ضعف:

- شاید اساسی‌ترین نقطه‌ی ضعف دولت آقای هاشمی، در حوزه‌ی فرهنگی تعریف شود. درست زمانی که رهبر انقلاب خطر تهاجم فرهنگی را فریاد می‌زند، دولت سازندگی سیاست یقه سفیدها را در عرصه‌ی عمومی و اجرایی کشور رقم می‌زند. دولتی که جامعه‌ای با رنگ و بوی جهاد و شهادت را در سال 68 تحویل گرفت، جامعه‌ای را در سال 76 تحویل داد که در آن خاتمی 20 میلیون رأی می‌آورد و این یعنی تغییر ذائقه‌ی عمومی. رشد بی‌رویه‌ی فرهنگ تجمل‌گرایی و مصرفی‌شدن جامعه، مطلبی نیست که بتوان بر آن سرپوش نهاد.

- از دیگر نقاط ضعف دولت سازندگی، جهت‌گیری‌های مبتنی بر نظام سرمایه‌داری در برنامه‌های توسعه بود، برنامه‌هایی که به تعبیر مقام معظم رهبری استخوان‌های اقشار مستضعف جامعه را زیر چرخ‌های توسعه خرد نمود.

- مشکل دیگر سیاست‌گذاری اقتصادی دولت در این دوره، سیاست‌گذاری بر مبنای نسخه‌های بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول است. نسخه‌هایی که تنها آورده‌ی آنها، اعطای وام‌های بین‌المللی بود. نتیجه‌ی اجرایی کردن این مدل‌های شکست خورده‌ی غیر بومی در کشور، پدیده‌ای شد که از آن به عنوان توسعه‌ی نامتقارن یاد می‌شود.

- در این دولت نیز انحصار حزبی در شبکه‌ی مدیریتی کشور به طور مشهود و بارزی وجود دارد. حزب کارگزاران سازندگی محصول این حلقه‌ی اجرایی است.

- از دیگر نقاط بارز دوره‌ی دولت سازندگی، رشد رانت‌خواری و فساد اداری و اقتصادی در دستگاه‌های دولتی و موجّه شدن اشرافی‌گری در میان مدیران دولتی است. این فضا بعداً به میان جامعه نیز کشانده شد. نمونه‌ی بارز این آسیب را در پرونده‌ی شهرداری غلامحسین کرباسچی و پرونده‌ی بانک صادرات می‌توان مشاهده نمود.

دولت اصلاحات

دولت اصلاحات که با سکّان‌داری خاتمی و شعار توسعه‌ی سیاسی، برای دو دوره‌ی چهار ساله زمام امور کشور را در دست داشت، بحران‌ها و مشکلاتی جدی به همراه داشت. بخش قابل توجهی از بدنه‌ی دولتی اصلاحات، در جریان آبستراکسون مجلس و در نهایت در فتنه‌ی 88 در مقابل نظام ایستاد و خود را بیرون از دایره‌ی جمهوری اسلامی ایران تعریف نمود.

نقاط قوت:

- از معدود نقاط مثبت در کارنامه‌ی اصلاحات در ایران، به توسعه‌ی بخش کشاورزی می‌توان اشاره نمود. به عنوان مثال در سال‌های پایانی دولت اصلاحات شاهد خودکفایی کشور در بخش گندم بودیم.

- از دیگر نقاط مثبت در پرونده‌ی اصلاحات می‌توان به کاهش جوّ امنیتی کشور -علی‌رغم همه‌ی بحران‌های امنیتی که به وجود آوردند- اشاره نمود. در دولت آقای هاشمی رفسنجانی، مقوله‌ی امنیت، سخت و حداکثری تعریف شده بود.

- شاید بتوان از خصوصیات شخص رئیس‌جمهور دولت اصلاحات -آقای خاتمی- به یک نکته‌ی مثبت اشاره داشت که آن هم عدم ایستادگی در مقابل بیانات و احکام صریح مقام معظم رهبری بود. در جریان برگزاری انتخابات مجلس هفتم، آقای خاتمی علی‌رغم تلاش دوستان‌شان، به فرموده‌ی مقام معظم رهبری انتخابات را در زمان تعیین شده به انجام رساند. البته این موارد چندان هم چشم‌گیر نبود.

نقاط ضعف:

- رواج بی‌بندوباری فرهنگی با سیاست‌های تساهل و تسامح سال‌های اصلاحات، ضربه‌ی سنگینی بر سرمایه‌ی اجتماعی نظام مقدس جمهوری اسلامی بود. در این دوره تهاجم فرهنگی نه از بیرون، که از رأس وزارتخانه‌ی فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت و وزارت علوم و روزنامه‌های زنجیره‌ای اصلاحات، علیه نظام وارد می‌گشت. در این دوره، تخریب نظام و انقلاب دیگر امری عادی شده بود و کار برخی عناصر مورد حمایت دولت به جایی رسیده بود که ائمه‌ی اطهار (ع) را زیر سوال می‌بردند.

- در این دوره سیاست‌هایی چون «فتح سنگر به سنگر نظام» و سیاست «فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا» در دفتر مشاوران رئیس‌جمهور تدوین و به صورت بحران‌هایی ضدّ امنیتی چون غائله‌ی کوی دانشگاه، قتل‌های زنجیره‌ای و... اجرایی می‌شد. در این دوران عناصر برانداز رسماً نفوذی بی‌پرده در حاکمیت داشتند.

- دولت اصلاحات در حوزه‌ی اقتصادی نیز برنامه‌ی مدوّن و مشخّصی نداشت و با بهانه‌ی اینکه «هدف ما توسعه‌ی سیاسی است»، در حوزه‌ی اقتصاد فعالیت مناسبی نداشت.

- در دولت هفتم و هشتم، شاهد ذلیلانه‌ترین برنامه‌ی سیاست خارجی پس از انقلاب با شعار «درهای باز» بودیم. پذیرش پروتکل الحاقی در پرونده‌ی هسته‌ای کشورمان و نیز اتخاذ رویکردهای غیر انقلابی در این دوره، خود شاهدی بر این مدعا است.

- انحصار حزبی در این دوره به اوج خود رسید. به گونه‌ای که عمده‌ی مدیریت اجرایی کشور از بطن احزاب دولت ساخته‌ای چون مشارکت و کارگزاران شکل می‌گرفت و جناح موسوم به اصول‌گرایان به کلی از دایره‌ی اجرایی نظام رانده شده بودند.

دولت عدالت و مهرورزی

دولت نهم با شعار ساده‌زیستی و بازگشت به آرمان‌های انقلاب، روی کار آمد و در واقع انعکاس عکس‌العمل ملت مسلمان ایران به سیاست‌های غرب‌زده و غیر آرمانی 16 سال گذشته‌ی خود بود. این دوره ملغمه‌ای از نقاط مثبت و منفی بود که متأسفانه روند رشد این مؤلفه‌ها در سال‌های پایانی دولت دهم، کفه‌ی ترازو را به نفع نقاط منفی سنگین می‌کند.

نقاط قوت:

- بارزترین نقطه‌ی قوت کابینه‌ی آقای احمدی‌نژاد بالأخص در دولت نهم، تکیه بر ارزش‌های انقلابی و زنده کردن آرمان‌های انقلاب اسلامی بود. گفتمان حمایت از مستضعفین، ایستادگی در مقابل استکبار جهانی و خدمت رسانی به مردم و...

- نزدیک شدن به بدنه‌ی مؤمن و انقلابی جامعه و به کارگیری نیروهای متعهد از دیگر مزایای این دولت بود که در دولت‌های گذشته از آن فاصله گرفته شده بود.

- روحیه‌ی عدالت‌طلبی و مبارزه با مفاسد اقتصادی -هرچند که گاه از مرحله‌ی شعار فراتر نرفت- اما تأثیر مثبتی در نگرش افکار عمومی نسبت به دولت‌مردان نظام اسلامی داشت.

- شروع سفرهای استانی و رسیدگی رو در رو و بدون واسطه به مشکلات مردم از دیگر امتیازات دولت بود. ارتباطات وسیع مردمی در این دولت کم‌نظیر بوده است.

- تاکید به رعایت عدالت در توزیع بودجه و توجه به مناطق و استان‌های محروم و آبادانی نقاط حاشیه‌ای کشور نیز از موارد مورد توجه دولت نهم و دهم بود.

- پرکاری و تلاش شبانه‌روزی هیئت دولت و شخص رئیس‌جمهور نیز از مواردی بود که بارها مورد تقدیر و تشکر رهبری واقع شد.

- ساده‌زیستی و دوری از تجملات نیز از خصیصه‌هایی بود که طیّ چهار دولت گذشته، به فراموشی سپرده شده بود.

- سیاست عزّت‌مندانه‌ی خارجی و برخورد مقتدرانه در پرونده‌ی هسته‌ای نیز از مواردی بود که لااقل در شش سال اول دولت آقای احمدی‌نژاد مشهود بود. بعد از سال‌ها، در دولت نهم سیاست خارجی کشور رنگ و بوی تهاجمی به خود گرفت.

- شهامت در اتخاذ تصمیم و قاطعیت و سرعت عمل در اجرایی نمودن تصمیمات نیز از مواردی بود که می‌توان آن را به صورت بارزی در این دوره دید.

- پی‌گیری مناسب دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی کشور که قدرت نرم نظام را افزایش می‌دهد، مانند سخنرانی‌های سازمان ملل رئیس‌جمهور.

نقاط ضعف:

- یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف دولت نهم و دهم، شتاب‌زدگی، بی‌تدبیری و عدم عنایت به برنامه‌ریزی بلند مدت است. این خصیصه به گونه‌ای خاص در تصمیمات اقتصادی دولت متبلور است. انحلال سازمان برنامه و بودجه، دست دولت را برای وارد نمودن سلایق سیاسی در اتخاذ تصمیمات اقتصادی باز نمود.

- مهجوریت فرهنگ مقوله‌ای بود که رهبر انقلاب بارها آن را مورد تاکید قرار دادند، اما تصمیمی جدی در این راستا اتخاذ نگردید. به طور خاص، دولت دهم اصولاً رویکرد فرهنگی منسجم و مشخصی را ارائه نمی‌کرد و در برخی حوزه‌ها گاه رفتارهای لیبرال‌منشانه‌ای را نیز شاهد بودیم.

- عدم اعتقاد به بیداری اسلامی در منطقه، عاملی بود که منفعل شدن دستگاه دیپلماسی کشور را در گیرودار تحولات منطقه باعث گردید. ایران که می‌توانست در این میدان نقش تعیین‌کننده و محوری را بر عهده داشته باشد، در اثر این ناهماهنگی، تنها نظاره‌گر حوادث و تحولات بود.

- جدایی از نخبگان نیز مقوله‌ی دیگریست که تا حدود زیادی هم بر تصمیمات شتاب‌زده‌ی دولت و هم بر کارآمدی آن، تأثیر منفی مستقیمی داشت. کمبود کار کارشناسی پیش از اجرا و آزمون و خطاهای پرهزینه، مشکلات جدی را برای دولت به دنبال داشته است.

- بی‌توجهی و عدم التزام به قانون نیز از مواردی بود که دولت را در موضع ساختارگریزانه‌ای قرار داده بود. این خصیصه در صورتی که تبدیل به عرف سیاسی شود، می‌تواند عواقب ناخوشایندی را در عرصه‌ی سیاست‌گذاری کشور به دنبال داشته باشد.

- یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف دولت که مکرراً مورد تذکر رهبری نیز قرار گرفت، تعامل نامناسب با سایر قوا است. در دولت دهم، اصولاً فضای تخاصم در ارتباطات قوه‌ی مجریه با سایر قوا حاکم بوده است.

- فقدان ارتباط مناسب با مراجع و علما، متأسفانه راه را برای نفوذ افکار انحرافی در دولت فراهم آورد. این موضوع رفته رفته، رئیس‌جمهور را در برخی مواقع در مقابل علمای انقلابی قرار داد.

- در این دولت نیز انحصار در حلقه‌ی مدیریت اجرایی تنگ‌تر شده و عملاً از یک حزب به یک دسته افراد خاص کاهش یافت. این انحصار تا حدی بود که استقلال وزرا را نیز تحت تاثیر خود قرار داده بود.

- برخی برداشت‌های غلط از مفاهیم دینی همچون مهدویت و ظهور و یا گرایشاتی به سمت مطرح نمودن و اصرار بر مقولاتی چون اسلام ایرانی و...، هم برداشت‌های انحرافی را در بدنه‌ی دولت رواج داد و هم موضع‌گیری‌ها و مخالفت‌های بسیاری را به دنبال آورد که دستاورد آن برای دولت تنها افزایش دایره‌ی مخالفان بود.

- موازی‌کاری و دست‌کاری بیش از اندازه‌ی ساختار اجرایی کشور، آن هم بدون انجام اقدامات کارشناسانه، هم توان دولت را کاهش داد و هم هزینه‌های زیادی را برای نظام به دنبال داشت.

- و در نهایت باید به مهم‌ترین نقطه‌ی ضعف دولت که همانا عدم ولایت‌پذیری مطلق است، اشاره نمود. ایستادگی آقای احمدی‌نژاد بر معاون اولی مشائی، خانه نشینی 11 روزه و افشاگری در جلسه‌ی استیضاح وزیر کار و... همه و همه حاکی از این حقیقت است که رئیس‌جمهور آنقدرها هم که ادعا می‌کند، ولایت‌پذیر نیست.

حال که اجمالاً به پاره‌ای از نقاط ضعف و قوت دولت‌های سه دهه‌ی اخیر پرداختیم، امیدواریم که دولت بعدی در سایه‌ی رهنمودهای راه‌گشای رهبر فرزانه انقلاب، بتواند خود را به همه‌ی این نقاط قوت بیاراید و از تمامی نقاط ضعف یاد شده مبرا باشد، ان‌شاءالله.

نویسنده: حسین نجفی/ کارشناس مسائل سیاسی

www.tabyincenter.ir


برچست ها :
تعداد بازدید : 1
     
print

نگاهی به بحران فقر در آمریکا + عکس و آمار

نظرات 0

نگاهی به بحران فقر در آمریکا + عکس و آمار
 

  به گزارش معجون به نقل از مشرق؛ فقر در آمریکا در حال تبدیل شدن به یک بحران اجتماعی بزرگ است. این بحران یک شبه روی نداده و ریشه آن از عمق نظام سرمایه داری سود محور جنگ طلب تغذیه می شود. آمریکا همیشه در مقایسه با اغلب کشورهای صنعتی دنیا دچار فقر فراگیرتری بوده است. برای مثال در اواسط دهه نود نرخ فقر در آمریکا در حدود دو برابر میزان آن در کشورهای منطقه اسکاندیناوی و ۱/۳ برابر نرخ فقر در ژاپن بود.


با این حال بیش از ۴۲ درصد از ثروت آمریکا تحت کنترل حدود یک درصد از جمعیت سرمایه دار این کشور است. چهارصد ثروتمند آمریکایی بیش از یک تریلیون دلار ثروت دارند و متوسط درآمد هر یک از آنها حدود سه و نیم میلیارد دلار است. کودکان فقیر در ایالت های آمریکا قبل از جهش فقر در سال ۲۰۰۴: در ایالت های آبی: ۲۰ درصد و بیشتر، سبز: ۱۵ الی ۱۹ درصد، زرد: ۱۰ الی ۱۴ درصد و سفید کمتر از ۱۰ درصد کودکان در فقر زندگی می کنند. در دهه اخیر اقتصاد آمریکا به رکوردی از فقر دست یافته است که در آن از هر ۶ نفر آمریکایی یک نفر در فقر زندگی می کند. قبل از رکود اقتصادی ۳۰ میلیون فقیر وجود داشت که اکنون این رقم از ۴۶ میلیون نفر گذشته و به رکورد تازه ای زده است. وضعیت عمومی زندگی مردم آمریکا در یک دهه گذشته اکثرا با از هم پاشیدن خانواده ها به دلیل فقر و اعلام ورشکستگی افراد همراه بوده است.


مردم خانه های خود را از دست داده و بر تعداد خانواده های تک والدی که مسئولیت آنها اکثرا به دوش زنان افتاده؛ افزوده شده است. برای کودکان بسیاری در این خانواده ها فرصت تحصیل فراهم نبوده و دانشجویان با بدهی های بزرگ مواجه شده اند. افزایش کودکان فقیر در ایالت های آمریکا در سال ۲۰۱۰٫ بخش بزرگی از مردم آمریکا امید به زندگی را از دست داده و رویاهای خود برای زندگی را نقش بر آب می بینند. نیاز به استفاده از کمک های غذایی دولت حتی در بخشی از مردم تحصیل کرده و دارای تخصص که شغل خود را از دست داده اند؛ نیز دیده می شود. با توجه به انتظارات افراد تحصیل کرده، زندگی برای این بخش بسیار سخت تر بوده و ناامیدی و افسردگی در این قشر عمیق تر و گسترده تر روی می دهد. در واقع موج جدیدی از فقر با حاشیه های روانی و اجتماعی بی سابقه ای در حال گسترش در آمریکایی است که ثروت های مردم خود را به نفع عده ای صهیونیست در اقصی نقاط جهان به جنگ و بمب و کشتار صرف می کند. پله های صعود در فقر به عقیده کارشناسان فقیر شدن آمریکایی ها از سال ۲۰۰۰ شدت یافت و مابین سال های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ با یک جهش به روند خود ادامه داد. در سال ۱۹۷۳ نرخ فقر در آمریکا به ۱۱/۱ درصد رسید که پایین ترین سطح آن پس از جنگ جهانی دوم بود. این رقم در سال ۱۹۸۳ میلادی ۱۵٫۲ درصد، معادل یک نفر از هر ده آمریکایی بوده است. در سال ۲۰۰۵، تعداد افراد فقیر آمریکا ۳۷ میلیون نفر یعنی ۱۲/۵ درصد از جمعیت این کشور بود. این نرخ در میان خانواده های سیاه پوست ۲۴/۹ درصد یعنی بیش از دو برابر نرخ فقر در میان خانواده های سفیدپوست بود. سالمندان و سبدهای خالی خرید نرخ رسمی فقر در سال ۲۰۰۷، ۱۲/۵ درصد و در سال ۲۰۰۸ ، ۱۳/۲ درصد اعلام شد. نرخ رسمی اعلام شده برای فقر در سال ۲۰۱۰ از طرف دولت فدرال ۱۵/۱ در صد بود که نسبت به نرخ اعلام شده در سال قبل یعنی رقم ۱۴/۳، افزایش نشان می داد. در سال ۲۰۱۰ تعداد افراد فقیر از مرز ۴۶ میلیون نفر گذشت. این رقم در سال ۲۰۱۱ میلادی به ۱۵٫۷ درصد رسید که بالاترین حد آن پس از سال ۱۹۶۵ میلادی است. و بالاخره در آگوست ۲۰۱۲ شبکه تلویزیونی ای بی سی نیوز، اعلام کرد تعداد فقرا در آمریکا به حدود صد و پنجاه میلیون نفر رسیده است! این روند رو به افزایش از عواقب رکود اقتصادی و نیز صرف میلیاردها دلار پول مردم آمریکا برای عربده کشی ها و جنگ افروزی های بین المللی می باشد. افراد بی خانمان فقیر در اماکن معدود تهیه شده توسط بنیادهای مردمی کمک به فقرا شب را به صبح می رسانند.

مردم آمریکا و بحران فقر در تمامی رده های جمعیتی آمریکا نرخ فقر در حال افزایش بوده و شمار زیادی از خانواده ها و کودکان و سالمندان را تحت تأثیر قرار داده است. یک سوم از طبقه متوسط آمریکا زیر خط فقر بوده و بیش از ۲۰ میلیون آمریکایی در «فقر مطلق» زندگی می کنند. زندگی در فقر مطلق به این معناست که درآمد افراد ۵۰ درصد از خط فقر تعریف شده کمتر است. سالمندان و کودکان آسیب پذیرترین قشرها در برابر بحران فقر هستند به طوری که نرخ فقر در بین افراد بالای ۶۵ سال به بالاترین حد خود در تاریخ اقتصادی آمریکا رسیده است و در میان کودکان نیز این نرخ در سال ۲۰۱۰ میلادی به بیش از ۲۲ درصد رسید و هم اکنون نیز این نرخ برای کودکان از هر گروه سنی دیگری بالاتر است. درصد کودکانی که در خانواده های تحت سرپرستی زنان زندگی می کنند، از ۱۹۷۰ تا ۲۰۰۳ دو برابر شد و از ۱۱/۶ درصد به ۲۳/۶ درصد افزایش یافت. این افزایش در سال های بعد نیز ادامه داشته است. زنان و کودکان آسیب پذیرترین افراد در برابر هجمه اقتصادی بوده اند. نرخ فقر در میان خانواده های سیاه پوست بیش از دو برابر نرخ فقر در میان خانواده های سفیدپوست است. بخش بزرگی از افراد فقیر آمریکا را اسپانیایی تبارها و سیاهان تشکیل می‌دهند. بیش از یک چهارم سیاه‌ پوستان زیر خط فقر امریکا زندگی می‌کنند. این آمار برای آسیایی‌ تبار‌ها حدود ۱۲ درصد و برای سفید پوست ها کمتر از ۱۰ درصد گزارش شده است. فقر در حد گرسنگی شاخصه های رفاه مردم آمریکا نسبت به دهه ۹۰ نزدیک به ۷۰ درصد کاهش داشته است. اما فقر آمریکایی ها از عدم دسترسی به امکانات رفاهی فراتر رفته و عمیق تر شده است. عدم وجود امنیت غذایی نمایان ‌ترین عمق فقر مردم آمریکا را نشان می دهد. هم اکنون خانواده ‌های بسیاری هستند که دیگر نمی‌ توانند غذای کافی برای خود تهیه کنند. این روزها بیش از ۴۶ میلیون امریکایی کمک های غذایی دریافت می‌کنند. این رقم طی چهار سال گذشته ۱۴ میلیون رشد داشته و همچنان به رشد خود ادامه می دهد.

بنا به گزارش سازمان تحقیقات غذایی آمریکا چندین میلیون نفر دیگر نیز در راه افزایش به لیست افرادی هستند که بدون کمک‌ های غذایی دولت از گرسنگی خواهند مرد. فقرا حاضرند فقط در برابر لقمه ای غذا برای دیگران کار کنند. گرسنگی به حدی رسیده است که ۱۵ درصد از آمریکایی ها از برنامه دولتی کمک برای تغذیه استفاده می کنند. در میانه دهه ۹۰ کلینتون تصمیم گرفت کمک غذایی را با کمک مالی به فقیران تعویض کند. این تصمیم دموکرات ها با مخالفت جمهوری خواهان روبرو بود. هم اکنون نیز جمهوری خواهان خواستار برگشت کمک ها به حالت قبلی هستند. امروز تعداد افرادی که کمک غذایی دریافت می کنند بیش از ده برابر افرادی هستند که کمک مالی دریافت می کردند. یک مادر و فرزندانش برای غذای روزانه کمک می خواهند. جمله ای از میت رامنی نامزد جمهوری خواه ریاست جمهوری در زیر تصویر: افراد خیلی فقیر اهمیتی برای من ندارند. از زمان آغاز رکود اقتصادی تقاضا برای کمک غذایی دولتی افزایش یافته است. برنامه کمک غذایی به فقرا به یک بحث سیاسی نیز تبدیل شده است تا جایی که یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری از حزب جمهوری خواه اوباما را «رییس جمهور کمک های غذایی» خوانده بود و گفته بود: «هیچ رییس جمهوری به اندازه اوباما مردم را به وضعیت نیاز به کمک های غذایی سوق نداده بود». در حالی که زمینه های این فقر نه در زمان اوباما که در زمان زمامداری جمهوری خواهان و بوش پسر فراهم شده است. دپارل (DeParle) روزنامه نگاری که توجه ویژه ای به فقر دارد می گوید: «در عصر جدید هیچ گاه به این اندازه مرد به کمک های غذایی نیاز نداشته اند. حدود ۵۰ میلیون آمریکایی به چنین کمک هایی نیازمندند». به عقیده دپارل کمک غذایی به مردم آمریکا به خاطر رکود اقتصادی بزرگ ضروری است و در صورت نبود این کمک فجایع انسانی به آسانی روی خواهد داد. اکنون در آمریکا ۶ میلیون نفر در حالی زندگی می کنند که تنها درآمد آنها همین کمک های غذایی دولت است.


زنانه شدن فقر و مادران فقیر در فاصله سال های ۱۹۵۹ تا ۲۰۰۵ تعداد افراد فقیری که در خانواده های تحت سرپرستی زنان تنها زندگی می کردند رو به افزایش گذاشت و از ۱۷/۸ درصد اواخر دهه ۵۰ به ۲۸/۷ درصد در سال ۲۰۰۵ رسید.

در آن سال این آمار از نرخ فقر در میان تمامی انواع خانواده ها بسیار بیشتر بود و تا کنون نیز با گسترش رکود اقتصادی همچنان به رشد خود ادامه داده است. یک مادر آمریکایی می گوید ماهانه ۳۶۷ دلار، برای هر روز حدود ۱۲ دلار، کمک هزینه غذایی دریافت می کند که باید صرف سه وعده تغذیه روزانه خود و فرزندش شود. او معتقد است این پول برای غذای سالم و کافی مخصوصا برای کودکانی که در سن رشد هستند؛ کافی نیست و کودکان دریافت کننده این کمک های غذایی دیگر نمی توانند به سبزی و میوه در سبد غذایی خانواده دسترسی داشته باشند. زنان در تمامی نژادها بیشتر از مردان فقیرند. زنان سیاه پوست فقیرترین قشر آمریکایی ها را تشکیل می دهند. آبی تیره آمار زنان و آبی روشن نشان دهنده آمار مردان فقیر است. زنان در همه گروه های سنی نیز بیش از مردان در فقر به سر می برند. دستکاری تعاریف و آمارها به نظر می رسد سردمداران آمریکا برای جلوگیری از افتضاح اعلام آمارهای واقعی گسترش فقر در آمریکا دست به تغییر برخی از مفاهیم تعریف خط فقر کرده اند. هم اکنون بحث هایی در این مورد در مطبوعات و بین کارشناسان آماری جاریست. بر اساس برخی اعلام نظرها که گاهی از طرف اداره سرشماری نیز تایید می شود هر چند نرخ فقر به طور رسمی ۱۵/۱ درصد اعلام شده است اما آمار واقعی بالاتر از این بوده و بیش از ۱۶ درصد است. دعوا بر سر تعریف خط فقر بالا گرفته و محافظه کاران سعی در حفظ تعریف کنونی آن دارند تا افراد کمتری به لیست کمک های دولتی اضافه شوند. اما مخالفین تعریف خط فقر کنونی معتقدند این تعریف که در سال ۱۹۶۹ تصویب شده است هرچند در هر سال با توجه به تورم روزآمد شده است اما در برداشت آن از استانداردهای زندگی تغییری به وجود نیامده و برای مشکلات اقتصادی کنونی مردم جوابگو نیست و در نتیجه با الگو قرار گرفتن آن، تعداد واقعی فقرای کنونی مشخص نشده و افراد فقیر بسیاری از کمک های مالی محروم می مانند و زندگی اسفناکی را تجربه می کنند. کودکان برای غذای روزانه گدایی می کنند. بالطبع هنگامی گفته می شود یک خانواده آمریکایی زیر خط فقر زندگی می کنند در واقع منظور این است که این خانواده در شرایطی زندگی می کنند که در سال ۱۹۶۹ زیر خط فقر محسوب می شد. زیرا که استانداردهای زندگی در نظر گرفته شده برای تعریف خط فقر در بیش از ۴ دهه گذشته تغییر نکرده است و رقم ۵۰ میلیون فقیر اعلام شده بر اساس استاندارد های زندگی در سال ۱۹۶۹ است. کاملا آشکار است که دولت آمریکا با این مغلطه آماری سعی در جلوگیری از بیان حقایق وضعیت اقتصادی اسفناک خود است. خط فقر رسمی برای یک خانواده ۴ نفره بر اساس درآمد سرانه ملی در سال ۱۹۶۹ مبلغ ۲۲۳۵۰ هزار دلار تعیین شده است. در صورتی که تغیرات به وجود آمده در سرانه درآمد ملی آمریکا مد نظر قرار گیرد برای سال ۲۰۱۱ این مبلغ ۴۶۶۵۱ دلار تعیین می شود. با این حساب نزدیک به ۳۰ درصد خانواده های آمریکایی در فقر زندگی می کنند که حدود دو برابر آمارهای رسمی اعلام شده از سوی دولت است. امنیت اجتماعی و فقر با گسترش فقر و ضعف دولت در کنترل وضعیت اقتصادی امنیت مردم نیز به خطر افتاده است. فعالیت گروه های تبهکار فعال در زمینه قاچاق انسان، فحشا، مواد مخدر و دزدی های برنامه ریزی شده شدت گرفته است. افراد بی کار زیادی جذب این گروه ها شده و گاهی جان خود را در خلال اعمال خشونت آمیز این گروه ها از دست می دهند. ورود زنان و دختران به فحشا که صرفا جهت تامین معاش روزانه انجام می گیرد به خصوص در میان اقلیت های نژادی تحت تبعیض افزایش یافته و زمینه گسترش مشکلات بهداشتی در بین طبقه فقیر فراهم شده است. و دختران دانشجوی فراوانی برای تامین هزینه های تحصیل خود به روسپی گری روی آورده اند. بی خانمانی در خیابان های شهرهای ایالت های جنوبی به وفور دیده می شود. گذشته از گسترش عمل باندهای تبهکار، مردم عادی نیز به وفور برای فرار از فشار گرسنگی به دزدی از مردم دیگر و یا دولت و اماکن عمومی روی می آورند. اگر در گذشته این قبیل اتفاق ها بیشتر از ایالت های خاصی گزارش می شد امروز دیگر این انحصار از بین رفته و در همه جای آمریکا دزدی و تبهکاری گسترش یافته است. روزانه خبر دزدیده شدن چیزهایی منتشر می شود که شاید هیچگاه در ذهن آمریکایی ها تصوری هم در مورد ارزش مادی آنها وجود نداشت.


مردم حتی به کابل ‌های برق، ریل‌ های راه آهن و درپوش های چاه های فاضلاب نیز رحم نکرده و از هر فرصتی برای فرار از دست فقر استفاده می کنند! اشیای فلزی از قبیل هرگونه شئ آهنی، برنجی و فولادی و به طور کلی هر چیزی که اندک ارزشی داشته باشد به راحتی از اماکن عمومی از جمله سرویس های بهداشتی و پارک ها دزدیده می شوند. غارت فروشگاه ها و حمله به سوپرمارکت ها نیز به وفور اتفاق می افتد. این تصویر نشان می دهد که در سایه سیاست های غلط نظام سرمایه داری جنگ افروز، امروزه فقر و گرسنگی در حال تبدیل شدن به یک بحران گسترده اجتماعی و امنیتی در آمریکایی است که برای ملت های دیگر به صورت سرزمین رویایی «فرصت ها» تبلیغ می شود.  

منابع و مآخذ: …………………………………………………………………………………………………… http://www.npc.umich.edu/poverty http://americanpoverty.org http://www.nccp.org/topics/childpoverty.html
http://www.fightpoverty.mmbrico.com/facts/america.html http://www.dosomething.org/tipsandtools/11-facts-about-education-and-poverty-america http://capaassociation.org/newsletter_N009/Articles/PovertyCrime.htm
http://www.counterpunch.org/2011/08/09/turning-poverty-into-an-american-crime
http://www.columbia.edu/cu/21stC/issue-1.2/Poverty.htm http://www.americanprogress.org/issues/women/report/2008/10/08/5103/the-straight-facts-on-women-in-poverty http://www.thedailybeast.com/articles/2011/09/14/u-s-women-hit-hardest-by-poverty-says-census-report.html http://www.legalmomentum.org/our-work/women-and-poverty/women-and-poverty-in-america-issues.html
http://money.cnn.com/2004/12/22/news/economy/poverty_healthcare/index.htm  
http://money.cnn.com/2004/12/16/news/economy/poverty_corporate/index.htm
http://money.cnn.com/2004/12/22/news/economy/poverty_overview/index.htm
http://www.americanprogress.org/issues/poverty/report/2007/04/25/2912/from-poverty-to-prosperity-a-national-strategy-to-cut-poverty-in-half/
http://www.americanprogress.org/issues/women/report/2006/09/13/2143/more-than-a-choice-a-progressive-vision-for-reproductive-health-and-rights  


برچست ها :
تعداد بازدید : 1
     
print

اردوغان:از هر خانواده 3 بچه می‌خواهم

نظرات 0


اردوغان : از هر خانواده 3 بچه می‌خواهم

رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه که برای انجام دیداری رسمی از آلمان به این کشور سفر کرده است تاکید کرد که از خانواده های ترکیه ای می خواهد تا دستکم 3 فرزند داشته باشند.
به گزارش عصر ایران، اردوغان در نخستین روز سفر خود به آلمان روز سه شنبه در مصاحبه با شبکه "دویچه وله " ضمن اعلام این مطلب افزود که درصورتی که هر خانواده ترکیه ای 3 فرزند بیاورند تا سال 2037 ترکیه آلمان را به لحاظ میزان جمعیت پشت سر گذاشته و پرجمعیت ترین کشور اروپا می شود.

اردوغان تاکید کرد : " من چنین ترکیه ای می خواهم . می خواهم جمعیت مان همیشه جوان بماند. با جمعیتی جوان و آموزش دیده در همه عرصه ها موفق خواهیم شد."

وی افزود :" باید نگاهمان به جمعیت عوض شود و به کارکرد آن توجه کنیم اصل موفقیت در واقع ریشه انسانی دارد. در اقتصاد همواره به مفاهیمی چون سرمایه ، کار ، تولید ، مصرف و... توجه می شود . من معتقدم نه ؛اقتصاد یک عنصر دارد و آن انسان است،چون کار از انسان مشتق می شود و اگر انسان باشد کار هست و کار بدون انسان معنا ندارد.اگر انسان باشد سرمایه است اگر نباشد سرمایه ای هم در کار نخواهد بود، اگر انسان باشد تولید هست و اگر نباشد تولیدی هم نخواهد بود و همین طور مصرف با انسان معنا می یابد .اگر انسان نباشد هیچ کدام از اینها هم نخواهد بود.از این رو باید همه توجهمان به داشتن جمعیت جوان و آموزش دیده باشد."

این نخستین بار نیست که اردوغان خواستار افزایش جمعیت ترکیه شده است و این در حالی است که از نظر بسیاری از منتقدان اروپایی ورود ترکیه به اتحادیه اروپا، یکی ازموانع اصلی ورود این کشور به این اتحادیه نگرانی کشورهای بزرگ اروپایی از عضویت ترکیه به عنوان یکی از پرجمعیت ترین کشورها در این اتحادیه است.

منتقدان دولت اردوغان در داخل هم سیاست ترویج افزایش جمعیت را به چالش کشیده و افزایش جمعیت ترکیه بدون داشتن زیر ساخت های اقتصادی را سبب گسترش فقر و کاهش رفاه طبقه متوسط می دانند.

جمعیت ترکیه هم اکنون حدود 77 میلیون نفر برآورد می شود و این در حالی است که بیش از 4 میلیون ترکیه ای نیز در سرتاسر جهان به ویژه در کشورهای اروپایی زندگی می کنند.

http://k110.mihanblog.com


برچست ها :
تعداد بازدید : 1
     
print

اردوغان:از هر خانواده 3 بچه می‌خواهم

نظرات 0


اردوغان : از هر خانواده 3 بچه می‌خواهم

رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه که برای انجام دیداری رسمی از آلمان به این کشور سفر کرده است تاکید کرد که از خانواده های ترکیه ای می خواهد تا دستکم 3 فرزند داشته باشند.
به گزارش عصر ایران، اردوغان در نخستین روز سفر خود به آلمان روز سه شنبه در مصاحبه با شبکه "دویچه وله " ضمن اعلام این مطلب افزود که درصورتی که هر خانواده ترکیه ای 3 فرزند بیاورند تا سال 2037 ترکیه آلمان را به لحاظ میزان جمعیت پشت سر گذاشته و پرجمعیت ترین کشور اروپا می شود.

اردوغان تاکید کرد : " من چنین ترکیه ای می خواهم . می خواهم جمعیت مان همیشه جوان بماند. با جمعیتی جوان و آموزش دیده در همه عرصه ها موفق خواهیم شد."

وی افزود :" باید نگاهمان به جمعیت عوض شود و به کارکرد آن توجه کنیم اصل موفقیت در واقع ریشه انسانی دارد. در اقتصاد همواره به مفاهیمی چون سرمایه ، کار ، تولید ، مصرف و... توجه می شود . من معتقدم نه ؛اقتصاد یک عنصر دارد و آن انسان است،چون کار از انسان مشتق می شود و اگر انسان باشد کار هست و کار بدون انسان معنا ندارد.اگر انسان باشد سرمایه است اگر نباشد سرمایه ای هم در کار نخواهد بود، اگر انسان باشد تولید هست و اگر نباشد تولیدی هم نخواهد بود و همین طور مصرف با انسان معنا می یابد .اگر انسان نباشد هیچ کدام از اینها هم نخواهد بود.از این رو باید همه توجهمان به داشتن جمعیت جوان و آموزش دیده باشد."

این نخستین بار نیست که اردوغان خواستار افزایش جمعیت ترکیه شده است و این در حالی است که از نظر بسیاری از منتقدان اروپایی ورود ترکیه به اتحادیه اروپا، یکی ازموانع اصلی ورود این کشور به این اتحادیه نگرانی کشورهای بزرگ اروپایی از عضویت ترکیه به عنوان یکی از پرجمعیت ترین کشورها در این اتحادیه است.

منتقدان دولت اردوغان در داخل هم سیاست ترویج افزایش جمعیت را به چالش کشیده و افزایش جمعیت ترکیه بدون داشتن زیر ساخت های اقتصادی را سبب گسترش فقر و کاهش رفاه طبقه متوسط می دانند.

جمعیت ترکیه هم اکنون حدود 77 میلیون نفر برآورد می شود و این در حالی است که بیش از 4 میلیون ترکیه ای نیز در سرتاسر جهان به ویژه در کشورهای اروپایی زندگی می کنند.

http://k110.mihanblog.com


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

***لیست موضوعات (دسته بندی شده)***

نظرات 0

*لیست موضوعات سایت*





برچست ها :
تعداد بازدید : 4
     
print
/'

ابزار هدایت به بالای صفحه

On(this)

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

onmouseout=