X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



♥درج مطالب با ذکر آدرس سایت کاملا مجاز است ♥صحت یا عدم صحت مطالبی که از سایتهای دیگر گرفته شده بر عهده خود آن سایتها میباشد. ما سعی میکنیم انشالله مطالبی که کذب نیستند در سایتمان قرار دهیم اما باز هم اطمینان صد در صد نمیدهیم! والله اعلم. ♥♥التماس دعا ●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●● توحید وخداشناسی

دلایل محبوبیت ایت الله مصباح برای نسل سوم چیست/مبادی ومشخصات عملکردسیاسی علامه م

نظرات 0

ایشان در برابر تمام چهره‌ها و جریان‌های سیاسی یا معرفتیِ رقيب و معارض که گاه با هدف کنار آمدن با ایشان، پرچم مصالحه و مماشات برافراشته‌اند، قاطعانه بر مواضع خویش پای فشرده و تصریح کرده که به هیچ بهایی، از انجام وظایف و تکالیف دینی خود، رونمی‌گرداند و سازشِ شریعت‌سوز اختیار نمی‌کند.
ایشان در برابر تمام چهره‌ها و جریان‌های سیاسی یا معرفتیِ رقيب و معارض که گاه با هدف کنار آمدن با ایشان، پرچم مصالحه و مماشات برافراشته‌اند، قاطعانه بر مواضع خویش پای فشرده و تصریح کرده که به هیچ بهایی، از انجام وظایف و تکالیف دینی خود، رونمی‌گرداند و سازشِ شریعت‌سوز اختیار نمی‌کند.
 در سال‌های نخست نیمه‌ي دوم دهه‌ي هفتاد که هم نگارندة این سطور به درک و دریافتی از عالَم فرهنگ و سیاست دست یافته بود، و هم علامه مصباح‌یزدی، به واسطه‌ي ایراد سخنرانی پیش از خطبه در نماز جمعه‌های تهران، به چهره‌ای عمومی و اجتماعی بدل گردیده بود، می‌باید نقطه‌ي آغاز شکل‌گیری و شناخت نگارنده از جناب علامه دانست.

 

به گزارش رجانیوز در آن سال‌های پُرآشوب و تلاطم‌خیز که در بسیاری از محافل و حلقه‌ها، بحث‌های مناقشه‌برانگیز سیاسی و فرهنگی شایع گشته بود، اظهار مخالفت با مواضع معرفتی علامه مصباح‌یزدی به رویّه‌ای معمول تبدیل شده بود؛ چنان‌كه هم‌سویی با ایشان و دفاع از گفته‌ها و نظرات وی، عملی هزینه‌ساز و دردسرآفرین بود. از قضا، همین مخالفت‌های غلیظ و غوغاآلود، سبب گشت نگارنده - که در آن ایام، در آغاز جوانی به سر می‌برد و از نظر هویتی، ذهن و اندیشه‌ي چندان سامان‌یافته‌اي نداشت- به مطالعه‌ي نظرات و افکار علامه مصباح‌یزدی، به شدّت علاقمند شود. من بر این اساس، هم به تهیّه‌ي کتب متعدّد ایشان همت گماردم و هم تلاش نمودم به صورت هفتگی، از جزئیات مواضع جاري و روزمرة ایشان، آگاهی دقیق حاصل نمایم. مواجهه‌ي مستقیم و بی‌واسطه با منظومه‌ي فکری ایشان، پس از مدّتی نه چندان طولانی، حقیقت را بر من آشکار ساخت، و آن این بود که سخنان و نظرات این عالَم فرزانه، بر منطق محکم و پولادین استوار است و با شریعت مقدّس، اندک زاویه و فاصله‌ای ندارد. حتی دریافتم که ایشان دقیقاً در امتداد مسیر معرفتیِ دشواری قرار گرفته که پیش از وی، علامه‌ي شهید آیت‌الله مرتضی مطهری (رحمه الله علیه)، در اثر اصرار بر پیمودن آن، جرعه‌ي شیرین شهادت را نوشید و به لقای حضرت حقّ رسید. هر چه بیشتر پیش می‌رفتم و از محتوای افکار ایشان از یک سو، و مواضع مخالفان و منتقدان از سوی دیگر، آگاهی می‌یافتم، بیشتر بر عمق ارادت و اعتماد و باورم نسبت به علامه مصباح‌یزدی افزوده می‌شد. این روند تکاملی تا آنجا ادامه یافت که ایشان به یکی از مبادی سازندة هویت معرفتی و ایدئولوژیم تبدیل شد و در ذهنم، منزلتی کم¬‌ یافت. در همان سال‌ها و پس از آن‌که از جهت فکری و نظری به سطح قابل قبولی دست پیدا کردم، هم در نشست‌ها و محافل گوناگون، به بیان واقع‌گرایانة نظریات اسلامی ایشان پرداختم و به پرسش‌ها و اشکالات پاسخ گفتم، و هم در چند مورد، قلم به دست گرفته و در مقابل صف‌آرایی شیطنت‌آمیز جریان اصلاح‌طلبیِ سکولار، واکنش نشان داده و از حقانیّت و منطقیّت تفکر وی - دربارة خشونت، اسلامیّت و جمهوریّت، ولایت فقیه، مشروعیّت و مقبولیّت، حکومت دینی و ... - دفاع نمودم. امروز پس از پانزده سال آشنایی معرفتی و درس‌آموزی از نوشته‌ها و گفته‌های علامه مصباح‌یزدی، به مثابه یک جوان نسل سومی، بر این باورم که ایشان مُرکّب از مجموعه خصایصی است که برای کلیّتش، نظیر و شبیهی در عالَم خواصِ اجتماعيِ متأخّر سراغ ندارم، اگرچه بسیار جُسته‌ام. من مجاهدت‌های ایشان را در دهه‌های دوم و سوم انقلاب، مشاهده کردم و با تحلیل غیرمتعصبانه، همچنان باور و اعتمادم به ایشان رو به صعود است.


بدیهی است که «عمل» در پیوند تنگاتنگ با «نظر» است؛ آنچنان که «نظر»، زیرساخت و مبنای «عمل» را فراهم می‌آورد و آن را توجیه می‌کند. البته، میان «نظر» و «عمل»، رابطة معکوس نیز برقرار است؛ یعنی گاه «عمل» بر «نظر» تأثیر می‌نهد و آن را رنگ‌آمیزی می‌کند، اما نگارنده در این بحث، بر تأثیر «نظر» بر «عمل»، انگشت تأکید نهاده است و قصد آن را دارد که این رابطه را از زاویه‌ي پیش گفته، مورد مطالعه قرار بدهد. به زبان فلاسفه‌ي مسلمان، معارف بر دو قسم است: «حکمت نظری» که از هست‌ها و نیست‌ها سخن می‌گوید و در مقام توصیف عالَم واقع است، و «حکمت عملی» که از بایدها و شایدها سخن می‌گوید و در مقام توصیه برای انسان است. بر این اساس، باید گفت «حکمت عملی» از متن «حکمت نظری» برمی‌خیزد؛ یعنی اگر آدمی چنین می‌کند یا چنان نمی‌کند، به دلیل تصوّر و تصویری است که از انسان، جامعه، و تاریخ و ... دارد. سلسله مبادی معرفتی و نظری که مولّد و منشأ كنشگري سياسي علامه مصباح‌یزدی بوده‌اند، به شرح زیر است:


(یکم). دوگانه‌ي «تكليف‌مداري و وظيفه‌انديشي»/ «منفعت‌مداري و سودخواهي»


افعال و اعمال انسان مبتنی بر اغراض و غایاتی است که در ذهنیّت وی، پنهان است. از جهت ارزش، این اغراض و غایات دو دسته‌اند: یا آدمی در جستجوی انجام «وظیفه» است، یعنی «تعهدّ» و «تکلیفی» را در دورن خویش احساس می‌کند و از این‌رو، لذّت و خوشی خود را فدای ادای «وظیفه» می‌کند؛ یا این‌که «منفعت» خود را دنبال می‌کند؛ یعنی خواسته‌های مادّی و خودخواهانه‌اش را هدف‌گیری کرده و برای وصول به آنها، خط قرمز و حدّی را نمی‌شناسد و برنمی‌تابد. علامه مصباح‌یزدی، بر اساس شواهد قولی و فعلی ایشان، تنها در پی انجام «وظیفه» است؛ آن هم وظیفه‌ي برخاسته از آموزه‌ها و احکام شریعت. ایشان در برابر تمام چهره‌ها و جریان‌های سیاسی یا معرفتیِ رقيب و معارض که گاه با هدف کنار آمدن با ایشان، پرچم مصالحه و مماشات برافراشته‌اند، قاطعانه بر مواضع خویش پای فشرده و تصریح کرده که به هیچ بهایی، از انجام وظایف و تکالیف دینی خود، رونمی‌گرداند و سازشِ شریعت‌سوز اختیار نمی‌کند. همین نوع نگاه است که سبب گردیده نسل سوم انقلاب به صداقت و حقانیّت ایشان باور آورند و ایشان را همچون جناب عمّار بشمارند که جز متابعتِ محض از ولیّ زمانه، سودایی در سر ندارد. علامه مصباح‌یزدی چنان معتقد به بایستگی انجام وظیفه‌ي شرعی خود در حوزه‌ي اجتماعیّات و سياسيات است که از نثار جان و اعتبار خود پروایی ندارد.


(دوم). دوگانه‌ي «ایدئولوژی‌گرایی و ارزش‌محوري»/ «عمل‌گرايي و سياسي‌كاري»


نگرش عاملان و فاعلان اجتماعی نسبت به کنشگری در عرصة اجتماع، دو گونه است: برخی ایدئولوژی و مکتب خود را ملاک قرار داده و خارج شدن از دامنه‌ي اصول و آموزه‌های آن را روا نمی‌شمارند، برخی دیگر، رویکردی عمل‌گرایانه (پراگماتیستی) را برمی‌گزینند و بر مبنای گزاره‌ي ماکیاولیستی «هدف، وسیله را توجیه می‌کند»، از هر ابزار و تاکتیکی برای وصول به غایات خویش بهره می‌گیرند. برجسته‌ترین مصادیق این رویه را باید در عالَم سیاست و عمل بسیاری از سیاستمداران جُست. در عالِم سیاست متجدِّدانه (مدرنیستی)، اخلاق و صداقت و پایبندی به عهد و مکتب، راه ندارند؛ از این‌رو، مرزهای روشن یا متداومی وجود ندارد، و به این علت، گاه چهره‌ها یا جریان‌های متضّاد و متعارض، به یکدیگر نزدیک می‌شوند تا بتوانند مقاصد و اغراض خود را برآورده سازند.


در دوره‌ي پانزده ساله‌ي نهضت اسلامی مردم ایران (۵۷- ۱۳۴۲ه.ش)، بحث‌های متعدّدی دربارة دوگانه‌ي «ایدئولوژی‌گرایی»/ «سیاسي‌كاري» یا «اصول‌گرایی»/ «عمل‌گرایی» میان نیروهای انقلابی درگرفت؛ آنچنان که پاره‌ای از نیروهایِ انقلابیِ مسلمان معتقد بودند که چون بدون همراهی و هماهنگی با نیروهای مبارز التقاطی یا الحادی نمی‌توانند رژیم پهلوی را ساقط نمایند، نمی‌باید در این مقطع، «ایدئولوژی» را بر «مبارزه» اولویت داد و به دلیل اختلافات ایدئولوژیک، یک خط مبارزاتی واحد را دنبال نکرد. در نقطه‌ي مقابل این نظر، بعضی از نیروهایِ انقلابیِ مسلمانِ دیگر - از قبیل علامه مرتضی مطهری و علامه محمدتقی مصباح‌یزدی- بر این باور بودند که چون بر اساس تفکر اسلامی، آنچه اصالت  و اهمیت دارد، «ایدئولوژی» است و نه «مبارزه»، از هم اکنون می‌باید میان نیروهایِ انقلابیِ مسلمان و نیروهایِ انقلابیِ التقاطی یا الحادی، مرزبندی شفاف و غیرقابل اغماض وجود داشته باشد، تا اولاً نیروهای انقلابی جوان‌ترِ جبهه‌ي اسلامی، به جبهه‌های رقیب و معارض نپیوندند، و ثانیاً، در مرحله‌ پس از پیروزی انقلاب، نیروهای التقاطی و الحادی، ماهیّت انقلابِ روی داده را به نفع خود مصادره نکنند و سهمی از آن را مطالبه ننمایند. بر پایه‌ي همین بینش سياسي و اجتماعی بود که علامه مصباح‌یزدی، هیچ‌گاه به سازمان مجاهدین خلق، روی خوش نشان نداد و اعلامیه‌های مشترک آنها با بعضی از نیروهایِ انقلابیِ مسلمان را تأیید و امضاء نکرد. در دوره‌ي پس از انقلاب و به صورت خاص در سال‌های اخیر، دوباره همین دوگانه، موضوعیّت یافته است، اما علامه مصباح‌یزدی، همچنان عمل سياسي و اجتماعی متناسب با مبنای معرفتی دیرینه‌ي خود را اختیار کرده و اتحاد و ائتلاف تاکتیکی و سیاست‌ورزانه را بر التزام به درون‌مایه‌های ایدئولوژی اسلامی، ترجیح نداده است.


(سوم). دوگانه‌ي «عينيّت‌انديشي و انضمامي‌نگري»/ «ذهنيّت‌انديشي و انتزاعي‌نگري»


پاره‌ای از بزرگان و فرهیختگان عالَم علم و معرفت چنانند که به صورت کلّی، مستغرق در دغدغه‌های ذهنی و مجرّد خویش می‌شوند و به این دلیل، یا از شناخت واقعیات موجود در جامعه و اقتضائات و حوایج اجتماعی، باز می‌مانند و یا با وجود شناخت و آگاهی، بهایی بر آنها نداده و در برابرشان واکنش از خود نشان نمی‌دهند. چنین افرادی، به بیماری «انتزاعي‌اندیشی» مبتلا گشته و «زمانه‌آگاه» و «در صحنه» نیستند. در نقطه‌ي مقابل، گروه دیگری از اندیشمندان، با وجود پرداختن عمیق و موشکافانه به مسأله‌ها و دغدغه‌های علمی، از پاسخ‌گویی به موقع به نیازهای جاری جامعه و کنشگری عینی در پهنه‌ي آن غفلت نمی‌ورزند؛ ایشان، «معرفت‌اندوزانِ جامعه‌اندیش»اند که در مقام مهندسی شخصیت خود، توازن و تناسب مطلوبی را میان «ذهن» و «عین» برقرار ساخته‌اند. علامه مصباح‌یزدی، متفکری از دسته‌ي اخیر است. ایشان با وجود این‌که از اساتید سطوح عالی دروس حوزوی به شمار می‌آید و از جهت علمی و معرفتی، منزلتی تثبیت شده و متمایز در حوزه‌ي علمیه دارد، به فضای عمومی جامعه، بی‌اعتنا نیست، بلکه مداخله‌ي در مباحثات و مناقشات آن را وظیفه‌ي خود قلمداد می‌کند. به عنوان مثال، آن هنگام که جریان اصلاح‌طلبیِ سکولار با پا نهادن به درون ساختار قدرت سیاسی، تلاش کرد به واسطۀ سخنرانی‌ها و نشست‌ها در محافل دانشگاهی و مقالات و مصاحبه‌های مطبوعاتی، به تحریف و وارونه کردن ایدئولوژی اسلامی بپردازد و قرائتی لیبرالیستی از آن ارائه نماید، علامه مصباح‌یزدی در این زمینه واکنش جدّی و اساسی نشان داد و هزینه‌ها و مشقّات این مداخله را به جان خرید. ایشان در سال‌های اخیر نیز با هدايت جبهه‌ي پایداری و همچنین ورود به مسأله‌های سیاسی و فرهنگیِ عینی، بار دیگر جامعیّت شخصیت و منش خود را به نمایش نهاده است. علامه مصباح‌یزدی با وجود این‌که کم‌ترین علاقه‌ای به مطرح ساختن خود در عرصه‌ي جامعه ندارد، اما انزوا و گوشه‌نشینی را برنمی‌گزیند و جامعه را به حال خود رها نمی‌سازد.


(چهارم). دوگانه‌ي «حساسیّت و مرزبندي عقیدتی»/ «رواداری و تساهل عقیدتی»


علامه مصباح‌یزدی - همچون علامه شهید مطهری- چنان است که نسبت به عقاید و باورهای اسلامی، حساسیّت و جدّیت ویژه‌ای دارد؛ به گونه‌ای که هیچ‌گونه کج‌فهمی و تحریفی را در این قلمرو برنمی‌تابد. از این‌رو، پیش و بیش از دیگران نسبت به التقاط‌ورزی و کج‌اندیشی در زمینه‌ي اعتقادات دینی، واکنش نشان می‌دهد. در دهه‌ي پنجاه، شاید کمتر متفکّری در حوزه، به اندازه‌ي علامه مطهری و علامه مصباح‌یزدی نسبت به پاره‌ای از جریان‌های معرفتیِ التقاطی همانند علی شریعتی، سازمان مجاهدین خلق، حبیب‌الله آشوری، گروهک فرقان و ... حساسیّت نشان داده و در برابر آنها، صف‌آرایی قاطع نمودند. چنین انحرافات و ناراستی‌های اعتقادی، حتّی در اندیشه‌ي برخی از بزرگان و سرشناسان، یا انحراف و ناراستی قلمداد نمی‌شد و یا در عرصه‌ي پرآشوب مبارزه‌ي سیاسی، ارزش و اهمیتی چندان برخوردار نبود. علامه مصباح‌یزدی در دوره‌ي پس از انقلاب و به ویژه در دو دهه‌ي اخیر، همچنان عمل اجتماعی خود را از همین مبنای معرفتی (یعنی حساسیّت عقیدتی) برگرفته و برای آن، استثنایی قائل نشده است.


(پنجم). دوگانه‌ي «ولیّ‌مبناانگاری»/ «خودمبناانگاری»


علامه مصباح‌یزدی، به حق «عمّار انقلاب» نام گرفته است؛ چراکه ایشان تمامی تکاپوها و تحرّکات معرفتی و اجتماعی خود را در امتداد مطالبات رهبر معظم انقلاب قرار می‌دهد و همه را به ایشان ارجاع داده و دعوت به متابعت از وی می‌نماید. باور قلبی و ایمانی جناب علامه به حقانیّت و کفایت حضرت آیت‌الله‌العظمي خامنه‌ای، مثال‌زدنی و کم‌نظیر است؛ آنچنان‌که ایشان به خود اجازه نمی‌دهد کوچک‌ترین گامی برخلاف رأی ایشان بردارد. ایشان می‌گویند که گفتارهای عمومی مقام معظم رهبری مشتمل بر دو بخش «تصریحات» و «اشارات» است و ما علاوه بر التزام حقیقی به بخش «تصریحات»، مکلّف به شناخت مصادیق و مدلولات بخش «اشارات» گفتارهای ایشان و تبعیّت از آنها نیز هستیم.

 امروز جوانانِ مؤمنِ انقلابي، به روشني دريافته‌اند كه علامه مصباح‌يزدي، متّصف به صفات ياد شده است و به همين دليل، محبّت و مودّت ايشان را در دل خويش جاي داده‌‌اند و او را مطيع حقيقي و شجاعِ وليّ امر قلمداد مي‌كنند. ايشان بي‌آن‌كه بخواهد، سهمي بزرگ و عمده در معادلات و مناسبات سياسي يافته و از منزلتي متمايز برخودار گشته است كه قابل گمانه‌زني نبود. بدنه و عقبه‌ي اجتماعيِ علامه مصباح‌يزدي، منافقان زخم‌خورده از ايشان را به تكاپو واداشته تا همچون اصلاح‌طلبان سابق، به ترور شخصيت ايشان رو آورند و اتهامات ناروا و ساختگي به وي نسبت بدهند. موج اين تخريب‌ها و لجن‌پراكني‌ها رو به فزوني است، چراكه انتخاباتي سرنوشت‌ساز پيش روست.


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

چند مطلب جدید و مفید(۱)

نظرات 0

شبهات/چرا وقتی توی کشور خودمون گرسنه داریم، به فلسطین و سوریه کمک میکنیم؟
شکست‌های امریکا در منطقه از زبان سردار سلامی
دکتر مرندی:کارد به استخوان رسیده که رهبری مدام از نفوذ سخن می‌گویند
تکرار بعضی از مطالب سایت(۱)
همایش ملی گذر از علوم سیاسی غربی به علوم سیاسی اسلامی:ساحت سیاست ، جدا از اندیشه نیست
علامه مصباح: انجام دادن فعاليت‌هاي فرهنگي؛ اصلي‌ترين اولويت/عظمت انقلاب اسلامی
حدیث تربیتی/ یک بخش مهم از رفتار پدر در رابطه با فرزندانش
علامه مصباح یزدی:باید حق را شناخت و تا آخر پای آن ایستاد/ریشه اختلافات در جوامع بشری
مراقب گوساله های سامری در فضای مجازی باشیم
راز و رمز حضور قلب در نماز
استادجوادی آملی/موسیقی عرفانی موجب ضعف اراده میشود
صبرتاريخي نبي اكرم، مبدأ «رسوايي دستگاه باطل، ظهور نورانيت اولياي حق و بزرگترين شفاعت عالم» + صوت


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

مطالبی خلاصه ومفید پیرامون قضاوقدر_چگونه به سختی های زندگی راضی باشیم1392.09.26

نظرات 0

بسم الله الرحمن الرحیم


1)قضا وقدر:

 

قدر(قواعد وقوانین حاکم بر طبیعت): سنت های الهی و قوانینی که خداوند در جهان قرار داده را قدر میگویند.

برای مثال:اگر دانش آموزی تنبلی بکند ودرس نخواند(شرط) درآن درس نمره قبولی نخواهد آ ورد(نتیجه شرط) یا اگر کسی یک ظرف شکستنی را از ارتفاع پرتاب کند(شرط) بخاطر وجود جاذبه شیشه خواهد شکست(نتیجه شرط) یا اگر راننده کمربند ایمنی ببندد میتواند جلوی بعضی از آسیبها را در تصادفات رانندگی بگیرد یا صله ی رحم عمر را زیاد میکند(اگر صله رحم بکنیم بر عمرمان افزوده میشود) و... یعنی باید گفت که قدر همان قواعدیست که خداوند بر جهان حاکم کرده است واگر شروط آنها رخ دهد نتیجه ی آنها هم رخ میدهد.

 

قضا:انجام گرفتن وبه مرحله ی عمل رسیدن تقدیرات را قضا میگویند.

 

 

********************************************************************


2)انواع قضا:


الف) قضای حتمی:  اگر ارادهء الهی به این تعلق گرفته باشد که حتماً فلان حادثه باید رخ دهد آن حادثه را قضای حتمی گوییم وچیزی که هست اینکه: هیچ یک از مخلوقات نمیتواند جلوی قضای حتمی الهی را بگیرد ولو اینکه تمام توان خود را بکار بگیرد و با آن مقابله بکند.  برای مثال:قضای حتمی خداست که روزی حکومت الهی امام زمان در زمین حاکم خواهد شد وصالحان وارثان زمین خواهند بود

ب) قضای غیرحتمی:اگر قضا حتمی نباشد غیر حتمیست یعنی مخلوقات میتوانند بوسیله ی تقدیراتی که خداوند در جهان در جهان قرار داده آن قضا را تغییر دهند به عنوان مثال:فردی قرار است سه روز دیگر اجلش فرا برسد اما او با صله ی رحم مرگ خود را چند سال عقب می اندازد یعنی با صله رحم قضای الهی را از خود دفع کرد وقضای دیگری جایگزین آن شد. یا فردی با بستن کمربند ایمنی جلوی اجل را میگیرد(اگر اجل , اجل حتمی نباشد) اما اگر کمربند نمیبست قرار بود مرگش فرا برسد.

***یک سوال مهم:اگر قضای حتمی را نمیتوان تغییر داد پس آیا هیچ وظیفه ای نسبت به آن نداریم ونباید کاری برای تغییر آن انجام بدهیم؟ مثلاً اگر قضای حتمی الهی باشد که شری به ما برسد آیا نباید کاری برای جلوگیری از آن انجام دهیم؟

ج:خیر زیرا ما علم غیب نداریم که فلان حادثه که احتمال دارد در آینده اتفاق بیافتد قضای حتمیست یا غیر حتمی.در نتیجه باید همیشه بنابر حکم عقل احتیاط کنیم وبا همه ی حوادث آینده مثل قضای غیر حتمی رفتار کنیم وتمام تلاشمان را برای رفع رخداد های ناگوار احتمالی انجام دهیم در اینصورت اگر آن رخداد قضای غیر حتمی بود که که رفع میشود واگر قضای حتمی بود با اینکه رفع نمیشود اما باز هم ما ضرری نمیکنیم و اگر این تلاش با انگیزه الهی بوده باشد با اینکه به نتیجه نرسیده ایم اما از نظر روحی و معنوی رشد پیدا کرده و در نزد خدا اجر داریم انشاالله (لا یکلف الله نفساً الا وسعها).

***چند نکته در مورد روزی:روزی هم حتمی و غیر حتمی دارد یعنی گاهی اوقات قضای حتمی الهیست که به کسی فلان  روزی برسد که قطعا خواهد رسید حتی اگر تمام دنیا مانع آن شوند وگاهی قضای حتمی نیست که فلان روزی به کسی برسد بلکه نیاز به اسباب ومقدماتی دارد و اگر آن اسباب ومقدمات فراهم شود آن روزی به این فرد خواهد رسید اما اگر آن اسباب ومقدمات فراهم نشود یا موانعی بوجود بیاید آن روزی به او نخواهد رسید.

 

********************************************************************

 

3)شرور و مصائب وراضی بودن به آنها:


سوال:چه کنم تا به مصائب وحوادث ناگواری که به من میرسد راضی باشم؟

 

ج:تمامی امور(خیر یا شر) که در جهان رخ میدهد چه کوچک و چه بزرگ دو حالت دارد: الف) یا اختیار من در آن  نقش دارد ب)یا نقش ندارد 


در حالت اول که خودم مقصرم مثلا دانش آموزی که بخاطر سستی وتنبلی یا بی برنامگی در امتحان قبول نشود خودش مقصر است و دیگر جای این نیست که بگوییم آیا باید به خواست خدا راضی باشد یا نباشد ؛ بله همه چیز بخواست خداست اما اینجا دانش آموز خودش مقصر است وباید از خودش ناراحت باشد که تنبلی کرده.

 

در حالت دوم برای حوادثی که اختیار ما در آن حادثه نقشی ندارد اینجا باید به آن راضی باشیم وگلایه ای به خواست وقضای الهی نداشته باشیم مثلا دانش آموزی که درسش را بخوبی خوانده اما روز امتحان به علت بیماری که خودش در آن تقصیری ندارد، نتواند بخوبی امتحان بدهد و قبول نشود چنین فردی  نباید کاری بکند که نشان از اعتراض به خواست خدا است مگر میشود که خداوند بدی مارا بخواهد؟

 

از آنجا که خدای بزرگ حکیم است وهمچنین به اوضاع واحوال بندگانش آگاهی کامل دارد واز طرف دیگر ,  نسبت به بندگانش  از یک مادر به بچه ی شیرخوارش هم مهربان تر است  قطعاً خیر بنده اش را دیده و در ورای این اتفاق به ظاهر شر , خیری نهفته برای بنده اش وجود دارد یا حکمت دیگری در کار است گرچه ما هیچ وقت از حکمت آن آگاهی پیدا نکنیم.


مطالب تکمیلی:مبحث قضا و قدر در کتاب‌هاي آموزش عقايد، ص 149-157 (آیت الله مصباح) و کتاب معارف قرآن، ج1، ص 207-226  (آیت الله مصباح )مراجعه کنيد


برچست ها :
تعداد بازدید : 8
     
print

شیعه در سه جا آزمایش می‌شود

نظرات 0

 شیعه در سه جا آشودزمایش می‌شود 

جرعه‌ای از کلام حضرت امام صادق(ع)


امام صادق (ع) فرموده‌اند: شیعیان و دوستان ما را در سه مورد آزمایش نمایید: 1- مواقع نماز، كه چگونه رعایت آن را می‌نمایند. 2- اسرار یکدیگر را چگونه فاش و یا نگهداری می‌کنند. 3- نسبت به اموال و ثروتشان چگونه به دیگران رسیدگی می‌کنند و حقوق خود را می‌پردازند.


كارت‌‌ تسلیت شهادت امام جعفر صادق (ع)
ارزش برآوردن حاجت مۆمن

قالَ(ع): قَضاءُ حاجَةِالْمُۆْمِنِ اءفْضَلُ مِنْ اءلْفِ حَجَّةٍ مُتَقَبَّلةٍ بِمَناسِکِها، وَ عِتْقِ اءلْفِ رَقَبَةٍ لِوَجْهِ اللّهِ، وَ حِمْلانِ اءلْفِ فَرَسٍ فی سَبیلِ اللّهِ بِسَرْجِها وَ لحم‌ها(1)

فرمود: برآوردن حوائج و نیازمندی‌های مۆمن از هزار حج مقبول و آزادی هزار بنده و فرستادن هزار اسب مجهز در راه خدا، بالاتر و والاتر است.

آثار چهار گناه بر جامعه

قالَ(ع): إذا فَشَتْ اءرْبَعَةٌ ظَهَرَتْ اءرْبَعَةٌ: إذا فَشا الزِّنا کَثُرَتِ الزَّلازِلُ، وَ إذا اُمْسِکَتِ الزَّکاةُ هَلَکَتِ الْماشِیَةُ، وَ إذا جارَ الْحُکّامُ فِی الْقَضاءِ اُمْسِکَ الْمَطَرُ مِنَ السَّماءِ، وَ إذا ظَفَرَتِ الذِّمَةُ نُصِرُ الْمُشْرِکُونَ عَلَی الْمُسْلِمین. (2)

فرمود: هنگامی که چهار چیز در جامعه شایع و رایج گردد، چهار نوع بلا و گرفتاری پدید آید:

- چنانچه زنا رایج گردد، زلزله و مرگ ناگهانی فراوان شود.

- چنانچه زکات و خمسِ اموال پرداخت نشود، حیوانات اهلی نابود شود.

- اگر حاکمان جامعه و قُضات، ستم و بی‌عدالتی نمایند، باران رحمت خداوند نمی‌بارد.

- و اگر اهل ذمّه، تقویت شوند، مشرکین بر مسلمین پیروز آیند.

برچسب زدن به برادر مۆمن

قالَ(ع): مَنْ عابَ اءخاهُ به عیبٍ فَهُوَ مِنْ اءهْلِ النّار. (3)

فرمود: هرکس برادر ایمانی خود را برچسبی بزند و او را متهم کند، از اهل آتش خواهد بود.

سوءاستفاده از شخصیت

قالَ(ع): إصْحَبْ مَنْ تَتَزَیَّنُ بِهِ، وَلاتَصْحَبْ مَنْ یَتَزَّیَنُ لَک. (4)

فرمود: با کسی دوستی و رفت و آمد کن که موجب عزت و سربلندی تو باشد، و با کسی که می‌خواهد از تو بهره ببرد و خودنمایی می‌کند، همدم مباش.

سه ویژگی کمال خواهی

قالَ(ع): کَمالُ الْمُۆْمِنِ فی ثَلاثِ خِصالٍ: الْفِقْهُ فی دینِهِ، وَ الصَّبْرُ عَلَی النّائِبَةِ، وَالتَّقْدیرُ فِی الْمَعیشَة. (5)

فرمود: شخصیت و کمال مۆمن در سه خصلت است: آشنا بودن به مسائل و احکام دین، صبر در مقابل شداید و ناملایمات، زندگی او همراه با حساب و کتاب و برنامه ریزی دقیق باشد.

امام صادق(ع) فرموده‌اند: هرکس برادر ایمانی خود را برچسبی بزند و او را متهم کند، از اهل آتش خواهد بود.

زائر خدا

قالَ(ع): عَلَیْکُمْ بِإتْیانِ الْمَساجِدِ، فَإنَّها بُیُوتُ اللّهِ فِی الاْءرْضِ، و مَنْ اءتاها مُتَطِّهِرا طَهَّرَهُ اللّهُ مِنْ ذُنُوبِهِ، وَ کَتَبَ مِنْ زُوّارِه. (6)

فرمود: بر شما باد به دخول در مساجد، چون که آن‌ها خانه خداوند بر روی زمین است؛ و هر کسی که با طهارت وارد آن شود، خداوند متعال او را از گناهان تطهیر می‌نماید و در زمره زیارت کنندگانش محسوب می‌شوند.

آثار قرائت قرآن از مصحف

قالَ(ع): مَنْ قَرَءَالْقُرْآنَ فِی الْمُصْحَفِ مُتِّعَ به بصرهِ، وَ خُنِّفَ عَلی والِدَیْهِ وَ إ نْ کانا کافِرَیْن. (7)

فرمود: هر که قرآن شریف را از روی آن قرائت نماید، بر روشنایی چشمش افزوده گردد؛ و نیز گناهان پدر و مادرش سبک شود، گرچه کافر باشند.

ارزش دعا برای اموات

قالَ(ع): مَنْ دَعا لِعَشْرَةٍ مِنْ إ خْوانِهِ الْمَوْتی لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ اءوْجَبَ اللّهُ لَهُ الْجَنَّة. (8)

فرمود: هرکس که در شب جمعه، برای ده نفر از دوستان مۆمن خود که از دنیا رفته‌اند، دعا و طلب مغفرت نماید، از اهل بهشت قرار خواهد گرفت.

امام جعفر صادق علیه السلام کی چالیس حدیثیں
راه‌کار تکمیل ایمان

قالَ(ع): لایَکْمُلُ إ یمانُ الْعَبْدِ حَتّی تَکُونَ فیهِ أ رْبَعُ خِصالٍ: یَحْسُنُ خُلْقُهُ، وَسَیْتَخِفُّ نَفْسَهُ، وَیُمْسِکُ الْفَضْلَ مِنْ قَوْلِهِ، وَیُخْرِجَ الْفَضْلَ مِنْ مالِه. (9)

فرمود: ایمان انسان کامل نمی‌گردد، مگر آنکه چهار خصلت در او باشد: اخلاقش نیکو باشد، نفس خود را سبک شمارد، کنترل سخن داشته باشد، اضافی ثروتش (حق الله، حق‌الناس) را بپردازد.

آزمایش شیعه در سه جا

قالَ(ع): إمْتَحِنُوا شیعتَنا عِنْدَ ثَلاثٍ: عِنْدَ مَواقیتِ الصَّلاةِ کَیْفَ مُحافَظَتُهُمْ عَلَیْها، وَ عِنْدَ أسْرارِهِمْ کَیْفَ حِفْظُهُمْ لَها عِنْدَ عَدُوِّنا، وَ إلی أمْوالِهِمْ کَیْفَ مُواساتُهُمْ لاِخْوانِهِمْ فیها. (10)

فرمود: شیعیان و دوستان ما را در سه مورد آزمایش نمایید:

1- مواقع نماز، چگونه رعایت آن را می‌نمایند.

2- اسرار یکدیگر را چگونه فاش و یا نگهداری می‌کنند.

3- نسبت به اموال و ثروتشان چگونه به دیگران رسیدگی می‌کنند و حقوق خود را می‌پردازند.

 

پی‌نوشت‌ها:

1_(اءمالی الصدوق: ص 197.)

2_(وسائل الشیعة: ج 8 ص 13.)

3_(اختصاص: ص 240، بحارالانوار: ج 75، ص 260، ح 58.)

4_(وسائل الشیعه: ج 11 ص 412.)

5_(اءمالی طوسی: ج 2 ص 279.)

6_(وسائل الشیعة: ج 1 ص 380 ح 2.)

7_(وسائل الشیعه: ج 6 ص 204 ح 1.)

8_(جامع احادیث الشیعة: ج 6 ص 178 ح 78.)

9_(امالی طوسی: ج 1 ص 125.)

10_(وسائل الشیعة: ج 4 ص 112.)


باشگاه کاربران تبیان

ارسالی از: neka57

برگرفته از انجمن: قرآن و عترت



برچست ها :
تعداد بازدید : 3
     
print

***لیست موضوعات (دسته بندی شده)***

نظرات 0

*لیست موضوعات سایت*





برچست ها :
تعداد بازدید : 4
     
print
/'

ابزار هدایت به بالای صفحه

On(this)

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

onmouseout=