X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



♥درج مطالب با ذکر آدرس سایت کاملا مجاز است ♥صحت یا عدم صحت مطالبی که از سایتهای دیگر گرفته شده بر عهده خود آن سایتها میباشد. ما سعی میکنیم انشالله مطالبی که کذب نیستند در سایتمان قرار دهیم اما باز هم اطمینان صد در صد نمیدهیم! والله اعلم. ♥♥التماس دعا ●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●● جوانان و ازدواج

چند مطلب جدید و مفید(۱)

نظرات 0

شبهات/چرا وقتی توی کشور خودمون گرسنه داریم، به فلسطین و سوریه کمک میکنیم؟
شکست‌های امریکا در منطقه از زبان سردار سلامی
دکتر مرندی:کارد به استخوان رسیده که رهبری مدام از نفوذ سخن می‌گویند
تکرار بعضی از مطالب سایت(۱)
همایش ملی گذر از علوم سیاسی غربی به علوم سیاسی اسلامی:ساحت سیاست ، جدا از اندیشه نیست
علامه مصباح: انجام دادن فعاليت‌هاي فرهنگي؛ اصلي‌ترين اولويت/عظمت انقلاب اسلامی
حدیث تربیتی/ یک بخش مهم از رفتار پدر در رابطه با فرزندانش
علامه مصباح یزدی:باید حق را شناخت و تا آخر پای آن ایستاد/ریشه اختلافات در جوامع بشری
مراقب گوساله های سامری در فضای مجازی باشیم
راز و رمز حضور قلب در نماز
استادجوادی آملی/موسیقی عرفانی موجب ضعف اراده میشود
صبرتاريخي نبي اكرم، مبدأ «رسوايي دستگاه باطل، ظهور نورانيت اولياي حق و بزرگترين شفاعت عالم» + صوت


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

دستور امام صادق(ع) برای جاماندگان زیارت اربعین

نظرات 0

پیاده روی 20 میلیونی شیعیان در روز اربعین، به عنوان بزرگترین تجمع جهان در طول تاریخ بشریت را تشکیل می دهد و این نیست مگر برافراشتن پرچم سیدالشهداء (ع) در میان همه قومیت ها، پیروان ادیان و مذاهب به منظور آمادگی برای ظهور آخرین ولی مطلق و ذخیره الهی و فرزند امام حسین، مهدی موعود و منجی مستضعفان جهان.

پیاده روی ۲۰ میلیونی شیعیان در روز اربعین، به عنوان بزرگترین تجمع جهان در طول تاریخ بشریت را تشکیل می دهد و این نیست مگر برافراشتن پرچم سیدالشهداء (ع) در میان همه قومیت ها، پیروان ادیان و مذاهب به منظور آمادگی برای ظهور آخرین ولی مطلق و ذخیره الهی و فرزند امام حسین، مهدی موعود و منجی مستضعفان جهان.

گروه معارف رجانیوز- مصطفی امیری*: روایات متعددی درباره پیاده رفتن (ماشیاً) به زیارت امام حسین(ع) وجود دارد و جالب آنکه این رسم از همان بدو وقوع واقعه عاشورا مرسوم شده که زیارت جابر و عطیه کوفی و بعد کاروان اسراء با حضور امام سجاد و حضرت زینب، شاهدی است بر این مدعا. بنابراین، بزرگداشت پیاده‌روی اربعین، هم توسط امام معصوم (امام سجاد)، تقریر شده است و هم به نوعی به عنوان شعائر الهی در میان شیعه و اصحاب معصومین (جابر بن عبدالله انصاری و عطیه)، مرسوم می‌باشد همچنانکه سیره علماء و فقهاء شیعه بر این امر، تاکنون و در طی قرن ها بر این مساله، مستمر بوده است. چنانکه در آداب تعلیمی امام صادق به شیعیان، زیارت روز اربعین، سفارش شده است.

 

اهمیت روز اربعین امام حسین

 

درباره منشأ اهميت روز اربعين امام حسین در تاريخ شيعه، بايد گفت كه اين روز (۲۰ صفر) از دو جهت كانون توجه قرار گرفته است: يكي از جهت بازگشت اسرا از شام به کربلا در اربعین اول یا دوم و زیارت قبر مطهر امام حسین توسط امام سجاد و حضرت زینب، و ديگري به سبب زيارت قبر سيدالشهدا† توسط جابر‌بن‌عبدالله انصاري يكي از اصحاب برجستة رسول‌ خداˆ و اميرالمؤمنين.

 

بنابراین، نخستین زائر اربعین از میان مردم، جابر بن عبد الله انصاری بوده است و نخستین زائر اربعین از میان خانواده امام حسین و بنی هاشم، کاروان اسراء اهل بیت پیامبر در هنگام بازگشت از شام، می باشد. چنانکه مرحوم سید بن طاووس در کتاب شریف لهوف، چنین می فرماید:

 

لَمّا رَجَعَ نِساءُ الحُسَينِ عليه السلام وعِيالُهُ مِنَ الشّامِ وبَلَغوا إلَى العِراقِ، قالوا لِلدَّليلِ: مُرَّ بِنا عَلى طريقِ كَربَلاءَ، فَوَصَلوا إلى مَوضِعِ المَصرَعِ، فَوَجَدوا جابِرَ بنَ عَبدِ اللّهِ الأَنصارِيَّ رَحِمَهُ اللّهُ وجَماعَةً مِن بَني هاشِمٍ ورِجالًا مِن آلِ الرَّسولِ صلى الله عليه و آله قَد وَرَدوا لِزِيارَةِ قَبرِ الحُسَينِ عليه السلام، فَوافَوا في وَقتٍ واحِدٍ، وتَلاقَوا بِالبُكاءِ وَالحُزنِ وَاللَّطمِ، و أقامُوا المَآتِمَ المُقرِحَةَ لِلأَكبادِ، وَاجتَمَعَت إلَيهِم نِساءُ ذلِكَ السَّوادِ، و أقاموا عَلى ذلِكَ أيّاما. (ابن طاووس، الملهوف، ص ۲۲۵)

 

الملهوف لابن طاووس: هنگامى كه زنان و خاندان امام حسين عليه‌السلام از شام باز گشتند و به عراق رسيدند. به راه‏نمايشان گفتند: «ما را از راه كربلا ببر». آنان به قتلگاه [شهدا] رسيدند و جابر بن عبد اللّه انصارى كه خدا رحمتش كند و گروهى از بنى هاشم و مردانى از خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله را ديدند كه براى زيارت قبر حسين عليه السلام آمده بودند. پس در يك زمان، در آن جا گرد آمدند و با گريه و اندوه و بر سر و صورت‏زنان، به هم رسيدند و مجلس‏هاى عزايى بر پا داشتند كه جگر را آتش مى‏زد. زنان حاضر در آن جا هم گِرد آمدند و چندين روز، همين گونه ماندند.

 

هم چنين علّامه مجلسى(ره) در کتاب زاد المعاد مى‏ نويسد: «مشهور آن است كه سبب تأكيد زيارت آن حضرت در اين روز، آن است كه امام زين العابدين عليه السلام با ساير اهل بيت در اين روز بعد از مراجعت از شام به كربلاى معلّى وارد شدند و سرهاى مطهّر شهداء را به بدن‌هاى ايشان ملحق كردند». (مجلسی، زادالمعاد، ص ۴۰۲)

 

استحباب زیارت اربعین

 

و اما درباره استحباب زيارت اربعين نيز، دو روايت بيان شده است: يكي روايتي است كه در آن امام صادق†، زيارت اربعين را به صفوان‌بن‌مهران جمّال، تعليم مي‌دهد و همين تعليم دادن، نشانة بزرگداشت زیارت اربعين است. (شيخ طوسي، مصباح المتهجد، ص۷۸۸ـ۷۸۹؛ همو، تهذيب الاحكام، ج۶، ص۱۲۵؛ سيد‌بن‌طاووس، الاقبال بالاعمال ‌الحسنة، ج۳، ص۱۰۱ـ۱۰۳؛ مجلسي، بحار الانوار، ج۹۸، ص۳۳۱ـ۳۳۲) و ديگري روايتي از امام حسن عسكري† كه زيارت اربعين را در زمره نشانه‌هاي پنج‌گانه مؤمن بيان مي‌كند :

 

عَلامَةُ ‌المُؤمِنِ خَمسٌ: صَلاةُ ‌الاِحْدَي وَالْخَمْسِينَ، وَزيارة‌ُ الاربَعين، وَالتَّخَتُّمُ بِالْيَمِينِ، وَتَعفِيرُ الْجَبِينِ وَالْجَهْرُ بِبِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحِيم. (شيخ مفيد، المزار، ص۵۳؛ شيخ طوسي، مصباح المتهجد، ص۷۸۷ـ۷۸۸؛ ابن‌فتال نيشابوري، روضة ‌الواعظين، ص۱۹۵؛ سيدبن‌طاووس، الاقبال بالاعمال ‌الحسنة، ج۳، ص۱۰۰)

 

مصباح المتهجد: مؤمن پنج نشانه را باید دار باشد: اقامه پنجاه ركعت نماز (مجموع واجبات و مستحبات)، خواندن زيارت اربعين، انگشتر در دست راست كردن، در سجده پيشاني بر خاك نهادن و بسم الله الرحمن الرحيم را (در نماز) بلند گفتن.

 

تفسیر اجمالی حدیث علامات مومن

 

و اما حدیث نشانه های مومن توسط امام حسن عسکری، به چه منظوری بیان شده است؟ تفسیر این روایت، به طور اجمال چنین است: درباره انگشتر به دست راست كردن بايد گفت كه اين مسئله، سفارش امامان معصوم‰ است كه درواقع، يك نوع مبارزه با سيرة خلفاي بنياميه است؛ چراكه به ‌گفتة زمخشري، نخستين كسي كه انگشتر به دست چپ كردن را شعار خود قرار داد و برخلاف سنت عمل كرد، معاويه بود (عبدالحسين اميني، الغدير، ج۱۰، ص۲۱۰). شيعه بلند گفتن «بسم الله الرحمن الرحيم» را در نمازهاي صبح، مغرب و عشا واجب، و در نمازهاي ظهر و عصر مستحب ميداند و اين امر نيز به دستور و سفارش ائمه‰ بوده است؛ زيرا چنان‌كه فخر رازي گفته است، آهسته خواندن بسم الله را بنياميه رواج دادند تا آثار ولایت† را نابود كنند (براي آگاهي بيشتر درباره تفسير اين روايت، ر.ك: قاضي طباطبايي، تحقيق درباره اول اربعين حضرت سيدالشهدا†، ص۳۹۰ به بعد).

 

زیارت اربعین، عصاره و ستون ولایت

 

 

باید توجه داشت اینجا و در این حدیث از امام حسن عسکری، تأکید بر زیارت اربعین است وگرنه زیارت عاشورا توصیه می شد، یعنی رازی در زیارت اربعین است که آن را همردیف نماز و نشانه مومن، قرار می دهد، بنابراین، اربعین امام حسین (ع) موضوعیت دارد. آیت الله جوادی آملی معتقد است:

 

اهمیت زیارت اربعین، تنها به این نیست که از نشانه های ایمان است؛ بلکه طبق این روایت، در ردیف نمازهای واجب و مستحب قرار گرفته است. بنابراین همان گونه که نماز، ستون دین و شریعت است، زیارت اربعین و حادثه کربلا نیز ستون ولایت است، امّا مهم آن است که دریابیم نماز و زیارت اربعین انسان را چگونه متدین می کند. به دیگر سخن، بر اساس فرموده رسول خدا(ص) عصاره رسالت نبوی(ص) قرآن و عترت است؛ «إنی تارک فیکم الثقلین... کتاب الله و... عترتی أهل بیتی». عصاره کتاب الهی که دین خداست، ستونی دارد که نماز است و عصاره عترت نیز ستونش زیارت اربعین است که این دو ستون در روایت امام عسکری(ع) در کنار هم ذکر شده است. (شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، ص ۲۲۷-۲۳۴)

 

ترسیم حق و باطل در زیارت اربعین

 

علاوه بر حدیث امام حسن عسکری، در آداب تعلیمی زیارت اربعین از طرف امام صادق به شیعیان، امام حسین به عنوان ولی خدا و نماینده جبهه حق و حقیقت، ، با عناوینی همچون ولیّ خدا، حبیب خدا، خلیل خدا، برگزیده خدا، شهید مظلوم، گرفتار رنج ها و مصیبت ها و کشته اشک ها:... السلام علی اسیر الکُرُبات و قتیل العَبَرات. ...معرفی میشود و در مقابل در فرازهای دیگر زیارت اربعین، ویژگی های گروه های باطل بر ضدّ ولیّ خدا را که در حقیقت بروز بغض و کینه های دیرین شان از صدر اسلام بود، به عنوان: فریب خوردگان دنیا: «غَرَّتْهُ الدُّنْیا»؛ فروشندگان آخرت به بهای ناچیز دنیا: «وَشَری آخِرَتَهُ»؛ و هواپرست: «وَتَرَدّی فی هَواهُ»؛ معرفی می کند.

 

پیاده روی زیارت اربعین، جزو شعائر الهی است

 

اکنون و در عصر معاصر، زیارت اربعین از استحباب فردی فراتر رفته و به عنوان شعائر الهی محسوب میشود که تکریم و بزرگداشت شعائر الهی از واجبات مومنین است. چنانکه مقام معظم رهبری، چنین می فرمایند:

 

ترکیب «عشق و ایمان» و «عقل و عاطفه» از ویژگی‌های منحصر به‌فرد مکتب اهل‌بیت است و حرکت عاشقانه و مؤمنانه مردم از کشورهای مختلف جهان در زیارت اربعین، بدون تردید از جمله شعائر الهی است. ... حرکت عظیم مردم از ایران و سایر کشورهای جهان برای حضور در راهپیمایی اربعین، جلوه‌ای از ویژگیهای برجسته مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام است که در آن، هم «ایمان، اعتقاد قلبی و باورهای راستین» موج می‌زند و هم «عشق و محبت». (بیانات رهبر معظم انقلاب در درس خارج فقه درباره‌ی زیارت اربعین)

 

همچنانکه آیه الله مکارم شیرازی فرموده‌اند:

 

پياده روي روز اربعين از سوي زائران حسيني در نوع خود به عنوان ابراز عظمت امام حسين(ع) مطرح است؛ زيرا عيناً در روايات و سيرۀ ائمۀ اطهار بر سنت پياده روي به ويژه براي زيارت امام حسين(ع) و امام رضا(ع) تأكيد و تصريح شده است. (بيانات آيت الله مكارم شيرازي در ديدار نمايندگان هيأت هاي دانشجويي عازم پياده روي اربعين حسینی)

 

چنانکه ابن قولویه در کتاب ارزشمند کامل الزیارات از امام صادق در فضیلت پیاده روی برای زیارت امام حسین، چنین، نقل می کند:

 

عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَیْمُونٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ، قَالَ: یَا عَلِیُّ! زُرِ الْحُسَیْنَ وَ لَا تَدَعْهُ. قَالَ: قُلْتُ مَا لِمَنْ أَتَاهُ مِنَ الثَّوَابِ؟ قَالَ: مَنْ أَتَاهُ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَى عَنْهُ سَیِّئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً. فَإِذَا أَتَاهُ، وَکَّلَ اللَّهُ بِهِ مَلَکَیْنِ یَکْتُبَانِ مَا خَرَجَ مِنْ فِیهِ مِنْ خَیْرٍ وَ لَا یَکْتُبَانِ مَا یَخْرُجُ مِنْ فِیهِ مِنْ شَرٍّ وَ لَا غَیْرَ ذَلِکَ. فَإِذَا انْصَرَفَ وَدَّعُوهُ وَ قَالُوا: یَا وَلِیَّ اللَّهِ مَغْفُوراً لَکَ أَنْتَ مِنْ حِزْبِ اللَّهِ وَ حِزْبِ رَسُولِهِ وَ حِزْبِ أَهْلِ بَیْتِ رَسُولِه، وَ اللَّهِ لَا تَرَى النَّارَ بِعَیْنِکَ أَبَداً وَ لَا تَرَاکَ وَ لَا تَطْعَمُکَ أَبَداً. (ابن قولویه، کامل الزیارات ص۱۳۴)

 

کامل الزیارات: على بن میمون صائغ، از حضرت امام صادق(ع) نقل کرده که آن حضرت فرمودند: اى على! قبر حسین علیه السّلام را زیارت کن و ترک مکن. عرض کردم: ثواب کسى که آن حضرت را زیارت کند چیست؟حضرت فرمودند: کسى که پیاده زیارت کند آن حضرت را، خداوند به هر قدمى که برمى‏ دارد، یک حسنه برایش نوشته، و یک گناه از او محو مى ‏فرماید، و یک درجه مرتبه‏اش را بالا مى ‏برد. و وقتى به زیارت رفت، حق تعالى دو فرشته را موکّل او مى‏ فرماید که آنچه خیر از دهان او خارج می شود را نوشته و آنچه شر و بد مى‏ باشد را ننویسند. و وقتى برگشت با او وداع کرده و به وى مى‏ گویند: اى ولىّ خدا! گناهانت آمرزیده شد. و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهل بیت رسولش مى ‏باشی، به خدا قسم! هرگر تو آتش را به چشم نخواهی دید و آتش نیز هرگز تو را نخواهد دید و تو را طعمه خود نخواهد نمود.

 

اربعین، پیوند حماسه حسینی با مهدویت

 

و اما پیوند نهضت امام حسین با نهضت امام زمان علیهما السلام به سبب زیارت اربعین، چنان است که امام عصر، هنگام ظهور و قیام، خویشتن را با امام حسین، معرفی می کند. گویی امام حسین، جهانی است و همگان وی را می شناسند. و پیاده رویی بیست میلیونی شیعیان در روز اربعین، به عنوان بزرگترین اجتماع بشریت در عصر معاصر، گویای چنین واقعیتی است. چنانکه (وقتی) امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که ظهور فرمود، پنج ندا می‌کند به اهل عالم، ازجمله: اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین قَتَلُوهُ عَطشاناً، اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین سحقوه عدوانا. (حائری یزدی، الزام الناصب فى اثبات الحجة الغائب، ج ۲، ص ۲۸۲). آیت ‌الله محمدتقی بهجت رحمة الله علیه دراین باره چنین، می فرمایند:

 

... امام زمان خودش را به واسطه امام حسین علیه السلام به همه عالم معرفی می‌کنند ... بنابراین در آن زمان باید همه مردم عالم، حسین علیه السلام را شناخته باشند... اما الان هنوز همه مردم عالم، حسین علیه السلام را نمی‌شناسند و این تقصیر ماست، چون ما برای سیدالشهدا علیه السلام طوری فریاد نزدیم که همه عالم صدای ما را بشنود، پیاده‌روی اربعین بهترین فرصت برای معرفی حسین علیه السلام به عالم است. (ر. ک: محمدحسین رخشاد، در محضر بهجت)

 

جاماندگان زیارت اربعین، به این دستور امام صادق عمل کنند

 

و اما وظیفه کسانی که در روز اربعین، نمی توانند امام حسین را در کربلا و در کنار مرقد شریف ایشان، زیارت کنند، چیست؟ امام صادق، دراین باره، چنین، می فرمایند:

 

يا سَديرُ، تَزورُ قَبرَ الحُسَينِ عليه السلام في كُلِّ يَومٍ؟ قُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ! لا، قالَ: فَما أجفاكُم! قالَ: فَتَزورونَهُ في كُلِّ جُمعَةٍ؟ قُلتُ: لا. قالَ: فَتَزورونَهُ في كُلِّ شَهرٍ؟ قُلتُ: لا. قالَ: فَتَزورونَهُ في كُلِّ سَنَةٍ؟ قُلتُ: قَد يَكونُ ذلِكَ. قالَ: يا سَديرُ، ما أجفاكُم لِلحُسَينِ عليه السلام! أما عَلِمتَ أنَّ للّهِ عَزَّ وجَلَّ ألفَي ألفِ مَلَكٍ شُعثٍ غُبرٍ يَبكونَ ويَزورونَ لا يَفتُرونَ، وما عَلَيكَ يا سَديرُ أن تَزورَ قَبرَ الحُسَينِ عليه السلام في كُلِّ جُمعَةٍ خَمسَ مَرّاتٍ وفي كُلِّ يَومٍ مَرَّةً؟ قُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ! إنَّ بَينَنا وبَينَهُ فَراسِخَ كَثيرَةً. فَقالَ لي: اصعَد فَوقَ سَطحِكَ، ثُمَّ تَلتَفِتُ يَمنَةً ويَسرَةً، ثُمَّ تَرفَعُ رَأسَكَ إلَى السَّماءِ، ثُمَّ انحو نَحوَ القَبرِ، وتَقولُ: السَّلامُ عَلَيكَ يا أبا عَبدِ اللّهِ، السَّلامُ عَلَيكَ ورَحمَةُ اللّهِ وبَرَكاتُهُ، تُكتَبُ لَكَ زَورَةٌ، وَالزَّورَةُ حُجَّةٌ وعُمرَةٌ. قالَ سَديرٌ: فَرُبَّما فَعَلتُ فِي الشَّهرِ أكثَرَ مِن عِشرينَ مَرَّةً. (کلینی، الکافی، ج ۴، ص ۵۸۹)

 

الكافى کلینی: «اى سَدير! قبر حسين عليه السلام را در هر روز، زيارت مى‏كنى؟». گفتم: فدايت شوم، نه! فرمود: «چه قدر جفاكاريد!». فرمود: «او را هفته‏اى يك بار، زيارت مى‏كنيد؟». گفتم: نه. فرمود: «در هر ماه، چه طور؟». گفتم: نه.

 

فرمود: «در هر سال، چه؟». گفتم: گاه، چنين مى‏شود. فرمود: «اى سَدير! چه قدر به حسين عليه السلام جفا مى‏كنيد! آيا نمى‏دانى كه خداى عزوجل، دو هزار هزار فرشته پريشان غبارآلود دارد كه مى‏گِريند و زيارت مى‏كنند و خسته نمى‏شوند. چه مى‏شود اى سَدير كه قبر حسين عليه السلام را در هر هفته، پنج بار و در هر روز، يك بار، زيارت كنى؟». گفتم: فدايت شوم! ميان ما و او فرسنگ‏ها راه است. امام عليه السلام به من فرمود: «به بالاى بام خانه‌‏ات برو. سپس به راست و چپ، توجّه كن و آن گاه، سرت را به سوى آسمان، بالا ببر و به سوى قبر حسين عليه السلام رو كن و بگو:" السَّلامُ عَلَيكَ يا أبا عَبدِ اللّهِ، السَّلامُ عَلَيكَ و رَحمَةُ اللّهِ و بَرَكاتُهُ : سلام بر تو، اى اباعبداللّه! سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد!". برايت، يك زيارت نوشته مى‏شود و زيارت، [معادل‏] يك حج و عمره است». [پس از آن،] گاه در يك ماه، بيش از بيست بار، آن را به انجام مى‏رساندم.

 

نکته پایانی

 

زیارت اربعین، نوعی «تجدید میثاق» با امام حسین(ع) و اهل بیت و امامان معصوم(ع) است. ابراز وفاداری نسبت به آنان و راه و مرامشان، ابراز عداوت و برائت نسبت به قاتلان و دشمنان آنان، تولّی و تبرّی، اعلام آمادگی برای جان فشانی در راه مقدّس آنان، بیان مواضع و همبستگی با خطّ نورانی اهل بیت پیامبر، تبعیّت و تسلیم و نصرت، شناخت چهره های حق و باطل و رهبران «نور» و «نار» و مسئله جهاد و شهادت و خطّ ایثارگری در راه مکتب و عقیده، که دستاورد شناخت فلسفه عاشورا و قیام حسینی است.

 

این مشی پیاده روی، نوعی اعلام آمادگی جانفشانی در راه امام حسین (ع) است چه جانی و مالی، چه قدمی و چه قلمی؛ به عبارت دیگر، آنهایی که در این ایام به زائران حسینی خدمت کنند و از جان و مالشان بذل می کنند به نوعی آمادگی دارند اگر امام حسین (ع) به این دنیا آمده و نیاز به کمک داشتند جانی و مالی ایشان را یاری کنند همانطور که منتظر ظهور فرزند ایشان و یاری آن حضرت (عج) هستند.

 

پیاده روی ۲۰ میلیونی شیعیان در روز اربعین، به عنوان بزرگترین تجمع جهان در طول تاریخ بشریت را تشکیل می دهد و این نیست مگر برافراشتن پرچم سیدالشهداء (ع) در میان همه قومیت ها، پیروان ادیان و مذاهب به منظور آمادگی برای ظهور آخرین ولی مطلق و ذخیره الهی و فرزند امام حسین، مهدی موعود و منجی مستضعفان جهان.

 

پیام اربعین، پیام پیروزی حق بر باطل و آغاز شکل جدیدی از نبرد فرهنگی با طاغوت‌های زمانه است. و مختص زمان خاصی نیست و این است راز معرفی امام زمان در عصر ظهور.

---------------------------------------

*دانش آموخته حوزه علمیه قم

منبع: حوزه نیوز 

 

 

رجانیوز


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

امام خامنه‌اید: «محصول مذاکرات که در قالب برجام شکل گرفته است، دچار نقاط ابهام و �

نظرات 0

امام خامنه‌ای در نامه به رئیس‌جمهور درباره الزامات اجرای برجام آورده اند: «محصول مذاکرات که در قالب برجام شکل گرفته است، دچار نقاط ابهام و ضعفهای ساختاری و موارد متعدّدی است که در صورت فقدان مراقبت دقیق و لحظه‌به‌لحظه،‌ میتواند به خسارتهای بزرگی برای حال و آینده‌ی کشور منتهی شود.»





http://emsa4.samenblog.com/uploads/e/emsa4/233444.jpg


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

بهترین امکانات آموزشی را برای فرزندان خود فراهم می‌کنیم اما نسبت به واجبات فرزندان خود بی تو�

نظرات 0

بهترین‌کلاس های درسی و بهترین امکانات آموزشی را برای فرزندان خود فراهم می‌کنیم اما نسبت به واجبات فرزندان و احکام اسلامی فرزندان خود بی توجه هستیم


http://emsa4.samenblog.com/uploads/e/emsa4/233451.jpeg


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

تاخیر در ازدواج دختران

نظرات 0

دغدغه های دختران در ازدواج، قابل درك و منطقی است و نباید با دیده اغماض چشم بر روی آن پوشید و توجهی بر حل این مشكل نكرد. در جامعه و فرهنگ كنونی ما به هر دلیلی شرایط ازدواج برخی از دختران فراهم نمی شود و آنها مجبورند چشم به در خانه دوخته و منتظر بماند تا كسی به خواستگاری شان بیاید. در برخی موارد هم زمان انتظار به حدی می شود كه دیگر كار از كار گذشته و سن دختر بالا می رود. آنها در شكایت هایشان از این مشكل به برخی عوامل زیر اشاره می كنند: 
الف) عدم زیبایی ظاهری
ب) فقر و نداری خانوادگی
ج) كم سوادی و طبقه پایین فرهنگی
د) موقعیت و منزلت پایین خانواده در جامعه و احیاناً بی اعتباری و بد نامی پدر یا مادر
ه) از دست دادن فرصت های مناسب، به علل های مختلف چون:
1- ادامه تحصیل
2- ترس از شكست در ازدواج
3- دست و پا گیر بودن ازدواج وترس از محدود شدن آزادی
4. سختگیری والدین در امر موافقت با ازدواج
5. وجود دختران قبلی در خانواده
آماده نبودن خانواده و آداب و رسوم سنگین ازدواج
و) و ... .
علل و ریشه های مشكل و پیشگیری از آنها
به هر حال این یك مشكل جدّی و دامنگیر در جامعه ما است، كه باید ریشه‌یابی و مشكل گشایی كرد. در نگاه اوّل، علّت اصلی مشكلات این است كه جامعه ما، هنوز از اسلام ناب محمّدی فاصله زیادی دارد. دریغا! كه هنوز چهره اسلام، در بسیاری از مسائل پشت پرده مانده است. و پرده‌های جهل، خرافات و آداب و رسوم جاهلی جلوی خورشید درخشان اسلام را گرفته است. اگر در ازدواج، اسلام معیار و ملاك بود، اكثر یا همه این مشكلات وجود نداشت. مگر نشنیده‌ایم كه پیامبر بزرگوار اسلام(ص) در یك جلسه و در عرض چند دقیقه، تمام مراحل یك ازدواج از قبیل: خواستگاری، تعیین مهریه، خواندن عقد و ... را اجرا فرمود و دست زن و شوهر را به هم داده و روانه منزلشان می‌كردند؟!
علت های مهم دیگر:
1. از علل و ریشه‌های دیگر این مشكل، خود ما و خانواده‌های ما هستند، چرا كه اگر از همان زمان و در سن مناسب ازدواج به فكر بودیم، دیگر بعد از این‌كه كار از كار گذشت و سن بالا رفت، دچار مشكل نمی‌شدیم.
راه چاره: واقعیّت این است كه خود دختر و خانواده‌اش باید در امر ازدواج و انتخاب همسر سهیم باشند. در تاریخ صدر اسلام نقل شده است كسانی كه دختران دم بخت داشتند، در حضور پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و در مسجد به صورت علنی برای عموم مطرح می‌كردند و هیچ گونه عیب و ایرادی هم نداشت. شاید امروزه دیگر نتوان به صورت علنی مطرح كرد، امّا می‌توان به صورت غیر مستقیم و با راهكارهایی مسئله را بیان كرد. مثلاً از فردی متدیّن و رازدار خواست كه مسأله را به فرد مورد نظر و به شكل غیر مستقیم بیان نماید.
2. تعلل و ایده آل گرایی برخی خانواده ها و خصوصاً خود دختران باعث می شود تا موقعیت ها را از دست بدهند. بعضی مواقع افكاری مانند: «شاید خواستگار مناسبتر و خوبتر و ایده آل برایم بیاید!»، «شاید خواستگاری از طبقه بالا و فرهنگی، پولدار و با تحصیلات بالا برایم بیاید!» و ... باعث می شود كه خواستگار كنونی را كه تا حدودی با شرایط همخوانی دارد، رد كند.
راه چاره: باید خود دختر و خانواده اش، واقعیت گرا باشند. خود را آن گونه كه هست قبول كند و فردی را كه معیارها و شرایط اصلی ازدواج را دارد و تقریباً شبیه خود و از طبقه خود است، به خواستگاری او آمده، رد نكند.
اكنون چه باید كرد؟
1. اوّل این‌كه در جامعه فرهنگ سازی كرده و دستورات اصیل اسلامی عملی شود. باید سطح توقعات پایین آورده شود و شرایط ازدواج سخت گرفته نشود.
2. دوّم این‌كه تك تك ما باید ایمان خود را تقویت كنیم، چرا كه اگر كسی ایمانش قوی باشد و به امدادهای الهی ـ كه خود خداوند وعده داده است ـ امیدوار و اطمینان داشته باشد، دیگر از ازدواج به علّت فقر كناره‌گیری نمی‌كند. چرا كه خود خداوند فرموده است كه:«وَ أنْكِحُوا الْایامی مِنْكُمْ ... إنْ یَكُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِم اللهُ مِن فَضْلِهِ؛ جوانان بدون همسر را همسر دهید ... اگر فقیر باشند خداوند به فضل و رحمت خود، آنان را غنی و بی‌نیاز می‌كند.»[1] و پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در تأیید این آیه می‌فرماید: «كسی كه ازدواجش را از ترس فقر و ناداری ترك كند همانا به خداوند گمان بد برده است».[2] این فقط وعده نیست؛ چرا كه در زندگی روزمره، افراد بسیار زیادی را كه فقیر بودند و بعد از ازدواج از لطف الهیع تمكّن مالی پیدا كرده‌اند، را می‌بینیم.
3. اقدام بزرگترها و افراد خیّر، برای آشنایی دختر و پسر و همسریابی آنها و كمك خداپسندانه در این راه:
یكی از بهترین عبادات و كارهایی كه موجب خشنودی خداوند می‌شود و در سعادت دنیا و آخرت انسان نقش دارد، «وساطت در امر ازدواج و فراهم كردن مقدّمات و اسباب تشكیل خانواده جوانان» ‌است.[3] چرا كه پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ می‌فرماید: «... خداوند به كسی كه برای ازدواج دیگران اقدام نماید، برای هر قدمی كه بردارد و هر كلمه‌ای كه بگوید، اجر و ثواب عبادت یك سال كه روزها روزه‌دار باشد و شب‌ها نماز بخواند، به او عطا می‌فرماید».[4]
پس لازم است افرادی در این راه خیر، قدم در راه اقدامات خداپسندانه بردارند و هیچ ترسی به دل خود راه ندهند. البته در بعضی شهرها از جمله قم، مؤسساتی بدین منظور تأسیس شده است كه اقدامات خوب و خداپسندانه‌ای در زمینه مشاوره و آموزش شیوه‌های همسرداری و خانه‌داری و كمك در همسریابی و آشنایی دختر و پسر دارند. مثل مؤسسه خیریه الزهراء (س) قم[5]» كه این مؤسسه شعبه‌هایی در برخی از شهرستان‌ها دارد و علاوه بر آن، در امر كمك جهیزیّه و خدمات مالی برای افرادی كه توانایی مالی كمتری دارند هم قدم‌های شایانی برمی‌دارد.
راهكارها و توصیه‌های عملی بعد از بروز مشكل:
1. امید به لطف و گشایش‌های الهی داشته باشید و در این راه از دعا و نذر و نیاز به درگاه الهی دریغ نفرمایید.
2. توسّل به ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ داشته باشید و آنها را واسطه قرار دهید، چه بسا كسانی كه حاجاتشان را در امر ازدواج، از حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ گرفته‌اند.
3. تلاش بیشتر و روزافزون برای شكوفایی استعدادها و توانایی‌های خود و یادگیری فنون و هنرهای مختلف و پر كردن اوقات فراغت داشته باشید. دخترانی كه شایستگی های لازم در زمینه های اخلاقی، اجتماعی، مهارت های زندگی و امتیازات ویژه دیگر در جامعه كسب می كنند، نسبت به دیگر دختران خواهان بیشتری دارند.
4. نیكو كردن اخلاق حسنه و خوش برخورد بودن در محیط اطراف به خصوص در خانه سعی كنید با كمال متانت و گذشت و فداكاری رفتار كرده، به آنها كمك نمایید.
5. صبور و بردبار بودن؛ چرا كه صبر و شكیبایی كلید معنویات و گشایش‌های نعمت‌ها و الطاف الهی است.
6. توجّه به ضعف‌ها و خصلت‌های ناپسند خود و رفع آنها؛ چه بسا به دلیل وجود یك صفت بد یا یك رذیله اخلاقی و رفتاری در ما، خداوند نعمتی و یا لطفی را از ما دور كند.
7. توجه نكردن به حرف و حدیث های مردم و برخورد كردن با آنها به صورت سعه صدر و گذشت از آنها با كمال بزرگواری.
8. حضور در جمع ها با شركت كردن در مجالس مذهبی- فرهنگی- هنری و ... و نشان دادن توانمندی های و كمالات روحی و اخلاقی خود.
9. سفارش مستقیم یا غیر مستقیم به یك مؤسسه یا افراد دلسوز و مورد اعتماد.
10. توجه به این مطلب كه دنیا به آخر نرسیده و اساساً هدف اصلی و نهایی زندگی كه ازدواج كردن نیست. با ازدواج نكردن نیز می توان با آن اهداف متعالی دست یافت.
11. اگر سن خیلی بالا رفته و احساس می شود كه دیگر خواستگار ازدواج نكرده به سراغش نمی آید، بهترین گزینه این است كه به یك مرد زن از دست داده ولی مناسب و متدین جواب بلی بدهد.
12. در نظر داشته باشید كه در جامعه هستند جوانان مناسبی كه به هر دلیلی مثل شما هنوز هم ازدواج نكرده اند و دنبال مورد مناسبند.
حرف آخر این كه: توجه به امتحانات و آزمایش های الهی داشته باشیم كه مبادا با بی صبری، اجر خود را از دست داده و مشكلات را بیشتر نماییم ضمن اینكه خداوند متعال كسانی را كه به هر جهت اسباب و امكانات ازدواجشان فراهم نشده و نتوانسته‌اند ازدواج كنند، دستور داده كه تقوی و پاكدامنی پیشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی‌نیاز گرداند. «وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یَجِدُونَ نِكاحاً حَتّی یُغْنِیَهُم اللهُ مِنْ فَضْلِهِ»[6]. پس آنچه كه در زندگی در درجه اول اهمیّت دارد، بندگی و اطاعت خداوند و حفظ پاكدامنی و عفّت است.
منابع كمكی:
1. تشكیل خانواده در اسلام، دكتر علی قائمی، انتشارات امیری، 1373.
2. انتخاب همسر، ابراهیم امینی، سازمان تبلیغات اسلامی، 1372.
3. همسران، زندگی الگوی بالندگی، احمد لقمانی، انتشارات عطر سعادت، 1380.
[1] . نور/32.
[2] . حرّ عاملی، محمدحسن، وسائل الشیعه، تهران، مكتبه الاسلامیه، 1384 هـ.ق، ج14، ص24.
[3] . مظاهری، علی اكبر، جوانان و انتخاب همسر، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1375، ص 96.
[4] . وسائل الشیعه، همان، ج14، ص 27.
[5] . نشانی: قم، خیابان 19 دی (باجك)، روبروی مخابرات، پلاك 183، تلفن 7713130 و 7727850 ـ 0251.
[6] . نور/33.

منبع:









تاریخ اصلی انتشار
91/08/11


برچست ها : .......
تعداد بازدید : 57
     
print

افزایش سن ازدواج و مقابله با آن

نظرات 0

افزایش سن ازدواج و مقابله با آن
ازدواج یکی از بهترین نیاز های آدمی است که دین مقدس اسلام به آن اهمیت فراوانی داده است و آن را از بهترین سنت های دینی شمرده که مایه برکات بی شماری است. از نظر قرآن، ازدواج مایه آرامش روح و روان آدمی است، که این خود از نشانه های رحمت و بزرگی خداوند است.[1] تشویق اسلام به ازدواج خصوصاً در سن جوانی و کراهت اسلام از تجرّد و رهبانیت، در بسیاری از سخنان معصومین آمده است. آثاری چون بزرگذاشت سنت پیامبر،[2] قرار گرفتن در ولایت و حمایت خداوند،[3] به خشم آوردن شیطان،[4] کامل شدن ایمان جوانان،[5] زیاد شدن روزی،[6] و مانند آن از برکات ازدواج، در کلام معصومین شمرده شده است. همچنین تأخیر در امر ازدواج در روایات مردود دانسته شده است. هیچ چیز نباید باعث تأخیر انسان در ازدواج شود، حتی اگر فقر باشد.[7] در روایتی مردان بدون همسر را سرزنش می کند و تجرد را سبب شرور شدن می داند[8] و در روایت دیگر به کسانی که صاحب دخترند سفارش می کند در ازدواج دخترانشان تعجیل کنند، که در این جا متن کامل روایت را عرضه می داریم:
امام رضا ـ علیه السلام ـ فرمود: «جبرئیل امین بر پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نازل شد و عرض کرد: ای محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ پروردگارت به تو سلام می رساند و می فرماید: دختران و زنان باکره مانند میوه درختان هستند و همان طور که میوه وقتی می رسد، چاره ای جز چیدن ندارد، و الا تابش خورشید و وزش باد آن را فاسد می کند، دختران و زنان باکره هم (وقتی به سن بلوغ و ازدواج می رسند)، چاره ای جز ازدواج ندارند، و الا از گرفتار شدن به فتنه و انحراف، در امان نیستند. پس رسول خدا مردم را جمع کرد و به منبر رفت و پیام پروردگار عزیز و بلند مرتبه را به آنان ابلاغ کرد.»[9]
بنابراین از نظر اسلام تاخیر ازدواج امر نکوهیده ای است که مورد رضایت خدا نیست. اما آن چه امروز در جوامع اسلامی، خصوصا در جامعه ما، در عمل دیده می شود، متأسفانه بر خلاف سفارشات اسلام است و آمارها از بالا رفتن سن ازدواج حکایت دارد. بنابر آماری که در روزنامه ها منتشر شده، پسران از 22 سالگی و دختران از 18 سالگی در سال 75 به ترتیب میانگین سن ازدواج به 26 و 22 سالگی در سال 80 رسیده است.[10] در حالی که متاسفانه، ای روند رو به افزایش است.
این افزایش بی سابقه سن ازدواج، مشکلات فراوانی به دنبال خواهد داشت. گرچه در این مجال بررسی آن فراهم نیست، ولی فهرست وار به برخی مشکلات ناشی از این افزایش، می توان اشاره کرد. مشکلاتی چون: افسردگی و از بین رفتن نشاط در جوانان، مبتلا شدن به وسواس زیاد در انتخاب همسر، مشکل آفرینی فرزندان بزرگ و ازدواج نکرده در خانه، افزایش اضطراب و نگرانی خصوصاً در دختران، حالت بلاتکلیفی، از دست رفتن طراوت و زیبایی، ناامیدی و تصمیم به عدم ازدواج به خاطر کاهش میل به ازدواج، بی دقتی در انتخاب همسر خصوصاً در دختران، احتمال افزایش انحرافات، احساس سربار بودن در خانواده و ده ها مشکل از این قبیل که جوانان ما را که گرانبهاترین ذخیره های کشورمان هستند، به چالش انداخته است.[11]
به همین دلیل بر همه مسئولان؛ دست اندرکاران مسائل اجتماعی واجب و لازم است به این مسئله به عنوان یک مشکل فوریتی نگاه کنند وتمام همت و تلاش خود را برای رفع آن مصروف نمایند؛ چنان که قرآن، در آیه ای تمام مسلمانان را به یاری جوانان برای تسهیل امر ازدواج دعوت کرده است.[12]
عوامل افزایش سن ازدواج
کارشناسان امور اجتماعی عوامل زیادی برای افزایش سن ازدواج عنوان کرده اند که ما در این جا این عوامل را در سه بخش عمده، مطرح می کنیم:
الف) عوامل اجتماعی
زندگی اجتماعی گرچه یکی از ضروریات حیات انسان است، به طوری که بشر بدون اجتماع قادر به ادامه زندگی نیست. اما با این حال، اگر در برنامه ریزی و سیاست اداره جامعه، دقت کافی نشود، مشکلات زیاد به وجود می آید. یکی از عوامل افزایش سن ازدواج به مسائل اجتماعی بر می گردد که در ذیل به چهار عامل آن اشاره می شود.
1ـ افزایش جرایم و آسیب های اجتماعی
بالا رفتن جرایم و آسیب های اجتماعی مانند: اعتیاد، بی بند و باری، همسر آزاری، طلاق، روابط سرد همسران، دخالت اطرافیان و مانند آن نه تنها موجب از هم پاشیدگی خانواده ها شده است. بلکه باعث سلب اعتماد جوانان از ازدواج گردیده و سبب شده است که جوان امروز به ازدواج به عنوان عامل خوشبختی، نگاه نکند و سرنوشت خود را از کسانی که در دام این آسیب ها گرفتار شده اند، تشبیه کند.
2ـ تحصیلات دانشگاهی
طولانی بودن مدت تحصیلات دانشگاه و افزایش نسبت دختران به پسران (که طبق بعضی آمارها تنها 35/43 درصد کسانی که در کنکور شرکت می کنند، پسر هستند)[13]، سبب شد اولاً، اغلب پسران و دختران تا پایان تحصیلات و بعد هم تا به دست آوردن شغل، از ازدواج سرباز زنند؛ و ثانیاً دختران به علت داشتن تحصیلات دانشگاهی حاضر به ازدواج با پسران پشت کنکور مانده نباشند و درصد بالایی از آنان بدون همسر بمانند، یا به ازدواج ناخواسته تن بدهند؛ چنان که امروز شاهد این معضل هستیم.
3ـ عدم توازن جمعیت پسران و دختران آماده ازدواج در ایران
بنابر برخی آمارها، جمعیت دختران در شرف ازدواج، یک میلیون و ششصد هزار نفر بیش از پسران آماده ازدواج است و این خود سبب می شود پسران در ازدواج رقابت نکنند و در نتیجه عجله ای نداشته باشند.[14]
4ـ به هم خوردن توازن دختر و پسر در روستاها
طبق آمارها، به علت مهاجرت پسران به شهرها برای جستجوی کار، جمعیت دختران روستایی آماده ازدواج دو برابر گذشته است.
ب) عوامل اقتصادی
یکی از عمده ترین دلایل تأخیر ازدواج از نظر جوانان، عوامل اقتصادی است. در یک گفتگوی ساده و خودمانی با جوانان، خصوصاً پسران، می توان به آسانی فهمید که علت نداشتن تمایل به ازدواج در اکثر آن ها برخوردار نبودن از شغل، مسکن و تهیه لوازم و ضروریات زندگی و جشن ازدواج است. در این بین خانواده های دختران هم مشکل تهیه جهیزیه را سد بزرگی برای ازدواج دخترانشان می دانند، خصوصاً خانواده هایی که چند دختر با فاصله های سنی کم، دارند.
بنابراین عدم توان اقتصادی کافی، انگیزه ازدواج جوانان را پایین می آورد و اجازه نمی دهد آنان در سن پایین ازدواج کنند. اما گاهی داشتن شغل مانع ازدواج می شود و آن در صورتی است که دختران شاغل شوند. بسیاری از دخترانی که شغلی برای خود دست و پا می کنند و مشغول به کار می شوند، رغبت خود را نسبت به ازدواج از دست می دهند. دلایلی که باعث کاهش میل آن ها به ازدواج می شود عبارت است از:
1ـ دختران وقتی شاغل می شوند، توان اقتصادی شان بالا می رود و به استقلال اقتصادی می رسند. از آنجایی که یکی از انگیزه های دختران برای ازدواج، نیاز اقتصادی است و از مجرد ماندن خود احساس سربار خانواده بودن دارند، با رسیدن به استقلال اقتصادی این انگیزه در آن ها از بین می رود و در نتیجه بسیاری از آنان رغبت چندانی به ازدواج ندارند. بنابر این دخترانی که به ازدواج به عنوان یک تکیه گاه اقتصادی خوبی برسند، دلیلی برای ازدواج ندارند و تا مجبور نشوند، ازدواج نمی کنند. چنان که وجود این عامل در زنان بیوه نیز بزرگترین مانع را برای تن دادن آن ها به ازدواج مجدد ایجاد می کند.
2ـ داشتن شغل از این جهت که هم منبع اقتصادی است و هم سرگرمی خوبی است که می تواند در انسان نشاط و شادی به وجود آورد، جایگاه خاصی در بین دختران دارد. گاهی علاقه به شغل در دختران چنان زیاد می شود که به خاطر ترس از دست دادن آن، ازدواج نمی کنند و خواستگاران را به بهانه های مختلف رد می کنند. بنابر این شاغل شدن دختران یکی دیگر از انگیزه های ازدواج آنان که رها شدن از تنهایی و انس گرفتن به همسر است را ضعیف می کند و جانشین مناسبی برای ازدواج، نزد آن ها محسوب می شود.
3. دختری که شاغل است، معمولاً خواستگاران بیشتری نسبت به سایر دختران دارد. به همین خاطر از تأخیر انداختن ازدواج واهمه ای ندارد، زیرا شانس خود را برای ازدواج، حتی اگر سن او هم افزایش پیدا کند، زیاد می بیند.
بنابراین شاغل شدن دختر (بر عکس شاغل شدن پسر که سبب زیاد شدن انگیزه به ازدواج است) انگیزه او را نسبت به ازدواج کاهش می دهد. این عامل امروزه در کشورهای غربی تأثیر چشم گیری در کاهش رغبت دختران به ازدواج داشته و حتی بسیاری از دختران و زنان غربی به خاطر همین عامل، تا آخر عمر مجرد می مانند که خود می تواند سبب به وجود آمدن بسیاری از مشکلات اجتماعی و اخلاقی شود. در کشور ما نیز تأثیر شغل دختران در تأخیر ازدواج، گرچه مانند جوامع غربی نیست، ولی کما بیش دیده می شود و خطر گسترده تر شدن آن وجود دارد.
ج) عوامل فرهنگی
گرچه کشور ما از فرهنگ غنی و کامل اسلامی برخوردار است، ولی به دلایلی چون نفوذ فرهنگ بیگانه و مانند آن، این فرهنگ کم رنگ شده و سفارش های اکید اسلام به تعجیل در ازدواج و کراهت از تأخیر آن، تا حدودی بین جوانان به فراموشی سپرده شده است. جوان ایرانی که در گذشته مهم ترین برنامه او دراولین فرصت ازدواج و تشکیل زندگی بود، امروزه دیگر چنین عقیده ای ندارد و حتی برخی زمان ازدواج را مخصوص میان سالی می دانند، و این احتمال وجود دارد که این فرهنگ مخرّب، گستره و فراگیر شود.
به هر حال عوامل فرهنگی را می توان از سه جهت در تأخیر ازدواج مؤثر دانست.
1ـ منسوخ شدن ارزش های معنوی
منسوخ شدن ارزش های معنوی و جایگزین شدن ارزش های مادی، سبب شده بسیاری از جوانان به همه چیز، از جمله ازدواج، رنگ و لعاب مادی بدهند و به جای این که کسب فضایل انسانی را هدف خود قرار دهند و ازدواج را عاملی برای نزدیک تر شدن به خدا و کامل شدن ایمان بدانند، در جمع مال دنیا و نمایاندن ظواهر فریبنده زندگی مادی، مسابقه می گذارند. این طرز تفکر همه چیز از جمله ازدواج را تحت تأثیر قرار می دهد. اما جوانی که دغدغه اصلی اش حفظ و کامل شدن ایمانش است، چون ازدواج را ایجاد کننده نسیمی از ایمان می داند، تمام امکانات خود را برای به دست آوردن آن بسیج می کند.
2ـ آرمان گرا بودن جوانان
بعضی از جوانان امروزی، به علت خامی و نپختگی که هیچ تناسبی با زندگی پیچیده کنونی ندارد و نیز به علت عدم اعتماد به تجربه های والدین و قدیمی دانستن آن ها، از واقعیت زندگی بی اطلاع مانده اند و در نتیجه نمی توانند. درباره موضوعی چون ازدواج، واقع گرا باشند، بلکه آرمانی فکر می کنند و در عالم خیال پرواز می کنند این طرز تفکر، یکی از دو پیامد منفی زیر را دارد؛ یا ازدواج نمی کنند و منتظر همسری آرمانی هستند و یا ازدواجشان مبتنی بر احساسات است که نتیجه آن شکست و سرخورده شدن از ازدواج است.
برای مبارزه با معضل اجتماعی افزایش سن ازدواج، راه حل های زیادی وجود دارد که کمابیش از گذشته مطرح بوده و فراروی مسئولان و متصدیان کشور قرار داشته است. به نظر می رسد دیگر زمان دادن راه حل تمام شده و باید در مسیر عملی ساختن این راه حل ها قدم برداشت. تنها راه رهایی از این مشکل آن است که ملت و دولت دست به دست هم دهند و با برنامه ریزی های کلان فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، برای رفع این مشکل بزرگ تلاش کنند. شاید نقطه آغازین و در عین حال بسیار مهم حل مشکل این باشد که ابتدا سعی کنیم تفکر و شناخت جوانان را عوض کنیم و آنان را از مادی گرایی و سطحی نگری، به معنویت و توجه به خدا و دین باوری، سوق دهیم. حال با توجه به عوامل افزایش سن ازدواج که در ابتدای مقاله بررسی شد، راهبردها و عوامل کاهش سن ازدواج را در همان غالب مطرح می کنیم:
الف) راهبردهای فرهنگی
همان طور که گفتیم، تغییر نگرش ها و شناخت های افراد، کمک زیادی به تغییر رفتار آنان می کند، و هر تغییری بدون داشتن زیرساخت های فکری محکم، دوامی نخواهد داشت. وظیفه مهم که از کارهای عمده در این حوزه است، بر عهده متصدیان امور فرهنگی مثل حوزه، دانشگاه، صدا و سیما، مطبوعات، هنر و مانند آن است که باید در این راستا برنامه ریزی جدی داشته باشند. کارهایی که می توان در راستای این هدف انجام داد، از قرار زیر است:
1ـ ارزش دانستن تأهل
اگر تاهل و همسر داشتن به عنوان ارزش، و تجرد و مجرد ماندن، ضد ارزش تلقی شود، همان طور که در روایات اهل بیت آمده،[15] کمک زیادی به تغییر نگرش افراد نسبت به سن ازدواج می شود.
2ـ درجه بندی ملاک های انتخاب همسر
در فرهنگ دینی مهم ترین ملاک برای انتخاب همسر، ایمان و اخلاق است.[16]و ملاک های دیگر از اهمیت کم تری برخوردار است. این درحالی است که در جامعه کنونی ما ملاک هایی چون مدرک، ثروت، پست و مقام و به طور کلی مظاهر مادی بیشترین اهمیت را دارد. به همین خاطر تمام تلاش جوانان این است که از هر راهی، امتیازات فوق را به دست آورند و از این طریق به مقبولیت اجتماعی کافی برسند، اما از آن جا که رسیدن به این ملاک ها زمان زیادی می طلبد، به ناچار از ازدواج در ابتدای جوانی محروم می شوند و به این طریق سن ازدواج افزایش می یابد. اگر مسئولین فرهنگی کشور، ارزش های واقعی را که ایمان و اخلاق در صدر آن است ترویج کنند، نه تنها سن ازدواج کاهش پیدا می کند، بلکه بسیاری از مشکلات دیگر نیز حل خواهد شد.
3ـ گسترش فرهنگ حجاب
در جامعه ای که فرهنگ حجاب حاکم باشد و رابطه با نامحرم طبق موازین شرعی باشد و از اختلاط های مضر و فساد انگیز بین پسر و دختر جلوگیری شود. زمینه ای برای ارضاء نامشروع جنسی یافت نمی شود و در نتیجه تمتعات جنسی منحصر به خانواده و ازدواج می شود. همین امر باعث می شود احساس نیاز به ازدواج در جوانان افزایش یابد و آنان زودتر ازدواج کنند. اگر فرهنگ حجاب کم رنگ شود و پسران و دختران محدودیت زیادی در ارتباط با یکدیگر نداشته باشند، انگیزه آنان برای ازدواج کاهش می یابد و در نتیجه سن ازدواج بالا می رود، هم چنان که یکی از علل فرار جوانان غرب از ازدواج همین موضوع است. زیرا ازدواج را مانع آزادی بی حد و حصر خود می بینند.
4ـ گسترش فرهنگ قناعت و ساده زیستی
اگر در جامعه، ساده زیستی و استفاده از حداقل امکانات مادی ارزش شود و یا حداقل این که ضد ارزش نباشد، سن ازدواج کاهش پیدا می کند؛ اما اگر داشتن خانه و اتومبیل مدل بالا و امکانات مادی، ارزش شود و چشم و هم چشمی های زیان آور گسترش یابد، جوان امروزی ما ناچار است در پی تهیه آن وسایل باشد و تا آن را تهیه نکرده ازدواج نکند. در نتیجه از داشتن خانواده در سن جوانی، محروم می ماند.
5ـ ازدواج در خلال تحصیل
همان طور که گفتیم یکی از عوامل افزایش پیدا کردن سن ازدواج، تحصیل است. اگر طوری برنامه ریزی شود که دانشجویان قادر باشند در خلال تحصیل، ازدواج کنند، سن ازدواج در بین این قشر که مهم ترین و حساس ترین بخش جامعه هستند، کاهش پیدا می کند.
این امر مشروط به این است که خانواده ها اولا اهمیت موضوع را درک کنند و متوجه این موضوع باشند که چه خطرهای بزرگی فرزندان دانشجوی آن ها را تهدید می کند و چه مشکلاتی روحی و روانی زیادی در اثر تأخیر ازدواج برای آنان به وجود می آید و ثانیا با برنامه ریزی دقیق و با هماهنگی و کمک دانشگاه و دیگر نهادهای مربوطه، ترتیباتی بدهند که دانشجویان با حداقل امکانات بتوانند ازدواج کنند و درعین حال تحصیل خود را نیز ادامه دهند. جوان دانشجوی ما اگر امکان ازدواج داشته باشد، حتی به صورت ماندن در دوران عقد و نامزدی قبل از عروسی، هم از برکات مادی و معنوی ازدواج محروم نشده و هم با انگیزه بیشتری تحصیل را دنبال می کند. دانشجو اگر احساس کند آینده روشنی دارد و می تواند مسئولیت زندگی را که با ازدواج بر عهده او گذاشته می شود بر دوش بکشد، کم تر به دنبال فعالیت ها و برنامه های غیر درسی و حتی ضددرسی می رود و بلکه تمام سعی و همت خود را صرف بهتر کردن زندگی و بالا بردن سطح آن می کند.
ب) راهبردهای اقتصادی
همان طور که گفتیم عوامل اقتصادی از عمده ترین دلایلی است که جوانان برای تأخیر ازدواج خود مطرح می کنند. برای این که این عامل مهم را کاهش دهیم باید در دو جهت برنامه ریزی کنیم: 1ـ هزینه ها را حتی الامکان کاهش بدهیم. 2ـ منابع اقتصادی و تولید ثروت را برای جوانان فراهم کنیم. بنابر این راهبردهای زیر می تواند ما را در عملی ساختن دو هدف فوق یاری دهد؛
1ـ کاستن از هزینه های اضافی
بسیاری از هزینه هایی که در زندگی می شود، اعم از هزینه های جشن عقد و عروسی، یا تهیه جهیزیه، مسکن و سایر لوازم زندگی، ضرورت زیادی ندارد و امکان حذف یا کاهش آن وجود دارد. اگر پسر و دختر و خانواده هایشان تصمیم بگیرند تمام هزینه های غیر ضروری را حذف کنند و به حداقل امکانات اکتفا کنند امکان ازدواج برای اکثر جوانان ما عملی می شود این که جوانان ما یا خانواده هایشان این تصور و ایده را داشته باشند که در ابتدای زندگی باید از همه یا اکثر امکانات مادی برخوردار باشند و در برگزاری مراسم عقد و عروسی، هزینه های سنگینی بر یکدیگر تحمیل کنند، نتیجه ای جز فرار جوانان از ازدواج نخواهد داشت.
2ـ همیاری در هزینه های ازدواج
همان طور که خداوند همه مردم جامعه را به یاری جوانان برای ازدواج و تشکیل زندگی دعوت می کند، همه افراد، خصوصاً افراد متمول، وظیفه دارند در این امر خیر شرکت کنند. همچنین اگر ترتیبی داده شود که افراد نزدیک به خانواده پسر و دختر، به صورت یک رسم و عادت نیکو، قسمتی از هزینه های ازدواج را بر عهده بگیرند، کمک بزرگی به تحقق این هدف می شود. این پیشنهاد گرچه ظاهر ساده ای دارد، ولی در عمل تأثیر شگفت انگیزی در هموار ساختن مسیر ازدواج جوانان دارد و چون این مشکل عمومیت دارد. و هر کسی خود رامحتاج کمک می بیند، همه مردم در این امر خیر شرکت خواهند کرد.
3ـ پرداخت وام های قرض الحسنه برای ازدواج
قرض الحسنه که یکی از سنت های خوب و گره گشای اسلامی است و در آیات فراوانی از قرآن به آن تشویق و تأکید شده،[17] تأثیر فوق العاده ای در حل مشکلات اقتصادی جامعه دارد. اگر این سنت حسنه که امروز در گوشه و کنار جامعه تحت عنوان «وام ازدواج» وجود دارد، گسترش یابد و به این طریق وام های طولانی مدت و کم بهره به جوانان برای ازدواج و تهیه وسایل زندگی داده شود، چنان که از برنامه های مهم دولت جدید شمرده شده است، کمک زیادی به ازدواج جوانان و در نتیجه کاهش سن ازدواج، خواهد شد.
4ـ ایجاد شغل های پاره وقت در دوران تحصیل و مانند آن
امروز دغدغه اصلی جوانان و به ویژه دانش جویان، اشتغال است. متأسفانه آموزش و پرورش و آموزش عالی ما طوری برنامه ریزی نکرده که، همه فارغ التحصیلان خود را به ابزار و فنون شغلی مجهز کنند. همان طور که نیروی نظامی نتوانسته برای سربازان وظیفه که خیل عظیمی از جوانان کشورند، دراین زمینه کاری کند و حداقل هر یک از آنان را در مدت سربازی به فن یا صنعتی مجهز کند. البته کارهایی در تحقق این هدف انجام شده، ولی اصلاً کافی نیست. فی المثل اگر دانشجوی جوان ما، بتواند در خلال تحصیل شغل مناسبی داشته باشد، می تواند بسیاری از هزینه های زندگی خود را تأمین کند. لازمه این کار این است که آموزش های کاردانی و کاربردی در طول تحصیل گسترش یابد و تعداد واحدهای نظری کاهش پیدا کند.
5ـ تشویق به زندگی در کنار خانواده یکی از زوجین
در زمان های گذشته اکثر جوانان، ابتدای زندگی خود را در کنار والدینشان آغاز می کردند و به مرور زمان سعی می کردند با پس انداز و امثال آن، از پدر و مادر خود مستقل شوند، اگر بتوان این فرهنگ را دوباره زنده کرد و جوانان و خانواده هایشان را به پذیرش این امر تشویق کرد، کمک زیادی به حل مشکل ازدواج می شود.
ج) راهبردهای اجتماعی
از آن جا که اجتماع و جامعه، مجموعه ای متشکل از واحدهای کوچک تر خانواده است، بهترین جایگاه کمک به ایجاد خانواده و فراهم ساختن ازدواج جوانان، خود جامعه است. از این رو برای حل مشکل ازدواج جوانان و جلوگیری از افزایش سن ازدواج، چاره ای جز همکاری و همیاری همه افراد و آحاد جامعه، وجود ندارد. راهبردهای اجتماعی که می توان در این زمینه ارائه داد، از قرار زیر است:
1ـ فراهم کردن شرایط ازدواج آسان
دولتمردان و متصدیان اجتماع وظیفه دارند برنامه دقیقی برای حل این مشکل ارائه دهند. همچنین با تشویق مردم، خصوصاً افراد متمول، جوانان را در این امر یاری دهند، مسلماً اگر دولت و مسئولان امر، قدمی در این راه بگذارند، همه مردم به کمک آن ها می شتابند. زیرا این یک مشکل همگانی است و همه افراد به گونه ای با آن درگیر هستند.
2ـ گسترش مراکز مشاوره ازدواج
یکی از دلایلی که جوانان را از ازدواج دور کرده است، نداشتن اطلاعات صحیح از ازدواج و وجود بدبینی های بی مورد است. بسیاری از جوانان نسبت به اصل ضرورت ازدواج بی اطلاعند و برخی هم از افکار ناصحیح و خرافی در این مورد رنج می برند. وجود مراکز مشاوره ازدواج، کمک شایانی به جوانان می کند و دغدغه های بی مورد آنان را برطرف می سازد.
3ـ کنترل مهاجرت روستاییان به شهرها
از بین تمام خسارت ها و ضررهایی که در مهاجرت روستاییان به شهر وجود دارد، مشکل افزایش سن ازدواج، جایگاه ویژه ای دارد. اگر بتوان با افزایش امکانات زندگی در روستاها و ایجاد اشتغال برای آنان، از مهاجرت آن ها جلوگیری کرد و آنان را به ماندن در روستا و تولید محصولات کشاورزی و دامی و امثال آن تشویق نمود، علاوه بر حل بسیاری از مشکلات اجتماعی، از افزایش سن ازدواج نیز جلوگیری خواهد شد.
4ـ جلوگیری از بی بند و باری و ابتذال و فساد اخلاقی
یکی از راه های پیشرفت در جامعه ما اجرای قانون اساسی و جلوگیری از متخلفین و برهم زنندگان نظم و قانون است. اگر از فساد و ابتذال، خصوصاً در حوزه اخلاق و مسائل جنسی جلوگیری نشود و با افراد متخلف برخورد جدی صورت نگیرد و در مقابل تهاجم و شبیخون فرهنگی دشمن، سیاست تسامح و تساهل اجرا شود، جامعه چنان دچار آشفتگی می شود که اولین ضرر آن متوجه نهاد مقدس خانواده می شود و جایگاه آن را تضعیف می کند. امروز کم نیستند جوانان پاک و مؤمنی که شریک زندگی مناسبی برای خود نمی یابند. تأثیر مخرب گسترش فساد و فحشا و ابتذال و مخصوصاً مواد مخدر بر تزلزل کانون خانواده و بدبینی جوانان به ازدواج، بر کسی پوشیده نیست. اگر متصدیان اجتماع برای مبارزه با مفاسد اخلاقی کمر همت ببندند و این دام های خطرناک را از جلوی جوانان بردارند، برکات زیادی نصیب جامعه خواهند کرد که یکی از آن هموار شدن راه ازدواج جوانان است.
به امید آن که با همت تمام نیروها، و ملت و دولت، به زودی شاهد آن باشیم که جوانان عزیزمان، این سرمایه های بی نظیر کشور، در امر ازدواج مشکلی نداشته باشند و با نشاط و انگیزه و امید، آینده ای روشن و موفق برای خود و دیگران بنا کنند.
[1] . روم /.21.
[2] . بحار الانوار، ج10، ص 93.
[3] . محجه البیضاء، ج3، ص 54.
[4] . بحار الانوار، ج100، ص 221.
[5] . میزان الحکمه، ج4، ص 1634.
[6] . بحار الانوار، ج100، ص 217.
[7] . نور الثقلین، ج3، ص 597.
[8] . کنز العمال، ج16، حدیث 44448.
[9] . بحار الانوار، ج16، ص 223.
[10] . روزنامه جوان، تاریخ 28/7/81.
[11] . ر.ک: ایمانی، محسن، مجله اصلاح و تربیت، شماره 63.
[12] . نور / 32.
[13] . روزنامه کیهان، تاریخ 17 تا 19/4/80.
[14] . روزنامه های 21 آبان 1382.
[15] . ر.ک: بحار الانوار، ج100، ص 218 تا 225.
[16] . پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در روایتی فرمود: کسی که از دین و اخلاق خوبی برخوردار است، اگر به خواستگاری دختر شما آمد، به او همسر بدهید، زیرا اگر چنین نکنید، فتنه و فساد بزرگی در زمین ایجاد کرده اید. (وسایل الشیعه، ج20، ص 86).
[17] . ر.ک: بقره / 245، مائده / 12، حدید/11 و 18، تغابن / 17، و مزمل / 20.
عباس رجبي- عوامل افزايش سن ازدواج و راهبردهاي کاهش آن، ص
41










تاریخ اصلی انتشار
91/08/11


برچست ها : .....
تعداد بازدید : 18
     
print

حکم شرعی عاشق شدن

نظرات 0

استفتائات آیت‌الله سیستانی درباره حکم شرعی عاشق شدن

حضرت آیت الله سیستانی از مراجع عظام تقلید، در پاسخ به سؤالات جوانان، احکام ارتباط و دوستی پسران و دختران و نیز حکم شرعی عاشق شدن را پاسخ داده اند.
متن سؤالات و پاسخ‌های آیت الله سیستانی به مقلدان به شرح ذیل است:
 
سؤال: آیا عاشق دختر شدن حرام است؟
 
پاسخ: امر غیر اختیاری حکم ندارد گرچه مقدمات آن اختیاری است. اگر حرام باشد نباید آن را مرتکب شد ولی هرگونه رفتار شهوت آمیز قبل از عقد شرعی حرام است.
 
پرسش: آیا دوست شدن دختر و پسر نامحرم بدون لمس گناه است ؟
 
پاسخ: ارتباط دو نامحرم بدون عقد ازدواج منجر به ارتکاب گناه می شود و جائز نیست.
 
سؤال: اسلام برای دوستی با دختران چه محدودیتی برای پسران قرار داده است؟
 
پاسخ: چون خوف وقوع در حرام موجود است جایز نیست.
 
سؤال: دوستی با دختر(در صورتیکه انسان از تنهایی دیگر تحمل نداشته باشد و امکان ازدواج برایش فراهم نباشد) بدون هیچ قصد و اطمینان از خود چه حکمی دارد ؟
 
پاسخ: جایز نیست و باید سعی در فراهم ساختن وسایل ازدواج داشته باشد .
 
سؤال: آیا هر گونه رابطه(دوستی) دختر و پسر با یکدیگر از نظر شرعی و اسلامی اشکال دارد ؟ یعنی حتی اگر دو طرف، تمام کارهایی را که اسلام انسان را از انجام آنها منع کرده رعایت کنند و انجام ندهند و رابطه (دوستی) آنها از روی هوس نباشد، دوستی آنها اشکال دارد؟ در چه صورت مشکلی وجود ندارد؟ و اگر در همه حال ایراد و مسئله دارد، دلیل آن چیست ؟
 
پاسخ: اگر ترس آن باشد که انسان به گناه بیفتد جایز نیست.
 
منبع: باشگاه خبرنگاران


برچست ها :
تعداد بازدید : 4
     
print

یک روانشناس: پسرها برای ارضای جنسی سراغ ازدواج سفید می‌روند

نظرات 0

یک دکتر روانشناس با اشاره به توجیهی که برخی افراد برای ازدواج سفید دارند گفت: تنها پیامدی که متوجه افراد می شود آن است که پسر با توجه به شرایط روانی که دارند هدفشان برای این رابطه بیشتر ارضای جنسی است و بعد از مدتی هم سراغ گزینه های بعدی می روند. ولی دخترها با هدف ازدواج رسمی به ازدواج سفید روی می آورند که پیامد آن نفرت است.
حجت الاسلام و المسلمین دکتر مسعود آذربایجانی در تعریف ازدواج سفید گفت: در این نوع ازدواج که موسوم به ازدواج سید شده است، دختر و پسر بدون هیج گونه رابطه شرعی و قانونی زیر یک سقف با هم زندگی می کنند که ممکن است با هم روابط عاطفی جنسی داشته باشند و مدتی هم با هم به سر بیاورند و بعد هم اگر علاقه مند نبودند از هم جدا شوند.
 
وی در مورد علل وجودی این پدیده که در جامعه میان برخی افراد رواج یافته است، گفت: این پدیده ای که به وجود آمده از اهمیت ویژه ای برخوردار است و چند علت مهم دارد که اولین نکته در این علت پدیداری اش آنست که این نیاز جنسی که برای جوان ها یک نیاز طبیعی است وقتی در بستر ازدواج سالم مشروع و قانونی پاسخ داده نشود طبیعی است که به راه های دیگری کشیده می شود و ازدواج سفید یکی از راه های ارضای این نیاز اساسی انسان است.
 
آذربایجانی در بیان دومین علت رواج ازدواج سفید را بالارفتن سن ازدواج دانست و گفت: وقتی سن ازدواج بالا می رود معیار های ازدواج برای پسندیدن دختر و پسر مشکل تر می شود و به عبارت دیگر سخت پسند می شوند و افرادی که دنبال این ازدواج می روند توجیهشان این است که بااین رابطه معیارها را به صورت عملی در زندگی مشترک بدون قید و شرط محک می زنیم که این فقط یک توجیه است و در عمل این اتفاق ننمی افتد.
 
عضو شورای تحول و ارتقای علوم انسانی با تاکید براینکه توجیهاتی که افراد برای برقراری این رابطه دارند فقط برای تطهیر کار خود است، گفت: این افراد با این توجیه که باید یک مدتی با هم زندگی کنیم و ببینیم آیا به درد هم می خوریم یا نه و معیار ها را به صورت عینی تر بررسی کنیم، برای خود دلیل تراشی می کنند.
 
وی در بیان سومین علتی که افراد برای برقراری این رابطه دارند، به موضع جهانی شدن اشاره کرد و ادامه داد: ارتباطات جهانی و رسانه های جمعی و مجازی را می توان از علل رواج این ازدواج در جامعه ما دانست؛ چراکه از پیامدهای این ارتباطات رسانه ای، انتقال فرهنگ ها و خرده فرهنگ هاست که این پدیده هم از این دست است و در کشورهای غربی وجود داشته است که زن و مرد با هم ارتباطاتی دارند.
 
نویسنده کتاب «روانشناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی» با بیان این سه علت برای پدیداری ازدواج سفید و رواج آن در جامعه ما گفت: این رابطه از نظر شرعی که مطمئنا خلاف شرع است ولی حتی می توان این رابطه را از نظر عقلی می توان بررسی کرد.
 
وی ادامه داد: از نظر عقلی چون این رابطه می تواند نیاز جنسی که نیازی از نیاز های آدمی است را برطرف کند می تواند برخی فواید را داشته باشد بخصوص برای کسانی که تحت فشار غرایز جنسی قرار دارند اما از طرف دیگر چندین پیامد منفی دارد که باید این فایده رادر کنار آن ارزیابی کنیم .
 
احساس گناه درونی
 
آذربایجانی به پیامدهای روانی این عمل اشاره کرد و ابراز داشت: اولین نکته این است که در چارچوب هنجار های فرهنگی ما دختر و پسری که این کار را می کنند همواره یک احساس گناه درونی دارند و حتی برای کسانی که مقید به ظواهر شرعی نیستند این احساس گناه را در باطن خود دارند هرچند که آن را در ظاهر کتمان کنند. در مباحث روانشناسی و روانکاوی گفته می شود که این احساس گناه در ناهوشیار فرد وجود دارد وقتی این احساس انباشت شود به صورت اضطراب و افسردگی بروز می کند و وقتی بررسی می شود ریشه این اختلالت همین احساس گناه است.
 
وی با اشاره به توجیه افرادی که به این پدیده روی آورده اند برای بررسی معیار های انتخاب همسر دائم، گفت: این رابطه هدف توجیهی این افراد را تامین نمی کند زیرا طبق تحقیقاتی که در کشورهای دیگر انجام شده اینطور نیست که این افراد را به عنوان همسر دائمی خود انتخاب کنند.
 
آذربایجانی گفت: به ویژه در فرهنگ ما این هست که افراد به محض اینکه رابطه رسمی برقرار می کنند احساس نفرت پیدا می کنند و ما مراجعانی داشتیم که ازدواج کردند و در مدت کوتاهی تصمیم به جدایی گرفته اند وقتی علت را جویا می شویم می گویند که ما سه سال رابطه با هم داشتیم و از روزی که این رابطه رسمی شده یک احساس نفرتی نسبت به شوهرم دارم زیرا تازه بعد از رسمی شدن رابطه اش با همسرش می فهمد که قبح این رابطه در چه حدی است.
 
حس نفرت
 
این مشاور روانشناس نکته بعدی در پیامدهای ازدواج سفید گفت: این افراد ممکن است تجربه های متعدد و متنوعی داشته باشند و خود همین امر زمینه ای برای احساس نفرت به هم ایجاد می کند زیرا وقتی می بیند که شوهرش با چند دختر دیگر رابطه داشته و آن ها را به طرق مختلفی ترک کرده، احساس می کند یک روزی هم او ترک می شود و رابطه پایداری را برای خود متصور نیست و اینگونه است که بنیانی برای خانواده ها به وجود نمی آید.
 
وی با تاکید براینکه این رابطه بیشتر ضرر را برای دختران دارد، گفت: در این میان آنهایی که بیشتر متضرر می شوند، دختر ها هستند زیرا در فرهنگ ما یک پسری که یک تجربه جنسی غیر متعارف داشته و موفق به ازدواج نشود، سراغ گزینه بعدی می رود ولی برای دخترها این موضوع خیلی سنگین است و از نظر روانشناسی اگر دختر تنوع طلب و علاقه مند به روابط متتعدد و متنوع باشد یک رفتار بیمارگونه است.
 
آذربایجانی ادامه داد: با توجه به اینکه در این ازدواج ها هیچ گونه تضمینی برای ادامه رابطه و پایداری آن وجود ندارد، دختر ها بیشتر ضربه می خورند زیرا همانطور که گفته شد در این نوع رابطه هروقت طرفین بخواهند از هم جدا شوند و یا یکی از طرفین بخواهد رابطه تمام شده محسوب می شود و پسر در این جهت انتفاع خود را از رابطه جنسی می برد ولی دختر چیزی جز ضرر عایدش نمی شود و اثر روانی این ازدواج ها احساس درماندگی نفرت است که بعد ها غیر قابل جبران است.
 
وی در مورد هدف از این ازدواج ها گفت: می توان گفت پسرها هدفشان ارضای رابطه جنسی است و برای ازدواج شرعی و قانونی کمتر تمایل دارند ولو اینکه پسر اظهار کند که رابطه منجر به ازدواج است ولی در حقیقت اینطور نیست درحالی که دخترها معمولا نگاه به ازدواج دارند.
 
آذربایجانی افزود:چون هیچ مسئولیتی نسبت به این رابطه وجود ندارد و هروقت بخواهند رابطه را قطع می شود و سراغ گزینه های بعدی می روند که منجر به حالت بیمارگونه و انحرافی می شود که همان تنوع طلبی جنسی است و بعد از مدتی هم از رابطه با جنس مخالف خسته می شوند و به دنبال همجنس بازی می روند .
منبع: خبرآنلاین


برچست ها :
تعداد بازدید : 2
     
print

چگونه پیر دختر و پیر پسر نشویم؟!

نظرات 0

چگونه پیر دختر و پیر پسر نشویم؟!


تبیان: من 20 سالگی ازدواج کردم؛ یعنی در سنی که خیلی از پسرها به فکر درس و دانشگاه و احیانا سربازی وچیزهای دیگر هستند. من هم دانشجو بودم و سربازی نرفته بودم و تنها درآمد دانشجویی داشتم.




با این وجود ازدواج کردم چون شنیده و خوانده بودم که بزرگان ما گفته بودند اگر ازدواج کنی خدا روزی تان را چند برابر می کند. همین طور هم شد. من این جملات را قبل از اینکه تجربه کنم، باور کرده بودم و این باور موجب شد که روزی ام چندین برابر شود و به راحت ترین شکل ممکن دوران خدمت سربازی را بگذرانم و صاحبخانه شوم و یک فرزند سالم نصیبم شود. اینکه ملاکهای ازدواجم چه بوده و آیا خوشبخت شدم یا یک زندگی معمولی را می گذرانم یا بدبخت شدم و یا اگر کسی در سنین پایین ازدواج کند خوشبخت می شود یا نه، مساله ای دیگر است که می توان در نوشته های آینده به آن پرداخت. موضوع زمان ازدواج است که به بحران تبدیل شده است. با ازدواج من خیلی از دوستانم هم به فکر ازدواج افتادند اما حداقل نصف آنها ازدواج نکرده اند و در 20 سالگی از این مساله خیلی می ترسیدم. می ترسیدم از اینکه دلسرد شوم و بسیاری از دوستانم همین طور شده اند. می ترسیدم از اینکه با مرور زمان شرایط ازدواج سخت تر از اینی که هست شود و شد و می شود! می ترسیدم که با مرور زمان آن شور و نشاط جوانی لازم برای آغاز زندگی از بین برود و برای خیلی از اطرافیانم همین طور شده است.

آیا دیدن یک عروس 40 ساله در لباس عروسی شما را نمی ترساند؟ دیدن داماد بی مو یا دامادی با موهای سپید شما را نمی ترساند؟ دیدن مردی 35 ساله و 40 ساله مجرد بر سر سفره پدر شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش سن دختران مجرد شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش آمار عروسانی که دختر نیستند شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش خبرهای تجاوزها و آدم ربایی ها و اغفال ها و آزار و اذیت ها شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش سن پسرانی که هر روز سردتر از روز قبل می شوند شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش بیماران روحی جوان شما را نمی ترساند؟ بله برای ازدواج نکردن هزاران بهانه است از مشکلات مالی پسرها گرفته تا نداشتن خواستگار مناسب برای دخترها اما کاش برای ازدواج نکردن وحشت هم وجود داشت وحشتی مثل پیر دختر شدن و پیر پسر شدن.

سن ازدواج بالا و بالاتر

طبق آخرین آمار ازدواج مردان بالای 35سال و زنان بالای 30سال طی 8 سال اخیر دوبرابر افزایش یافته است. این آمار را 3 ماه پیش، علی اکبر محزون مدیرکل دفتر اطلاعات وآمار جمعیتی سازمان ثبت ارائه کرده بود: براساس آمارهای موجود در سال84 سهم ازدواج‌های بالای 35سال برای مردان 6/7درصد و ازدواج‌های بالای 30سال برای زنان 6/3درصد بوده که این ارقام از افزایش حدود دوبرابری سهم ازدواج‌های در سنین بالا در فاصله سال‌های 84 تا 91 حکایت دارد.آخرین آمارهای جمعیتی در زمینه ثبت واقعه ازدواج نشان می‌دهد که در سال 91، 831هزار و 670 ازدواج به ثبت رسیده است و مردان گروه سنی 20 تا 24ساله با 312هزارو498 واقعه و زنان با همین سن با 275هزارو873 واقعه ازدواج بیشترین آمار ازدواج زوجین را به خود اختصاص داده‌اند.

اما سهم ازدواج‌های بالای 35سال برای مردان و ازدواج‌های بالای 30سال برای زنان در آمارهای سال‌های اخیر همچنان رو به افزایش است؛ به‌طوری که سهم ازدواج‌های بالای 30سال برای زنان از 10/5درصد در سال90 به 11/2درصد در سال91 افزایش یافته و سهم ازدواج‌های بالای 35سال برای مردان نیز از 8/6درصد در سال90 به 8/8درصد در سال91 افزایش یافته است.

همان طور که مشاهده می کنید موضوع خیلی خطرناک تر از آن است که فکر کنید.

تهدید پیر دختری پیر پسری

اگر می خواهید بدانید که افزایش تعداد پیر دخترها و پیرپسرها چه تهدیدهایی را به دنبال دارد سخنان مجید ابهری، آسیب شناس می تواند کمک بسیاری به شما کند. او در گفتگو با مهر با هشدار نسبت به وجود بیش از 10 میلیون جوان ازدواج نکرده در کشور گفت: وجود این تعداد جوان ازدواج نکرده در کشور در شرایطی است که شاهد افزایش فاصله بین بلوغ و سن ازدواج در میان جوانان کشور هستیم و این می تواند منجر به بروز پدیده پیردختری و پیرپسری در دهه‌های بعدی می شود.

مجید ابهری در آستانه آغاز هفته ازدواج با بیان این مطلب افزود: افزایش سن ازدواج تهدیدی برای آینده کشور است و از سوی دیگر بنیانهای خانواده را متزلزل می کند و پدیده پیردختری و پیرپسری را در کشور رواج می دهد.در حال حاضر بیش از 10 میلیون جوان در سن ازدواج وجود دارد که هنوز تشکیل خانواده نداده اند. از دیگر سو فاصله بین بلوغ و ازدواج به شدت در حال افزایش است و پسران که باید در سن 22 سالگی ازدواج کنند، در سنین 29 تا 35 سالگی تشکیل خانواده می دهند که با این وضعیت به تعداد جوانان آماده ازدواج افزوده می شود.

ابهری با بیان اینکه در سال آینده تعداد پسران آماده ازدواج افزایش پیدا می کند، دلایل بالا رفتن سن ازدواج و کم شدن تمایل جوانان به ازدواج را اینگونه بیان کرد: براساس نتایج تحقیقات بنیاد خانواده، عوامل مختلفی منجر به کاهش ازدواج در کشور می شود که شامل عوامل اقتصادی، رفتاری و روانی است.

وی ادامه داد: بیکاری، گران شدن مسکن، مهریه های نامتعارف، تورم، هزینه های سنگین ازدواج، خرید جهیزیه های نامعقول از جمله عوامل اقتصادی است. همچنین عدم مسوولیت پذیری پسران و ترس آنها از اداره زندگی و خانواده از جمله عوامل روانی و رفتاری برای کاهش ازدواج در کشور است.

به گفته این آسیب شناس، کاهش ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج پیامدهایی را شامل می شود که رواج زندگی های مجردی، افزایش آمار فساد در جامعه، بروز پدیده پیردختری و پیرپسری از جمله پیامدهای این اقدام است که دولت می تواند با حمایت مادی و معنوی مانع از بروز این خطرات در جامعه شود.

وی با اشاره به آمار ازدواج جوانان گفت: براساس سازمان ثبت احوال آمار ازدواج نسبت به سال گذشته دو و نیم درصد کاهش داشته است و آمار طلاق افزایش. در تهران به ازای هر سه ازدواج یک طلاق و در شهرستان ها به ازای هر پنج ازدواج یک طلاق انجام می شود.rajanews.com

15 مهر 1392


برچست ها :
تعداد بازدید : 7
     
print

كسي كه به واسطه نداشتن زن به گناه مي‌افتد باید چه کند؟

نظرات 0

خداوند متعال چیزی را بر بشر واجب نکرده است جز اینکه توان انجام آنرا به او داده است(لا یکف الله نفسا الا وسعها: خداوند به کسی جز به اندازه وسعش تکلیف نمیکند)
در احکام دینی مطلبی داریم که: كسي كه به واسطه نداشتن زن به گناه(نگاه عمدی به نامحرم،نگاه به تصاویر و فیلمهای مبتذل و سایر گناهان) مي‌افتد، واجب است زن بگيرد.
بعضی از جوانان که به بهانه مشکلات مالی ازدواج را به تأخیر می اندازند، آیا واقعا در نزد خدا معذورند؟
آیا امکان دارد که خداوند حکمی را بر ما تکلیف کند اما ما را در انجام آن یاری نرساند؟
خدایی که گفته است ازدواج بر تو واجب است، همان خدا هم مشکلات مالی تو را بر طرف میکند;البته با شرط قناعت و تلاش فکری و عملی به اندازه توان.
پس توکل به خدا کجا رفته است؟ آیا ما واقعا به خدا توکل داریم؟ وظیفه خودت را انجام بده باقی کار با خدا.


برچست ها :
تعداد بازدید : 14
     
print

با پسری که سربازی نرفته ازدواج کنم یا نه؟

نظرات 0

با پسری که سربازی نرفته ازدواج کنم یا نه؟



آنها ترجیح می دهند یک شبه ره صد ساله را بروند و معمولا می گویند: « چرا باید سربازی بروم وقتی می توانم این زمان را کار کنم و دو سال جلوتر باشم؟ » این استدلال اگر چه منطقی به نظر می رسد اما در واقع نشان می دهد که ...


سربازی رفتن،‌ برای خیلی از پسران معضل بزرگی است که بر سر راه ازدواجشان وجود دارد. معضلی که خیلی ها را نگران می کند و البته نامزدهای زیادی را با دلتنگی و اشک و آه در انتظار پایان دوره خدمت می گذارد.

مشکلات یک ماموریت 2 ساله
برخی از خانواده ها به پسرهایی که سربازی نرفته اند،‌ دختر نمی دهند. برخی دیگر به پسرهای سرباز هم دختر نمی دهند. برخی از خانواده ها نیز برای پسر سرباز نرفته شان خواستگاری نمی روند و بعضی دیگر هم برای پسر سربازشان زن نمی گیرند. خب در این شرایط، سوال مهم این است که آیا واقعاً نباید با پسری که سربازی نرفته ازدواج کرد یا نه؟

اگر خواستگاری دارید که سربازی نرفته است و نمی دانید که چه پاسخی باید به او بدهید به این قسمت خوب توجه کنید. عموما پسرها به چند دلیل سربازی نمی روند: برخی از سربازی فرار می کنند. عده ای دلیلی نمی‌بینند که سربازی بروند و عده ای به دلیل اشتغال به تحصیل هنوز فرصت رفتن به سربازی نداشته اند.

با کی ازدواج کنیم؟
گروه اول،‌گروه خطرناکی است و باید از ازدواج با آنها اجتناب کنید. این افراد حاضر نیستند که خود را به سختی بیندازند و معمولاً از پذیرش هرگونه مسئولیتی سرباز می زنند و به قول معروف بی کار و بی عارند. باید توجه داشت که هرگز نمی توان به افراد این گروه اعتماد و تکیه کرد.
آنها ترجیح می دهند یک شبه ره صد ساله را بروند و معمولا می گویند: « چرا باید سربازی بروم وقتی می توانم این زمان را کار کنم و دو سال جلوتر باشم؟ » این استدلال اگر چه منطقی به نظر می رسد اما در واقع نشان می دهد که پسر نمی خواهد با واقعیت های موجود کنار بیاید و به دنبال فرار از وظایف خود است.

گروه دوم،‌ کسانی اند که به دلیل شرایط کاری و خانوادگی دلیلی برای سربازی رفتن نمی بینند. بیشترین افراد این گروه را کسانی تشکیل می دهند که به کارهای آزاد اشتغال دارند.

ازدواج با افرادی که حاضر نیستند هرگز به سربازی بروند مشکلات زیادی در زندگی فردی و زناشویی ایجاد می کند زیرا جامعه و قانون ما برای آنها محدودیت هایی ایجاد نموده است.
طبق قوانین کشور ما استخدام و به کارگیری فردی که سربازی نرفته به خصوص در ادارات دولتی و نیمه دولتی ممنوع است. نقل و انتقال هرگونه سند رسمی برای این افراد غیر ممکن است. مثلاً این افراد حق خرید و فروش خانه، مغازه و ... به نام خود را ندارند. حق خروج از کشور و رفتن به سفرهای برون کشوری از این افراد سلب شده است. در واقع به این افراد پاسپورت داده نمی شود.

و اما گروه سوم، کسانی هستند که به دلیل ادامه تحصیل و پیشرفت علمی به صورت موقت رفتن به سربازی را به عقب انداخته اند که کاملاً منطقی و درست است.

بر این اساس افراد با فرض طی سریع مدارج علمی در 23 سالگی از مقطع کارشناسی و در 25 سالگی از مقطع کارشناسی ارشد فارغ التحصیل می شوند. اگر این افراد بخواهند پس از اتمام تحصیلاتشان تازه دوران خدمت سربازی را طی نمایند و بعد به فکر ازدواج بیفتند یعنی تقریباً باید در سن 27 الی 28 سالگی ازدواج نمایند. در حالیکه ازدواج نه منافاتی با ادامه تحصیل و پیشرفت علمی فرد دارد و نه با سربازی رفتن در تضاد است.

البته زندگی متاهلی و سربازی رفتن سختی های خاص خود چون کم درآمدی،‌ سختی کار، دوری و ... را برای زن و مرد به همراه می‌آورد ولی شیرینی های زندگی مشترک آنقدر زیاد هست که بتوان به خاطر رسیدن به آن برخی از تلخ‌کامی ها را تحمل کرد.

پس اینکه عده ای سربازی نرفتن پسر را دلیل محکمی برای رد خواستگاری پسر معرفی می کنند، در حالی‌که پسر به دلیل اشتغال به کار، حرفه یا تحصیل و بالاجبار رفتن به سربازی اش را به تعویق انداخته است اشتباهی بزرگ است.
منبع : tebyan.net


برچست ها :
تعداد بازدید : 4
     
print

آیا آثار استمناء بعد از ترک از بین میره؟

نظرات 0

آیا آثار استمناء بعد از ترک از بین میره؟



با سلام...
من پسری هستم 17 ساله . 2 سال هست که اینکارو انجام میدم گاهی وقتا روزی 5 بار هم شده که اینکارو انجام میدم.. و در طی این مدت آثار اونو در خودم حس نمیکردم...اما حدود 3 هفته ای هست که یکدفعه ظاهر شدند...از همه بیشتر آثار روحی اون هست که اذیتم میکنه...انگار خودم نیستم یه ادم دیگه شدم و وقتی میخوام به یه موضوع فکر کنم اصلا تمرکز ندارم و نمیتونم...حتی سر کلاس درس نمیتونم گوش بگیرم ...یعنی اینقد کم انرژی و بی حال شدم...حافظم ضعیف شده ... احساس افسردگی دارم و الان حدود یک هفته هست که ازش دور شدم و میخوام ترکش کنم...میخواستم ببینم آثار از بین میره و نشاط و روحیه من بر میگرده؟؟طی چه مدت .؟خواهش میکنم هر چه سریعتر به من پاسخ بدید شاید روحیم برای ترکش بهتر بشه.با تشکر.

پاسخ: 

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
اينكه متوجه زشتي اين عمل و آثار مخرب آن شده‌ و تصميم به ترك گرفته‌ايد، خيلي خوب است. خود را دست كم نگيريد و عزت نفس داشته باشيد . جان تان را بزرگ تر از آن بدانيد كه در مقابل اين عمل زشت ذليل شويد. از بين رفتن اثرات عادت زشت خودارضائي بستگي به مدتي كه شخص به آن گرفتار بوده، تعداد دفعات انجام آن و قدرت بدني دارد. اثرات در بدن افراد متفاوت است. اما خوشبختانه بيش تر اثرات سوء آن با ترك اين عمل از بين خواهد رفت. پس جاي نگراني نيست. در اين جا ابتدا به بعضي آثار سوء استمنا و سپس توصيه‌هائي براي ترك آن مي‌پردازيم:
1- به نظر تمام فقهاي اسلام هر عملي به غير از راه شرعي (ازدواج) كه موجب شود كه مني از انسان خارج شود، حرام قطعي و جزء گناهان بزرگ است. هيچ عذري هم موجب جواز اين عمل نمي‌شود.
2- به نظر علماي علم اخلاق اين عمل يكي از بزرگ ترين موانع رشد و تعالي انسان است.
3- در روايات اسلامي اين كار بسيار زشت شمرده و از آن نهي شده است. از امام صادق (ع) از حكم آن مي‌پرسند، مي‌فرمايد:
گناه بزرگي است كه خداوند متعال در قرآن مجيد از آن نهي فرموده، استمنا كننده مثل اين است كه با خودش ازدواج كرده است . اگر كسي را كه چنين كاري مي‌كند بشناسم، با او هم‌غذا نمي‌شوم.
امام صادق (ع) مي‌فرمايد: « سه دسته‌اند كه خداوند با ايشان سخن نمي‌گويد و به نظر رحمت به ايشان نمي‌نگرد و پاك شان نفرموده و براي شان عذاب دردناكي است: ... يكي از آن ها كسي است كه به وسيله عضو خودش شهوتش را خارج كند.
4- عالمان و پزشكان منصف هم هيچ كدام اين عمل را تجويز نكرده‌ و اين عمل را خوب و پسنديده نمي‌دانند. در اين جا بعضي از آثار جسمي و رواني استمنا را به اختصار متذكر مي‌شويم. اين عمل، مبتلايان را به ضعف قواي شهواني دچار مي‌كند، ترسو و بي‌حال بار مي‌آيند، شهامت و درستي از آنان سلب مي‌شود، چه بسا اشخاصي هستند كه در عنفوان جواني در اثر مبتلا شدن به استمنا به شدت دچار ضعف قواي جسمي و روحي مي‌شوند. اين عمل غير طبيعي، رابطه نزديكي با حواس پنجگانه، به خصوص بينائي و شنوائي دارد، به اينكه ديد چشم را ضعيف كرده و حس شنوائي را نيز تا اندازه‌ قابل توجهي از كار مي‌اندازد. چشم‌هاي آن ها سياهي مي‌رود و دچار سرگيجه مي‌شوند، همچنين به طور مدام، صداي ناهنجاري در گوش خود احساس مي‌كنند كه بسيار ناراحت كننده است. علاوه بر اين ها تحليل رفتن قواي جسماني و روحاني، كم‌شدن خون، پريدگي رنگ، نقصان قواي حافظه، لاغري و ضعف و سستي زياده از حد، بي‌اشتهائي، كج خلقي، عصبانيت و هزاران آفت ديگر از بيماري هائي است كه گريبان مبتلايان به استمنا را خواهد گرفت. با توجه به مطالب بالا و فهميدن مشكلات و مضرات استمنا برخي نكته‌ها را به شما توصيه مي‌كنيم:
1- اين عمل با تمام بدي كه دارد ،قابل درمان است. بيش ترين آثار شومي كه به واسطه آن به وجود آمده است ،در مدت كوتاهي پس از قطع آن برطرف مي‌شود، زيرا كه نشاط و نيروي جواني مي‌تواند بيش تر ضايعات گذشته را جبران كند.
هيچ وقت ياس و نااميدي را نبايد به خود راه داد. بنابراين نخستين و لازم‌ترين موضوعي كه بايد به آن توجه داشت ،امكان سريع ترك اين عادت و نجات از عواقب آن است.
2- همه پزشكان معتقدند كه براي ترك هر نوع عادت، قبل از هر چيز تصميم و اراده لازم است . اين موضوع را اصلا نبايد دست كم گرفت. البته ممكن است كه خيلي از جوانان اين‌گونه برداشت كنند كه ما قادر به تصميم‌گيري نيستيم و اراده از ما سلب شده ، ولي مساله اين جاست همين كه اين مقدار اراده داريد كه در جائي كه شرايط آن نيست اين كار را نمي‌كنيد، همين مقدار كفايت مي‌كند . اگر بارها تصميم گرفتيد و شكست خورديد، بايد توجه داشت كه شكست مقدمه پيروزي است.
3- احساس گناه افراطي، نه طبيعي موجب فزوني سطح اضطراب در شما مي‌گردد . افزايش اضطراب ناخواسته تمايل شما به انجام اين عمل (كه به نوعي آرامش كاذب و موقتي به شما مي‌بخشد) را تشديد مي‌كند. پس به جاي احساس گناه افراطي( كه ثمره‌اي جز تشديد روحيات افسرده‌وار و تضعيف عزت نفس و اعتماد به نفس در شما ندارد) به القاي روح اميد در خود بپردازيد.
4- از تلقين منفي به خود و توجيهات بي‌مبنا و همچنين بزرگنمائي شكست‌هاي گذشته به شدت پرهيز نمائيد. تلقين مثبت و خوشبيني سهم به سزائي در ترك تدريجي اين عمل دارد.
5- هرگونه پيشرفت خود را (هرچند اندك) مد نظر داشته باشيد. هيچ‌گاه پيشرفت‌هاي خود را دست كم نگيريد.
6- به ما دستور داده شده است كه به صورت مداوم تصميم قاطع بگيريم ولو اينكه نقض شود و تصميم خود را بشكنيم، دو مرتبه، سه مرتبه و ... بايد قاطعيت داشته باشيم، بايد سعي خود را بكنيم، بالاخره جواب مي‌دهد و موفق مي‌شويم.
7- اگر موفق به ترك موقت اين عمل (هرچند براي مدت چند روز شديد، اين مطلب را از نظر دور نداريد، كه بازگشت و ارتكاب ناخواسته عمل، جزئي از فرآيند ترك محسوب مي‌گردد. پس با كوچك ترين بازگشت، همه چيز را از دست رفته محسوب نكنيد، بلكه با توبه دوباره از عمل، تصميم قاطع خود را وارد مرحله ترك ديگري كنيد. در صورت ارتكاب دوباره عمل، به جاي ياس و نااميدي كه مطلوب شيطان است، اين نكته را به خود گوشزد نمائيد كه فرصت جبران آن وجود دارد .بار ديگر مصمم‌تر و جدي‌تر از گذشته به فرآيند ترك خود برگشت نمائيد.
8- اجتناب از هرگونه تحريك جنسي: اگر كسي انتظار داشته باشد كه فيلم‌ها و تصاوير مستهجن ببيند و در كوچه و خيابان به اندام دختران و زنان نگاه كند و با اين حال آلودگي پيدا نكند سخت در اشتباه است.
9- پرهيز از تنهائي در مكان هاي مختلف، موقع خواب و ...
10- انجام ورزش، چون كه ورزش، مقدار فراواني از انرژي‌هاي فكري و بدني زايد را مي‌سوزاند.
11- از معاشرت با كساني كه شما را مستقيم يا غير مستقيم به اين عمل دعوت مي‌كنند دوري كنيد.
12- از صحبت كردن در مورد مسائل شهوت‌انگيز دوري كنيد.
13- از پوشيدن لباس هاي تنگ و چسبان اجتناب كنيد.
14- از خوردن غذاهاي محرك جنسي پرهيز كنيد (موز، شكلات، انجير، خرما، پياز، فلفل و ...)
15- روزه گرفتن دو روز در هفته براي كم كردن حس شهوت‌جوئي شما بسيار مفيد است، اگر قادر به روزه گرفتن نيستيد، غذاي خود را به حداقل برسانيد، مثلا وعده غذائي ظهر را نخوريد. سعي كنيد به هنگام خواب، شكم شما بيش از حد معمول پر نباشد.
16- از نگاه كردن به بدن عريان خود نيز اجتناب كنيد.
17- شب ها در موقع خواب، لباس كامل بپوشيد و هرگز به رو نخوابيد.
اميدواريم كه با به كار بستن اين توصيه‌ها و همچنين به يادداشتن اين مطلب كه استمنا يك عادت قابل ترك است و خيلي از افراد توانسته‌اند كه آن را ترك كنند، بتوانيد شما نيز بر اين عادت زشت و زيانبار چيره آييد.






http://www.pasokhgoo.ir/node/21327


برچست ها :
تعداد بازدید : 4
     
print

پاسخ یک سوال مهم از استاد قرائتی: آیا میتوان با جیب خالی ازدواج کرد؟

نظرات 0

سوال – اگر شما به زمان مجردیتان برگردید آیا حاضرید باز هم با جیب خالی ازدواج کنید ؟


 پاسخ استاد قرائتی – ازدواج سمت خداست . در قرآن داریم که کسانی که به سمت لواط می رفتند خدا را فراموش کرده بودند پس ازدواج سمت خداست، سوادآموزی سمت خداست. هر کاری که برای خدا باشد سمت خداست. هر کاری که رنگ خدا دارد سمت خداست. یک خانم در خانه آشپزی می کند و حدیث داریم که هر بشقابی که جابجا می کند اجر دارد و این کارها در سمت خداست . البته اصول اصلی آن نماز و دستورات خداست . در قرآن فرموده که بدون پول هم می شود ازدواج کرد. موسی در دربار فرعون نفوذی داشت . در دربار طراحی کردند که موسی را بکشند. در قرآن داریم آمد و دوید و گفت که می خواهند تو را بکشند ،فرار کن. موسی به منطقه ی دیگر رفت. در آنجا چوپانهایی آمده بودند که به گوسفندها آب بدهند. موسی دید که چند تا خانم کنار ایستاده اند. و گفتند که چون پدر ما بیمار است ما جفتی چوپانی می کنیم و اگر الان جلوبرویم تنه ی ما به تنه ی مردها می خورد، ما کنار ایستاده ایم تا بعدا به گوسفندان مان آب بدهیم .موسی گفت که من به گوسفندان آب می دهم . موسی مجانی به گوسفندان آب داد و ماموریت این کار را نداشت و حتی فراری بود و گرسنه بود. او پیش شرط نکرد که اگر من این کار را کردم شما به من چیزی بدهید .او به گوسفندان آب داد و پشتش را به آنها کرد. دخترها به خانه رفتند و گفتند که جوانی به ما کمک کرد تا به گوسفندان آب بدهیم .پدر دخترها گفت که او را بیاورید. یکی از این دخترها گفت که پدرم شما را دعوت کرده است. ( این آیه نشان می دهد که مرد باید از مرد دعوت کند) و می خواهد به شما پاداش بدهد .( اگر کسی برای خدا کار می کند شما به او پول بدهید و نگویید که مخلص است) پس موسی نجات پیدا کرد و با یکی از دخترها ازدواج کرد و در همان خانه زندگی کرد و چون مهریه نداشت قرار گذاشت که هشت تا ده سال برای پدر دختر چوپانی کند .( برای مهریه بین هشت تا ده سال داماد را آزاد گذاشت.پس نباید به داماد سخت گرفت . اسم دیگر مهریه صداق است . صداق از صدق یعنی راستگویی است . پس مهریه علامت صداقت است نه معامله . روایت داریم کسانی که مهریه ی را بالا می گیرند زندگی شان به فتنه و تفرقه نزدیکتر است .

داماد را باید انتخاب کرد نه اینکه به گروگان گرفت. خدا انسان و خوک را خلق کرد و گفت که انسان نباید گوشت خوک بخورد. غربی ها چندین سال این گوشت را خوردند و الان فهمیده اند که این گوشت کرم کدو دارد .گاهی دستوراتی است که ما علت را نمی دانیم ولی باید به آن عمل کنیم .)پدر دخترها، شعیب پیامبر بود و مربی موسی شد . پس امنیت، اشتغال، ازدواج، مهریه و تعلیم و تربیت موسی حل شد .اگر در این زمانه انسان خوبی پیدا بشود ، باید به او دختر داد حتی با مهریه پنج سکه و اگر انسانی نااهل باشد و دو تا گونی سکه هم مهر کند، به درد نمی خورد. در نهج البلاغه و قرآن می فرماید که باید بعضی از شرایط را شکست .مثلا میراث فرهنگی هم خوب است و هم بد است .بت پرستها می گفتند که هر کاری پدران مان کردند ما هم همان کار را می کنیم . یعنی بت پرستی میراث فرهنگی آنها بود. باید بت را شکست .گوساله ی سامرایی را آتش زدند و خاکستر آنرا در دریا ریختند با اینکه از طلا بود. با اینکه قبر رضا شاه میلیون ها تومان قیمت داشت امام فرمودند که قبر رضا شاه باید خراب بشود.

بعضی ها می گویند که حالا فردی عصبانی شده است و دیگری را کشته است ، بیاییم از او استفاده بکنیم و او را نکشیم .قاتل را باید کشت و الا امنیت عمومی بهم می خورد. پسرها و دخترهای خوب زیاد هستند. الان مهمترین مشکل جامعه ی ما بالا رفتن سن ازدواج است. کسی که بخاطر مادیات و پول ازدواج نمی کند در واقع به خدا سوءظن دارد. در جامعه ی ما چشم هم چشمی وجود دارد. آیا اشکال دارد که انسان چند سال روی زمین بخوابد و بعد روی تخت بخوابد ؟ آیا اشکال دارد که انسان در اول زندگی با دست لباس بشوید و بعد ماشین لباسشویی بخرد؟ ما مثل بت پرست ها شده ایم. بت پرست ها با دست خودشان بت می تراشیدند و برای آنها گریه می کردند. من با رعایت پنج نکته زندگی ام را از زندگی آخوندی جدا کرده ام . یکی اینکه چه کسی گفته است که باید آخوند را دعوت کرد، بخاطر همین خودم بچه ها را دعوت کردم و برایشان قصه گفتم .دیگر اینکه بجای منبر تخته سیاه را انتخاب کردم . دیگر اینکه من برای کلاس ها پول نگرفتم و تبلیغات را به ماه رمضان یا محرم محدود نکردم. دانشگاه هم چنین کاری را انجام داد یعنی دانشگاه را در شهرهای کوچک راه انداخت و آموزش از راه دور را باب کرد و در روزهای تعطیل هم کلاس برقرار کرد و دانشگاه را پولی کرد و استادهای جوان را هم بکار گرفت. یکسری غل و زنجیر به دانشگاه وصل کرده بودیم ولی همه اینها را برداشتیم و در دانشگاهها باز شد. برای ازدواج هم باید ابراهیمی پیدا بشود . ما باید ستاد ازدواج ایجاد کنیم .در هر فامیلی افراد پولدار و خیری هستند ، اینها مشکل دختر و پسرهای جوان را حل کنند .
جوانان ما از دو تا سوراخ نابود می شوندراه غفلت و راه شهوت .مقابله با راه غفلت نماز است و مقابله با راه شهوت ازدواج است. پس اگر فرزندان ما نماز خوان باشند و همسرهم داشته باشند تا 90 درصد بیمه هستند. هر هیئتی می توانند ده جوان را داماد کنند. شهرداری ها می توانند خرج تالار را بدهند و گل ماشین عروس را بدهند. ما باید در ازدواج همت کنیم . در روایت داریم که هر کس دلالی خوبی بکند اجر سنگینی دارد و دلالی خوب یعنی ازدواج .

http://link.yamojir.com/sh-link-show.php?id=55


برچست ها :
تعداد بازدید : 2
     
print

****1

نظرات 0






لبوفروش، افراطی، حسود، کم سواد و...





ماجرای مدعیان اعتدال و شعاردهندگان تدبیر و امید با مردم و در ادامه، منتقدین، ظاهرا بسیار زودتر از پیش بینی ها و گمانه زنی ها به قسمت های جالب آن، که همانا اهانت به طرف مقابل است، رسیده است.
به گزارش رج به نقل از "خیبرآنلاین"، با گذشت 6 ماه از فعالیت دولت یازدهم که با همراهی کم سابقه سایر قوا و مجموعه نظام برای تحقق هرچه بهتر وعده ها و خدمات به مردم همراه شده است، ظاهرا برخی حضرات همچنان در حال و هوای فضای قبل از انتخابات و نیز، ایام رقابت های انتخاباتی گرفتار شده اند و باور ندارند که مردم به آنها رای داده اند و اینک، به جای سخنرانی و پشت سرهم ردیف کردن کلمات هم آهنگ، نوبت کار و خدمت شبانه روزی و بدون وقفه است.

براساس این گزارش، مدعیان اعتدال، در کنار برخی بی تدبیری ها مانند توزیع سبد کالای رایگان میان مردم که حتی صدای حامیان سابق دولت را نیز درآورده است و همینک، تصاویر مشمئز کننده تحقیر ملت ایران میان رسانه های ضدانقلاب دست به دست می شود و در سخنرانی های دشمنان قسم خورده ملت و البته دوستان بعضی ها(!) بر روی آنها تمرکز می شود، دست از توهین های گاه و بیگاه به مردم برنمی دارند.

اعتدالیون، هربار که سخنی در نقد آنها مطرح می شود، به جای پاسخ منطقی و قانع کننده، سریعا نه تنها آن نقد را نفی و سرکوب کرده، بلکه با انواع توهین ها، نقاد را بنفش می کنند!



گاهی محمود سریع القلم، مشاور رییس جمهور، درباره اعلام نظر مردم راجع به قطعنامه مرده ژنو می گوید: "تربیت عقلی در خانواده ما که بسیار ضعیف است نمی گوییم نیست، در مدرسه که خیلی جایگاه ندارد، در صحنه عمومی و رسانه ها هم که نیست. خیلی طبیعی است که من غریزی، احساسی و پوپولیستی تربیت بشوم. صدا و سیما هم که چقدر به این جریان کمک می کند، می رود از یک لبو فروش می پرسد نظر شما درباره برنامه هسته ای چیست؟، این خیلی اثر می گذارد. یا یک راننده تاکسی که از 5 صبح تا 12 شب باید در این خیابان ها بدود تا هزینه 3 بچه دانشجویش را درآورد، سر چهارراه از او می پرسند که نظر شما درباره برنامه هسته ای و مذاکرات ژنو چیست؟ او چه دانشی دارد که یک واکنش منطقی به این سوال بدهد"!

مشاهده می شود که در یک بند از سخنرانی محمود سریع القلم، به خانواده ایرانی، تربیت عقلی آن، مدرسه، صحنه عمومی، رسانه ها، صداوسیما، قشر قابل احترام لبوفروش و راننده تاکسی انواع و اقسام توهین های خاص اعتدالیون مطرح می شود.

مدتی بعد، اکبر ترکان، مشاور ارشد شیخ حسن روحانی، که یدطولایی در توهین به اقشار مختلف و بیان سخنان شاذ و عجیب دارد، به صورت کاملا شفاف نیمی از مردم را مدافع بی قانونی می داند و مدعی می شود: "شما فكر نكنيد كه يك نفر در مملكت وجود دارد كه مي‌گويد من قانون را قبول ندارم بلكه اين يك جريان مشخص بود كه مي‌گفتند ما قانون را قبول نداريم. اكنون 49/5 درصد آرا را شامل مي‌شوند. اين 49/5 درصد آرا كساني بودند كه در مقابل جرياني كه مقابل قانون ايستاد سكوت كردند. اين 49/5 درصد سكوت كردند و نگفتند كه تو بي‌جهت فكر كردي كه مي‌تواني قانون را قبول نداشته باشي"!

او البته قبل از این یکبار دیگر به کسانی که فردی غیر از کاندیدای منتخب را دارای صلاحیت بیشتری برای ریاست جمهوری دانسته و به او رای داده بودند، را اینچنین مورد نوازش قرار می دهد که: "مردم در ۲۴ خرداد به افراط، تفریط، خشونت، خودرأیی، تک‌رأیی، عدم مشورت و عدم تدبیر رأی ندادند و به اعتدال، تدبیر و عقلانیت رأی دادند"!

مفهوم عبارات بالا از دیدگاه آقای مشاور آن است کسانی که به روحانی رای نداده اند دارای خصوصیات فوق هستند و همچنین، همه آنها بی قانون هستند و می گویند ما قانون را قبول نداریم. اگرچه برای این همه توهین و سخنانی که قطعا بار حقوقی دارد، پاسخ های کوبنده ای وجود دارد که حداقل طی 4 سال گذشته تاکنون مشخص شد چه کسی قانون را قبول ندارد و چه کسانی، بلافاصله پس از اعلام شمارش آرا، به رییس جمهور منتخب مردم تبریک گفتند، اما این نوشتار تنها در پی آن است تا لیست توهین مدعیان اعتدال به مردم را مورد واکاوی قرار دهد و پاسخ ها را برای فرصت دیگری وامی نهد.

بازتاب دو جمله فوق از دو مشاور رییس دولت یازدهم هنوز تمام نشده بود که روز گذشته (سه شنبه) نوبت به جناب معاون اول رسید تا او نیز دست در چنته خود کرده و توهین جدیدی را نثار منتقدین کند. اسحاق جهانگیری با اشاره به اقدامات دولت در موضوع سیاست خارجی و قطعنامه مرده ژنو گفت: "مخالفت‌هایی که در این زمینه انجام می‌شود از روی حسادت است و برخی می‌گویند چرا این کار را ما انجام ندادیم"!

جهانگیری در حالی به منتقدین توهین کرد و آنان را حسود نامید که البته توضیح نداد کدام اقدام دستگاه دیپلماسی طی 6 ماه اخیر توانسته قوه حسادت آنها را برانگیزاند؟ بی احترامی برخی هیات های اروپایی در دیدار با برخی مسئولان کشور که حتی برای سلام و احترام از جای خود بلند نشدند، آیا حسادت دارد؟ آیا قطعنامه ضعیف و مرده ای که انواع و اقسام مشکلات حقوقی، فنی، سیاسی و... در آن به وفور مشاهده می شود، می تواند اسباب حسادت شود؟ دیپلماسی خنده در مواجهه با دشمنان ایران و اخم در مقابل منتقدین داخلی، چه حسادتی را به همراه خواهد داشت؟ مذاکرات مثلا محرمانه ای که هنوز طرف پایش را از اتاق جلسه بیرون نگذاشته، خبرهای آن در عموم رسانه ها منتشر می شود، آیا می تواند با حسادت همراه شود؟ بازی با عزت مردم و خون مطهر شهدای هسته ای، چه ارتباطی با حسادت دارد؟ ثبت روز 30 دی به عنوان روز سیاه هسته ای در تاریخ ملت ایران آیا موجب حسادت کسی خواهد شد؟ و دست آخر، شرطی کردن جامعه و ندیدن اقتصاد هزار میلیارد دلاری ایران و گره زدن همه مشکلات ارضی و سمایی به خنده شیطانی آمریکا و گرفتن تنها 4/2، آن هم به صورت نسیه و "آیا بده آیا نده"، واقعا حسادت دارد؟!

و آخرین توهین به مردم و منتقدین را شخص شیخ حسن آقای روحانی به زبان آورد که باعث تعجب و تاسف همگانی شد. رییس دولت مدعی تدبیر و امید، پس از نگاه دستوری به دانشگاه و اساتید و برخورد توام با ناراحتی نسبت به آنان که چرا در برابر قطعنامه مرده ژنو سکوت کرده اند، نتوانست خشم خود را پنهان کند و با بیان عباراتی اهانت آمیز، مدعی شد "چرا فقط یک عده معدود کم‌سواد که از جایی خاص تغذیه می‌شوند، باید از توافق ژنو حرف بزنند اما اساتید دانشگاه‌های ما خاموشند؟"!

رییس دولت یازدهم البته در سخنان خود عبارات توهین آمیز دیگری هم به کار برد که فعلا از کنار آنها عبور می کنیم و البته با توجه به شان ریاست جمهوری، هم اکنون درصدد پاسخ نیز برنمی آییم و همه چیز را به آینده و پس از فعال شدن اذهان عمومی موکول می کنیم.

عبارات و جملات توهین آمیز فوق، تنها بخشی از همه ای بود که در رسانه ها برجسته شده و طی 6 ماه فعالیت دولت یازدهم نثار مردم و منتقدین شده است و جملات بسیار دیگری نیز وجود دارد که از گوشه و کنار دولت، شنیده می شود.

به راستی، آیا این مردم نجیب سزاوار این اهانت ها هستند؟ آیا سبد تحقیر کرامت مردم که با عنوان کالای رایگان معرفی شده بود، بس نیست؟ آیا گره زدن همه مطالبات ملی به 4/2 میلیارد دلار وعده نسیه آمریکا و همپالگی هایش که به آنها کوچکترین اعتماد وجود ندارد، و سخنان تحقیرآمیز مقامات آمریکا خطاب به ملت بزرگ ایران که پس از امضای قطعنامه مرده ژنو، بر گستاخی آنان افزوده شده، برای این مردم کفایت نمی کند که حال باید هر از گاهی در انتظار یک توهین رسمی و علنی از سوی مقامات دولتی باشند؟

نفر بعدی این دومینو کیست و جمله و عبارت توهین آمیز آتی چه خواهد بود؟ البته توصیه می شود دوستان فاصله های زمانی و نیز شدت توهین ها را نیز مورد توجه قرار دهند؛ وقتی که ظرف 6 ماه، این همه ادبیات اهانت آمیز نثار ملت می شود، نگرانی به وجود می آید که مبادا در ادامه 3 سال و اندی باقی مانده از عمر این دولت، کار به "بـــــــوق" هم بکشد!




السلام علیک یا امام هادی(علیه السلام) 
روحی فداک




کارهایی که ما را شبیه پیامبر(ص) می‌کند

پيامبر اکرم حضرت محمد(ص):

آيا شما را از شبيه ترينتان به خودم با خبر نسازم؟ گفتند: آرى اى رسول خدا! فرمودند: هر كس خوش اخلاق‏‌تر، نرم‏خوتر، به خويشانش نيكوكارتر، نسبت به برادران دينى‏ اش دوست ‏دار تر، بر حق شكيباتر، خشم را فرو خورنده ‏تر و با گذشت ‏تر و در خرسندى و خشم با انصاف ‏تر باشد.متن حدیث:

ألا اُخْبِرُكُمْ بِاَشبَهِكُم بى؟ قَالوا: بَلى يا رَسولَ اللّه‏ِ. قالَ: اَحسَنُكُم خُلقا وَ اَليَنُكُم كَنَفا وَ اَبَرُّكُم بِقَرَابَتِهِ وَ اَشَدُّكُم حُبّا لاِخوانِهِ فى دينِهِ وَ اَصبَرُكُم عَلَى الحَقِّ وَ اَكظَمُكُم لِلغَيظِ وَ اَحسَنُكُم عَفْوا وَ اَشَدُّكُم مِن نَفْسِهِ اِنْصافا فِى الرِّضا وَ الْغَضَبِ؛

پی نوشت :

«اصول كافى» به نقل از صابرنیوز 





احادیث جالب امام صادق(ع)درباره ازدواج


امام صادق (ع) فرمود: دو رکعت نماز مردی که ازدواج کرده، بر نماز شب و روزه مرد مجرد برتری دارد.


توصیه و تشویق به ازدواج از منظر امام صادق(ع)

آیات قرآن و روایات اهل بیت (ع) به شدت ازسخت گیری بی جا درمعیارهای ازدواج پرهیز داده اند، زیرا به ترویج فساد در جامعه وابتلاء جونان به آسیبهای روانی حاصل از سرکوب غرایز طبیعی منجر می شود.

امام صادق (ع) فرمود: مردی نزد پدرم آمد، پدرم به او گفت: آیا همسرداری؟ گفت: نه، پدرم گفت: من دنیا وآنچه درآن است را با یک شب بودن با همسر عوض نمی کنم. سپس فرمود: دو رکعت نماز مردی که ازدواج کرده، بر نماز شب و روزه مرد مجرد برتری دارد. سپس پدرم 7 دینار به او داد و گفت: با این مبلغ مقدمات ازدوج را فراهم کن، آنگاه پدرم افزود: رسول خدا (ص) فرمود: تشکیل خانواده دهید ( ازدواج کنید که رزق و روزی شما افزون شود).

وساطت در ازدواج

درسوره نورآیات 32 و 33 قرآن مجید خداوند می فرماید: دخترها وپسرها مجرد را و غلامان وکنیزان خود را که شایسته باشند، همسر دهید. اگرتنگدست باشند، خدا به کرم خود توانگرشان خواهد ساخت که خدا گشایش دهنده و داناست، آنان که استطاعت برای ازدواج ندارند باید پاکدامنی پیشه کنند تا خدا از کرم خویش توانگرشان گرداند.

امام صادق(ع) می فرماید: هر که دختر یا پسر مجردی را همسر دهد، خداوند در روز قیامت با دیده رحمت به او می نگرد.

امام صادق(ع) فرمود: پیامبر (ص) می فرماید: ازدواج کنید و مجردان را نیز همسردهید. آگاه باشید بهره مسلمان آن است که مالی را جهت ازدواج فرد مجردی هزینه کند. هیچ چیز نزد خداوند عزوجل محبوب تر از خانه ای که با ازدواج آباد شود، نیست. سپس امام صادق (ع) فرمود: خداوند عزوجل در مورد طلاق هشدار داده و مکرر این هشدار را بیان فرمود و این به دلیل نفرت او از طلاق بود.

صفات زن شایسته

امید است که اگر پیغمبر، شما را طلاق داد خدا زنانی بهتر از شما به جایتان با او همسر کند که همه، مسلمان وبا ایمان، خاضع، اهل توبه و عبادت و رهسپار طریق معرفت باشند، چه باکره و چه غیر باکره ( بیوه یا مطلقه).

امام صادق(ع) به داوود کرخی هنگامی که قصد ازدواج داشت، فرمود: بیندیش وجودت را کجا قرار می دهی؟

زن قید و بند زندگی است، پس دقت کن که خودت را به چه چیز مقید می سازی، برای زنان سنجش نیست، نه برای خوبان آنها و نه برای بدان آنان. زنان خوب را با طلا و نقره نیز نمی توان سنجید، زیرا از طلا و نقره برترند و زنان بد را با خاک هم نمی توان ارزش گذاری کرد که خاک از آنها بهتر است.

اگر مرد با زن به خاطر زیبایی یا ثروتش ازدواج کند به همان واگذار شود واگر با زن به خاطر دینش و فضائلش ازدواج کند، خداوند زیبایی و ثروت را روزیش گرداند.

ارج نهادن به ایده جوان در ازدواج


شخصی گوید: به امام صادق(ع) گفتم: می خواهم با زنی ازدواج کنم و پدر و مادرم می خواهند زن دیگری را به ازدواج من درآورند، امام (ع) فرمودند: با کسی که خودت می خواهی ازدواج کن و با آنکه پدر و مادرت می خواهند ( و تو مایل نیستی) ازدواج مکن.

عشق و احساس متقابل زن و شوهر

امام صادق (ع) فرمود: بهترین زنان شما با محبت ترین زنان نسبت به شوهرانشان و مهربان ترین مادران نسبت به فرزندانشان هستند آنهایی که در امور جنسی مطیع همسران شان هستند و دربرابر دیگران عفیفند.

زن در روابط میان خود و شوهرهمدلش، از سه خصلت بی نیاز نیست که یکی از آن سه، اظهار عشق به شوهر با دلربایی است.

هرگاه عشق و علاقه مردی به همسرش زیاد می شود برایمان او افزوده می شود و هرکس محبتش نسبت به ما اهل بیت زیاد شود، محبتش نسبت به زن و همسر زیاد می شود.




حسن معاشرت متقابل زن و شوهر

امام صادق(ع) فرمود: شوهر درروابط میان خود وهمسرش به سه چیز نیاز دارد: مدارا و خوش رفتاری با زن، تا همراهی، محبت و علاقه زن را جلب کند. خوش اخلاقی با زن، با بدست آوردن قلب و پیراستن ظاهری اش در مقابل دیدگان و گشاده دستی با او، زن نیز در روابط خود با همسرش به سه ویژگی نیاز دارد: خود را از هر پلیدی دور نگه دارد تا آنجا که شوهرش درهر حالتی خوش یا ناخوش به او اطمینان کند و متعهد بودن زن تا به هنگام خطا، شوهر به او توجه کند. اظهار عشق و علاقه به همسرهمراه با دلربایی وظاهری جذاب دربرابر دیدگان او انسان درخلال برآوردن نیازهای منزل و عیال به سه چیز نیازمند است، حتی اگر آن چیزها با طبع اوسازگار نباشد با یکی از آنها معاشرت نیکوست. خداوند رحمت کند مردی که روابط میان خود و زنش را نیکو قرار می دهد.

نهی از بد رفتاری شوهر با زن

به امام صادق(ع) عرض شد، مردی به زنش گفت تو هنگام ازدواج با من دوشیزه نبودی، حضرت فرمودند: باید آن مردی به دلیل تهمتی که به زن خود زده، کتک بخورد، سوال شد: ولی مرد سخن خود را دوباره تکرار کرد. حضرت فرمودند: این مرد کتک می خورد به میزانی که ادب شود نه آنکه حد بر او جاری شود. این عمل صورت می پذیرد تا شوهر، همسر با ایمان خود را با تهمت زدن، آزار نرساند.

نهی از بد رفتاری با شوهر

امام صادق (ع) فرمود: سه چیز زندگی را تیره و تار می کند، سلطان ستمگر، همسایه بد، زن بد دهان و فحاش.

شومی وبدی درسه چیز است: که یکی از آنها زنی است که مهریه اش زیاد باشد و نسبت به شوهرش بد رفتاری کند.

نقش زن و شوهر در پوشاندن عیوب و آراستن یکدیگر به جمال باطنی

امام صادق (ع) فرمود: پنج خصلت است که هر کس یکی از آنها را نداشته باشد پیوسته در زندگانی کمبود دارد، عقلش از میان می رود و قلبش مشغول می شود، یکی از آنها وجود همدم و همراه مناسب است. راوی گوید گفتم: همدم همراه کیست؟ آن حضرت فرمودند: زن صالح( شایسته).

امام صادق(ع) فرمود: علی و فاطمه دو دریای عمیق از علم هستند.

زن وشوهرها در بهشت

هم و ازواجهم علی الارائک متکئون سوره یس آیه 56

ایشان همراه به همسران خود ( در بهشت) در سایه هستند وبر سریر ها تکیه زده اند.

کسانی که خود و همسران شایسته آنان داخل بهشت می شوند و ملائکه نیز از هر دری برآنان وارد می شوند، درحالی که می گویند: سلام بر شما به سبب صبری که کردید، پس خوب خانه آخرتی نصیب شما شد. (سوره رعد آیه 24 و 23)

امام صادق(ع) فرمود: هنگامی که مومنان در آستانه درها (مواقف قیامت) محاسبه می شوند، همسرانشان در انتظار آنها هستند همان گونه که دردنیا در آستانه در، منتظر آنها بودند. پس فرستاده ای به زنان بشارت می دهد و می گوید: به خدا قسم فلانی از حساب معاف شد. زنان می گویند: به خدا؟ پس گفته می شود: به خدا او را دیدم که از حساب معاف شد و هنگامی که نزد همسران شان می آیند آنها به او تبریک گفته، می گویند: در دنیا کسی جز ما استحقاق اینکه خانواده تو باشد را نداشت.


22 شهریور 1391



 اين برداشت من از جنبش دانشجوئى و نگاه من به جنبش دانشجوئى است: ضد استكبارى، ضد فساد، ضد اشرافيگرى، ضد حاكميت تجمل‌گرايانه و زورگويانه، ضد گرايشهاى انحرافى؛ اينها خصوصيات جنبش دانشجوئى است. امام خامنه ای ۱۳۸۷/۰۹/۲۴
نگرانی مراجع تقلید از برخی اقدامات وزارت ارشاد

 آیت‌الله مکارم شیرازی از مراجع تقلید عظام با انتقاد از تلاش‌ها برای معارضه یا ممیزی کتاب تصریح کرد: سخنانی از وزارت ارشاد به گوش می‌رسد که نگران‌کننده است؛ چرا می‌گویند ممیزی نباشد یا چرا به تعطیلی روزنامه موهن اعتراض می‌کنند.

استاد حوزه علمیه قم چند روز پیش در جمع اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی بیان کرده بود: تا زمانی که مسائل فرهنگی و اجتماعی حل نشود، تمام جامعه در خطر خواهد بود.
 
آیت‌الله مکارم شیرازی تصریح کرد: هنوز هم گاهی اوقات برخی اندیشه‌های روشنفکرمآبانه یا غرب‌زده جلوی بعضی دستورات اسلامی را می‌گیرند ولی نمایندگان مجلس باید با تبعیت از امام راحل و رهبر معظم انقلاب این عقیده را داشته باشند که مسائل شرعی و دینی از جوسازی‌های محیطی تاثیر نمی‌پذیرند و در این بین با تدبیر عمل کنند.
وی افزود: چرا گفته می‌شود ممیزی در کتاب نباشد یا این که روزنامه توهین‌کننده به حضرت علی(ع) تعطیل نشود یا اینکه اصرار به رفع فیلتر فیسبوک چه معنایی دارد؟
 
استاد برجسته حوزه علمیه قم با بیان اینکه این‌گونه حرف زدن موجب می‌شود ارشاد اسلامی به ارشاد غیراسلامی تبدیل شود، گفت: در مقاله روزنامه بهار آمده بود که علمای اسلام جاهل هستند که بر مسئله غدیر تاکید می‌کنند و سؤال اینجاست که چرا گفته‌ می‌شود این روزنامه را تعطیل نکنید.
 
این اظهارات آیت‌الله مکارم شیرازی در شرایطی بیان شده که وزارت ارشاد طی سه ماه گذشته نسبت به حل مشکلات اصلی عرصه نشر کشور بی‌توجه بوده و مسئله ممیزی را که یک موضوع فرعی محسوب می‌شود را به اولویت اول این عرصه تبدیل کرده است. طرح این مسائل و تلاش‌هایی برای حذف ممیزی کتاب، با استقبال رسانه‌های ضد ایرانی و به ویژه بی‌بی‌سی فارسی مواجه شد.
 
چندی پیش، چند نویسنده و شاعر سکولار که در میان آنها چند متهم و مجرم ضد امنیتی هم دیده می‌شدند، در نامه‌ای به وزیر ارشاد، خواهان حذف ممیزی از حوزه کتاب شده بودند.رجانیوز












به نظر شما...


باید مواد مخدر بدون حساب از مرزها وارد کشور شود؟‌ یا اینکه هم باید جلوی ورود مواد را بگیریم و هم مصونیت فکری و فرهنگی در جوانان  ایجاد کنبم تا به سمت مواد نروند؟


 در قضایای فرهنگی هم اینگونه باید عمل شود. تا آنجا که ممکن است هم باید مصونیت فرهنگی ایجاد کنیم و هم جلوی ورود سم را به غذای فکری و روحی جامعه بگیریم.




گویند که...


گویند که : "انرژی هسته ای حق مسلم ماست...اما در کنارش پیشرفت و توسعه هم حق مسلم ماست...بهبود معیشت و رفاه مردم هم حق مسلم ماست..."

برای من سوال شد... حفظ عزت و اقتدار ملت هم آیا حق مسلم ماست یا نیست....آزادگی و حریت هم حق مسلم ماست یا نیست؟؟؟




آيا موسيقي، انسان را در رسيدن به هدف والاي خود کمک مي کند؟

شکي نيست که همه نعمت‌هايي که خداي متعال در اين عالم به انسان عطا فرموده مي‌تواند در راه تکامل انسان مورد استفاده قرار گيرد و از جمله نعمت صداي خوب و آهنگين (موسيقي به معناي عام) چنان که استفاده از زيبايي‌هاي طبيعت مي‌تواند انسان را در راه خداشناسي و پي بردن به جلال و جمال الهي کمک کنند؛ ولي از آن‌جا که معمولاً نعمت‌هاي مادي ابزاري دو سويه و شمشيري دو لبه است و ممکن است در راه سقوط انسان به کار گرفته شود، خداي متعال به وسيله انبيا حدود و شرايط استفاده از نعمت‌ها را به صورت احکام ديني بيان فرموده است. بنابراين استفاده از صداي خوش و آهنگين در صورتي که در مسير تکامل حقيقي انسان قرار گيرد مطلوب است؛ چنان که آواز حضرت داوود يکي از مزاياي بزرگ آن حضرت به شمار مي‌رود، و خواندن قرآن به صوت خوش و هم‌چنين ساير چيزهايي که در توجه انسان به خدا مؤثر است، مانند دعاها و مناجات‌ها، مورد تأکيد قرار گرفته است. اما آوازهايي که معمولاً غرايز حيواني را تحريک مي‌کند و موجب غفلت انسان از خدا و آخرت مي‌شود مورد نهي قرار گرفته است.




اگر دلمان را به آنچه كه تاكنون به دست آورديم، خوش كنيم، شكست خواهيم خورد؛ اگر توقف كنيم، به عقب پرتاب خواهيم شد؛ اگر دچار غرور شويم، دچار عُجب و خودشگفتى شويم، به زمين خواهيم خورد؛ اگر ما مسئولان كشور - بخصوص اين ديگر مربوط به ما مسئولان است - دچار خودمحورى شويم، دچار تكبر شويم، دچار خودشگفتى شويم، تودهنى خواهيم خورد. دنيا اينجور است، سنت الهى اين است. در پى كسب محبوبيت نباشيم، دنبال تمتعات دنيوى نباشيم، دنبال پرداختن به اشرافيگرى و تجملات نباشيم. ما مسئولين، خودمان را حفظ كنيم؛ همچنان كه اين مرد بزرگ خود را حفظ كرد. اگر ما اينجا دچار اشتباه شويم، مصداق همان آيه‌ى شريفه خواهيم شد كه: «و احلّوا قومهم دار البوار. جهنّم يصلونها و بئس القرار اگر دلمان را به آنچه كه تاكنون به دست آورديم، خوش كنيم، شكست خواهيم خورد؛ اگر توقف كنيم، به عقب پرتاب خواهيم شد؛ اگر دچار غرور شويم، دچار عُجب و خودشگفتى شويم، به زمين خواهيم خورد؛ اگر ما مسئولان كشور - بخصوص اين ديگر مربوط به ما مسئولان است - دچار خودمحورى شويم، دچار تكبر شويم، دچار خودشگفتى شويم، تودهنى خواهيم خورد. دنيا اينجور است، سنت الهى اين است. در پى كسب محبوبيت نباشيم، دنبال تمتعات دنيوى نباشيم، دنبال پرداختن به اشرافيگرى و تجملات نباشيم. ما مسئولين، خودمان را حفظ كنيم؛ همچنان كه اين مرد بزرگ خود را حفظ كرد. اگر ما اينجا دچار اشتباه شويم، مصداق همان آيه‌ى شريفه خواهيم شد كه: «و احلّوا قومهم دار البوار. جهنّم يصلونها و بئس القرار(مقام معظم رهبری 14\3\91)



عامل پيروزي ما عشق به امام حسين بود؛ نه عشق به سکه‌هاي طلا/ استراتژي آمريکا تبديل روحيه شهادت‌طلبی به رفاه‌طلبی است


سنت الهي چنين است که کمک‌هاي خود را به کساني ارزاني مي‌دارد که استعداد کسب آن‌ها را از طريق سپاس‌گزاري و قدرداني از نعمت‌هاي او به دست آورده باشند.


این عالم وارسته ادامه داد: انسان به دليل ضعف شناخت و غفلت، مرتکب اشتباهاتي مي‌شود و براي اين‌كه بتواند قدردان نعمت‌هاي الهي باشد، بايد اين نقاط ضعف را شناسايي کند و از آن‌ها عبرت بگيرد.

ايشان يکي از شيوه‌هاي تربيتي خداوند در قرآن را بيان داستان‌ها و سرگذشت اقوام گذشته عنوان كرد، و افزود: هدف قرآن از بيان داستان‌هاي پيشينيان كشف و تقويت نقاط مثبت، و شناسايي و جبران نقاط ضعف اقوام و امت‌هاي گذشته است. براي مثال، پس از ذكر ماجراي جنگ بدر، اعتماد بر خداوند را سبب پيروزي آن عده‌ اندک معرفي مي‌كند و با بيان داستان جنگ حنين، اعتماد به توان و تعداد خود را زمينه‌ساز شکست مسلمانان عنوان مي‌كند.

وی افزود انقلاب اسلامي ايران را انقلابي با ويژگي‌هاي خاص و آن را در عالم کم‌نظير دانست، و گفت: ما بايد هر اندازه که مي‌توانيم با مطالعه و بهره‌گيري از رهنمودهاي مقام معظم رهبري، نقاط قوت و ضعف خود را بشناسيم و قوت‌ها را تقويت و ضعف‌ها را جبران کنيم.

ايشان اولين نقطه قوت انقلاب اسلامي را توجه و توکل به خداوند در موقعيت‌هاي گوناگون معرفي كرد، و گفت: شعار امام «نه شرقي و نه غربي» بود. امام به هيچ‌کس جز خداوند تکيه نداشت و زماني كه نهضت را آغاز کرد، اکثريت مردم، و حتي بسياري از اقران امام باور نمي‌کردند که بتوان شاه و سلطنت او را در هم شکست؛ اما امام مي‌فرمود ما براي خدا قيام کرده‌ايم، و خداوند به ما کمک خواهد کرد.

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم دومين نقطه قوت انقلاب اسلامي را توجه به اسلام و ياري دين خدا دانست، و افزود: اگر فرمايشات امام را واژه‌شماري کنيم، در مي‌يابيم مسأله‌اي كه امام بيشترين تأكيد را بر آن داشتند اسلام است. از همين رو بر خلاف بعضي کشورهاي انقلابي ديگر مثل مصر كه محور قيامشان ناسيوناليسم و قوميت عربي بود، محور نهضت مردم ايران اسلام بود و مردم با روشنگري‌هاي امام و پيروي از دستورات ايشان به دنبال اسلام و ياري دين خدا بودند.

ايشان حاکميت اسلام با محوريت ولايت فقيه در ايران را دستاوردي مهم و اساسي خواند، و گفت: اين‌که يک آخوند در رأس هرم قدرت قرار گيرد و به‌جاي شاه بنشيند براي هيچ‌کس باورپذير نبود و حتي از نظر روشن‌فکران خنده‌دار بود؛ اما امام اصل ولايت فقيه را در درس خود مطرح کرد، درباره آن کتاب نوشت و آن را در عمل پايه‌گذاري کرد. امام ـ‌رحمت‌الله عليه‌ـ حکومت را متعلق به خدا، و مجريان آن را نيز امامان معصوم و در غيبت آنان فقها مي‌دانست.

این عالم وارسته افزود: مردم، به ويژه کساني که در انقلاب نقش اساسي ايفا كردند، باور داشتند که ارزش‌ها منحصر در ماديات نيست؛ بلكه ارزش‌هاي معنوي مثل رضايت خداوند و خشنودي امام زمان والاتر و مهم‌تر از ارزش‌هاي مادي است.

وي هم‌چنين گفت: مکتب اسلام و عشق به امام حسين ‌ـ‌عليه‌السلام‌ـ به ما آموخت اگر امر داير بين ماديات و معنويات شد، معنويات اهم است؛ و اگر دين به خطر افتاد، بايد جان را فداي دين کرد. از همين‌رو بزرگ‌ترين آرزوي شهيدان سر گذاشتن بر دامان سيدالشهداء ـ عليه‌السلام بود؛ نه رفاه زن و فرزند.

عضو مجلس خبرگان رهبري خاطر نشان کرد: استراتژيست‌هاي آمريکايي تصريح کرده‌اند پيروزي بر ايران با استفاده از ابزارهاي نظامي به تنهايي امكان‌پذير نيست؛ بلکه تبديل روحيه شهادت‌طلبانه به رفاه‌طلبانه زمينه اين امر را فراهم مي‌كند. از همين‌رو دشمن تمام تلاش خود را به‌كار مي‌گيرد تا روح معنويت و اتکا به خداوند را از ما بگيرد.

استاد اخلاق حوزه علميه رفاه‌طلبي و دنيازدگي بعضي از مسؤولان و اقشار مردم را مهم‌ترين نقطه‌ضعف انقلاب دانست، و گفت: اين نقطه‌ضعف در صدر اسلام هم وجود داشت. کساني که با حضرت علي ـ‌عليه‌السلام‌ـ درافتادند و حق ايشان را غصب کردند، عقيده داشتند که آنها بايد از حق ويژه‌اي برخوردار باشند.

ايشان در ادامه گفت: برخي از متصديان و مسؤولان انقلاب نيز از همان ابتدا به فکر پيشرفت‌هاي مادي خود و خانواده‌شان بوده و با ويژه‌خواري و هزينه کردن از بيت‌المال اسباب رفاه را براي خود فراهم کرده بودند و بعضي از ايشان پس از چند دهه پرچم‌داري انقلاب، در جريان فتنه سال 88 چهره واقعي خود را نشان دادند.

وی تأکيد کرد: عامل پيروزي ما عشق به امام حسين بود؛ نه عشق به سکه‌هاي طلا.

وي اعتقاد به ولايت فقيه و پيروي از ولي امر را ضروري و حيات‌بخش خواند، و افزود: متأسفانه کساني هستند که اين اصل اساسي را باور ندارند و اساساً تشکيل اين حکومت را امري اتفاقي و بهره‌برداري امام از موج ايجاد شده در جامعه آن روز مي‌دانند.

اين استاد اخلاق هم‌چنين گفت: در زمان پيامبر ـ‌صلوات‌الله عليه‌ـ بسياري از افراد در فرمايشات آن حضرت در باره جانشيني حضرت علي ـ‌عليه‌السلام‌ـ ترديد داشتند و حتي به پيغمبر اكرم مي‌گفتند آيا اين حرف تو است، يا دستور خدواند است؟! امروز نيز عجيب نيست كه كساني باور نکنند که حضور ولي‌فقيه براي اداره کشور بر اساس دستورات اسلام ناب، ضروري و لازم است.

وي با اشاره به مشکلات اخلاقي و رفتاري رؤساي جمهور بعضي از کشورها گفت: بعد از نعمت اسلام و انقلاب، نعمت ولي فقيهي پاک، دلسوز و مهربان از منت‌هاي خداوند بر ما است.

وي افزود: بنده در طول 40 سال آشنايي با ايشان نديدم که معظم‌له با کسي خصومت شخصي داشته باشد؛ چنين کسي را کجا مي‌توان يافت؟

استاد حوزه علميه با اشاره به اهميت شناخت مسأله ولايت فقيه، همراه با عشق قلبي و اطاعت عملي، بيان کرد: بايد بدانيم که مرتبه نازله اطاعت از امام معصوم، پيروي از ولي فقيه است. پس بايد اين امر را به عنوان يک واجب شرعي تلقي كرده و هم خود و هم ديگران را به آن ترغيب کنيم.

ايشان، در پايان ساده‌زيستي، صرفه‌جويي و پرهيز از رفاه‌طلبي را امري ضروري دانست، و خاطرنشان کرد: صرفه‌جويي و ساده‌زيستي محور اقتصاد مقاومتي است و بايد توجه داشته باشيم هزينه‌هايي که در برخي از كارها صرف مي‌شود، با ارزش‌هاي انقلاب و روح اسلام سازگار نيست و بايد در حد معقول و نافع و به‌گونه‌اي که حق مردم پايمال نشود، از ريخت‌وپاش‌هاي اضافي پرهيز کنيم.


منبع:رجا

مصباح*






زن بودن، براى زن يك نقطه‌ى امتياز است، يك نقطه‌ى افتخار است. اين افتخارى نيست براى زن كه او را از محيط زنانه، از خصوصيات زنانه، از اخلاق زنانه دور كنيم. خانه‌دارى را، فرزنددارى را، شوهردارى را ننگ او به حساب بياوريم. فرهنگ غربى خانواده را متلاشى كرد. امروز يكى از مشكلات بزرگ دنياى غرب، متلاشى شدن خانواده‌هاست، افزايش فرزندان بى هويت است. اينها گريبان غرب را خواهد گرفت. حوادث اجتماعى بمرور پيش مى‌آيد. غرب از همين نقطه سخت‌ترين ضربه‌ها را خواهد خورد و اين تمدن مادى پر زرق و برق از همين نقطه فرو خواهد ريخت.
اسلام با نظر كرامت به زن نگاه ميكند. همه‌ى خصوصيات انسانى ميان زن و مرد مشترك است. يك انسان قبل از آنى كه اتصاف پيدا كند به زن بودن، يا مرد بودن، متصف است به انسان بودن. در انسانيت، زن و مردى وجود ندارد، همه يكسانند. نگاه اسلام اين است. خصوصيات جسمى‌اى خداى متعال در دو جنس قرار داده است كه هركدام نقشى در ادامه‌ى آفرينش، در رشد و تعالى انسان، در حركت تاريخ بر عهده دارند؛ و نقش زن مهمتر است. مهمترين كار انسان، تداوم بخشيدن به نسل بشرى است؛ يعنى توليد مثل؛ نقش زن در اين كار قابل مقايسه با نقش مرد نيست. خانه از اين جهت مهم است، خانواده از اين جهت مهم است، محدوديتهاى اعمال غرائز جنسى از اين جهت مهم است؛ با اين ديد بايد به مسائل اسلام و به احكام شريعت اسلامى نگاه كرد. غربِ گمراه، اسم اينها را ميگذارد محدوديت. اسم آن اسارت گمراه‌كننده را ميگذارد آزادى! اين جزو فريبهاى غربى است. اين يك نكته درباره‌ى مسئله‌ى زن.
 شما بانوان نخبه، دختران نخبه، جوانان نخبه، يكى از مهمترين مسئوليتهاتان امروز اين است كه نقش زن را از ديدگاه اسلام ترسيم كنيد، برجسته كنيد، روشن كنيد؛ تربيت انسانى زن بزرگترين خدمت به جوامع انسانى و اسلامى است؛ اين حركت بايد راه بيفتد. البته راه افتاده است، بايد تشديد بشود، بايد فراگير بشود، بايد پيش برود و شما در اين حركت، بدون ترديد پيروز خواهيد شد. يك كار اساسى اين است. (مقام معظم رهبری 21\4\91)




ماجرای پسر بچه چهارده ساله‏اى كه درفرانسه كودكى رابه قتل رساند



آنچه را كه امروز نسل جوان از راه ديدن و شنيدن ياد مى‏گيرند، گمراه كننده است. اكثر فيلمهايى كه در سينماها نمايش مى‏دهند، از ماجراهاى عشقى و كانگستر بازى مايه گرفته و دختران و پسران را به وادى ضلالت سوق مى‏دهد. براى اين كه به تاثير سينما و اين نوع فيلمها و اثر آن در فكر انسان پى ببريم، كافى است روحيات كودكانى كه چند بار به تماشاى فيلمهاى به اصطلاح بزن، بزن رفته‏اند، مورد مطالعه قرار دهيم. 

غالب اين كودكان در وقت بيكارى به تقليد از آرتيستهاى سينما در كوچه و خيابان و خانه و دبستان، به جان هم مى‏افتند و با مشت، سر و صورت يكديگر را خونين مى‏كنند و در هنگام زد و خورد، اسم آرتيستهاى سينما را روى خود مى‏گذارند، بعضى اوقات كار به جاهاى بالاترى مى‏كشد.

سال گذشته چند كودك از خانه‏هاى خود فرار كرده و به جنگلهاى شمال رفته بودند، تا تارزان وطنى باشند. مدير يكى از مدارس تعريف مى‏كرد كه يكى از شاگردان مدرسه او كه فيلم يتيم را ديده بود، به تقليد از آن، چند نفر از همشاگرديهاى خود را فريب داده و يك باند دزدى در دبستان تشكيل داده بود كه طبق نقشه، اثاثيه شاگردان را مى‏دزديدند. اين كودكان تقصيرى ندارند، زيرا فيلم يك عامل تبليغاتى و تربيتى بسيار موثرى است.

دستگاه آفرينش، مقام فرماندهى را به دست عقل سپرده است، او بايد بسنجد و تصميم بگيرد و به ديگر قواى روحى، فرمان اجرا صادر كند.

شهوت و تمايلات جنسى كه براى حفظ نسل و بقاى نوع انسانى آفريده شده است، بايد به فرمان عقل كار كند و اگر به دست شهوت بيفتد، نظام زندگى به هم خواهد خورد و فضايل و ارزشهاى اخلاقى از ميان خواهد رفت.

يكى از مواهب الهى، غضب و خشم است. آفرينش در نهاد انسان اين نيرو را نهاده كه در مقام دفاع از جان و مال و شرف و ناموس، قواى درونى بدن را بر ضد دشمن بسيج كند؛ از اين جهت از اين نيرو بايد به مقدار ضرورت و يا تجويز و راهنمايى عقل استفاده نمود، و اگر زمانى زندگى فرد يا جمعيتى به دست غضب و خشم افتد، نتيجه‏اى جز ويرانگى نخواهد داد.

زندگى سالم و سودمند، آن زندگى است كه بر نظام خلقت استوار باشد و عقل و خرد بر تمام روحيات و احساسات ما حكومت كند، و در غير اين صورت، دستگاه ادراكى و بينايى فكرى، ضعيف و ناتوان شده و حقايق در نظر انسان اوهام و پندار جلوه مى‏كند و از شنيدن سخنان حكيمانه و نصايح بزرگان چهره برمى‏تابد.

هيچ بلايى براى انسان بالاتر از بلاى ناتوانى بينايى درونى و دگرگون گشتن حص تشخيص نيتس. ديگر براى چنين فردى شانس هدايت و بازگشت به راه حق باقى نمى‏ماند. قرآن مجيد به اين حقيقت اشاره مى‏كند، مى‏فرمايد: 

واذا تتلى عليه آياتنا ولى مستكبراً كان لم يسمعها كان فى اذنيه وفراً؛

هنگامى كه آيات خدا براى او تلاوت شود، با تكبير از آن روى مى‏گرداند، گويى نشنيده است، گويى در گوشهاى او سنگينى است.


جوانِ غرق در شهوات و تمايلات جنسى، غرق در تجملات، بينايى عقلى او آن چنان ناتوان مى‏شود كه هر چيزى كه در نقطه مقابل اهداف پست او قرار گيرد، بى ارزش و غير قابل استماع خواهد دانست و چيزى كه به تحريك عواطف جنسى و تمايلات مادى او كمك نمايد، رنگ قداست و لباس حقيقت خواهد پوشيد. 

قرآن مجيد به اين حقيقت در آيه زير اشاره مى‏كند و مى‏فرمايد:

قل هل ننبئكم بالاخسرين اعمالاً * الذين ضل سعيهم فى الحياه الدنيا و هم يحسبون انهم يحسنون صنعاً؛ (19)

آيا از زيانكارترين افراد به شما خبر دهم؟ كسانى هستند كه كوششهاى آنان در زندگى دنيوى بى فايده است و آنان تصور مى‏كنند كه كار خوبى انجام مى‏دهند (و كارهاى بد آنان در نظرشان خوب جلوه مى‏كند).

روزنامه كيهان در شماره 7320 مى‏نويسد:

پسر بچه چهارده ساله‏اى كه در فرانسه كودكى را بعد از ربودن به قتل رسانده است، اعتراف كرد كه اين جنايت را بعد از تماشاى يك فيلم جنايى تلويزيونى انجام داده است.

وى به ماموران گفت: چند شب پيش از قتل، من برنامه فيلم در روان و وجدان شما را از تلويزيون پاريس تماشا مى‏كردم؛ در اين فيلم قاتل، يك جوان 21 ساله بود كه به جهت مجازات، آدم مى‏كشت. من هم هوس كردم ببينم اعدام شدن چه مزه‏اى مى‏دهد.

روى اين فكر به سراغ امانوئل كوچولو رفتم و او را به عنوان بازى كردن، با خودم به خارج شهر بردم.

امانوئل خيلى خوشحال بود و من از خوشحالى او رنج مى‏بردم و حتى تا آخرين لحظه هم به خيالش من با او بازى مى‏كنم و مى‏خنديد و خوشحالى مى‏كرد.

قرار است اين قاتل خردسال، سه ماه تحت درمان روانى قرار بگيرد.

- باز هم بگوييد ديدن فيلمهاى جنايى مضر نيست و خاصيت ندارد!

در واقع تاثير سينما در اكثر تماشا كنندگان تقريبا به اندازه همان كودك است. يك جوان كارگر يا يك مردم كاسبكار وقتى مى‏بيند قهرمان فيلم با يك مشت، رقيب خود را از پا مى‏اندازد، يا با دست خالى جلو رگبار مسلسل سينه سپر مى‏كند، چنان مجذوب اين منظره مى‏شود كه قدرت تعقل خود را از دست مى‏دهد و باور مى‏كند كه اين كارها شدنى است، زيرا فيلم سينما از سه جانب روح او را تسخير كرده: يكى از راه گوش، دوم از راه چشم، سوم از راه احساسات، زيرا آن چيزى را كه به او نشان مى‏دهند حقيقت مى‏پندارد و ايده آل خود قرار مى‏دهد.

اين تنها براى جوانان، ايده آل نيست، بلكه به صورتهاى گوناگون براى كليه تماشاگران از هر طبقه تحقق پيدا مى‏كند؛ براى دختران و پسران جوان، زيباييهاى خيره كننده و عشقهاى آتشين موهوم، براى زنان و مردان جوان، عشقبازيهاى شهوت‏انگيز، براى مدپرستان، لباسهاى فاخر و مدهاى جالب و براى كسانى كه غريزه تبهكارى دارند، عامل تحريك است.

بدترين انحرافها انحراف فكرى است. خسارتهاى اقتصادى چندان كمرشكن و غير قابل جبران نيست، ولى ضررهايى كه از ناحيه انحراف فكرى و فرهنگى متوجه ملتى مى‏گردد، قابل جبران نيست، زيرا در اين موقع، خوبيها و ارزشهاى اخلاقى، تحت عنوان ارتجاع و بازگشت به سنتهاى ديرينه، محكوم شده و به دست فراموشى سپرده مى‏شود، بر عكس هرزه درايى وژاژخايى و آزادى جنسى ولاقيدى اخلاقى و نوخواهى، جاى آنها را مى‏گيرد.

بدترين انحراف براى يك انسان، انحراف فكرى است، انحرافى كه سبب مى‏گردد كه وى خوب و بد را درست از هم تشخيص ندهد، بلكه بالاتر، مثلا باطل در نظر او به صورت حق جلوه كند.

پيامبر گرامى روزى ياران خود را نصيحت مى‏كرد، چنين گفت: روزگارى فرا مى‏رسد كه زنان و جوانان شما فاسد مى‏شوند و امر به معروف و نهى از منكر متروك مى‏گردد.

يك نفر از ياران او برخاست، با كمال تعجب گفت: آيا چنين چيزى ممكن است؟

پيامبر فرمود: بدتر از اين هم انجام مى‏گيرد. روزگارى فرا مى‏رسد كه شما را به بديها امر كرده و از خوبيها باز مى‏دارد.

به حضرتش عرض شد: آيا چنين كارى امكان‏پذير هست؟

پيامبر فرمود: برتر از اين هم رخ مى‏دهد و آن اين است كه خوبيها در نظر مردم بد جلوه كرده و بديها لباس خوب مى‏پوشند.


کتاب مربى نمونه ,تفسير سوره لقمان,آيت الله العظمی جعفر سبحانى به نقل از سایت تعلیمات اسلامی واشنگتن




دارایی روسای جمهوری ایران چقدر است؟




اعلام اموال روسای جمهور، معاونین، وزرا و اقوام درجه یک آنها، یکی از اصول قانون اساسی است که بر اساس آن مسئولان در برابر این علامت سوال قرار می‌گیرند که «از کجا آورده‌اید؟»

به گزارش بلاغ به نقل از فارس، «اصل 142 قانون اساسی»؛ این همان اصلی است که بیشتر با عنوان «از کجا آورده اید؟» معروف است و بر طبق آن رئیس قوه قضائیه موظف است اموال رهبر، رئیس جمهور، معاونان، وزرا،‌ همسر و فرزندان آنان را بررسی کند تا در طول دوره مسوولیت بر خلاف قانون افزایش نیافته باشد.

آیا روحانی اموالش را اعلام عمومی می کند؟

این اصل که معمولا در آغاز و پایان دولت ها مورد توجه قرار می گیرد، با روش خاصی از سوی قوه قضائیه اعمال می شود.

در آغاز و پایان هر دولت دفترچه و فرمی مخصوص برای رئیس جمهور، وزرا و‌ معاونان ارسال می شود و مسئولان موظف هستند در طول مدت زمان مشخص، اظهارنامه اموال خود را به رئیس قوه قضائیه ارائه کنند.

بر اساس این اظهارنامه مسئولان مذکور موظف هستند که کلیه اموال منقول و غیرمنقول، حساب های شخصی و منابع مالی خود را اظهار کنند تا قوه قضائیه در پایان دوره مسئولیت،‌ چگونگی افزایش اموال آنها را مورد بررسی قرار داده و نظر خود را اعلام کند.

با روی کار آمدن دولت روحانی از گوشه و کنار اظهارات مختلفی درباره اعلام اموال رئیس جمهور به قوه قضائیه مطرح شد.

محمد باقر نوبخت سخنگوی دولت تنها فرد دولتی بود که که در زمینه اعلام اموال روحانی به رئیس قوه قضائیه اظهارنظر کرد.

نوبخت در گفت و گو با یکی از خبرگزاری ها در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا تاکنون رئیس‌جمهور بر اساس سنت همیشگی دارائی‌های خود را به رئیس قوه قضائیه اعلام نکرده است؟ اظهار داشت: قطعا این کار صورت خواهد گرفت.

وی ادامه داد: این‌ها مسائل حاشیه‌ای است و چه خوب است که تمرکز خود را جهت کمک به دولت در جهت رفع مشکلات اساسی مردم کنیم.



البته این اولین بار نیست که موضوع اعلام اموال دولتی ها مورد توجه قرار می گیرد و پیش از این نیز حاشیه هایی درباره اموال مسئولان به ویژه روسای جمهور وجود داشته است.

اموال هاشمی و همه جنجال هایش!

اکبر هاشمی رفسنجانی که این روزها در جایگاه ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار دارد بدلیل داشتن کارنامه ریاست جمهوری، چندین بار موظف بوده اموال خود را به رئیس قوه قضائیه اعلام کند.

در این میان هیچ کس از فهرست اموال هاشمی رفسنجانی مطلع نیست ولی با جست و جو در خاطرات وی به نکته جالبی بر می خوریم.

هاشمی در کتاب خاطرات خود که مربوط به وقایع سال 68 است و با عنوان «بازسازی و سازندگی» منتشر شده، در تاریخ 25 شهریور سال 1368 درباره موضوع اظهار اموالش به قوه قضائیه می نویسد: شب در مقر خوابیدم تا کارهای فردا را صبح زود شروع کنم. فرم صورت اموال خود و بستگان درجه اول را در اجرای اصل 142 قانون اساسی برای قوه قضائیه پر کردم .





اکبر هاشمی ظاهرا در همان روزهای ابتدایی دولت خود که کمی دیرتر از زمان معمول (به دلیل فوت امام راحل) آغاز شده بود، لیست اموال خود و افراد درجه یک خانواده اش را به رئیس وقت قوه قضائیه ارسال کرده است.

هاشمی رفسنجانی در مصاحبه تاریخی و 16 ساعته خود با روزنامه کیهان که بعدها با عنوان «بی پرده با هاشمی» منتشر شد، تا حدودی اموالش را تشریح کرد.

هاشمی در پاسخ به سوال خبرنگار کیهان که درباره حواشی اموال وی می پرسد، می گوید: در مورد قم، من وقتی وارد کار ساختمان و زمین شدم، مقداری زمین با قیمت متری یک یا دو تومان در بیرون شهر خریدم. اینها را کم کم خیابان بندی کردند و بعد گران تر شد که یک مقدار را فروختم و آن را آباد کردم. مقداری را برای خودش مصرف کرده بودم. چند سال هم در زندان بودم و اینها یک مقدار مصرف شد. وقتی که از زندان آزاد شدم، مقداری را مجانی به طلبه های نیازمند دادم. عده زیادی از طلبه ها از این زمین ها گرفتند به هر فرزندم پنج قطعه دویست یا سیصدمتری دادم که برای خودشان استفاده کنند. بچه ها هم کم کم فروختند و هزینه زندگی و ساخت منزل کردند. در تهران و کرج هم مستغلات داشتم و آن را هم فروختم و خرج کردم. زمینهایمان را هم به تدریج فروختیم و برای بچه ها خانه ساختیم. ولی سطح معاش را نگه داشتیم.

وی تاکید می کند: بعد از انقلاب هم کاسبی نکردم. بنابراین از لحاظ دارایی، در حد متوسط است و همین است که من می گویم.

اما این تمام ماجرای اموال هاشمی و حاشیه های پیرامون آن نبود و سال ها بعد در ایام انتخابات دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری موضوع اموال وی دوباره بر سر زبان ها افتاد.

ماجرا از مناظره تلویزیونی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری دهم و اظهارات احمدی نژاد در این برنامه درباره اموال هاشمی رفسنجانی و فرزندانش آغاز شد.

در ادامه ماجرا اظهارات رئیس جمهور سابق،‌ شدیدا مورد انتقاد هاشمی رفسنجانی قرار گرفت تا جایی که وی در نامه معروف خود به رهبر انقلاب که چند روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری یازدهم رسانه ای به این مساله اشاره کرد.

هاشمی در بخشی از نامه اش درمورد اموالش و حاشیه های مطرح شده درباره آن، اینگونه می گوید: گرچه در گذشته به بخشی از این اتهامات پاسخ داده شده و رئیس قوه قضاییه وقت جناب آقای یزدی در پایان کار ریاست جمهوری اینجانب، در عمل به اصل 142 قانون اساسی رسماً اعلام پاکی و منزّه بودن خانواده رئیس‌جمهور و حتی کم‌شدن دارایی‌ها در دوران مسئولیت را نمودند، ولی تکرار اتهام تکرار جواب را می‌طلبد.

البته محسن پسر ارشد آیت الله هم از قافله عقب نماند و در 18 خرداد 88 در نامه ای به احمدی نژاد درباره شبهات مطرح شده در مناظره اظهارنظر کرد.

محسن هاشمی در نامه اش به رئیس جمهور سابق نوشت: شما که مدعی ارائه لیست اموال خود [به رئیس قوه قضائیه] هستید، بعید است ندانید که ما لیست اموال خود را سه بار به قوه قضائیه داده‌ایم. یکبار در سال 68، یک بار در سال 72 و یک بار در سال 76 و مگر آیت‌الله یزدی رئیس وقت قوه قضائیه در نماز جمعه نگفت که اموال ما نسبت به قبل از انقلاب کمتر نیز شده است.

البته آیت الله یزدی نیز که در زمان ریاست جمهوری هاشمی در جایگاه ریاست قوه قضائیه قرار داشت درباره مسائل و شبهه های پیرامون اموال هاشمی و ادعای فرزند هاشمی و استناد به اظهاراتش در نماز جمعه، واکنش نشان داد.

رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به اظهارنظر زمان ریاستش بر قوه قضائیه درباره اموال هاشمی گفت: وضعیت فعلی ایشان را رییس فعلی قوه قضاییه پاسخگو هستند و بنده الان مسوولیتی در این خصوص ندارم.

آیت الله یزدی ادامه داد: تماس های مکرری درباره وظیفه قوه قضاییه در زمان ریاست بنده نسبت به رسیدگی به دارایی رییس جمهور وقت (هاشمی) به عمل آمده وسوالات زیادی مطرح شده است.

وی تاکید کرد: آن چه بنده در این خصوص اعلام کرده ام مربوط به قبل و بعد از دوره خدمت رییس جمهور محترم وقت (هاشمی) یعنی حدود ده سال قبل است و بدیهی است که وضعیت فعلی اموال ایشان را رییس محترم فعلی قوه قضاییه پاسخگو هستند و بنده الان مسوولیتی در این خصوص ندارم.

آیت الله هاشمی شاهرودی، رئیس وقت قوه قضائیه البته هیچگاه درباره اموال هاشمی رفسنجانی اظهار نظری نکرد چون بر اساس قانون اساسی هیچ مسئولیتی در مورد بررسی اموال رئیس مجمع تشخیص نظام و یا اعضای مجلس خبرگان رهبری ( که هاشمی در آن عضویت دارد) به رئیس قوه قضائیه واگذار نشده است.

سید محمد خاتمی؛ لیستی که بی سرو صدا ارسال شد!

سید محمد خاتمی در دوم خرداد 76 به عنوان رئیس جمهور منتخب مردم، برگزیده شد و در مرداد همان سال نیز مراسم تنفیذ حکم رئیس جمهور برگزار شد.

بنابر این گزارش هیچ خبری در رسانه ها مبنی بر اعلام عمومی اموال پنجمین رئیس جمهور ایران وجود ندارد، نه در سال 76 در ابتدای دوران ریاست جمهوری و نه در سال 84 یعنی انتهای دومین دوره ریاست جمهوری خاتمی!





البته محمد علی ابطحی که در اوایل دولت خاتمی مسئولیت ریاست دفتری وی را به عهده دارد درباره اعلام اموال خاتمی و وزرا و معاونانش در دولت هفتم می گوید: در همان ابتدای دوره ریاست جمهوری خاتمی، دفترچه ای برای اظهار اموال رئیس جمهور، خانواده و وزرایش ارسال شد که در همان روزهای اول لیست اموال به قوه قضائیه تقدیم شد.

وی ادامه می دهد: البته لیست اموال خاتمی به عنوان رئیس جمهور رسانه ای نشد و اصلا این موضوع از زمان احمدی نژاد مد شد.

رئیس دفتر رئیس جمهور وقت تصریح می کند: حتی من نیز لیست اموال اظهار شده از سوی آقای خاتمی را ندیدم و این لیست در اختیار قوه قضائیه قرار دارد و در اسناد آنها موجود است.

بنابر این گزارش، با این اظهارنظر ابطحی مشخص می شود که هیچ کس لیست اموال خاتمی را ندیده است و لیست اموال رئیس دولت های هفتم و هشتم ایران در بایگانی دفتر رئیس قوه قضائیه همچنان دور از چشم رسانه ها نگهداری می شود.

احمدی نژاد سنت شکن/ تنها رئیس جمهوری که لیست اموالش را عمومی اعلام کرد

«بر اساس اصل 142 قانون اساسی...» این اولین سطر از نامه ای بود که در روزهای ابتدایی دولت نهم از سوی دفتر محمود احمدی نژاد ،رئیس جمهور سابق به دفتر رئیس قوه قضائیه ارسال شد.

احمدی نژاد همانطور که ابطحی رئیس دفتر خاتمی در دوران ریاست جمهوری گفته، اولین رئیس جمهور بود که طی این نامه لیست اموالش را به صورت علنی به رئیس قوه قضائیه وقت اعلام کرد.



رئیس جمهور سابق در نامه اش اموال خود در سال 84 را اینگونه اظهار کرد:

1- یک باب منزل مسکونی به مساحت 175 متر، با 127 متر مربع زیربنا، 40 سال سابقه ساخت در منطقه‌ نارمک تهران

2- حساب جاری بانک ملت شعبه دانشگاه علم و صنعت ایران برای دریافت حقوق از دانشگاه

3- حساب جاری بانک ملی شعبه‌ وزارت کشور مربوط به دوره‌ استانداری اردبیل که در حال حاضر موجودی ندارد

4- یک دستگاه اتومبیل پژو 504 مدل 1977 سفید رنگ

5- دو خط تلفن ثابت شهری

این ها همه دارایی های احمدی نژاد در سال 84 بود و رئیس جمهور سابق با سنت شکنی های معروف خود،‌ در این مورد نیز نیز روش نوینی را ابداع کرد.

اموال احمدی نژاد اما در آخرین روزهای دوران 8 ساله ریاست جمهوری اش نیز خبرساز شد و به عنوان آخرین اخبار از رئیس جمهور دولت دهم بر روی خروجی پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری قرار گرفت.

احمدی نژاد طی نامه ای به رئیس قوه قضائیه اموال خود و تغییرات صورت گرفته در آنرا در آخرین روز ریاست جمهوری اش، اینگونه به رئیس قوه قضائیه اظهار کرد: در اجرای اصل یکصد و چهل و دوم قانون اساسی و پیرو اعلام اموال اینجانب در سال 1384 به اطلاع می رساند که در این مدت تغییری که در اموال اینجانب پدید آمده است بازسازی و نوسازی منزل مسکونی قدیمی نارمک است که با کمک همسر و فرزندان و با استقراض از بانک و همچنین صندوق نهاد و برخی بستگان چهار واحد حدود یکصد متر مربعی احداث گردیده که با فرزندان در آن سکونت داریم. مساحت زمین 175 متر مربع و زیربنای فرسوده قبلی حدود 130 متر مربع بوده است.




البته این نکته نیز باید مورد توجه باشد که اعلام عمومی اموال رئیس از سوی وی بدون شک می تواند تاثیر مهمی بر روی افکار عمومی داشته باشد و جامعه با توجه به میزان دارایی رئیس جمهور برگزیده خود، میزان مردمی بودن وی را خواهند سنجید.bloghnews.com



ابن‌شهرآشوب مازندرانی کیست؟

بسیاری از آثار ابن شهرآشوب با وجود پرداختن به ظریف‌ترین مسائل مربوط به مذاهب اسلامی چه در زمان خودش و چه در زمان حال دارای تایید علمای آزاداندیش است.  

به گزارش خبرگزاری فارس ، ایران اسلامی در گذر زمان همواره شاهد حیات دانشمندانی شهیر در عرصه‌های مختلف علمی بوده است که آثار آنان راهگشای مردم در عصر خفقان علمی و دینی بوده است.
 
"ابوجعفرمحمد بن علی بن‌شهرآشوب بن ابونصر بن‌ابوالجیش" مازندرانی ملقب به رشیدالدین و عزالدین و مشهور به "ابن‌ِ شهرآشوب ساروی" ‌مازندرانی دانشمند مسلمان و یکی از مروج مذهب تشیع است که در سده چهارم و پنجم هجری زندگی می‌کرد.
 
ابن شهرآشوب از عالمان شجاع و بصیری بوده، که با وجود حاکمیت مطلق مکتب ارتجاعی و جاهلی سقیفه در جهان اسلام، به روشنگری دینی پرداخته و جریانات، اعتقادات، فرق،مذاهب، ائمه و حاکمیت انحرافی برآمده از مکتب سقیفه را در مثالب النواصب تبیین کرده و امکان انتخاب اسلام ناب محمدی را برای مسلمانان حقیقت‌جو و آزاداندیش فراهم آورده است.
 
دیدگاه‌های ابن شهرآشوب به حدی منصفانه،فاخر، مودبانه و از چنان بن مایه علمی و سندی متقن برخوردار است که حتی تحسین علمای حقیقت جو و آزاد اندیش اهل سنت را به همراه داشته است.
 
هرچند برخی او را عراقی دانسته بودند اما محققان علوم دینی با تکیه بر نسبت سَرَوی که به این مفسر محدث ادیب و فقیه بزرگ شیعه همچنین به پدر و جدش داده‌ شده اصالت این خاندان را از شهر ساری مازندران دانسته‌اند.
 
ابوجعفر سفرهای متعددی به مناطق مختلف بلاد اسلامی داشت و در منابع تاریخی درباره آغاز سفرهای علمی‌اش تنها به این نکته اشاره شده که در پی اختلاف با فرماندار مازندران آن‌جا را ترک کرده و همزمان با خلافت مقتفی در بغداد به این شهر وارد شده‌است.
 
وی در این شهر به اندرز و مناظره پرداخت و نزد خلیفه جایگاه والایی یافت ولی پس از مدتی اقامت در بغداد به موصل و سپس به حلب رفت اما با بررسی اسناد تاریخی می‌توان دریافت که وی پیش از ترک مازندران سفرهایی به خراسان خصوصا  شهر نیشابور داشته‌است.
 
ابن شهرآشوب پس از سالیانی اقامت در حوزه‌های علمیه ایران و استفاده از محضر دانشمندان و استادان بزرگ و مسافرت‌های علمی در نقاط مختلف ایران شامل مازندران مشهد  نیشابور سبزوار ری کاشان اصفهان و همدان در سال 547 هجری قمری با کوله‌باری از دانش و معنویت از همدان به بغداد رفت.
 
بغداد در آن روزگار پایتخت عباسیان و مشهورترین مرکز علوم اسلامی بود که دانشمندان بسیاری در آن زندگی می‌کردند شهر آشوب ساروی نیز در این شهر اقامت کرد و به آموزش دانش‌ها و فنون مختلف پرداخت وی همچنین در آن رشته‌ها کتاب‌ها نوشت.
 
با بررسی آثار برجای مانده از دانشمندان هم عصر ابن‌شهرآشوب احتمال داده شده‌است که این دانشمند در بیهق ری کاشان اصفهان  همدان مشهد نیز مدتی ساکن بوده اما وی تا سال‌های 552 یا 554 شمسی در بغداد ساکن بود و انگار تا زمان خلافت مستضی نیز در بغداد می‌زیسته‌است.
 
با این‌که در زمان ابن شهرآشوب دانشمندان و عالمان بزرگی وجود داشته‌اند که مورد احترام مردم و از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند در این میان مقام علمی و موفقیت ابن‌شهرآشوب جایگاه خاصی داشت.
 
او به هر شهری از مملکت‌های اسلامی دارای حوزه علمیه که می‌رفت سرآمدشان می‌شد و کار آموختن به دیگران و بحث و پرورش شاگردان را جدی و چشمگیرتر آغاز می‌کرد.
 
در دوران خلافت مستضی به دلیل کوشش در گسترش باورها و افکار حنبلی و اقتدار علمای حنبلی در بغداد این شهر دیگر جای مناسبی نبود رفته‌ رفته فعالیت‌های چشم‌گیر ابن شهرآشوب از سوی مخالفان نادیده گرفته می‌شد و او را تضعیف می‌کردند از این رو بغداد دیگر مکان مناسبی برای ارائه فعالیت ابن‌شهرآشوب نبود.
 
این دانشمند مازندرانی بغداد را به قصد شهر تاریخی و عالم‌پرور حله ترک کرد و در سال 550 یا 551 خورشیدی کرسی درسش را در حله رونق بخشید و شروع به آموختن و شاگرد پروری کرد و مدتی بعد به شهر حلب وارد شد و تا پایان زندگی خود در آنجا زندگی کرد و در مورد علت انتخاب شهر حلب گفته شده است زیرا در این شهر احترامی خاص برای امامی مذهبان قائل بودند.
 
این دانشمند شهیر مازندرانی در شب جمعه22 شعبان 588 هجری قمری تقریبا برابر 17 شهریور 571 هجری خورشیدی در حلب درگذشت و در جبل الجوشن در نزدیکی محلی مشهور به مشهد الحسین (ع) به خاک سپرده شد.
 
جایگاه علم در خانواده این عالم مازندرانی آنقدر رفیع بوده است که پدرجد وی نیز انسانی عالم و روحانی بوده است شهرآشوب در طول زندگی خود هزاران نفر از شیفتگان علوم مختلف اسلامی همچون علامه سید محمد بن زهرهٔ حلبی، علی بن شعرهٔ حلی جامعانی، شیخ تاج‌الدین حسن بن علی دربی، شیخ یحیی بن محمد سوراوی، یحیی بن ابوطی حلبی، سیدکمال‌الدین حیدرحسینی، ادریس حلی، ابن بطریق حلی، ابن ابوطی حلبی و ابن زهرهٔ حلبی را نام برد را به شاگردی پذیرفت و آنان را از علوم اسلامی سیرآب کرد.
 
او همچنین در طول دوران علم‌آموزی خود در محضر علمای بنام زمان خود همچون احمد غزالی، جارالله زمخشری، ابوعلی طبرسی، ابوالحسن بیهقی، فریدخراسان، خطیب خوارزمی و قطب‌الدین راوندی تلمذ کرد واین تلاش در راه علم اندوزی با ذخیره‌ای که از علم در خانواده خود داشت زمینه شهرت وی حتی بیش از پدران خود را برای این عالم بزرگ ایران زمین فراهم کرد.
 
این دانشمند مسلمان در طول زندگی پربار خود بیش از 20اثر گرانسنگ برجای گذاشت که ازآن جمله میتوان به مناقب آل ابی طالب، الاربعین فی مناقب سیدة النسا، فاطمة الزهرا، متشابه القرآن،الاسباب و النزول علی مذهب آل الرسول‏صلی‏الله‏علیه‏وآله، معالم العلما، انساب آل ابی‌طالب‏علیه‏السلام، مناقب النواصب و مائدة‌ الفائدة، المحزون المکنون فی عیون الفنون، اعلام الطرائق فی الحدود و الحقائق و الاوصاف، المثال فی الامثال، الاسباب، الحاوی، الانصاف، المنهاج اشاره کرد که در این بین سه اثر ارزشمند مناقب، معالم العلما و متشابه القرآن دارای شهرت بیشتری هستند.
 
وی یک دانشمند ایرانی دارای عیار جهانی است که با وجود پرداختن به ظریف‌ترین مسائل مربوط به مذاهب اسلامی کتب وی درزمان خود و چه در زمان حال دارای تایید بسیاری از علمای سنی مذهب نیز بوده و است.
 
ابن شهرآشوب آن چنان محل اجماع علماء اهل سنت بود که هم اساتید و هم شاگردان بنامی همچون ابوعبدالله محمد بن احمد نطنزى، مولف کتاب «الخصائص العلویه على سائر البرایه»، جارالله زمخشرى معتزلى (متوفى 538 ق)و همچنین خطیب خوارزمى عالم شهیرحنفی مذهب و مولف کتبی چون المناقب و مقتل الحسین در بین علماء  اهل سنت داشت.
 
در عظمت علمی و نگاه اصولی و دانش بنیان ابن شهرآشوب به مساله حیاتی تقریب و احترام او نزد قاطبه علماء اهل سنت همین بس که علما و رجال پژوهان سنی مانند ابن حجر عسقلانی، فیروزآبادی، جلا‌ل‌الدین سیوطی و صلاح‌الدین صفدی از وی چنین یاد می‌کنند: «رشید‌الدین محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی از رؤسای طایفه شیعه است».
 
ابن شهر آشوب از کودکی حافظ قرآن بود و هشتاد سال زندگی کرد، در اصول شیعه به منتهای درجه مهارت رسید به طوری که از شهرها طالبین علوم به سویش می‌شتافتند؛ وی در علوم قرآن و عربیت و نحو و وعظ، در عصر خلافت «المقتفی بالله» عباسی بر همه‌اشون کس مقدم بود، المقتفی به دیده اعجاب به وی می‌نگریست و او را خلعت پوشانید.
 
او مردی نورانی و خوش رو بود گفتارش راست و بیانش ملیح، علمش بسیار، تواضع و عبادت و تهجدش در پیشگاه خداوند زیاد و همه اوقات با وضو بود.
 
ابن شهرآشوب بیش از همه علمای سنی عصر خویش بر منابع کلامی، تاریخی و فقهی اهل سنت تسلط تام داشته و مطالب متنوعی که از صدها کتب اهل سنت در مثالب آورده گواه نگاه تقریبی او در تالیف مثالب النواصب است.
 
کتب محاسن الجوابات از قاضی ابوالحسن الجرجانی، صفوه التاریخ از الصفوانی، الجامع فی الخاتم از بیهقی، کتاب التختم از محمد بن یحیی المحتسب، دارئة الحد عمن یتعاطی الغلمان از جاحظ، الامتزاج از ابوحیان توحیدی، شواهد التنزیل از حسکانی حنفی، کتاب ابی عبدالله محمدبن علی السراج، کتاب الاعتماد از الملک الصالح، تاریخ، القاضی ابی بکر احمد بن کامل، التعریض، ابو بکر المرزبانی، التفسیر، ابو الجیش بلخی، تاج التراجم، ابو المعالی شاهفور، تفسیر بلخی معتزلی، فرق الفرق ابی منصوربغدادی و مقالات ابی الحسین الرفاءالرازی نمونه کتبی است که ابن شهر آشوب مطالبی از آنها را در کتب خود آورده است.
 
برگزاری کنگره بین‌المللی ابن شهر‌آشوب ساروی به مدت 3 روز در ساری و قم فرصتی مناسب است تا پس از گذشت 800 سال از ولادت و فعالیت علمی آن دانشمند شهیر و بین‌المللی علاقمندان وی با بررسی و ترجمه آثار وی دین خود را به وی و دیگر علمای اسلامی ادا کنند. 
نقل از رجانیوز


امام رضا (ع) ؛ زندگی و اقتصاد 



 پدیده سرمایه داری

مشکل اساسی

 

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

...جعل الاموال دوله بین الاغنیاء... 1

(آن خلیفه) اموال را میان اغنیا به گردش گذاشت...

 

...رغبه الناس فی الربح... 2

گرایش مردم به سودخواری است

 

...البخس... و الخیانه... 3

(ازگناهان کبیره) کاستن (ازکار و کالای مردم) است و خیانت به مردم...

 

...اهل الاستئثار... 4

کسانی که با خود کامگی اموال عمومی را ویژه خویش می سازند.


موضوع سرمایه داری در اجتماعات بشری از مشکلات ویرانگر در همه عصرها و نسل ها بوده و هست. این بیماری بزرگ اجتماعی، امروز بسیار عمیق تر، گسترده تر و کوبنده تر از گذشته عمل می کند و به ابزار جدید  و قدرت ماشین و محاسبات کامپیوتری و کارخانجات تمام اتوماتیک و مزارع مکانیزه مجهز است، و وسائل حمل و نقل هوایی و دریایی غول پیکر را در اختیار دارد، و در رابطه ها و کسب اطلاعات از تلفن و تلکس استفاده می کند.

ره آورد شوم این پدیده، جنگ ها و ظلم ها و نابسامانی های گسترده و عالم گیری است که بشریت را در کام خود فرو برده است و جهان را به جهان اول و دوم و سوم تقسیم کرده و جامعه های طبقاتی تشکیل یافته از طبقه ثروتمند شادخوار و فقیر محروم و گرسنه پدید آورده است.

سرمایه داری و پول پرستی از دیدگاه امام رضا (علیه السلام) پدیده شوم و شیطانی است که با تعالیم پیامبران و ایمان به روز رستاخیز سازگار نیست و با رشد و تکامل انسان و زندگی عادلانه او در این دنیا نیز سازگاری ندارد.

 

ره آوردهای شوم سرمایه داری

سرمایه داری در دو بعد از حیات آدمی آثاری ژرف و گسترده دارد:

1- روابط اقتصادی و بعد زندگی مادی

2- روابط انسانی و بعد اخلاقی و معنوی
اکنون به تبیین هر یک از این دو بعد می پردازیم:


1- روابط اقتصادی و بعد زندگی مادی

گردش ثروت های عمومی در دست طبقه اشراف

 

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

...و البرائه ممن نفی الاخیار... و جعل الاموال دولة بین الاغنیاء...5

(از ایمان است) بیزاری از کسانی که نیکان را از جامعه (اسلامی) تبعید کردند و اموال (مسلمانان) را میان ثروتمندان به گردش گذاشتند.
 

رباخواری

 

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
علة تحریم الربا، انما نهی الله عزوجل عنه، لما فیه من فساد الاموال، لان الانسان اذا اشتری الدرهم بالدرهمین،

کان ثمن الدرهم درهماً  و ثمن الاخر باطلا، فبیع الربا و شرائه وکس علی کل حال علی المشتری و علی البایع،

فحرم الله تبارک و تعالی الربا لعله فساد الاموال

کما حظر علی السفیه ان یدفع الیه ماله لما یتخوف علیه من افساده...6

علت تحریم ربا این است که: خداوند عزوجل از ربا نهی کرد چون مایه تباهی اموال است، زیرا انسان اگر یک درهم را به دو درهم بخرد، [در حقیقت] بهای درهم، یک درهم بیشتر نیست، و بهای درهم دیگر باطل (و بدون حق) است، پس خرید و فروش ربوی، در هر حال برای فروشنده و خریدار زیان و کمبود دارد، پس خداوند متعال ربا را ممنوع اعلام کرد، زیرا اموال تباه می گردد. چنان که منع کرد سفیهان اموال خود را در دست گیرند، چون بیم تباهی آن اموال می رود.

 

سرمایه دار با به کارگیری سرمایه بدون کار، و استفاده از بهره پول، ثروت ها می اندوزد و گروه زیادی را تهیدست می سازد. دقیقاً می توان محاسبه کرد که در ارتباط با یک سرمایه دار ربا خوار، چند صد نفر پس از چند سال زمین گیر و ساقط می شوند و سرمایه و ثروت ایشان به تدریج به جیب یک نفر سرازیر می گردد.

در بخش دیگری از کلام امام در علل تحریم ربا، به ظلم نیز تکیه شده است و این تعلیل و علت یابی که امام تبیین می کنند، آموزنده معیارهای کلی و قانونمندی است که در کل جریان های اقتصادی راهگشا است.  برای ادامه مطلب کلیک کنید

razavi.ir



اگر چنانچه چيزى را بگوئيم كه به آن علم نداريم؛ مثلاً يك شايعه است - يك نفرى يك حرفى را از قول يكى نقل ميكند، ما هم همان را دوباره تكرار ميكنيم - خب، اين كمك كردن به شايعه است، اين شايعه‌پردازى است؛ قول به غير علم است. قول به غير علم، خود قولش هم اشكال دارد، عمل كردن به آن امر غير معلوم و بدون علم هم اشكال دارد؛ «و لا تقف ما ليس لك به علم». «لا تقف»، يعنى چيزى را كه علم به آن ندارى، دنبال نكن، دنبال نرو. دنبال كردن، هم در زمينه‌ى عمل هست، هم در زمينه‌ى گفتار هست. وقتى شما يك چيزى را گفتيد كه به آن علم نداريد، اين هم اختفاء امرى است كه انسان به آن علم ندارد. لذا دنبالش ميفرمايد: «انّ السّمع و البصر و الفؤاد كلّ اولئك كان عنه مسئولا». امام خامنه ای ۱۳۹۱/۰۵/۱۶



سخنگوی خانه موسیقی اخیرا مطرح کرده «ما روایتی در مورد حرمت موسیقی نداریم و به خوانندگی زنان مجوز داده شود». آیا روایت نداریم؟ چرا خوانندگی زن حرام است؟ (مربی کودک و نوجوان/قم)


 نمی‌دانیم ایشان این سخن را گفته یا خیر (فردا تکذیب نکند که من نگفتم یا چنین نگفتم) و یا اگر گفته با چه بیانی گفته است و یا اساساً او کیست؟ اما اگر او یا هر مسئول و غیر مسئول دیگری چنین گفته باشد، سخن این است که از کی تا به حال «سخنگوی خانه موسیقی – یا هر مسئول دیگری»، مجتهد و فقیه شده‌اند؟! هر چند که مجتهد نیز شده باشند، فقط می‌توانند در مسائل شخصی به خودشان اجتهاد کنند، اما نمی‌توانند [به ویژه در مسائل اجتماعی و اداری]، صدور حکم کنند و مردم نیز مقلد آنها نمی‌باشند. حتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز مجتهد و فقیه نیست و چنین اجازه‌ای ندارد، چه رسد به یک سخنگو. حتی نمایندگان مجلس که قوانین را وضع می‌کنند، تأیید انطباقش با قانون اساسی و نیز احکام شرعی، با فقهای شورای نگهبان است که فقیه هستند، نه با خودشان.

قبول نداشتن اسلام و احکام اسلامی یک بحث است، اما انتساب نظرات و امیال شخصی به اسلام مبحث دیگری است. این مسئله بسیار مهم‌تر از حرام بودن یا نبودن «خوانندگی زن یا مرد» است، چرا که سبب تحریف و ایجاد انحراف در اذهان عمومی می‌گردد.

در جهان امروز، حتی اجازه‌ی اظهار نظر به یک غیر حرفه‌ای در بازی فوتبال یا والیبال را نمی‌دهند و البته درست هم همین است، اما به اسلام که می‌رسد، همه نه تنها نظر می‌کنند، بلکه مجتهد شده و فتوا و حکم نیز صادر می‌نمایند؟!

حال ما (فقها، مسئولین، مردم و همه مخاطبین) باید در مقابل این اظهارنظرهای جاهلانه چه کنیم؟ با یک سخنگو وارد مباحثه فقهی شویم که آیا روایتی در حرام بودن خوانندگی زن داریم یا نداریم؟ یا اگر داریم روایت صحیح است یا مرسل یا غیر موثق؟ و آیا متواتر است یا واحد؟ آیا می‌توان به استناد آن روایت، حکمی را استنباط و استخراج نمود یا خیر و آن حکم چه می‌تواند باشد؟

حالا اگر ما از معصومین علیهم‌السلام احادیث و روایاتی بیاوریم، چه می‌شود؟ آیا هر کسی می‌تواند از آنها استنباط، استخراج و صدور فتوا و حکم نماید؟

چند حدیث:

*- همانا خداوند تعالی مرا راهنما و رحمت برای جهانیان قرار داده و مرا امر کرده که مزمارها و معزفه‌ها و تارها و بت ها و اعمال جاهلیت را از بین ببرم، بدرستی که معامله و تجارت و خرید و فروش آلات موسیقی حرام است. (مستدرک الوسائل، ج13، ص219) (مستدرک، ج2، ص 458)

*- از عبدالله بن عباس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده که فرمودند:برخی از اقوام هستند که قرآن را برای غیر خدا فرا میگیرند و از آن به عنوان وسیله ای از آلات موسیقی استفاده میکنندو با قرآن غنا میکنند، تا اینکه فرمودند این اقوام طبل و آلات موسیقی را نیکو میشمارند امر به معروف و نهی از منکر را زشت میدانند. سپس فرمودند: اینان در ملکوت آسمانها پلیدهای نجس خوانده می شوند. (وسائل الشیعه، ج12، ص230، ح27) (تفسیر قمی، ص427)

*- پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله: «خمسه لا ينظر الله اليهم يوم القيمه - الي ان قال: والمغني» (جامع احاديث، ج 22، ص 233)

یعنی: خداوند در قيامت به پنج طايفه نظر (رحمت) نمي‌کند و يکی از آنان مغنی (آواز خوان) است.

*- از امام صادق علیه السلام درباره قول زور(که در آیه 30 سوره مبارکه حج آمده) سؤال شد، فرمودند:غناء همان قول زور و سخن باطل است... شما را از نواختن آلات موسیقی همچون صنج ها برحذر میدارم، همانا شیطان با کسیکه آنرا بنوازد به سرعت همراه میشود ملائکه از او فرار میکنند و نفرت دارند. هرکه در خانه اش چهل روز طنبور (سه تار) باشد غضب الهی را بسوی خود جلب کرده است. (من لایحضره الفقیه، ج4، ص46، ح6)

*- امام صادق علیه‌السلام: «الْمُغَنِّيَةُ مَلْعُونَةٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَكَلَ كَسْبَهَا» یعنی: «زن خواننده و کسی که از کسب او بخورد، ملعون و مطرود از رحمت خداست» (وسائل الشيعه، ج 17، ابواب ما يکتسب به، باب 15، ص 121)

«المنجّم ملعون، و الکاهن ملعون، والساحر ملعون، و المغنيه ملعونه، و من آواها و اکل کسبها ملعون، و قال (ع): المنجم کالکاهن، و الکاهن کالساحر، و الساحر کالکافر، و الکافر في النار؛» (امع احاديث شيعه، ج 22، ص 241)

*- یعنی: منجّم ملعون است، کاهن ملعون است، ساحر ملعون است و زن خواننده ملعون است و هم چنين کسی که او را منزل دهد و از کسب و درآمد او مصرف کند ملعون است. و فرمود: منجم مثل کاهن، کاهن مانند ساحر، ساحر مثل کافر و کافر در آتش دوزخ است.»

خب، حالا این چند روایت را بشنوند چه می‌شود؟ حرف‌شان را پس می‌گیرند یا توجیه می‌کنند؟

الف – نظم منطقی در یک جامعه وقتی حاکم می‌شود که اولاً هر کسی در حوزه‌ی مأموریت و مسئولیت خود کار کند و ثانیاً طبق فرموده خداوند متعال در قرآن کریم، هیچ کس در مسائلی که به آن علم ندارد، وارد نشود و همین‌طوری اظهار نظر نکند، چه رسد به این که با قطعیت بگوید و در نتیجه دستورالعمل نیز صادر کند که باید مجوز صادر بشود.

«وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا» (الإسراء، 36)

ترجمه: و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن (بر آن ایستادگی مکن)، زيرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد.

ب – به طور قطع گویندگان این قبیل سخنان، اساساً نه با اسلام و احکام اسلام آشنایی دارند و نه با موسیقی و خوانندگی و اصلاً نمی‌دانند آیا مطلقِ موسیقی حرام است یا موسیقی و خوانندگی نیز حلال و حرام دارد و مرز آنها کدام است؟ اگر از آنها بپرسند: فرق طرب و غنا، و سایر موسیقی‌ها و خوانندگی‌ها چیست؟ نمی‌دانند. اما اجتهاد نیز می‌کنند!

چند استفتاء:

*- دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):

ج1و3) اگر صداى زن به‌صورت غنا باشد و یا گوش دادن به صداى او به قصد لذت و ریبه باشد و یا مفسده‏اى بر آن مترتّب گردد و یا همراه با موسیقى لهوى و حرام باشد، جایز نیست.

ج2) غنا یعنى ترجیع صدا به نحوى که مناسب با مجالس لهو باشد که از گناهان بوده و بر خواننده و شنونده حرام است.

*- دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

غنا حرام است ، و منظور از آن سخن باطلى است که با آوازى خوانده مى‏شود که مناسب مجالس لهو و لعب باشد . و همچنین جایز نیست با این گونه صدا قرآن و دعا و مانند آن را بخوانند‌، ـ و بنابر احتیاط واجب ـ سخنانى غیر از آنچه گفته شد نیز به این گونه صدا نخوانند . و همچنین گوش دادن به غنا حرام است و اجرت گرفتن بر آن نیز حرام است و ملک گیرنده نمى‏شود . و همچنین یاد گرفتن و یاد دادن آن نیز جایز نیست . و موسیقى یعنى نواختن آلات مخصوص موزیک نیز اگر به نحوى باشد که مناسب مجالس لهو و لعب است حرام است ، و غیر آن حرام نیست . و اجرت گرفتن بر نواختن موسیقىِ حرام ، نیز حرام است ، و ملک گیرنده نمى‏شود ، و تعلیم و تعلّم آن نیز حرام است .و شنیدن صدای زن با تهیج جنسی جایز نیست.

*- دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

بطور کلی همه آهنگ هایی که از آلات طرب باشد حرام است و غنا یعنی دور دادن صدا در گلو و خوانندگی زن به صورت غنا و شنیدن صدای او نیز حرام است.

*- سؤال: در باب صدای غنا منظور از مفسده چه نوع فسادی است؟ (مرجع: آیت الله خامنه‌ای)

پاسخ: منظور از مفسده در این گونه مجالس این است که انسان از یاد خدا غافل شده و همین غفلت، زمینه دوری انسان از خدا و اخلاق شده و ورود به فساد و فحشا، افتادن در گناه و معصیت و انحرافات جنسی و اخلاقی به دنبال خواهد داشت.


پایگاه پاسخگویی به سؤالات و شبهات (ایکس – شبهه)






     =====================================================


درمیدان,می مانم, تا نفس آخرم................راهی راه حسین, همقدم رهبرم
درمیدان,می مانم, تا نفس آخرم................راهی راه حسین, همقدم رهبرم
درمیدان,می مانم, تا نفس آخرم................راهی راه حسین, همقدم رهبرم


دليل سكوت در مقابل توهين وندي شرمن به ژن ايراني چيست؟


3 اکتبر، وندی شرمن، معاون وزارت امور خارجه آمریکا و مسئول مذاکره با ایران، فرمايش به در كردند: "ما می‌دانیم فریبکاری بخشی از "ژن" ایرانیان است".

به گزارش بولتن نيوز، حدود سه هفته از بیرون آمدن اين صداي نا بهنجار از دهان وندي شرمن می‌گذرد اما نه از سوي مسئولين و نه از سوي رسانه هاي داخلي و اپوزسيون خارجي شاهد واكنش نبوده ايم و نه موجی علیه اين ياوه گويي ها مي بينيم و نه اخمي و نه تشكري از اين كه بالاخره يك نفر توانست ماهيت ژن ايرانيها را بعد از اعراب غير ايراني و اسلاف آنها تشخيص دهد!.




نامشخص است كه چرا آنهايي كه دم از ايراني بودن و افتخار به ايراني بودن مي زنند نرفتند و تویتر این زني را كه فعلا مسئوليت مذاكره با ايران را دارد بمباران نكردند؛ نه ايرانيهايي كه در آمريكا جلوس فرموده اند و نه رسانه هايي كه دم از شعار مرگ بر آمريكا مي زنند و نه هيچ كس و هيچ كس ديگر. گويي براي هيچ كس ايراني بودن و ژن ايراني داشتن و توهين شدن به ژن ايراني مهم نيست و آن چيز كه مهم است، تنها استفاده از سرزمين ايران براي رسيدن به پول و ثروت و قدرت است و بس!.

وندي شرمن اگر این سخن نژادپرستانه و زشت را درباره یهودیان یا حتی سرخپوستان آمریکا، و هر گروه قومی دیگر، می‌گفت، با چنان موجی مواجه می‌شد که مجبور به استعفایش می‌کردند. اما دريغ از يك اعتراض، حتي از جامعه ایرانی تباران آمریکا كه خود را "گل سر سبد" می‌ دانند.

دريغ از يك اعتراض از سوي مسيح علي نژادها و ربع پهلوي ها و هزاران ايراني ديگر كه با مارك ايراني تبليغ مي كنند و كوچكترينها از زير ديدگانشان مخفي نمي شود اما زماني كه وقت به ايراني بودن و توهين به ژن ايراني مي شود سكوت اختيار مي كنند تا نكند جيره شان را اربابانشان قطع كنند و از آنجا رانده و از اينجا مانده شوند.

و عجیب‌ تر از همه اينها سکوت دولت ایران است!. سكوتي كه هيچ دليلي براي آن نمي توان يافت و ب نبايد ما ايرانيها را از حقوق اوليه خود محروم كند. حقوقي مانند احترام به ايراني و ايرانيان و به حق ملت ايران. حقوقي كه سالها است از سوي آمريكاييها فراموش شده و بارها و بارها از سوي مقام معظم رهبري نسبت به آن تاكيد شده و به آمريكاييها و ديگران در اين رابطه تذكر داده اند.

اگر به نظر وندي شرمن فريبكاري بخش از ژن ايرانيان را تشكيل مي دهد. پس از نظر او ژن آمريكائيهايي كه بر سر مردم و كودكان بي دفاع هيروشيما و ناكازاكي بمب اتم ريختند و به صدام كمك كردند تا بر سر مردم ايران و كردستان عراق بمب شيميايي بريزد، از چه نوعي مي تواند باشد. آيا ژن او و اجدادش از ژن بربرها و وايكينگها و آدمخوارها است. آيا به نظر وندي شرمن صحيح است كه ساختمان سازمان ملل در كشوري باشد كه ژن مردمش آلوده به خون سرخپوستان آمريكايي و كودكان معلول ويتنامي و ژاپني و نوزادان مادران بي گناه شيميايي شده پيرانشهري و سردشتي است.

به نظر مي رسد كه دولت ايران در اولين دور بعدي مذاكرات هسته اي بايد از وندي شرمن سوال كند تا تكليف ژن آمريكاييهايي را كه در حال حاضر ازدواج مرد با مرد در برخي شهرهاي آنها رسميت يافته است را نيز براي دنيا مشخص كند.



                                                                   

وحدت کلمه را حفظ کنيد. ياد امام، ياد پيشروان انقلاب، ياد شهداي بزرگوار و ياد صحنه هاي پرشور انقلاب و جنگ تحميلي را چه در دانشگاه، چه در حوزه و چه در محيطهاي کار و زندگي، زنده نگه داريد. اگر اين شد، به فضل پروردگار در طول سالهاي آينده و دهها سال آينده، چنان بناي تمدّن رفيعي در اين جا و بسي جاهاي ديگر، شالوده ريزي خواهد شد و چنان عظمتي از اسلام و مسلمين آشکار خواهد شد که ديگر حقيقت و واقعيّتي براي استکبار جهاني باقي نخواهد ماند و ديگر استکباري وجود نخواهد داشت. اميدوارم خداي متعال شما را موفّق بدارد و ادعيّه حضرت بقيةالله الاعظم ارواحنافداه شامل حالتان شود و روح مبارک امام و شهداي بزرگوار، از شما راضي باشد.

                                                        امام خامنه ای 11\8\73




حج ابراهیمی از منظر امام خمینی ره



عيدى كه انسانهاى آگاه را به ياد قربانگاه ابراهيمى مى‏اندازد؛ قربانگاهى كه درس فداكارى و جهاد را در راه خداى بزرگ به فرزندان آدم و اصفيا و اولياى خدا مى‏دهد. عمق جنبه‏هاى توحيدى و سياسى اين عمل را جز انبياى عظام و اولياى كرام- عليهم الصلوة و السلام- و خاصّه عباداللَّه كس ديگرى نمى‏تواند ادراك كند. اين پدرِ توحيد و بت شكنِ جهان به ما و همه انسانها آموخت كه قربانى در راه خدا، پيش از آنكه جنبه توحيدى و عبادى داشته باشد، جنبه‏هاى سياسى و ارزشهاى اجتماعى دارد. به ما و همه آموخت كه عزيزترين ثمره حيات خود را در راه خدا بدهيد و عيد بگيريد. خود و عزيزان خود را فدا كنيد، و دين خدا را و عدل الهى را برپا نماييد. به همه ما، ذريّه آدم، فهماند كه «مكّه» و «منى‏» قربانگاه عاشقان است. و اينجا محل نشر توحيد و نفى شرك؛ كه دلبستگى به جان و عزيزان نيز شرك است. به فرزندان آدم درس آموزنده جهاد در راه حق را داد كه از اين مكان عظيم نيز فداكارى و از خودگذشتن را به جهانيان ابلاغ كنيد. به جهانيان بگوييد در راه حق و اقامه عدل الهى و كوتاه كردن دست مشركان زمان بايد سر از پا نشناخت، و از هر چيزى حتى مثل اسماعيل ذبيح اللَّه، گذشت. كه حق جاودانه شود. اين بت شكن و فرزند عزيزش، بت شكن ديگر، سيد انبيا، محمد مصطفى- صلى اللَّه عليه وآله و سلم- به بشريت آموختند كه بتها هرچه هست بايد شكسته شود؛ و كعبه، كه امّ القُرى است، و آنچه از آن بسط پيدا كرده تا آخرين نقطه زمين، تا آخرين روز جهان، بايد از لوث بتها تطهير شود: بت هرچه باشد، چه هياكل، چه خورشيد، چه ماه، و چه حيوان، و انسان. و چه بتى بدتر و خطرناكتر از طاغوتهاى در طول تاريخ از زمان آدم صفى اللَّه، تا ابراهيم خليل اللَّه، تا محمد حبيب اللَّه- صلى اللَّه عليهم و آلهم اجمعين- تا آخر الزمان كه بت شكن آخر از كعبه نداى توحيد سر دهد. مگر ابرقدرتهاى زمان ما بتهاى بزرگى نيستند كه جهانيان را به اطاعت و كرنش و پرستش خود مى‏خوانند، و با زور و زر و تزوير خود را به آنان تحميل مى‏نمايند؟

صحيفه امام، ج‏18

 




اگر کسی از این که به او بگن امریکایی خوشش میاد این مطلب رو بخونه!


از جمله مسائلى كه به مسلمانان و مستضعفان جهان اجازه هيچ گونه فعاليت براى خروج از قيد و بند استعمارگران را نمى‏دهد و آنان را به حال ركود و عقب افتادگى نگاه مى‏دارد، تبليغات همه جانبه‏اى است كه غربزدگان و شرقزدگان، يا به امر ابرقدرتها، يا با كوتاه نظرى خود، در سراسر كشورهاى اسلامى و استضعافى به راه انداخته‏اند و مى‏اندازند. و آن است كه علم و تمدن و پيشرفت مختص به دو جناح امپرياليزم و كمونيسم است؛ و آنان، خصوصاً غربيها و اخيراً امريكاييها، نژاد برتر هستند، و ديگران نژادپست و ناقص هستند؛ و ترقى آنان در اثر والا نژادى آنان است؛ و عقب افتادگى اينان در اثر نقص نژادى است! و به تعبير ديگر، آنان انسانهاى تكامل يافته هستند؛ و اينان در حال تكامل، كه پس از ميليون‏ها سال به تكامل نسبى مى‏رسند. پس، كوشش براى پيشرفت بيفايده است. و آزادگان يا بايد وابسته به سرمايه دارى غرب باشند، و يا كمونيسم شرق. و به بيان ديگر، ما از خود هيچ نداريم، و بايد همه چيز را از ابرقدرتهاى غرب ياشرق بگيريم: علم را، تمدن را، قانون را، وپيشرفت را! و شما امروزِ سياه ما را مى‏بينيد كه در اثر اين تفكر كه بر ما تحميل كرده‏اند هرچيز، اگرچه ممتاز باشد و از خودى باشد، به همين جرم مشترى‏اش كم است؛ و همين را اگر اسم غربى به آن بگذارند، مشترى زياد پيدا مى‏كند. پارچه ايران حتماً بايد در حاشيه‏اش حروف خارجى و لاتين داشته باشد تا مشترى پيدا كند!

صحیفه امام خمینی ره







«عزيزان من! آينده مال شماهاست، اميد آينده كشور شماها هستند؛ بايد خيلي مراقبت كنيد. درست است كه جوان طلبه انقلابي اهل عمل است، اهل فعاليت است، اهل تسويف و امروز به فردا انداختن كار نيست، اما بايد مراقب باشد... جوانهاي انقلابي بدانند همان طور كه كناره گيري و سكوت و بي تفاوتي ضربه مي زند، زياده روي هم ضربه مي زند؛ مراقب باشيد زياده روي نشود.... انقلابي بايد بصير باشد. بايد بينا باشد، بايد پيچيدگي هاي شرايط زمانه را درك كند... بايد دقيق باشيد، بايد شور انقلابي را حفظ كنيد. بايد با مشكلات هم بسازيد. بايد از طعن و دق ديگران هم رويگردان نشويد اما بايد خامي هم نكنيد. مراقب باشيد. مأيوس نشويد. در صحنه بمانيد اما دقت كنيد و مواظب باشيد. رفتار بعضي از كسانيكه به نظر شما جاي اعتراض دارد شما را عصباني نكند. شما را از كوره در نبرد. رفتار منطقي و عقلاني يك چيز لازمي است. البته اين را هم به همه توصيه كنيم كه نيروهاي انقلابي را متهم به افراطي گري نكنند؛ بعضي هم اينجوري دوست مي دارند. عنصر انقلابي، جوان انقلابي، طلبه انقلابي، فاضل انقلابي، مدرس انقلابي در هر سطحي از سطوح را متهم كنند به افراطي گري.
نه اين هم انحرافي است كه به دست دشمن انجام مي گيرد»


پررنگ‌ترین عذرخواهی‌ امام خطاب به چه کسی بود؟

جایگاه یگانه‌ای مفهوم شهادت و شهید و خانواده شهدا و ایثارگران در نزد امام راحل داشته است. به گزارش تابناک، مرور صحیفه امام (ره) نشان می‌دهد که یکی از پررنگ‌ترین موارد احساس دین امام راحل نسبت به مردم انقلابی ایران، آنجایی است که ایشان در ششم تیر ماه ۱۳۵۹ در جمع سرپرست بنیاد شهید و خانواده‌های شهدای انقلاب به عدم بهبود و اصلاح امور در زمینه‏‌های گوناگون کشور به شدت اعتراض می‌کنند. امام (ره) پس از مرور زحمات و مصیبت‌های خانواده‌ شهدای انقلاب می‌گوید: «من از شما‌ها عذر می‌‏خواهم. من از ملت ایران عذر می‌‏خواهم. من از ملت ایران عذر می‌‏خواهم. من از این مادرهایی که بچه‌‏های خودشان را از دست دادند، معذرت می‌‏خواهم. من از این برادرهایی که عزیزان خودشان را دادند، از دست داده‌‏اند، معذرت می‌‏خواهم. من از این ارتشی‌هایی که جوانان خودشان را از دست داده‌‏اند، از این پاسدار‌ها که جوان‌های خودشان را از دست داده‌‏اند و برادران خودشان را، معذرت می‌‏خواهم که عُرضۀ این را ندارم که کار را درست کنم. من از حضرت مهدی ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ من از پیشگاه پیغمبر اکرم معذرت می‌‏خواهم. من از پیشگاه ولی عصر امام مهدی ـ سلام‏اللّه‏ علیه ـ معذرت می‌‏خواهم. من از پیشگاه ملت ایران معذرت می‌‏خواهم. من از شما برادران، برادران ارتشی، برادران پاسدار، برادران ژاندارمری و سایر قوای انتظامی که در راه اسلام جوان‌های خودشان را دادند، معذرت می‌‏خواهم. ما نتوانستیم برای شما کاری انجام بدهیم. ما ضعیف هستیم. ما باز گرفتار کاغذبازی هستیم. ما باز گرفتار آرم‌هایی شاهنشاهی هستیم. مملکت ما باز مملکت شاهنشاهی است. وزارتخانه‏‌های ما، وزارتخانه‌‏های ما باز وزارتخانه‌‏های طاغوتی است و ما نتوانستیم این‌ها را اصلاح کنیم. باید به اسرع وقت اصلاح شود و اگر اصلاح نشود به اسرع وقت اصلاح می‌‏کنیم‌». چند ماه پیش از این، امام خمینی در حکم تأسیس بنیاد شهید انقلاب اسلامی لازم می‌دانند که «باید رسیدگى کامل به خاندان شهدا و آسیب‌دیدگان و معلولین در این راه، چه در ‌انقلاب و چه قبل و بعد از آن به نحو احسن و با مراعات احترام آنان بشود». جالب این ‌که امام (ره) یازده روز پیش از عذرخواهی‌هایی که در بالا به آن اشاره شد، در روز ولادت امام (ره) حسین (ع) تذاکراتی ‌بر زبان می‌آورد که به نظر ایشان ادای گوشه‌ای از تکلیف اسلامی ایشان است و اگر آن‌ها را نگوید، به مردم خیانت کرده است. بخشی از این تذکرات به قرار زیر است: «و اخیراً لازم است تذکری که همگان بدان آگاهی دارند، بدهم و آن لزوم تقدیر از شهدای انقلاب و خانوادۀ آنان و معلولین و مصدومین می‌‏باشد. و لازم است عموم دستگاه‌های اجرایی اموری را که مربوط به شهدا و خانوادۀ آنان و معلولین و مصدومین است با کمال سرعت عمل نموده و تسهیلات لازم را در مورد آنان معمول دارند‌ که اینان بر ما و ملت شریف حق بسیار بزرگی دارند‌ و اگر معلوم شود که کسانی در بعضی از ادارات و وزارتخانه‏‌ها برای اجرای امور شهدای انقلاب و خانوادۀ آن‌ها اشکال‏‌تراشی می‌‏کنند، به عنوان ضد انقلاب باید مورد تعقیب واقع شوند». امام (ره) در جایی دیگر و پس از تبیین چرایی مقام رفیع شهدا و اهمیت خدمت به خانواده آن‌ها، کیفیت این خدمت را هم با عباراتی متفاوت بیان می‌کند و می‌گوید: «و عمده چیزی که هست این است که صادقانه خدمت کنید، خدمت بکنید، گمان ‌نکنید که شما یک کاری که برای آن‌ها انجام می‌دهید یک منّتی بر آن‌ها دارید. منّت آن‌ها را بکشید، خدمت بکنید، احترام بکنید از آن‌ها. این‌ها خانواده شهدا هستند. و معلولین و خانواده‌های معلولین که ارزششان آن قدر است، و ما باید خدمتگزار به آن‌ها باشیم. هر عملی که انجام می‌دهیم، هر خدمتی که به آن‌ها انجام می‌دهیم، عملی است که در پیشگاه خدا مقبول است‌ و ما باید با کمال خرسندی منّت آن‌ها را بکشیم و خدمت به آن‌ها بکنیم. مبادا یک وقتی یک کلمه درشتی گفته بشود به این بازماندگان شهدا، یا به این معلولین. و باز کسانی که عائله معلولین‌اند، توجه داشته باشید که عملی را که می‌کنید خالص و برای خدا باشد. و برای آن کسی که فداکار برای خدا بوده است، و جانش را در راه خدا اهدا کرده است. شما خدمت به او می‌کنید و این خدمت به خداست.‌‌ همان طوری که ما منّت خدای تبارک و تعالی را می‌کشیم و عبادت او را می‌کنیم، منّت اوست بر ما، و خدای تبارک و تعالی منّت بر ما گذاشته است و ما را هدایت کرده است، و هر عملی که بکنیم منّت بر او نداریم و او منّت بر ما دارد. این خدمت هم خدمت به خدای تبارک و تعالی و مجاهدین در راه او و شهدای در راه اوست. و ما باید با سر و جان خدمت بکنیم. و ابداً در نظرمان نیاید که ما یک کاری انجام دادیم. آن‌ها جان خودشان را دادند و شما قدرتی که دارید، دارید خرج می‌کنید برای آن‌ها. و من امیدوارم که در راه خدا که شد؛ ثواب مجاهدین را به شما عنایت بفرماید خدای تبارک و تعالی». توصیه‌های امام (ره) در مورد خانواده شهدا تا آخرین سال‌ها و روزهای عمر ایشان ادامه می‌یابد. ایشان در پاسخ به نامه فرزندان شهدا در اردیبهشت سال ۶۵، علاوه بر این که فرزندان محترم شهدا، جانبازان، اسرا و مفقودین را نور چشمان عزیزم خطاب می‌کند، بالا‌ترین افتخار را این می‌داند که «ما در تداوم انقلابمان ذخیره‌های عظیمی همچون شما عزیزان را داریم که حضورتان در جامعه در تمامی صحنه‌های اسلامی و انقلابی و مردمی یادآور رشادت‌ها و فداکاری‌ها و اخلاص رادمردانی است که به برکت خون‌های پاک آنان انقلاب و جمهوری اسلامی ایران بارور گردید» و در پایان پاسخ خود باز یادآور می‌شوند که «به مسئولین محترم جمهوری اسلامی ایران، برای چندمین بار، سفارش می‌کنم ـ و این نصیحت و سفارش همیشگی است ـ که قدر این نعمت‌های بزرگ الهی را بدانند‌ و در شرایط کنونی و آینده‌های دور، اولویت را به این عزیزان و کسانی بدهند که در راه اسلام‌ خون داده‌اند و مبارزه کرده‌اند؛ و به شدت از بهانه‌جویی و سنگ‌اندازی و مانع تراشی و کاغذبازی، که مانع رشد آنان و ملت دلاور ایران است، خودداری ورزند‌». یک سال و نیم بعد و پس از پایان جنگ و آغاز دوران بازسازی نخستین نکته مهمی که در موضوع سیاست‌های کلی نظام اسلامی در دوران بازسازی کشور از دیدگاه امام (ره) توجه به آن ضروری است، این است: «با این که اطمینان داریم که خانواده‌های معظم شهدا و جانبازان و اسرا و مفقودین هیچ ‌گاه راضی نشده و نمی‌شوند که در برابر ایثار عزیزانشان که فقط به خاطر خدا و رسیدن به کمال بوده است، سخن از رفاه و مادیات به میان آید و همت آنان بلند‌تر از این مقوله‌هاست، ولی بر دست‌اندرکاران نظام است که ذوق و استعداد و توان خود را در هر چه بهتر رسیدن به امور معنوی و مادی و ارزشی و فرهنگی این یادگاران هدایت و نور به کار گیرند و از خدمت بی‌شائبه و بی‌منت به آنان دریغ نکنند؛ هر چه انقلاب اسلامی ایران دارد از برکت مجاهدت شهدا و ایثارگران است. من می‌دانم که بسیاری از خانواده‌های عزیز شهدا و جانبازان و اسرا و مفقودین به خاطر مناعت طبع و بزرگواری و اخلاق کریمه خود در مصایب و مشکلات زندگی به مسئولین مراجعه نکرده‌اند و یا مراجعه‌شان به حداقل بوده است. و همه نیز می‌دانیم که اکثریت این قشر و رزمندگان عزیز اسلام از طبقات محروم و کم درآمد بودند و مرفهین کمتر دل برای انقلاب سوختند، ولی وظیفه ماست که در حد توان و مقدورات قدر‌شناس زحمات آنان باشیم و من میل ندارم که این قدر‌شناسی فقط در حد تعریف و تمجید ظاهری خلاصه شود بلکه باید در همه نوع امتیازات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی به آنان بها داده شود».   منبع:رجا




آن چیزی که باعث شد امام از خدا طلب مرگ کند چه بود؟

نامه [به آقاى منتظرى (عدم صلاحيت براى تصدى رهبرى نظام جمهورى اسلامى)].
زمان: 6 فروردين 1368/18 شعبان 1409.
مكان: تهران، جماران.
موضوع: «عدم صلاحيت براى تصدى رهبرى نظام جمهورى اسلامى».
مخاطب: منتظرى، حسينعلى.

بسم اللَّه الرحمن الرحيم. جناب آقاى منتظرى. با دلى پر خون و قلبى شكسته چند كلمه‏اى برايتان مى‏نويسم تا مردم روزى در جريان امر قرار گيرند. شما در نامه اخيرتان نوشته‏ايد كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم مى‏دانم؛ خدا را در نظر مى‏گيرم و مسائلى را گوشزد مى‏كنم. از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامى عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرالها و از كانال آنها به منافقين مى‏سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبرى آينده نظام را از دست داده‏ايد. شما در اكثر نامه‏ها و صحبتها و موضعگيريهايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرالها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند. به قدرى مطالبى كه مى‏گفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايده‏اى براى جواب به آنها نمى‏ديدم. مثلًا در همين دفاعيه شما از منافقين تعداد بسيار معدودى كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مى‏بينيد كه چه خدمت ارزنده‏اى به استكبار كرده‏ايد. در مسئله مهدى هاشمىِ قاتل، شما او را از همه متدينين متدينتر مى‏دانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيغام مى‏داديد كه او را نكشيد. از قضاياى مثلِ قضيه مهدى هاشمى كه بسيار است و من حالِ بازگو كردن تمامى آنها را ندارم. شما از اين پس وكيل من نمى‏باشيد و به طلابى كه پول براى شما مى‏آورند بگوييد به قم منزل آقاى پسنديده و يا در تهران به جماران‏مراجعه كنند. بحمداللَّه از اين پس شما مسئله مالى هم نداريد. اگر شما نظر من را شرعاً صحيفه امام، ج‏21، ص: 331 مقدم بر نظر خود مى‏دانيد- كه مسلماً منافقين صلاح نمى‏دانند و شما مشغول به نوشتن چيزهايى مى‏شويد كه آخرتتان را خرابتر مى‏كند- با دلى شكسته و سينه‏اى گداخته از آتش بى‏مهريها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بوديد چند نصيحت مى‏كنم ديگر خود دانيد:
1- سعى كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدى هاشمى و ليبرالها نريزد ..
2- از آنجا كه ساده لوح هستيد و سريعاً تحريك مى‏شويد در هيچ كار سياسى دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد ..
3- ديگر نه براى من نامه بنويسيد و نه اجازه دهيد منافقين هرچه اسرار مملكت است را به راديوهاى بيگانه دهند ..
4- نامه‏ها و سخنرانيهاى منافقين كه به وسيله شما از رسانه‏هاى گروهى به مردم مى‏رسيد؛ ضربات سنگينى بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتى بزرگ به سربازان گمنام امام زمان- روحى له الفداء- و خونهاى پاك شهداى اسلام و انقلاب گرديد؛ براى اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند ..

واللَّه قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولى در آن وقت شما را ساده لوح مى‏دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولى شخصى بوديد تحصيلكرده كه مفيد براى حوزه‏هاى علميه بوديد و اگر اينگونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلماً تكليف ديگرى دارم و مى‏دانيد كه از تكليف خود سرپيچى نمى‏كنم. واللَّه قسم، من با نخست وزيرى بازرگان مخالف بودم ولى او را هم آدم خوبى مى‏دانستم. واللَّه قسم، من رأى به رياست جمهورى بنى صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم ..

سخنى از سرِ درد و رنج و با دلى شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزيزمان دارم:
من با خداى خود عهد كردم كه از بدى افرادى كه مكلف به اغماض آن نيستم هرگز چشم پوشى نكنم.
من با خداى خود پيمان بسته‏ام كه رضاى او را بر رضاى مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان عليه من قيام كنند دست از حق و حقيقت برنمى دارم.
من كار به تاريخ و آنچه اتفاق مى‏افتد ندارم؛ من تنها بايد به وظيفه شرعى خود عمل كنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيب پيمان بسته‏ام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آنها در ميان گذارم.
تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعى كنند تحت تأثير دروغهاى ديكته شده كه اين روزها راديوهاى بيگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مى‏كنند نگردند. از خدا مى‏خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد. ما همه راضى هستيم به رضايت او؛ از خود كه چيزى نداريم، هرچه هست اوست. والسلام ..
 يكشنبه 6/1/68.
 روح اللَّه الموسوى الخمينى.
صحيفه امام، ج‏21، ص: 332  



برچست ها :
تعداد بازدید : 3
     
print

عکس/:داماد نمونه

نظرات 0

عکس/ داماد نمونه

نماز ستون دین و اوج بندگی در برابر معبود است اما گاهی برای راز و نیاز با خدا باید در شرایطی سخت آزمون بدهیم.




برچست ها :
تعداد بازدید : 6
     
print

چگونه پیر دختر و پیر پسر نشویم؟!

نظرات 0

چگونه پیر دختر و پیر پسر نشویم؟!


تبیان: من 20 سالگی ازدواج کردم؛ یعنی در سنی که خیلی از پسرها به فکر درس و دانشگاه و احیانا سربازی وچیزهای دیگر هستند. من هم دانشجو بودم و سربازی نرفته بودم و تنها درآمد دانشجویی داشتم.




با این وجود ازدواج کردم چون شنیده و خوانده بودم که بزرگان ما گفته بودند اگر ازدواج کنی خدا روزی تان را چند برابر می کند. همین طور هم شد. من این جملات را قبل از اینکه تجربه کنم، باور کرده بودم و این باور موجب شد که روزی ام چندین برابر شود و به راحت ترین شکل ممکن دوران خدمت سربازی را بگذرانم و صاحبخانه شوم و یک فرزند سالم نصیبم شود. اینکه ملاکهای ازدواجم چه بوده و آیا خوشبخت شدم یا یک زندگی معمولی را می گذرانم یا بدبخت شدم و یا اگر کسی در سنین پایین ازدواج کند خوشبخت می شود یا نه، مساله ای دیگر است که می توان در نوشته های آینده به آن پرداخت. موضوع زمان ازدواج است که به بحران تبدیل شده است. با ازدواج من خیلی از دوستانم هم به فکر ازدواج افتادند اما حداقل نصف آنها ازدواج نکرده اند و در 20 سالگی از این مساله خیلی می ترسیدم. می ترسیدم از اینکه دلسرد شوم و بسیاری از دوستانم همین طور شده اند. می ترسیدم از اینکه با مرور زمان شرایط ازدواج سخت تر از اینی که هست شود و شد و می شود! می ترسیدم که با مرور زمان آن شور و نشاط جوانی لازم برای آغاز زندگی از بین برود و برای خیلی از اطرافیانم همین طور شده است.

آیا دیدن یک عروس 40 ساله در لباس عروسی شما را نمی ترساند؟ دیدن داماد بی مو یا دامادی با موهای سپید شما را نمی ترساند؟ دیدن مردی 35 ساله و 40 ساله مجرد بر سر سفره پدر شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش سن دختران مجرد شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش آمار عروسانی که دختر نیستند شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش خبرهای تجاوزها و آدم ربایی ها و اغفال ها و آزار و اذیت ها شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش سن پسرانی که هر روز سردتر از روز قبل می شوند شما را نمی ترساند؟ آیا افزایش بیماران روحی جوان شما را نمی ترساند؟ بله برای ازدواج نکردن هزاران بهانه است از مشکلات مالی پسرها گرفته تا نداشتن خواستگار مناسب برای دخترها اما کاش برای ازدواج نکردن وحشت هم وجود داشت وحشتی مثل پیر دختر شدن و پیر پسر شدن.

سن ازدواج بالا و بالاتر

طبق آخرین آمار ازدواج مردان بالای 35سال و زنان بالای 30سال طی 8 سال اخیر دوبرابر افزایش یافته است. این آمار را 3 ماه پیش، علی اکبر محزون مدیرکل دفتر اطلاعات وآمار جمعیتی سازمان ثبت ارائه کرده بود: براساس آمارهای موجود در سال84 سهم ازدواج‌های بالای 35سال برای مردان 6/7درصد و ازدواج‌های بالای 30سال برای زنان 6/3درصد بوده که این ارقام از افزایش حدود دوبرابری سهم ازدواج‌های در سنین بالا در فاصله سال‌های 84 تا 91 حکایت دارد.آخرین آمارهای جمعیتی در زمینه ثبت واقعه ازدواج نشان می‌دهد که در سال 91، 831هزار و 670 ازدواج به ثبت رسیده است و مردان گروه سنی 20 تا 24ساله با 312هزارو498 واقعه و زنان با همین سن با 275هزارو873 واقعه ازدواج بیشترین آمار ازدواج زوجین را به خود اختصاص داده‌اند.

اما سهم ازدواج‌های بالای 35سال برای مردان و ازدواج‌های بالای 30سال برای زنان در آمارهای سال‌های اخیر همچنان رو به افزایش است؛ به‌طوری که سهم ازدواج‌های بالای 30سال برای زنان از 10/5درصد در سال90 به 11/2درصد در سال91 افزایش یافته و سهم ازدواج‌های بالای 35سال برای مردان نیز از 8/6درصد در سال90 به 8/8درصد در سال91 افزایش یافته است.

همان طور که مشاهده می کنید موضوع خیلی خطرناک تر از آن است که فکر کنید.

تهدید پیر دختری پیر پسری

اگر می خواهید بدانید که افزایش تعداد پیر دخترها و پیرپسرها چه تهدیدهایی را به دنبال دارد سخنان مجید ابهری، آسیب شناس می تواند کمک بسیاری به شما کند. او در گفتگو با مهر با هشدار نسبت به وجود بیش از 10 میلیون جوان ازدواج نکرده در کشور گفت: وجود این تعداد جوان ازدواج نکرده در کشور در شرایطی است که شاهد افزایش فاصله بین بلوغ و سن ازدواج در میان جوانان کشور هستیم و این می تواند منجر به بروز پدیده پیردختری و پیرپسری در دهه‌های بعدی می شود.

مجید ابهری در آستانه آغاز هفته ازدواج با بیان این مطلب افزود: افزایش سن ازدواج تهدیدی برای آینده کشور است و از سوی دیگر بنیانهای خانواده را متزلزل می کند و پدیده پیردختری و پیرپسری را در کشور رواج می دهد.در حال حاضر بیش از 10 میلیون جوان در سن ازدواج وجود دارد که هنوز تشکیل خانواده نداده اند. از دیگر سو فاصله بین بلوغ و ازدواج به شدت در حال افزایش است و پسران که باید در سن 22 سالگی ازدواج کنند، در سنین 29 تا 35 سالگی تشکیل خانواده می دهند که با این وضعیت به تعداد جوانان آماده ازدواج افزوده می شود.

ابهری با بیان اینکه در سال آینده تعداد پسران آماده ازدواج افزایش پیدا می کند، دلایل بالا رفتن سن ازدواج و کم شدن تمایل جوانان به ازدواج را اینگونه بیان کرد: براساس نتایج تحقیقات بنیاد خانواده، عوامل مختلفی منجر به کاهش ازدواج در کشور می شود که شامل عوامل اقتصادی، رفتاری و روانی است.

وی ادامه داد: بیکاری، گران شدن مسکن، مهریه های نامتعارف، تورم، هزینه های سنگین ازدواج، خرید جهیزیه های نامعقول از جمله عوامل اقتصادی است. همچنین عدم مسوولیت پذیری پسران و ترس آنها از اداره زندگی و خانواده از جمله عوامل روانی و رفتاری برای کاهش ازدواج در کشور است.

به گفته این آسیب شناس، کاهش ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج پیامدهایی را شامل می شود که رواج زندگی های مجردی، افزایش آمار فساد در جامعه، بروز پدیده پیردختری و پیرپسری از جمله پیامدهای این اقدام است که دولت می تواند با حمایت مادی و معنوی مانع از بروز این خطرات در جامعه شود.

وی با اشاره به آمار ازدواج جوانان گفت: براساس سازمان ثبت احوال آمار ازدواج نسبت به سال گذشته دو و نیم درصد کاهش داشته است و آمار طلاق افزایش. در تهران به ازای هر سه ازدواج یک طلاق و در شهرستان ها به ازای هر پنج ازدواج یک طلاق انجام می شود.rajanews.com

15 مهر 1392


برچست ها :
تعداد بازدید : 3
     
print

ازدواج با نگاهی متفاوت - دانلود کتاب

نظرات 0

ازدواج با نگاهی متفاوت / دانلود کتاب

نقل قولی از "حریم آسمانی":

باسلام

خیلی ها به ازدواج با نگاههای مختلف برخورد میکنند

یکی از بی توجهی مسئولان میگه

یکی از نبود همسر ایده آل خودش یکی از کار ،

یکی از بی پولی ، یکی از فشار خانواده اما

ایندفعه من میخوام همه ی این نگاه هارو بعلاوه جوابشون رو یه جا در اختیارتون بزارم میخوام امروز یه کتاب بهتون معرفی کنم بنام جوشکاری

خیلی ساده و روون نوشته شده و بصورت پرسش و پاسخه خودم که خوندم واقعا لذت بردم اینجا لینک دانلودش رو میزارم حتما دانلودش کنید و بخونیدش

دانلود کتاب جوشکاری

  naghleghol.ir











گویند که...


... "انرژی هسته ای حق مسلم ماست...اما در کنارش پیشرفت و توسعه هم حق مسلم ماست...بهبود معیشت و رفاه مردم هم حق مسلم ماست..."
برای من سوال شد... حفظ عزت و اقتدار ملت هم آیا حق مسلم ماست یا نیست؟....آزادگی و حریت هم حق مسلم ماست یا نیست؟؟؟


برچست ها :
تعداد بازدید : 3
     
print

به نظر شما...

نظرات 0

به نظر شما...


باید مواد مخدر بدون حساب از مرزها وارد کشور شود؟‌ یا اینکه هم باید جلوی ورود مواد را بگیریم و هم مصونیت فکری و فرهنگی در جوانان  ایجاد کنبم تا به سمت مواد نروند؟


 در قضایای فرهنگی هم اینگونه باید عمل شود. تا آنجا که ممکن است هم باید مصونیت فرهنگی ایجاد کنیم و هم جلوی ورود سم را به غذای فکری و روحی جامعه بگیریم.



برچست ها :
تعداد بازدید : 20
     
print

جوانه‌های امید از دل سرزمین پر رنج افغانستان

نظرات 0

جوانه‌های امید از دل سرزمین پر رنج افغانستان

 جبهه جهانی مستضعفین - افغانستان یکی از کشورهای جوانی است که از مجموع جمعیت 25 میلیون نفری، 10 میلیون آن در سنین بین 15 تا 30 سال هستند. در واقع ٤٥% جمعیت این کشور را جوانان تشکیل میدهد.

افغانستان سال های متمادی در معرض جنگ و بحران‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بوده و در این بین نسل جوان افغانستان که بهترین سال‌های زندگی‌شان را تجربه می کردند در فضایی پر از خشونت و آسیب روحی و جسمی رشد کردند.


در جریان سال‌های جنگ در افغانستان، وجود ناامنی ها باعث بسته شدن مراکز علمی شد و یا ساکنان این سرزمین مجبور به مهاجرت به کشورهای دیگر شده که در نتیجه از تحصیل علم فاصله گرفتند. ولی با پایان جنگ در سال های اخیر با ایجاد زمینه‏ تحصیل برای جوانان در نقاط مختلف کشور سبب شده تا علم و دانش در این کشور شکوفا گردد.(+)

کشورهای مستضعفی مثل افغانستان با تکیه بر توانمندی های خود و بدون وابستگی به نظام سلطه قادر خواهند بود به پیشرفت های بزرگی دست پیدا کرده و آینده خود را بسازند.

آنچه در این مجال به آن می پردازیم تعدادی از موفقیت‌های جوانان و نوجوانان افغان در زمینه ها ی گوناگون است تا یادآور این موضوع باشد که همیشه محدودیت، جنگ و مشکلات نمی‌تواند مانعی برای رسیدن به موفقیت باشد.


افتخارات علمی 

کسب مدال شاگردان ممتاز مکاتب افغان – ترک
شاگردان مکاتب افغان – ترک همه ساله در المپیاد های بین المللی که میان شاگردان ممتاز کشورهای مختلف دنیا برگزار
می گردد، شرکت کرده و تا اکنون جمعاً ۳۵۹ مدال را از این رقابت ها بدست آورده اند.

طی سال 2013 شاگردان مکاتب یاد شده توانسته اند جمعاً افتخار کسب ۱۴۷ مدال از جمله ۴۴ مدال طلا ،۴۹ نقره و ۵۴ مدال برنز را بدست آورند.(+)

کسب مقام اول ریاضیات جهانی 
دو دانش آموز قندهاری به نمایندگی از افغانستان در رقابتهای جهانی 2013 ریاضیات استانبول شرکت کردند که در پایان رتبه های اول و سوم را از بین 76 کشور شرکت کننده به دست آوردند.(+)

ابتکار خانم جعفری در زمینه درمان سرطان
پس از اینکه تحقیقات و ابتکار تازه خانم جعفری در سال 2013 بر خلاف تصور اساتید و مخالفت با تأمین مالی هزینه های پژوهشی وی به نتیجه می‌رسد، مورد استقبال گسترده مجامع دانشگاهی در اروپا قرار می گیرد.(+)

این ابتکار با نام  ‘دوزیمتری’ (ِDosimetry) کاربردهای بالقوه دیگری، مانند اندازه‌گیری اشعه و مواد رادیواکتیو در وقت انفجارهای هسته‌ای و یا استفاده از آن در موارد پرتو درمانی صنعتی همانند اشعه دهی برای ضد عفونی کردن لوازم جراحی، میوه‌جات و بهداشتی کردن مواد غذایی، هم دارد.

این دانشجوی افغان اکنون عضویت کمیسیون عالی انرژی اتمی افغانستان را نیز بدست آورده است.(+)

کسب مقام اول توسط دختران افغان در المپیاد علوم
مينه سنجر و رويدا عابدى در المپياد (Inepo) که در تاريخ ٣١ مارچ 2010 در شهر باکو مرکز آذربايجان برگزار شد، توانستند در بين ٣٦ کشور جهان با کسب دو مدال طلا مقام اول را به دست آورند.

جالب اینجاست که امریکا در این مسابقات بعد از افغانستان، رتبه دوم را کسب کرد.(+)

اختراع هواپیمای رادیو کنترل
علی احمد خلیلی جوان نخبه افغانستان در اکتبر 2013 موفق به اختراع هواپیما رادیو کنترل شد. 

این جوان در زمینه امنیت فضای مجازی و مدیریت فناوری اطلاعات IT از علم بالای برخوردار است و علاوه بر تحصیلات دانشگاهی دوره های PNIIT ,MCITP,CISCO ودیگر دوره ها را با موفقیت طی نموده و در حال حاضر چندین طرح امنیتی به کشور افغانستان در زمینه امینت فضای مجازی ارایه داده است.(+)




دختر افغان نخبه ترین دانش آموز مکاتب بریتانیا شناخته شد

در اکتبر 2013، 12 هزار دانش آموز 11تا12 ساله اعم از دختر و پسر در بیش از ۷۸۰ تیم در مسابقات املای زبان انگلیسی به رقابت پرداختند. آزیتا که از یک خانواده افغان مقیم بریتانیا است، مقام اول این مسابقات را به دست آورد و به عنوان نخبه ترین دانش آموز شناخته شد.(+)

زنان خلبان افغان

«ثریا صالح» ۲۰ ساله و «معصومه حسینی» ۲۱ ساله، ۲ خلبان زن افغان هستند که آموزش خلبانی را با موفقیت پشت‌سر گذاشتند.

آنان  تجربه ۲۰۴ ساعت پرواز با بالگرد نظامی را دارند، تصور نمی‌کردند در بازگشت به افغانستان فراموش شوند.(+)


اولین خلبان زن در نیروی هوایی افغانستان 
نیلوفر رحمانی، افسر نیروی هوایی و اولین خلبان زن در افغانستان  است که تمامی مراحل آموزش را در داخل کشورش گذارنده است.

وی موفق شد در دسامبر 2013 پرواز تک نفره خود را با هواپیمای ( Cesna-۱۸۲) با موفقیت در میدان هوایی شیندند هرات انجام دهد.(+)

صدیق افغان، بنیانگذار علم جدید ریاضی فلسفی
صدیق افغان با استفاده از علم ریاضی فلسفی هزاران مجهول را از یک معلوم به دست آورد که نتایج حاصله، راه‌گشای بسیاری از مسایل حل نشده علوم طبیعی و اجتماعی است.

محمد صدیق افغان در سال 2013 از سوی آکادمی علوم حقوقی مسکو به روسیه دعوت شد و در کنفرانس بین المللی حقوق بین‌الملل شرکت کرد.

در این مراسم که دانشمندان زیادی از کشورهای مختلف حضور داشتند،محمد صدیق افغان بنیانگذار علم جدید ریاضی فلسفی در جهان و رئیس مرکز تحقیقاتی ریاضی فلسفی جهان با ارائه مقاله ای مقام اول را کسب کرد.

او در این مقاله رابطه شرق و غرب و تاریخ کشورهای روسیه و آمریکا را از دیدگاه ریاضی فلسفی مورد ارزیابی قرار داده است. 

این اولین بار در تاریخ بشری است که علوم اجتماعی به وسیله مطالعه اعداد ازطریق ریاضی تحلیل و تحقیق می‌شود.(+)


افتخارات ورزشی

درخشش کُشتی گیران افغان در مسابقات بین المللی کُشتی فرانسه
در این مسابقات که در ماه می ۲۰۱۳ در شهر "اورتون" فرانسه برگزار گردید، به ابتکار فدراسیون ورزشی افغان‌های مقیم آلمان تیم شش نفره افغان مقیم اروپا در این تورنمنت با ۲۵ تیم شرکت کرد که موفق به کسب یک مدال طلا، یک مدال نقره و دو مدال برنز شد.(+)

حمید رحیمی نخستین قهرمان افغان در تاریخ بوکس جهانی
حمید رحیمی مشت زن نام آور افغان دارنده لقب قهرمانی آسیا(PAB) وعنوان قهرمانی (GBC) در سال 2012 در شهر هامبورگ کشور آلمان با شکست حریف پُر قدرت خود روسلان دریویچ از کشور روسیه، در سکوی قهرمانی جهان قرار گرفته و کمر بند قهرمان جهانWBU  را از آن خود ساخت.  

برای نخستین بار در تاریخ جهانی ورزش بوکس یک افغان موفق می شود که چنین عنوان بزرگی رادر سطح جهان بدست آورد.(+)

وی همچنین در اکتبر سال 2012 نیز در مسابقه ای که تحت عنوان مبارزه به خاطر صلح در شهر کابل برگزار شد، کمر بند صلح اتحادیه جهانی دبلیو بی را که برای ورزشکاران کشورهای جنگ زده در نظر گرفته شده است، از آن خود کرد.(+)

تیم فوتبال افغانستان قهرمان مسابقات جنوب آسيا در سال 2013 شد
افغانستان در مرحله گروهي اين بازي‌ها با بوتان و سريلانکا و مالديو همگروه بود و با دو پيروزي و يک تساوي به‌عنوان تيم دوم گروه دوم به مرحله نيمه نهايي اين مسابقات صعود کرد.

در ادامه این مسابقات تيم فوتبال افغانستان دو بر صفر، هند را مغلوب کرد و جام قهرماني جنوب آسيا را به خانه برد. در حال حاضر افغانستان در رده بندي فيفا مقام ۱۳۹ جهاني و ۲۱ آسيا را دارد.(+)



تیم ملی بسکتبال افغانستان در سال 2010 قهرمان و در 2013 نایب قهرمان جنوب آسیا شد
تیم ملی بسکتبال افغانستان در سال 2010 در بازی نهائی در مقابل هند با نتیجه 66 بر63 به برتری دست یافت و مدال طلا را به خود اختصاص داد. این اولین موفقیت در این سطح برای بسکتبال افغانستان بوده است.(+)

همچنین تیم ملی بسکتبال افغانستان با گذشت 3 سال از قهرمانی در سال 2013مسابقات کشورهای جنوب آسیا مقام دومی را از آن خود کرد. این رقابت ها که به میزبانی هند برگزار شده بود، افغانستان تنها با شکست در مقابل تیم هند میزبان این رقابت ها نایب قهرمان شد.(+)

کسب دومین مدال المپیک تاریخ افغانستان 
روح الله نیکپا تکواندو کار جوان افغانی موفق به کسب دومین مدال برنز مسابقات المپیک لندن 2012 در رشته تکواندو شد.

وی که در وزن منفی ۶۸ کیلو گرم شرکت کرده بود پس از مبارزه با حریفانی از کشور های مختلف موفق به کسب مدال برنز این دوره از مسابقات المپیک شد.(+)

حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان، در دیدار با ورزشکاران شرکت کننده درر المپیک لندن مدال وزیر محمد اکبر خان، عالی‌ترین مدال دولتی افغانستان را به روح الله نیکپا، تکواندوکار افغان داد.(+)


کسب مقام دوم رقابت های فول رزم آسیا 
رقابت های قهرمانی فول رزم آسیا در سال 2013 با حضور ۱۱ کشور در شهر تاشکند ازبکستان برگزار شد. کشور افغانستان با حضور در این رقابت ها موفق به کسب 2 مدال شد، که مدال طلا به نام محمد سخی مرادی و مدال نقره بنام اسدالله حسینی ثبت شد.(+)

مشتاق احمدی کُشتی گیر جوان موفق به کسب مدال طلا شد
مشتاق احمدی کُشتی گیر جوان و با استعداد افغانستانی مقیم سوئد، در مسابقات کُشتی نوجوانان و جوانان در می 2013 که در شهر Trollhättan کشور سوئد برگزار گردید ، یکبار در وزن ۷۴ کیلو گرم و بار دیگر در وزن ۸۴ کیلو گرم با حریفان پُر قدرت به رقابت پرداخته و در نتیجه در هردو کلاس مقام قهرمانی و مدال طلای مسابقات اِس اِم را از آن خود ساخت.(+)

شناگر معلول افغانستان قهرمان جهان شد

عباس کریمی دانشجوی معلول افغانستان موفق شد در اکتبر 2013 قهرمان مسابقات معلولان جهان در کشور ترکیه شود.

این رقابت ها با نام معلولیت ناتوانی نیست بین شناگران 35کشور جهان و به میزبانی کشور ترکیه به مدت دو روز برگزار شد و عباس کریمی در رقابت با سایر حریفان به مدال طلا رسید.(+)

نعیم ابراهیم زاده ورزشکار نامدار پرورش اندام افغانستان
نعیم ابراهیم زاده از مسابقات ملی وخارجی در مجموع ۱۵ مدال طلا، نقره و برنز به دست آورده و خدمات شایسته در عرصه ورزش پرورش اندام در افغانستان داشته است.

در سال ۱۹۹۱ در مسابقات دوستانه دوشنبه پایتخت تاجکستان به همراه تیم ۱۶ نفری افغانستان شرکت و در وزنهای۶۰ تا ۹۰ کیلو ۱۴ مقام و کاپ قهرمانی بدست آوردند.

همچنان در ماه جولای ۱۹۹۱ در ترکیب تیم ملی پرورش اندام افغانستان در مسابقات ترکمنستان شرکت نموده ود در وزنهای ۶۵-۷۵و ۸۵ کیلو گرم همه مقام های اول-دوم وسوم این وزن‌هارا ازآن خود کردند که در تاریخ مسابقات پرورش اندام افغانستان یک رویداد بی نظیر بود.(+)

"مالک آرش مولایی" قهرمان ورزش‌های رزمی مختلط MMA
آرش از ۱۴سالگی ورزش تکواندو را آغاز و پس از دریافت کمربند سیاه این رشته مدت ۸سال در حدود ۷۰ مسابقه اجراکرده و افتخاراتی را کسب کرد.

از سال ۲۰۰۲ به تمرینات ورزش‌های رزمی مختلط MMAپرداخت. آرش همچنان در۶۵ مسابقه "کشتی کَج" شرکت و در ۶۰ مسابقه پیروز شد.

مولایی در مسابقات (MMA) در کشورهای چین وسنگاپور نیز حضور داشته و با حریفان نامداری مبارزه کرد. درسال ۲۰۱۰ درکشور سنگاپور با شکست حریف پرقدرت خود کمربند وعنوان قهرمان مسابقات Martial Combatرا از آن خود ساخته است.(+)


الکوزی ۳بار عنوان قهرمانی "بینولوکس" را بدست آورد
سمیر از کودکی به ورزش علاقه داشته و از سیزده سالگی به ورزش پهلوانی روی آورد و پس از۶سال تمرین در افغانستان به کشور بلژیک سفر کرد.

الکوزی ۳بار عنوان قهرمانی "بینولوکس" را در وزن ۶۲ کیلو بدست آورده و۴ بار در مسابقات بین المللی کشتی در فرانسه وهمچنان یک بار در مسابقات کشتی اتریش مقام های اول را در وزن ۶۲ کیلو از آن خود ساخته است.(+)

حسین صادقی قهرمان جهانی ووشو
حسین صادقی ورزش (شاولین ووشو) را از سن ۹ سالگی در افغانستان آغاز و در پاکستان و ایران ادامه داد تا در ۱۶ سالگی در سطح ملی به قهرمانی رسید و با دریافت مقام و مدرک قهرمانی در رشته‌ای (کانگفوی چینایی) به عنوان کاپیتان تیم ملی افغانستان انتخاب شد.

در سال ۲۰۰۵  در دانشگاه هنرهای زیبا استرالیا بورسیه شد و پس ازاتمام تحصیلاتش به عرصه‌ سینما قدم نهاد و برای اولین بار نیز در فیلم (Ghost in Heaven) ایفای نقش نمود و به تدریج توانست توجه سینماگران معروف امریکا را به خود جلب و در اولین جشنواره‌ای بین الملی فیلم های اکشن عنوان بهترین صحنه ساز مبارزه را از آن خود نموده و مدال افتخار را دریافت کند.

وی در سال ۲۰۱۲ میلادی نیز موفق شد در فیستوال جهانی ورزش های رزمی که در پنج رشته‌ در جزیره کیش ایران برگزار شده بود، در رشته‌ای فرم های استاندارد به مدال طلا دست یافته و به مقام قهرمانی جهان نایل آید.(+)

کوهنورد افغانی در راه رسیدن به بام دنیا
نجیب سیرت کوهنورد افغانی مقیم فرانسه بعد از فتح بلندترین قله‌های آلپ در اروپا در 2011 تصمیم دارد تا پرچم افغانستان را در بلندترین نقطه دنیا، قله اورست به اهتزار درآورد. نجیب سیریت در شورای مشورتی ورزشی اروپا عضویت دارد. (+)

دختر ورزشکار افغان مي‌خواهد براى کشورش افتخار آفرينى نمايد
دختر ورزشکار افغان که هفت سال به نام پاکستان در مسابقات ملى و بين المللى شرکت ميکرد، با ايجاد باشگاه ورزشى در کابل مي‌خواهد براى افغانستان افتخار آفرينى نمايد.

مينا "اسدى"  در تیم ملی شوتوکان کاراته پاکستان عضویت داشته و توانسته در مسابقات ملى پاکستان  ٣٢ مدال شامل ٢٢ طلا و ٧ نقره را کسب نمايد و همچنین در مسابقات سيف گيم بنگله ديش در سال ٢٠١٠  سه مدال برنز در بخش هاى افرادى، مبارزه و نمايش بدست آورد.(+)

یک دختر کوهنورد افغان، آرزوى فتح بلندترين قُلۀ جهان را دارد
اولين دختر کوهنورد افغان که در سال 2008  آلپ ايتاليا را فتح کرده است، آرزو دارد تا قله اورست را نيز فتح نمايد. 

وى نخستين دختر افغان است که توانسته قُله هاى پنجشير و بدخشان و قُلۀ آلپ را بپيمايد. وی همچنین فتح قله اورست را بزرگترين آرزوى زندگیش عنوان کرد.(+)
 

تيم ملي پاورليفتينگ افغانستان به ۳ مدال طلاي مسابقات جهاني امريكا دست يافت
تیم پاور لیفتینگ افغانستان با كسب ۵ مدال طلا، در بين ۱۲۰ كشور شركت كننده، پس از تيم آمريكا و كانادا در مكان سوم ايستاد.(+)


افتخارات فرهنگی - هنری

موفقیت قاریان و حافظان در مسابقات بین المللی قرآن کریم 
قاریان و حافظان افغانستانی در سی امین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن کریم در تهران در سال 2013 از میان نمایندگان بیش از ۷۰ کشور جهان مقام چهارم و پنجم رشته قرائت و حفظ این دوره از مسابقات را کسب کردند.(+)



خانم ایوبی برنده جایزه شجاعت در خبرنگاری
بنیاد بین‌المللی رسانه‌های زنان، خانم نجیبه ایوبی،‌ رییس کلوپی را که مشتمل بر رسانه‌های چاپی، رادیویی و آنلاین است را برنده "جایزه شجاعت در خبرنگاری" در سال ٢٠١٣ میلادی،‌ اعلام کرد.

این بنیاد در خبرنامه‌ای گفته که " نجیبه ایوبی را از افغانستان، به دلیل شجاعت‌شان برای کار در محیط پرخطر، به عنوان یکی از برندگان جایزه امسال خود برگزیده است."(+)

انسیه وهاب برنده جوایز «مدال صداقت» و «نشان افتخار» 

انیسه وهاب در سن ۷ سالگی با تشویق برادرش، زمری غیاثی، به هنر و موسیقی روی آورد. در هفت سالگی کار تلویزیونی را به عنوان مجری برنامه کودک در تلویزیون افغانستان آغاز کرد. یک سال بعد، پس از ایفای نقش در نمایشنامه‌ای به نام «عاطفه»، برنده جایزه اول هنری سال شد.

او در جریان عمر هنری خود در زمینه های تئاتر، موسیقی، اجرا و بازیگری، مدال‌ها و تقدیر نامه‌های زیادی از داخل و خارج افغانستان بدست87 آورد. از جمله، جمهوری ازبکستان به او دیپلم عالی در رشته بازیگری تئاتر اهدا کرد و «مدال صداقت» «نشان افتخار» و لقب «هنرمند شایسته» را نیز که از افتخارات فرهنگی و هنری افغانستان بود به دست آورد.(+)



سکینه یعقوبی برنده جایزه یک میلیون دلاری 'opus ۲۰۱۳' شد
سکینه یعقوبی رئیس انستیتوی آموزشی افغان برنده جایزه یک میلیون دلاری 'اوپس' در سال ۲۰۱۳ شد. این جایزه به کسانی داده می‌شود که برای حل مشکلات جامعه شان کاری انجام داده باشند. فعالیت انسان دوستانه و اجتماعی آنها باید در عرصه مبارزه با فقر، بی‌سوادی، گرسنگی، بیماری و بی عدالتی صورت گرفته باشد. مرکز برکلی دانشگاه جورج تاون برای دین، صلح و امور جهانی' در آمریکا این جایزه را به خاطر فعالیت‌های چندین ساله خانم سکینه یعقوبی در عرصه آموزش و پرورش و بهداشت به او داده است.

او با درک اهمیت آموزش و پرورش، به همکاری عالمان دین، کلاس‌های درسی را راه اندازی کرد که به زودی در آن بیش از ۳۰۰ دانش آموز ثبت نام کردند. در سال بعد خانم یعقوبی ۱۵ مدرسه برای ۲۷ هزار دانش آموز با حمایت مالی کمیته بین المللی مهاجرین ایجاد کرد. او بر تمام مدارس نظارت می کرد، معلمان را آموزش می داد و مسایل بهداشتی و صلح را در مضامین درسی آنان گنجانده بود. وقتی کمیته بین المللی مهاجرین در سال ۱۹۹۵ با کمبود بودجه مواجه شد، مدارس بسته شد و خانم یعقوبی، انستیتوی آموزش افغان را با ۲۰ هزار دلار شخصی خودش تاسیس کرد.(+)


هنرمندان موسيقي افغانستان:
موسيقي افغانستان در سبك ها و شيوه هاي گوناگون، هنرمنداني را پرورده كه شهرت بعـضي از آنان از حدود مرزهاي اين كشور نيز فراتر رفته است. 

استاد قاسم را مي توان پدر موسيقي كلاسيك افغانسـتان ناميد. 
استادغلام حسين ( ۱۳۴۶ - ۱۲۶۵) اين اسـتاد نيز پرورش دهـنده يك نسل ديگر از هنرمندان افغانستان بوده است. خدمت بزرگ او به موســيقي اين كشــور، سازماندهي نهادهاي آموزشي موســيقي و تدريـس موسيقي براي هنرمندان جوان بوده است.

اسـتاد محمد حسين سرآهنگ(۱۳۶۱ – ۱۳۰۲ش) از نوابغ آواز خواني افغانستان بـود و تـوانايي خارق العاده‌اي به ويژه در كلاسيك خواني (راگ خواني، تهمري خواني و غزل خواني) داشت.

اسـتاد اول مير، استاد محمد عمر، استاد محمد عمر، اسـتاد محمد هاشم، احمد ظاهر از دیگر موسیقی دانان بزرگ افغانستان هستند.(+)

پروفسور "عبدالاحمد جاويد" دانشمند خودآگاه و پاسدار پيشتاز فرهنگ
استاد جاويد،‌ در سازمان ها و انجمن ها زیر افتخار عضويت داشت:
-  انجمن نويسندگان افغانستان
-  شوراي وزيران براي تحصيلات عالي
-  انجن دوستي افغانستان و سازمان ملل متحد
-  انجمن دوستي افغانستان و فلسطين
-  عضو لويه جرگه افغانستان ۱۹۸۶
-  هيأت رئيسه آرشيف ملي افغانستان
-  رئيس جوايز مطبوعاتي(+)


شهر غزنی افغانستان پایتخت فرهنگی جهان اسلام شد
مراسم نام‌گذاری غزنی به عنوان پایتخت تمدن و فرهنگ جهان اسلام در سال ۲۰۱۳  با حضور ده‌ها تن از مقامات عالی رتبه دولتی و اعضای شورای ملی افغانستان، اعضای سازمان آیسسکو از دیگر كشورها و همچنین سفرای كشورهای اسلامی در غزنی افغانستان برگزار شد.(+)


منابع:
http://www.avapress.com/vdci۵way.t۱arz۲bcct.html
http://www.afghanpaper.com/nbody.php
http://www.khawaran.com/
http://www.worldhazaracouncil.org/
http://www.parsnews.com/
http://www.afghaneurosportsfederation.com/ringen/unknown.html
http://afghanistan.mahtarin.com/cat/۳/۰/
http://afghanestan.blogfa.com/cat-۴.aspx
http://refugee-news.blogfa.com/post/۹۱۵
http://associationafg.blogfa.com/
http://www.bokhdinews.af/sport/۷۲۱۰
http://www.roushd.com/newsIn.php?id=۱۲۲۳۸
http://tkg.af/dari/sport/football/۷۰۶
http://daneshgahnews.com/۰fa۲۳۳۲۶idcontent.htm
http://www.worldhazaracouncil.org/
http://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=۵۱۰۸۹
http://associationafg.blogfa.com/post/۳۲
http://maktabema.com/?p=۵۹۹
http://skyafghan.blogfa.com/post-۵۴۸.aspx
http://feragh-group.blogfa.com/post-۵۸۲.aspx
http://tkg.af/dari/culture-and-art/others/۱۱۱۳۲
http://fa.wikipedia.org/wiki
http://aftabnews.ir/fa/news/۱۸۲۴۹۱
http://www.roushd.com/newsIn.php?id=۱۲۳۷۲
http://afghanexpert.mihanblog.com/post/۱۱۱۰
http://kateb-e-hazara.blogfa.com/post-۱.aspx
http://awards.blogfa.com/
http://www.ghatreh.com/news/nn۱۵۹۸۸۶۶۱/
http://www.afghaneurosportsfederation.com/
http://sarzaminman.blogsky.com/
http://www.middleeastpress.net
http://afghanestan.persianblog.ir/page/۷۱
http://afghan۱۲۳.jimdo.com/home
http://www.afghanirca.com/newsIn.php?id=۱۰۱۸۳
http://ensijam.com/reports/۴۵۰۲
http://www.afghanews.ir/ShowDetails.aspx?NewsId=۶۶۵۰۶
http://chandochoon.blogfa.com/post-۸.aspx
http://www.jame-ghor.com/archive/ejtemaie/alireza_yazdani/۰۰۰۷_۰۷۱۱۲۰۱۲_yazdani.htm
http://avapress.com/vdcbfwb۸.rhba۰piuur.html
http://www.icro.ir/index.aspx?siteid=۲۶۱&pageid=۱۱۷۵۱&newsview=۵۹۷۱۱۵
http://oldarchive.payamemojahed.com/index.php?option=com_content&task=view&id=۱۷۵۹&Itemid=۱۸
http://۱tvnews.af/fa/news/afghanistan/۳۰۲۲-۲۰۱۳-۱۱-۰۳-۰۴-۲۷-۰۷
http://www.afghaneurosportsfederation.com/unknown۳.html
http://www.yadgarafghan.com/da/news/sport/۲۰۱۳-۰۶-۰۸-۰۵-۴۴-۰۴.html
http://affs.se/?p=۱۵۶۵

rjanews.com


برچست ها :
تعداد بازدید : 5
     
print

#تشنه ازدواج

نظرات 1

تشنه ازدواج


ما اگر یک حقی را، فهمیدیم حق است پایش ایستادیم، متلک گفتند، بایستیم. در مقابل متلک باید بایستید. بابا این حرف‌ها را نزن دیگر این حرف‌ها را... الان کارهای خیر می‌خواهی بکنی ممکن است از اطرافیانت هم متلک بشنوی.

می‌گوید: تو هنوز سال اول دانشگاه رفتی داماد شدی؟ خوب بله داماد شدم. اصلاً در دبیرستان هم کسی بتواند داماد شود، در دبیرستان هم داماد شود چه اشکالی دارد؟ تو سال اول نظری عروس شدی؟ بسمه تعالی بله! آخر دیپلمه‌ها عروس نشدند. خوب نشدند که نشدند. زود است. دهانش بوی شیر می‌دهد. حالا بچه است. این حرف‌ها چیست؟ آن کسی که این دختر را خلق کرده است، گفته: چه سنی ازدواج کند. حالا اگر خواستگار نبود و نیامد، خوب آن دیگر حالا، دست من نیست. اما بیاید و من رد کنم، به چه دلیل رد می‌کنی؟ دیپلمش را هنوز نگرفته، لیسانس نگرفته. من دائم این مثل را می‌زنم بلکه ایرانی‌ها دیگر همه این مثل را یاد بگیرند.

این دختر تشنه‌اش است. این پسر تشنه‌اش است. آب می‌خواهی؟ باشد انشالله لیسانست را بگیر آبت می‌دهم. ببین چقدر حرف زشت است. کسی تشنه‌اش است. بگویم: باشد بعد از لیسانس آب بخور. ازدواج یک عطش است. بعد از لیسانس یعنی چه؟ سربازی نرفته. خوب مگر سربازی مانع است؟ اصلاً عقد چه کار با عروسی دارد؟

«یکی از کارهای خوب مقام معظم رهبری که همه کارهای ایشان خوب است اینکه فرمودند:
سربازانی که نامزد دارند و ازدواج کردهاند نزدیک محل خود اعزام شوند که رفت و آمد برای آنها مشکل نباشد و فاصله زیاد نباشد.»
اجمالاً مدرک و مرگ کسی و سربازی و خواهر برادر بزرگ و همشاگردی و... نباید مانع ازدواج زود و آسان شود. و اگرفساد شود بدتر میود. همسر هم به همسر مهر دارد منتها از بعد از عقد.

عقد را آدم می‌تواند چند سال قبل از تشکیل خانواده انجام دهد. دختر و پسر همدیگر را بعد از گزینش و دقت عقد می‌کنند، عقد که شدند حالا بعد هم بچه‌دار شدن، اینها باشد هروقت پسر خانه داشت، استخدام شد، نمی‌دانم شغلی پیدا کرد. سربازی‌اش حل شد. پسر ممکن است 3،4 سال کارش طول بکشد، دختر ممکن است 3،4 سال کارش طول بکشد. به هم محرم باشند که هروقت خواستند همدیگر را ببینند، به گناه نیفتند. دنبال فیلم و نمی‌دانم ماهواره و نمی‌دانم هرزگی و خلاف و رفیق و اینها بیمه شوند.

چون همسر آدم را بیمه می‌کند. همسر، همسر را بیمه می‌کند. اینها همدیگر را بیمه کنند.

بعد حالا تشکیل زندگی و بچه‌دار شدن برای بعد باشد. ما چرا اینها را به هم گره زده‌ایم؟ ما خیلی چیزها را به هم گره زدیم و این گره‌ها پایش به هیچ‌جا نیست. نه پایش به قرآن بند است. نه پایش به روایات... آداب و رسوم است. آداب و رسوم را خودمان درست کردیم. خودمان آداب و رسوم را درست کردیم. مگر می شود تالار نگرفت؟ بله! مگر می شود؟ بله! ما خودمان مشکلش کرده‌ایم. هستند افرادی که دختر دارند و پسر دارند. فقط بشناسند که طرف، طرف سالمی است هیچ قیدی ندارند.

ما قاطی کردیم. به جای اینکه بگوییم: جماد به فدای انسان! انسان‌ها را به فدای جماد می‌کنیم. داماد را رد می‌کنیم به خاطر اینکه گفت: 50 سکه. گفت: 10 سکه. گفت: 20 سکه. یک دامادی را که نمی‌شناسیم می‌گوییم:300 سکه، 400 سکه. یعنی دخترمان را با جماد عوض می‌کنیم.

خوب این اشتباهی است که پدر و مادر می‌کنند. خوب پسر اولی که شناخته شده تر بود. پسر اولی که مومن‌تر بود. با تقواتر بود. فامیلش را می‌شناختی. خودش را می‌شناختی. از بن ریشه‌اش را می‌شناختی. این پسر را نمی‌دانی چه کسی است؟ 100 تا سکه داد دخترت را برد؟ دختر فروش هستی؟ معامله‌گر هستی؟

اینها هم دست دولت نیست. آخر دائم می‌گوییم: دولت بیاید یک کاری بکند. آخر این دختر من است. دولت بیاید یک کاری بکند؟

این مراسم و آداب و رسوم ازدواج که دیگر دست دولت... مجلس نمی‌تواند یک کاری بکند. مجلس چه کند؟

مجلس یک کارهایی می‌تواند بکند. دولت هم یک کارهایی می‌تواند بکند. باید هم بکنند. انشالله خواهند کرد اگر نکردند.

ولی والله بالله مشکل ازدواج هیچ ربطی به دولت ندارد. من خودم دختر دارم. می‌توانم با یک مهر کمی، او را شوهر دهم. ما فکر می‌کنیم که باید داماد را چهار میخ کرد. مثلاً اگر داماد را چهار میخ کنیم، آنوقت این داماد شما خواهد شد؟ دین ما دین خوبی است و متأسفانه بعضی جاها به آن عمل نمی‌شود.

گاهی برخی میگویند: من! بروم دختر فلانی را بگیرم؟! پدرش فلان شغل را دارد! من میخواهم دختر معاون کارخانه … را بگیریم! به آنها باید گفت: ممکن است یک دختر گمنام، برای شما نسلِ خوبی بوجود آورد و یک دختر مشهور، نسل جانوری : خیلی روی این که پدرش چه نامی دارد یا چه آدمی دارد، حساب نکید. در ازدواج، عنوانها را کنار بگذارید. روی ارزش خودِ طرف فکر کنید، نه روی اینکه دختر کیست یا پسر کیست! انتخابِ همسر خیلی مهم است.
قرآن در انتخاب همسر می فرماید: محور را تفکر قرار بده. «وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکَةٍ» بقره/221. کنیز باشد و ایمان داشته باشد بهتر از این است که آزاد باشد و بی دین باشد. دختر پاکی که بی جهاز باشد هزار برابر شرافت دارد بر دختری که جهازیهاش خیلی است اما کمالاتش ضعیف است.

استاد قرائتی
منبع:july30.parsiblog.com

5\11\91


***********************************************

"حدیثی ترساننده از امام علی علیه‌السلام در مورد آثار ترك واجب عظیمِ امر به معروف و نهی از منكر"



«لا تتركوا الامر بالمعروف و النهی عن المنكر فیولی علیكم شراركم ثم تدعون فلا یستجاب لكم


امر به معروف و نهی از منكر را ترك نكنید؛ زیرا بَدان بر شما مسلط می‌شوند و آنگاه دعا می‌كنید(برای نجات از آن وضع) ولی دعای شما مستجاب نمی‌شود».


نقل از khamenei.ir



برچست ها :
تعداد بازدید : 22
     
print
/'

ابزار هدایت به بالای صفحه

On(this)

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

onmouseout=