X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



♥درج مطالب با ذکر آدرس سایت کاملا مجاز است ♥صحت یا عدم صحت مطالبی که از سایتهای دیگر گرفته شده بر عهده خود آن سایتها میباشد. ما سعی میکنیم انشالله مطالبی که کذب نیستند در سایتمان قرار دهیم اما باز هم اطمینان صد در صد نمیدهیم! والله اعلم. ♥♥التماس دعا ●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●● علمی

دلایل محبوبیت ایت الله مصباح برای نسل سوم چیست/مبادی ومشخصات عملکردسیاسی علامه م

نظرات 0

ایشان در برابر تمام چهره‌ها و جریان‌های سیاسی یا معرفتیِ رقيب و معارض که گاه با هدف کنار آمدن با ایشان، پرچم مصالحه و مماشات برافراشته‌اند، قاطعانه بر مواضع خویش پای فشرده و تصریح کرده که به هیچ بهایی، از انجام وظایف و تکالیف دینی خود، رونمی‌گرداند و سازشِ شریعت‌سوز اختیار نمی‌کند.
ایشان در برابر تمام چهره‌ها و جریان‌های سیاسی یا معرفتیِ رقيب و معارض که گاه با هدف کنار آمدن با ایشان، پرچم مصالحه و مماشات برافراشته‌اند، قاطعانه بر مواضع خویش پای فشرده و تصریح کرده که به هیچ بهایی، از انجام وظایف و تکالیف دینی خود، رونمی‌گرداند و سازشِ شریعت‌سوز اختیار نمی‌کند.
 در سال‌های نخست نیمه‌ي دوم دهه‌ي هفتاد که هم نگارندة این سطور به درک و دریافتی از عالَم فرهنگ و سیاست دست یافته بود، و هم علامه مصباح‌یزدی، به واسطه‌ي ایراد سخنرانی پیش از خطبه در نماز جمعه‌های تهران، به چهره‌ای عمومی و اجتماعی بدل گردیده بود، می‌باید نقطه‌ي آغاز شکل‌گیری و شناخت نگارنده از جناب علامه دانست.

 

به گزارش رجانیوز در آن سال‌های پُرآشوب و تلاطم‌خیز که در بسیاری از محافل و حلقه‌ها، بحث‌های مناقشه‌برانگیز سیاسی و فرهنگی شایع گشته بود، اظهار مخالفت با مواضع معرفتی علامه مصباح‌یزدی به رویّه‌ای معمول تبدیل شده بود؛ چنان‌كه هم‌سویی با ایشان و دفاع از گفته‌ها و نظرات وی، عملی هزینه‌ساز و دردسرآفرین بود. از قضا، همین مخالفت‌های غلیظ و غوغاآلود، سبب گشت نگارنده - که در آن ایام، در آغاز جوانی به سر می‌برد و از نظر هویتی، ذهن و اندیشه‌ي چندان سامان‌یافته‌اي نداشت- به مطالعه‌ي نظرات و افکار علامه مصباح‌یزدی، به شدّت علاقمند شود. من بر این اساس، هم به تهیّه‌ي کتب متعدّد ایشان همت گماردم و هم تلاش نمودم به صورت هفتگی، از جزئیات مواضع جاري و روزمرة ایشان، آگاهی دقیق حاصل نمایم. مواجهه‌ي مستقیم و بی‌واسطه با منظومه‌ي فکری ایشان، پس از مدّتی نه چندان طولانی، حقیقت را بر من آشکار ساخت، و آن این بود که سخنان و نظرات این عالَم فرزانه، بر منطق محکم و پولادین استوار است و با شریعت مقدّس، اندک زاویه و فاصله‌ای ندارد. حتی دریافتم که ایشان دقیقاً در امتداد مسیر معرفتیِ دشواری قرار گرفته که پیش از وی، علامه‌ي شهید آیت‌الله مرتضی مطهری (رحمه الله علیه)، در اثر اصرار بر پیمودن آن، جرعه‌ي شیرین شهادت را نوشید و به لقای حضرت حقّ رسید. هر چه بیشتر پیش می‌رفتم و از محتوای افکار ایشان از یک سو، و مواضع مخالفان و منتقدان از سوی دیگر، آگاهی می‌یافتم، بیشتر بر عمق ارادت و اعتماد و باورم نسبت به علامه مصباح‌یزدی افزوده می‌شد. این روند تکاملی تا آنجا ادامه یافت که ایشان به یکی از مبادی سازندة هویت معرفتی و ایدئولوژیم تبدیل شد و در ذهنم، منزلتی کم¬‌ یافت. در همان سال‌ها و پس از آن‌که از جهت فکری و نظری به سطح قابل قبولی دست پیدا کردم، هم در نشست‌ها و محافل گوناگون، به بیان واقع‌گرایانة نظریات اسلامی ایشان پرداختم و به پرسش‌ها و اشکالات پاسخ گفتم، و هم در چند مورد، قلم به دست گرفته و در مقابل صف‌آرایی شیطنت‌آمیز جریان اصلاح‌طلبیِ سکولار، واکنش نشان داده و از حقانیّت و منطقیّت تفکر وی - دربارة خشونت، اسلامیّت و جمهوریّت، ولایت فقیه، مشروعیّت و مقبولیّت، حکومت دینی و ... - دفاع نمودم. امروز پس از پانزده سال آشنایی معرفتی و درس‌آموزی از نوشته‌ها و گفته‌های علامه مصباح‌یزدی، به مثابه یک جوان نسل سومی، بر این باورم که ایشان مُرکّب از مجموعه خصایصی است که برای کلیّتش، نظیر و شبیهی در عالَم خواصِ اجتماعيِ متأخّر سراغ ندارم، اگرچه بسیار جُسته‌ام. من مجاهدت‌های ایشان را در دهه‌های دوم و سوم انقلاب، مشاهده کردم و با تحلیل غیرمتعصبانه، همچنان باور و اعتمادم به ایشان رو به صعود است.


بدیهی است که «عمل» در پیوند تنگاتنگ با «نظر» است؛ آنچنان که «نظر»، زیرساخت و مبنای «عمل» را فراهم می‌آورد و آن را توجیه می‌کند. البته، میان «نظر» و «عمل»، رابطة معکوس نیز برقرار است؛ یعنی گاه «عمل» بر «نظر» تأثیر می‌نهد و آن را رنگ‌آمیزی می‌کند، اما نگارنده در این بحث، بر تأثیر «نظر» بر «عمل»، انگشت تأکید نهاده است و قصد آن را دارد که این رابطه را از زاویه‌ي پیش گفته، مورد مطالعه قرار بدهد. به زبان فلاسفه‌ي مسلمان، معارف بر دو قسم است: «حکمت نظری» که از هست‌ها و نیست‌ها سخن می‌گوید و در مقام توصیف عالَم واقع است، و «حکمت عملی» که از بایدها و شایدها سخن می‌گوید و در مقام توصیه برای انسان است. بر این اساس، باید گفت «حکمت عملی» از متن «حکمت نظری» برمی‌خیزد؛ یعنی اگر آدمی چنین می‌کند یا چنان نمی‌کند، به دلیل تصوّر و تصویری است که از انسان، جامعه، و تاریخ و ... دارد. سلسله مبادی معرفتی و نظری که مولّد و منشأ كنشگري سياسي علامه مصباح‌یزدی بوده‌اند، به شرح زیر است:


(یکم). دوگانه‌ي «تكليف‌مداري و وظيفه‌انديشي»/ «منفعت‌مداري و سودخواهي»


افعال و اعمال انسان مبتنی بر اغراض و غایاتی است که در ذهنیّت وی، پنهان است. از جهت ارزش، این اغراض و غایات دو دسته‌اند: یا آدمی در جستجوی انجام «وظیفه» است، یعنی «تعهدّ» و «تکلیفی» را در دورن خویش احساس می‌کند و از این‌رو، لذّت و خوشی خود را فدای ادای «وظیفه» می‌کند؛ یا این‌که «منفعت» خود را دنبال می‌کند؛ یعنی خواسته‌های مادّی و خودخواهانه‌اش را هدف‌گیری کرده و برای وصول به آنها، خط قرمز و حدّی را نمی‌شناسد و برنمی‌تابد. علامه مصباح‌یزدی، بر اساس شواهد قولی و فعلی ایشان، تنها در پی انجام «وظیفه» است؛ آن هم وظیفه‌ي برخاسته از آموزه‌ها و احکام شریعت. ایشان در برابر تمام چهره‌ها و جریان‌های سیاسی یا معرفتیِ رقيب و معارض که گاه با هدف کنار آمدن با ایشان، پرچم مصالحه و مماشات برافراشته‌اند، قاطعانه بر مواضع خویش پای فشرده و تصریح کرده که به هیچ بهایی، از انجام وظایف و تکالیف دینی خود، رونمی‌گرداند و سازشِ شریعت‌سوز اختیار نمی‌کند. همین نوع نگاه است که سبب گردیده نسل سوم انقلاب به صداقت و حقانیّت ایشان باور آورند و ایشان را همچون جناب عمّار بشمارند که جز متابعتِ محض از ولیّ زمانه، سودایی در سر ندارد. علامه مصباح‌یزدی چنان معتقد به بایستگی انجام وظیفه‌ي شرعی خود در حوزه‌ي اجتماعیّات و سياسيات است که از نثار جان و اعتبار خود پروایی ندارد.


(دوم). دوگانه‌ي «ایدئولوژی‌گرایی و ارزش‌محوري»/ «عمل‌گرايي و سياسي‌كاري»


نگرش عاملان و فاعلان اجتماعی نسبت به کنشگری در عرصة اجتماع، دو گونه است: برخی ایدئولوژی و مکتب خود را ملاک قرار داده و خارج شدن از دامنه‌ي اصول و آموزه‌های آن را روا نمی‌شمارند، برخی دیگر، رویکردی عمل‌گرایانه (پراگماتیستی) را برمی‌گزینند و بر مبنای گزاره‌ي ماکیاولیستی «هدف، وسیله را توجیه می‌کند»، از هر ابزار و تاکتیکی برای وصول به غایات خویش بهره می‌گیرند. برجسته‌ترین مصادیق این رویه را باید در عالَم سیاست و عمل بسیاری از سیاستمداران جُست. در عالِم سیاست متجدِّدانه (مدرنیستی)، اخلاق و صداقت و پایبندی به عهد و مکتب، راه ندارند؛ از این‌رو، مرزهای روشن یا متداومی وجود ندارد، و به این علت، گاه چهره‌ها یا جریان‌های متضّاد و متعارض، به یکدیگر نزدیک می‌شوند تا بتوانند مقاصد و اغراض خود را برآورده سازند.


در دوره‌ي پانزده ساله‌ي نهضت اسلامی مردم ایران (۵۷- ۱۳۴۲ه.ش)، بحث‌های متعدّدی دربارة دوگانه‌ي «ایدئولوژی‌گرایی»/ «سیاسي‌كاري» یا «اصول‌گرایی»/ «عمل‌گرایی» میان نیروهای انقلابی درگرفت؛ آنچنان که پاره‌ای از نیروهایِ انقلابیِ مسلمان معتقد بودند که چون بدون همراهی و هماهنگی با نیروهای مبارز التقاطی یا الحادی نمی‌توانند رژیم پهلوی را ساقط نمایند، نمی‌باید در این مقطع، «ایدئولوژی» را بر «مبارزه» اولویت داد و به دلیل اختلافات ایدئولوژیک، یک خط مبارزاتی واحد را دنبال نکرد. در نقطه‌ي مقابل این نظر، بعضی از نیروهایِ انقلابیِ مسلمانِ دیگر - از قبیل علامه مرتضی مطهری و علامه محمدتقی مصباح‌یزدی- بر این باور بودند که چون بر اساس تفکر اسلامی، آنچه اصالت  و اهمیت دارد، «ایدئولوژی» است و نه «مبارزه»، از هم اکنون می‌باید میان نیروهایِ انقلابیِ مسلمان و نیروهایِ انقلابیِ التقاطی یا الحادی، مرزبندی شفاف و غیرقابل اغماض وجود داشته باشد، تا اولاً نیروهای انقلابی جوان‌ترِ جبهه‌ي اسلامی، به جبهه‌های رقیب و معارض نپیوندند، و ثانیاً، در مرحله‌ پس از پیروزی انقلاب، نیروهای التقاطی و الحادی، ماهیّت انقلابِ روی داده را به نفع خود مصادره نکنند و سهمی از آن را مطالبه ننمایند. بر پایه‌ي همین بینش سياسي و اجتماعی بود که علامه مصباح‌یزدی، هیچ‌گاه به سازمان مجاهدین خلق، روی خوش نشان نداد و اعلامیه‌های مشترک آنها با بعضی از نیروهایِ انقلابیِ مسلمان را تأیید و امضاء نکرد. در دوره‌ي پس از انقلاب و به صورت خاص در سال‌های اخیر، دوباره همین دوگانه، موضوعیّت یافته است، اما علامه مصباح‌یزدی، همچنان عمل سياسي و اجتماعی متناسب با مبنای معرفتی دیرینه‌ي خود را اختیار کرده و اتحاد و ائتلاف تاکتیکی و سیاست‌ورزانه را بر التزام به درون‌مایه‌های ایدئولوژی اسلامی، ترجیح نداده است.


(سوم). دوگانه‌ي «عينيّت‌انديشي و انضمامي‌نگري»/ «ذهنيّت‌انديشي و انتزاعي‌نگري»


پاره‌ای از بزرگان و فرهیختگان عالَم علم و معرفت چنانند که به صورت کلّی، مستغرق در دغدغه‌های ذهنی و مجرّد خویش می‌شوند و به این دلیل، یا از شناخت واقعیات موجود در جامعه و اقتضائات و حوایج اجتماعی، باز می‌مانند و یا با وجود شناخت و آگاهی، بهایی بر آنها نداده و در برابرشان واکنش از خود نشان نمی‌دهند. چنین افرادی، به بیماری «انتزاعي‌اندیشی» مبتلا گشته و «زمانه‌آگاه» و «در صحنه» نیستند. در نقطه‌ي مقابل، گروه دیگری از اندیشمندان، با وجود پرداختن عمیق و موشکافانه به مسأله‌ها و دغدغه‌های علمی، از پاسخ‌گویی به موقع به نیازهای جاری جامعه و کنشگری عینی در پهنه‌ي آن غفلت نمی‌ورزند؛ ایشان، «معرفت‌اندوزانِ جامعه‌اندیش»اند که در مقام مهندسی شخصیت خود، توازن و تناسب مطلوبی را میان «ذهن» و «عین» برقرار ساخته‌اند. علامه مصباح‌یزدی، متفکری از دسته‌ي اخیر است. ایشان با وجود این‌که از اساتید سطوح عالی دروس حوزوی به شمار می‌آید و از جهت علمی و معرفتی، منزلتی تثبیت شده و متمایز در حوزه‌ي علمیه دارد، به فضای عمومی جامعه، بی‌اعتنا نیست، بلکه مداخله‌ي در مباحثات و مناقشات آن را وظیفه‌ي خود قلمداد می‌کند. به عنوان مثال، آن هنگام که جریان اصلاح‌طلبیِ سکولار با پا نهادن به درون ساختار قدرت سیاسی، تلاش کرد به واسطۀ سخنرانی‌ها و نشست‌ها در محافل دانشگاهی و مقالات و مصاحبه‌های مطبوعاتی، به تحریف و وارونه کردن ایدئولوژی اسلامی بپردازد و قرائتی لیبرالیستی از آن ارائه نماید، علامه مصباح‌یزدی در این زمینه واکنش جدّی و اساسی نشان داد و هزینه‌ها و مشقّات این مداخله را به جان خرید. ایشان در سال‌های اخیر نیز با هدايت جبهه‌ي پایداری و همچنین ورود به مسأله‌های سیاسی و فرهنگیِ عینی، بار دیگر جامعیّت شخصیت و منش خود را به نمایش نهاده است. علامه مصباح‌یزدی با وجود این‌که کم‌ترین علاقه‌ای به مطرح ساختن خود در عرصه‌ي جامعه ندارد، اما انزوا و گوشه‌نشینی را برنمی‌گزیند و جامعه را به حال خود رها نمی‌سازد.


(چهارم). دوگانه‌ي «حساسیّت و مرزبندي عقیدتی»/ «رواداری و تساهل عقیدتی»


علامه مصباح‌یزدی - همچون علامه شهید مطهری- چنان است که نسبت به عقاید و باورهای اسلامی، حساسیّت و جدّیت ویژه‌ای دارد؛ به گونه‌ای که هیچ‌گونه کج‌فهمی و تحریفی را در این قلمرو برنمی‌تابد. از این‌رو، پیش و بیش از دیگران نسبت به التقاط‌ورزی و کج‌اندیشی در زمینه‌ي اعتقادات دینی، واکنش نشان می‌دهد. در دهه‌ي پنجاه، شاید کمتر متفکّری در حوزه، به اندازه‌ي علامه مطهری و علامه مصباح‌یزدی نسبت به پاره‌ای از جریان‌های معرفتیِ التقاطی همانند علی شریعتی، سازمان مجاهدین خلق، حبیب‌الله آشوری، گروهک فرقان و ... حساسیّت نشان داده و در برابر آنها، صف‌آرایی قاطع نمودند. چنین انحرافات و ناراستی‌های اعتقادی، حتّی در اندیشه‌ي برخی از بزرگان و سرشناسان، یا انحراف و ناراستی قلمداد نمی‌شد و یا در عرصه‌ي پرآشوب مبارزه‌ي سیاسی، ارزش و اهمیتی چندان برخوردار نبود. علامه مصباح‌یزدی در دوره‌ي پس از انقلاب و به ویژه در دو دهه‌ي اخیر، همچنان عمل اجتماعی خود را از همین مبنای معرفتی (یعنی حساسیّت عقیدتی) برگرفته و برای آن، استثنایی قائل نشده است.


(پنجم). دوگانه‌ي «ولیّ‌مبناانگاری»/ «خودمبناانگاری»


علامه مصباح‌یزدی، به حق «عمّار انقلاب» نام گرفته است؛ چراکه ایشان تمامی تکاپوها و تحرّکات معرفتی و اجتماعی خود را در امتداد مطالبات رهبر معظم انقلاب قرار می‌دهد و همه را به ایشان ارجاع داده و دعوت به متابعت از وی می‌نماید. باور قلبی و ایمانی جناب علامه به حقانیّت و کفایت حضرت آیت‌الله‌العظمي خامنه‌ای، مثال‌زدنی و کم‌نظیر است؛ آنچنان‌که ایشان به خود اجازه نمی‌دهد کوچک‌ترین گامی برخلاف رأی ایشان بردارد. ایشان می‌گویند که گفتارهای عمومی مقام معظم رهبری مشتمل بر دو بخش «تصریحات» و «اشارات» است و ما علاوه بر التزام حقیقی به بخش «تصریحات»، مکلّف به شناخت مصادیق و مدلولات بخش «اشارات» گفتارهای ایشان و تبعیّت از آنها نیز هستیم.

 امروز جوانانِ مؤمنِ انقلابي، به روشني دريافته‌اند كه علامه مصباح‌يزدي، متّصف به صفات ياد شده است و به همين دليل، محبّت و مودّت ايشان را در دل خويش جاي داده‌‌اند و او را مطيع حقيقي و شجاعِ وليّ امر قلمداد مي‌كنند. ايشان بي‌آن‌كه بخواهد، سهمي بزرگ و عمده در معادلات و مناسبات سياسي يافته و از منزلتي متمايز برخودار گشته است كه قابل گمانه‌زني نبود. بدنه و عقبه‌ي اجتماعيِ علامه مصباح‌يزدي، منافقان زخم‌خورده از ايشان را به تكاپو واداشته تا همچون اصلاح‌طلبان سابق، به ترور شخصيت ايشان رو آورند و اتهامات ناروا و ساختگي به وي نسبت بدهند. موج اين تخريب‌ها و لجن‌پراكني‌ها رو به فزوني است، چراكه انتخاباتي سرنوشت‌ساز پيش روست.


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

درختی که گفته میشود پسر حضرت نوح در یزد کاشته است + عکس

نظرات 0

درختی که پسر حضرت نوح در یزد کاشت

سرو چهار هزار ساله که به دست پسر حضرت نوح(ع) کاشته شده، سرسبز و شاداب در پهنای کویر یزد در شهرستان ابرکوه مقاوم و استوار است.
جوان و تاریخ: سرو (نگین سبز) چهار هزار و پانصد ساله ابرکوه، با گذشت ۱,۶۴۲,۵۰۰ روز از عمر خود، سرسبز و شاداب در پهنای کویر یزد در شهرستان ابرکوه مقاوم و استوار است و جهانیان را شگفت زده کرده است.

درختی که پسر حضرت نوح در یزد کاشت + تصاویر
 
دانشمندان و کارشناسان داخلی و خارجی، از این درخت به عنوان کهنسال ترین درخت جهان یاد می کنند و می گویند: دیدن این درخت برای هر کسی جالب و شگفت آور است. اخیراً دانشمندانی از ژاپن و روسیه از این درخت دیدن کردند و عمرش را تا هشت هزار سال برآورد کرده اند. پیشتر "الکساندر روف" دانشمند روسی، عمر آن را به ۴۰۰۰ تا ۴۵۰۰ سال برآورد کرده بود.

درختی که پسر حضرت نوح در یزد کاشت + تصاویر
 
"حمدالله مستوفی" هم در کتاب "نزهت القلوب" که به سال ۷۴۰ هجری قمری تالیف شده است، درباره این سرو آورده است: در آنجا سروی است که در جهان شهرتی عظیم دارد چنانچه سرو کشمیر و بلخ، شهرتی داشته و اکنون این از آن بلندتر و بزرگتر است. برخی مورخین معتقدند: نهال این درخت را "یافث” پسر نوح کاشته است.

رجانیوز


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

چند مطلب جدید و مفید(۱)

نظرات 0

شبهات/چرا وقتی توی کشور خودمون گرسنه داریم، به فلسطین و سوریه کمک میکنیم؟
شکست‌های امریکا در منطقه از زبان سردار سلامی
دکتر مرندی:کارد به استخوان رسیده که رهبری مدام از نفوذ سخن می‌گویند
تکرار بعضی از مطالب سایت(۱)
همایش ملی گذر از علوم سیاسی غربی به علوم سیاسی اسلامی:ساحت سیاست ، جدا از اندیشه نیست
علامه مصباح: انجام دادن فعاليت‌هاي فرهنگي؛ اصلي‌ترين اولويت/عظمت انقلاب اسلامی
حدیث تربیتی/ یک بخش مهم از رفتار پدر در رابطه با فرزندانش
علامه مصباح یزدی:باید حق را شناخت و تا آخر پای آن ایستاد/ریشه اختلافات در جوامع بشری
مراقب گوساله های سامری در فضای مجازی باشیم
راز و رمز حضور قلب در نماز
استادجوادی آملی/موسیقی عرفانی موجب ضعف اراده میشود
صبرتاريخي نبي اكرم، مبدأ «رسوايي دستگاه باطل، ظهور نورانيت اولياي حق و بزرگترين شفاعت عالم» + صوت


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

اوقات شرعی+یافتن جهت قبله با خورشید در هر روزی از سال که بخواهیم

نظرات 0

اوقات شرعی+یافتن جهت قبله با خورشید در هر روزی از سال که بخواهیم



http://prayer.aviny.com/city_time.aspx?Code=17&Long_D=53&Long_M=3&Long_S=0&EW=E&Lat_D=36&Lat_M=33&Lat_S=0&NS=N&TZ=3.5&DL=Nاوقات شرعی+یافتن جهت قبله با خورشید در هر روزی از سال که بخواهیم



http://prayer.aviny.com/city_time.aspx?Code=17&Long_D=53&Long_M=3&Long_S=0&EW=E&Lat_D=36&Lat_M=33&Lat_S=0&NS=N&TZ=3.5&DL=Nاوقات شرعی+یافتن جهت قبله با خورشید در هر روزی از سال که بخواهیم



http://prayer.aviny.com/city_time.aspx?Code=17&Long_D=53&Long_M=3&Long_S=0&EW=E&Lat_D=36&Lat_M=33&Lat_S=0&NS=N&TZ=3.5&DL=N


برچست ها :
تعداد بازدید : 4
     
print

پناهیان%کسی که فریب نفس خودش را می‌خورَد، طبیعتاً فریب نفس دیگران را هم می‌خورد

نظرات 0

هیئت هفتگی محبین امیرالمؤمنین(ع)/ ابعاد سیاسی اجتماعی مبارزه با هوای نفس/1

پناهیان: ریشۀ انقلابی‌گری مخالفت با هوای نفس طواغیت و بردگی آنهاست/ کسی که فریب نفس خودش را می‌خورَد، طبیعتاً فریب نفس طواغیت را هم می‌خورد

  یکی از راه‌ها برای اینکه بفهمید آیا کسی واقعاً مبارزه با هوای نفس می‌کند یا نه، این است که ببینید آیا اسیر هوای نفس دیگران می‌شود یا نه؟ اگر دیدید اسیر نفس دیگران می‌شود، بفهمید که اسیر نفس خودش هم شده است هرچند به ظاهر آدم اخلاقی و خوبی هم باشد.... ماهیت انقلابی بودن و مبارزه با طاغوت، همین مبارزه با هوای نفس است. چطور امکان دارد کسی مثل حضرت امام(ره) که به نفس خودش میدان نمی‌‌دهد، به نفس یک آدم دیگر و یک طاغوت میدان بدهد و تابع او شود؟! معلوم کسی که فریب نفس خودش را نمی‌خورَد، فریب نفس دیگران را هم نمی‌خورَد.

به گزارش رجانیوز، در ادامۀ بخش‌های اول تا سوم مباحث بسیار مهم «تنها مسیر؛ راهبرد اصلی تربیت دینی»، که به تبیین جهاد اکبر یعنی مبارزه با هوای نفس آشکار و پنهان می‌پرداخت، بخش چهارم مباحث «تنها مسیر» با موضوع «ابعاد سیاسی و اجتماعی مبارزه با هوای نفس» آغاز شد. این سلسله مباحث جمعه شب‌ها در هیئت هفتگی محبین امیرالمؤمنین(ع) که در مسجد امام صادق(ع) واقع در میدان فلسطین برگزار می‌شود، ارائه می‌شود. در ادامه گزیده‌ای از مباحث مطرح شده در اولین جلسه از مبحث «تنها مسیر- ابعاد سیاسی و اجتماعی» را می‌خوانید:


بخش اول: خلاصه‌ای از «تنها مسیر» در حدیثی از امام صادق(ع)

«ترک دوست‌داشتنی‌ها» و «صبر بر ناخوشی‌ها»؛ لازمۀ رسیدن به سعادت دنیا و آخرت

 

  • امام صادق(ع) در کلام شریفی، ضمن بیان بخشی از سخنان حضرت عیسی‌(ع) عبارتی را بیان می‌فرماید که می‌توان آن‌را خلاصۀ بحث مبارزه با هوای نفس تلقی کرد. از یک‌سو چون این کلام توسط امام صادق(ع) بیان شده، حقانیتش محرز می‌شود و از سوی دیگر چون به نقل از حضرت عیسی(ع) بیان شده، قدمت آن هم معلوم می‌شود.
  • حضرت به نقل از عیسی بن مریم(ع) می‌فرماید: «این سخن را به حقّ می‌گویم که شما نمی‌توانید به آن‌چه می‌خواهید(از سعادت دنیا و آخرت و اهداف خوبی که برای خودتان در نظر می‌گیرید) برسید‏ مگر به ترک آن‌چیزی که دوست دارید. و به آرزوهای خودتان هم نمی‌رسید مگر با صبر بر چیزهایی که خوش‌تان نمی‌آید؛ إِنَّ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ع قَالَ لِأَصْحَابِهِ... بِحَقٍّ أَقُولُ لَكُم إِنَّكُمْ لَا تُصِيبُونَ مَا تُرِيدُونَ إِلَّا بِتَرْكِ مَا تَشْتَهُونَ وَ لَا تَنَالُونَ مَا تَأْمُلُونَ إِلَّا بِالصَّبْرِ عَلَى مَا تَكْرَهُونَ»(تحف‌العقول/ص305)
  • در این‌جا حضرت «آن‌چه می‌خواهید» یا همان اهداف را برای مخاطب کلام خود، آزاد گذاشته است. یعنی چه دنیا بخواهیم و چه آخرت بخواهیم، غیر از این طریقی که حضرت فرموده است، به آن نخواهیم رسید. حتی کسانی که به دنبال اهداف صرفاً دنیایی مثل «بهتر زندگی کردن در دنیا» هستند نیز باید به این توصیه عمل کنند.
  • این یک تصور غلط است که بگوییم: «غربی‌ها فقط دنبال دنیا هستند ولی ما هم دنبال دنیا هستیم و هم دنبال آخرت هستیم» چون غربی‌ها هم دنیای خودشان و هم دنیای سایر مردم جهان را خراب کرده‌اند. و البته آخرت خودشان و آخرت کسانی که از آنها تبعیت کنند را هم خراب کرده‌اند. لذا «خسر الدنیا و الاخره» هستند. یعنی در این‌جا بحث نزاع بین دنیا و آخرت مطرح نیست، بلکه نزاع بین «خراب کردن دنیا و آخرت» و «آباد کردن دنیا و آخرت» است.
  • دربارۀ اینکه جز از این طریق(ترک دوست‌داشتنی‌ها و صبر بر ناخوشی‌ها) به «دنیای خودمان» هم نمی‌رسیم، در جلسات قبل بحث کرده‌ایم. مثلاً اگر کسی بخواهد قوی‌هیکل باشد، از زندگی‌اش لذت ببرد، از نظر اعصاب و روان آسوده‌خاطر زندگی کند، عمر طولانی داشته باشد، دچار بسیاری از بیماری‌ها نشود، روابط اجتماعی خوبی داشته باشد و عزتمند هم باشد، باز باید به این توصیه گوش کند.

دو کار اساسی در جریان مبارزه با نفس: 1- ترک دوست‌داشتنی‌ها طبق تکلیف 2-صبر و رضایت نسبت به مقدرات

 

  • توصیۀ امام صادق(ع) -در روایت فوق- شامل دو قسمت است: 1- ترک آن‌چیزهایی که دوست دارید(تَرْكِ مَا تَشْتَهُونَ). 2- صبر بر آن‌چیزهایی که دوست ندارید(صَبْرِ عَلَى مَا تَكْرَهُونَ). هر دوی اینها هم در واقع رنج است؛ البته یکی رنج تکلیفی(رنج اختیاری) است و دیگری رنج تقدیری است(مثلاً اینکه وقتی بلا و مصیبتی بر سر انسان می‌آید، صبر کند)
  • این‌ها دو اصل حیاتی برای زندگی انسان هستند و ما در بحث تنها مسیر، این دو اصل را زیرمجموعۀ «ترک هوای نفس» قرار دادیم و گفتیم که وقتی انسان بخواهد با هوای نفس خود مخالفت کند باید این دو کار اساسی را انجام دهد: یکی اینکه بنای خود را بر ترک چیزهایی که دوست دارد، قرار دهد(تَرْكِ مَا تَشْتَهُونَ). دیگر اینکه نسبت به ناخوشی‌ها و مقدرات الهی صبر و رضایت داشته باشد.(صَبْرِ عَلَى مَا تَكْرَهُونَ)
  • وقتی انسان بخواهد هوای نفس را به معنای کامل کلمه، ترک کند، یک پایه‌اش می‌شود صبر و رضایت نسبت به وضعیتی که دارد. لذا وقتی کسی ناراحت و عصبانی باشد، یعنی صبر در برابر ناخوشی‌ها ندارد و این به معنای تبعیت از هوای نفس است. همچنین کسی که مرتکب گناه می‌شود، یعنی چیزهایی که دوست دارد را ترک نمی‌کند.

خدا نگفته همۀ دوست‌داشتنی‌ها را ترک کنید، بلکه باید طبق برنامۀ الهی با آنها مبارزه کنیم/تقوا یعنی به خاطر خدا این برنامه را رعایت کنیم

 

  • البته چیزهایی که دوست داریم ممکن است حقّ طبیعی ما و حتی نیاز طبیعی ما باشد. خداوند هم نگفته است همۀ این دوست‌داشتنی‌ها را ترک کنیم بلکه به ما برنامه داده است و اگر ما این برنامه را به خاطر خدا رعایت کنیم، می‌شود «تقوا»؛ همان تقوایی که این‌همه در قرآن و روایات بر آن تأکید شده است. تقوا یعنی برنامۀ خدا را در جهت ترک هوای نفس، رعایت کنیم؛ البته به خاطر خدا نه به خاطر اغراض نفسانی دیگر. چون گاهی اوقات برخی از هواهای نفسانی را به خاطر برخی دیگر از هواهای نفسانی خودمان ترک می‌کنیم و این تقوا نیست.
  • بنای «تقوا» بر مبارزه با هوای نفس است. یعنی اگر شما بنا نداشته باشید با دوست‌داشتنی‌های خودتان مخالفت کنید، وقتی دستورات الهی را به شما می‌دهند، همیشه احساس سنگینی و فشار می‌کنید. یا وقتی شما را به تقوا توصیه می‌کنند، مدام می‌خواهید از زیر بار آن فرار کنید و فشار زیادی بر دوش خودتان احساس می‌کنید و آخرش هم موفق نمی‌شوید. ولی اگر بنا داشته باشید با دوست‌داشتنی‌های خودتان مخالفت کنید و دنبال برنامه‌ای برای این کار باشید، وقتی برنامۀ آن یعنی «تقوا» به شما عرضه شود، راحت آن‌را اجرا می‌کنید. وقتی هم خسته شوید، از دستور خدا خسته نشده‌اید بلکه از مبارزه با هوای نفس خودتان خسته شده‌اید لذا رابطۀ شما با خداوند، خراب نمی‌شود. چون بنا دارید دستور خدا را گوش کنید، منتها در مبارزه با هوای نفس خودتان زمین خورده‌اید و این اشکالی ندارد و گناه آدم باتقوا هم بخشیده خواهد شد.

اگر بنای خود را بر تأمین دوست‌داشتنی‌ها قرار دهیم اوامر خدا را مانع رسیدن به آنها می‌بینیم و رابطۀ ما با خدا خراب می‌شود

 

  • اگر شما اصل را بر مبارزه با دوست‌داشتنی‌ها قرار ندهید، این‌طوری تصور خواهید کرد: «بنا نیست من با دوست‌داشتنی‌های خودم مبارزه کنم. فقط مشکل من با این دستورات خداست که مانع رسیدن من به دوست‌داشتنی‌هایم شده و نمی‌دانم با این تکالیف الهی چه‌کار کنم؟!» در این صورت رابطۀ شما با خدا خراب می‌شود. چون بنای خود را بر تأمین دوست‌داشتنی‌های خود قرار داده‌اید ولی در این میان با مانعی به نام دستورات الهی مواجه شده‌اید و نمی‌دانید با تکالیف و اوامر الهی چگونه برخورد کنید. در حالی‌که اساساً دستورات الهی طوری طراحی شده‌اند که با دوست‌داشتنی‌های ما مخالفت کنند. لذا پایۀ تقوا، مبارزه با هوای نفس است. اگر این را برای خودمان جا بیندازیم، آن‌وقت به سراغ برنامه می‌رویم و وقتی برنامه‌ای به نام «تقوا» به ما داده شد، به راحتی آن را می‌پذیریم و انجام می‌دهیم.    
  • خودِ برنامه سخت نیست، آن‌چیزی که برای ما سخت است مبارزه با دوست‌داشتنی‌هاست. اگر لزوم این مبارزه را برای خودمان جا بیندازیم آن‌وقت خواهیم فهمید که این برنامه چقدر با ما مهربانانه برخورد کرده است و فهرست زیادی از دوست‌داشتنی‌های ما وجود دارد که این برنامه به ما اجازه داده است به سمت آنها برویم.

با کدام تمایلات باید مبارزه کنیم؟ 1ـ همۀ تمایلات بد  2ـ برخی از تمایلات طبیعی(البته طبق دستور) 3ـ برخی از تمایلات خوب

 

  • وقتی که بنای خود را بر مبارزه با دوست‌داشتنی‌ها قرار دادیم این سؤال پیش می‌آید که با کدام دوست‌داشتنی‌ها مبارزه کنیم؟ برنامه به ما می‌گوید، با همۀ دوست‌داشتنی‌های بد(مانند حسادت، تکبر، حرص، خساست و...) باید مبارزه کنیم. همچنین گاهی اوقات با برخی از دوست‌داشتنی‌های طبیعی(مثل خوابیدن، خوردن و...) هم باید مبارزه کرد منتها در مبارزه با این تمایلات باید «طبق دستور» عمل کنیم. مثلاً در مورد خواب، باید سحر از خواب بیدار شویم و خواب خود را برای نماز قطع کنیم؛ نه اینکه اصلاً نخوابیم. از سرِ شب تا سحر می‌توانیم بخوابیم؛ البته زیاد خوابیدن مکروه است ولی کسی که می‌خواهد مثلاً هشت ساعت بخوابد، اشکالی ندارد، منتها زودتر بخوابد تا بتواند سحر از خواب بیدار شود. آقای بهجت(ره) می‌فرمودند: «در تعبدیات، کوه کندن از ما نخواسته‌اند، سخت‌ترینش نماز شب خواندن است که در حقیقت تغییر وقت خواب است نه اصل بی‌خوابی، بلکه نیم ساعت زودتر بخواب تا نیم ساعت زودتر بیدار شوی»(در محضر بهجت/ج2/ص170)
  • یکی دیگر از موارد مبارزه با دوست‌داشتنی‌های طبیعی دربارۀ غذا خوردن است. مثلاً اینکه فرموده‌اند: وقتی هنوز اشتها به غذا دارید، دست از غذا خوردن بکشید و چند لقمۀ آخر را نخورید.(قال رسول الله(ص): كُلْ وَ أَنْتَ تَشْتَهِي وَ أَمْسِكَ وَ أَنْتَ تَشْتَهِي‏؛ مستدرک‌الوسائل/ج16/ص221) اگر از همین چند لقمۀ آخر غذا صرفنظر کنیم و نخوریم هم برای جسم ما مفید است و هم بر روح ما تأثیر خوبی دارد. این برنامه‌ای است که دین به ما می‌دهد.

در مراحل بعدی، حتی با برخی از دوست‌داشتنی‌های خوب هم باید مبارزه کنیم

 

  • وقتی در مسیر مبارزه با هوای نفس جلوتر می‌رویم، به جایی می‌رسیم که حتی با برخی از دوست‌داشتنی‌های خوب خودمان هم باید مبارزه کنیم. مانند حضرت ابراهیم(ع) که باید اسماعیل خود را قربانی می‌کرد در حالی‌که دوست داشتن فرزند خوبی مثل اسماعیل(ع) نه تنها یک دوست‌داشتنی بد نیست، بلکه یک دوست‌داشتنی بسیار خوب محسوب می‌شود ولی حضرت ابراهیم(ع) به مرحله‌ای رسیده بود که باید از همین دوست‌داشتنی خوب هم می‌گذشت و آن را قربانی می‌کرد.
  • خاطرۀ خیلی زیبا و ارزشمندی از یکی از شهدا نقل شده است که این شهید عزیز، یک‌دفعه‌ای پلاک خود را از گردنش درآورد و رفت آن را در یک جایی از بیایان پرتاب کرد و برگشت و گفت: «خلاص شدم!» دوستانش با تعجب گفتند: «چرا این کار را کردی؟! اگر شهید شوی ممکن است بدن تو شناسایی نشود.» او گفت: «در ذهنم این بود که اگر من شهید بشوم، خانوادۀ من مراسم باشکوهی خواهند گرفت و مردم جمع می‌شوند و وصیت‌نامۀ مرا می‌خوانند و... یعنی دیدم که به تعبیری دچار شهوت شهادت شده‌ام و همین یک مقوله‌ای برای نفس من شده است که با آن «حال» کند! در حالی‌که من می‌خواهم به خاطر خدا شهید شوم نه برای مراسم شهادت! لذا پلاک خودم را از بین بردم تا بدن من شناسایی نشود و خانواده‌ام پیدایش نکنند...» هنوز هم بدن این شهید بزرگوار برنگشته است. (ظاهرا از خاطرات سردار حاج سعید قاسمی-از فرماندهان لشکر 27 محمد رسول الله(ص) - است)

هر کار خوبی انجام دهیم نفس مکّار ما سعی می‌کند آن را به نفع خودش تمام کند/ در امتحانات الهی نمی‌شود «از روی دست دیگران نگاه کرد»  

 

  • نفس انسان خیلی فریبکار است. در بحث هوای نفس پنهان گفتیم که نفس انسان آن‌قدر مکّار است که هر کار خوبی انجام دهید نفس شما سعی می‌کند از آن کار خوب هم به نفع خودش سوء استفاده کند و اصطلاحاً از آن کار خوب هم برای خودش یک «نانی» درست کند؛ حتی از نماز خواندن و هیأت‌داری ما. مثلاً اگر شما هیأت‌داری می‌کنید، مراقب باشید که نفس شما این کار خوب را «مالِ خود» نکند. مثلاً نفس می‌گوید: «عجب هیأت خوبی داریم!» و شهوت فخرفروشی و خودستایی را به جان شما می‌اندازد. در این صورت، این کار خوب که بنا بود شما را به خدا نزدیک کند، شما را از خدا دور خواهد کرد.
  • انسان از اول تا آخر عمرش مشغول مبارزه با هوای نفس خواهد بود و این مبارزه پایان ندارد. ضمن اینکه نوع امتحان هر کسی در رابطۀ با هوای نفسش، با دیگران فرق می‌کند. لذا کسی نمی‌تواند در امتحانات الهی از روی دست دیگران نگاه کند، و حتی از روی هیچ کتابی هم نمی‌تواند تقلب کند. چون در هیچ کتابی نوشته نشده است که «تو دقیقاً چه مشکلی داری؟ و خدا چه امتحاناتی از تو خواهد گرفت؟»
  • به عنوان مثال در کتاب نوشته شده است که «تکبّر نکنید» ولی برای اینکه بفهمی «تکبّر تو در چیست؟» باید از روی کتاب وجود خودت مطالعه کنی، یعنی باید نفس خودت را مورد مطالعه قرار دهی، باید محاسبۀ نفس کنی تا خودت را بشناسی و بفهمی که تکبّر تو در چیست. مثلاً ممکن است تو در ظاهر آدم متواضعی باشی، اما وقتی که دیگران به تو می‌گویند: «عجب آدم متواضعی هستی!»، با شنیدن این تعریف‌ و تمجیدها، مدام نفس خودت را باد کنی و کم‌کم دچار نوعی تکبّر شوی؛ یعنی به خاطر همین ظاهر متواضعانۀ خودت دچار تکبّر می‌شوی.

هوای نفس ممکن است پشت سر برخی از کارهای خوب مخفی شود/ آدم خسیس هم اسراف نمی‌کند ولی اسراف نکردنش به خاطر هوای نفس است نه به خاطر خدا

 

  • هوای نفس ممکن است به صورت علاقه‌هایی باشد که پشت سر برخی از کارهای خوب قرار می‌گیرد. لذا مسألۀ اصلی ما مبارزه با هوای نفس است نه صرفاً انجام دادن چند تا کار خوب.  مسألۀ اصلی ما مقابله با آن نفس مکّاری است که به صورت پنهانی علیه ما اقدام می‌کند و حتی زیر سایۀ کارهای خوب، بدی‌های ما را تقویت می‌کند. البته اگر کارهای خوب با نیت خوب انجام شوند یقیناً خوب هستند، ولی در پشت سر کارهای خوبی که انجام می‌دهیم خیلی باید مراقب هوای نفس پنهان خودمان باشیم تا کارهای خوب ما را به نفع خودش مصادره نکند. همچنین پشت سر کارهای بدی که باید ترک کنیم هم باید مراقب هوای نفس پنهان خودمان باشیم. مثلاً آدم خسیس، اسراف نمی‌کند ولی اسراف نکردن او بر اساس فرمان خدا که فرمود «لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفين»(انعام/141) نیست، بلکه به دلیل خساست است و در واقع مطابق هوای نفس خودش عمل کرده است، لذا با اسراف نکردن، به خدا مقرب نمی‌شود.

بخش دوم) معرفی بحث جدید «ابعاد اجتماعی و سیاسی مبارزه با هوای نفس»

از نظر سیاسی و اجتماعی هم مسألۀ محوری ما «مبارزه با هوای نفس» است

 

  • در ادامۀ بحث «تنها مسیر» می‌خواهیم فصل جدیدی از گفتگو دربارۀ «مبارزه با هوای نفس» را آغاز کنیم و آن «ابعاد اجتماعی مبارزه با هوای نفس» است. (البته بعد از بحث راحت‌طلبی علی‌القاعده باید به لذت‌طلبی بپردازیم چون مرتبۀ بعد از راحت‌طلبی، لذت‌طلبی است. ولی شاید الان بهتر باشد که به‌جای لذت‌طلبی، فصل دیگری را در مبارزه با نفس باز کنیم و پس از مباحث فردی مبارزه با هوای نفس، یک‌مقدار ابعاد اجتماعی مبارزه با هوای نفس را هم مورد بحث قرار دهیم.)
  • اگر مبارزه با هوای نفس، تنها مسیری است که ما را به سعادت می‌رساند، این مبارزه، ابعاد اجتماعی و سیاسی هم دارد. همان‌طور که یک انسان هوای نفس دارد و باید با هوای نفس خودش مبارزه کند، دربارۀ یک جامعه هم -به مثابه یک انسان- همین اتفاق باید بیفتد. یعنی از نظر اجتماعی هم مسألۀ محوری ما مبارزه با هوای نفس است.

دو مبارزه داریم: 1- مبارزه با هوای نفس خودمان در زندگی فردی 2- مبارزه با هوای نفس انسان‌های طغیانگر

 

  • در واقع ما دو نوع مبارزه داریم: یکی مبارزه با هوای نفس خودمان در زندگی فردی و یکی هم مبارزه با هوای نفس انسان‌های طغیانگر و هواپرستی که در جامعه هستند و می‌خواهند ما را به بردگی خودشان بکشانند.
  • بعضی‌ها مجسمۀ هواپرستی هستند؛ این‌ها با هوای نفس خودشان جامعه را به فساد می‌کشند و یا آن را به تسخیر در می‌آورند. همان‌طور که نفس می‌خواهد همه‌چیز به نفع خودش باشد، آدم هواپرست هم در جامعه می‌خواهد همه به نفع او باشند؛ لذا طغیان می‌کند.
  • اگر کسی اهل مبارزه با هوای نفس باشد به چنین افراد می‌گوید: «ما با نفس خودمان مبارزه می‌کنیم تا ما را از درون خودمان به بردگی خود نکشاند، پس قطعاً به افرادی مثل شما اجازه نمی‌دهیم که ما را از بیرون به بردگی خود بکشانید. ما به نفس خودمان که مالِ خودمان است اجازه نمی‌دهیم ما را به بردگی بکشاند، آن‌وقت به نفس شما اجازه بدهیم ما را به بردگی بکشاند!» این‌چنین است که مبارزه با هوای نفس، آدم‌های انقلابی و مجاهد درست می‌کند.

 

مبارزه با هوای نفس خودمان «جهاد اکبر» است و مبارزه با هوای نفس طواغیت «جهاد اصغر»/ حقیقت جهاد اصغر تفاوتی با مبارزه با هوای نفس ندارد

 

  • آن‌جایی که باید با نفس خودمان مبارزه کنیم، یک مبارزۀ با عظمت داریم که نام آن را «جهاد اکبر» گذاشته‌اند. و در کنار این جهاد اکبر، مبارزه با طواغیتی که می‌خواهند از بیرون، ما را به بردگی خود بکشانند را «جهاد اصغر» نامیده‌اند. (امام صادق(ع): أَنَّ النَّبِيَّ ص بَعَثَ بِسَرِيَّةٍ فَلَمَّا رَجَعُوا قَالَ مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِيَ الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ ص وَ مَا الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قَالَ جِهَادُ النَّفْس؛ کافی/ج5/ص12)‏
  • البته گاهی اوقات کسی سر یک موضوع شخصی با شما مشکلی دارد و می‌خواهد هوای نفس خودش را بر شما غلبه دهد. در این موارد شما می‌توانید یک‌مقدار با او مماشات کنید. اما وقتی که یک کسی بخواهد جامعه را تسخیر کند، اصلاً نباید با او مماشات کرد و نباید اجازه داد که جامعه را به فساد بکشاند.
  • حقیقت جهاد اصغر تفاوتی با مبارزه با هوای نفس ندارد، منتها در جهاد اصغر، با هوای نفس تجاوزگر یک شخص دیگر مبارزه می‌کنیم؛ شخصی که می‌خواهد با هوای نفس خودش دیگران را تحت سلطۀ خود قرار دهد و آنها را در خدمت امیال نفسانی خودش بکار گیرد. مثل کاری که صدّام با دیگران انجام می‌داد؛ خواستۀ هوای نفس او این بود که دیگران را به بردگی خودش درآورد و میل قدرت‌طلبی خودش را از این طریق ارضاء کند.

 

ریشۀ انقلابی‌گری ما این است که نمی‌خواهیم بردۀ طواغیت شویم/ ما که به هوای نفس خودمان میدان نمی‌دهیم، قطعاً بردۀ هوای نفس دیگران هم نمی‌شویم

 

  • ما که با هوای نفس خودمان مبارزه می‌کنیم، قطعاً نباید اجازه بدهیم هوای نفس یک آدم دیگر، بر ما سیطره پیدا کند و ما را به بردگی درآورد. انسان مؤمن، واقعاً حرّ است و نمی‌گذارد کسی او را به بردگی بکشاند. این غیر از «شهادت‌طلبی» است. وزیر خارجۀ اسبق آمریکا دربارۀ ما گفته بود: «اینها تا وقتی که به فرزندان خود درس شهادت‌طلبی می‌دهند، تروریست هستند!» البته منظور او از تروریست، کسی است که با طواغیت عالم مبارزه می‌کند. آنها به همۀ بردگان عالم می‌گویند «شهروندان خوب» و هر کسی که در مقابل بردگی آنها مقاومت کند به او می‌گویند تروریست! ولی او فکر می‌کند ما فقط وقتی که شهادت‌طلب شویم، انقلابی شده‌ایم در حالی‌که ریشۀ انقلابی‌گری ما این است که نمی‌خواهیم بردۀ طواغیت عالم بشویم و به آنها سواری بدهیم. یعنی ریشۀ انقلابی‌گری ما قبل از شهادت‌طلبی شکل می‌گیرد.
  • ما به هوای نفس خودمان میدان نمی‌دهیم، آن‌وقت بیاییم به هوای نفس دیگران میدان بدهیم! اینگونه است که مبارزه با هوای نفس با بحث انقلابی بودن پیوند می‌خورد، و جهاد اکبر با جهاد اصغر پیوند می‌خورد. این‌جاست که متوجه می‌شویم اصلاً چرا نام آن را «جهاد اصغر» گذاشته‌اند، چون در واقع زیرمجموعۀ جهاد اکبر است. کسی که اهل جهاد اکبر باشد، یعنی اصل جهاد اصغر را هم برای خودش جاانداخته است.

ماهیت انقلابی بودن و مبارزه با طاغوت، همین مبارزه با هوای نفس است/ کسی که فریب نفس خودش را می‌خورَد، طبیعتاً فریب نفس طواغیت را هم می‌خورد

 

  • ماهیت انقلابی بودن و مبارزه با طاغوت، همین مبارزه با هوای نفس است. چطور امکان دارد کسی مثل حضرت امام(ره) تابع طاغوت شود؟! امام(ره) که به نفس خودش میدان نمی‌‌دهد، چطور ممکن است به نفس یک آدم دیگر میدان بدهد و تابع او شود؟! معلوم است که به او میدان نمی‌دهد و با او مبارزه خواهد کرد. کسی که فریب نفس خودش را نمی‌خورَد، فریب نفس دیگران را هم نمی‌خورَد.
  • کسی که قدرت مبارزه با هوای نفس خودش را ندارد، قدرت مبارزه با هوای نفس دیگران را هم نخواهد داشت. کسی که از هوای نفس خودش تبعیت کند، به‌طور طبیعی تابع افراد هواپرست دیگر نیز خواهد شد. کسی که خودش به خودش ظلم می‌کند نباید توقع داشته باشد دیگران به او ظلم نکنند. لذا کسی که با هوای نفسش مبارزه نمی‌کند، طبیعتاً ترسو و بردۀ هوای نفس دیگران خواهد شد. کسی که فریب نفس خودش را می‌خورَد، باید پیش‌بینی کرد که فریب نفس طواغیت را هم بخورَد و طواغیت هم خوب می‌دانند چطور دیگران را فریب دهند.

کسی که اسیر نفس دیگران می‌شود، اسیر نفس خودش هم شده، هرچند ظاهرش اخلاقی باشد!

 

  • یکی از راه‌ها برای اینکه بفهمید آیا کسی واقعاً مبارزه با هوای نفس می‌کند یا نه، این است که ببینید آیا اسیر هوای نفس دیگران می‌شود یا نه؟ اگر دیدید اسیر نفس دیگران می‌شود، بفهمید که اسیر نفس خودش هم شده است هرچند به ظاهر آدم اخلاقی و خوبی هم باشد.
  • کسی که هوای نفس دیگران را می‌پذیرد، چطور می‌تواند با هوای نفس خودش مبارزه کند؟! کسی که عبد و بندۀ طواغیت می‌شود و در مقابل آنها قیام نمی‌کند، چطور می‌تواند آدم خوبی باشد؟ این غلط است که بگوییم: «شاید او زورش به هوای نفس خودش می‌رسد ولی زورش به هوای نفس طواغیت نمی‌رسد!» چون کسی که با هوای نفس خودش مبارزه می‌کند خیلی قوی می‌شود(امیرالمؤمنین(ع): کسی که بر نفسش تسلط یابد، به اوج قوت و زورمندی رسیده؛ مَن قَوِيَ على نَفسِهِ تَناهى في القُوَّةِ؛ غرر/8223) و از مرگ هم نمی‌ترسد لذا هیچ‌گاه زیر بار هوای نفس طواغیت نخواهد رفت.

مبارزه با طاغوت؛ راه میان‌بر برای توفیق در مبارزه با هوای نفس / اگر یک قدم برای جهاد اصغر بر‌دارید خداوند شما را در جهاد اکبر کمک می‌کند

 

  • می‌دانید یک جامعه چگونه پاک می‌شود؟ با مبارزه با هوای نفس. مبارزه با هوای نفس هم فرد را پاک می‌کند و هم جامعه را. در جامعه‌ای که همه بنا داشته باشند با هوای نفس خود مبارزه کنند، آیا کسی جرات می‌کند در این جامعه به خاطر نفسانیت خودش، دیگران را به بردگی بکشد و جامعه را تسخیر کند؟!
  • کسی که از خدا می‌خواهد او را در مبارزه با هوای نفس خودش، کمک کند، یک راه میان‌بر هم برای او وجود دارد. راه میان‌بر برای توفیق در مبارزه با هوای نفس، مبارزه با طاغوت است. چون مبارزه با طاغوت در واقع مبارزه با هوای نفسی است که می‌خواهد جامعه را تسخیر کند. و اگر شما یک ضربه به این طاغوت بزنید، خداوند هم شما را در مبارزه با هوای نفس خودتان کمک می‌کند.
  • جهاد اصغر، نسبت به جهاد اکبر، کوچک‌تر است اما وقتی یک قدم برای جهاد اصغر برمی‌دارید خداوند شما را در جهاد اکبر کمک می‌کند، گناهان شما را می‌بخشد و ملائکه بال‌های خود زیر پای شما پهن می‌کنند. لذا رزمندگان ما وقتی به جبهه می‌رفتند، واقعاً نورانی می‌شدند و در مبارزه با هوای نفس و در جهاد اکبر هم موفق می‌شدند چون در جهاد اصغر یک قدم برداشته بودند.
  • جهاد اصغر یعنی مبارزه با آن نفسی که می‌خواهد بر انسان‌ها و جامعه سلطه پیدا کند. گاهی اوقات هم یک نفسی می‌خواهد بر شما(نه بر همۀ جامعه) سلطه پیدا کند؛ این‌جا هم باید جهاد کنید، منتها یک‌مقدار احکامش پیچیده‌تر است و باید دقت کرد.

آدم هواپرست بردۀ طواغیت خواهد شد /طواغیت مردم را به هوای نفس آلوده می‌کنند تا آنها را به بردگی خود بکشانند

 

  • کسی که مبارزه با هوای نفس کند، واقعاً حرّ و انقلابی می‌شود. اما کسی که مبارزه با هوای نفس نکند، برّه و برده می‌شود. بزدل و ترسو می‌شود. لذا طواغیت مردم را به هوای نفس آلوده می‌کنند تا آنها را به بردگی خود بکشانند.
  • می‌دانید چرا صهیونیست‌های سلطه‌طلب که ثروت و قدرت عالم در دست آنهاست، دوست دارند جوانان هواپرست باشند؟ چون کسی که هواپرست بشود، بردۀ طواغیت خواهد شد. وقتی روابط نامشروع و شهوترانی زیاد شود و آدم‌ها اهل هرزگی شوند، طبیعتاً این آدم‌ها ضعیف و ترسو می‌شوند و خیلی راحت تابع زور خواهند شد. این‌ها اگر قانون‌پذیر هم بشوند قانون‌پذیری آنها از سر بزدل بودن است.
  • الان طاغوتی در جهان حاکم است (صهیونیست جهانی) که تشخیص داده است اگر آدم‌ها هواپرست بشوند، به راحتی بردۀ ما خواهند شد. ما باید این واقعیت را در جامعه جا بیندازیم. با این حساب باید گفت: گناه ما را به بردگی صهیونیست‌‌ها نزدیک می‌کند و اصرار و استمرار در گناه سرانجامش بردگی صهیونیست‌هاست. و الان هم دیگر، صهیونیست‌ها ماهیت خودشان را نشان داده‌اند به حدّی که رئیس دولت صهیونیستی رسماً می‌گوید چرا مردم ایران نمی‌توانند موسیقی غربی گوش کنند و شلوار جین بپوشند؟! (فارس؛ خبر 13920713001648) یعنی رسماً اعلان می‌کنند که دوست دارند جوانان ما اهل هرزگی بشوند.

امیرالمؤمنین(ع): ریشۀ فتنه‌های اجتماعی، هوای نفس است

 

  • امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «آغاز شروع فتنه‌ها، هوای نفسی است که تبعیت می‌شود و احکامی است که بدعت گذاشته می‌شود؛ إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ»(نهج‌البلاغه/خطبۀ 55) یعنی ریشۀ فتنه‌های اجتماعی، هوای نفس است. و البته ریشۀ بدعت‌ها نیز دوباره به هوای نفس انسان باز می‌گردد.
  • ان‌شاء الله فضای سیاسی جامعۀ ما فضایی آکنده از مبارزه با هوای نفس شود. برای اینکه فضای جامعه آکنده از مبارزه با هوای نفس شود، هیچ‌کدام از سیاسیون از سرِ هوای نفس نباید به سراغ این کار رفته باشند. مثلاً از اینکه نماینده یا مسئول شده‌اند، نباید نفس‌شان حال بیاید. همچنین باید مراقب باشند که به خاطر موفقیت در کار هم نباید نفس‌شان حال بیاید. لذا حضرت امام(ره) به مسئولین می‌فرمود دنبال این نباشید که حتماً موفقیت کارها به نام شما ثبت شود.


برچست ها :
تعداد بازدید : 10
     
print

جوانه‌های امید از دل سرزمین پر رنج افغانستان

نظرات 0

جوانه‌های امید از دل سرزمین پر رنج افغانستان

 جبهه جهانی مستضعفین - افغانستان یکی از کشورهای جوانی است که از مجموع جمعیت 25 میلیون نفری، 10 میلیون آن در سنین بین 15 تا 30 سال هستند. در واقع ٤٥% جمعیت این کشور را جوانان تشکیل میدهد.

افغانستان سال های متمادی در معرض جنگ و بحران‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بوده و در این بین نسل جوان افغانستان که بهترین سال‌های زندگی‌شان را تجربه می کردند در فضایی پر از خشونت و آسیب روحی و جسمی رشد کردند.


در جریان سال‌های جنگ در افغانستان، وجود ناامنی ها باعث بسته شدن مراکز علمی شد و یا ساکنان این سرزمین مجبور به مهاجرت به کشورهای دیگر شده که در نتیجه از تحصیل علم فاصله گرفتند. ولی با پایان جنگ در سال های اخیر با ایجاد زمینه‏ تحصیل برای جوانان در نقاط مختلف کشور سبب شده تا علم و دانش در این کشور شکوفا گردد.(+)

کشورهای مستضعفی مثل افغانستان با تکیه بر توانمندی های خود و بدون وابستگی به نظام سلطه قادر خواهند بود به پیشرفت های بزرگی دست پیدا کرده و آینده خود را بسازند.

آنچه در این مجال به آن می پردازیم تعدادی از موفقیت‌های جوانان و نوجوانان افغان در زمینه ها ی گوناگون است تا یادآور این موضوع باشد که همیشه محدودیت، جنگ و مشکلات نمی‌تواند مانعی برای رسیدن به موفقیت باشد.


افتخارات علمی 

کسب مدال شاگردان ممتاز مکاتب افغان – ترک
شاگردان مکاتب افغان – ترک همه ساله در المپیاد های بین المللی که میان شاگردان ممتاز کشورهای مختلف دنیا برگزار
می گردد، شرکت کرده و تا اکنون جمعاً ۳۵۹ مدال را از این رقابت ها بدست آورده اند.

طی سال 2013 شاگردان مکاتب یاد شده توانسته اند جمعاً افتخار کسب ۱۴۷ مدال از جمله ۴۴ مدال طلا ،۴۹ نقره و ۵۴ مدال برنز را بدست آورند.(+)

کسب مقام اول ریاضیات جهانی 
دو دانش آموز قندهاری به نمایندگی از افغانستان در رقابتهای جهانی 2013 ریاضیات استانبول شرکت کردند که در پایان رتبه های اول و سوم را از بین 76 کشور شرکت کننده به دست آوردند.(+)

ابتکار خانم جعفری در زمینه درمان سرطان
پس از اینکه تحقیقات و ابتکار تازه خانم جعفری در سال 2013 بر خلاف تصور اساتید و مخالفت با تأمین مالی هزینه های پژوهشی وی به نتیجه می‌رسد، مورد استقبال گسترده مجامع دانشگاهی در اروپا قرار می گیرد.(+)

این ابتکار با نام  ‘دوزیمتری’ (ِDosimetry) کاربردهای بالقوه دیگری، مانند اندازه‌گیری اشعه و مواد رادیواکتیو در وقت انفجارهای هسته‌ای و یا استفاده از آن در موارد پرتو درمانی صنعتی همانند اشعه دهی برای ضد عفونی کردن لوازم جراحی، میوه‌جات و بهداشتی کردن مواد غذایی، هم دارد.

این دانشجوی افغان اکنون عضویت کمیسیون عالی انرژی اتمی افغانستان را نیز بدست آورده است.(+)

کسب مقام اول توسط دختران افغان در المپیاد علوم
مينه سنجر و رويدا عابدى در المپياد (Inepo) که در تاريخ ٣١ مارچ 2010 در شهر باکو مرکز آذربايجان برگزار شد، توانستند در بين ٣٦ کشور جهان با کسب دو مدال طلا مقام اول را به دست آورند.

جالب اینجاست که امریکا در این مسابقات بعد از افغانستان، رتبه دوم را کسب کرد.(+)

اختراع هواپیمای رادیو کنترل
علی احمد خلیلی جوان نخبه افغانستان در اکتبر 2013 موفق به اختراع هواپیما رادیو کنترل شد. 

این جوان در زمینه امنیت فضای مجازی و مدیریت فناوری اطلاعات IT از علم بالای برخوردار است و علاوه بر تحصیلات دانشگاهی دوره های PNIIT ,MCITP,CISCO ودیگر دوره ها را با موفقیت طی نموده و در حال حاضر چندین طرح امنیتی به کشور افغانستان در زمینه امینت فضای مجازی ارایه داده است.(+)




دختر افغان نخبه ترین دانش آموز مکاتب بریتانیا شناخته شد

در اکتبر 2013، 12 هزار دانش آموز 11تا12 ساله اعم از دختر و پسر در بیش از ۷۸۰ تیم در مسابقات املای زبان انگلیسی به رقابت پرداختند. آزیتا که از یک خانواده افغان مقیم بریتانیا است، مقام اول این مسابقات را به دست آورد و به عنوان نخبه ترین دانش آموز شناخته شد.(+)

زنان خلبان افغان

«ثریا صالح» ۲۰ ساله و «معصومه حسینی» ۲۱ ساله، ۲ خلبان زن افغان هستند که آموزش خلبانی را با موفقیت پشت‌سر گذاشتند.

آنان  تجربه ۲۰۴ ساعت پرواز با بالگرد نظامی را دارند، تصور نمی‌کردند در بازگشت به افغانستان فراموش شوند.(+)


اولین خلبان زن در نیروی هوایی افغانستان 
نیلوفر رحمانی، افسر نیروی هوایی و اولین خلبان زن در افغانستان  است که تمامی مراحل آموزش را در داخل کشورش گذارنده است.

وی موفق شد در دسامبر 2013 پرواز تک نفره خود را با هواپیمای ( Cesna-۱۸۲) با موفقیت در میدان هوایی شیندند هرات انجام دهد.(+)

صدیق افغان، بنیانگذار علم جدید ریاضی فلسفی
صدیق افغان با استفاده از علم ریاضی فلسفی هزاران مجهول را از یک معلوم به دست آورد که نتایج حاصله، راه‌گشای بسیاری از مسایل حل نشده علوم طبیعی و اجتماعی است.

محمد صدیق افغان در سال 2013 از سوی آکادمی علوم حقوقی مسکو به روسیه دعوت شد و در کنفرانس بین المللی حقوق بین‌الملل شرکت کرد.

در این مراسم که دانشمندان زیادی از کشورهای مختلف حضور داشتند،محمد صدیق افغان بنیانگذار علم جدید ریاضی فلسفی در جهان و رئیس مرکز تحقیقاتی ریاضی فلسفی جهان با ارائه مقاله ای مقام اول را کسب کرد.

او در این مقاله رابطه شرق و غرب و تاریخ کشورهای روسیه و آمریکا را از دیدگاه ریاضی فلسفی مورد ارزیابی قرار داده است. 

این اولین بار در تاریخ بشری است که علوم اجتماعی به وسیله مطالعه اعداد ازطریق ریاضی تحلیل و تحقیق می‌شود.(+)


افتخارات ورزشی

درخشش کُشتی گیران افغان در مسابقات بین المللی کُشتی فرانسه
در این مسابقات که در ماه می ۲۰۱۳ در شهر "اورتون" فرانسه برگزار گردید، به ابتکار فدراسیون ورزشی افغان‌های مقیم آلمان تیم شش نفره افغان مقیم اروپا در این تورنمنت با ۲۵ تیم شرکت کرد که موفق به کسب یک مدال طلا، یک مدال نقره و دو مدال برنز شد.(+)

حمید رحیمی نخستین قهرمان افغان در تاریخ بوکس جهانی
حمید رحیمی مشت زن نام آور افغان دارنده لقب قهرمانی آسیا(PAB) وعنوان قهرمانی (GBC) در سال 2012 در شهر هامبورگ کشور آلمان با شکست حریف پُر قدرت خود روسلان دریویچ از کشور روسیه، در سکوی قهرمانی جهان قرار گرفته و کمر بند قهرمان جهانWBU  را از آن خود ساخت.  

برای نخستین بار در تاریخ جهانی ورزش بوکس یک افغان موفق می شود که چنین عنوان بزرگی رادر سطح جهان بدست آورد.(+)

وی همچنین در اکتبر سال 2012 نیز در مسابقه ای که تحت عنوان مبارزه به خاطر صلح در شهر کابل برگزار شد، کمر بند صلح اتحادیه جهانی دبلیو بی را که برای ورزشکاران کشورهای جنگ زده در نظر گرفته شده است، از آن خود کرد.(+)

تیم فوتبال افغانستان قهرمان مسابقات جنوب آسيا در سال 2013 شد
افغانستان در مرحله گروهي اين بازي‌ها با بوتان و سريلانکا و مالديو همگروه بود و با دو پيروزي و يک تساوي به‌عنوان تيم دوم گروه دوم به مرحله نيمه نهايي اين مسابقات صعود کرد.

در ادامه این مسابقات تيم فوتبال افغانستان دو بر صفر، هند را مغلوب کرد و جام قهرماني جنوب آسيا را به خانه برد. در حال حاضر افغانستان در رده بندي فيفا مقام ۱۳۹ جهاني و ۲۱ آسيا را دارد.(+)



تیم ملی بسکتبال افغانستان در سال 2010 قهرمان و در 2013 نایب قهرمان جنوب آسیا شد
تیم ملی بسکتبال افغانستان در سال 2010 در بازی نهائی در مقابل هند با نتیجه 66 بر63 به برتری دست یافت و مدال طلا را به خود اختصاص داد. این اولین موفقیت در این سطح برای بسکتبال افغانستان بوده است.(+)

همچنین تیم ملی بسکتبال افغانستان با گذشت 3 سال از قهرمانی در سال 2013مسابقات کشورهای جنوب آسیا مقام دومی را از آن خود کرد. این رقابت ها که به میزبانی هند برگزار شده بود، افغانستان تنها با شکست در مقابل تیم هند میزبان این رقابت ها نایب قهرمان شد.(+)

کسب دومین مدال المپیک تاریخ افغانستان 
روح الله نیکپا تکواندو کار جوان افغانی موفق به کسب دومین مدال برنز مسابقات المپیک لندن 2012 در رشته تکواندو شد.

وی که در وزن منفی ۶۸ کیلو گرم شرکت کرده بود پس از مبارزه با حریفانی از کشور های مختلف موفق به کسب مدال برنز این دوره از مسابقات المپیک شد.(+)

حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان، در دیدار با ورزشکاران شرکت کننده درر المپیک لندن مدال وزیر محمد اکبر خان، عالی‌ترین مدال دولتی افغانستان را به روح الله نیکپا، تکواندوکار افغان داد.(+)


کسب مقام دوم رقابت های فول رزم آسیا 
رقابت های قهرمانی فول رزم آسیا در سال 2013 با حضور ۱۱ کشور در شهر تاشکند ازبکستان برگزار شد. کشور افغانستان با حضور در این رقابت ها موفق به کسب 2 مدال شد، که مدال طلا به نام محمد سخی مرادی و مدال نقره بنام اسدالله حسینی ثبت شد.(+)

مشتاق احمدی کُشتی گیر جوان موفق به کسب مدال طلا شد
مشتاق احمدی کُشتی گیر جوان و با استعداد افغانستانی مقیم سوئد، در مسابقات کُشتی نوجوانان و جوانان در می 2013 که در شهر Trollhättan کشور سوئد برگزار گردید ، یکبار در وزن ۷۴ کیلو گرم و بار دیگر در وزن ۸۴ کیلو گرم با حریفان پُر قدرت به رقابت پرداخته و در نتیجه در هردو کلاس مقام قهرمانی و مدال طلای مسابقات اِس اِم را از آن خود ساخت.(+)

شناگر معلول افغانستان قهرمان جهان شد

عباس کریمی دانشجوی معلول افغانستان موفق شد در اکتبر 2013 قهرمان مسابقات معلولان جهان در کشور ترکیه شود.

این رقابت ها با نام معلولیت ناتوانی نیست بین شناگران 35کشور جهان و به میزبانی کشور ترکیه به مدت دو روز برگزار شد و عباس کریمی در رقابت با سایر حریفان به مدال طلا رسید.(+)

نعیم ابراهیم زاده ورزشکار نامدار پرورش اندام افغانستان
نعیم ابراهیم زاده از مسابقات ملی وخارجی در مجموع ۱۵ مدال طلا، نقره و برنز به دست آورده و خدمات شایسته در عرصه ورزش پرورش اندام در افغانستان داشته است.

در سال ۱۹۹۱ در مسابقات دوستانه دوشنبه پایتخت تاجکستان به همراه تیم ۱۶ نفری افغانستان شرکت و در وزنهای۶۰ تا ۹۰ کیلو ۱۴ مقام و کاپ قهرمانی بدست آوردند.

همچنان در ماه جولای ۱۹۹۱ در ترکیب تیم ملی پرورش اندام افغانستان در مسابقات ترکمنستان شرکت نموده ود در وزنهای ۶۵-۷۵و ۸۵ کیلو گرم همه مقام های اول-دوم وسوم این وزن‌هارا ازآن خود کردند که در تاریخ مسابقات پرورش اندام افغانستان یک رویداد بی نظیر بود.(+)

"مالک آرش مولایی" قهرمان ورزش‌های رزمی مختلط MMA
آرش از ۱۴سالگی ورزش تکواندو را آغاز و پس از دریافت کمربند سیاه این رشته مدت ۸سال در حدود ۷۰ مسابقه اجراکرده و افتخاراتی را کسب کرد.

از سال ۲۰۰۲ به تمرینات ورزش‌های رزمی مختلط MMAپرداخت. آرش همچنان در۶۵ مسابقه "کشتی کَج" شرکت و در ۶۰ مسابقه پیروز شد.

مولایی در مسابقات (MMA) در کشورهای چین وسنگاپور نیز حضور داشته و با حریفان نامداری مبارزه کرد. درسال ۲۰۱۰ درکشور سنگاپور با شکست حریف پرقدرت خود کمربند وعنوان قهرمان مسابقات Martial Combatرا از آن خود ساخته است.(+)


الکوزی ۳بار عنوان قهرمانی "بینولوکس" را بدست آورد
سمیر از کودکی به ورزش علاقه داشته و از سیزده سالگی به ورزش پهلوانی روی آورد و پس از۶سال تمرین در افغانستان به کشور بلژیک سفر کرد.

الکوزی ۳بار عنوان قهرمانی "بینولوکس" را در وزن ۶۲ کیلو بدست آورده و۴ بار در مسابقات بین المللی کشتی در فرانسه وهمچنان یک بار در مسابقات کشتی اتریش مقام های اول را در وزن ۶۲ کیلو از آن خود ساخته است.(+)

حسین صادقی قهرمان جهانی ووشو
حسین صادقی ورزش (شاولین ووشو) را از سن ۹ سالگی در افغانستان آغاز و در پاکستان و ایران ادامه داد تا در ۱۶ سالگی در سطح ملی به قهرمانی رسید و با دریافت مقام و مدرک قهرمانی در رشته‌ای (کانگفوی چینایی) به عنوان کاپیتان تیم ملی افغانستان انتخاب شد.

در سال ۲۰۰۵  در دانشگاه هنرهای زیبا استرالیا بورسیه شد و پس ازاتمام تحصیلاتش به عرصه‌ سینما قدم نهاد و برای اولین بار نیز در فیلم (Ghost in Heaven) ایفای نقش نمود و به تدریج توانست توجه سینماگران معروف امریکا را به خود جلب و در اولین جشنواره‌ای بین الملی فیلم های اکشن عنوان بهترین صحنه ساز مبارزه را از آن خود نموده و مدال افتخار را دریافت کند.

وی در سال ۲۰۱۲ میلادی نیز موفق شد در فیستوال جهانی ورزش های رزمی که در پنج رشته‌ در جزیره کیش ایران برگزار شده بود، در رشته‌ای فرم های استاندارد به مدال طلا دست یافته و به مقام قهرمانی جهان نایل آید.(+)

کوهنورد افغانی در راه رسیدن به بام دنیا
نجیب سیرت کوهنورد افغانی مقیم فرانسه بعد از فتح بلندترین قله‌های آلپ در اروپا در 2011 تصمیم دارد تا پرچم افغانستان را در بلندترین نقطه دنیا، قله اورست به اهتزار درآورد. نجیب سیریت در شورای مشورتی ورزشی اروپا عضویت دارد. (+)

دختر ورزشکار افغان مي‌خواهد براى کشورش افتخار آفرينى نمايد
دختر ورزشکار افغان که هفت سال به نام پاکستان در مسابقات ملى و بين المللى شرکت ميکرد، با ايجاد باشگاه ورزشى در کابل مي‌خواهد براى افغانستان افتخار آفرينى نمايد.

مينا "اسدى"  در تیم ملی شوتوکان کاراته پاکستان عضویت داشته و توانسته در مسابقات ملى پاکستان  ٣٢ مدال شامل ٢٢ طلا و ٧ نقره را کسب نمايد و همچنین در مسابقات سيف گيم بنگله ديش در سال ٢٠١٠  سه مدال برنز در بخش هاى افرادى، مبارزه و نمايش بدست آورد.(+)

یک دختر کوهنورد افغان، آرزوى فتح بلندترين قُلۀ جهان را دارد
اولين دختر کوهنورد افغان که در سال 2008  آلپ ايتاليا را فتح کرده است، آرزو دارد تا قله اورست را نيز فتح نمايد. 

وى نخستين دختر افغان است که توانسته قُله هاى پنجشير و بدخشان و قُلۀ آلپ را بپيمايد. وی همچنین فتح قله اورست را بزرگترين آرزوى زندگیش عنوان کرد.(+)
 

تيم ملي پاورليفتينگ افغانستان به ۳ مدال طلاي مسابقات جهاني امريكا دست يافت
تیم پاور لیفتینگ افغانستان با كسب ۵ مدال طلا، در بين ۱۲۰ كشور شركت كننده، پس از تيم آمريكا و كانادا در مكان سوم ايستاد.(+)


افتخارات فرهنگی - هنری

موفقیت قاریان و حافظان در مسابقات بین المللی قرآن کریم 
قاریان و حافظان افغانستانی در سی امین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن کریم در تهران در سال 2013 از میان نمایندگان بیش از ۷۰ کشور جهان مقام چهارم و پنجم رشته قرائت و حفظ این دوره از مسابقات را کسب کردند.(+)



خانم ایوبی برنده جایزه شجاعت در خبرنگاری
بنیاد بین‌المللی رسانه‌های زنان، خانم نجیبه ایوبی،‌ رییس کلوپی را که مشتمل بر رسانه‌های چاپی، رادیویی و آنلاین است را برنده "جایزه شجاعت در خبرنگاری" در سال ٢٠١٣ میلادی،‌ اعلام کرد.

این بنیاد در خبرنامه‌ای گفته که " نجیبه ایوبی را از افغانستان، به دلیل شجاعت‌شان برای کار در محیط پرخطر، به عنوان یکی از برندگان جایزه امسال خود برگزیده است."(+)

انسیه وهاب برنده جوایز «مدال صداقت» و «نشان افتخار» 

انیسه وهاب در سن ۷ سالگی با تشویق برادرش، زمری غیاثی، به هنر و موسیقی روی آورد. در هفت سالگی کار تلویزیونی را به عنوان مجری برنامه کودک در تلویزیون افغانستان آغاز کرد. یک سال بعد، پس از ایفای نقش در نمایشنامه‌ای به نام «عاطفه»، برنده جایزه اول هنری سال شد.

او در جریان عمر هنری خود در زمینه های تئاتر، موسیقی، اجرا و بازیگری، مدال‌ها و تقدیر نامه‌های زیادی از داخل و خارج افغانستان بدست87 آورد. از جمله، جمهوری ازبکستان به او دیپلم عالی در رشته بازیگری تئاتر اهدا کرد و «مدال صداقت» «نشان افتخار» و لقب «هنرمند شایسته» را نیز که از افتخارات فرهنگی و هنری افغانستان بود به دست آورد.(+)



سکینه یعقوبی برنده جایزه یک میلیون دلاری 'opus ۲۰۱۳' شد
سکینه یعقوبی رئیس انستیتوی آموزشی افغان برنده جایزه یک میلیون دلاری 'اوپس' در سال ۲۰۱۳ شد. این جایزه به کسانی داده می‌شود که برای حل مشکلات جامعه شان کاری انجام داده باشند. فعالیت انسان دوستانه و اجتماعی آنها باید در عرصه مبارزه با فقر، بی‌سوادی، گرسنگی، بیماری و بی عدالتی صورت گرفته باشد. مرکز برکلی دانشگاه جورج تاون برای دین، صلح و امور جهانی' در آمریکا این جایزه را به خاطر فعالیت‌های چندین ساله خانم سکینه یعقوبی در عرصه آموزش و پرورش و بهداشت به او داده است.

او با درک اهمیت آموزش و پرورش، به همکاری عالمان دین، کلاس‌های درسی را راه اندازی کرد که به زودی در آن بیش از ۳۰۰ دانش آموز ثبت نام کردند. در سال بعد خانم یعقوبی ۱۵ مدرسه برای ۲۷ هزار دانش آموز با حمایت مالی کمیته بین المللی مهاجرین ایجاد کرد. او بر تمام مدارس نظارت می کرد، معلمان را آموزش می داد و مسایل بهداشتی و صلح را در مضامین درسی آنان گنجانده بود. وقتی کمیته بین المللی مهاجرین در سال ۱۹۹۵ با کمبود بودجه مواجه شد، مدارس بسته شد و خانم یعقوبی، انستیتوی آموزش افغان را با ۲۰ هزار دلار شخصی خودش تاسیس کرد.(+)


هنرمندان موسيقي افغانستان:
موسيقي افغانستان در سبك ها و شيوه هاي گوناگون، هنرمنداني را پرورده كه شهرت بعـضي از آنان از حدود مرزهاي اين كشور نيز فراتر رفته است. 

استاد قاسم را مي توان پدر موسيقي كلاسيك افغانسـتان ناميد. 
استادغلام حسين ( ۱۳۴۶ - ۱۲۶۵) اين اسـتاد نيز پرورش دهـنده يك نسل ديگر از هنرمندان افغانستان بوده است. خدمت بزرگ او به موســيقي اين كشــور، سازماندهي نهادهاي آموزشي موســيقي و تدريـس موسيقي براي هنرمندان جوان بوده است.

اسـتاد محمد حسين سرآهنگ(۱۳۶۱ – ۱۳۰۲ش) از نوابغ آواز خواني افغانستان بـود و تـوانايي خارق العاده‌اي به ويژه در كلاسيك خواني (راگ خواني، تهمري خواني و غزل خواني) داشت.

اسـتاد اول مير، استاد محمد عمر، استاد محمد عمر، اسـتاد محمد هاشم، احمد ظاهر از دیگر موسیقی دانان بزرگ افغانستان هستند.(+)

پروفسور "عبدالاحمد جاويد" دانشمند خودآگاه و پاسدار پيشتاز فرهنگ
استاد جاويد،‌ در سازمان ها و انجمن ها زیر افتخار عضويت داشت:
-  انجمن نويسندگان افغانستان
-  شوراي وزيران براي تحصيلات عالي
-  انجن دوستي افغانستان و سازمان ملل متحد
-  انجمن دوستي افغانستان و فلسطين
-  عضو لويه جرگه افغانستان ۱۹۸۶
-  هيأت رئيسه آرشيف ملي افغانستان
-  رئيس جوايز مطبوعاتي(+)


شهر غزنی افغانستان پایتخت فرهنگی جهان اسلام شد
مراسم نام‌گذاری غزنی به عنوان پایتخت تمدن و فرهنگ جهان اسلام در سال ۲۰۱۳  با حضور ده‌ها تن از مقامات عالی رتبه دولتی و اعضای شورای ملی افغانستان، اعضای سازمان آیسسکو از دیگر كشورها و همچنین سفرای كشورهای اسلامی در غزنی افغانستان برگزار شد.(+)


منابع:
http://www.avapress.com/vdci۵way.t۱arz۲bcct.html
http://www.afghanpaper.com/nbody.php
http://www.khawaran.com/
http://www.worldhazaracouncil.org/
http://www.parsnews.com/
http://www.afghaneurosportsfederation.com/ringen/unknown.html
http://afghanistan.mahtarin.com/cat/۳/۰/
http://afghanestan.blogfa.com/cat-۴.aspx
http://refugee-news.blogfa.com/post/۹۱۵
http://associationafg.blogfa.com/
http://www.bokhdinews.af/sport/۷۲۱۰
http://www.roushd.com/newsIn.php?id=۱۲۲۳۸
http://tkg.af/dari/sport/football/۷۰۶
http://daneshgahnews.com/۰fa۲۳۳۲۶idcontent.htm
http://www.worldhazaracouncil.org/
http://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=۵۱۰۸۹
http://associationafg.blogfa.com/post/۳۲
http://maktabema.com/?p=۵۹۹
http://skyafghan.blogfa.com/post-۵۴۸.aspx
http://feragh-group.blogfa.com/post-۵۸۲.aspx
http://tkg.af/dari/culture-and-art/others/۱۱۱۳۲
http://fa.wikipedia.org/wiki
http://aftabnews.ir/fa/news/۱۸۲۴۹۱
http://www.roushd.com/newsIn.php?id=۱۲۳۷۲
http://afghanexpert.mihanblog.com/post/۱۱۱۰
http://kateb-e-hazara.blogfa.com/post-۱.aspx
http://awards.blogfa.com/
http://www.ghatreh.com/news/nn۱۵۹۸۸۶۶۱/
http://www.afghaneurosportsfederation.com/
http://sarzaminman.blogsky.com/
http://www.middleeastpress.net
http://afghanestan.persianblog.ir/page/۷۱
http://afghan۱۲۳.jimdo.com/home
http://www.afghanirca.com/newsIn.php?id=۱۰۱۸۳
http://ensijam.com/reports/۴۵۰۲
http://www.afghanews.ir/ShowDetails.aspx?NewsId=۶۶۵۰۶
http://chandochoon.blogfa.com/post-۸.aspx
http://www.jame-ghor.com/archive/ejtemaie/alireza_yazdani/۰۰۰۷_۰۷۱۱۲۰۱۲_yazdani.htm
http://avapress.com/vdcbfwb۸.rhba۰piuur.html
http://www.icro.ir/index.aspx?siteid=۲۶۱&pageid=۱۱۷۵۱&newsview=۵۹۷۱۱۵
http://oldarchive.payamemojahed.com/index.php?option=com_content&task=view&id=۱۷۵۹&Itemid=۱۸
http://۱tvnews.af/fa/news/afghanistan/۳۰۲۲-۲۰۱۳-۱۱-۰۳-۰۴-۲۷-۰۷
http://www.afghaneurosportsfederation.com/unknown۳.html
http://www.yadgarafghan.com/da/news/sport/۲۰۱۳-۰۶-۰۸-۰۵-۴۴-۰۴.html
http://affs.se/?p=۱۵۶۵

rjanews.com


برچست ها :
تعداد بازدید : 5
     
print

ابن‌شهرآشوب دانشمند بزرگ مازندرانی

نظرات 0

ابن‌شهرآشوب ساروی کیست؟

بسیاری از آثار ابن شهرآشوب با وجود پرداختن به ظریف‌ترین مسائل مربوط به مذاهب اسلامی چه در زمان خودش و چه در زمان حال دارای تایید علمای آزاداندیش است.  

به گزارش خبرگزاری فارس ، ایران اسلامی در گذر زمان همواره شاهد حیات دانشمندانی شهیر در عرصه‌های مختلف علمی بوده است که آثار آنان راهگشای مردم در عصر خفقان علمی و دینی بوده است.
 
"ابوجعفرمحمد بن علی بن‌شهرآشوب بن ابونصر بن‌ابوالجیش" مازندرانی ملقب به رشیدالدین و عزالدین و مشهور به "ابن‌ِ شهرآشوب ساروی" ‌مازندرانی دانشمند مسلمان و یکی از مروج مذهب تشیع است که در سده چهارم و پنجم هجری زندگی می‌کرد.
 
ابن شهرآشوب از عالمان شجاع و بصیری بوده، که با وجود حاکمیت مطلق مکتب ارتجاعی و جاهلی سقیفه در جهان اسلام، به روشنگری دینی پرداخته و جریانات، اعتقادات، فرق،مذاهب، ائمه و حاکمیت انحرافی برآمده از مکتب سقیفه را در مثالب النواصب تبیین کرده و امکان انتخاب اسلام ناب محمدی را برای مسلمانان حقیقت‌جو و آزاداندیش فراهم آورده است.
 
دیدگاه‌های ابن شهرآشوب به حدی منصفانه،فاخر، مودبانه و از چنان بن مایه علمی و سندی متقن برخوردار است که حتی تحسین علمای حقیقت جو و آزاد اندیش اهل سنت را به همراه داشته است.
 
هرچند برخی او را عراقی دانسته بودند اما محققان علوم دینی با تکیه بر نسبت سَرَوی که به این مفسر محدث ادیب و فقیه بزرگ شیعه همچنین به پدر و جدش داده‌ شده اصالت این خاندان را از شهر ساری مازندران دانسته‌اند.
 
ابوجعفر سفرهای متعددی به مناطق مختلف بلاد اسلامی داشت و در منابع تاریخی درباره آغاز سفرهای علمی‌اش تنها به این نکته اشاره شده که در پی اختلاف با فرماندار مازندران آن‌جا را ترک کرده و همزمان با خلافت مقتفی در بغداد به این شهر وارد شده‌است.
 
وی در این شهر به اندرز و مناظره پرداخت و نزد خلیفه جایگاه والایی یافت ولی پس از مدتی اقامت در بغداد به موصل و سپس به حلب رفت اما با بررسی اسناد تاریخی می‌توان دریافت که وی پیش از ترک مازندران سفرهایی به خراسان خصوصا  شهر نیشابور داشته‌است.
 
ابن شهرآشوب پس از سالیانی اقامت در حوزه‌های علمیه ایران و استفاده از محضر دانشمندان و استادان بزرگ و مسافرت‌های علمی در نقاط مختلف ایران شامل مازندران مشهد  نیشابور سبزوار ری کاشان اصفهان و همدان در سال 547 هجری قمری با کوله‌باری از دانش و معنویت از همدان به بغداد رفت.
 
بغداد در آن روزگار پایتخت عباسیان و مشهورترین مرکز علوم اسلامی بود که دانشمندان بسیاری در آن زندگی می‌کردند شهر آشوب ساروی نیز در این شهر اقامت کرد و به آموزش دانش‌ها و فنون مختلف پرداخت وی همچنین در آن رشته‌ها کتاب‌ها نوشت.
 
با بررسی آثار برجای مانده از دانشمندان هم عصر ابن‌شهرآشوب احتمال داده شده‌است که این دانشمند در بیهق ری کاشان اصفهان  همدان مشهد نیز مدتی ساکن بوده اما وی تا سال‌های 552 یا 554 شمسی در بغداد ساکن بود و انگار تا زمان خلافت مستضی نیز در بغداد می‌زیسته‌است.
 
با این‌که در زمان ابن شهرآشوب دانشمندان و عالمان بزرگی وجود داشته‌اند که مورد احترام مردم و از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند در این میان مقام علمی و موفقیت ابن‌شهرآشوب جایگاه خاصی داشت.
 
او به هر شهری از مملکت‌های اسلامی دارای حوزه علمیه که می‌رفت سرآمدشان می‌شد و کار آموختن به دیگران و بحث و پرورش شاگردان را جدی و چشمگیرتر آغاز می‌کرد.
 
در دوران خلافت مستضی به دلیل کوشش در گسترش باورها و افکار حنبلی و اقتدار علمای حنبلی در بغداد این شهر دیگر جای مناسبی نبود رفته‌ رفته فعالیت‌های چشم‌گیر ابن شهرآشوب از سوی مخالفان نادیده گرفته می‌شد و او را تضعیف می‌کردند از این رو بغداد دیگر مکان مناسبی برای ارائه فعالیت ابن‌شهرآشوب نبود.
 
این دانشمند مازندرانی بغداد را به قصد شهر تاریخی و عالم‌پرور حله ترک کرد و در سال 550 یا 551 خورشیدی کرسی درسش را در حله رونق بخشید و شروع به آموختن و شاگرد پروری کرد و مدتی بعد به شهر حلب وارد شد و تا پایان زندگی خود در آنجا زندگی کرد و در مورد علت انتخاب شهر حلب گفته شده است زیرا در این شهر احترامی خاص برای امامی مذهبان قائل بودند.
 
این دانشمند شهیر مازندرانی در شب جمعه22 شعبان 588 هجری قمری تقریبا برابر 17 شهریور 571 هجری خورشیدی در حلب درگذشت و در جبل الجوشن در نزدیکی محلی مشهور به مشهد الحسین (ع) به خاک سپرده شد.
 
جایگاه علم در خانواده این عالم مازندرانی آنقدر رفیع بوده است که پدرجد وی نیز انسانی عالم و روحانی بوده است شهرآشوب در طول زندگی خود هزاران نفر از شیفتگان علوم مختلف اسلامی همچون علامه سید محمد بن زهرهٔ حلبی، علی بن شعرهٔ حلی جامعانی، شیخ تاج‌الدین حسن بن علی دربی، شیخ یحیی بن محمد سوراوی، یحیی بن ابوطی حلبی، سیدکمال‌الدین حیدرحسینی، ادریس حلی، ابن بطریق حلی، ابن ابوطی حلبی و ابن زهرهٔ حلبی را نام برد را به شاگردی پذیرفت و آنان را از علوم اسلامی سیرآب کرد.
 
او همچنین در طول دوران علم‌آموزی خود در محضر علمای بنام زمان خود همچون احمد غزالی، جارالله زمخشری، ابوعلی طبرسی، ابوالحسن بیهقی، فریدخراسان، خطیب خوارزمی و قطب‌الدین راوندی تلمذ کرد واین تلاش در راه علم اندوزی با ذخیره‌ای که از علم در خانواده خود داشت زمینه شهرت وی حتی بیش از پدران خود را برای این عالم بزرگ ایران زمین فراهم کرد.
 
این دانشمند مسلمان در طول زندگی پربار خود بیش از 20اثر گرانسنگ برجای گذاشت که ازآن جمله میتوان به مناقب آل ابی طالب، الاربعین فی مناقب سیدة النسا، فاطمة الزهرا، متشابه القرآن،الاسباب و النزول علی مذهب آل الرسول‏صلی‏الله‏علیه‏وآله، معالم العلما، انساب آل ابی‌طالب‏علیه‏السلام، مناقب النواصب و مائدة‌ الفائدة، المحزون المکنون فی عیون الفنون، اعلام الطرائق فی الحدود و الحقائق و الاوصاف، المثال فی الامثال، الاسباب، الحاوی، الانصاف، المنهاج اشاره کرد که در این بین سه اثر ارزشمند مناقب، معالم العلما و متشابه القرآن دارای شهرت بیشتری هستند.
 
وی یک دانشمند ایرانی دارای عیار جهانی است که با وجود پرداختن به ظریف‌ترین مسائل مربوط به مذاهب اسلامی کتب وی درزمان خود و چه در زمان حال دارای تایید بسیاری از علمای سنی مذهب نیز بوده و است.
 
ابن شهرآشوب آن چنان محل اجماع علماء اهل سنت بود که هم اساتید و هم شاگردان بنامی همچون ابوعبدالله محمد بن احمد نطنزى، مولف کتاب «الخصائص العلویه على سائر البرایه»، جارالله زمخشرى معتزلى (متوفى 538 ق)و همچنین خطیب خوارزمى عالم شهیرحنفی مذهب و مولف کتبی چون المناقب و مقتل الحسین در بین علماء  اهل سنت داشت.
 
در عظمت علمی و نگاه اصولی و دانش بنیان ابن شهرآشوب به مساله حیاتی تقریب و احترام او نزد قاطبه علماء اهل سنت همین بس که علما و رجال پژوهان سنی مانند ابن حجر عسقلانی، فیروزآبادی، جلا‌ل‌الدین سیوطی و صلاح‌الدین صفدی از وی چنین یاد می‌کنند: «رشید‌الدین محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی از رؤسای طایفه شیعه است».
 
ابن شهر آشوب از کودکی حافظ قرآن بود و هشتاد سال زندگی کرد، در اصول شیعه به منتهای درجه مهارت رسید به طوری که از شهرها طالبین علوم به سویش می‌شتافتند؛ وی در علوم قرآن و عربیت و نحو و وعظ، در عصر خلافت «المقتفی بالله» عباسی بر همه‌اشون کس مقدم بود، المقتفی به دیده اعجاب به وی می‌نگریست و او را خلعت پوشانید.
 
او مردی نورانی و خوش رو بود گفتارش راست و بیانش ملیح، علمش بسیار، تواضع و عبادت و تهجدش در پیشگاه خداوند زیاد و همه اوقات با وضو بود.
 
ابن شهرآشوب بیش از همه علمای سنی عصر خویش بر منابع کلامی، تاریخی و فقهی اهل سنت تسلط تام داشته و مطالب متنوعی که از صدها کتب اهل سنت در مثالب آورده گواه نگاه تقریبی او در تالیف مثالب النواصب است.
 
کتب محاسن الجوابات از قاضی ابوالحسن الجرجانی، صفوه التاریخ از الصفوانی، الجامع فی الخاتم از بیهقی، کتاب التختم از محمد بن یحیی المحتسب، دارئة الحد عمن یتعاطی الغلمان از جاحظ، الامتزاج از ابوحیان توحیدی، شواهد التنزیل از حسکانی حنفی، کتاب ابی عبدالله محمدبن علی السراج، کتاب الاعتماد از الملک الصالح، تاریخ، القاضی ابی بکر احمد بن کامل، التعریض، ابو بکر المرزبانی، التفسیر، ابو الجیش بلخی، تاج التراجم، ابو المعالی شاهفور، تفسیر بلخی معتزلی، فرق الفرق ابی منصوربغدادی و مقالات ابی الحسین الرفاءالرازی نمونه کتبی است که ابن شهر آشوب مطالبی از آنها را در کتب خود آورده است.
 
برگزاری کنگره بین‌المللی ابن شهر‌آشوب ساروی به مدت 3 روز در ساری و قم فرصتی مناسب است تا پس از گذشت 800 سال از ولادت و فعالیت علمی آن دانشمند شهیر و بین‌المللی علاقمندان وی با بررسی و ترجمه آثار وی دین خود را به وی و دیگر علمای اسلامی ادا کنند. 
نقل از رجانیوز


برچست ها :
تعداد بازدید : 3
     
print

***لیست موضوعات (دسته بندی شده)***

نظرات 0

*لیست موضوعات سایت*





برچست ها :
تعداد بازدید : 4
     
print
/'

ابزار هدایت به بالای صفحه

On(this)

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

onmouseout=