X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



♥درج مطالب با ذکر آدرس سایت کاملا مجاز است ♥صحت یا عدم صحت مطالبی که از سایتهای دیگر گرفته شده بر عهده خود آن سایتها میباشد. ما سعی میکنیم انشالله مطالبی که کذب نیستند در سایتمان قرار دهیم اما باز هم اطمینان صد در صد نمیدهیم! والله اعلم. ♥♥التماس دعا ●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●● فیلم و سینما

بررسی عملکرد صدا و سیما در مواجهه با عشق‌ های چند ضلعی /مثلث های عشقی در صدا و سیما

نظرات 0

بررسی عملکرد صدا و سیما در مواجهه با عشق‌ های چند ضلعی

مثلث های عشقی در صدا و سیما

عادی سازی مثلث‌ها و رقابت‌های عشقی از طریق فیلم‌ها و سریال‌ها خسارت‌های جبران ناپذیری را برای جامعه و برای امر مهم خانواده بر جا خواهد گذاشت. این مسأله در فیلم‌های سینمایی ما نیز وجود دارد که خود داستان غم انگیز دیگریست.


مثلث های عشقی در صدا و سیما

نویسنده: محمد بحرینی

دیدبان: مثلث های عشقی در سریال های صدا و سیما پدیده ای است که از دیر باز گریبان گیر این سریال ها بوده است و گویی برای به وجود آوردن تعلیق و کشش در فیلم ناچار حتماً باید در داستان به نوعی این چنین روابط عشقی ای را بگنجانیم. حتی اگر بدانیم که پرداختن به آن مضر است. حتی اگر به کلیشه تبدیل شده باشد. به عنوان مثال یکی از این سریال ها که در سال 85 از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد سریال سال های برف و بنفشه است.

در این سریال سه نفر از کاراکترها به خانم فروغ امیر ابراهیمی با بازی ستاره اسکندری علاقه مندند و میانشان رقابت و کشمکش وجود دارد. در واقع عشقی مربعی در این سریال وجود دارد.

این موضوع تا حدی در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران ادامه پیدا کرد که مقام معظم رهبری مستقیماً در دیدار با هنرمندان و دست اندرکاران صدا و سیما از آنان درخواست کردند که به گونه ای داستان پردازی کنید تا روابط عشقی غلط در فیلم تان نباشد:

"انسان نگاه می‌کند می بیند این سریال خوش ساخت و خوش مضمون این زائده را اگر نداشته باشد هیچ زیانی به آن نمی رسد.  بعضی از ارتباطات عشقی و دختر و پسر که در فیلم ها منعکس می شود بد است بدآموز است. اینی که شما نوع برخورد یک زن و مرد را، یک عشق غلط را – این عشق های مثلث و مربع – این را شما در فیلم بیاورید خب این مضر است و کاریش نمی شود کرد. کاری بکنیم که این‌ها نیاید در فیلم‌ها."

دیدار با هنرمندان و دست اندرکاران صدا و سیما – 1389/4/12

حتی در شهریور 90 طی بخشنامه ای نمایش مثلث های عشقی در سیمای جمهوری اسلامی ایران ممنوع اعلام شد. طبق این بخشنامه داستان های مربوط به مثلث های عشقی تنها به منظور تقبیح آن مجاز خواهد بود. اما باز هم در سریال های متعددی شاهد عشق های مثلثی بودیم و هیچ گونه تقبیحی هم در این سریال ها در کار نبوده است.

در بهمن 90 سریال ششمین نفر سریال پر بیننده ای که مثلث عشقی عجیبی در آن وجود داشت.

در این سریال قریب عاشق دخترخاله اش (مریم) است و این در حالی است که مریم متأهل است! در یکی از سکانس های این سریال شوهر مریم از دست قریب عصبانی است که برای چه مخفیانه مریم را تعقیب می کرده. قریب در پاسخ می گوید: "چون کسی که باید نگرانش باشد نبود. کسی که باید مواظبش باشد نبود. ولی من بودم. نگرانش بودم."

یا در سکانسی پدر مریم از او می پرسد که چند وقت است که حلقه‌ات را در انگشتت نمی بینم. مریم در پاسخ می‌گوید: درش آوردم چون دیگر نمی توانم به این وضعیت ادامه بدهم. در بخش هایی از فیلم نیز شوهر مریم نگران است که دیگر مریم دلش با او نباشد و مدام به او تردید دارد و به او می گوید مرا مطمئن کن که هنوز دلت با من است.

در آذر 92 سریال آوای باران که این سریال هم از سریال های پر بیننده بود از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش می‌شود.

در این سریال تصور مثلث عشقی بین کیانوش، فرید و باران تا حدی مخاطب را با خود همراه می کند که مهران رنجبر – بازیگر نقش کیانوش – در یکی از مصاحبه هایش می گوید: یک سری از مخاطبان به من می گویند: باران حق توست به خاطر این که در این سال ها تو هوایش را داشتی. یک سری هم می گویند بگذار باران را فرید خوشبخت کند چون او آدم حسابی است.

 اگر چه در قسمت آخر سریال معلوم می شود که فرید به باران علاقه نداشته و فقط از روی انسان دوستی در طول داستان به باران کمک می کرده اما در تمامی دورانی که این سریال برای مردم پخش می شد تصور مثلث عشقی برای مخاطب وجود دارد و شیوه ی داستان پردازی این سریال می توانست به گونه ای باشد که این مسأله به وجود نمی آمد. همان طور که مقام معظم رهبری عنوان کردند نبودن این زائده ضرری به داستان نمی زند.

در فروردین 93 سریال خط یکی دیگر از این سریال هاست.

 در این سریال دو مثلث عشقی وجود دارد. فرید که از سوگند نا امید شده است این بار به پریسا علاقه مند شده و به دنبال ازدواج با اوست.

در هر دو مورد هم فرد دیگری وجود دارد و مثلث عشقی رقم می خورد. با این که انتظار می رفت بعد از تذکر رهبری و بخشنامه ی سیمای جمهوری اسلام این مسأله از سریال های صدا و سیما حذف شود اما به مرور زمان نه تنها حذف نشد بلکه آن گونه که در سریال خط می بینیم نه تنها یک مثلث عشقی بلکه دو مثلث عشقی در یک سریال گنجانده می شود.

نکته ای که وجود دارد در تمامی سریال های یاد شده به هیچ عنوان تقبیح عشق های مثلثی وجود ندارد و بلکه عادی سازی این نوع روابط و ترویج آن دیده می شود. به گونه ای در تمامی سریال های یاد شده به این مسأله پرداخته می شود که گویی امری طبیعی و رایج است. در صورتی که نبود آن هیچ ضرری به داستان نمی زند.

مثلث های عشقی در واقعیت جامعه

مثلث ها و رقابت های عشقی پدیده ای نیست که به وجود آمدن آن در واقعیت –  بر خلاف آن چه که در فیلم ها نشان داده می شود –  بی دردسر یا کم دردسر باشد. بلکه اگر در واقعیت اتفاق بیفتد خطرات و مشکلات جبران ناپذیری بر جای می گذارد. متأسفانه در جامعه امروز خودمان می بینیم در بعضی از این موارد کار به قتل و جنایت‌های وحشیانه‌ای می کشد. طبق اعلام ناجا بیشترین قتل ها در کشور ما پیرامون مسایل خانوادگی اتفاق می‌افتد و رقم 40 درصد را به خود اختصاص داده است. این مسأله ایست نگران کننده که فقط با خواندن ماجرای این قتل‌ها در روزنامه ها و سایت ها قلب هر انسانی به درد می آید. ریشه ی این قتل ها کجاست؟ چه مسأله ای در کشور ما وجود دارد که افراد را به سمت این گونه رفتارها سوق می دهد. آیا این گونه سریال ها و فیلم ها شریک جرم نیستند؟ در یکی از این موارد که در شهر تهران اتفاق افتاد رئیس یک دفتر سینمایی بر سر رقابت عشقی با یکی از همکارانش، با بریدن سر او و مخفی کردن جنازه اش در محمدشهر کرج خاطره دردناکی برای خود و اطرافیانش بر جا گذاشت. عشق و تشکیل خانواده شیرین‌ترین تجربه زندگی هر انسان است که با طی کردن مسیر غلط می‌تواند تبدیل به تلخ ترین تجربه‌ زندگی انسان بشود. وقتی وجود رقابت عشقی به عنوان یک مسأله ی کاملاً عادی در سریال ها به تصویر کشیده می شود، لزوماً تلخی های این مسأله بیان نمی شود و به بیننده آگاهی های لازم داده نمی شود و حتی در بعضی موارد ممکن است جذاب و شیرین به تصویر کشیده شود. اما آیا در واقعیت هم این گونه است؟ کافیست ماجرای تنها چند مورد از قتل هایی که بر سر این مسایل اتفاق می افتد را در خبرها بخوانیم. آیا کسانی که معتقدند در فیلم ها باید واقعیات را نشان داد و نه ایده آل ها را، در مورد مثلث های عشقی و رقابت های عشقی واقعیت دردناک آن را نیز بیان می کنند و طوری به آن می پردازند که مخاطب آگاهی پیدا کند و یا کاملاً عادی سازی می شود و حتی در بعضی موارد جذاب به تصویر کشیده می شود؟ چرا کسانی که معتقدند باید واقعیت ها را در فیلم ها نشان بدهیم گزینشی برخورد می کنند؟ واقعیات دیگری نیز در جامعه ی ما وجود دارد. وقتی هنر قدرت ترویج کردن محتوای خود را دارد چرا نیاییم واقعیات زندگی افراد موفق را بیان کنیم؟ تا آن دسته از واقعیات در جامعه ترویج شود که واقعیات مفیدی است. به خصوص در شرایطی که مفهوم مهم خانواده در خطر است به جای آن که امکانات و داشته هایمان را در جهت تحکیم خانواده به کار ببندیم در مواردی درست برعکس عمل می کنیم. با این بهانه که می خواهیم واقعیت را بیان کنیم. در مواردی که واقعیت تلخی در جامعه وجود دارد و رسانه می تواند آن را برطرف کند بیاییم همان واقعیت تلخ را نشان داده و بیشتر ترویج کنیم؟! آیا رسالت رسانه این است؟

نتیجه گیری

پدیده عشق های چندضلعی در جامعه‌ی ما پدیده ای گریبانگیر شده است. به نظر دیدبان رسانه های هالیوودی درترویج این عارضه بی تفاوت نبوده اند چرا که سریال ها و فیلم های سینمایی پرطرفداری مثل: هری پاتر، مرد عنکبوتی، کازابلانکا، دزدان دریایی کارائیب و ...همه داستان خود را درگیر این مسئله بنا کرده اند و به طبع متاسفانه نویسندگان و کارگردانان داخلی نیز این ایده را در آثارخود دنبال کرده‌اند.


http://www.farhangnews.ir/link/2147



برچست ها :
تعداد بازدید : 4
     
print

استفتاء درمورد حکم نگاه کردن وگوش کردن به سریالها وفیلمهای طنز

نظرات 0

استفتاء  درمورد حکم نگاه کردن وگوش کردن به سریالها وفیلمهای طنز 



حکم نگاه کردن وگوش کردن به سریالها وفیلمهای طنزی که در ان شخصیتهای طنز و مسخره از قومیتهای مناطق مختلف کشور انتخاب میشوند تا با استفاده از لهجه ی ان منطقه طنز بسازند مثلا برای ساخت یک شخصیت طنز از ترکها یا از افرادی که از مناطق شمال کشور میباشند در این فیلمها استفاده شود تا بوسیله ی لهجه ی ترکی یا گیلکی فیلم طنز وخنده داری تولید شود حکم این فیلمها چیست؟ ایا اینگونه فیلمها استخفاف ونوعی استهزاء ان لهجه وفرهنگ ان مردم حساب نمیشود؟


پاسخ سایت های مراجع عظام:


حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (مد ظله العالی):

اگر غیبت بوده و یا توهین و تمسخر فرد و یا گروه و قومی باشد، جایز نیست.


حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مد ظله العالی):

در مواردي که باعث ايذاء يا هتک آن اقوام شود حرام است.


حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی(مد ظله العالی):

بسمه تعالی نگاه کردن و گوش دادن به چنین فیلم هایی حرام است چون گوش دادن به غیبت و توهین به یک طائفه از مؤمنین و مسلمان ها است.



برچست ها :
تعداد بازدید : 8
     
print

حجت‌ الاسلام ماندگاری:صداوسیما مروج فرهنگ‌های غلط بدحجابی ومصرف گرایی

نظرات 0

حجت‌ الاسلام ماندگاری: صدا و سیما مروج فرهنگ‌های غلط بد حجابی، و مصرف گرایی است

تسلط نظام سرمایه داری بر دانشگاه فرهنگی صدا و سیما و در این راستا هر کس پول بدهد، هر فرهنگی را می‌تواند به خورد مردم بدهد و...


به گزارش صابرنیوز، حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی ماندگاری استاد برجسته اخلاق و مسائل فرهنگی در نشست خبری که پیش از ظهر امروز در مؤسسه آموزشی، پژوهشی و تبلیغی روایت سیره شهدا برگزار شد، با اشاره به آیه «الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَکَفَی بِاللَّهِ حَسِیبًا» رسالت یک مبلغ را تبیین معارف الهی خواند و گفت: برای تبیین معارف الهی نه اجازه از کسی لازم است و نه باید از کسی در این مسیر ترسید.
 

ایشان ادامه دادند: بر اساس رکن انقلاب و نهضتی که امام راحل راه اندازی کرده و رهبری نیز همان راه را ادامه می‌دهند قوام نظام اسلامی به اقامه معروف و از بین بردن زمینه منکرات است.

حجت‌الاسلام والمسلمین ماندگاری: با اشاره به تفاوت‌های نظام اسلامی با نظام طاغوتی، اظهار کرد: در نظام اسلامی امر به معروف قانونی و منکر قاچاق است اما در نظام طاغوت منکر آزاد است و امر به معروف قاچاق است.

این استاد اخلاق با بیان این‌که امام حسین(ع) شهید امر به معروف و نهی از منکر است افزود: بالاترین منکر را حاکمیت یزید و بنی امیه اعلام کردند و بالاترین معروف را حکومت ولی خدا معرفی کرده است.

صدا و سیما فرهنگ ساز و یک دانشگاه عمومی است

وی با اشاره به بیانات امام خمینی(ره) مبنی بر این‌که صدا و سیما یک دانشگاه عمومی است، ابراز کرد: دانشگاه باید خوراک فکر به مردم بدهد و صدا و سیما یکی از فرهنگ سازان جامعه است.

این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: رهبری نیز فرمودند فرهنگ به منزله هوای یک جامعه است اگر هوا سالم باشد انسان های بیمار نیز خوب می‌شوند اما اگر هوا آلوده باشد انسان‌های سالم نیز بیمار می‌شوند.

حجت‌الاسلام ماندگاری با تأکید بر این‌که فرهنگ بستر ساز است، اظهار داشت: جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلام، نظام اسلامی و در هدایت و صیانت جامعه بسیار اهمیت دارد.

انتقاد از سیستم بانکی و تبلیغات صدا و سیما در برنامه سمت خدا

وی در ادامه با اشاره به برنامه سمت خدا در روز چهارشنبه 14 اسفند، خاطرنشان کرد: بنده در پاسخ به سؤالی که تقاضا شده بود ما از سیر و سلوک می‌پرسیم شما از صدا و سیما و بانک‌ها انتقاد می‌کنید، گفتم: وقتی خوراک جسم و فکر آلوده شد راه سیر و سلوک مسدود است و امروز صدا و سیما خوراک دهنده فکر است و بانک‌ها و سیستم اقتصادی خوراک دهنده جسم هستند و ما به این دو مسیر تغذیه فکر و جسم جامعه انتقاد داریم.

این استاد حوزه و دانشگاه با بیان این‌که سیستم بانک‌ها با وجود عقود اسلامی در اجرا طبق این عقود عمل نمی‌کنند، گفت: تسهیلات بانک‌ها مردم را به خاک سیاه می‌نشاند و ربا به شکل‌های دیگری ظهور و بروز پیدا کرده است.

طبق آیین نامه صدا و سیما تبلیغات قبل، حین و بعد از برنامه کودک و نوجوان ممنوع است

حجت‌الاسلام ماندگاری سیستم صدا و سیما را مروج فرهنگ‌های غلط بد حجابی، رابطه دختر و پسر، تجمل گرایی، مصرف گرایی و ابتذال فکری و فرهنگی دانست و اظهار داشت: متأسفانه این مسائل در برخی از برنامه‌ها دنبال می‌شود و توجه اصلی بنده در برنامه صدا و سیما به نوع تبلیغات بازرگانی در صدا و سیما به ویژه در برنامه‌های کودک و نوجوان بود که طبق آیین نامه مصوب سال 83 صدا و سیما قبل، حین و بعد از برنامه کودک و نوجوان پخش هرگونه پیام بازرگانی ممنوع است.

وی ادامه داد: مسؤولان صدا و سیما به استدلال این‌که ما برای تأمین بودجه صدا و سیما مشکل داریم، فرهنگ فروشی می‌کنند و این یعنی تسلط نظام سرمایه داری بر دانشگاه فرهنگی صدا و سیما که هر کس پول بدهد، هر فرهنگی را می‌تواند به خورد مردم بدهد.

ایشان با بیان این‌که نیازمند همت مردم و مسؤولان برای حل چنین مشکلاتی هستیم، ابراز کرد: ما اعتقاد داریم که مسؤولان ما متدین هستند اما سیستم دارای اشکالاتی است که باید اصلاح شود.

حجت‌الاسلام ماندگاری با اشاره به این‌که همت مردم برای برخی از مسؤولان جا نیفتاده است، افزود: از صدا و سیما تقاضا کردیم که یکی از برنامه‌های مناظره در تلویزیون به مسأله تبلیغات در برنامه‌های صدا و سیما اختصاص پیدا کند؛ کدام آیین و مذهبی می‌گویند به بچه‌ای که قدرت تشخیص ندارد با تبلیغات چیزی به خوردش بدهیم.

وی ادامه داد: بنده بیان کردم اگر آنچه که گفته شده طبق قرآن و دین نیست همانگونه که این مسائل را روی آنتن زنده بیان کردم از همان طریق عذر خواهی می‌کنم اما اگر طبق دین است از کسی نترسند و پای حکم خدا بایستند.

ایشان  با تأکید بر این که امروز امید تأثیر به امر به معروف و نهی از منکر در مردم خاموش شده است، گفت: ما می‌خواهیم مدیران بسیجی چراغ امید تأثیر امر به معروف و نهی از منکر را در دل مردم روشن کنند.

حجت‌الاسلام ماندگاری با بیان این‌که این مسائل نزد علما و مراجع نیز مطرح شده است، ابراز کرد: حضرت آیت‌الله جوادی آملی نیز اصل این حرکت را تأیید کردند و با اشاره به کلام الهی فرمودند؛ ربا کمر اقتصاد جامعه را می‌شکند و تأکید کردند که صدا و سیما یک دانشگاه است.

رسانه ما نباید از رسانه‌های غربی کپی برداری کند

وی با بیان این‌که ما صدا و سیمای کشور را محکوم نکردیم، اظهار داشت: ما کپی برداری از رسانه غربی را در صدا و سیمای کشور محکوم کردیم؛ همچنان که امام راحل فرمودند ما با تلویزیون و سینما مخالف نیستیم و با فساد و فحشا مخالفیم.

این استاد برجسته اخلاق و مسائل فرهنگی ادامه داد: کارشناسان برنامه سمت خدا نیز در این باره نامه‌ای را آماده کرده که به رییس صدا و سیما ارائه خواهد شد.

حجت‌ الاسلام ماندگاری با بیان این‌که خدا به مبلغ جرأت داده است، گفت: مردم از این سخنان استقبال کردند و گفتند یک نفر پیدا شد که حرف حق را بزند و این مسأله در ذهن مردم بوده که کسی جرأت ندارد امر و نهی کند و اشکالات را بیان کند.

صدا و سیما نباید بستر گناه را آماده کند

وی با اشاره به روایتی از امام علی(ع)، اظهار کرد: یکی از بهترین نعمت‌های نظام اسلامی این است که مردم برای انجام گناه زمینه نداشته باشند و ما نمی‌خواهیم صدا و سیما زمینه و بستر را برای گناه فراهم کند.

حجت‌ الاسلام ماندگاری اختلاط در عروسی‌ها را یکی مواردی خواند که از سوی صدا و سیما باب شده و افزود: رابطه دختر و پسر را صدا و سیما در جامعه باب کرده است؛ در فیلم‌های صدا و سیما بانوی خانه بد حجاب و خدمتکار با حجاب است که این مسأله به رواج بد حجابی در جامعه می‌انجامد.

حجت‌الاسلام ماندگاری ادامه داد: البته رییس سازمان صدا و سیما از برنامه سمت خدا و امر به معروف و نهی از منکر حمایت کردند.

به بهانه کمبود بودجه نباید فرهنگ غلط را به کودکان القا کنیموی با تأکید بر این‌که حق کودکان این نیست که به خاطر کمبود بودجه، فرهنگ غلط را به آنها القاء کنیم، اظهار کرد: ما می‌خواهیم مردم در این عرصه به میدان بیایند همان طور که در همه عرصه‌های آمده‌اند و مسؤولان دینی رسانه را کمک کنند.

حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری در پاسخ به این سؤال که آیا این انتقادها  موجب حذف شما از صدا و سیما نمی‌شود، گفت: ما معتقد هستیم که مسؤولان صدا و سیما متدین هستند و چنین کاری را انجام نمی‌دهند، البته بنده طبق آیین نامه صدا و سیما سخن گفتم که نباید در برنامه‌های کودک و نوجوان تبلیغات پخش شود.

حجت‌الاسلام ماندگاری ادامه داد: بنده از حذف از صدا و سیما نمی‌ترسم چون این لباس مقدس را پوشیده‌ام و از تکلیف خود کوتاهی نمی‌کنم.

وی افزود: اگر همه کمک کنند و آقا را از غربت درآورند هیچ وقتی حذفی صورت نمی‌گیرد.

مردم بر خلاف مسؤولان برای دفاع از دین و انقلاب حقوق نمی‌گیرند

حجت‌الاسلام ماندگاری با تأکید بر این‌که مردم از مسؤولان همیشه جلوتر هستند، گفت: مردم برای دفاع از دین و انقلاب حقوق نمی‌گیرند اما مسؤولان برای دفاع از دین حقوق می‌گیرند.

حجت‌الاسلام ماندگاری با طرح این سؤال که آیا صدا و سیما محل آموزش و پرورش مفاهیم دینی و اجتماعی است یا برای سرگرمی، گفت: ما در این زمینه با مسؤولان کمی اختلاف داریم؛ از کلام امام و رهبری بر می‌آید که صدا و سیما یک مدرسه است و مدرسه زنگ تفریح هم دارد اما همه مدرسه زنگ تفریح نیست.

برخی فکر می‌کنند تلویزیون تنها برای سرگرمی است

وی ادامه داد: از ساز و کار صدا و سیما این مسأله برداشت می‌شود که شاید مسؤولان نظرشان این است که تلویزیون فقط برای سرگرمی است و از تعداد شبکه‌ها این مسأله برداشت می‌شود.

حرف و عمل مسئولان صدا و سیما متفاوت است

حجت‌الاسلام ماندگاری با بیان این‌که ما با مسؤولان صدا و سیما اختلاف نگرش داریم، ابراز کرد: مسؤولان صدا و سیما در ادبیات خود بیان می‌کنند که در پی انتقال مفاهیم دینی هستند اما در عمل سرگرمی مشاهده می‌شود؛ ما با مسؤولان صدا و سیما می‌خواهیم فاصله حرف و عمل را درست کنیم و آنها را متدین می‌دانیم.

صدا و سیما در تراز انقلاب اسلامی نیست

حجت‌الاسلام ماندگاری با بیان این‌که انقلاب اسلامی به دنبال تمدن سازی است، افزود: صدا و سیمای امروز ما در تراز انقلاب اسلامی نیست تا بتواند تمدن سازی کند.

وی با بیان این‌که نباید از انتقادات ما برداشت سیاسی نشود، گفت: بنده این انتقادات را مؤید نظام می‌دانم؛ امام علی(ع) فرمودند؛ کسی که نقد سازنده کند دوست بوده و دشمن نیست و ما اعلام می‌کنیم که دوست مسؤولان هستیم و می‌خواهیم اشکالات آنها به صفر برسد.

منبع:صابرنیوز به نقل از انقلاب نیوز


برچست ها :
تعداد بازدید : 5
     
print

توصیه هایی عملی برای سینمای دینی و ارزشی

نظرات 0





کپی برداری از مطلب فقط بادرج لینک وبلاگ مجاز است.





توصیه هایی عملی برای سینمای دینی و ارزشی



غم و شادی در سینما

 سینما و فیلم همانطور که در تنگناهای زندگی, تضرع و زاری والتماس نسبت به خدا را نشان میدهد باید در شادی ها هم  شکر ویاد خدا را نشان دهد.

  - اگر در شادی ها وخوشی ها هر چیزی نشان داده شود جز یاد وشکر خدا. و از آن طرف در سختی ها وتنگناها اظهار نیاز به خدا نشان داده شود, خود به خود تلقین میکند که شادی مساویست با غفلت از خدا. و یاد خدا مساویست با غم و افسردگی.

 

خانواده

-  در سینمای ارزشی احترام اعضای خانواده به هم از جمله: احترام زن و شوهر به هم ، احترام فرزندان به والدین ، تبعیت فرزندان از امر و نهی والدین ، مودب حرف زدن با والدین و...  آموزش داده میشود.

 - نباید تند حرف زدن و بی ادبی کردن به والدین نشان داده شود که خود به خود ترویج آن میباشد. و اگر ناگزیر به نشان دادن این صحنه ها باشیم باید در عین حال قبح آن هم به گونه ای هنرمندانه نمایان باشد(این صحنه ها نباید بصورتی عادی و بدون قبح نشان داده شود)

- محبت اعضای خانواده به هم باید با دفعات زیاد نشان داده شود خصوصا "محبت فرزندان به والدین" و  "محبت فرزندان به هم".

زیرا فرزندانی که محبت و احترام زیاد نسبت به والدین و نسبت به هم دارند کمبود محبت ندارند چرا که خودشان "چشمه محبت" شده اند وچشمه محبت که دیگر کمبود محبت ندارد. این فرهنگ است که باید در فیلم ها وسریال ها ترویج شود و خیلی نیاز به نشان دادن محبت والدین نسبت به فرزندان نیست و باید بیشتر به همین دو مورد مذکور پرداخته شود.

 

لهجه ها و زبان های محلّی

  - در برنامه های شبکه های استان ها باید شخصیت های مورد احترام ومهم هر فیلم از زبان محلی استفاده کنند تا ترویج زبان محلی هر منطقه شود.

  - نباید شخصیت های بی کلاس یا طنز یا مسخره فیلم به زبان محلی صحبت کنند.

  - زبان محلی و گویش ها و لهجه های مناطق مختلف کشور نباید وسیله و سوژه ای برای سریال های طنز قرار بگیرد.

 

کوبیدن فرهنگ غربی

   -در سینمای ارزشی زشتیِ "فرهنگ امریکایی وغربی" وزشتیِ "تقلید از این فرهنگ" و زشتی "خود کم بینی نسبت به این فرهنگ" به تصویر کشیده میشود.در این سینما نشان داده میشود که یک ایرانی به اسلام و فرهنگ اسلامی و شعایر دینی افتخار میکند.  

 

   حجاب

  -در فیلم ها نباید جوانان بی چادر باشند اما بزرگترها با چادر. یا مادر چادر دارد اما دخترش چادر ندارد . بیننده  گمان میکند چادر مال پیرهاست و بی چادری مال جوان و چادر دیگر چیزی قدیمی شده است.

و چه بسا بهتر است گاهی به عکس; مادر مانتویی باشد و دخترش چادری.

   -همیشه شخصیت های  محترم, موقر, عاقل, تحصیلکرده و... با حجاب بخصوص باچادر باشند و ظاهری مومنانه و مذهبی  داشته باشند که منجر به سوق دادن جامعه  به سمت حجاب شود. واگر خدای نکرده  برخلاف این عمل شود و زنان محجبه یا چادری  شخصیت های بی کلاس یا بی سواد  فیلم را بر عهده داشته باشند در ذهن بیننده القا میشود که زنان چادری افرادی امل و بی سواد و... هستند.

   لازم به تذکر است : مانتو وچادر هردو  خوبند میتوانند بدن را به خوبی بپوشانند اما قطعا چادر پوششی مناسبتر وبالاتر است به همین دلیل بهتر است این پوشش ترویج شود.

  - هرگز نباید دختری چادری قسمتی از موهای  جلویش معلوم باشد که  قبح این گناه را بین محجبه ها میکاهد و ترویج آن بین "محجبه های چادری" محسوب میشود.

 

فرهنگ "تجملگرایی" و "لذت محوری"

 -سینما باید با فرهنگ "تجملگرایی" و "دنیاگرایی و لذت محوری" مبارزه کند و بجای ترویج کالاهای لوکس و ماشین های گران قیمت, ساده زیستی نشان داده شود -حتی برای افراد ثروتمند -  تا جایی که امکان دارد.

مبارزه نکردن با فرهنگ تجملگرایی( وبدتر از آن ترویج این فرهنگ) اثرات بدی از جمله افزایش مصرفگرایی و مدگرایی وکاهش قناعت در آحاد جامعه را به دنبال دارد,  توقع اعضای خانواده از هم بخصوص از پدر خانواده افزایش میابد که باعث افزایش فشار اقتصادی به پدر و در نتیجه فشار روحی و روانی بر او میشود. وچه بسا به این خاطر خود را به قرض و وام بیاندازد وشاید بدتر از آن از راه حرام - رشوه, دروغ , خیانت وغیره - نیاز مالی خود را تامین کند.

  

تعداد فرزندان خانواده ها

   - باید داشتن فرزندان متعدد ترویج شده و شادتر بودن خانواده های پرجمعیت نشان داده شود.

  - در خانواده ی پرجمعیت فرصت بیشتری برای برقراری روابط عاطفی اعضا با هم وجود دارد و گرمی روابط  و توانایی های ارتباطی فرزندان میتواند بیشتر باشد.

راهکار: 

الف: در فیلم و سینما خانواده ها باید دارای چندین فرزند باشند نه دو فرزند یا کمتر.

 ب: خانواده های ناامید یا شکست خورده یا دارای روایط سرد ، خانواده های دو فرزندی و یا کمتر باشند.

  نتیجه این موارد , افزایش گرایش خانواده ها به فرزندآوریِ بیشتر است.

  

جابجا نکردن جای معروف و منکر

  - در سینمای دینی و ارزشی آن چیزهایی که در شرع مقدس اسلام معروف شمرده شده است باید زیبا نشان داده شود.  البته بیشتر بصورت پیام غیر مستقیم  وکمتر بصورت مستقیم باشد.

  - نباید گناه  شیرین نشان داده شود مثلا روابط قبل از ازدواج دختر و پسر(صحبت کردن غیر ضروری, شوخی کردن, ابراز محبت و...) نباید جذاب و شیرین نشان داده شود بلکه شوخی کردن و ابراز محبت به نامحرم اصلاً نباید نشان داده شود مگر اینکه برای صحنه ای از فیلم  ناچار به اینکار باشیم.

 

ترویج امر به معروف و نهی از منکر

  فریضه عظیم امر به معروف ونهی از منکر روز به روز در حال کمرنگ تر شدن است.

 آیا لازم نیست در ساخت فیلم و سریال, این واجب فراموش شده را به کرّات به نمایش بگذاریم؟

در بسیاری از فیلم ها حرف زدن پشت دیگران و عیب گویی از دیگران و مسخره کردن نشان داده میشود. آیا نباید به دنبال آن, نهی از آن منکرات توسط سایر شخصیت هایی که در آن صحنه از فیلم قرار دارند را به زیبایی نشان بدهیم؟ وقتی کار به این سادگی است چرا نکنیم؟

اگر دروغی گفته شود آیا کسی نباید نهی از آن دروغ بکند؟

 

سینما و نشان دادن مشکلات جامعه

 - باید در کنار عیوب جامعه خوبی ها و نقاط قوت هم نشان داده شود.

  - باید روح امید را هر چه بیشتر در مخاطبین دمید واین منافاتی با پرداختن به مشکلات جامعه ندارد.

  -  نباید آینده را تاریک نشان داد نباید نا امیدی ایجاد کرد.

 

برنامه های طنز

   - برنامه ی طنز باید واقعاَ طنز باشد (واقعیات تلخ جامعه را در قالب طنزنشان دهد) یعنی باید طنز را از مسخرگی و لودگی تفکیک کنیم.  

  - نباید برای ساختن فیلم طنز از "گریه برای اموات"  طنز ساخته شود وگریه به عنوان سوژه ای برای خنداندن استفاده شود. باید احترام اشک را حفظ کرده و از آن برای طنز استفاده نکنیم.

     - نباید با شعائر دینی ونماد های اسلامی و با لباس روحانیت هرگز کوچکترین شوخی بشود.

 

پیران جامعه

   - باید احترام به بزرگترها علی الخصوص به پدر و مادر و افراد مسن جدی گرفته شود.

 - باید افراد مسن در فیلم ها افرادی دارای شخصیت موقر ومورد احترام دیگران باشند نه دارای شخصیتی مضحک و طنز. به نمایش گذاشتن این چهره از پیران  تصویری  کم وقار از آنان در ذهن مخاطبین بر جای میگذارد.

 

نام فرزندان

  - اسامی شخصیتهای فیلم و اسامی کودکان باید از نام های اسلامی و اسامی مبارک اهل بیت (صلوات الله علیم) باشد.

  - اسامی شخصیتهای منفی فیلم, اسامی شخصیتهای بی کلاس و اسامی شخصیتهای طنز نباید از نام های اسلامی باشد.

 

سن ازدواج

متاسفانه از چیزهایی که در اکثر فیلم ها وسریالها رعایت نمیشود سن پایین برای شخصیتهایی است که قرار است در آن فیلم  ازدواج کنند.

افزایش سن ازدواج و به دانبال آن افزایش فشارهای روحی و روانی در نوجوانان وجوانان از بزرگترین معضلات فرهنگی کشور اسلامی ماست.

باید سنتهای غلط و دست و پاگیرمانع ازدواج جوانان(از جمله جهیزیه سنگین , مهریه سنگین, ازدواج های پر خرج وغیره) را بوسیله هنر فیلمسازان از بین برد.

در اکثر فیلم های ما, ازدواج برای مردان و زنانِ دور و برِ سی سال و بالاتر نشان داده میشود گویی جوانی که هفده یا بیست سال دارد در فیلمها جایی برای ازدواج ندارد.(به قول معروف هنوز دهانش بوی شیر میدهد) در حالی که ازدواج بیشتر در این سنین - که اوج هیجانات غرایز جنسی است- باید فرهنگ سازی شود.

از آنجا که فرهنگ سازی برای کاهش سن ازدواج از وظایف مهم همه ماست باید در ساخت فیلم و سریال دقت شود کسانی که قرار است عروس و داماد شوند باید سن آنها کم باشد تا سن کم برای ازدواج فرهنگ شود انشاالله.



نقل از www.isfilm.blogfa.com


برچست ها :
تعداد بازدید : 20
     
print

اصرار داشتيم در فصل هشتم سريال «24» نام رئيس‎جمهور ايران حسن باشد!

نظرات 0

گفتگویی مهم و خواندنی با تهيه‎کننده آمريکايي سريال‎‎هاي «24» و «هوملند»
دستور اوباما براي حمايت سيا و پنتاگون از ساخت «هوملند»/ اصرار داشتيم در «24» نام رئيس‎جمهور ايران حسن باشد

   به گزارش رجانیوز،  سريال «هوملند»(ميهن) از سريال‌هاي سياسي جديد آمريكايي‌ست كه به خاطر ارتباط مستقيم داستانش با ايران و ارجاعات فراوان سياسي‌ش به شخصيت‌هاي واقعي بازخورد فراواني را در رسانه‌هاي ايران يافت و بسيار مورد بحث واقع شد.

 هفته‌نامه «پنجره» در شماره جديد خود مصاحبه‌اي را با «هاوارد گوردون» كه تهيه‌كنندگي اين سريال و سريال 24 را در كارنامه دارد انجام داده است كه در آن نكات خواندني فراواني در رابطه با ساخت اين سريال سياسي و نسبت رسانه و سياست در آمريكا وجود دارد. مصاحبه‌اي كه خواندن آن خالي از لطف نيست:

دو سريـــال ميهــــــن و 24 را مطبوعـــات آمريکايــي محصـول «پسا‎يازده‎‎سپتامبــري» توصيـــف مي‎کنند. چه انگيزه‎اي سبب شد که اقــــــدام به ساخت چنيــــن سريالهايي کنيد؟ 

واقعيت اين است که مردم آمريکا مثل گذشته تحت تاثير سينماي سياسي نيستند و فيلم‎‎هاي سياسي در سينما‎هاي آمريکا مورد استقبال مردم قرار نمي‎گيرد. طبيعي بود بعد از يازدهم سپتامبر من و الکسي (الکس گانزا ديگر تهيه‎کننده سريال‎‎هاي 24 و ميهن) با مردمي مواجه مي‎شديم که دولتمردان، سياست‎مداران، پنتاگون و سيا را مقصر حوادث تروريستي قلمداد مي‎کردند. واقعيت اين است که مردم آمريکا قبل و بعد از رويداد‎هاي تروريستي يازدهم سپتامبر در بي‎خبري زندگي مي‎کنند. يعني فضاي رسانه‎اي و مطبوعاتي اينجا مثل ايران نيست که از شهرستان برازجان يا بندر ديلم بابت ساخت سريال ميهن در صفحات مجازي کمپاني فاکس يا شبکه شوتايم بيانيه اعتراض‎آميز فردي بنويسند.
 
به جرات مي‎توانم بگويم 75 درصد مردم آمريکا از سياست دور هستند و حتي عده‎اي خاص نمي‎دانند در حال حاضر چه‎کسي رئيس‎جمهور است اما از ساعات پخش برنامه اپرا (وينفري) يا آخرين کنسرت جاستين بيبر خبر دارند. مردم آمريکا از تماشاي اخبار عمدتا پرهيز مي‎کنند. طبيعي است بعد از يازدهم سپتامبر افکار عمومي به گردش درآمد و براي بسياري اين سوال وجود داشت که منشاء اين اتفاقات کجاست و چرا برج‎‎هاي دوقلو فرو ريختند؟ مردم سراسر ايالات متحده مدت‎‎ها مي‎پرسيدند چرا بايد به عراق و افغانستان حمله کنيم؟ در مورد بسط و گسترش افراطيون خاورميانه کسي در حوزه سينما و تلويزيون به‎صورت نمايشي اطلاع‎رساني نکرده بود. ضمن اينکه من و الکسي به دوران بوش انتقادات فراواني داشتيم. من و الکسي بار‎ها درباره اين موضوع صحبت کرديم که بايد آگاهي‎رساني کنيم تا کمبود‎هاي اطلاع‎رساني در گذشته را جبران کرده و نگاهي به آينده داشته باشيم. 
 
مي‎پذيريد که سريال 24 در به قدرت رسيدن اوباما موثر بود؟ ماهنامه آتلانتيک در مقاله‎اي اشاره کرده سريال 24 مربوط به زمان جرج بوش است و سريال ميهن تاثير فضاي سياسي و فکري دوره اوباما را بازتاب مي‎دهد. چه تفاوتي ميان اين دو سريال از ديدگاه شما وجود دارد؟  
 
به يقين اخلاق سياسي در 24 برجسته است چون در دوران بوش خبري از اخلاق سياسي نبود. در سريال ميهن نمايش جنبه‎‎هاي خصوصي از جمله بيماري رواني افسر سيا به نوعي بيماري خاص دستگاه‎‎هاي امنيتي به‎شمار مي‎رود که با نگاه کردن به زندگي اجتماعي مردم آمريکا در نسبت با تروريسم يکي از تم‎‎هاي اصلي سريال است.
 
خيلي‎‎ها سريال 24 را پديده پسايازده‎سپتامبري مي‎دانند. در سريال ميهن هم دلمشغولي‎‎هاي پسايازده‎سپتامبري نمود دارد. اما در ساخت سريال ميهن گامي به پيش آمده‎ايم. مثلا انگيزه‎‎هاي کري متيسن که يکي از ماموران امنيتي آمريکاست قبل از يازدهم سپتامبر ناديده گرفته مي‎شد. سريال ميهن نشان مي‎دهد که در روي دادن اقدامات تروريستي، نخستين قصور متوجه دستگاه‎‎هاي امنيتي است. احساس گناه روي شانه‎‎هاي کري به‎عنوان نمادي از سيا سنگيني مي‎کند. ما مي‎خواستيم بگوييم که قصور ماجراي يازدهم سپتامبر هنوز روي دوش دستگاه‎‎هاي امنيتي آمريکاست. سريال 24 بازتاب‎دهنده نقد ديدگاه‎‎هاي افراطي بود اما نمي‎خواست تمام تقصيرات را متوجه ليبرال‎‎ها کند. از طرفي اگر يازدهم سپتامبر رخ داد تنها دليلش مقررات دست و پا‎گيري بود که در مقابل ماموران امنيتي قرار داده بودند. اما بخش نخست سوال شما را حالا پاسخ مي‎دهم.
 
 
ابتدا بگذار نکته‎اي را براي تو با توجه به ديدگاه‎‎هاي راديکالي که داري شرح دهم. من اين مسائل را نمي‎توانم با مطبوعات آمريکايي در ميان بگذارم، چون ممکن است برايم دردسرساز شود، اما بابت ساخت سريال 24 و ميهن آقاي رئيس‎جمهور(اوباما) بار‎ها به‎صورت‎‎هاي مختلفي از من و الکسي تشکر کرد. حتي ساخت و حمايت ميهن را خود ايشان پيشنهاد دادند. به سريال 24 دقت کن، حرفي از سيا به ميان نمي‎آيد و دستگاه امنيتي کاملا ساختگي است. چون در آن شرايط نقد دستگاه‎‎هاي امنيتي به‎صورت مستقيم غيرممکن بود. واحد ضد‎تروريستي را خيالي‎اي نشان داديم که در عالم واقعيت وجود ندارد. اصلا نمي‎توانستيم نامي از سيا به ميان بياوريم (اين توضيحات مربوط به شروع سريال 24 در سال 2006 است). رئيس‎جمهور اوباما شخصا دستور دادند سيا و پنتاگون، من و الکسي را براي ساخت سريال ميهن حمايت کنند. به همين دليل ما در سريال ميهن توانستيم مستقيما سيا را مورد نقد و عتاب قرار دهيم. از سوي ديگر سريال ميهن ريشه در سريال «اسراي جنگ» محصول اسرائيل دارد. سريال اسراي جنگ در اسرائيل خيلي پرطرفدار بود و اوباما بعد از سفري به اسرائيل، پيشنهاد کرد که نمونه آمريکايي اين سريال مي‎تواند ايده خوبي باشد. 
 
رگه‎‎هايي از فيلم «کانديداي منچوري» و فيلم ضدايراني «غيرقابل تصور» (unthinkable) هم در اين فيلم مشهود   است؟ 
 
دقيقا. اما از سوال قبلي نکته‎اي جا ماند که بايد در پاسخ اين سوال اشاره کنم. هر قسمت از سريال 24 به تروريست‎‎هاي بالقوه و بالفعل آمريکا مي‎پردازد. وظيفه ما اطلاع‎رساني بود تا به مردم آمريکا بگوييم اغلب ماجراجويي‎‎هاي دولت حتي در جنوب اروپا مي‎تواند به تولد و حيات تروريسم منجر شود و متعاقبا مردم آمريکا بايد منتظر حوادث تروريستي در خاک آمريکا باشند. دقيقا شرايط مثل دوران جنگ سرد است. در دوره جنگ سرد، سينما مردم را از خطر قريب‎الوقوع برخورد اتمي ميان روسيه و آمريکا مي‎ترساند و در امتداد چنين پيامي از جانب فيلم‎‎هاي سينمايي، مردم در خانه‎هايشان پناهگاه مي‎ساختند. حالا مردم با ديدن سريال 24 و ميهن (تقريبا بيش از 150 ميليون  نفر از مردم ايالت متحده که در نوبت پخش‎‎هاي نخست تلويزيوني اين سريال را ديده‎اند) ديگر از هيچ اقدام تروريستي از سوي هرکدام از کشور‎هاي خاورميانه و حتي اروپاي شرقي متعجب نمي‎شوند، حتي اگر يازدهم سپتامبر ديگري رخ دهد کسي دولت را در درجه نخست مقصر نمي‎داند. 
 
آقاي گوردون سوالي که پيش مي‎آيد اين است که با توجه به تاريخ پخش سريال مشخص است انتهاي سريال را بسيار تغيير داده‎ايد. اين اتفاق با توجه به تغيير دولت در ايران اتفاق افتاد؟ چون به‎صورتي که بنده تحقيق کرده‌ام خط داستاني عمليات ترور در سريال به‎گونه‎اي طراحي شده بود که رئيس‎جمهور ايران ترور شود و با تغيير دولت در ايران، ناگهان طراحي ترور معطوف به کاراکتر دانش اکبري فرمانده خيالي سپاه شد.
 
دقيقا. در پلات اصلي قبل از ساخته شدن فصل سوم مي‎خواستيم نامي مشابه محمود احمدي‎نژاد را انتخاب کنيم و فردي مشابه با ويژگي‎‎هاي سياسي وي را تصوير کنيم و ترور او را در داستان اصلي داشته باشيم و پس از ترور اين شخص، مذاکرات اتمي ايران و غرب به نتيجه برسد. يعني با کشته شدن فردي که خصوصيات احمدي‎نژاد را دارد داستان پايان بپذيرد. اما حاميان مالي ما اجازه چنين کاري را به ما ندادند. نکته جالب براي تو اين است که هيچ‎گاه اجازه نمي‎دهند مقامات بلند‎پايه ايراني در داستان حتي به‎صورت شبيه وجود داشته باشند. البته اين قانون شامل حال توليدات تلويزيوني نمي‎شود اما مجوز حضور شبه احمدي‎نژاد در داستان را گرفته بوديم. همزمان با پيروزي حسن روحاني مديران کمپاني فاکس مرا خواستند و خواستار تغيير مسير داستان شدند و گفتند ديگر خط داستاني ترور رئيس‎جمهور لازم نيست. شانس آورديم که پنج قسمت توليد شده هنوز به ماجراي ترور نرسيده بود. دقيقا در همان روز‎ها احساس کرديم ميانه‎رو‎ها در ايران به قدرت رسيدهاند و نقد داستاني خود را معطوف به گروه‎‎هاي تندرو کرديم.
 
 بخش انتهايي فصل سوم سريال شما مرا ياد فيلم «آرگو» انداخت. در آن فيلم هم فارغ از برداشت‎‎هاي سياسي، تصوير متوحشي از ملت ايران نشان داده‎ايد. مخصوصا در قسمت‎‎هايي که برودي به خانه نسرين (بيوه ابونظير) مي‎رود. يا مثل صحنه‎اي که مردم در اعدام برودي حضور دارند يا پس از ملاقات برودي با نسرين، واکنشي که مردم به برودي نشان مي‎دهند مضحک و غيرواقعي است. در صورتي که بخشي از مردم ايران پس از ماجراي يازدهم سپتامبر در محکوميت تروريسم به خيابان‎‎ها آمدند و براي کشته‎شدگان شمع روشن کردند. شما رسما در مورد دولت و ملت ايران باور غلطي داريد و به همان نسبت جمهوري اسلامي را نمي‎شناسيد. ما ملت صلح‎دوستي هستيم و هيچ‎گاه از تروريسم حمايت نکرده‎ايم. 
 
کارگرداني که از ايران آمد و اسکار گرفت (اصغر فرهادي) هم همين جمله را گفت (ما ملت صلح دوستي هستيم) اما هيچ آمريکايي عاقلي آن را باور نمي‎کند. همه ما به حماقتش خنديديم. چون مشخص بود سال بعد فيلم جرج کلوني (آرگو) جايزه اسکار را مي‎گيرد. من براي نوشتن فيلمنامه اين سريال خيلي فارسي ياد گرفتم. به قول شما ايراني‎‎ها «Tarof nadarim». اصولا در ذات ما آمريکايي‎هاست که هيچ‎کس را بيهوده تشويق نکنيم. اگر به توهم توطئه متهم نشوم مي‎گويم در مورد جايزه اسکار، افرادي در ايران با برخي تهيه‎کنندگان مذاکره کرده بودند. جالب اينجاست تيم سازنده آرگو به ايران آمده بود و مديران سينمايي ايران در دولت گذشته بيشترين تعامل را براي ساخت فيلم آرگو داشتند. در عوض از تيم سازنده آرگو (که براي بازسازي لوکيشن‎‎ها آمده بودند) قول گرفتند که به فيلم «جدايي» در اسکار راي بدهند، خيلي احمقانه بود. تيمي که به ايران آمده بود آماده مي‎شد که فيلمي به‎زعم شما عليه ايران بسازد. آن وقت مديران شما در فکر گرفتن چند راي بيشتر براي اسکار بودند. ضمن اينکه در سال 2011 کمپاني سازنده آرگو قبل از برگزاري اسکار با حمايت کاخ سفيد، مهماني خاصي را ترتيب داده بود که در آکادمي فيلم جدايي برنده شود تا اين جايزه براي ايراني‎‎ها اشتياق‎برانگيز باشد و سال بعد جايزه گرفتن آرگو پيام‎‎هاي سياسي مرتبط را منتقل کند. اگر من جاي مديران شما بودم ديگر فيلمي به اسکار نمي‎دادم. من فيلم «گذشته» فرهادي را ديده‎ام. از جدايي بهتر است. اما چرا برگزيده نشد؟ همان‎طور که در حاشيه مصاحبه اشاره کردي سينما در آمريکا با سياست نسبت نزديکي دارد. در مورد چيزي که راجع به محکوم کردن يازدهم سپتامبر از جانب مردم ايران گفتي، بايد بگويم افرادي که در محکوميت تروريسم پس از يازدهم سپتامبر به خيابان آمدند عده قليلي هستند. در اغلب موارد مردم از جمهوري اسلامي دفاع کرده‎اند. معادلات حاکم در ايران پيچيده است، اما حاميان اصلي نظام جمهوري اسلامي در ايران، مردم هستند. من در گفت‎وگو‎هاي مختلفي به اين موضوع اشاره کرده‎ام که حاميان قدرت در ايران مردم هستند. پس تصويري که در سريال ميهن يا فيلم آرگو ارائه شده تصويري است که ما آمريکايي‎‎ها مي‎خواهيم ببينيم و لزوما نبايد تصويري باشد که مطلوب شماست. 
 
دروغ ديگر در اين سريال همکاري ايران با القاعده است. شايد آن تصوير جغرافيايي که آرگو از ايران ارائه مي‎دهد درست باشد اما تهراني که شما در سريال نشان مي‎دهيد بيشتر به شهر‎هاي عربي شباهت دارد. 
 
من نمي‎توانم شما را قانع کنم اما با اينکه بضاعت مالي خوبي داشتيم از شبيه‎سازي پرهيز کرديم. شما وقتي اعراب شيعه در جنوب لبنان را حمايت مي‎کنيد چه فرقي با آن‎ها داريد. 
 
اصالت پارسي داريم؛ تمدن 7000 ساله ايراني به همراه تمدن 1400 ساله اسلامي. در ضمن شيعيان لبنان برادران ما به‎شمار مي‎روند. اما مسئله مهم اين است که شما به‎صورت توهين‎آميزي نشان مي‎دهيد هر کسي مسلمان مي‎شود و نظام سرمايه‎داري يکسويه آمريکا را قبول ندارد، تروريست است! 
 
طبيعي است که اين برداشت مستقل ما از شرايط است. شما چقدر قدرت رسانه‎اي در کل دنيا داريد؟ تصويري که سياستمداران ما از شرايط و روابط سياسي در مواجهه با ايران دارند بايد در سينما و تلويزيون آمريکا بازتاب داشته باشد. پس از القاعده ايران دشمن شماره يک ايالات متحده به‎شمار مي‎رود. پس از 30 سال مناقشه سياسي توقع داري چه تصويري از مناسبات ايران و آمريکا نشان دهيم؟
 
ضمن اينکه با ايران در حوزه سينما و تلويزيون و تاثير بر فرهنگ عمومي چالش داريم. ما تمام قدرت رسانه‎اي خود را در 30 سال گذشته به‎کار گرفته‎ايم تا ايراني‎‎ها نتوانند تصويري از جامعه، دولت‎‎ها و دولتمردان خود به دنيا ارائه کنند. تصور مي‎کنيد تحريم‎هاي30 ساله کمپاني‎ ميجر چرا اتفاق افتاده است؟ کمپاني ميجر در آمريکا به کشور‎هاي عربي و خاورميانه فيلم‎هايش را با قيمت کمتري عرضه مي‎کند تا فيلم‎‎هاي ايراني در منطقه خاورميانه اکران نشوند. از سوي ديگر سيستم فرهنگي شما مانند رسانه‎‎هاي آمريکايي قدرت توليد سريال و فيلم ندارد. به‎نظر من تحريم‎‎هاي فرهنگي کمپاني‎‎‎هاي آمريکايي موثرتر از تحريم اقتصادي است زيرا سيستم فرهنگي شما را در طول 30 سال اخير فلج کرده است. ما 30 سال در مواجهه با رسانه‎‎هاي ايراني جنگيده‎ايم تا شما را در اين حوزه فلج کنيم. ما در آمريکا تحرکات فرهنگي شما را کاملا زير نظر داريم. حتي فيلمسازان شما ديگر قدرت ندارند فيلمي مثل «ديپلمات» (داريوش فرهنگ) و «روز شيطان» (بهروز افخمي) توليد کنند. ما خيلي تلاش کرديم آثاري شبيه اين دو فيلم که توليد ايران است، در حوزه خاورميانه اکران نشوند. اگر قدرت رسانه‎اي ايران مانند قدرت سياسي‎اش باشد ديگر از آمريکا و دموکراسي جهاني اثري باقي نخواهد ماند. 
 
 
شيوه روايت شما بسيار غلط است. چون با فرض اينکه اسرائيل به ايران حمله کند مذاکراتي در کار نخواهد بود.
 
خب به اين موضوع هم فکر کرديم. دانش اکبري (فرمانده سپاه در سريال هوملند) سمبلي از تندرو‎هاي ايراني است که توسط برودي ترور مي‎شود. ما با بدنه تندرو‎ها مشکل داريم. در اين سريال به ايران پيام داديم اگر تندرو‎ها نباشند با افرادي مثل مجيد جوادي راحت‎تر مي‎توانيم مذاکره کنيم. نکته مهم ديگر در اين سريال اين است که اسرائيل به تاسيسات هسته‎اي ايران حمله کرده اما ايالات متحده وارد جنگ با ايران نشده. خب ما در اين سريال به اسرائيلي‎‎ها هم يک پيام داديم: «در صورتي که به ايران حمله کنند حمايت نظامي نخواهند شد». اگر تندروي نکني، من هم با ملايمت نکاتي را در مورد سريال خواهم گفت که سياست‎‎هاي کلي ايالات متحده و اسرائيل را زير سوال خواهد برد.
 
مثلا جاسوس موساد که در پايان فصل سوم به‎واسطه ميرا وارد زندگي سول (سرپرست سازمان سيا) مي‎شود توسط سيا دستگير مي‎شود. در اينجا هم من به‎عنوان يک يهودي از موجوديت اسرائيل حمايت مي‎کنم و هم به عملکرد دستگاه‎‎هاي مختلف در اسرائيل نقد دارم. در اين شرايط و در ايالات متحده هر تصميم در حيطه سينما مبتني ‎بر سياست است. به اعتقاد من اصلا حرف احمقانه‎اي است که بگوييم سينما را از سياست جدا فرض کنيم. به‎نظر من تهيه‎کنندگي سينما، اصولا هنري سياسي است. در بعضي مواقع يک ملت را به تصوير مي‎کشيم و در برخي مواقع ديگر خواسته‎‎هاي دولتمردان را. پس با اتکا به دو خروجي مهم سينما، اين صنعت هنري، سياسي و مدرن است. اين عده قليل فيلمسازان ايراني که خيلي برايشان احترام قائل هستم، فيلم‎‎هاي تحقير‎آميزي درباره ملت خود ساخته‎اند. مثلا فيلم معروف «طبيعت بي‎جان» متعلق به همان فيلمساز کمونيستي که در آلمان بود و در دوره جواني وقتي براي درمان سرطان اينجا آمده بود در کلاس‎هايش شرکت کردم.
 
اين طيف از فيلمسازاني که آثارشان شبيه سينماي دهه 70 و 80 کشور‎هاي کمونيستي است، سبب تحقير ملت‎‎هاي خودشان مي‎شوند. من که مواضعم نسبت به دولت و مردم ايران روشن است. اما فيلم‎‎هاي کيارستمي به يک شوخي روشنفکري شبيهند و نمي‎توانند علاقه‎مندان هنر سينما را راضي نگه دارند. شما وقتي قدرت متمرکز در حوزه توليد سينمايي نداريد و دلخوش به جشنواره‎‎هايي مثل کن و برلين هستيد که به حقير نشان دادن ملت خودتان مي‎انجامد، عملا سينماي خود را به بيراهه برده‎ايد. 
 
شما با چه رويکردي سراغ ساخت سريال‎‎هايي از اين دست مي‎رويد؟ چنين رويکرد دروغ‎پردازانه‎اي کارکرد دارد؟ 
 
بله حتما کارکرد دارد. من اعتقاد دارم سينما ابزار توجيه سياست‎ورزي است. به اين جمله که گفتم خيلي اعتقاد دارم. خودم را توليدکننده ميهن‎پرستي مي‎دانم که اهداف آمريکايي برايش ارزشمند است. به صنعت سينما احترام مي‎گذارم و از آن به‎عنوان ابزاري هدفمند براي کشورم استفاده مي‎کنم. البته با توليد سريال در رسانه‎اي فراگيرتر مثل تلويزيون تاثير بيشتري بر افکار عمومي مي‎گذارم. من با اعتقاد کامل به قانون اساسي ايالات متحده و افکاري ميهن‎پرستانه سريال 24 و هوملند را ساختم. 
 
ولي در خصوص ايران در فصل سوم سريال بسياري از وقايع و لوکيشن‎‎ها هيچ شباهتي به ايران ندارد.
 
منظورت اين است که ما اشرافي به جغرافياي ايران نداريم. نما‎هاي اصلي که از تهران نشان مي‎دهيم بي‎شباهت به تهران نيست. حتي اگر دقت کرده باشيد از اسم محله دروازه غار استفاده کرديم که يکي از بازيگران ايراني ما (بابک بختياري) در اين محله متولد شده است. ما عکس‎‎هاي متنوعي از تهران داريم. دو نفر از اعضاي تيم نويسنده ما به اضافه خود بنده سال‎هاست روي موضوع ايران کار مي‎کنيم. آخرين اخبار و اطلاعات درباره ايران را داريم. روزنامه‎‎ها و مقالات مهم را عمدتا برايم ترجمه مي‎کردند. با روزنامه‎نگاران خارجي مخالف رژيم شما ارتباط نزديک داريم. چيزي نيست که درباره ايران ندانيم. ايراني‎‎هاي مقيم لس‎آنجلس چندين بار در مهماني مختلف مرا دعوت کردند و بابت ساخت اين سريال از NGO‎هاي مختلف ايراني تقدير شديم.
 
6 ماه قبل از نگارش فصل سوم ميهن حتي بي‎اهميت‎ترين نشريات ايراني را تهيه مي‎کرديم و تيم تحقيق و پژوهشي که از پنتاگون به ما پيوسته بود آن‎ها را رصد مي‎کرد و ارزيابي‎‎هاي روزنامه‎‎ها را در اختيار تيم نويسنده مي‎گذاشت. ما حتي 6 ماه قبل از انتخابات ايران که مشغول نگارش فصل سوم بوديم با حدس اين موضوع که گروه سياسي‌اي که به قدرت خواهد رسيد يقينا گروه ميانه‎رويي خواهد بود، طراحي داستاني سريال را انجام داديم. اغلب کارشناسان در خوشبينانه‎ترين حالت شهردار فعلي تهران را به‎عنوان رئيس‎جمهور مي‎شناختند. هيچ‎گاه تصور نمي‎کرديم اصلاح‎طلبان دوباره به قدرت برسند. براي اينکه ثابت کنم اطلاعات سياسي من از ايران غلط نيست مي‎خواهم به اين مسئله اشاره کنم که بلايي که بر سر محافظه‎کاران آمد تقريبا شبيه همان اتفاقي بود که در مورد اصلاح‎طلبان ايراني در سال 84 رخ داد. اما رئيس‎جمهور شدن آقاي روحاني واقعا غير قابل پيش‎بيني بود. شايد باورت نشود اما طرحي که در دست توليد داشتيم و کمپاني فاکس جلوي آن را گرفت، پيش‎بيني به قدرت رسيدن شهردار تهران را در متن قصه داشت. 
 
البته روند مذاکرات به‎صورت فعلي را به نوعي در سريال 24 در فصل هشتم پيش‎بيني کرديد. رئيس‎جمهور «حسن» به نوعي تداعي‎کننده نام رئيس‎جمهور ايران است. اين قبيل پيش‎بيني‎‎هاي شما در سريال 24 هدفمند بود؟ 
 
در مورد اوباما که قبلا توضيح دادم. در مورد رئيس‎جمهور حسن اعتقاد دارم تاثيرگذاري قبل از اتفاق در درجه اهميت قرار دارد. سينما و سياست، موازي با يکديگر پيش مي‎روند اما طرح هدفمند و اشراف به سوژه سبب مي‎شود پيش‎بيني‎‎هاي سياسي سريال به مسير درستي برود. خانه کري در سريال هوملند را ديدي چگونه است! کري تمام احتمالات و عکس‎‎ها را روي ديوار الصاق کرده است. ما هم در چنين فضايي کار مي‎کنيم. يعني دوستان، احتمالات و پيش‎فرض‎‎هاي سياسي را کنار هم مي‎چسبانند. يکي از فرض‎‎هاي مهمي که در سريال 24 داشتيم اين بود که از ميان اصلاح‎طلبان ايراني اگر قرار است کسي به قدرت برسد با حداقل پيش‎فرض‎‎هايي که در سريال 24 مطرح مي‎شود يک درصد احتمال داديم که حسن روحاني در ايران به قدرت برسد و براي همين اصرار داشتيم در فصل هشتم سريال 24 نام رئيس‎جمهور ايران حسن باشد.
 
شخصي در ايران از تندرو‎هاي نزديک به حکومت است که سريال‎‎هاي ما را تحليل و ارزيابي مي‎کند و از افراد سپاه پاسداران به‎شمار مي‎رود. از تحليل‎‎هاي او براي نگارش سريال ميهن خيلي استفاده کرديم (حسن عباسي). طبيعي است در تحليل‎‎هاي اين شخص، نوعي هراس از حمله نظامي اسرائيل وجود دارد. ما از تحليل‎‎هاي او براي دامن زدن به اين هراس بهره برديم. بي‎تعارف من يک يهودي دو‎آتشه هستم که موجوديت برادرانم در اسرائيل برايم از هر حيث اهميت دارد. به هر حال خطرناک بودن دولت شما و عدم تبعيت از تمدن نوين جهاني موجب خسران در جهان خواهد شد. 
 
به‎نظر شما آمريکا خودش عامل بسط تروريسم نيست؟ شما که اطلاعات سياسي خوبي داريد درباره سناتور چارلي ويلسون که مايک نيکولز فيلمي درباره او ساخته، حتما اطلاعات دقيقي داريد. مگر حاکميت ايالات متحده براي مقابله با بلوک شرق مجاهدين سابق در افغانستان را تجهيز نکرد و سناتور چارلي ويلسون ميليون‎‎ها دلار براي خريد و حمل سلاح به افغانستان نبرد؟ طبيعي است بعد ار فروپاشي شوروي مجاهدين به گروه‎‎هاي متفاوتي تقسيم شدند و در نهايت القاعده شکل گرفت. حالا مقصر بسط تروريسم جهاني ايران است يا آمريکا؟ در همين قضيه سوريه مگر دولت عربستان از تکفيري‎‎ها حمايت نمي‎کند؟ شما چطور ايران را مقصر بسط تروريسم مي‎دانيد؟ 
 
طبيعي است من يک آمريکايي هستم همان‎طور که تو ايراني هستي. طبيعي است که بخواهي برخي سياست‎‎هاي کلان دولتمردان مرا در دوره‎‎هاي گذشته مخصوصا دوران فاجعه‎بار رونالد ريگان زير سوال ببري. ما خودمان هم به شرايط امنيتي در آمريکا نقد داريم. در چرخه بازي‎‎هاي سياسي و امنيتي چهره آمريکاي آزاد مخدوش مي‎شود و چنين شرايطي را ما در 24 و سريال ميهن زير سوال برديم. شخصيت معاون رئيس‎جمهور که دستور مي‎دهد بمباران هوايي در محل زندگي ابونظير اتفاق افتد در واقع نقد همين جريان بيمار امنيتي - سياسي در آمريکاي به اصطلاح آزاد است يا شخصيت خودسري که در مجموعه سازمان سيا فعاليت مي‎کند (ديويد استس)، نقد جريان بيمار در سياست. قبول داريم که سياست‎‎هاي غلط عامل تروريست‎پروري مي‎شود. 
 
شما در سريال 24 پيش‎بيني کرديد که يک سياه‎پوست رئيس‎جمهور آمريکا مي‎شود. چقدر از اين مجموعه فعاليت هدفمند بوده است؟ اين سوال من پاسخ کاملي نداشت. 
 
واقعا ايمان آوردم که در حرفه‎ات آدم فوق‎العاده‎اي هستي. سه روز معطل جواب ماندي و دوباره سوال را ارسال کردي. ميان هنرمندان، مخصوصا فيلمسازان، ميل شديدي وجود دارد که پس از دوران سياه بوش، يک رنگين‎پوست يا يک زن بر کرسي رياست‎جمهوري بنشيند. رياست‎جمهوري يک زن در ايالات متحده را پيش‎بيني کرديم و همچنان خانم کلينتون احتمال دارد نامزد کسب مقام رياست‎جمهوري باشد. همان‎طور که ظريف در ايران سوداي رياست‎جمهوري دارد. من آمريکايي متوجه خنده‎‎هاي ظريف به‎ جان کري مي‎شوم که چه معنا‎هايي مي‎توانند داشته باشند. ما يک آلبوم از لبخند‎ها و ري‎اکشن‎‎هاي ظريف نسبت به ‎جان کري تهيه کرده‎ايم. ما اينجا اتاق‎‎هاي مشورت داريم و با تيم نويسنده موضوعات مختلفي را رصد مي‎کنيم. 
 
قصد بعدي شما با اين تيم نويسنده و اتاق فکر چيست. باز هم جمهوري اسلامي را هدف قرار خواهيد داد؟ 
 
با روند مذاکرات فعلي فکر نکنم. فعلا ايران از دستور کار خارج است. من و الکس تصميم داريم در مورد بهار عربي دو سريال بسازيم. فعلا در مرحله تحقيق و نگارش فيلمنامه هستيم. 
 
اما يادتان باشد شما با ساخت ميهن تنفر و انزجار ضد‎آمريکايي را در ميان ايرانيان گسترش داديد. شما به ايرانياني در آمريکا نزديک هستيد که حاکميت پرافتخار و مستقل جمهوري اسلامي را قبول ندارند اما از گزينه نظامي نيز متنفرند.
 
نه اين‎طور هم نيست. خيلي از ايرانيان مقيم آمريکا براي حمله اسرائيل به ايران لحظه‎شماري مي‎کنند. البته تاکيد مي‎کنم ما در سريال نشان داديم که آمريکا عملا دخالتي در حمله نظامي به ايران ندارد و اسرائيل خودسرانه اقدام به انجام چنين کاري کرده است و ايالات متحده و لزوما سيا به خنثي کردن آسيب‎‎هاي پس از حمله نظامي اسرائيل به ايران مي‎پردازد. 
 
پس شما از گزينه حمله نظامي به ايران خوشحال هستيد؟ 
 
رعب و وحشت گاهي بد نيست. براي تسري اين رعب و وحشت، سريال خودمان را به‎صورت رايگان در اختيار شبکه فارسي‎وان قرار داديم تا با دوبله فارسي بيشتر ديده شود. اين حرف‎‎هاي من مي‎دانم باعث وحشت مي‎شود اما وحشت براي ملت شما بد نيست! 
 
ما هشت سال جنگ را تجربه کرده‎ايم و از جنگ واهمه نداريم. لطفا سريالي بسازيد که حقوق اتمي ملت ايران را به دولتمردان آمريکايي يادآور شود!
 
براي تاثيرگذاري بيشتر، فکر مي‎کنم پرداختن به بهار عربي واجب‎تر است


برچست ها :
تعداد بازدید : 31
     
print

خطری که جشنواره عمار را تهدید می‌کند

نظرات 0

خطری که عماریون را تهدید می‌کند

وزیر ارشاد دوران اصلاحات و به خدمت درآمده رسانه های بیگانه در حال حاضر براین باور پا می فشرد که ما نسبت به کشورهای مترقی جهان با کمبود جشنواره های هنری روبرو هستیم . مثلا در فرانسه روزی یک جشنواره از جمله تجمع سماورهای فتیله ای برگزار می شود! روند حمایت از برگزاری انواع جشنواره ها به آنجا کشید که ما صاحب جشنواره های حتی تفکیک جنسیتی شدیم، مانند جشنواره فیلم زنان! که در شهرکرد برگزار شد. رییس محترم سازمان سینمایی دولت دهم نیز براین عقیده بود که برپایی چهل و چند جشنواره سینمایی در سال، یک ضعف محسوس در عرصه سینمای ایران است، لذا باید حداقل سالی 50 جشنواره سینمایی داشته باشیم و ...

نگارنده درعین اینکه با برگزاری جشنواره ها مخالفتی ندارد به همین نسبت نیز بر هدف مندی و تفاوت جدی این رویدادها تاکید دارد که بحث و تحلیل این مقوله، فرصتی دیگر می طلبد. اما بهانه این یادداشت برپایی چهارمین جشنواره فیلم عمار است. جشنواره ای که از بدو کلید خوردنش تا امسال، تمایزی آشکار به لحاظ موضوع، مضمون و خصوصا درساختار با دیگر رویدادهای مشابه دارد. بی تردید برای قضاوت درباره تاثیر و جریان سازی جشنواره ای در حوزه سینما ، چهارسال عمر ناچیزی است، آنهم وقتی که می دانیم بعضا کلید خوردن تا فاینال یک پروژه سینمایی، همسال این جشنواره است.

پیش از طرح هر موضوعی بهتراست بر این واقعیت مبرهن اشاره کنیم که هرگرایش از جشنواره عمار، تفاوت روشنی با رویدادهای هم عرض و طول خود دارد. قوت آن نیز که در چهارمین دوره، بیش از پیش خودنمایی می کند، ناشی از همین تمایزها است. واقعیت اساسی که باعث جلوه عمار است رویکرد جملگی بیش از 40 جشنواره ثبت شده در تقویم جشنواره ها به الگوهای موجود در جهان است. غایت آرزوی دست اندرکاران این جشنواره ها – حتی فیلم فجر –رسیدن به وضعیتی مثلا مانند فستیوال کن و برلین است. یعنی 40 جشنواره ما (متاسفانه) در بحث ساختاری، هنوز قادر به اعمال دیسیپلینی مانند آنچه حاکم بر نمونه های غربی است ، هم نیستند برای همین است که تلاش و کوشش هرساله مدیران جشنواره های ما، بر قاعده هایی است که در آنسوی آب ها رواج دارد. درصورت تحقق چنین آرزویی نهایتا ایران به داشتن جشنواره ای همانند تورنتو به خود خواهد بالید، درحالی که عمار از نطفه بندی تا این دوره، از هر دو منظر شکلی و ماهوی، راه دیگری برگزیده و مسیر متفاوتی پیموده است. رویکرد بومی در فرم و گزینش موضوعی و مضمونی متاثر و متناسب با شعارها و اهداف انقلاب اسلامی، بدون تساهل و تسامح مرسوم، عامل و بانی نمایش نمونه ای از جشنواره است که آن را خاص این دیار کرده است (البته تا رسیدن به مطلوب ، وسعتی ناپیموده باقی است). شاکله این خاص بودن در ارتباط و مرتبطین آن است. به عبارتی قدرت و قوت عمار از مردمی بودن آن می آید. مردمی که رهبر کبیرشان سینما را برای آن ها مباح کرد و سینماگران را در نزد آن ها اعتبار مضاعف بخشید. اگر عموم جشنواره ها وجود خود را با بودجه شکوه مند و با بریز بپاش اثبات کرده و می کنند یا متکی به سوپراستارها و ازمابهتران برای جذابیت بخشی هستند، عمار با انبوه مخاطبان و مراجعان کوچه و بازار و روستایی و شهرستانی تثبیت شده است. جنسی از مردم که نقشی بی بدیل در براندازی نظام کهنه داشتند و در برپایی نظام نو به حساب آمدند و همچنان با حضور خود باعث و بانی حیات و تداوم انقلاب و تعمیق جمهوریت شده و می شوند. رمز توفیق عمار در وصل به چنین مردمی است. نیروی لایزالی که قوت می بخشد و درصورت نادیده گرفته شدن قدرت را می گیرد . عمار فرصت دهی به جوانان هنرمند از بدنه و نفوس ایران است ، جوانانی که دیگر نگران دیده نشدن نیستند. عمار خلایی را پر کرده که رسانه های بیرونی بدنبال آن بودند و متقابلا حضورهمین جوانان از جنس انبوه جمعیت ایران (از تولید تا توزیع و مصرف) جشنواره عمار را به درجه ای رسانده که حالا دیگر کسی نمی تواند آن را نادیده بگیرد .خلاصه کنیم کسی شکی ندارد که عمار حرف و حدیثی تازه و با طراوت در عرصه سینما است. می خواهد مسیری را باز کند که سال هاست بقیه با تکرار خود درجا می زنند. عمار نوعی از اجرا را دستمایه مدیریت خود قرار داده که عین روابط و مناسبات مردم است: شبکه اجتماعی مسجدی ها.

اکنون پرسش جدی این است که آیا عمار در هدف انتخاب کرده و مسیر متفاوت رسیدن به این مقصود مصر و کامیاب خواهد بود؟ تاریخ تمام رویدادهای فرهنگی و اجتماعی (و پیش از آن سیاسی) نشان می دهد که در صورت اندکی اغماض و کوتاهی ، خطر بالقوه انحراف و اضمحلال چنین رویدادهایی بالفعل خواهد شد یا حداقل ، تهدید رکود و سکون و افتادن به ورطه تکرار و انفعال آن ها عملی خواهد شد.

طبیعی است که حرف نو و حرکت تازه همیشه با موانعی روبروست. همواره آدم ها و جریاناتی مترصد پاشیدگی رویداد از بیرون یا نفوذ به درون به منظور تغییر مسیر وتعدیل آن هستند. مصادره نیز خطر دیگری است. جریانات صاحب مکنت و رسانه و تریبون که خواهان وضعیت موجود هستند چنین اتفاق هایی را بر نمی تابند لذا به هر فعلی برای بازدارندگی آن دست می زنند. از جمله با انزوای رویداد یا حمله هایی با عناوین دهان پرکن تعامل و دیالوگ و نشست و جلسه و ... بدون ایجاد شرایط و امکانات برابر سعی وافری به خرج می دهند تا فعالان رویداد را در منگنه قراردهند. درصورت ناکارآمدی هر یک از گزینه های نامبرده از پای نمی نشینند و نهایتا با تغییر لباس سعی می کنند تا از درون خنثایش کنند. بهتر است تا مثال و مصداقی از ادبیات و سینما بیاوریم (درمثال مناقشه نیست خصوصا که این مثال کمی تند باشد !). آنهایی که کتاب معروف باراباس نوشته پارلاگرکویست را نخوانده اند، احتمالا اثرسینمایی به همین نام، ساخته ریچارد فلابشر با بازی آنتونی کویین را دیده اند. با نضج گرفتن جنبش مومنین طرفدار حضرت عیسی و انهدام رم، مخالفین تا این مقطع، بهترین راه نجات و بقای خود را در همراهی با مومنین میدانند تا بعدا به مقصود خود نایل آیند و ...

حرکت رو به جلو عمار غیرقابل کتمان است اما خطر توقف و تغییر ماهیت آن نیز قابل درک و هشدار است. بی توجهی قبلی به آن نتیجه نداد. انتقادات تند پیشین تحت عنوان «چرا پسوند مردمی»؟ نیز حاصلی به بار نیاورد. حملات در قامت دموکرات منشی هم خنثی شد. تبلیغات بیرونی توسط دشمنان و معاندین هم با خروجی برعکس تمایل آنان، اعتبار بیشتری برای جشنواره خصوصا در نزد عدالت خواهان و معترضین به مظالم جهان خواران، به ارمغان آورد و ... بنابراین شک نکنید که با تاثیرگذاری پس از این جشنواره، انواع دیگری از رفتارها و ابرازنظرهای با الفاظ قشنگ مسالمت جویانه جدیدی در راه است که درصورت بی اثری، مهمترین حربه جواب داده تاریخی به کار گرفته خواهد شد: «همراهی، نزدیکی و پوشیدن لباس همرنگ عماریون» .

ایستادگی در اصول (بدون بستن راه ارتباط) ، تلاش بیش از این برای جذب حداکثری، استفاده از کاربلدها در بخش های تخصصی، ایجاد اتاق های مشاوره، به روز بودن در حوزه های مرتبط ، ایجاد فضای کمی گرایی به منظور کشف آثار کیفی، افزایش سقف درک و اهمیت اطلاع رسانی، به کارگیری تمهیدات انگیزه ساز، بالابردن ضریب تحمل نقد در بدنه رویداد، کوتاه نیامدن از نفی عوامل و عناصر بی هویت، فعال بودن دبیرخانه در طول سال، رها نکردن استعدادهای کشف شده در جشنواره، ترجیح مخاطبان و فعالان انبوه بر رضایت شبه روشنفکر و مدیران حتی کم اصالت، تزریق محتوای به جوشش آوردن دایمی همکاران تولید و توزیع، تشکیل و دایر کردن کلاس های آموزشی پیرامون جشنواره، درگیرکردن بیش از پیش فیلمسازان همفکر(اعم از پیر و جوان)، رایزنی و کسب امکانات دیده شدن آثار توسط مصرف کننده های دیگر علاوه بر اکران های مردمی و ... وموارد دیگر قابل اهتمام به وسیله برگزارکنندگان جشنواره، راه را بر فرصت طلبان و معاندین خواهان خنثایی جشنواره خواهد بست.
بحران، رکود و سکون یا حتی تعطیلی در انتظار هر رویدادی است. رصد عوامل بازدارنده و خنثی کردن آن ها امروز عملی است. امید به حیات، طول عمر مفید، جریان سازی و تاثیر گذاری رویدادی مانند جشنواره مردمی فیلم عمار از کودکی زنده شدنی است. با دیدن فردا، از تبدیل عمار به سرنوشت دیگر جشنواره ها پیشگیری کنیم. انشاالله.
منبع:رجا


برچست ها :
تعداد بازدید : 19
     
print

ورود آثار «ضدقصاص» به شبكه‌هاي برون‌مرزي صداوسيما

نظرات 0

ورود آثار «ضدقصاص» به شبكه‌هاي برون‌مرزي صداوسيما/ چرا شبكه آي‌فيلم دست به ساخت سريال اختصاصي زده است؟

 جرياني از آثار ضدقصاص كه بطور جدي از ابتداي دهه هشتاد و در سال 1382 با فيلم «شهرزيبا»ي اصغر فرهادي در سينماي ايران پا گرفت و با اثاري مثل «دم‌صبح»حميد رحمانيان، «سوت پايان» نيكي كريمي، «انتهاي خيابان هشتم» عليرضا اميني، «من مادر هستم» فريدون جيراني و «هيس دخترها فرياد نمي‌زنند» پوران درخشنده تا ابتداي دهه نود ادامه يافت، حالا ظاهرا پايش به تلويزيون جمهوري اسلامي نيز رسيده است و اين روزها شاهد پخش سريالي از شبكه برون‌مرزي آي‌فيلم هستيم كه كاملا مشابه آثار ضدقصاص سال‌هاي اخير است. سريالي كه متاسفانه در خود شبكه اي‌فيلم و براي مخاطب مسلمان عرب‌زبان منطقه توليد شده است.

به گزارش رجانیوز سريال «يادآوري» ساخته‌ي حجت قاسم‌زاده اصل كه اولين سريال توليدي شبكه‌ اي‌فيلم است و طبعا بطور ويژه براي مخاطبان مسلمان منطقه توليد شده در قسمت‌هايي كه تاكنون پخش شده چيزي نداشته‌است جز تكرار كليشه‌هاي جاافتاده‌ي فيلم‌هاي ضدقصاص آن‌هم با تلخ‌ترين شكل‌ش.
 
فيلم‌هاي ضدقصاص سال‌هاي اخير همواره از يك فرم ثابت بهره برده‌اند و آن اينكه در اين اثار همواره با مقتولي مواجه هستيم كه بيشتر از قاتل مقصر بوده است و اصلا «مجرم» اصلي اوست و اساسا حقش بوده كه بميرد. و قاتلي كه از قضا انسان بسيار شريف و خوبي‌ست و طبعا مخاطب طرف اوست و نمي‌خواهد كه او قصاص شود.
 
جز اين هم نكته‌ي ثابت ديگر همه‌ي آثار با موضوع قصاص اين است كه فيلم‌ساز به جاي اينكه به عنوان يك داناي كل يا ناظر بي‌طرف، و يا از منظر خانواده مقتول به ماجرا نگاه كند از منظر خانواده قاتل به داستان مي‌نگرد. طبعا وقتي شما از منظر مقتول به ماجرا نگاه نمي‌كنيد مشكلات پيش امده براي خانواده وي بعد از قتل را هم نخواهيد ديد، اما از آن طرف فروپاشي خانواده قاتل  بعد از قصاص را مي‌بينيد. پس نبخشيدن قاتل توسط خانواده مقتول برايتان حكم يك «بي‌رحمي» را خواهد داشت و اصل حكم در نظرتان زير سوال خواهد رفت.
 
«يادآوري» سريال جديد شبكه اي‌فيلم هم اثري‌ست تلخ كه با رعايت كامل همين كليشه‌ها ساخته شده است. دو نوجوان با هم درگير مي‌شوند و از قضا نوجواني كه چاقو همراه‌‌ش بوده خودش كشته مي‌شود. مادر مقتول-كه اتفاقا زني چادري‌ست- حتي برخلاف نظر ديگر فرزندان‌ش بر «قصاص» اصرار مي‌كند و اين‌ها همه همراه است با ضجه‌ها و التماس‌هاي خانواده‌ي قاتل كه جز خرد شدن اعصاب تماشاگر و انزجارش از قصاص و خانواده مقتول چيز ديگري در پي ندارد. 
 
 
در نهايت اما با همه‌ي التماس‌هاي خانواده قاتل و حتي خواهران مقتول، قاتل مظلوم قصه با اصرارهاي مادر مقتول اعدام مي‌شود. صحنه‌اي كه به تلخ‌ترين و دلخراش‌ترين نوع ممكن به صحنه درمي‌ايد تا تنفر از مادر مقتول به حد اعلا برسد. جالب اين است كه تلخي و سنگ‌دلي جاري در اين صحنه انقدر بيش از حد و اغراق‌شده بوده است كه حتي در مصاحبه روزنامه جام‌جم-متعلق به صداوسيما- با حجت قاسم‌زاده هم چنين مطرح شده است كه: «شاید بد نباشد اولین سوال گفت‌وگو را با صحنه اعدام علی آغاز کنیم که یکی از صحنه‌های تاثیرگذار و تلخ سریال یادآوری است؛ رویا تیموریان در نقش فریده مرادی و مادر سینا(مقتول)، بی‌توجه به گریه‌های مادر علی(قاتل) خودش را به چهارپایه زیر پای علی می‌رساند و در نهایت سنگدلی، چهارپایه را با پا می‌اندازد تا علی را به دلیل قتل فرزندش قصاص کند. چنین تصویری از زن بویژه یک مادر تاکنون در تلویزیون نشان داده نشده بود.»
 
قاسم‌زاده هم چنين توضيح مي‌دهد كه: «من برای صحنه اعدام استراتژی داشتم. می‌توانستم این صحنه را خلاصه تصویربرداری کنم، اما خیلی با جزئیات این صحنه را ضبط کردم. فصل اعدام ۱۷ دقیقه است؛ البته در ۱۱ دقیقه پخش شد. اگر آزاردهنده بود، واقعیت تلخ‌تر از این است. امیدوارم آموزه این تلخی صبر و درنگ باشد....این صحنه بشدت تلخ، سخت و آزاردهنده بود. من هم هنگام ساخت، تدوین، صداگذاری و دیدن سریال گریه‌ام گرفت. واقعا می‌دانم صحنه خیلی سختی است، اما باید واقعیت را به تصویر می‌کشیدیم تا تاثیری که مدنظر داشتیم، بر بیننده می‌گذاشتیم. امیدوارم تماشاگر تحمل دیدن این صحنه‌ها را داشته باشد.»
 
و نتيجه‌ي اين تلخي چيست جز انزجار مخاطب از اصل حكم قصاص و همچنين خانواده‌ي مقتول؟ آن‌هم در سريالي كه در جمهوري اسلامي براي مسلمانان كشورهاي منطقه توليد شده. اين‌جا هم مطابق باقي آثار از اين دست، خانواده‌ي مقتول و از همه مهم‌تر مادر چادري اين خانواده مذهبي «بدمن» ماجرايند چون مي‌خواهند از حق‌شان استفاده كنند و قاتل فرزند‌شان را قصاص نمايند.
 
و جز اين‌ها نكته‌ي جالب و از همه مهم‌تر هم اينكه با وجود آن صحنه دلخراش و اعدام شدن قاتل اما باز قاتل به طرز معجزه‌آسايي زنده مي‌شود و مادر مقتول به طرز عجيبي تحقير،  تا جايي كه خود اعتراف مي‌كند كه(نقل به مضمون): «ما فكر مي‌كرديم قصاص حكم خداست اما اين‌طور نبود» و به همين صراحت «قصاص» زير سوال مي‌رود.
 
با اين اوصاف سوال اساسي اين است كه اصلا شبكه اي‌فيلم كه در معاونت برون‌مرزي سازمان صداوسيما و تحت مديريت «محمد سرافراز» با هدف پخش سريال‌هاي ايراني براي مخاطبان عرب‌زبان منطقه آغاز به كار كرد با وجود تعداد بالايي از سريال‌هايي كه هنوز از اين شبكه پخش‌نشده‌اند و با وجود كمبود بودجه شديد سازمان چرا دست به ساخت سريال اختصاصي زده است؟ و ديگر اينكه واقعا براي توليد يك سريال ايراني براي مخاطب مسلمان كشورهاي منطقه سوژه‌اي جز زيرسوال بردن حكم اسلامي قصاص پيدا نكرده است؟ سوژه‌اي كه در سال‌هاي اخير در سينما هم اعتراضات مختلفي را برانگيخته است و راه‌يابي آن به صداوسيما آن‌هم در قالب سريالي چهل قسمتي از آن موضوعاتي‌ست كه مديران رسانه‌ي ملي بايد پاسخ درستي براي آن داشه باشند.


برچست ها :
تعداد بازدید : 2
     
print

ماجرای پسر بچه چهارده ساله‏اى كه درفرانسه كودكى رابه قتل رساند

نظرات 0

ماجرای پسر بچه چهارده ساله‏اى كه درفرانسه كودكى رابه قتل رساند



آنچه را كه امروز نسل جوان از راه ديدن و شنيدن ياد مى‏گيرند، گمراه كننده است. اكثر فيلمهايى كه در سينماها نمايش مى‏دهند، از ماجراهاى عشقى و كانگستر بازى مايه گرفته و دختران و پسران را به وادى ضلالت سوق مى‏دهد. براى اين كه به تاثير سينما و اين نوع فيلمها و اثر آن در فكر انسان پى ببريم، كافى است روحيات كودكانى كه چند بار به تماشاى فيلمهاى به اصطلاح بزن، بزن رفته‏اند، مورد مطالعه قرار دهيم. 

غالب اين كودكان در وقت بيكارى به تقليد از آرتيستهاى سينما در كوچه و خيابان و خانه و دبستان، به جان هم مى‏افتند و با مشت، سر و صورت يكديگر را خونين مى‏كنند و در هنگام زد و خورد، اسم آرتيستهاى سينما را روى خود مى‏گذارند، بعضى اوقات كار به جاهاى بالاترى مى‏كشد.

سال گذشته چند كودك از خانه‏هاى خود فرار كرده و به جنگلهاى شمال رفته بودند، تا تارزان وطنى باشند. مدير يكى از مدارس تعريف مى‏كرد كه يكى از شاگردان مدرسه او كه فيلم يتيم را ديده بود، به تقليد از آن، چند نفر از همشاگرديهاى خود را فريب داده و يك باند دزدى در دبستان تشكيل داده بود كه طبق نقشه، اثاثيه شاگردان را مى‏دزديدند. اين كودكان تقصيرى ندارند، زيرا فيلم يك عامل تبليغاتى و تربيتى بسيار موثرى است.

دستگاه آفرينش، مقام فرماندهى را به دست عقل سپرده است، او بايد بسنجد و تصميم بگيرد و به ديگر قواى روحى، فرمان اجرا صادر كند.

شهوت و تمايلات جنسى كه براى حفظ نسل و بقاى نوع انسانى آفريده شده است، بايد به فرمان عقل كار كند و اگر به دست شهوت بيفتد، نظام زندگى به هم خواهد خورد و فضايل و ارزشهاى اخلاقى از ميان خواهد رفت.

يكى از مواهب الهى، غضب و خشم است. آفرينش در نهاد انسان اين نيرو را نهاده كه در مقام دفاع از جان و مال و شرف و ناموس، قواى درونى بدن را بر ضد دشمن بسيج كند؛ از اين جهت از اين نيرو بايد به مقدار ضرورت و يا تجويز و راهنمايى عقل استفاده نمود، و اگر زمانى زندگى فرد يا جمعيتى به دست غضب و خشم افتد، نتيجه‏اى جز ويرانگى نخواهد داد.

زندگى سالم و سودمند، آن زندگى است كه بر نظام خلقت استوار باشد و عقل و خرد بر تمام روحيات و احساسات ما حكومت كند، و در غير اين صورت، دستگاه ادراكى و بينايى فكرى، ضعيف و ناتوان شده و حقايق در نظر انسان اوهام و پندار جلوه مى‏كند و از شنيدن سخنان حكيمانه و نصايح بزرگان چهره برمى‏تابد.

هيچ بلايى براى انسان بالاتر از بلاى ناتوانى بينايى درونى و دگرگون گشتن حص تشخيص نيتس. ديگر براى چنين فردى شانس هدايت و بازگشت به راه حق باقى نمى‏ماند. قرآن مجيد به اين حقيقت اشاره مى‏كند، مى‏فرمايد: 

واذا تتلى عليه آياتنا ولى مستكبراً كان لم يسمعها كان فى اذنيه وفراً؛

هنگامى كه آيات خدا براى او تلاوت شود، با تكبير از آن روى مى‏گرداند، گويى نشنيده است، گويى در گوشهاى او سنگينى است.


جوانِ غرق در شهوات و تمايلات جنسى، غرق در تجملات، بينايى عقلى او آن چنان ناتوان مى‏شود كه هر چيزى كه در نقطه مقابل اهداف پست او قرار گيرد، بى ارزش و غير قابل استماع خواهد دانست و چيزى كه به تحريك عواطف جنسى و تمايلات مادى او كمك نمايد، رنگ قداست و لباس حقيقت خواهد پوشيد. 

قرآن مجيد به اين حقيقت در آيه زير اشاره مى‏كند و مى‏فرمايد:

قل هل ننبئكم بالاخسرين اعمالاً * الذين ضل سعيهم فى الحياه الدنيا و هم يحسبون انهم يحسنون صنعاً؛ (19)

آيا از زيانكارترين افراد به شما خبر دهم؟ كسانى هستند كه كوششهاى آنان در زندگى دنيوى بى فايده است و آنان تصور مى‏كنند كه كار خوبى انجام مى‏دهند (و كارهاى بد آنان در نظرشان خوب جلوه مى‏كند).

روزنامه كيهان در شماره 7320 مى‏نويسد:

پسر بچه چهارده ساله‏اى كه در فرانسه كودكى را بعد از ربودن به قتل رسانده است، اعتراف كرد كه اين جنايت را بعد از تماشاى يك فيلم جنايى تلويزيونى انجام داده است.

وى به ماموران گفت: چند شب پيش از قتل، من برنامه فيلم در روان و وجدان شما را از تلويزيون پاريس تماشا مى‏كردم؛ در اين فيلم قاتل، يك جوان 21 ساله بود كه به جهت مجازات، آدم مى‏كشت. من هم هوس كردم ببينم اعدام شدن چه مزه‏اى مى‏دهد.

روى اين فكر به سراغ امانوئل كوچولو رفتم و او را به عنوان بازى كردن، با خودم به خارج شهر بردم.

امانوئل خيلى خوشحال بود و من از خوشحالى او رنج مى‏بردم و حتى تا آخرين لحظه هم به خيالش من با او بازى مى‏كنم و مى‏خنديد و خوشحالى مى‏كرد.

قرار است اين قاتل خردسال، سه ماه تحت درمان روانى قرار بگيرد.

- باز هم بگوييد ديدن فيلمهاى جنايى مضر نيست و خاصيت ندارد!

در واقع تاثير سينما در اكثر تماشا كنندگان تقريبا به اندازه همان كودك است. يك جوان كارگر يا يك مردم كاسبكار وقتى مى‏بيند قهرمان فيلم با يك مشت، رقيب خود را از پا مى‏اندازد، يا با دست خالى جلو رگبار مسلسل سينه سپر مى‏كند، چنان مجذوب اين منظره مى‏شود كه قدرت تعقل خود را از دست مى‏دهد و باور مى‏كند كه اين كارها شدنى است، زيرا فيلم سينما از سه جانب روح او را تسخير كرده: يكى از راه گوش، دوم از راه چشم، سوم از راه احساسات، زيرا آن چيزى را كه به او نشان مى‏دهند حقيقت مى‏پندارد و ايده آل خود قرار مى‏دهد.

اين تنها براى جوانان، ايده آل نيست، بلكه به صورتهاى گوناگون براى كليه تماشاگران از هر طبقه تحقق پيدا مى‏كند؛ براى دختران و پسران جوان، زيباييهاى خيره كننده و عشقهاى آتشين موهوم، براى زنان و مردان جوان، عشقبازيهاى شهوت‏انگيز، براى مدپرستان، لباسهاى فاخر و مدهاى جالب و براى كسانى كه غريزه تبهكارى دارند، عامل تحريك است.

بدترين انحرافها انحراف فكرى است. خسارتهاى اقتصادى چندان كمرشكن و غير قابل جبران نيست، ولى ضررهايى كه از ناحيه انحراف فكرى و فرهنگى متوجه ملتى مى‏گردد، قابل جبران نيست، زيرا در اين موقع، خوبيها و ارزشهاى اخلاقى، تحت عنوان ارتجاع و بازگشت به سنتهاى ديرينه، محكوم شده و به دست فراموشى سپرده مى‏شود، بر عكس هرزه درايى وژاژخايى و آزادى جنسى ولاقيدى اخلاقى و نوخواهى، جاى آنها را مى‏گيرد.

بدترين انحراف براى يك انسان، انحراف فكرى است، انحرافى كه سبب مى‏گردد كه وى خوب و بد را درست از هم تشخيص ندهد، بلكه بالاتر، مثلا باطل در نظر او به صورت حق جلوه كند.

پيامبر گرامى روزى ياران خود را نصيحت مى‏كرد، چنين گفت: روزگارى فرا مى‏رسد كه زنان و جوانان شما فاسد مى‏شوند و امر به معروف و نهى از منكر متروك مى‏گردد.

يك نفر از ياران او برخاست، با كمال تعجب گفت: آيا چنين چيزى ممكن است؟

پيامبر فرمود: بدتر از اين هم انجام مى‏گيرد. روزگارى فرا مى‏رسد كه شما را به بديها امر كرده و از خوبيها باز مى‏دارد.

به حضرتش عرض شد: آيا چنين كارى امكان‏پذير هست؟

پيامبر فرمود: برتر از اين هم رخ مى‏دهد و آن اين است كه خوبيها در نظر مردم بد جلوه كرده و بديها لباس خوب مى‏پوشند.


کتاب مربى نمونه ,تفسير سوره لقمان,آيت الله العظمی جعفر سبحانى به نقل از سایت تعلیمات اسلامی واشنگتن


برچست ها :
تعداد بازدید : 7
     
print

چگونه برای دین کار فرهنگی بکنیم؟

نظرات 0

چگونه برای دین کار فرهنگی بکنیم؟



1. حسن فاعلی: ما براساس آموزه‌های اسلام و مکتب اهل‌بیت - علیهم السلام - برای همه کارهای خیری که یقین به خوب بودن آن داریم آن را حسن فعلی دارند باید نیتمان را خالص کنیم، تا که قرب بخدا یابیم و هم‌ کار برکتی یافته و تأثیرات مثبتی بر آن مترتب گردد. پس ضرورت دارد که در کارهائی که به عنوان وظیفه اجتماعی وارد می‌شویم نیت را خالص کنیم، و اجازه ندهیم که شیطان نیتمان را خراب کند، همه می‌دانیم که شیطان استاد است در القاء وسوسه که بهترین کار را از اثر بیندازد، بزرگان اسلام و اصحاب سیر و سلوک همه نگران این بودند که نفس حیله‌هائی به کار گیرد و شیطان انگیزه‌های دیگری را قاطی نیت آن‌ها کند.

مثال ساده، طلای خالص 24 عیار است، گاه زرگران و طلاکاران مقداری مس را به آن‌ می‌زنند که کمک کند و زیورآلات وضعیت بهتری یابد، ولی گاه آن‌ها به فلزی آب‌طلا می‌دهند که عیار آن 9، 10 و یا 12 است. در واقع رابطه نصف، نصف است، در این صورت آن را طلا حساب نمی‌کنند، آن را طلای تقلبی می‌نامند. اما روایات فراوان است که خداوند متعال می‌فرماید: «اَناَ خَیرٌ شَریک» که من بهترین شریک هستم، اگر دیگری را در کار شریک کردی مثلاً 10% برای او و 90% برای من انجام دادی همه را به او وا می‌گذارم و هیچ سهمی نمی‌خواهم، این است که برای انسان کار مشکل می‌شود؛ او باید تلاش کند که انگیزه‌های شیطانی و نفسانی قاطی کار نشود.



2. حفظ میراث انبیاء - علیهم السلام - : همه می‌دانیم از وظایف بزرگ ما حفظ میراث اسلامی است که از پیامبر اکرم  و ائمه  و بلکه از 124 هزار پیامبر  این ارث به ما رسیده است که از طرفی باید خوب آن را نگه داشت و مواظبت کرد که آن را دزد نبرد و از طرفی هم آن امانت به دست آمده را سالم و بدون دخل و تصرف به آیندگان بسپریم، این وظیفه هیچ‌گاه سبب نمی‌شود در سخت‌ترین شرایط ولو یک فرد زندان‌بان باشد که با او سر و کار داشته باشیم باید در این زندان‌بان اثر بگذاریم، ولو از جامعه منقطع باشیم، این تکلیف استثناء ناپذیر است که اولاً خود عمل کنیم، ثانیاً به دیگری منتقل کنیم.

3. انحراف و بدعت: همه این تشخیص را داریم اگر غیر این است تصحیح کنید، امروز بزرگترین خطر برای ما و جامعه ما و به ویژه ایران شیعه اسلامی و جامعه بشریت خطری بالاتر از این نیست که اسلام را عوضی به ما بدهند، از ما بگیرند و کم‌رنگ کنند و یا چیزی که از اسلام نیست حذف کنند یا قاطی کنند. این خطر برای سایر مسلمین خطرناک‌تر از ماست، ما به واسطه امام عزیز و برکت شهداء بزرگوار غرق در نعمتیم.




خطر التقاط: کمی به اطراف بنگرید تا ببینید چه خطر عظیمی اسلام را تهدید می‌کند.

در بیخ گوش ما در عراق خطر تحریف اسلام و شیعه‌زدائی بسیار جدی است. این خطر سابق بر این هم بود، در آن زمان بزرگانی چون: آقا سید عبدالهادی شیرازی، اصطهبانانی، خوئی و حکیم همه در نجف بودند، زمانی که بنده آن‌جا بودم همان وقت از فضلای جوان حوزه مطلع شدم که می‌گفتند درصد زیادی از بچه‌های شیعه و حتی فرزندان علماء و مراجع گرایش‌های مارکسیستی دارند و حزب کمونیزم از احزاب قوی بود که بسیاری از آن‌ها آقازاده بودند. حوزه گرم به فقه و اصول خود بود و جوانان درگیر این مسائل. حوزه برای خود و این‌ها هم برای خود، هر کس به کار خود مشغول و از دیگری غافل و خطرهای بعدی چیزی شد که حوزه به زوال رفت به دست بچه شیعه‌ها و بچه آخوندها به نابودی کشیده شد.

الان لیدر و رهبر "فهرست العراقیه" شیعه است و بسیاری از مردم عراق چون این‌ها به اسم شیعه‌اند از این‌ها حمایت می‌کنند، و این خطر برای اهل سنت هم به طوری جدی وجود دارد. اجمالاً یکی از کشورهایی که در عراق به ویژه در مناطق کردنشین کار می‌کند اسرائیل است؛ آن‌ها به عنوان قرآن‌شناس، اسلام‌شناس،‌ افکار انحرافی را القاء می‌کنند و بچه شیعه‌ها هم در این راستا هستند.

ما نفهمیدیم که در ایران چه شد الآن هم انحراف فکری خانه کرده است و بقایای التقاط در طبقه خواص معنادارتر گشته است، که دین و دستوران آن کاری نمی‌تواند بکند، بله، اگر از اسلام و ولایت‌فقیه می‌گویند در واقع می‌خواهند دل‌ها را خوش کنند. آن‌ها می‌گویند دوران اجرای احکام اسلام گذشته است. همان حرفی است که مجاهدین می‌گفتند، ولی این‌ها همان را در دل دارند، می‌گفتند که اسلام تاریخبند بوده و تاریخ مصرفش گذشته است. این‌ها به ظاهر نمی‌گویند اسلام تاریخ مصرفش گذشته ولی همان عقیده را دارند که گاه می‌گویند با رساله نمی‌توان حکومت کرد. قرآن حال این‌ها را این‌گونه بیان فرمود که: «وَ ما تُخفِی صُدُورهم اَکبَر» آن‌چه در دل دارند بزرگتر از این حرف‌ها است. مگر الآن در کشور، با خیلی از این مسائل روبرو نیستیم که از بهترین مصادیق آن ربا است، در حالی، در قرآن آن را اعلام جنگ با خدا دانسته است. نمی‌بینید که می‌گویند: امکان ندارد بدون ربا اقتصاد را جلو ببریم، خوب در ظاهر بانک‌داری اسلامی درست کنیم ولی در واقع می‌گویند نمی‌شود، این خطرها گسترش می‌یابند؛ با گسترش رسانه‌ای بی‌شماری که حادث شده کار سخت‌تر خواهد شد؛ تلاش و فعالیت رسانه‌ای می‌کنند. چون نوشته‌ها، مجلات، روزنامه‌ها، کتب به شکل داستان و رمان، فیلم، سینما و تئاتر و .... به سرعت انحرافات را جلو می‌برد، در این وضع باید نگران بود که نسل آینده چه اندازه اسلام واقعی را خواهد دانست.

این تشخیص که هرکه اطراف را ببیند و جهان را می‌یابد که بزرگترین وظیفه کار فرهنگی است؛ منظورم از کار فرهنگی؛ ادبیات، شعر، و هنر، رقص و موسیقی و ... نیست، بلکه تنها اثرگذاری در باورهای جامعه یعنی دین که تکلیفی است که هرگز از گردن کسی ساقط نمی‌شود، خواه در حال افول و یا صعود، در عالی‌ترین منصب کشور و یا پائین‌ترین.


4. اولویت کارهای جمعی: فعالیت‌کردن برای انجام این تکالیف، گاه فردی است و گاه جمعی، کتابی بنویسد، داستانی، شعری، برنامه‌های فردی دیگر، این در موقعیتی است که هیچ‌کاری از شخص ساخته نیست، خوب همین وظیفه است. ولی در راه‌های دیگری با آثاری بیشتر و گسترده‌تر خوب باید به این وظیفه سنگین اجتماعی پرداخت و کار فردی را کنار نهاد.

در نتیجه؛ امروز بزرگترین وظیفه ما بعد از شناخت و عمل به احکام فردی، تلاش برای حفظ اسلام و انتقال به نسل آینده و تلاش در حفظ آن از آسیب‌ها و آفت‌ها که ممکن است به اسلام وارد کند. در چنین وضعیتی ممکن نیست که بتوانم به کار فردی خود بپردازم و دلخوش کنم که وظیفه‌ام را انجام داده‌ام و وظایف اجتماعی ما به شکل پروژه‌هایی اجتماعی باید انجام داد. پس این نیست که یک خانم را نهی کنیم که مویش را بپوشان! بلکه چون نهی از منکر اجتماعی است، باید گاه مقدماتی فراهم کرد تا که بتوانیم بعد از دو سال گناهی را از کف جامعه جمع کنیم. این هم امر به معروف است. من باید پای آن بایستم. باید دید این کار را در شکل اجتماعی چگونه می‌توان انجام داد. همکارانی را جذب کرد و با یکدیگر همکاری کنیم تا که بهتر جلو برویم.

حاصل بزرگترین واجب شرعی ما همکاری با دیگران است که اسلام حفظ شود و بماند و بتوانیم به بعدی‌ها منتقل کنیم. انحرافات را بزنیم و اسلام ناب را به همه جهان در حد توان انتقال دهیم.

ابزار این کار در یک اشل وسیع و پهنه‌ای گسترده نیازمند همکاری اجتماعی است، یعنی باید به سمت «تعاونوا علی‌البر و التقوی» همه با هم بر نیکی و تقوا تعاون و همیاری کنید! شرط لازم برای تحقق این تکلیف ورود به شکل جمعی خواهد بود، باید عده‌ای دست به دست هم دهند تا که بشود آن برّ و تقوا را در جامعه جا انداخت.

آسیب‌شناسی: اما واقعیتی است که با آن روبرو هستیم این که وقتی جمعی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، به محض ورود؛ اختلاف نظرها،‌ تشخیص‌ها، برداشت‌ها و سلائق متفاوت و مختلف پایه همکاری‌ را سست می‌کند، در اول افرادی که بیشتر درک اجتماعی دارند کنار هم می‌آیند ولی چیزی نمی‌گذرد که اختلاف بین ما بیشتر می‌شود و نه اتحادمان، در مناظره‌های انتخاباتی دیدید که کسانی که با هم بودند اختلاف نظرهاشان بیشتر بود. قدری چشم باز کنیم، می‌بینیم خودمان هم همین بودیم، ما ده‌ها سال با برخی در میدان عمل محبت و انس داشتیم، ولی دیدیم چه اندازه زیاد اختلاف داریم،‌ این آفت بزرگی برای کارهای جمعی و مشارکتی است، چه باید کرد؟

درمان: این مختص به ما، به تشیع و اهل اسلام نیست، بلکه این‌ حرف‌ها همه جا هست؛ که همکاران را جمع می‌کنند، بعد از چندی اختلاف نظرها شروع می‌شود، کم نیست در ایران و ...، حالا خود بشر فکر کرده و تجربه که چه کنم؟ یکی از راهکارها:

یکی از راه‌کارها را برخی تشکیل حزب دانسته‌اند، تا این‌جا بحث می‌شود که چقدر درست است؟ و چه اندازه با اسلام سازگاری دارد یا ندارد؟ کسانی تأسف می‌خوردند که حیف که ما حزب نداریم و برخی دیگر گفته‌اند حزب پنجاه‌ساله داریم، چون حزب مؤتلفه و ... می‌بینید که در وقوع خارجی و درونی آن اختلافی عجیب است.

در حقیقت حزب در مفهوم سیاسی‌اش مفهومی وارداتی است،‌ بله در واژه "حزب‌الله" و "حزب‌الشیطان" در قرآن کریم هست ولی آن چیز دیگری است، حالا ببینیم آیا این درمان است یا خود دردی بر دردها است،‌ این از نظر علمی و نظری نیازمند بحث و تحقیق است. ولی در هر حال، باید پولورالیسم بود که حزب واحد باعث دیکتاتوری حزبی می‌شود. اگر بخواهند حقوق تضییع نشود و قالب حزبی برقرار باشد یعنی خود باید اختلاف را دامن بزنند و وجود احزاب متعدد خود موجب تقویت اختلاف است. در این صورت نتیجه‌اش چه خواهد شد؟ همان‌که در کشورهای اروپائی هست. در هر حال سؤال باقی است که در اسلام حزب داریم یا نه؟

آن‌چه جای شکی ندارد از نظر عقلانی و اسلامی این است که با کسانی که زمینه هم‌فکری و گرایش‌های مشترک داریم، جهات مشترک را گرفته و همین جهت مشترک را اساس کار قرار دهیم. از این رو باید مسائل را درجه‌بندی کنیم.

1. اولویت‌ها‌ را خط قرمز بکشیم، که اختلاف و تشکیک در این اصول نشاید.

2. مسائل دیگر گرچه مهم است، ولی حفظ اصول مهم‌ترین است.


یعنی کسانی را پیدا کنیم که اصول مشترکی را قابل خدشه ندانند. اگر کسانی در این اصل‌ها با ما مشترکند، ولی در فروع اختلاف داریم، با هم شویم برمبنای تقویت اصول. این خود ریشه تفکر اصول‌گرائی است، دیده‌ایم حزب‌ها موفق نبودند حتی حزب جمهوری‌اسلامی.

در عمل بیائیم در اصول وحدت‌ داشته و پای آن‌ها بایستیم، و برای حفظ اصول با هم‌فکران کنار هم بشویم، خواه اسمش حزب، جبهه، گروه، تشکل، دسته و ... باشد. تا حال نشنیده‌ایم کسی این مطلب را رد کند مگر برخی افراد شاذّ که آن‌ها قائل به کار اجتماعی نباشند، ولی اگر کسی قائل به کار اجتماعی باشد هم‌فکرترها را پیدا خواهد کرد، و برنامه‌ای را سامان خواهد داد.

نتیجه این که: مسائل درجه اول را توافق کنند، اصول‌گرائی همین است که در اصولی توافق داریم، با پذیرش اصول در درون آن یعنی فروعی هم هست که می‌تواند مورد اختلاف باشد.

حاصل فعالیت دینی: راهی که هیچ اشکالی ندارد، این است که اشخاص هم‌فکر که دارای تشخیص، تجربه و شناخت هستند، در مسائل درجه اول توافق داشته و همکاری کنند.

لازمه ‌این سخن این خواهد بود که در مسائل فرعی اختلاف سلائق را کنار نهیم، و اهمیت ندهیم، وگرنه با هیچ‌کس نمی‌توان توافق در همه مسائل داشت و کار به انزوای مطلق خواهد کشید.

این مطلب هم در قرآن است هم در روایات اهل‌بیت - علیهم السلام - و نیز در بیانات امام و رهبری آمده که مسائل را درجه‌بندی کنید؛ پرداختن به مسائل فرعی موجب فراموشی مسائل اصلی نشود. این مبنای کار و گردهم‌آئی‌ ما همین بوده و هست.

در کار مشترک کار باید مبتنی بر اشتراکات اصلی بوده و عبور از خط قرمزها ممنوع و فعالیت‌ها همه بر همین اصول مشترک استوار گردد. مهم‌ترین کارمان تلاش فرهنگی خواهد بود که در فکر دیگران اثر بگذاریم، خطر در نسل جوان تغییر افکار آن‌ها است. به ویژه در خارج از کشور که نعمت وجود امام و صحبت‌های ایشان کمتر نفوذ کرده، ولی داخل را آن بزرگوار و شهدا بیمه کرده‌اند.

یک اصل غیرقابل عدول که بنای کار را باید بر آن نهاد، همین ولایت فقیه است؛ توجه باشد که بر این مبنا سایر مبانی را استوار کنید.

مسائل انتخابات موسمی است که نباید مقدم بر مسائل اصلی شود. البته دیدید که انتخابات دارای موج و پس‌لرزه‌هائی بود که گذشت، و دیگر نباید بر سر آن‌ها نزاع کرد. امیدوارم از سر همه ما گذشته باشد و اینک به سمت مسائل اصلی برگردیم، و روی اصول کار را ببندیم.


و الحمدلله اولاً و آخرا


www.aghatehrani.com 


برچست ها : ...
تعداد بازدید : 8
     
print

مستندسازان و هنرمندان ما جنایات منطقه را نشان دهند

نظرات 0

حجت الاسلام پناهیان در مراسم بزرگداشت شهید باغبانی:
مستندسازان و هنرمندان ما جنایات منطقه را نشان دهند

پناهیان گفت: الان دوباره نوبت دیگری از دورۀ عمل فرارسیده است. هر کسی دستش با دوربین آشناست و دلش با خدا مرتبط است، آمادۀ صحنۀ عملی دیگر باشد. نمی‌شود از کنار هیچ یک از این حوادث و مظلومیت‌های مردم منطقه ساده عبور کرد. البته این انقلابی‌گری را از قدیم به ما یاد می‌دادند و اختصاصی به انقلاب اسلامی خودمان ندارد. از بچگی به ما یاد داده‌اند: «تو کز محنت دیگران بی‌غمی- نشاید که نامت نهند آدمی»

  به گزارش رجانیوز، حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در مراسم بزرگداشت شهید «هادی باغبانی» که در حوزه هنری برگزار می شد ضمن اشاره به وضعیت کنونی منطقه و جهان، پیرامون «شرایط جدید»، رویارویی نهایی حق و باطل، و نقش هنرمندان و مستندسازان سخنرانی کرد.

گفتنی است، هادی باغبانی از هنرمندان کشورمان است که چندی پیش در حین مستندسازی از مظلومیت مردم سوریه توسط تروریست های تکفیری به شهادت رسید.حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در ..... در ادامه فرازهایی از سخنان ایشان را می‌خوانید:

فاصلۀ دوران دفاع مقدس با دوران بعد از آن، فاصلۀ بین «حرف» تا «عمل» است / جدیت دوران دفاع مقدس دیگر دیده نشد

·      یک تفاوت بسیاری اساسی که دوران دفاع مقدس با دوران‌های دیگر دارد این است که دوران دفاع مقدس دوران «عمل» بود، و دوران‌های دیگر دوران «حرف» است. خوب است به این تفاوت عمیقاً نگاه کنیم. از حرف تا عمل چقدر فاصله وجود دارد؟

·      بنده در دوران دفاع مقدس وقتی به چشم‌های نورانی رزمندگان نگاه می‌کردم و به حکم وظیفۀ طلبگی برایشان از خدا و پیغمبر(ص) سخن می‌گفتم جدّیت را در نگاه‌های آنها می‌دیدم؛ جدّیتی که یک ذره شوخی، بازی، غفلت و سبک ‌انگاشتن امور معنوی در آنها نبود.

·      بعد از دوران دفاع مقدس در بهترین جلسات معنوی شرکت کرده‌ام، اما هیچ وقت آن جدیتی که در نور دیدگان رزمندگان بود، دیده نشد. چون آن رزمندگان، کارشان از علاقه و عقاید گذشته و به عمل رسیده بودند. آنها به عالی‌ترین مضامین معنوی عمل می‌کردند چون خودشان را در آستانۀ یک عمل بزرگ یعنی جهاد و شهادت می‌دیدند، و مصرف‌کنندگان بسیار خوبی برای معارف دینی بودند.

·      پس، از این زاویه می‌توان دوران دفاع مقدس را دوران عمل به حساب آورد. در آن دوران که دوران عملِ پاک و نورانی جهاد بود، دیگر حرف‌ها در مقابل عمل ارزش خود را از دست می‌دادند، چه حرف‌های اختلاف برانگیزی که ناشی از هواهای نفسانی آدم‌ها و از سر سرمستی آلودگی به دنیا بود، و چه حرفهای خوب. چون اگر کسی حرف خوبی داشت باید در میدان عمل نشان می‌داد. حرف‌های غلط تقریباً مرده بودند و لااقل کمتر از این حرف‌ها می‌شنیدیم، و یا کسی برای آن حرف‌ها ارزش قائل نمی‌شد.

·      وقتی پیکر یک شهید به محله‌ای وارد می‌شد، مثل نوری بود که بر خفاش‌خانه‌ها می‌تابید، خفاش‌های «حرف‌های منفی» فرار می‌کردند و می‌رفتند. همچنان‌که پیکر نورانی شهید، مانند خورشیدی بود که می‌توانست غنچه‌های فطرت را در صحنۀ عمل شکوفا کند.

شهید باغبانی، طلیعۀ آغاز فصل دیگری از «عمل» را برای ما به ارمغان آورده/ دوباره سفرۀ شهادت دارد باز می‌شود و خوشا به سعادت «السابقون السابقون»

·      این شهید بزرگوار(شهید باغبانی[هنرمند و مستندسازی که در سوریه به دست تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید])، طلیعۀ حلول فصل دیگری از «عمل» را، برای ما به ارمغان آورده است. یعنی دوباره فصل عمل فرا رسیده است. دیگر خیلی از حرف‌های سطحی دیگران، نه تنها ارزش شنیدن ندارد، بلکه دیگر ارزش نقد و پاسخ دادن هم ندارد. دوران حرف باطل به پایان رسیده است و خوشبختانه، دوران صرفا حرف زدن از حق هم به پایان رسیده است؛ «گر مرد رهی، میان خون باید رفت/ از پای فتاده، سرنگون باید رفت» دوباره سفرۀ شهادت دارد باز می‌شود و خوشا به سعادتِ «السابقون السابقون»

·      مطمئن هستم که شهدای دفاع مقدس به این شهید بزرگوار غبطه می‌خورند، چون مهم است چه کسی قاتل شما باشد و با چه عزم و کینه‌ای شما را به شهادت برساند. او به دست کسانی به شهادت رسید که یک کینۀ 1400 ساله از علی بن ابیطالب(ع) صحابی جلیل‌القدر و عالی‌مقام پیامبر(ص) را در سینه دارند.

مستندسازان و هنرمندان ما جنایات منطقه را نشان دهند، تا سیاستمداران کهنسال و فرتوت ما دوست و دشمن را با هم اشتباه نگیرند

·      الان در زمانی داریم از حق دفاع می‌کنیم که بعضی‌ها دفاعشان جنبۀ عملی به خود گرفته است. تمام مستندسازان و هنرمندان محترم باید عمل را سرلوحۀ برنامۀ زندگی‌شان قرار دهند. دیگر نه تنها حرفِ بیهوده زدن خریدار ندارد، بلکه حرف خوب زدن هم به تنهایی فایده ندارد. مستندسازان و هنرمندان ما باید بلند شوند و نشان دهند چه جنایت‌هایی دارد در منطقه اتفاق‌ می‌افتد، تا سیاستمداران کهنسال و فرتوت ما به اشتباه نیفتند؛ کسانی که در کهنسالی دچار رخوتِ روحی شده‌اند، دوست و دشمن را با همدیگر اشتباه می‌گیرند.

دربارۀ «شرایط جدید» صحبت کنیم نه دربارۀ «فضای سیاسی»! / دیگر امکان سازش با تروریست‌های آدم‌خوار و حامیانشان نیست

·      بعضی‌ها می‌پرسیدند که در «شرایط جدید»، «فضای سیاسی» را چگونه می‌بینید؟ گفتم دربارۀ «شرایط جدید» صحبت کنیم نه دربارۀ «فضای سیاسی»! «شرایط جدید» شرایطی است که دیگر قدم غلط برداشتن و قلم غلط زدن در چنین شرایط جدیدی تقریباً امکان ندارد یا خیلی به سختی امکان دارد. چون این‌قدر حق خودش را آشکار نشان داده است و آن‌قدر باطل رسوا شده است که امکان خطا کردن وجود ندارد.

·      اگر نعوذ بالله سازشکارترین سازشکاران، به سیاست‌خانۀ این میهن نورانی نفوذ کنند، هیچ اشتباهی از آنها سرنخواهد زد؛ چون دیگر امکان سازش با تروریست‌های آدم‌خوار و حامیان آنها وجود ندارد. نگرانی از سازش مربوط به وقتی است که امکان سازش وجود داشته باشد.

دیگر از رفتار کسانی که مایلند در لابی با دشمنان، ذلیلانه عزت‌فروشی کنند نگران نیستیم،حتی اگر بتوانند در بدنۀ جامعه نفوذ کنند!

·      ما دیگر از رفتار کسانی که مایلند با دشمنان لابی کنند و ذلیلانه عزت‌فروشی کنند نگران نیستیم؛ حتی اگر آنها بتوانند در بدنۀ جامعۀ ما نفوذ کنند. چون دیگر دشمن ما آن دشمن سابق نیست. آمریکای مستاصل و جنایتکار امروز، دیگر آمریکای دوران دفاع مقدس نیست که بشود پشت پرده با او تبانی کرد. این آمریکا عوض شده است. صهیونیست‌ها هم تغییر کرد‌ه‌اند، نه دیگر آن قدرت را دارند و نه آن حداقل نجابتی که بخواهند برای ظاهرسازی برخی امور را رعایت کنند. انشاءالله دوران رویارویی نهایی حق و باطل فرارسیده است و اینها از علائم ظهور هستند.

·      بعضی‌ها مایل هستند که ما چشم‌مان را نسبت به واقعیت‌های عالم ببندیم و مانند کبکی که سرش را در برف فرو می‌کند تا شکارچی را نبیند، در قبال هر اتفاقی که در عالم رخ می‌دهد بگوییم: «اصلاً معلوم نیست هیچ یک از این حادثه‌ها ربطی به ظهور داشته باشد!» و چقدر بعضی‌ها خوشحال می‌شوند که بگوییم: «اثری از ظهور نیست، هرچه نگاه می‌کنیم هیچ مقدمه‌ای برای ظهور نمی‌بینیم!» ما هم برای رضایتمندی این‌قبیل افراد، همین‌طوری سخن می‌گوییم! مثلاً می‌گوییم: «علی‌رغم اینکه اتفاقاتی که دارد در سوریه رخ می‌دهد، با آنچه در روایات بیان شده است شباهت دارد، ولی می‌گوییم شباهتی وجود ندارد!!» برای اینکه آنهایی که دچار «بیماری تمنّا برای تأخیر ظهور هستند» آرام بگیرند و بر ما نیاشوبند!

هنرمندان متعهد، چقدر برای خون دادن در میدان عمل آماده‌اند؟/ تا رویارویی نهایی حق و باطل یک یا حسین دیگر

·      به شما عرض می‌کنم؛ اگر بنا بر احتمال و علی‌‌رغم میل دشمنانِ دانا و دوستان نادان، ظهور نزدیک باشد، حوزۀ هنری به عنوان محل تجمع هنرمندان متعهد، چقدر برای خون دادن در میدان عمل آماده‌اند؟ حرف زدن را کنار بگذاریم! امروز روز ورود به میدان عمل و تبلیغ مظلومیت کسانی است که در خط مقاومت دارند با دشمن می‌جنگند.

·      یک زمانی می‌گفتیم: «تا کربلا رسیدن، یک یا حسین دیگر» اما امروز شعارهای جدیدی باید به عرصه بیاید که دلالت بر این داشته باشد که تا رویارویی نهایی حق و باطل یک یا حسین دیگر، بیشتر نمانده است.

یقیناً امری بسیار بزرگتر از دفاع مقدس، در انتظار ماست / این شهید طلیعۀ آن امر بزرگ است

·      از شما تقاضا می‌کنم دربارۀ این پرسش بنده تأمل بفرمایید: خداوند در قبال این امکانات معنوی که در این 25 سال بعد از دفاع مقدس به ما داده است، چه تکلیفی بر دوش ما می‌خواهد قرار دهد؟ خداوند متعال هر نعمتی به بندگان خود می‌دهد مسئولیتی را در قبال آن از بندگان خود می‌خواهد.

·      در همان ابتدای انقلاب، یک مقدار معرفت و معنویت برآمده از متن انقلاب در دل‌های مردم و جوانان ما جاری شده بود، خداوند متعال 8 سال دفاع مقدس را برای چیدن گلهای برآمده از صحرای انقلاب به ما هدیه داد. حالا حدود 25 سال فضای معنوی و امکان تعلیم و تربیت و رشد معنوی بعد از دفاع مقدس به ما داده است و یقیناً امری در انتظار ما خواهد بود که بسیار بزرگتر از دفاع مقدس است. و این شهید طلیعۀ آن امر بزرگ است.

·      خداوند متعال بعد از دوران دفاع مقدس سال‌ها آرامش و امنیت و امکان رشد معرفت و معنویت برای ما فراهم آورد تا در این ‌سال‌ها کسانی مثل شهید باغبانی تربیت شوند، آیا شما فکر می‌کنید الان خدا از ما هیچ انتظاری ندارد؟! یقیناً بدانید که انتظار خداوند از ما پس از این نعمت معنوی و معرفتی که سالیان طولانی و در کمال امنیت به ما داده است بسیار بالاتر از دفاع مقدس است؛ اینکه چگونه رخ خواهد داد، نمی‌دانم.

باید تندیسی از شهید باغبانی در وسط شهر گذاشته شود تا اهالی هنر و رسانه سرمشق بگیرند/ مستندسازی که مستندی برای رفع مظلومیت مظلومان منطقه نساخته باشد، برای ابد شرمنده خواهد بود/ زمان عمل انقلابی فرا رسیده است

·      ما در دوران عمل هستیم؛ دوران عمل انقلابی. باید تندیسی از شهید باغبانی ساخته شود و در وسط شهر گذاشته شود تا همۀ اهالی هنر و رسانه از او سرمشق بگیرند. زمان عمل انقلابی فرا رسیده است.

·      آیا در جشنوارۀ فجر سال آینده احدی از هنرمندان به خودش اجازه خواهد داد فیلمی خارج از مقولۀ این‌همه مظلومیت‌ها که در منطقه جاری است بسازد؟! هر یک از مستندسازان که در پروندۀ خودش مستندی برای رفع مظلومیت مظلومان منطقه نداشته باشند برای ابد شرمنده خواهد بود. این نیاز به بخشنامه و توصیه ندارد، بلکه نیاز به یک شعور باطنی و شور انقلابی دارد. چه کسی شهید باغبانی را مجبور کرده بود که به خط مقدم مقاومت برود و در آنجا مصرانه برای به تصویر کشیدن مظلومیت نیروهای خط مقدم جبهۀ مقاومت جان بدهد؟!

·      شهدا سبک زندگی را تغییر می‌دهند. همان‌طور که در دوران دفاع مقدس این کار صورت گرفت. البته بعد از دوران دفاع مقدس تلاش‌های بسیار فراوان و بودجه‌های زیادی صرف شد برای اینکه این دوران نورانی به فراموشی سپرده شود، تا حدّی هم موفق بودند اما به تمام توفیقات دسترسی پیدا نکردند! چون هنوز شیفتگان جهاد و شهادت در جامعۀ ما و منطقه حضور دارند که از دفاع مقدس الگو بگیرند.

وقتی رزمندگانمان را از متن تصاویر هنری پنهان کردیم، در واقع به دشمنان فرصت دادیم بدل رزمندگان ما را بسازند/ کاش برخی هنرمندان ما هم صادقانه اعتراف کنند که در زمینه‌سازی برای ساختن القاعده مشارکت کردیم

·      هنرمندانی که برای فراموش کردن دوران دفاع مقدس در آثارشان تلاش کردند، به دشمنان بشریت خدمت کردند، زیرا به آنها اجازه دادند بدل‌هایی برای رزمندگان دوران دفاع مقدس بسازند و به صورت تروریست‌هایی که «الله اکبر» می‌گویند و سر مظلومان را جدا می‌کنند در منطقه ظاهر شوند. وزیر امور خارجۀ اسبق آمریکا صراحتاً ‌گفت «القاعده را ما درست کردیم»(فارس/خبر13901007000921) بله، القاعده را آنها درست ‌کردند، ولی ای کاش برخی از هنرمندان کشور ما هم صادقانه مثل آن وزیر امور خارجه جمهور اعتراف کنند و بگویند ما هم در زمینه‌سازی برای ساختن القاعده مشارکت کردیم.

·      وقتی رزمندگان‌مان را از متن تصاویر هنری‌مان پنهان کردیم و معرفی نکردیم، در واقع به دشمنان فرصت دادیم بدل رزمندگان ما را بسازند. چون رزمندگان ما اولین کسانی بودند که با کمترین سلاح، «الله اکبر» گویان و شهادت‌طلبانه به دفاع از حق پرداختند، حالا آنها بدل زده‌اند و کسانی را به میدان آورده‌اند که شهادت‌طلبانه دارند از ظلم دفاع می‌کنند! آنها فرصت پیدا کردند این بدل را بزنند به خاطر اینکه ما به قدر کافی به رزمندگان دوران دفاع مقدس خودمان خدمت نکردیم و آنها را درست به جهانیان نشان ندادیم. آن‌قدر که رزمندگان ما اهل عمل بودند ما اهل عمل نبودیم و بیشتر اهل حرف بودیم.

هر کسی دستش با دوربین آشنا و دلش با خدا مرتبط است، آمادۀ صحنۀ عملی دیگر باشد/ از بچگی به ما یاد داده‌اند: «تو کز محنت دیگران بی‌غمی- نشاید که نامت نهند آدمی»

·      الان دوباره نوبت دیگری از دورۀ عمل فرارسیده است. هر کسی دستش با دوربین آشناست و دلش با خدا مرتبط است آمادۀ صحنۀ عملی دیگر باشد. نمی‌شود از کنار هیچ یک از این حوادث و مظلومیت‌های مردم منطقه ساده عبور کرد.

·      البته این انقلابی‌گری را از قدیم به ما یاد می‌دادند و اختصاصی به انقلاب اسلامی خودمان ندارد. یعنی یک وقت تصور نکنید بنده این سخنان را از سرِ عِرق انقلابی حزب‌اللهی‌گری می‌گویم، نه! از بچگی به ما یاد داده‌اند: «تو کز محنت دیگران بی‌غمی/ نشاید که نامت نهند آدمی» به خانوادۀ این شهید تبریک عرض می‌کنم چون او از محنت دیگران بی‌غم نبود و خواست آدم بماند. نگاه نکنید به کسانی که نسبت به محنت دیگران بی‌غم هستند و برایشان مهم نیست که آدم نباشند.

قرآن: مرگ هیچ کس به واسطۀ جهاد نزدیک نمی‌شود

·      باید به شما خانوادۀ این شهید عزیز تبریک گفت که در خانۀ خودتان «آدم» تربیت کرده‌اید و این خیلی باشکوه است. خیلی از جوان‌هایی که در همین سن و سال بودند و نسبتاً در شغل و کار خودشان هم موفق و حتی از مشاهیر بودند هم در یک تصادف فوت کرده یا در دریا غرق می‌شوند ولی فرزند شما این لیاقت را پیدا کرد که جان خودش را در معرض شهادت قرار دهد. از شهادت او شاد باشید چون خدا به واسطۀ جهاد مرگ کسی را نزدیک نمی‌کند، این‌طور نیست که اگر کسی جهاد نکند سالم بماند. این مطلب را هم در قرآن و هم در کلام معصومین(ع) می‌توانید ببینید.(يَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَيْ‏ءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا قُلْ لَوْ كُنْتُمْ في‏ بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى‏ مَضاجِعِهِم؛ آل عمران/154 و تفسیر المیزان ذیل همین آیه) شهدا سود می‌کنند، چون لیاقت پیدا می‌کنند که به مرگ عادی نمی‌میرند و از خدا می‌خواهیم این لیاقت را به ما هم بدهد.

·      کسانی که از ترس شهادت به جبهه نرفتند، باید بدانند که اگر جبهه می‌رفتند در وسط شدیدترین بمباران‌های دشمن هم سالم می‌ماندند. ما در جبهه نمونه‌های زیادی از این واقعیت را به چشم خودمان دیده‌ایم، به حدّی که برخی از بچه‌ها وقتی از شهید نشدن خودشان اطمینان پیدا می‌کردند، حتی وصیت‌نامه هم نمی‌نوشتند و شجاعانه کارهای سخت و پرخطر را قبول می‌کردند و به قلب دشمن می‌زدند. این از اعتقادات ابتدایی رزمندگان ما بود.

·      یادم هست که وقتی در معاونت فرهنگی لشکر بودیم؛ خیلی از بچه‌ها که دوست داشتند به خط مقدم بروند، اصرار می‌کردند که آنها را به خط مقدم بفرستند. یک خطاطی داشتیم که زیاد اصرار نمی‌کرد موقع عملیات به خط مقدم برود و می‌گفت: «وقتش که بشود صدا می‌زنند» لذا می‌نشست و پشت جبهه کارها را انجام می‌داد و تابلوهای مورد نیاز مَقرّها را می‌نوشت. بعد یک جایی لازم شد که ایشان برود و در خط مقدم خطاطی کند. وقتی او را صدا زدند، با لبخند بلند شد و گفت: «حالا وقتش رسید و خودشان صدایم زدند!» ما اول نفهمیدیم چه می‌گوید، ولی وقتی به خط رفت و شهید شد، تازه فهمیدیم اینکه می‌گفت: «وقتش شده» معنایش چه بود. شهید باغبانی هم وقتش شده بود و او را صدا زدند و در بهترین موقعیت حاضر شد و به دست بدترین انسان‌های روی زمین به شهادت رسید. واقعاً خوشا به سعادت او.

از خدا می‌خواهیم روند رسوایی منافقان را سریعتر کرده و ما را در فتنه‌های آخرالزمان دستگیری نماید

·      از خدا می‌خواهیم مرگ ما را هم شهادت در راه خودش قرار دهد. شهادت در مسیر مقابلۀ با بدترین خلایق خدا را روزیِ ما گرداند. از خدا می‌خواهیم ما را اهل عمل قرار بدهد و آنهایی که اهل عمل نیستند را رسوا نماید.

·      در روایات فرموده‌اند که امتحانات آخرالزمان برای رسوا کردن منافقین است (رسول الله(ص): لا تَكرَهُوا الفِتنَةَ فى آخِرِ الزمانِ ؛ فإنّها تُبِيرُ المُنافِقينَ؛ میزان الحکمه/روایت 15748) از خدا می‌خواهیم به حق خون این شهدا، روند رسوایی منافقان را سریعتر بگرداند و ما را در فتنه‌های آخرالزمان دستگیری بفرماید. و هنرمندان ما را در راه پرنور این شهید بزرگوار، راهی بگرداند.



برچست ها :
تعداد بازدید : 3
     
print

لباس روحانیت را به هر هنرپیشه‌ای ندهی

نظرات 0

"لباس روحانیت را به هر هنرپیشه‌ای ندهید"


نماینده ولی فقیه در کاشان لباس روحانیت را دارای قداست ویژه ای در تاریخ اسلام خواند و تأکید کرد: هنرپیشه ای که از الفاظ سبک و رفتاری که در شأن روحانیت نیست استفاده می کند نباید از لباس روحانیت در فیلم ها و سریال ها استفاده کند.
به گزارش رسا، آیت الله عبدالنبی نمازی، نماینده ولی فقیه در کاشان، در خطبه های امروز نماز عید سعید فطر که در گلزار شهدای دارالسلام این شهرستان برگزار شد، با قدردانی از برنامه های ارزشمند صدا و سیمای جمهوری اسلامی در ماه مبارک رمضان اظهار داشت: همه کانال های رسانه ملی در این ماه، برنامه های بسیار مفید و ارزنده و متنوع، معرفت شناسی، اخلاقی، اجتماعی داشت.

وی با درخواست از مسؤولان صدا و سیما برای ادامه این رویه و روال فعالیت های هنری و معرفت شناسی برای هدایت نسل جوان در تمامی ماه های سال، استفاده از لباس مقدس روحانیت در فیلم و سریال های رسانه ملی را خطرناک خواند و یاد آور شد: رژیم گذشته با وجود این که مخالف اسلام و روحانیت بود، اما یک بار جرأت نکرد، از لباس مقدس روحانیت به عنوان سوژه در سریال ها و فیلم ها استفاده کند.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، لباس روحانیت را یادگار پیامبر اکرم(ص) در تاریخ اسلام و تشیع دانست و با اشاره به این که عمامه و عبا، لباس اختصاصی پیامبر بوده است، گفت: عمامه و عبا تاج فرشتگان آسمان ها است، هر چند که برخی در این لباس قدر و قداست آن را نمی دانند.

آیت الله نمازی، همچنین لباس روحانیت را دارای قداست ویژه ای در تاریخ اسلام و تشیع خواند و تأکید کرد: هنرپیشه ای که از الفاظ سبک و رفتاری که در شأن روحانیت نیست استفاده می کند نباید از لباس روحانیت در فیلم ها و سریال ها استفاده کند.

وی با اشاره به این که، پیش از این نیز در رابطه با برخی از مسائل همچون حجاب و عفاف و اختلاط زن و مرد نامحرم در صدا و سیما تذکراتی داده شده اما رعایت نشده است، اظهار امیدواری کرد رسانه ملی در این زمینه توجه بیشتری داشته باشد.

ایران اسلامی وحدت، امنیت و ثبات خود را مرهون اهل بیت و ولایت مطلقه فقیه می داند

امام جمعه کاشان در ادامه با اشاره به ناآرامی ها و درگیری در کشورهای اسلامی همسایه ایران و توطئه و دخالت آمریکا و صهیونیست ها در ناآرامی های کشورهای اسلامی عراق، بحرین، سوریه، لبنان، افغانستان، پاکستان گفت: ایران اسلامی امروز وحدت، امنیت و ثبات خود را مرهون وجود با برکت امام علی(ع)، ائمه معصومین و ولایت مطلقه فقیه می داند و باید از این نعمت بزرگ پاسداری کند.

وی افزود: ایران اسلامی در 24 خرداد ماه سال جاری در حماسه سیاسی خود، رییس جمهوری را انتخاب کرد که دارای اصالت، منصف، شجاع، مدیر، مدبر، با تقوا، با تجربه و آگاه به مسائل داخلی، خارجی، بین المللی و جهانی است و این سرمایه بزرگی برای ملت ایران است.

آیت الله نمازی در ادامه مردم را شایسته خدمات بیشتری دانست و به مسؤولان و مدیران توصیه کرد قدر مردم خوب و با اخلاص و متدین را بدانند و در انجام خدمات رسانی بهتر برای آنان اهتمام بیشتری داشته باشند.

وی، با اشاره به پایان ماه مبارک رمضان و تبریک برای یک ماه روزه داری و عبادت و مناجات این ماه گفت: توفیق روزداری، عبادت و مناجات در این ماه برای مسلمانان توفیق ناشناخته و غیر قابل توصیف است.

امام جمعه کاشان همچنین، ماه مبارک رمضان را ماه زیبایی، استغفار، توبه، پاکی و تقوا، ذکر و مناجات، تلاوت قرآن، محبت در انسان، توجه و رسیدگی به نیازمندان، آشتی کردن با خدا و بندگان خدا و ماه پرهیز از گناهان دانست و افزود: پاکی و طهار‌تی‌که در این ماه حاصل‌ می‌شود دستاورد بزرگ و ارزشمندی است.

آیت الله نمازی با تأکید بر مراقبت از دستاوردهای بزرگ ماه مبارک رمضان یادآور شد: شیطان در کمین، جستجو و سرقت کالاهای ارزشمند آسمانی است، مبادا یک ماه شب زنده داری و مناجات و تشنگی و گرسنگی این ماه را با یک غیبت از دست بدهید.

وی افزود: فلسفه ماه مبارک رمضان این است که خداوند انسانهای خودش را در این یک ماه تمرین، تربیت و پرورش بدهد تا در مابقی ماه های سال از آموزش هایی که در این ماه دیده است استفاده کند.

آیت الله نمازی، ماه رمضان را ماه ذکر و مناجات و استغفار از گناهان دانست و با اشاره به این که سیئات، حسنات را اعدام می کنند، گفت: مواظب باشید بعد از ماه رمضان پرونده خوبی های خود را در این ماه نبندید. 


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

کلیپ حماسی ودیدنی:"دشمن رااز دور باید دید"/ انتقاد پناهیان ازصداوسیما

نظرات 0

متن قسمتی از فیلم: «دشمن ما وحشی‌تر شده، هزار برابر، قبلاً دشمن اینقدر نابودیِ خودش را و اینقدر قدرت ما را نمی‌دید. خام نشوید، بعضی‌ها احمقانه حرف نزنند در عرصۀ سیاست. فکر می‌کنند مردم نمی‌فهمند. بابا! مردم بدانند، ما زندگیِ برّه‌وار نمی‌خواهیم. مردم خبر داشته باشند این تروریست‌هایی که آنجا دارند جنایت می‌کنند، آنجا مقابل اینها مقاومت نکنند، نوبت بعدی مال کشور ماست، می‌فهمید این حرف‌ها را؟ نه آقا! نگویید، مردم نگران می‌شوند....»



این فیلم کوتاه 8 دقیقه ای، ترکیبی از تصاویر مستند و صحبتهای حجت الاسلام علیرضا پناهیان است که با گوشه‌های از فرمایشات حماسی رهبر انقلاب دیدنی‌تر شده است.

بخشهایی از متن این فیلم بعد ار لینک های دانلود آمده است.


تذکر: دیدن برخی قسمتهای این فیلم برای بچه ها و بیماران قلبی مناسب نیست.


به دلیل محدودیت ترافیک، در صورت امکان در محلهای دیگر نیز آپلود کرده و لینک کنید.

بخش هایی از متن فیلم :
آرامش کاذب-آرامش الهی

در قرآن خداوند متعال فرمود «اَلا بذکرِ الله تَطمَئِنُّ القُلوب» نه به اینکه ان‌شاءالله نمی‌شود، نه به غفلت از رنج‌ها، نه به غفلت از تلخی‌ها، نه به غفلت از ترس‌ها، به چی؟ به ذکر خدا. آقایان! دوستان من! شیطان است که به آدم آرامش بی‌خود می‌دهد، آرامش کاذب‌تان را بریزید دور. آقا! ناآرام می‌شویم. بابا! با خدا آرام باش.

در فضای سیاسی جامعه الان یک مقدار این موضوع وجود دارد، من واقعاً از صداوسیما انتقاد دارم که چرا مشکلات مردم سوریه و عراق را درست برای مردم ما توضیح نمی‌دهد. دشمن ما خیلی وحشی‌تر از گذشته شده، این دشمن ماست. برای اینکه نفوذ ما را در منطقه کاهش بدهد روزانه هفتادتا در عراق دارند می‌کُشند، اینها را نبینیم؛ سرِ انتخابات به‌خاطر پول و ... برویم رأی بدهیم، دیگر فضای انتخابات دارد خیلی غیرانقلابی می‌شود.
دشمن را باید با ترساند

این دشمن خاک‌ بر سر را فقط باید بترسانی. این آقایان نامزدهای محترم هرکدام بگویند چه‌جوری می‌خواهند دشمن را بترسانند؟ ما امنیّت‌مان فقط از راه «ترساندن دشمن» و «از بین بردن تهدیدهای دشمن» پدید می‌آید، نه از راه دیگر.
رهبر | ما در مقابل تهدید، تهدید می‌کنیم

ما ملّتی نیستیم که بنشینم تماشا کنیم قدرت‌های پوشالیِ مادی که از درون کِرم‌خورده و موریانه‌خورده‌اند، ملّت استوار و پولادین ایران را تهدید کنند. ما در مقابل تهدید، تهدید می‌کنیم.
رهبر | اگر غلطی از آنها سر بزند، ...

گاهی سردمداران رژیم صهیونیستی ما را تهدید هم می‌کنند، تهدید به حملۀ نظامی می‌کنند، اما به نظرم خودشان هم می‌دانند که اگر غلطی از آنها سر بزند، جمهوری اسلامی، تل‌آویو و حیفا را با خاک یکسان خواهد کرد.
زمان جنگ | سؤال خبرنگار: مادر! چرا گریه می‌کنید؟

- مادر! چرا گریه می‌کنید؟

- گریه‌ام از این است که آخر اینها دارند می‌روند جان می‌دهند، ما فکر . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . برای این گریه می‌کنم.
آبادانی فقط در صورت ناامیدی دشمن از ما پدید می‌آید

ما در مقابل غرب باید قدرت مقاومت خودمان را به اثبات برسانیم و ما تنها ابزاری که داریم مقاومت است، هیچ ابزار دیگری نداریم. ما اگر به سمتی برویم که دشمن از ما ناامید بشود، راحت‌تر زندگی خواهیم کرد. آبادانی فقط در صورت ناامیدی دشمن از ما پدید می‌آید.

وقتی دشمن ناامید بشود کوتاه می‌آید، وقتی امیدوار بشود فشار می‌آورد، خودشان صریحاً دارند می‌گویند، در سال‌های گذشته می‌گفتند ما تحریم اینقدر ایجاد می‌کنیم، فشار اینقدر ایجاد می‌کنیم تا کوتاه بیایند. کوتاه بیایند؟ کی کوتاه بیایند؟ مردم کوچه و بازار؟ آنها که می‌دانند مردم کوچه و بازار کوتاه نمی‌آیند، یقیناً دلشان را خوش کردند به برخی از سیاستمدارانی که زمینۀ کوتاه آمدن و سازش در وجودشان هست.
رهبر | محاسبات دنیا این است!

در داخل کشور ما یک مجموعه‌های سیاسی هستند تحلیل‌شان این است، می‌گویند وقتی که طرف خیلی چهرۀ سگی از خودش نشان می‌دهد، شما عقب بنشین. این را قبول دارید شما؟ عقب بنشینیم؟ یا نه؟ معتقد هستید که هرگونه عقب‌نشینی طرف را تشجیع می‌کند، به مجرّدی که دیدند با اخم شما می‌ترسید، می‌گویند آقا! اخم کنید، علاج این آدم اخم است. به مجرّد اینکه دیدند شما تهدید به کتک یا خودِ کتک شما را به عقب‌نشینی وادار می‌کنند می‌گویند دوتا بیشتر بزن تا خوب دیگر از همین حرف‌هایش دست بردارد. طرف این‌جوری است، محاسبات دنیا این است.
از صداوسیما خواهش می‌کنم...

نمی‌دانم آقا به چی دارند نگاه می‌کنند که می‌خواهند دشمن را مأیوس بکنند از کوتاه آمدن ایران اسلامی و این برای ما امنیّت می‌آورد و این برای ما اقتدار می‌آورد. بعد از امنیّت و اقتدار آبادانی پدید می‌آید. این نعمت امنیّت را کی می‌تواند قدر بداند؟ کسی که دشمن را ببیند. من از صداوسیما خواهش می‌کنم این دشمن را نشان بدهد به ما. بله، همین در حد یک خبر، هفتاد نفر امروز با پنج‌تا بمب امروز منفجر شدند. بابا! این یعنی چی آخر هفتاد نفر منفجر شدند؟ مستندساز برود آنجا ببیند اینها زن و بچه نداشتند؟ برود توی خانۀشان. چند نفر امشب گریان شدند؟ ناامنی را دارند باهاش چی‌کار می‌کنند؟ توی امنیّت کاذب باید ما به سر ببریم؟ اینها اصلاً دارند آنها را می‌کشند به‌خاطر وفاداری به انقلاب اسلامی ایران.
دشمن ما وحشی‌تر شده، هزار برابر.../ ما زندگیِ برّه‌وار نمی‌خواهیم...

ببین دشمن چقدر وحشی شده سوریۀ نرم مقابل جریان استکبار و اسرائیل را هم تحمل نمی‌تواند بکند. بعد شما می‌بینید در منطقه چه جنایت‌هایی دارند می‌کنند. واقعاً دشمن ما زخم‌خورده است، دیگر تحمل ندارد. سوریه که بعضی از مسئولینش تا چندوقت پیش به بحث جزایر ایرانی خلیج فارس می‌رسید موضع برخی از این کشورهای عرب را می‌گرفت. او را هم نمی‌توانند دیگر تحمل کنند.
مقابل اینها مقاومت نکنند، نوبت بعدی مال کشور ماست، می‌فهمید این حرف‌ها را؟!

دشمن ما وحشی‌تر شده، هزار برابر، قبلاً دشمن اینقدر نابودیِ خودش را و اینقدر قدرت ما را نمی‌دید. خام نشوید، بعضی‌ها احمقانه حرف نزنند در عرصۀ سیاست. فکر می‌کنند مردم نمی‌فهمند. بابا! مردم بدانند، ما زندگیِ برّه‌وار نمی‌خواهیم. مردم خبر داشته باشند این تروریست‌هایی که آنجا دارند جنایت می‌کنند، آنجا مقابل اینها مقاومت نکنند، نوبت بعدی مال کشور ماست، می‌فهمید این حرف‌ها را؟ نه آقا! نگویید، مردم نگران می‌شوند. یعنی چی مردم نگران می‌شوند؟ مردم ما خیلی بزرگتر از این حرف‌ها هستند. بعد نگران شدند، اتکاء می‌کنند به خدا نگرانی را برطرف می‌کنند. اتکاء می‌کنند به انقلاب اسلامی، نگرانی را برطرف می‌کنند. اتکاء می‌کنند به سپاه و بسیج و امر ولایت و اقتدار جمهوری اسلامی، نگرانی را برطرف می‌کنند.
رهبر | دشمن را از دور باید دید ...

امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود هر جماعتی که در داخل خانۀ خودشان مورد تهاجم دشمن قرار بگیرند، غفلت کنند از اینکه دشمن دارد می‌آید، اینها شکست خواهند خورد، مغلوب خواهند شد، دشمن را از دور باید دید، از دور باید شناخت.panahian.blog.ir


برچست ها :
تعداد بازدید : 1
     
print

حکم نگاه کردن وگوش کردن به سریالها وفیلمهای طنز

نظرات 0

استفتاء  درمورد حکم نگاه کردن وگوش کردن به سریالها وفیلمهای طنز 



حکم نگاه کردن وگوش کردن به سریالها وفیلمهای طنزی که در ان شخصیتهای طنز و مسخره از قومیتهای مناطق مختلف کشور انتخاب میشوند تا با استفاده از لهجه ی ان منطقه طنز بسازند مثلا برای ساخت یک شخصیت طنز از ترکها یا از افرادی که از مناطق شمال کشور میباشند در این فیلمها استفاده شود تا بوسیله ی لهجه ی ترکی یا گیلکی فیلم طنز وخنده داری تولید شود حکم این فیلمها چیست؟ ایا اینگونه فیلمها استخفاف ونوعی استهزاء ان لهجه وفرهنگ ان مردم حساب نمیشود؟


پاسخ سایت های مراجع عظام:


حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (مد ظله العالی):

اگر غیبت بوده و یا توهین و تمسخر فرد و یا گروه و قومی باشد، جایز نیست.


حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مد ظله العالی):

در مواردي که باعث ايذاء يا هتک آن اقوام شود حرام است.


حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی(مد ظله العالی):

بسمه تعالی نگاه کردن و گوش دادن به چنین فیلم هایی حرام است چون گوش دادن به غیبت و توهین به یک طائفه از مؤمنین و مسلمان ها است.



برچست ها : ............
تعداد بازدید : 7
     
print

***لیست موضوعات (دسته بندی شده)***

نظرات 0

*لیست موضوعات سایت*





برچست ها :
تعداد بازدید : 4
     
print
/'

ابزار هدایت به بالای صفحه

On(this)

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

onmouseout=