X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



♥درج مطالب با ذکر آدرس سایت کاملا مجاز است ♥صحت یا عدم صحت مطالبی که از سایتهای دیگر گرفته شده بر عهده خود آن سایتها میباشد. ما سعی میکنیم انشالله مطالبی که کذب نیستند در سایتمان قرار دهیم اما باز هم اطمینان صد در صد نمیدهیم! والله اعلم. ♥♥التماس دعا ●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●● معصومین صلوات الله علیهم

سیره امام رضا(ع) با شروع ماه محرم/ شعار ماه محرم در سال ظهور/ کدام حادثه عاشورا

نظرات 0

شناسه خبر : 256680
چرا ماه محرم، ماه ظهور است و یاد حسین، آغازین کلام مهدی از کنار کعبه؟ گویا امام حسین سال‌ها و قرن‌ها چشم به راه دوخته و به انتظار نشسته است؛ تا امام عصر ندایش را پاسخ گوید؛ پرچم بر زمین مانده‌اش را به دوش گیرد؛ و آرمان‌های بلندش را لباس تحقق بپوشاند. روز ظهور، هنگام پاسخ به استغاثه مظلومانه امام حسین (ع) است و حضرت مهدی (ع) پاسخ دهنده آن.
از محرم تا اربعین حسینی/ 1
سیره امام رضا(ع) با شروع ماه محرم/ شعار ماه محرم در سال ظهور/ کدام حادثه عاشورا در عصر ظهور حضرت مهدی(ع) تکرار خواهد شد؟
چرا ماه محرم، ماه ظهور است و یاد حسین، آغازین کلام مهدی از کنار کعبه؟ گویا امام حسین سال‌ها و قرن‌ها چشم به راه دوخته و به انتظار نشسته است؛ تا امام عصر ندایش را پاسخ گوید؛ پرچم بر زمین مانده‌اش را به دوش گیرد؛ و آرمان‌های بلندش را لباس تحقق بپوشاند. روز ظهور، هنگام پاسخ به استغاثه مظلومانه امام حسین (ع) است و حضرت مهدی (ع) پاسخ دهنده آن.
گروه معار ف رجانیوز- مصطفی امیری*: با آغاز ماه محرم، ايام غم و اندوه شيعيان و محبان اهل بيت عليهم السلام، شهرها، رنگ و بوي عاشورایی به خود مي‌گيرند، حسينيه‌ها، مساجد و تكايا به نشانه‌ي عزاداري، سياهپوش مي‌شوند، پرچمها و پلاكارتهاي عزاداري بر سر در خانه، و اماكن عمومي نصب مي‌شود.؛ حركات، گفتار و رفتارهاي محبان اهل بيت نيز با الهام از نهضت جاودانه عاشورا، رنگ و بوي حسيني دارند، هرجا سخن از قيام كربلا و رهبر و پيشواي نهضت، حسين بن علي عليهما السلام و شهداي كربلا است. در سلسله نوشتارهای "از محرم تا اربعین حسینی"، به بیان محکمات و حوادث قیام امام حسین پرداخته خواهد شد. امید است مورد قبول واقع شود.

روايت جامع امام رضا در گرامیداشت ماه محرم و عاشورا

اهل بيت عليهم السلام، اهتمام ويژه‌اي به عزاداري و گريه بر امام حسين عليه السلام داشته اند و اين مطلب در روايات فراوان نقل شده است كه در اين نوشتار، يكي از روايات بسیار جامع از امام رضا را مورد تحليل و بررسي قرار مي‌دهيم. مرحوم شيخ صدوق رحمة الله عليه، در كتاب الامالي[1]، روايتی جامع امام رضا را با سند صحيح[2] ، معروف به "حدیث ریان بن شبیب"، که به نوبه خود، یکی از بهترین و جامع ترین بیانات معصومین در فضیلت، ثواب و آداب ماه محرم و عاشورای حسینی، می باشد، را نقل کرده است؛ در این نوشتار، و به اجمال، به بیان برخی از فرازهای حدیث گرانبهای امام هشتم، پرداخته خواهد شد و تفصیل آن به منابع مربوطه، ارجاع می گردد.[3]

مستند شرعی عزدادرای امام حسین از اول محرم

اولین سوالی که مطرح می شود، اینکه چرا عزای امام حسین، از اول محرم آغاز می شود؟ با اینکه امام حسین و یارانش در دهم محرم، به شهادت رسیدند. اینکه چرا مراسم عزاداری برای اباعبدالله(ع) از اول دهۀ محرم آغاز می‌شود، دلائل مختلفی می‌تواند داشته باشد، لکن مستند شرعی عزاداری امام حسین از روز اول محرم، علاوه بر حدیث فوق، می تواند با تمسک به حدیث دیگری از امام رضا در کتاب وسائل الشیعه، باشد که ایشان می فرمایند:

كانَ أبي عليه‏السلام إذا دَخَلَ شَهرُ الُمحَرَّمِ لا يُرى ضاحِكا، وكانَتِ الكَآبَهُ تَغلِبُ علَيهِ حَتّى تَمضِيَ عَشرَةُ أيّامٍ، فإذا كانَ يَومُ العاشِرِ كانَ ذلكَ اليَومُ يَومَ مُصيبَتِهِ وحُزنِهِ وبُكائهِ، و يَقولُ: هُوَ اليَومُ الَّذي قُتِلَ فيهِ الحُسَينُ.[4]
چون ماه محرّم مى‏‌رسيد كسى پدرم (امام کاظم) را خندان نمى‌‏ديد. غم و اندوه بر او چيره بود تا آن كه ده روز مى‏‌گذشت، روز دهم (عاشورا) روز سوگوارى و اندوه و گريه او بود و مى‏‌فرمود: عاشورا، روزى است كه حسين عليه‌‏السلام در آن كشته شد.

روزه روز اول محرم و دعای فرزند دار شدن

در ابتدای حدیث، ریان بن شبیب، چنین نقل می کند، امام رضا به ایشان فرمود، آیا اولین روز ماه محرم را روزه هستید؟

عَنِ الرَّيَّانِ بْنِ شَبِيبٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى الرِّضَا عليه السلام فِي أَوَّلِ يَوْمٍ مِنَ الْمُحَرَّمِ ... .
از ریان بن شبیب، نقل شده است که در اول روز محرم بر امام رضا وارد شدم ... .

آرزوی هر پدری، داشتن فرزند صالح و سالم می باشد. این رسم همیشگی بوده و خواهد بود. حتی پیامبران نیز از این امر، مستثنی نبوده اند. دیر رسیدن اولاد و فرزند، آنچنان سخت و ناخوشایند بوده است که از جمله دعاهای پیامبران در قرآن، دعای فرزند دارشدن می باشد. حضرت زکریا، بنابر مصالح و حکمت های الهی، صاحب فرزند نمی گردید، در چنین روزی (روز اول محرم) و بنابر روایت امام رضا، خدواند بشارت فرزند را به ایشان، عنایت فرمود؛ از اینرو، بنا بر فرموده سید ابن طاووس در کتاب شریف الاقبال،"روزه" روز اول محرم، مستحب (و اعلم أن أول يوم من المحرم من أيام الصيام و موسم من مواسم إجابة الدعاء لأهل الاسلام)[5] و دعای در این روز بویژه هنگام افطار روزه این روز، مستجاب خواهد شد ان شا الله، همچنانکه دعای حضرت زکریا در طلب فرزند در سن پیری، مستجاب گردید:

يَا ابْنَ شَبِيبٍ أَصَائِمٌ أَنْتَ فَقُلْتُ لَا فَقَالَ إِنَّ هَذَا الْيَوْمَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي دَعَا فِيهِ زَكَرِيَّا عليه السلام رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ (رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ)[6] فَاسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ وَ أَمَرَ الْمَلَائِكَةَ فَنَادَتْ زَكَرِيَّا (وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى)[7]‏ فَمَنْ صَامَ هَذَا الْيَوْمَ ثُمَّ دَعَا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ كَمَا اسْتَجَابَ لِزَكَرِيَّا عليه السلام.
آن حضرت فرمود: اى فرزند شبيب آيا روزه هستى؟ عرض كردم: روزه ندارم. امام رضا، فرمود: در اين روز، حضرت زكريا (عليه السلام) دعا كرد و از خداوند خواست تا به او فرزندى عنايت كند، خداوند دعاى او را اجابت فرمود و به فرشتگان امر نمود تا هنگامى كه زكريا در محراب مشغول عبادت است وى را مژده دهند كه خداوند به او فرزندى خواهد داد، اينك هر كس امروز روزه داشته باشد و از خداوند هر چه بخواهد، مورد اجابت قرار خواهد؛ گرفت همان طور كه دعاى زكريا مستجاب شد.

پاسداشت حرمت ماه محرم در جاهليت و هتك حرمت آن در اسلام

سپس امام رضا در ادامه و در دومین فراز حدیث، با مقایسه ماه محرم در دو دوره زمانی جاهلیت و اسلام، چنین نتیجه می گیرد، خلیفه مسلمین، حرمت و احترام اهل بیت پیامبر را در ماه حرام، رعایت نکرد و از جاهلیت نیز پیشی گرفتند:

ثُمَّ قَالَ يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنَّ الْمُحَرَّمَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذِي كَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِيَّةِ فِيمَا مَضَى يُحَرِّمُونَ فِيهِ الظُّلْمَ وَ الْقِتَالَ لِحُرْمَتِهِ فَمَا عَرَفَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ حُرْمَةَ شَهْرِهَا وَ لَا حُرْمَةَ نَبِيِّهَا صلي الله عليه وآله لَقَدْ قَتَلُوا فِي هَذَا الشَّهْرِ ذُرِّيَّتَهُ وَ سَبَوْا نِسَاءَهُ وَ انْتَهَبُوا ثَقَلَهُ فَلَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ أَبَداً.
سپس فرمود: اي پسر شبيب ! همانا محرم ماهي است كه مردم زمان جاهليت در اين ماه ظلم و كشتن افراد را به خاطر حفظ حرمت اين ماه، حرام مي‌دانستند؛ اما اين امت [منظور گروه بني اميه و طرفداران آنهاست كه خود را از امت اسلام مي‌دانستند]، حرمت اين ماه و حرمت پيامبرش را نشناختند و در اين ماه، ذريه و فرزندان ايشان را كشتند و زنانش را اسير و اموالش را غارت كردند؛ خداوند آنها را هرگز نيامرزد.

امام هشتم با این بیان، درصدد القای این بخش از تاریخ اسلام هستند که دشمنان اهل بيت عليهم السلام،‌ بدتر از مردم زمان جاهليت رفتار کردند؛ زيرا مردم آن زمان، حرمت ماه هاي حرام را حفظ مي‌كردند و هر اندازه كه باهم دشمني داشتند، وقتي ماه حرام فرا مي‌رسيد، جنگ را رها مي‌كردند. اما آنها با اين كه خود را از امت پيامبر اسلام مي‌پنداشتند، نه حرمت اين ماه را نگه داشتند و نه حرمت رسول خدا را؛ بلكه در اين ماه، خون فرزند پيامبر اسلام را بر روي زمين ريختند، خانواده شان را اسير كردند و حتي كار را به جايي رساندند كه حرم شان را آتش زدند و اموال شان را به غارت بردند و در شقاوت و سنگدلي، از مردم زمان جاهليت نیز پيشي گرفتند.

امام هشتم اين مطلب را در روايت ديگري نيز اين چنين بيان كرده است:

قَالَ الرِّضَا عليه السلام إِنَّ الْمُحَرَّمَ شَهْرٌ كَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِيَّةِ يُحَرِّمُونَ فِيهِ الْقِتَالَفَاسْتُحِلَّتْ فِيهِ دِمَاؤُنَا وَ هُتِكَ فِيهِ حُرْمَتُنَا وَ سُبِيَ فِيهِ ذَرَارِيُّنَا وَ نِسَاؤُنَا وَ أُضْرِمَتِ النِّيرَانُ فِي مَضَارِبِنَا وَ انْتُهِبَ مَا فِيهَا مِنْ ثَقَلِنَا وَ لَمْ تُرْعَ لِرَسُولِ اللَّهِ حُرْمَةٌ فِي أَمْرِنَا.[8]
امام رضا عليه السلام فرمود: محرم ماهى بود كه مردم جاهليت جنگ و كشتار را در آن حرام مى‏دانستند [اما بني اميه]‌ ريختن خون ما را در آن حلال شمردند و حرمت ما را دريدند و فرزندان و زنان ما را اسير كردند و خيمه‏هاى ما را آتش زدند و آنچه را در آن بود، چپاول و غارت كردند و در باره ما حرمت رسول خدا صلي الله عليه وآله را مراعات نكردند.

لازم به ذکر است، بنابر اسناد تاریخی اعراب در دوره جاهلیت، زمانی که جنگ با ماه های چون ذی القعده، ذی‏الحجه، محرم و رجب تلاقی می یافت، نبرد را متوقف می کردند. قرآن نیز در سوره های توبه و بقره، مسلمانان را از جنگ و کشتار در این چهار ماه برحذر داشته است.[9] اما کلیدداران حکومت اسلامی، حرمت خون فرزندان پیامبر را حتی در ماه محرم، نیز برخلاف رسم جاهلیت، حفظ نکردند (لَقَدْ قَتَلُوا فِي هَذَا الشَّهْرِ ذُرِّيَّتَهُ وَ سَبَوْا نِسَاءَهُ).

آل سعود در عربستان، در امتداد شجره معلونه بنی امیه

اکنون و در زمان معاصر، آل سعود، یهودیان امت اسلام و در امتداد شجره ملعونه بنی امیه، همچون اسلاف خویش، در ماه محرم نیز جنگ بر علیه مردم یمن را رها نکردند. و این پرسش مطرح می شود که دفاع از کدام دین به سعودی ها اجازه می دهد که به قتل ملت یمن، آن هم در ماه های حرام، همت گمارد؟ و به اسم حمایت از دین اسلام و شریعت، جنگ به راه انداخته و علیه ملتی مسلمان، وارد جنگ شوند؛ آری؛ سر و حکمت تاکید اهل بیت بر خواندن زیارت عاشورا، نیز چنین خواهد بود که باید شمر و معاویه زمان را نیز شناخت. عاشورا، به جنگ و نزاع همیشگی بین حق و باطل اشاره دارد و مختص زمان خاصی نیست.

محرم، ماه حزن و اندوه شیعه اهل بیت

امام رضا در فراز ديگر از اين روايت، نحوه‌ شهادت امام حسین که بر اوج مظلوميت، حکایت دارد، اشاره می کنند؛ عبارت: «فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْشُ»، نهايت قساوت قلب قاتلان و بغض و عداوت آنها و در مقابل، اوج مظلوميت فرزند رسول خدا را بيان مي‌كند. آن حسيني كه جايش روي دوش پيامبر بود، و در آغوش مبارك ايشان و در خانه وحي بزرگ شد، روزي اين گونه مظلومانه سرش را از فقا، جدا می كنند:

يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْ‏ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَا لَهُمْ فِي الْأَرْضِ شَبِيهُونَ وَ لَقَدْ بَكَتِ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ لِقَتْلِهِ.
اى فرزند شبيب اگر مى‏خواهى براي كسى گريه كنى، براي حسين بن على عليه السلام گريه كن كه او را مانند کبش، سر بريدند. و هيجده نفر از خاندان او را كه مانند آن‏ها در زمين نبودند، با وى كشته شدند. آسمان و زمين براى كشته شدن او گريه كردند.

در اين قسمت فرمايش امام هشتم، چند نكته براي شيعيان و محبان اهل بيت عليهم السلام، قابل تأمل است:

آیا عزاداری و گریه برای امام حسین، بدعت در اسلام است؟

اين فراز از سخنان امام هشتم عليه السلام، پاسخ اين شبهه را مي‌دهد که عزاداری بر امام حسین، بدعت در اسلام نیست و در سنت پیامبر و ائمه معصومین، سابقه داشته است؛ زيرا بدعت، آن است که ريشه‌ ديني و دستوري از جانب پیامبر، در فعل و قول، نداشته باشد.

طريحي از لغت شناسان صاحب نام در کتاب مجمع البحرین، چنین مي‌گويد:

البدعه: وما ليس له أصل في كتابٍ ولا سنّه، وإنّما سُمّيَتْ بدعه؛ لأنّ قائلَها ابتدعها هو نفسه.[10]
بدعت، كار تازه‌ي در دين است كه ريشه در قرآن و سنت پیامبر نداشته باشد. بدعت را از اين جهت بدعت ناميده اند، چون گوينده‌‌ي آن، از پيش خود، ساخته و به وجود آورده است.

ابن حجر عسقلاني از علماي اهل سنت، نیز بدعت را اين‌گونه معنا كرده است:

والمُحْدَثات بفتح الدال جمع مُحْدَثَه، والمراد بها: ما أحدث وليس له أصل في الشرع ويسمّي في عرف الشرع بدعه، وما كان له أصل يدلّ عليه الشرع فليس ببدعه.[11]
محدثات، به فتح دال، جمع (محدثه) است. مراد از آن، هر چيز جديدي است كه ريشه‌ي شرعي نداشته باشد و در عرف شرع، بدعت ناميده شود و هر چيزي كه ريشه و دليل شرعي داشته باشد، بدعت نيست.

بنابراين، معناي بدعت همان است كه به صورت اختصار بيان گردید؛ اما عزاداري و گريه بر شهادت امام حسين، ريشه ديني در آیات قرآن و سنت پیامبر، دارد؛ از جمله:

دلالت آیات قرآن بر جواز، گريه يعقوب نبی در فراق یوسف

سرگذشت حضرت يوسف از ابتدا تا پايان ماجرا همانند يك تراژدي خوفناك و تأثر برانگيز نقل شده است. آن هنگام كه آتش حسد در دل برادران يوسف زبانه مي كشد و نقشه ناپديد ساختن او را مي كشند تا زماني كه در دل چاه قرار مي‏گيرد و با پيراهن پاره پاره و آغشته به خون برادر، پدر را از دريده شدن به وسيله گرگ با خبر مي كنند و به دنبال آن تأثّر و اندوه بي حدّ و اندازه يعقوب در غم از دست رفتن فرزند و گريه هر صبح و شام تا آنجا كه خداوند از زبان حضرت يعقوب، اين چنين مي فرمايد:

وَ قَالَ يَأَسَفَي عَلَي يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ.[12]
گفت اي دريغ بر يوسف، و در حالي كه اندوه خود را فرو مي خورد، چشمانش از اندوه سپيد شد.

حزن و گریه يعقوب چنان بود که چشمان وی از شدت حزن و گریه، نابینا گردید با اين كه مي دانست او زنده است و به آغوشش باز مي گردد. حال چگونه است حال پیامبر اسلام در اعلام شهادت فرزند خویش از طرف فرشته وحی؟

از اين دليل قرآني، جواز گريه و زاري بر اولياء الهي و شكوه و شكايت از اعمال سردمداران ظلم به پيش گاه خداوند استفاده مي شود و به عنوان سيره يكي از پيامبران الهي، دليلي محكم و قرآني بر اصل مشروعيّت عزاداري و گريه بر مصيبت ها مورد بهره برداري قرار مي گيرد.

دلالت سنت پیامبر، گریه پیامبر در فراق حمزه

همچنین در سیره و سنت پیامبر نیز گریه بر اشخاص مرده و شهید، بسیار فراوان گزارش شده است؛ از جمله:

ما رأينا رسول اللّه صلّي الله عليه و آله وسلّم باكياً أشدّ من بكائه علي حمزه، وضعه في القبله، ثمّ وقف علي جنازته، وانتحب حتّي بلغ به الغشي، يقول: يا عمّ رسول اللّه! يا حمزه! يا أسد اللّه! وأسد رسوله! يا حمزه! يا فاعل الخيرات! يا حمزه! يا كاشف الكربات! يا حمزه! يا ذابّ عن وجه رسول اللّه.[13]
نديديم پيامبر بر كسي گريه كند، آن گونه كه به شدّت در شهادت عمويش حمزه، اشك مي ريخت، بدن حمزه را به طرف قبله قرار داد، و با صداي بلند گريه كرد تا حال غش به آن حضرت دست داد.

حال آيا آیات قرآن و سيره و سنّت پيامبر خدا، نمي تواند بهترين دليل و حجت شرعي بر اقامه عزا براي امام حسين باشد؟[14]

گریه و حزن پیامبر قبل از شهادت امام حسین

علاوه بر این، قبل از شهادت امام حسين، پیامبر اسلام، هنگامي كه با اطلاع از غیب الهی، از شهادت فرزند خویش، خبر دادند، خویشتن نیز بارها و بارها، در مناسبت های گوناگون برای سبط و فرزند خویش و مظلومیت وی در کربلا، اشک ریختند و گریستند؛ از جمله حاکم نیشابوری از محدثین اهل سنت، از بنت الحارث، چنین نقل می کند:

فدخلت يوما إلي رسول الله فوضعته في حجره، ثم حانت مني التفاته فإذا عينا رسول الله (ص) تهريقان من الدموع قالت: فقلت: يا نبي الله بأبي أنت وأمي مالك؟ قال: أتاني جبرئيل عليه الصلاه والسلام فأخبرني ان امتي ستقتل ابني هذا.[15]
روزي خدمت حضرت رسيدم و حسين را در آغوش آن حضرت گذاردم؛ حضرت به من التفاتي نمود و چشمانش پر از اشك گرديد. عرض كردم: يا نبي الله پدر و مادرم فدايتان چه شده است؟ حضرت فرمود: جبرئيل عليه الصلاه والسلام نزد من آمد و مرا با خبر ساخت كه امت من به زودي اين فرزندم را مي كشند.

و نیز ابن عثم از دیگر مولفان اهل سنت، نیز به گریه و اندوه پیامبر، قبل از شهادت امام حسین، چنین اشاره می کند:

عن ابن عباس قال: ... خرج النبي صلي الله عليه وآله وسلم في سفر له، فلما كان في بعض الطريق وقف فاسترجع ودمعت عيناه، فسئل عن ذلك، فقال: هذا جبريل يخبرني عن أرض بشاطي الفرات يقال لها كربلا، يقتل بها ولدي الحسين ابن فاطمه ... رجع وهو متغير اللون محمر الوجه فخطب خطبه بليغه موجزه وعيناه يهملان دموعا... .[16]
از ابن عباس روايت شده: ... نبي اكرم در مسافرتی بودند، در ميانه راه، توقف نمود و استرجاع نمود [انا لله و انا اليه راجعون گفت] و اشك از چشمان حضرتش جاري شد، از علت اين اقدام حضرت سؤال كردند، حضرت فرمود: جبريل هم اكنون به من خبر داد از سرزميني در ساحل فرات كه به آن كربلا گفته مي شود، و در آن جا فرزندم حسين بن فاطمه به شهادت مي رسد. سپس رسول خدا صلّي الله عليه وآله بازگشت و با رنگ پريده و صورتي گلگون خطبه بليغ و موجزي خواند و اين در حالي بود كه چشمان آن حضرت پر از اشك بود ... .

و نیز از قول عایشه، همسر پیامبر از کتاب المعجم الکبیر طبرانی از مولفان اهل سنت، چنین نقل شده است:

... قال فان أمتك ستقتله من بعدك ... يقتل ابنك هذا واسمها الطف ... ثم خرج إلي أصحابه فيهم علي وأبو بكر وعمر وحذيفه وعمار وأبوذر رضي الله عنهم وهو يبكي ... .[17]
... جبرئيل به پیامبر، وحی رساند: امت تو فرزندت حسین بن علی را بعد از تو مي كشند ... فرزندت را در سرزميني كه «طفّ» نام دارد مي كشند ... رسول خدا در حالیکه چشمان اش پر از اشک بود و گریه می کرد، به جمع اصحابش كه علي و أبوبكر و عمر و حذيفه و عمّار و أبوذر بودند، پيوست ... .

سيره عملي پيامبر خدا، در اعلان خبر شهادت فرزندش امام حسين، و نیز گریه و اندوه قبل از شهادت وی، سخن كساني كه عزاداري را بدعت مي دانند به چالش كشيده و مهر بطلان بر آن مي زند. چراکه، در منابع حدیثی و تاریخی شیعه و اهل سنت، گریه بر امام حسین، در سنت پیامبر، ذکر گردیده است و قابل کتمان نیست.

شعار ماه محرم در سال ظهور

آنگاه، امام رضا در تبیین فرازی بسیار مهم، به منتقم خون حسین، امام عصر، مهدی و قائم آل محمد، اشاره می کنند:

وَ لَقَدْ نَزَلَ إِلَى الْأَرْضِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَرْبَعَةُ آلَافٍ لِنَصْرِهِ فَوَجَدُوهُ قَدْ قُتِلَ فَهُمْ عِنْدَ قَبْرِهِ شُعْثٌ غُبْرٌ إِلَى أَنْ يَقُومَ الْقَائِمُ فَيَكُونُونَ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ شِعَارُهُمْ يَالَثَارَاتِ الْحُسَيْنِ.
و چهار هزار فرشته براى يارى كردن او فرود آمدند و او را كشته يافتند، و آنها محزون و غبار آلود در كنار قبر او مي‌باشند تا وقتى كه قائم عليه السلام قيام كند، در هنگام ظهور قائم، آن فرشتگان وى را يارى مى‏كنند و شعار آنان «يالثارات الحسين» مى‏باشد.

ترجیع بند سخنان ائمه در مناسبت های گوناگون و سرنوشت ساز اسلام، همچون عاشورا، سخن و یاد امام عصر، بوده است. و این سوال مطرح میشود که به راستی، چه حکمتی در این امر، نهفته است؟ چرا ماه محرم، ماه ظهور است ؟ چرا عاشورا، روز «ظهور» است و یاد حسین آغازین کلام مهدی (ع) ...؟ گویا امام حسین سال‌ها و قرن‌ها چشم به راه دوخته و به انتظار نشسته است؛ تا امام عصر ندایش را پاسخ گوید؛ پرچم بر زمین مانده‌اش را به دوش گیرد؛ و آرمان‌های بلندش را لباس تحقق بپوشاند. روز ظهور، هنگام پاسخ به استغاثه مظلومانه امام حسین (ع) است و حضرت مهدی (ع) پاسخ دهنده آن.

یالثارات الحسین، شعار منتظران امام عصر در عصر غیبت

شعار یالثارت الحسین، شعاری همگانی است[18] و تنها به فرشتگان موکل حرم امام حسین برای یاری قائم آل محمد، اختصاص ندارد، و به نزاع تاریخی جریان حق و باطل، اشاره دارد؛ از اینرو، شعار اصلی یاران و اصحاب امام عصر در سال ظهور، نیز "یالثارات الحسین"، خواهد بود؛ امام صادق‏ در وصف یاران امام عصر، چنین می فرمایند:

... هُمْ مِنْ خَشيَةِ اللَّهِ مُشْفِقُونَ يَدعُونَ بِالشَّهادَةِ وَيَتَمَنَّونَ اَنْ يُقتَلُوا فِي سَبيلِ اللّهِ شِعارُهُم يَالَثاراتِ الحُسَينِ‏... .[19]
... ياران مهدي تنها از خدا مي‏ترسند و همواره در آرزوي شهادت در راه خدا هستند. و شعار یاوران مهدی، يالثارات الحسين است ... .

نزول فرشتگان برای یاری امام حسین

همچنین این فراز از حدیث امام رضا، به این موضوع نیز اشاره دارد که فرشتگان الهي به قصد ياري آن حضرت در سرزمين كربلا، در روز عاشورا فرود آمدند؛ اما وقتی آن حضرت، به شهادت رسيده اند، از اینرو، تا هنگامه ظهور، با حالت ژوليده و غمگین، نزد قبر مطهر آ‌ن حضرت باقي می مانند تا قائم آل محمد، ظهور نماید.

این فراز از حدیث، در مضامین دیگر روایات، نیز ذکر شده است؛ از جمله سید بن طاووس، چنین نقل می کند:

ذَكَرَ الْمُفِيدُ مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فِي كِتَابِ مَوْلِدِ النَّبِيِّ ص وَ مَوْلِدِ الْأَوْصِيَاءِ ص بِإِسْنَادِهِ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ عليه السلام قَالَ لَمَّا سَارَ أَبُوعَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ مِنْ مَكَّةَ لِيَدْخُلَ الْمَدِينَةَ لَقِيَهُ أَفْوَاجٌ مِنَ الْمَلَائِكَةِ الْمُسَوِّمِينَ وَ الْمُرْدِفِينَ ... وَ قَالُوا يَا حُجَّةَ اللَّهِ ... إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَدَّ جَدَّكَ رَسُولَ اللَّهِ ص بِنَا فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ أَمَدَّكَ بِنَا ... ؛ وَ أَتَتْهُ أَفْوَاجٌ مِنْ مُؤْمِنِي الْجِنِّ فَقَالُوا لَهُ يَا مَوْلَانَا نَحْنُ شِيعَتُكَ وَ أَنْصَارُكَ فَمُرْنَا بِمَا تَشَاءُ فَلَوْ أَمَرْتَنَا بِقَتْلِ كُلِّ عَدُوٍّ لَكَ وَ أَنْتَ بِمَكَانِكَ لَكَفَيْنَاكَ ذَلِكَ ... .[20]
شيخ مفيد در كتاب «مولد النّبي و مولد الاوصياء» با سند خود از امام صادق نقل ميكند: هنگامى كه امام حسين از مكّه حركت كردند، گروه‏ هايي از فرشتگان باصف هاى آراسته و در صفوف متوالی ... خدمت حضرت رسيدند و سلام دادند و عرض كردند: اى حجت خداوند بر خلق ... همانا خداوند عزّوجل، پیامبر را در جاهاى بسيارى به وسيله ما فرشتگان، كمك و يارى فرموده و اكنون نيز ما به يارى تو آمده ایم ... ؛ و نیز گروه هایی از مؤمنين جنّ آمدند و عرض كردند: آقا، ما شيعيان و ياران شمائيم، هر چه خواهيد دستور دهيد، اگر دستور بدهید كه همه دشمنان كشته شود و شما از جاى خود حركت نكنید، ما دستور شما را اجرا مى‏كنيم ... .

سؤالي كه با توجه به اين روايت، در ذهن مي‌رسد اين است كه چرا امام حسين عليه السلام درخواست ياري فرشتگان و جنيان را رد كردند؟ علت آن در ادامه همين روايت، بيان شده است، زیرا، هدايت و هلاكت در عاشورا با دليل باشد:

وَ نَحْنُ وَ اللَّهِ أَقْدَرُ عَلَيْهِمْ مِنْكُمْ وَ لَكِنْ لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى‏ مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ.[21]
به خدا سوگند، ما بيش از شما بر نابودي آنها قدرت داريم، اما مي‌خواهيم هر كه هلاك مي‌شود و يا به حيات ابدي مي‌رسد، بر اساس دليل روشن و برهان و با اختیار واقعی، باشد.

آری، امام حسین (ع)، به شهادت خویش آگاه بودند، کما اینکه پیامبر، نیز از شهادت ایشان، بارها و بارها، خبر داده بودند، لکن امام حسین به تبعیت از فرمان خدا، و به قصد امر به معروف و نجات امت اسلام از خلافت بنی امیه و حاکمیت ظلم و ستم، به سمت عراق و کربلا، حرکت کردند.

رخدادهای شگفت بعد از واقعه عاشورا

امام رضا در تبیین فراز بعدی از حدیث جامع فضیلت قیام امام حسین، به حوادث و رخدادهای پس از شهادت امام حسين عليه السلام در عصر عاشورا، اشاره می فرمایند که در عالم اتفاق افتاد كه نشانه‌ي حقانيت ايشان و معجزه براي آن حضرت محسوب مي‌شود:

يَا ابْنَ شَبِيبٍ لَقَدْ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عليه السلام أَنَّهُ لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ جَدِّي عليه السلام مَطَرَتِ السَّمَاءُ دَماً وَ تُرَاباً أَحْمَرَ.
اي پسر شبيب! پدرم، از پدرش از جدش (امام باقر عليه السلام) نقل كرده است،‌ هنگامي‌كه جدم حسين عليه السلام كشته شد، آسمان خون و خاك سرخ باريد.

اين رویداد در منابع اهل سنت نیز ذكر شده است. واقدی، تراجم نگار اهل سنت، در کتاب "الطبقات الکبری"، واقعه خون باریدن از آسمان را چنین، نقل می کند:

لَمّا قُتِلَ الحُسَينُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام مَطَرَتِ السَّماءُ دَماً، فَأَصبَحَت خِيامُنا وكُلُّ شَي‏ءٍ مِنّا مُلِئَ دَماً.[22]
هنگامى كه حسين بن على شهيد شد، بارانِ خون از آسمان باريد و خيمه‏ها و همه چيزمان، پر از خون شد.

همچنین ابن عدیم حلبی، مولف کتارب "تاریخ حلب"، نیز این واقعه را اینگونه، روایت می کند:

لَمّا قُتِلَ الحُسَينُ عليه السلام احمَرَّتِ السَّماءُ مِن أقطارِها، ثُمَّ لَم تَزُل حَتّى‏ تَقَطَّرَت، فَقَطَرَت دَماً.[23]
هنگامى كه حسين كشته شد، كرانه‏هاى آسمان، قرمز شد. سپس اين گونه ماند، تا باريد و خون باريد.

البته در اين روايت، تنها به يكي از اين رويدادها اشاره است، درحالي كه طبق در روايات ديگر، اتفاقات ديگري نيز در عالم رخ داده است. در نوشتاری مستقل، اين حوادث مطابق روايات اهل سنت گردآوری شده است.

رجعت امام حسین، رخداد شگفت انگیز عصر ظهور

و اما در عصر ظهور، رخدادهای شگفت انگیز عاشورا، امتداد پیدا خواهد کرد و بار دیگر و بعد از قیام قائم آل محمد، حضرت مهدی، امام حسین و برخی از ائمه، بار دیگر، به دنیا رجعت خواهند نمود تا مجازات الهی کافران خالص، از همین دنیا، آغاز شود. در روایتی، رجعت امام حسین و امیرالمؤمنین با قیام حضرت مهدی (عج) بیان شده است.

جابر از امام باقر(ع) نقل می کند: امام حسین(ع) در روز عاشورا، قبل از شهادتش، خطاب به اصحاب و یارانش در کربلا، به تفصیل در مورد رجعت خود و یاران خود در عصر ظهور و هنگام حکومت جهانی امام عصر، سخن گفت:

قَالَ الْحُسَيْنُ لِأَصْحَابِهِ قَبْلَ أَنْ يُقْتَلَ ... فَأَبْشِرُوا فَوَ اللَّهِ لَئِنْ قَتَلُونَا فَإِنَّا نَرِدُ عَلَى نَبِيِّنَا قَالَ ثُمَّ أَمْكُثُ مَا شَاءَ اللَّهُ فَأَكُونُ أَوَّلَ مَنْ يَنْشَقُّ الْأَرْضُ عَنْهُ فَأَخْرُجُ خَرْجَةً يُوَافِقُ ذَلِكَ خَرْجَةَ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ وَ قِيَامَ قَائِمِنَا.[24]
حسین بن علی، قبل از شهادت در عاشورا، خطاب به یاران خویش چنین فرمود: بشارت باد شما را به خدا قسم اگر این قوم ما را بکشند، ما نخستین کسانی هستیم که نزد پیامبرمان باز می گردیم و تا مدتی که خدا بخواهد، توقف خواهیم کرد، آن گاه من اولین کسی هستم که قبرش شکافته می شود و ناگهان از قبر خارج می شوم، در حالی که امیرالمؤمنین نیز از قبرش خارج شده و آن هنگامی است که مهدی ما، قیام نموده است.

ثواب گریه و زیارت امام حسین، همنشینی با پیامبر و اهل بیت در بهشت

سپس امام رضا در ادامه حدیثی جامع که به آداب ماه محرم، اشاره دارد، به ثواب حزن و اندوه در این ماه برای سرور و سالار شهیدان، تصریح می فرمایند که عقل انسان از فهم و درک ثواب آن، عاجز می باشد و اگر این چنین احادیث صحیح السندی وجود نداشت، همانا، شبهه خناسان شبکه های ماهواره ای وهابیت، در دل ها استوار می گردید، اما با بیان رسای امام رضا، راه بر هر گونه شبهه و بدعت دانستن گریه بر امام حسین، بسته ماند:

يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ بَكَيْتَ عَلَى الْحُسَيْنِ عليه السلام حَتَّى تَصِيرَ دُمُوعُكَ عَلَى خَدَّيْكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِيراً كَانَ أَوْ كَبِيراً قَلِيلًا كَانَ أَوْ كَثِيراً. يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا ذَنْبَ عَلَيْكَ فَزُرِ الْحُسَيْنَ عليه السلام. يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَسْكُنَ الْغُرَفَ الْمَبْنِيَّةَ فِي الْجَنَّةِ مَعَ النَّبِيِّ وَ آلِهِ صلي الله عليه وآله فَالْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَيْنِ. يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ لَكَ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَيْنِ عليه السلام فَقُلْ مَتَى مَا ذَكَرْتَهُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً. يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ مَعَنَا فِي الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَيْكَ بِوَلَايَتِنَا فَلَوْ أَنَّ رَجُلًا تَوَلَّى حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ يَوْمَ الْقِيَامَه.
اى فرزند شبيب! اگر بر حسين علیه السلام، گريه کردی تا اين كه اشكهايت بر گونه‏ هايت جارى شود، خداوند همه گناهان تو را مى‏آمرزد، بزرگ باشد يا كوچك اندك باشد يا زياد. اى فرزند شبيب! اگر ميخواهى خداوند را ملاقات كنى در حالى كه گناه نداشته باشى، حسين عليه السلام را زيارت كن. اى فرزند شبيب! اگر ميخواهى در بهشت جاى گيرى و با محمد و آل محمد، هم‏نشين گردى، قاتلان حسين را لعنت كن. اى فرزند شبيب! اگر ميخواهى ثواب شهداى كربلا را داشته باشى، هر گاه ياد آنها را كردى بگو: «يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً»؛ اى فرزند شبيب! اگر ميخواهى با ما در درجات بلند قرار گيرى، در هنگام اندوه ما اندوهگين باش، و در وقت خوشحالى ما خوشحالى كن، به ولايت اهل بیت تمسک بجویید و بدان اگر كسى سنگى را دوست داشته باشد، خداوند روز قيامت او را با همان سنگ، محشور ميكند.

البته چنین تعابیری تنها در منابع شیعه نیست، بلکه در منابع اهل سنت نیز مضمون آن وجود دارد. از جمله، در كتاب فضائل الصحابه احمد بن حنبل (رئيس مذهب حنبلي در اهل سنت)، روايت صحيح السندي[25] چنین نقل شده است:

... أَسْوَدُ بْنُ عَامِرٍ أَبُو عَبْدِ الرَّحْمَنِ، قثنا الرَّبِيعُ بْنُ مُنْذِرٍ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: كَانَ حُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ، يَقُولُ: مَنْ دَمَعَتَا عَيْنَاهُ فِينَا دَمْعَةً، أَوْ قَطَرَتْ عَيْنَاهُ فِينَا قَطْرَةً، أَثْوَاهُ اللَّهُ عز وجل الْجَنَّةَ.[26]
... اسود بن عامر (ابو عبد الرحمن) از ربيع بن منذر نقل كرد كه پدرش گفته: حسين بن علي هميشه مي‏فرمود: هر كس چشمانش براي ما پر اشك شود و يا يك قطره اشك براي ما بريزد، خداوند او را در بهشت جاي خواهد داد.

زیارت امام حسین از راه دور به روایت کلینی

و اما وظیفه کسانی که نمی توانند امام حسین را در کربلا و در کنار مرقد شریف ایشان، زیارت کنند، چیست؟ یکی از امتیازات مذهب شعیه، کشتی نجات بودن فرزند پیامبر، سبط النبی، قرۀ العین رسول، امام حسین، می باشد. از اینرو، سفینۀ النجات سرور و سالار شهیدان، دستورالعمل های بسیار فراوانی دارد و به فراخور و اقتضای طبیعت مخاطب، قابل انتخاب است. از اینرو، امامان معصوم، در مناسبت های گوناگون، نسخه های متفاوتی را تجویز می فرمودند؛ از جمله این دستورالعمل ها، آسانی زیارت امام حسین، می باشد تا یاد و نام عاشورا و قیام امام حسین به هر مناسبتی در خاطره ها، ماندگار و جاودانه شود؛ از جمله، امام صادق علیه السلام، دراین باره، چنین، می فرمایند:

يا سَديرُ، تَزورُ قَبرَ الحُسَينِ عليه السلام في كُلِّ يَومٍ؟ قُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ! لا، قالَ: فَما أجفاكُم! قالَ: فَتَزورونَهُ في كُلِّ جُمعَةٍ؟ قُلتُ: لا. قالَ: فَتَزورونَهُ في كُلِّ شَهرٍ؟ قُلتُ: لا. قالَ: فَتَزورونَهُ في كُلِّ سَنَةٍ؟ قُلتُ: قَد يَكونُ ذلِكَ. قالَ: يا سَديرُ، ما أجفاكُم لِلحُسَينِ عليه السلام! أما عَلِمتَ أنَّ للّهِ عَزَّ وجَلَّ ألفَي ألفِ مَلَكٍ شُعثٍ غُبرٍ يَبكونَ ويَزورونَ لا يَفتُرونَ، وما عَلَيكَ يا سَديرُ أن تَزورَ قَبرَ الحُسَينِ في كُلِّ جُمعَةٍ خَمسَ مَرّاتٍ وفي كُلِّ يَومٍ مَرَّةً؟ قُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ! إنَّ بَينَنا وبَينَهُ فَراسِخَ كَثيرَةً. فَقالَ لي: اصعَد فَوقَ سَطحِكَ، ثُمَّ تَلتَفِتُ يَمنَةً ويَسرَةً، ثُمَّ تَرفَعُ رَأسَكَ إلَى السَّماءِ، ثُمَّ انحو نَحوَ القَبرِ، وتَقولُ: السَّلامُ عَلَيكَ يا أبا عَبدِ اللّهِ، السَّلامُ عَلَيكَ ورَحمَةُ اللّهِ وبَرَكاتُهُ، تُكتَبُ لَكَ زَورَةٌ، وَالزَّورَةُ حُجَّةٌ وعُمرَةٌ. قالَ سَديرٌ: فَرُبَّما فَعَلتُ فِي الشَّهرِ أكثَرَ مِن عِشرينَ مَرَّةً.[27]
اى سَدير! قبر حسين عليه السلام را در هر روز، زيارت مى‏كنى؟». گفتم: فدايت شوم، نه! فرمود: «چه قدر جفاكاريد!». فرمود: «او را هفته‏اى يك بار، زيارت مى‏كنيد؟». گفتم: نه. فرمود: «در هر ماه، چه طور؟». گفتم: نه. فرمود: «در هر سال، چه؟». گفتم: گاه، چنين مى‏شود. فرمود: «اى سَدير! چه قدر به حسين عليه السلام جفا مى‏كنيد! آيا نمى‏دانى كه خداى عزوجل، دو هزار هزار فرشته پريشان غبارآلود دارد كه مى‏گِريند و زيارت مى‏كنند و خسته نمى‏شوند. چه مى‏شود اى سَدير كه قبر حسين عليه السلام را در هر هفته، پنج بار و در هر روز، يك بار، زيارت كنى؟». گفتم: فدايت شوم! ميان ما و او فرسنگ‏ها راه است. امام عليه السلام به من فرمود: «به بالاى بام خانه‏ات برو. سپس به راست و چپ، توجّه كن و آن گاه، سرت را به سوى آسمان، بالا ببر و به سوى قبر حسين عليه السلام رو كن و بگو:" السَّلامُ عَلَيكَ يا أبا عَبدِ اللّهِ، السَّلامُ عَلَيكَ و رَحمَةُ اللّهِ و بَرَكاتُهُ: سلام بر تو، یا ابا عبد اللّه! سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد!". برايت، يك زيارت نوشته مى‏شود و زيارت، [معادل‏] يك حج و عمره است». [پس از آن،] گاهی در يك ماه، بيش از بيست بار، این دستور امام صادق را انجام می دادم.

آری؛ إنَّ لِقَتْلِ الحسینِ حَرارَةً فی قلوبِ المومنینَ لا تَبْرُدُ أبداً. همانا به خاطر کشته شدن حسین علیه السلام حرارتی در دل های مومنین است که هرگز سرد نمی شود.
-----------------------------------------
دانش آموخته حوزه علمیه قم
منبع: فرهنگ نیوز

-----------------------------------------
[1] . شیخ صدوق، الامالی، ص 192.
[2] . مجلسی، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه، ج‏ 5، ص 383.
[3] . ر.ک: موسسه تحقیقاتی ولیعصر، مقاله ماه محرم و فضیلت عاشورای حسینی، لینک.
[4] . شیخ حر عاملی، وسائل الشيعه، جلد 10، صفحه 394.
[5] . ابن طاووس، الاقبال، ج 3، ص 42.
[6] . سوره آل عمران، آیه 38.
[7] . سوره آل عمران، آیه 39.
[8] . شیخ صدوق، الامالی، ص 129.
[9] . آیات 36 و 217 سوره های مبارکه توبه و بقره
[10] . طریحی، مجمع البحرين، ج 1، ص 163.
[11] . عسقلانی، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 13، ص 212.
[12] . سوره یوسف، آیه 84.
[13] . طبری، ذخائر العقبي، ص 181.
[14] . ر.ک: سایت موسسه تحقیقاتی ولیعصر، مقاله آيا عزاداري براي امام حسين، بدعت است، لینک
[15] . حاکم نیشابوری، مستدرك الصحيحين، ج 3، ص 176
[16] . ابن عثم، الفتوح، ج 4، ص 325.
[17] . طبرانی، المعجم الكبير، ج 3، ص107.
[18] . ر.ک: ویکی شیعه، مدخل یالثارت الحسین، لینک.
[19] . مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 308.
[20] . ابن طاووس، اللهوف، ص 67
[21] . همان.
[22] . واقدی، الطبقات الكبرى، ج 1، ص 505.
[23] . ابن عدیم، بغية الطلب فى تاريخ حلب، ج 6، ص2637.
[24] . مجلسی، بحارالانوار، ج 53، ص 61.
[25] . ر.ک: موسسه تحقیقاتی ولیعصر، مقاله پاداش گریه در عزای اهل بیت از نگاه اهل سنت، لینک.
[26] . ابن حنبل، فضائل الصحابة، ج 2، ص 675.
[27] . کلینی، الکافی، ج 4، ص 589.


برچست ها :
تعداد بازدید : 3
     
print

چند مطلب جدید و مفید(۱)

نظرات 0

شبهات/چرا وقتی توی کشور خودمون گرسنه داریم، به فلسطین و سوریه کمک میکنیم؟
شکست‌های امریکا در منطقه از زبان سردار سلامی
دکتر مرندی:کارد به استخوان رسیده که رهبری مدام از نفوذ سخن می‌گویند
تکرار بعضی از مطالب سایت(۱)
همایش ملی گذر از علوم سیاسی غربی به علوم سیاسی اسلامی:ساحت سیاست ، جدا از اندیشه نیست
علامه مصباح: انجام دادن فعاليت‌هاي فرهنگي؛ اصلي‌ترين اولويت/عظمت انقلاب اسلامی
حدیث تربیتی/ یک بخش مهم از رفتار پدر در رابطه با فرزندانش
علامه مصباح یزدی:باید حق را شناخت و تا آخر پای آن ایستاد/ریشه اختلافات در جوامع بشری
مراقب گوساله های سامری در فضای مجازی باشیم
راز و رمز حضور قلب در نماز
استادجوادی آملی/موسیقی عرفانی موجب ضعف اراده میشود
صبرتاريخي نبي اكرم، مبدأ «رسوايي دستگاه باطل، ظهور نورانيت اولياي حق و بزرگترين شفاعت عالم» + صوت


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

استادمیرباقری:صبرتاريخي نبي اكرم، مبدأ «رسوايي دستگاه باطل، ظهور نورانيت اولياي

نظرات 0

 حجت الاسلام والمسلمین سید محمدمهدی میرباقری
 
صبرتاريخي نبي اكرم، مبدأ «رسوايي دستگاه باطل، ظهور نورانيت اولياي حق و بزرگترين شفاعت عالم» + صوت
 
 
آن چه پيش رو داريد چكيده سخنراني حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري در شب بیست و دوم ماه صفر ۹۲ می باشد که در هیأت ثارالله قم واقع در حسینه مرحوم آیت الله عظمی مرعشی برگزار شده است. در اين جلسه استاد میرباقری با اشاره به جریان شفاعت رسول اکرم(ص) و تحلیل آن که برگشت به توحید و نجات از شرک است، بیان می کند که این ولایت ضرورت رشد و سلوک همه عوالم است و بندگی ایشان بازکننده درب های توحید و نور به عالم می باشد. و نیز رسوایی جریان باطل هم به همین واقع شده است.
 
در جلسات گذشته چند نكته در مورد شفاعت ذكر شد. نكته اول اين بود كه شفاعت يك امر جاري در همه زندگي ما است و اختصاص به قيامت ندارد. نكته دوم اين بود كه شفاعت نبي اكرم، يك شفاعت عامي است كه نسبت به همه مخلوقات وجود دارد و همه كساني كه در وادي درجات توحيد و ولايت وارد مي شوند؛ به شفاعت نبي اكرم نياز دارند. يعني فيض الهي بايد از طرف ايشان جاري شود و كار را تمام كند. همه خوبان در هر درجه اي كه باشند؛ نيازمند اين شفاعت هستند. موضوع اين شفاعت نيز هدايت، رفع حجاب و سير در درجات توحيد است كه همان نجات از دركات جهنم و سير در درجات رضوان و معرفت است. رفع اين حجب و سير در اين درجات با عبادت معصوم محقق مي شود.
 
بازگشت همه شفاعت هاي نبي اكرم به شفاعت براي نجات از شرك و سير در توحيد
 
خداي متعال در سوره هود مي فرمايد «الر كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكيمٍ خَبيرٍ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللَّهَ إِنَّني‏ لَكُمْ مِنْهُ نَذيرٌ وَ بَشيرٌ»(هود/۱و۲) قرآن مقام احكامي دارد كه توسط خداي متعال تفصيل داده شده است. خلاصه قرآن در مرحله احكام آن كه همه قرآن تفصيل اين مقام مي باشد؛ همين يك نكته است كه غير او را عبادت نكنيد . همه بشارت ها، بشارت به توحيد است و همه انذار ها انذار از شرك است. حضرت در همين دو مقام از ما دستگيري مي كنند. يعني اولا ما را وارد وادي توحيد مي كنند و از شرك نجات مي دهند و در قدم بعد ما را در وادي توحيد سير مي دهند. معناي شفاعت نبي اكرم نيز همين است. ممكن است به اشتباه تصور شود شفاعت فقط در عالم آخرت و به هنگام ورود به بهشت و نجات از آتش مي باشد، در حالي كه ورود به بهشت يا جهنم به وسيله حضرت امير عليه السلام، آخرين مرحله و تجلي اين سير است. البته لازمه چنين شفاعتي نيز اين است كه جنت، ذيل اختيار ايشان باشد و الا شفاعت و سير در اين جنت به وسيله ايشان بي معنا بود. فلذا وقتي در زيارت حضرت فاطمه معصومه عليها سلام مي خوانيم «يا فاطمه اشفعيني في الجنه» سخن از جنت تحت اختيار ايشان است. اين جنت، ظاهري و باطني دارد. باطن اين بهشت از همين دنيا شروع مي شود و باطن آن، درجات ولايت و توحيد است. بنابراين حضرت مي توانند ما را وارد حقيت اين بهشت نمايند. در حرم حضرت معصومه عليها سلام، درهاي ولايت ائمه عليهم السلام متناسب با ظرفيت ما گشوده مي شود و حضرت معصومه سلام الله عليها ما را وارد اين وادي مي كنند و به عبارت ديگر ولايت اهل بيت عليهم السلام در اين حرم مطهر، تجلي يافته است. اين شفاعت هم، يك شفاعت مستمر است كه حتي در بهشت نيز ادامه دارد.
 
جامعيت شفاعت نبي اكرم و نيازمندي «همه موحدين» و «در همه درجات» به اين شفاعت
 
پيامبري آمده كه از سوي خداي متعال، مأمور است و به اذن خداي متعال، داعي الي الله است. همه عظمت رسول خدا نيز همين است و مشركين نيز همين مطلب را انكار مي كردند. قرآن كتاب آسماني و حامل همه اخبار غيبي است كه اين پيامبر آن را با خود آورده است و اگر ايشان اين حقيقت را با خود نمي آوردند؛ اين حقايق براي هميشه در پرده غيب مي ماند. «وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْري مَا الْكِتابُ وَ لاَ الْإيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّكَ لَتَهْدي إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيم‏»(شوري/۵۲) به اين وجود مقدس، كلمه روح وحي شده كه همه حقايق توحيد در آن است و خداي متعال هر كس را بخواهد هدايت كند، در هر درجه اي از درجات توحيد كه باشد؛ با اين نوري كه به رسول خدا اعطا شده هدايت مي شود. مقصود از آيه «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‏ إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا»(كهف/۱۱۰) نيز همين نكته است كه حقيقت توحيدي كه هر موحدي (در هر درجه اي از توحيد كه باشد) مي خواهد به آن برسد؛ در اين كلمه هست. بنابراين موحد در همه درجات، نيازمند ايشان است. هر كس در جستجوي لقاء است بايد با ايشان برود؛ راه ديگري نيست . اين خبر، همان خبري است كه عالم را با خبر مي كند . همه باخبرهاي عالم، وقتي به اين وجود مقدس و خبري كه او آورده مي رسند؛ بي خبرند و بايد از خبر عظيمي كه ايشان از غيب آورده خبر بگيرند.
 
گشايش درهاي غيب و حقيقت توحيد با صبر و عبادت نبي اكرم
 
اگر اين رسول خبري آورده است كه درهاي غيب را باز مي كند و همه عالم را با خودش سير مي دهد؛ با عبادت او، اين خبر آوردني شده است. در محشر هم، با سجده ايشان، باب الرحمن باز مي شود.حضرت با عبادت خوشان در هاي سير ديگران را گشوده اند كه اعظم اين عبادات و صبرها در عاشورا است. چنان كه در جلسات گذشته نيز بيان شد از اين عبادت حضرت نيز دو باب گشوده شده است، يكي باب زيارت و ديگري باب بكاء. كه اين دو باب، بالاترين درجات را براي ما فراهم مي كند و سير ما را ممكن مي سازد. يعني اگر شهادت سيد الشهداء نبود، درهاي غيب به روي احدي گشوده نمي شد . جناب ابراهيم هم كه خليل الرحمن است، پشت اين درب ايستاده و مي خواهد اين درب را با قرباني كردن اسماعيل باز كند؛ ولي اين درب، با اين قرباني باز نمي شود، ايشان را به گودي قتلگاه مي برند و زماني كه تحول حال براي ايشان حاصل شد؛ درب باز مي شود. شفاعت يعني بار امت را به دوش كشيدن . عصر عاشورا جن و ملك آمدند تا حضرت را ياري كنند ولي سيد الشهداء اجازه ندادند. چون مسأله، مسأله نابودي اين جماعتِ مقابل حضرت نبود و الا حضرت با اشاره اي كار تمام لشكر را يكسره مي كردند. حضرت به دنبال هدايت دوستانشان بودند و اين تنها با شهادت خود حضرت ممكن بود. حضرت معقل المؤمنين است و براي تك تك ما سرمايه گذاري و برنامه ريزي كرده اند. اين شفاعت مختص به انسان ها هم نيست بلكه همه جمادات و نباتات با حضرت رشد مي كنند.
 
آن حقيقتي كه در عاشورا از آن پرده برداشته شده همان «ان الحسين مصباح الهدي و سفينه النجاه» است. به اندازه اي كه انسان به اين دو بابِ شفاعت نبي اكرم ورود پيدا مي كند؛ آثار و بركات آن حاصل مي شود. سيد الشهداء، از وادي عاشورا تك تك ما را صدا مي زنند و هر كس به اندازه ظرفش و اجابتش با ايشان همراه مي شود.
 
تفسير حقيقت توحيد و شرك به تبعیت از ولات حق و باطل
 
نبي اكرم انذار هايي دارند و خودشان هم ضامن سير در اين درجات و وصول به اين بشارت ها هستند. آن بهشتي كه حضرت به آن بشارت مي دهند؛ كلمه توحيد است. كلمه توحيد چنان كه قرآن مي فرمايد شجره پاكي است كه فرع آن در آسمان است و البته اصل آن نيز فوق آسمان است. بر اساس روايات، اصل اين درخت، اهل بيت و فرع آن، ولايت ايشان است. ميوه اين درخت نيز علم اهل بيت است. اگر كسي سمائي و وارد محيط ولايت اهل بيت عليهم السلام شد؛ سير به سوي اصل، براي او ممكن مي شود. اصل اين شجره كنه نورانيت معصوم است كه همان حقيت معرفت الله است. اين اصل، همان كلمه لا اله الا الله است كه به اين شجره تفسير شده است . هم ورود به اين وادي با پيامبر ممكن است و هم سير در اين وادي با دو بابي است كه ايشان گشوده اند.
 
وادي شركي هم كه حضرت از آن انذار مي دهند؛ ولايت اهل باطل است. همه بت پرستي ها، اعم از بت پرستي هاي ظاهري كه پرستش چوب و سنگ است يا همانند تمدن مادي، كه دنيا پرستي است و يا تبعيت از هواي نفس، همه شيطان پرستي و پرستش اولياي طاغوت است و باطن همه آن ها نيز دركات جهنم است.
 
درجات بهشت هم چيزي جز ولايت امير المؤمنين نيست. باطن لذات ظاهري بهشت از خمر و شير و حور و ...، ولايت اهل بيت عليهم السلام است.همان طور كه باطن آتش، حميم، غسلين و زقوم و... هم ولايت اولياي طاغوت است. همه قرآن بيان شرك و توحيد است و همه شرك و رذالت ها برمحور اولياي طاغوت است و از طرف ديگر همه توحيد بر محور ولايت اولياي حق است. بنابراين همه شرك ها و توحيد ها، مربوط به اين دو وادي است. چنان كه روايت مي فرمايد: «ولايتنا قطب القران و قطب جميع الكتب»   
 
صبر نبي اكرم، مبدأ رسوايي دستگاه باطل و ظهور نورانيت اولياي حق
 
همه اين مباحث مقدمه اي براي بيان صبر نبي اكرم است. صبر نبي اكرم موجب شده تا حقيقت نوراني صابرين عالم و حقيقت ظلماني كلمه كفر و اهل نفاقي كه ظواهر را رعايت مي كردند و حتي مدعي پرچمداري نيز بودند؛ آشكار شود. اوج صبر نبي اكرم نيز در كربلا ظاهر شده است. در مصباح الشريعه از امام صادق عليه السلام نقل شده است «الصَّبْرُ يُظْهِرُ مَا فِي بَوَاطِنِ الْعِبَادِ مِنَ النُّورِ وَ الصَّفَاءِ وَ الْجَزَعُ يُظْهِرُ مَا فِي بَوَاطِنِهِمْ مِنَ الظُّلْمَةِ وَ الْوَحْشَة» صبر رسول اكرم موجب شد تا هم نور حضرت در باطن عالم ظاهر شود و هم باطن ظلماني كساني كه خودشان را اهل ايمان و پرچمداران آن معرفي مي كردند؛ شناخته شود.
 
صوت سخنرانی
 

.:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.

سخنرانی استاد میرباقری.mp۳ | دانلود فایل
 
***
 
فیلم/ روضه
 
روضه‌خوانی حاج حسن خلج در شهادت امام حسن مجتبی علیه‌السلام
 


رجانیوز


برچست ها :
تعداد بازدید : 2
     
print

دستور امام صادق(ع) برای جاماندگان زیارت اربعین

نظرات 0

پیاده روی 20 میلیونی شیعیان در روز اربعین، به عنوان بزرگترین تجمع جهان در طول تاریخ بشریت را تشکیل می دهد و این نیست مگر برافراشتن پرچم سیدالشهداء (ع) در میان همه قومیت ها، پیروان ادیان و مذاهب به منظور آمادگی برای ظهور آخرین ولی مطلق و ذخیره الهی و فرزند امام حسین، مهدی موعود و منجی مستضعفان جهان.

پیاده روی ۲۰ میلیونی شیعیان در روز اربعین، به عنوان بزرگترین تجمع جهان در طول تاریخ بشریت را تشکیل می دهد و این نیست مگر برافراشتن پرچم سیدالشهداء (ع) در میان همه قومیت ها، پیروان ادیان و مذاهب به منظور آمادگی برای ظهور آخرین ولی مطلق و ذخیره الهی و فرزند امام حسین، مهدی موعود و منجی مستضعفان جهان.

گروه معارف رجانیوز- مصطفی امیری*: روایات متعددی درباره پیاده رفتن (ماشیاً) به زیارت امام حسین(ع) وجود دارد و جالب آنکه این رسم از همان بدو وقوع واقعه عاشورا مرسوم شده که زیارت جابر و عطیه کوفی و بعد کاروان اسراء با حضور امام سجاد و حضرت زینب، شاهدی است بر این مدعا. بنابراین، بزرگداشت پیاده‌روی اربعین، هم توسط امام معصوم (امام سجاد)، تقریر شده است و هم به نوعی به عنوان شعائر الهی در میان شیعه و اصحاب معصومین (جابر بن عبدالله انصاری و عطیه)، مرسوم می‌باشد همچنانکه سیره علماء و فقهاء شیعه بر این امر، تاکنون و در طی قرن ها بر این مساله، مستمر بوده است. چنانکه در آداب تعلیمی امام صادق به شیعیان، زیارت روز اربعین، سفارش شده است.

 

اهمیت روز اربعین امام حسین

 

درباره منشأ اهميت روز اربعين امام حسین در تاريخ شيعه، بايد گفت كه اين روز (۲۰ صفر) از دو جهت كانون توجه قرار گرفته است: يكي از جهت بازگشت اسرا از شام به کربلا در اربعین اول یا دوم و زیارت قبر مطهر امام حسین توسط امام سجاد و حضرت زینب، و ديگري به سبب زيارت قبر سيدالشهدا† توسط جابر‌بن‌عبدالله انصاري يكي از اصحاب برجستة رسول‌ خداˆ و اميرالمؤمنين.

 

بنابراین، نخستین زائر اربعین از میان مردم، جابر بن عبد الله انصاری بوده است و نخستین زائر اربعین از میان خانواده امام حسین و بنی هاشم، کاروان اسراء اهل بیت پیامبر در هنگام بازگشت از شام، می باشد. چنانکه مرحوم سید بن طاووس در کتاب شریف لهوف، چنین می فرماید:

 

لَمّا رَجَعَ نِساءُ الحُسَينِ عليه السلام وعِيالُهُ مِنَ الشّامِ وبَلَغوا إلَى العِراقِ، قالوا لِلدَّليلِ: مُرَّ بِنا عَلى طريقِ كَربَلاءَ، فَوَصَلوا إلى مَوضِعِ المَصرَعِ، فَوَجَدوا جابِرَ بنَ عَبدِ اللّهِ الأَنصارِيَّ رَحِمَهُ اللّهُ وجَماعَةً مِن بَني هاشِمٍ ورِجالًا مِن آلِ الرَّسولِ صلى الله عليه و آله قَد وَرَدوا لِزِيارَةِ قَبرِ الحُسَينِ عليه السلام، فَوافَوا في وَقتٍ واحِدٍ، وتَلاقَوا بِالبُكاءِ وَالحُزنِ وَاللَّطمِ، و أقامُوا المَآتِمَ المُقرِحَةَ لِلأَكبادِ، وَاجتَمَعَت إلَيهِم نِساءُ ذلِكَ السَّوادِ، و أقاموا عَلى ذلِكَ أيّاما. (ابن طاووس، الملهوف، ص ۲۲۵)

 

الملهوف لابن طاووس: هنگامى كه زنان و خاندان امام حسين عليه‌السلام از شام باز گشتند و به عراق رسيدند. به راه‏نمايشان گفتند: «ما را از راه كربلا ببر». آنان به قتلگاه [شهدا] رسيدند و جابر بن عبد اللّه انصارى كه خدا رحمتش كند و گروهى از بنى هاشم و مردانى از خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله را ديدند كه براى زيارت قبر حسين عليه السلام آمده بودند. پس در يك زمان، در آن جا گرد آمدند و با گريه و اندوه و بر سر و صورت‏زنان، به هم رسيدند و مجلس‏هاى عزايى بر پا داشتند كه جگر را آتش مى‏زد. زنان حاضر در آن جا هم گِرد آمدند و چندين روز، همين گونه ماندند.

 

هم چنين علّامه مجلسى(ره) در کتاب زاد المعاد مى‏ نويسد: «مشهور آن است كه سبب تأكيد زيارت آن حضرت در اين روز، آن است كه امام زين العابدين عليه السلام با ساير اهل بيت در اين روز بعد از مراجعت از شام به كربلاى معلّى وارد شدند و سرهاى مطهّر شهداء را به بدن‌هاى ايشان ملحق كردند». (مجلسی، زادالمعاد، ص ۴۰۲)

 

استحباب زیارت اربعین

 

و اما درباره استحباب زيارت اربعين نيز، دو روايت بيان شده است: يكي روايتي است كه در آن امام صادق†، زيارت اربعين را به صفوان‌بن‌مهران جمّال، تعليم مي‌دهد و همين تعليم دادن، نشانة بزرگداشت زیارت اربعين است. (شيخ طوسي، مصباح المتهجد، ص۷۸۸ـ۷۸۹؛ همو، تهذيب الاحكام، ج۶، ص۱۲۵؛ سيد‌بن‌طاووس، الاقبال بالاعمال ‌الحسنة، ج۳، ص۱۰۱ـ۱۰۳؛ مجلسي، بحار الانوار، ج۹۸، ص۳۳۱ـ۳۳۲) و ديگري روايتي از امام حسن عسكري† كه زيارت اربعين را در زمره نشانه‌هاي پنج‌گانه مؤمن بيان مي‌كند :

 

عَلامَةُ ‌المُؤمِنِ خَمسٌ: صَلاةُ ‌الاِحْدَي وَالْخَمْسِينَ، وَزيارة‌ُ الاربَعين، وَالتَّخَتُّمُ بِالْيَمِينِ، وَتَعفِيرُ الْجَبِينِ وَالْجَهْرُ بِبِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحِيم. (شيخ مفيد، المزار، ص۵۳؛ شيخ طوسي، مصباح المتهجد، ص۷۸۷ـ۷۸۸؛ ابن‌فتال نيشابوري، روضة ‌الواعظين، ص۱۹۵؛ سيدبن‌طاووس، الاقبال بالاعمال ‌الحسنة، ج۳، ص۱۰۰)

 

مصباح المتهجد: مؤمن پنج نشانه را باید دار باشد: اقامه پنجاه ركعت نماز (مجموع واجبات و مستحبات)، خواندن زيارت اربعين، انگشتر در دست راست كردن، در سجده پيشاني بر خاك نهادن و بسم الله الرحمن الرحيم را (در نماز) بلند گفتن.

 

تفسیر اجمالی حدیث علامات مومن

 

و اما حدیث نشانه های مومن توسط امام حسن عسکری، به چه منظوری بیان شده است؟ تفسیر این روایت، به طور اجمال چنین است: درباره انگشتر به دست راست كردن بايد گفت كه اين مسئله، سفارش امامان معصوم‰ است كه درواقع، يك نوع مبارزه با سيرة خلفاي بنياميه است؛ چراكه به ‌گفتة زمخشري، نخستين كسي كه انگشتر به دست چپ كردن را شعار خود قرار داد و برخلاف سنت عمل كرد، معاويه بود (عبدالحسين اميني، الغدير، ج۱۰، ص۲۱۰). شيعه بلند گفتن «بسم الله الرحمن الرحيم» را در نمازهاي صبح، مغرب و عشا واجب، و در نمازهاي ظهر و عصر مستحب ميداند و اين امر نيز به دستور و سفارش ائمه‰ بوده است؛ زيرا چنان‌كه فخر رازي گفته است، آهسته خواندن بسم الله را بنياميه رواج دادند تا آثار ولایت† را نابود كنند (براي آگاهي بيشتر درباره تفسير اين روايت، ر.ك: قاضي طباطبايي، تحقيق درباره اول اربعين حضرت سيدالشهدا†، ص۳۹۰ به بعد).

 

زیارت اربعین، عصاره و ستون ولایت

 

 

باید توجه داشت اینجا و در این حدیث از امام حسن عسکری، تأکید بر زیارت اربعین است وگرنه زیارت عاشورا توصیه می شد، یعنی رازی در زیارت اربعین است که آن را همردیف نماز و نشانه مومن، قرار می دهد، بنابراین، اربعین امام حسین (ع) موضوعیت دارد. آیت الله جوادی آملی معتقد است:

 

اهمیت زیارت اربعین، تنها به این نیست که از نشانه های ایمان است؛ بلکه طبق این روایت، در ردیف نمازهای واجب و مستحب قرار گرفته است. بنابراین همان گونه که نماز، ستون دین و شریعت است، زیارت اربعین و حادثه کربلا نیز ستون ولایت است، امّا مهم آن است که دریابیم نماز و زیارت اربعین انسان را چگونه متدین می کند. به دیگر سخن، بر اساس فرموده رسول خدا(ص) عصاره رسالت نبوی(ص) قرآن و عترت است؛ «إنی تارک فیکم الثقلین... کتاب الله و... عترتی أهل بیتی». عصاره کتاب الهی که دین خداست، ستونی دارد که نماز است و عصاره عترت نیز ستونش زیارت اربعین است که این دو ستون در روایت امام عسکری(ع) در کنار هم ذکر شده است. (شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، ص ۲۲۷-۲۳۴)

 

ترسیم حق و باطل در زیارت اربعین

 

علاوه بر حدیث امام حسن عسکری، در آداب تعلیمی زیارت اربعین از طرف امام صادق به شیعیان، امام حسین به عنوان ولی خدا و نماینده جبهه حق و حقیقت، ، با عناوینی همچون ولیّ خدا، حبیب خدا، خلیل خدا، برگزیده خدا، شهید مظلوم، گرفتار رنج ها و مصیبت ها و کشته اشک ها:... السلام علی اسیر الکُرُبات و قتیل العَبَرات. ...معرفی میشود و در مقابل در فرازهای دیگر زیارت اربعین، ویژگی های گروه های باطل بر ضدّ ولیّ خدا را که در حقیقت بروز بغض و کینه های دیرین شان از صدر اسلام بود، به عنوان: فریب خوردگان دنیا: «غَرَّتْهُ الدُّنْیا»؛ فروشندگان آخرت به بهای ناچیز دنیا: «وَشَری آخِرَتَهُ»؛ و هواپرست: «وَتَرَدّی فی هَواهُ»؛ معرفی می کند.

 

پیاده روی زیارت اربعین، جزو شعائر الهی است

 

اکنون و در عصر معاصر، زیارت اربعین از استحباب فردی فراتر رفته و به عنوان شعائر الهی محسوب میشود که تکریم و بزرگداشت شعائر الهی از واجبات مومنین است. چنانکه مقام معظم رهبری، چنین می فرمایند:

 

ترکیب «عشق و ایمان» و «عقل و عاطفه» از ویژگی‌های منحصر به‌فرد مکتب اهل‌بیت است و حرکت عاشقانه و مؤمنانه مردم از کشورهای مختلف جهان در زیارت اربعین، بدون تردید از جمله شعائر الهی است. ... حرکت عظیم مردم از ایران و سایر کشورهای جهان برای حضور در راهپیمایی اربعین، جلوه‌ای از ویژگیهای برجسته مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام است که در آن، هم «ایمان، اعتقاد قلبی و باورهای راستین» موج می‌زند و هم «عشق و محبت». (بیانات رهبر معظم انقلاب در درس خارج فقه درباره‌ی زیارت اربعین)

 

همچنانکه آیه الله مکارم شیرازی فرموده‌اند:

 

پياده روي روز اربعين از سوي زائران حسيني در نوع خود به عنوان ابراز عظمت امام حسين(ع) مطرح است؛ زيرا عيناً در روايات و سيرۀ ائمۀ اطهار بر سنت پياده روي به ويژه براي زيارت امام حسين(ع) و امام رضا(ع) تأكيد و تصريح شده است. (بيانات آيت الله مكارم شيرازي در ديدار نمايندگان هيأت هاي دانشجويي عازم پياده روي اربعين حسینی)

 

چنانکه ابن قولویه در کتاب ارزشمند کامل الزیارات از امام صادق در فضیلت پیاده روی برای زیارت امام حسین، چنین، نقل می کند:

 

عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَیْمُونٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ، قَالَ: یَا عَلِیُّ! زُرِ الْحُسَیْنَ وَ لَا تَدَعْهُ. قَالَ: قُلْتُ مَا لِمَنْ أَتَاهُ مِنَ الثَّوَابِ؟ قَالَ: مَنْ أَتَاهُ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَى عَنْهُ سَیِّئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً. فَإِذَا أَتَاهُ، وَکَّلَ اللَّهُ بِهِ مَلَکَیْنِ یَکْتُبَانِ مَا خَرَجَ مِنْ فِیهِ مِنْ خَیْرٍ وَ لَا یَکْتُبَانِ مَا یَخْرُجُ مِنْ فِیهِ مِنْ شَرٍّ وَ لَا غَیْرَ ذَلِکَ. فَإِذَا انْصَرَفَ وَدَّعُوهُ وَ قَالُوا: یَا وَلِیَّ اللَّهِ مَغْفُوراً لَکَ أَنْتَ مِنْ حِزْبِ اللَّهِ وَ حِزْبِ رَسُولِهِ وَ حِزْبِ أَهْلِ بَیْتِ رَسُولِه، وَ اللَّهِ لَا تَرَى النَّارَ بِعَیْنِکَ أَبَداً وَ لَا تَرَاکَ وَ لَا تَطْعَمُکَ أَبَداً. (ابن قولویه، کامل الزیارات ص۱۳۴)

 

کامل الزیارات: على بن میمون صائغ، از حضرت امام صادق(ع) نقل کرده که آن حضرت فرمودند: اى على! قبر حسین علیه السّلام را زیارت کن و ترک مکن. عرض کردم: ثواب کسى که آن حضرت را زیارت کند چیست؟حضرت فرمودند: کسى که پیاده زیارت کند آن حضرت را، خداوند به هر قدمى که برمى‏ دارد، یک حسنه برایش نوشته، و یک گناه از او محو مى ‏فرماید، و یک درجه مرتبه‏اش را بالا مى ‏برد. و وقتى به زیارت رفت، حق تعالى دو فرشته را موکّل او مى‏ فرماید که آنچه خیر از دهان او خارج می شود را نوشته و آنچه شر و بد مى‏ باشد را ننویسند. و وقتى برگشت با او وداع کرده و به وى مى‏ گویند: اى ولىّ خدا! گناهانت آمرزیده شد. و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهل بیت رسولش مى ‏باشی، به خدا قسم! هرگر تو آتش را به چشم نخواهی دید و آتش نیز هرگز تو را نخواهد دید و تو را طعمه خود نخواهد نمود.

 

اربعین، پیوند حماسه حسینی با مهدویت

 

و اما پیوند نهضت امام حسین با نهضت امام زمان علیهما السلام به سبب زیارت اربعین، چنان است که امام عصر، هنگام ظهور و قیام، خویشتن را با امام حسین، معرفی می کند. گویی امام حسین، جهانی است و همگان وی را می شناسند. و پیاده رویی بیست میلیونی شیعیان در روز اربعین، به عنوان بزرگترین اجتماع بشریت در عصر معاصر، گویای چنین واقعیتی است. چنانکه (وقتی) امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که ظهور فرمود، پنج ندا می‌کند به اهل عالم، ازجمله: اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین قَتَلُوهُ عَطشاناً، اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین سحقوه عدوانا. (حائری یزدی، الزام الناصب فى اثبات الحجة الغائب، ج ۲، ص ۲۸۲). آیت ‌الله محمدتقی بهجت رحمة الله علیه دراین باره چنین، می فرمایند:

 

... امام زمان خودش را به واسطه امام حسین علیه السلام به همه عالم معرفی می‌کنند ... بنابراین در آن زمان باید همه مردم عالم، حسین علیه السلام را شناخته باشند... اما الان هنوز همه مردم عالم، حسین علیه السلام را نمی‌شناسند و این تقصیر ماست، چون ما برای سیدالشهدا علیه السلام طوری فریاد نزدیم که همه عالم صدای ما را بشنود، پیاده‌روی اربعین بهترین فرصت برای معرفی حسین علیه السلام به عالم است. (ر. ک: محمدحسین رخشاد، در محضر بهجت)

 

جاماندگان زیارت اربعین، به این دستور امام صادق عمل کنند

 

و اما وظیفه کسانی که در روز اربعین، نمی توانند امام حسین را در کربلا و در کنار مرقد شریف ایشان، زیارت کنند، چیست؟ امام صادق، دراین باره، چنین، می فرمایند:

 

يا سَديرُ، تَزورُ قَبرَ الحُسَينِ عليه السلام في كُلِّ يَومٍ؟ قُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ! لا، قالَ: فَما أجفاكُم! قالَ: فَتَزورونَهُ في كُلِّ جُمعَةٍ؟ قُلتُ: لا. قالَ: فَتَزورونَهُ في كُلِّ شَهرٍ؟ قُلتُ: لا. قالَ: فَتَزورونَهُ في كُلِّ سَنَةٍ؟ قُلتُ: قَد يَكونُ ذلِكَ. قالَ: يا سَديرُ، ما أجفاكُم لِلحُسَينِ عليه السلام! أما عَلِمتَ أنَّ للّهِ عَزَّ وجَلَّ ألفَي ألفِ مَلَكٍ شُعثٍ غُبرٍ يَبكونَ ويَزورونَ لا يَفتُرونَ، وما عَلَيكَ يا سَديرُ أن تَزورَ قَبرَ الحُسَينِ عليه السلام في كُلِّ جُمعَةٍ خَمسَ مَرّاتٍ وفي كُلِّ يَومٍ مَرَّةً؟ قُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ! إنَّ بَينَنا وبَينَهُ فَراسِخَ كَثيرَةً. فَقالَ لي: اصعَد فَوقَ سَطحِكَ، ثُمَّ تَلتَفِتُ يَمنَةً ويَسرَةً، ثُمَّ تَرفَعُ رَأسَكَ إلَى السَّماءِ، ثُمَّ انحو نَحوَ القَبرِ، وتَقولُ: السَّلامُ عَلَيكَ يا أبا عَبدِ اللّهِ، السَّلامُ عَلَيكَ ورَحمَةُ اللّهِ وبَرَكاتُهُ، تُكتَبُ لَكَ زَورَةٌ، وَالزَّورَةُ حُجَّةٌ وعُمرَةٌ. قالَ سَديرٌ: فَرُبَّما فَعَلتُ فِي الشَّهرِ أكثَرَ مِن عِشرينَ مَرَّةً. (کلینی، الکافی، ج ۴، ص ۵۸۹)

 

الكافى کلینی: «اى سَدير! قبر حسين عليه السلام را در هر روز، زيارت مى‏كنى؟». گفتم: فدايت شوم، نه! فرمود: «چه قدر جفاكاريد!». فرمود: «او را هفته‏اى يك بار، زيارت مى‏كنيد؟». گفتم: نه. فرمود: «در هر ماه، چه طور؟». گفتم: نه.

 

فرمود: «در هر سال، چه؟». گفتم: گاه، چنين مى‏شود. فرمود: «اى سَدير! چه قدر به حسين عليه السلام جفا مى‏كنيد! آيا نمى‏دانى كه خداى عزوجل، دو هزار هزار فرشته پريشان غبارآلود دارد كه مى‏گِريند و زيارت مى‏كنند و خسته نمى‏شوند. چه مى‏شود اى سَدير كه قبر حسين عليه السلام را در هر هفته، پنج بار و در هر روز، يك بار، زيارت كنى؟». گفتم: فدايت شوم! ميان ما و او فرسنگ‏ها راه است. امام عليه السلام به من فرمود: «به بالاى بام خانه‌‏ات برو. سپس به راست و چپ، توجّه كن و آن گاه، سرت را به سوى آسمان، بالا ببر و به سوى قبر حسين عليه السلام رو كن و بگو:" السَّلامُ عَلَيكَ يا أبا عَبدِ اللّهِ، السَّلامُ عَلَيكَ و رَحمَةُ اللّهِ و بَرَكاتُهُ : سلام بر تو، اى اباعبداللّه! سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد!". برايت، يك زيارت نوشته مى‏شود و زيارت، [معادل‏] يك حج و عمره است». [پس از آن،] گاه در يك ماه، بيش از بيست بار، آن را به انجام مى‏رساندم.

 

نکته پایانی

 

زیارت اربعین، نوعی «تجدید میثاق» با امام حسین(ع) و اهل بیت و امامان معصوم(ع) است. ابراز وفاداری نسبت به آنان و راه و مرامشان، ابراز عداوت و برائت نسبت به قاتلان و دشمنان آنان، تولّی و تبرّی، اعلام آمادگی برای جان فشانی در راه مقدّس آنان، بیان مواضع و همبستگی با خطّ نورانی اهل بیت پیامبر، تبعیّت و تسلیم و نصرت، شناخت چهره های حق و باطل و رهبران «نور» و «نار» و مسئله جهاد و شهادت و خطّ ایثارگری در راه مکتب و عقیده، که دستاورد شناخت فلسفه عاشورا و قیام حسینی است.

 

این مشی پیاده روی، نوعی اعلام آمادگی جانفشانی در راه امام حسین (ع) است چه جانی و مالی، چه قدمی و چه قلمی؛ به عبارت دیگر، آنهایی که در این ایام به زائران حسینی خدمت کنند و از جان و مالشان بذل می کنند به نوعی آمادگی دارند اگر امام حسین (ع) به این دنیا آمده و نیاز به کمک داشتند جانی و مالی ایشان را یاری کنند همانطور که منتظر ظهور فرزند ایشان و یاری آن حضرت (عج) هستند.

 

پیاده روی ۲۰ میلیونی شیعیان در روز اربعین، به عنوان بزرگترین تجمع جهان در طول تاریخ بشریت را تشکیل می دهد و این نیست مگر برافراشتن پرچم سیدالشهداء (ع) در میان همه قومیت ها، پیروان ادیان و مذاهب به منظور آمادگی برای ظهور آخرین ولی مطلق و ذخیره الهی و فرزند امام حسین، مهدی موعود و منجی مستضعفان جهان.

 

پیام اربعین، پیام پیروزی حق بر باطل و آغاز شکل جدیدی از نبرد فرهنگی با طاغوت‌های زمانه است. و مختص زمان خاصی نیست و این است راز معرفی امام زمان در عصر ظهور.

---------------------------------------

*دانش آموخته حوزه علمیه قم

منبع: حوزه نیوز 

 

 

رجانیوز


برچست ها :
تعداد بازدید : 0
     
print

امام مجتبی: اگر یارانم با من همکارى مى‏ کردند، هرگز صلح نمى‏ کردم

نظرات 0

اصرار رییس جمهور بر تطبیق شرایط فعلی با دوران صلح تحمیلی امام حسن علیه السلام با معاویه، بیش از هر چیز شخص ایشان و دولت محترم را در مظان اتهام قرار می دهد چرا که تاکنون رهبر معظم انقلاب بارها و بارها ضمن برشمردن خطوط قرمز بر لزوم یک توافق خوب با ۱+۵ تاکید کرده اند و مردم نیز بارها ضمن تاکید بر ایستادگی در برابر دشمن نسبت به عبور تیم مذاکره کننده از خطوط قرمز هشدارهای لازم را متذکر شده اند، پس راز و رمز تاکیدات چند باره رییس جمهور در شرایط کنونی نسبت به لزوم توافق با هر قیمت با آمریکا چیست؟
گروه سیاسی- رجانیوز: همزمان با انتشار برخی اخبار مبنی بر نهایی شدن توافق هسته ای و رعایت نشدن خطوط قرمز در مذاکرات، رییس جمهور سخنان معناداری درباره لزوم صلح با دشمن و ماجرای صلح تحمیلی امام حسن علیه السلام مطرح کرد.
 
به گزارش رجانیوز، آقای روحانی که پنج شنبه شب در ضیافت افطاری نهاد ریاست جمهوری برای استانداران دولت سخن می گفت، اظهار داشت: «امام مجتبی علیه السلام در شرایط حساس تاریخی امانت مسلمین را بر عهده گرفتند كه امت اسلامی دچار انشقاق، افتراق و فاصله بود و تصمیم‌گیری در چنین مقطعی بسیار سخت است. البته برخی تصور می‌كنند تصمیم‌گیری برای شهادت سخت است، اما بی‌تردید تصمیم‌گیری برای صلح، سخت‌تر از تصمیم‌گیری برای جنگ است و آمادگی برای نثار آبرو مهم‌تر از نثار جان و خون در راه خدا است.»
 
 
ساعاتی بعد نیز صفحه توییتر رییس جمهور نوشت: «امام حسن(ع) به ما یاد دادند كه باید به مصلحت امت و خواست مردم و جامعه توجه كرد و به نفع امت و جامعه اسلامی تصمیم گرفت.»
 
این روایت های معنادار و تاکیدات مکرر رییس جمهور درباره پذیرش صلح از سوی امام حسن علیه السلام در حالی صورت می گیرد که برخلاف روایت یک طرفه روحانی، صلح امام حسن علیه السلام ریشه در خیانت اطرافیان، یاران و همسر ایشان داشت بگونه ای که حضرت بواسطه عدم بصیرت و همراهی یاران و خواص، مجبور به صلح تحمیلی با معاویه شدند.
 
 
در این باره امام حسن علیه السلام درباره علت صلح تحمیلی خود با معاویه می فرمایند:
 
«من به این علت حکومت و زمامدارى را به معاویه واگذار کردم که اعوان و یارانى براى جنگ با وى نداشتم. اگر یارانى داشتم شبانه روز با او مى‏ جنگیدم تا کار یکسره شود. من کوفیان را خوب مى ‏شناسم و بارها آنها را امتحان کرده ‏ام. آنها مردمان فاسدى هستند که اصلاح نخواهند شد، نه وفا دارند، نه به تعهدات و پیمان هاى خود پایبندند و نه دو نفر با هم موافقند. بر حسب ظاهر به ما اظهار اطاعت و علاقه مى‏ کنند، ولى عملاً با دشمنان ما همراهند.» ۱
 
ایشان در این باره توضیح می دهند: «معاویه به هیچ یک از وعده‏ هایى که در برابر کشتن من به شما داده، وفا نخواهد کرد... هم اکنون گویى به چشم خود مى‏ بینم که فردا فرزندان شما بر در خانه فرزندان آنها ایستاده و درخواست آب و نان خواهند کرد؛ آب و نانى که از آن فرزندان شما بوده و خداوند آن را براى آنها قرار داده است، ولى بنى امیه آنها را از در خانه خود رانده و از حق خود محروم خواهند ساخت. اگر یارانى داشتم که در جنگ با دشمنان خدا با من همکارى مى‏ کردند، هرگز خلافت را به معاویه واگذار نمى‏ کردم.» ۲
 
با این اوصاف اصرار رییس جمهور بر تطبیق شرایط فعلی با دوران صلح تحمیلی امام حسن علیه السلام با معاویه، بیش از هر چیز شخص ایشان و دولت محترم را در مظان اتهام قرار می دهد چرا که تاکنون رهبر معظم انقلاب بارها و بارها ضمن برشمردن خطوط قرمز بر لزوم یک توافق خوب با ۱+۵ تاکید کرده اند و مردم نیز بارها ضمن تاکید بر ایستادگی در برابر دشمن نسبت به عبور تیم مذاکره کننده از خطوط قرمز هشدارهای لازم را متذکر شده اند، پس راز و رمز تاکیدات چند باره رییس جمهور در شرایط کنونی نسبت به لزوم توافق با هر قیمت با آمریکا چیست؟
 
لازم به ذکر است در این باره رهبر معظم انقلاب می فرمایند:
 
«من به شما عرض کنم که امروز دشمن قادر نیست، امروز به برکت ملتِ هوشیاری مثل ملت ایران، به برکت افکار برانگیخته‌ای مثل افکار ملت ایران، به برکت انقلاب بزرگی مثل انقلاب اسلامی ایران، نه آمریکا و نه بزرگ‌تر از آمریکا - اگر در قدرت‌های مادّی باشد - قادر نیستند حادثه‌ای مثل حادثه صلح امام حسن را بر دنیای اسلام تحمیل کنند. این جا اگر دشمن زیاد فشار بیاورد، حادثه کربلا اتّفاق خواهد افتاد. من خدا را شکر می‌کنم که ملت ما بیدار و مسئولان ما بحمدالله بر گرد محور دین و اسلام متّفق الکلمه‌اند.» بیانات در ۱ اردیبهشت ۷۹  در مصلای تهران
 
 
همچنین امام خمینی نیز با اشاره به صلح امام حسن تاکید می کنند:
 
«آن صلح تحمیلى كه در عصر امام حسن واقع شد، آن حكمیت تحمیلى كه در زمان امیرالمؤمنین واقع شد و هر دویش به دست اشخاص حیله‌‏گر درست شد، این ما را هدایت می‏كند به اینكه نه زیر بار صلح تحمیلى برویم و نه زیر بار حكمیت تحمیلى.» صحیفه امام، ج‏۲۰، ص ۱۱۹
 
 
منابع:
 
۱.     مجلسى، بحارالانوار، تهران، المکتبه الاسلامیه، ۱۳۹۳ ه.ق، ج ۴۴، ص ۱۴۷؛ طبرسى، احتجاج، نجف ،المطبعه المرتضویه، ص ۱۵۷.
 
۲.     شُبَّر، سید عبدالله، جلأالعیون، قم، مکتبه بصیرتى، ج ۱، ص ۳۴۵-۳۴۶.
 
 
مطلب مرتبط:
 


برچست ها : ................................
تعداد بازدید : 3
     
print

نامه حضرت مهدی(عج) براي جمعي از مردم قم

نظرات 0

نامه حضرت مهدی(عج) براي جمعي از مردم قم

در كتاب «احتجاج» از شيخ موثق ابوعمر عامرى رحمة‌الله عليه روايت مى‌كند كه گفت: ابن ابى غانم قزوينى و جماعتى از شيعيان درباره فرزند امام حسن عسكرى عليه‌السلام گفت‌و‌گو نمودند. ایشان گفتند: حضرت رحلت فرمود و اولادى نداشت. سپس آنها نامه‌اى در اين خصوص نوشتند و به ناحيه مقدسه فرستادند (تا وكلاى حضرت به آستان مقدسش برسانند) و در آن نامه نوشتند كه ما بر سر اين موضوع كشمكش نموده‌ايم. جواب نامه آنها به خط آن حضرت صلوات‌الله عليه بدين مضمون صادر گشت:

بسم الله الرحمن الرحيم

خداوند ما و شما را از فتنه ها نگه دارد و به ما و شما روح يقين موهبت كند، و از سوء عاقبت باز دارد. خبر ترديدى كه گروهى از شما در امر دين نموده ايد، و شك و تحيرى كه درباره صاحبان امر خود به دل آنها راه يافته است، به من رسيد، ما از اين موضوع به خاطر شما غمگين شديم نه به خاطر خودمان و درباره شما ناراحت شديم نه درباره خودمان زيرا خدا با ماست و جز به خدا به هيچ كس نيازى نداريم و حق با ماست و بنابر اين كسي كه از اطاعت ما سرباز مى زند، ما را به وحشت نمى اندازد. ما اثر صنع خدائيم و مردم به طفيل وجود ما ، موجود گشته اند.

اى مردم! چرا دچار ترديد گشته و در حال تحير مطلب را بر خود مشتبه مى سازيد. آيا نشنيده ايد كه خدا مى فرمايد: يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم يعنى؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد، خدا و پيغمبر و صاحبان امر خود را، اطاعت كنيد؟ نمى دانيد كه در اخبار رسيده است كه حوادثى براى ائمه، گذشته و آينده شما روى مى دهد، و آيا نديده ايد كه خداوند از زمان حضرت آدم تا زمان امام حسن عسكرى سنگرهائى براى شما قرار داده كه به آنها پناه بريد و علائمى مقرر داشته تا به وسيله آن هدايت شويد؟ به طوري كه هر گاه يكى از آن علامت ها پنهان شود علامت ديگرى ظاهر مى گردد و هر وقت ستاره اى غروب كند؛ ستاره ديگرى مى درخشد؟

پس وقتي كه امام حسن عسكرى عليه السلام رحلت فرمود، گمان كرديد كه خداوند دين خود را باطل كرد، و رشته واسطه ميان خود و بندگانش را قطع نمود؟ نه. چنين نبوده. و تا روز رستخيز و ظهور امر خدا كه مردم او را نمى خواهند، هم چنين نخواهد بود.

امام گذشته با سعادت رحلت فرمود و همچون پدران بزرگوارش از دست مردم رفت، وصيت و علم و فرزند و جانشين او در ميان ما است و جز ظالمان گناهكار كسى راجع به منصب و مقام امامت وى با ما نزاع ندارد و جز منكر كافر كسى ادعاى اين منصب بزرگ را نمى كند.

اگر ملاحظه مغلوب شدن امر خدا و آشكار و علنى گشتن سرّ الهى نبود چنان حق ما براى شما ظاهر مى گرديد كه عقل هاتان حيران گردد و ترديدتان برطرف شود ولى آنچه خداوند خواسته تحقق خواهد يافت؛ و هر چيزى در لوح محفوظ مرقوم است .

پس شما هم از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و كارها را به ما واگذاريد. همه گونه خير و خوبى از ما به مردم مى رسد. آنچه بر شما پوشيده است، براى اطلاع از آن اصرار مورزيد. و به چپ و راست ميل نكنيد، مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى كه روشن است به طرف ما قرار دهيد. من آنچه لازمه نصيحت بود، به شما گرفتم و خداوند بر من و شما گواه است.

اگر محبت به شما نداشتيم و صلاح شما را نمى ديديم و به خاطر ترحم و شفقت بر شما نبود، گفتگوى با شما را ترك مىگفتيم ... و صلى الله على محمد النبى و آله و سلم تسليماً.


 مهدی موعود، ج 2،ترجمه جلد 13 بحارالانوارص606-603- ترجمه حسن بن محمدولی ارومیه ای،انتشارات مسجد مقدس جمکران به نقل از کتاب احتجاج طبرسی،ج2 ، ص 535،ح 342  به نقل از رجانیوز


برچست ها :
تعداد بازدید : 2
     
print

رهبری: بعضی‌هاوقتی ازجوان می‏گویند،فقط نمونه‌های ناهنجاررا می‌بینند

نظرات 0

   امام خامنه ای (روحی فداه): بعضی ها وقتی از جوان می‏گویند، فقط نمونه‌های ناهنجار را می‌بینند/ امریکا نه در بعد نظامی و نه ابعاد دیگر هیچ غلطی نمی‏تواند بکند بشرط اتکاء ما به قدرت داخلی/ ملت زنده ایران به زانو در نخواهد آمد






درباره‌ى امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) سخن زیاد گفته شده است، لکن همه‌ى حقیقت هنوز گفته نشده است. آنچه از فضائل امیرالمؤمنین (سلام خدا بر او) تاکنون بر زبانها و قلمها جارى شده است، همه‌ى فضائل امیرالمؤمنین نیست، بخشى از آن است. از قول نبىّ اکرم نقل شده است که فرمود: برادرم على، فضائلى دارد که «لا تُحصى‌»(۲) - قابل شمارش نیست - یعنى انسانها قادر نیستند این فضائل را بشمرند؛ یعنى فوق درک و عقل و فهم بشر معمولى است؛ این امیرالمؤمنین است. خب، ما احتیاج به الگو داریم، احتیاج به اسوه داریم، [پس‌] با این نظر به امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) نگاه کنیم. به نظر این حقیر، در چند سرفصل باید زندگى امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) را مورد ملاحظه قرار داد؛ چه اهل قلم و تحقیق و چه ماها که میخواهیم درباره‌ى مسائل امیرالمؤمنین مطالعه کنیم و فکر کنیم. چهار سرفصل به نظر بنده در اوّل فهرست قرار میگیرد که من اجمالاً یک اشاره‌اى میکنم.
یک سرفصل عبارت است از مقامات معنوى امیرالمؤمنین - مقام معرفتِ توحیدى امیرالمؤمنین، مقام عبادت او، مقام تقرّب او به خدا، مقام اخلاص او - که اینها چیزهایى است که عمق آن و کُنه(۳) آن واقعاً از دسترس ماها خارج است. بزرگان از علما، از شیعه و سنّى، حتّى غیر مسلمان، در مقابل این بخش از شخصیّت امیرالمؤمنین همه اظهار عجز کرده‌اند؛ بس بلند و والا و مشعشع، این بخش در چشم هر بیننده‌اى جلوه میکند؛ نمیتوانند، قادر نیستند ابعاد آن را درک بکنند؛ این یک بخش. ابن‌ابى‌الحدید - عالم سنّى معتزلى - وقتى یکى از خطبه‌هاى امیرالمؤمنین را که مربوط به توحید است نقل میکند در نهج‌البلاغه، میگوید که جا دارد ابراهیم خلیل‌الرّحمن افتخار کند به وجود یک چنین فرزندى؛ از نسل ابراهیم این همه انبیا به‌وجود آمدند؛ [امّا] این را در مورد امیرالمؤمنین فقط میگوید؛ میگوید جا دارد که ابراهیم خلیل‌الرّحمن به این فرزند خود بگوید: تو سخنانى در توحید بیان کردى در جاهلیّت عرب، که من در جاهلیّت نَبط، نتوانستم این سخنان را بیان کنم و نتوانستم این حقایق را ابداع کنم. (۴) گوینده، عالم سنّى معتزلى است. این یک بخش و یک سرفصل از زندگى امیرالمؤمنین است که ابعادى ناشناخته دارد؛ واقعاً اقیانوس عمیقى است.
یک بخش دیگر، بخش مجاهدتهاى امیرالمؤمنین است که این مجاهدتها و فداکارى‌ها، اوج قلّه‌ى فداکارى است. آنچه امیرالمؤمنین از فداکارى براى اسلام، براى دین، براى حفظ جان پیغمبر، براى حفظ دین پیغمبر، براى شرف و عظمت امّت اسلامى انجام‌داد، واقعاً جهادهاى فوق طاقت بشرى است. از دوران کودکى، از اوّلى که پیغمبر را به‌عنوان مربّى خود شناخت و در دامان پیغمبر رشد پیدا کرد و اسلام را در کودکى پذیرفت، در همه‌ى آن دوران سخت سیزده‌ساله‌ى مکّه، بعد در ماجراى بسیار دشوارِ هجرت به مدینه، بعد در دوران ده‌ساله‌ى حیات مبارک پیغمبر در مدینه و آن جنگها و آن فداکارى‌ها و آن گرفتارى‌ها، در همه‌ى این دورانها، این انسان یک انسانِ ایستاده‌ى بر اوج قلّه‌ى فداکارى است. بعد از رحلت پیغمبر هم همین‌جور: صبر امیرالمؤمنین، فداکارى بود؛ اقدامهاى او، فداکارى بود؛ همکارى‌هاى او، فداکارى بود؛ قبول خلافت، فداکارى بود؛ کارهایى که در دوران کوتاه خلافت انجام داد، یکى پس از دیگرى فداکارى بود. کتاب فداکارى‌هاى امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) به تنهایى یک کتاب طولانى و پر حجمى براى هر بیننده‌اى است، انسان را واقعاً متحیّر میکند. این‌قدر انسان بتواند با عزم راسخ در راه خدا، جان خود، حیثیّت خود، توانایى‌هاى خود، شئون خود، همه را تقدیم کند! تصوّر آن از عهده‌ى بنده و امثال بنده خارج است. این هم یک سرفصل از زندگى امیرالمؤمنین که خود، کتابهاى مفصّلى میشود.
سرفصل سوّم، سلوک امیرالمؤمنین در دوران حکومت است؛ چه سلوک شخصى، چه سلوک اجتماعى و حکومتى. سلوک شخصى، زندگى زاهدانه‌ى على در دوران حکومت و قدرت [است‌]. یک کشور پهناور عظیمى در ید قدرت امیرالمؤمنین بود؛ از اقصاى شرق، تا مصر، تا آفریقا - این منطقه‌ى عظیم - همه دولت اسلامى و تحت حکومت امیرالمؤمنین بود؛ این حاکم بزرگ و مقتدر، با این کشور پهناور و ثروتمند، زندگى شخصى‌اش، سلوک شخصى‌اش، مثل یک انسان مستمند و بینوا بود؛ با یک لباس زندگى بکند، نان جو و خشک غذاى او باشد، از همه‌ى لذّات مادّى پرهیز کند؛ طورى که خود او خطاب به همراهان و همکاران و دولتمردان زمان خود میفرمود: اِنَّکُم لا تَقدِرونَ عَلى‌ ذلِک؛ (۵) شماها نمیتوانید؛ راست هم میگفت، هیچ‌کس نمیتواند؛ واقعاً این عجیب است که زندگى شخصى امیرالمؤمنین در دوران حکومتش این‌جورى باشد - در یک خانه‌ى محقّر زندگى بکند؛ زندگى معیشتى او در حدّاقل، مثل یک انسان مستمند و بینوا و فقیر [باشد] - و به این‌همه کار بزرگ بپردازد. و سلوک اجتماعى‌اش، اقامه‌ى حق، اقامه‌ى عدل، ایستادگى براى اِنفاذ(۶) حکم‌الهى؛ واقعاً هر عقلى حیران میشود در مقابل این‌همه عظمت و این‌همه قدرت. این چه انسانى است؟ این غیر از مقامات معنوى است؛ سلوک سیاسى [است‌]. سیاستمداران دنیا و حکّام عالم چه‌جورى زندگى کردند؟ امیرالمؤمنین چه‌جورى زندگى کرد؟ این هم یک سرفصل مهمّى است که دیگر تا امروز نظیرى نداشته است و نخواهد داشت؛ زهد امیرالمؤمنین و سلوک شخصى او و عبادت او در دوران اقتدارش. به امام سجّاد (علیه الصّلاة و السّلام) عرض کردند که یا بن رسول‌اللَّه! شما چرا این‌قدر به خودتان سختى میدهید، فشار مى‌آورید، این‌جور عبادت میکنید، این‌جور زهد میکنید، این‌جور روزه میگیرید، این‌جور گرسنگى میکشید؟ امام سجّاد گریه کرد، فرمود: آنچه من میکنم، درمقابل آنچه جدّم امیرالمؤمنین میکرد چیست؛ کار من کجا، کار او کجا! یعنى امام سجّاد، سلوک عبادى و زاهدانه‌ى خود را در مقابل سلوک زاهدانه و عبادى امیرالمؤمنین کوچک میشمارد؛ این خیلى مهم است. این هم سرفصل سوّم.
سرفصل چهارم، آن هدفى است که امیرالمؤمنین نسبت به مردم، در دوران حکومت داشته است که نکته‌ى بسیار مهمّ و اساسى است. بنده میخواهم اندکى روى این نکته تکیه کنم. امیرالمؤمنین فرمود: اگر از من اطاعت کنید، من شما را به بهشت میرسانم. عبارت امیرالمؤمنین در خطبه‌ى نهج‌البلاغه این است؛ میفرماید: فَاِن اَطَعتُمونى فَاِنّى حامِلُکُم اِن شاءَ اللَّهُ عَلى‌ سَبیلِ الجَنَّة؛ فرمود اگر آنچه من میگویم، گوش کنید و عمل کنید، من شما را به بهشت خواهم رساند، ان‌شاءاللَّه؛ وَ اِن کانَ ذا مَشَقَّةٍ شَدیدَةٍ وَ مَذاقَةٍ مَریرة؛ (۷) اگرچه این کار، بسیار دشوار است، بسیار سخت است، تلخ است. این حرکت، حرکت کوچکى نیست، حرکت آسانى نیست؛ این هدف امیرالمؤمنین [است‌]. رساندن انسانها به بهشت، هم در زمینه‌ى فکرى مردم، [هم] در زمینه‌ى روحى و قلبى مردم، [هم‌] در حیات اجتماعى مردم، نقش مى‌آفریند. من از این جهت روى این تکیه میکنم که گاهى شنیده میشود کسانى در گوشه‌وکنار وقتى صحبت از هدایت و راهنمایى و بیان حقایق دینى و مانند اینها میشود، میگویند آقا، مگر ما موظّفیم مردم را به بهشت برسانیم؟ خب بله؛ بله، همین است. فرق حاکم اسلامى با حکّام دیگر در همین است: حاکم اسلامى میخواهد کارى کند که مردم به بهشت برسند؛ به سعادت حقیقى و اُخروى و عقبائى برسند؛ [لذا] راه‌ها را باید هموار کند. اینجا بحثِ زور و فشار و تحمیل نیست؛ بحثِ کمک کردن است. فطرت انسانها متمایل به سعادت است، ما باید راه را باز کنیم؛ ما باید کار را تسهیل کنیم براى مردم تا بتوانند خودشان را به بهشت برسانند؛ این وظیفه‌ى ما است، این کارى است که امیرالمؤمنین بار آن را بر دوش خود گرفته است و احساس وظیفه میکند که مردم را به بهشت برساند.
جامعه‌ى اسلامى جامعه‌اى است که اگر از لحاظ جنبه‌هاى مادّى به اسلام عمل بکند، بدون تردید در قلّه قرار خواهد گرفت؛ از لحاظ علم، از لحاظ صنعت لازم، از لحاظ معیشت، از لحاظ روابط اجتماعى، از لحاظ عزّت و شرف دنیائى و عمومى و ملّى و بین‌المللى در اوج قرار میگیرد؛ امّا این همه‌ى کارها نیست، همه‌ى هدفها نیست. اگر زندگى ما در دنیا زندگى خوبى باشد، امّا لحظه‌ى مرگ ما لحظه‌ى بدبختى و روسیاهى ما باشد، چه فایده دارد؟ امام سجّاد (علیه‌السّلام) در دعاى صحیفه‌ى سجّادیّه میفرماید: اَمِتنا مُهتَدینَ غَیرَ ضالّینَ، طائِعینَ غَیرَ مُستَکرِهین؛ (۸) میگوید پروردگارا! من را درحالى از دنیا ببر و بمیران که هدایت‌یافته باشم، گمراه نباشم؛ من را درحالى از دنیا و از این نشئه ببر که من با طوع و رغبت به آن‌طرف بروم. چه کسى با طوع و رغبت از این گذرگاه عبور میکند؟ آن کسى که به آن‌طرف خاطرجمع است. دیدید جوانهاى ما - جوانهاى آن‌روزِ شما - در میدانهاى جنگ، چگونه بى‌محابا وارد عرصه‌هاى خطر میشدند؛ [در] همین عملیّات‌هایى که ذکر کردند(۹) - چه در منطقه‌ى ایلام، چه در منطقه‌ى خوزستان، چه در منطقه‌ى استانهاى غربى - این جوانها کجاها رفتند؛ چه‌کارها کردند؛ مرگ را تحقیر کردند؛ خطر را کوچک شمردند؛ [چون‌] دل اینها با حقایق آشنا شده بود. انسان وقتى آن‌طرف را ببیند، آن نعمت را ببیند، از آن‌طرف خاطرجمع باشد، راحت زندگى میکند، راحت فداکارى میکند، راحت بر مشکلات صبر میکند، راحت قدم در وادى‌هاى خطر میگذارد و پیش میرود؛ مسئله اینجا است.
ما اگر بخواهیم در مقاصد دنیوى هم پیروز بشویم، بایستى ایمان خودمان را، اعتقاد خودمان را، عمل خودمان را، براى آن‌سوى مرز مردن تقویت کنیم. امیرالمؤمنین میفرماید من میخواهم مردم را به بهشت برسانم؛ این وظیفه‌ى ما است. نهى از منکر باید بکنیم، امر به معروف باید بکنیم، وسائل عمل خیر و حسنات را در کشور فراهم کنیم، وسائل شُرور و آفات را از دسترسها برداریم؛ این وظائف مسئولین حکومت است.
از جمله‌ى چیزهایى که مردم را به بهشت نزدیک میکند، بهبود معیشت مردم است؛ کادَ الفَقرُ اَن یَکُونَ کُفرا. (۱۰) جامعه‌اى که در آن فقر باشد، بیکارى باشد، مشکلات معیشتىِ غیر قابل حل وجود داشته باشد، اختلاف طبقاتى باشد، تبعیض باشد، شکاف طبقاتى باشد، حالت آرامش ایمانى پیدا نمیکند. فقر، انسانها را به فساد میکشاند، به کفر میکشاند؛ فقر را باید ریشه‌کن کرد. کار اقتصادى، فعّالیّت اقتصادى باید به‌طور جدّى در برنامه‌هاى مسئولین قرار بگیرد، که خب امروز بحمداللَّه مسئولین دنبال این چیزها هستند. فکرها را باید منتظم کرد، راه را باید درست تشخیص داد، درست باید حرکت کرد.
ما عرض کردیم «اقتصاد مقاومتى»؛ اقتصاد مقاومتى یعنى ما اگر به نیروى داخلى، به ابتکار جوانها، به فعّالیّت ذهنها و بازوها در داخل، تکیه کنیم و اعتماد کنیم، از فخر و منّت دشمنان خارجى، خودمان را رها خواهیم کرد؛ راه درست این است. معناى اقتصاد مقاومتى این است که ما نگاه کنیم، ظرفیّتهاى بى‌پایانى را که در داخل هست جستجو کنیم، شناسایى کنیم، با برنامه‌ریزى درست و صحیح این ظرفیّتها را فعّال کنیم، این استعدادها به کار گرفته بشوند. من یکى دو روز پیش گفتم در یک دیدارى؛ (۱۱) هرجایى که ما به ابتکار و استعداد جوانانمان تکیه کردیم، آنجا ناگهان مثل چشمه‌اى جوشید، شکوفا شد؛ در قضایاى مربوط به مسائل هسته‌اى، در قضایاى مربوط به مسائل دارویى، در درمانهاى گوناگون، در سلّولهاى بنیادى، در نانو، در این برنامه‌هاى صنعتىِ دفاعى، هرجایى ما سرمایه‌گذارى [کردیم‌] و به این نیروى جوان و علاقه‌مند و مؤمن و بااخلاص داخلى تکیه کردیم و به او ارج نهادیم، کارمان پیش رفت؛ خب، به این برسیم. مسائل اقتصادى هم همین‌جور است؛ ظرفیّتهاى اقتصادى باید فعّال بشود؛ این راه پیشرفت کشور است. آن‌وقت کشور، هم از لحاط مادّى و اقتصادى، هم از لحاظ اعتبار بین‌المللى، هم از لحاظ عزّت ملّى و اعتمادبه‌نفس ملّت ایران، و هم از لحاظ معنوى و اخلاقى و روحى پیشرفت خواهد کرد. این راهى است که امیرالمؤمنین در مقابل ما قرار داده است. آن‌وقت با نگاه به این حقایق است که میفهمیم اینکه امام فرمودند: «آمریکا هیچ غلطى نمیتواند بکند» (۱۲) یعنى چه. آمریکا را از باب مثال گفتند؛ بله، آمریکا هیچ غلطى نمیتواند بکند - کمااینکه تا امروز هم نتوانسته است - قدرتهاى دیگر هم همین‌جور؛ آنها هم هیچ غلطى نمیتوانند بکنند. این غلطى که نمیتوانند بکنند، فقط غلط نظامى نیست، به‌معناى جامعِ کلمه، هیچ غلطى نمیتوانند بکنند؛ نمیتوانند ملّت ایران را زمین‌گیر کنند؛ نمیتوانند ملّت ایران را عقب نگه دارند؛ نمیتوانند فشار را بر ملّت ایران بنحوى وارد بکنند که به‌خیال خودشان ملّت ایران را به‌زانو دربیاورند؛ ملّت ایران به‌زانو درنخواهد آمد. خدا را شکر میکنیم که ملّت ما زنده است؛ خدا را شکر میکنیم که جوانان ما در راه درست حرکت میکنند. یک عدّه‌اى وقتى نگاهشان به جوانها مى‌افتد، نمونه‌ها و گونه‌هاى معدود ناهنجار را مى‌بینند؛ بله، ناهنجارى هم هست - نه اینکه نیست - ما هم اطّلاع داریم؛ امّا این هنجارِ عمومىِ ملّت ایران و جوانان ما، هنجار دینى است؛ هنجار علاقه‌مندى به دین و میهن و اسلام و قرآن و معنویّت و ملّیّت و مانند اینها است؛ این را نباید از یاد برد و فراموش کرد. جوانهاى ما بحمداللَّه جوانهاى خوبى هستند. از جمله‌ى وظائف ما این است که کمک کنیم این جوانها خوب بمانند و خوب پیش بروند و ان‌شاءاللَّه براى کشورشان بخوبى و کمال، مفید واقع بشوند.
امیدواریم که خداوند متعال روح مطهّر امام بزرگوار را از ما راضى کند. امیدواریم که خداوند متعال قلب مقدّس ولىّ‌عصر (ارواحنا له الفدا) را - که روح عالم امکان، امروز او است - از ما راضى کند، خشنود کند، ما را مشمول دعاى آن بزرگوار قرار بدهد و ان‌شاءاللَّه شهداى عزیز ما را با پیغمبر محشور کند.
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌


۱) اقشار مختلف مردم ایلام به‌منظور تجدید میثاق با آرمانهاى نظام و رهبرى، تحت عنوان «کاروان میثاق با ولایت» به حسینیه‌ى امام خمینى (ره) آمده بودند.
۲) بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۲۲۹
۳) حقیقت‌
۴) شرح نهج‌البلاغه، ج‌۷، ص‌۲۳
۵) نهج‌البلاغه، نامه‌ى ۴۵
۶) اجرا کردن‌
۷) نهج‌البلاغه، خطبه‌ى ۱۵۶
۸) صحیفه‌ى سجّادیّه، دعاى ۴۰
۹) حجّةالاسلام والمسلمین سیّدمحمّدتقى لطفى (امام جمعه‌ى ایلام و نماینده‌ى ولىّ‌فقیه در استان) در گزارش خود به نقش و حضور مردم ایلام در عملیّات‌هاى مختلف، از جمله فتح میمک، عاشورا، نصر۲، نصر۴، فتح‌المبین، محرّم، والفجر، ۱ والفجر۳، والفجر۵، والفجر۶، عاشورا۲ و کربلاى‌۱ اشاره کرد.
۱۰) بحارالانوار، ج‌۲۷، ص‌۲۴۷
۱۱) بازدید از دستاوردهاى نیروى هوافضاى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى (۱۳۹۳/۲/۲۱)
۱۲) صحیفه‌ى امام، ج‌۱۰، ص‌۵۱۶







برچست ها :
تعداد بازدید : 6
     
print

ماجراي چشمان وصال شيرازي و شعر امام حسن عليه السلام

نظرات 0

ماجراي چشمان وصال شيرازي و شعر امام حسن عليه السلام

میرزا محمّد شفیع شیرازی متخلص به وصال شیرازی متوفّی سال 1262 هـ. ق در شیراز از بزرگان شعرا و ادبا و عرفای عصر فتحعلی شاه قاجار بود. علاوه بر مراتب علمی، به تمام خطوط هفت گانه (نسخ، نستعلیق، ثلث، رقایم،ریحان،تعلیق،و شکسته) مهارتی به سزا داشته و کتابهای فراوانی نیز با خطوط مختلف نگاشته است. از جمله، اینکه 67 قرآن به خط زیبای خود نوشته است. بر اثر نوشتن زیاد چشمش آب می آورد و به پزشک مراجعه می کند، دکتر می گوید: من چشمت را درمان می کنم، به شرطی که دیگر با او نخوانی و خط ننویسی. پس از معالجه و بهبودی چشم، دوباره شروع به خواندن و نوشتن می کند تا این که به کلّی نابینا می شود. سرانجام با حالت اضطرار متوسل به محمّد(ص)و آل او می شود.

شبی در عالم رؤیا پیغمبر اکرم(ص) را در خواب می بیند، حضرت به او می فرماید: چرا در مصائب حسین (و حسن) مرثیه نمی گویی تا خدای متعال چشمانت را شفاء دهد. در همان حال حضرت فاطمه زهرا(س) حاضر گردیده می فرماید: وصال! اگر شعر مصیبت گفتی اوّل از حسنم شروع کن؛ زیرا او خیلی مظلوم است.

صبح آن روز وصال شروع کرد در خانه قدم زدن و دست به دیوار گرفتن و این شعر را سرودن:


از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد
آن طشت راز خون جگر باغ لاله کرد


نیمه دوّم شعر را که گفت، ناگهان چشمانش روشن و بینا شد. آن گاه اضافه کرد:


خونی که خورد در همه عمر، از گلو بریخت
دل را تهی زخون دل چند ساله کرد

نبود عجب که خون جگر گر شدش بجام
عمریش روزگار همین در پیاله کرد

نتوان نوشت قصه درد و مصیبتش
ور می توان ز غصه هزاران رساله کرد

زینب درید معجر و آه از جگر کشید
کلثوم زد به سینه و از درد ناله کرد

هر خواهری که بود روان کرد سیل خون
هر دختری که بود پریشان کُلاله کرد

یا رب به اهل بیت ندانم چه سان گذشت
آن روز شد عیان که رسول از جهان گذشت

منبع: رجانیوز


برچست ها :
تعداد بازدید : 3
     
print

باز هم غیرت کبوترها یامظلوم.شعری برای امام جواد علیه السلام

نظرات 0




تشنه ی آب و عاطفه هستی

از نگاهت فرات می ریزد

از صدای گرفته ات پیداست

عطش از ناله هات می ریزد


**


نفست بند آمده؛ ای وای

عاقبت زهر کار خود را کرد

عاقبت زهر، زهر خود را ریخت

جامه های عزا تن ما کرد

**
تشنگی سویِ چشم تان را بُرد

سینه ی پر شراره ای داری

کاش طشتی بیاورند اینجا

جگر پاره پاره ای داری

**

چقدر چهره ات شکسته شده

تا بهاری، چرا خزان باشی ؟

به تو اصلاً نمی خورد آقا

که امام جوان مان باشی

**

گیسوانت چرا سپید شده ؟

سن و سالی نداری آقا جان

درد پهلو گرفته ای نکند...

که چنین بی قراری آقاجان

**

شهر با تو سرِ لج افتاده

مرد تنهای کوچه ها هستی

همسرت هم تو را نمی خواهد

دومین مجتبی شما هستی

**

تک و تنها چه کار خواهی کرد

همسرت کاش بی قرارت بود

چقدر خوب می شد آقاجان

لااقل زینبی کنارت بود

**

باز هم غیرت کبوترها

سایه بانت شدند ای مظلوم

بال در بال هم، سه روز تمام

روضه خوانت شدند ای مظلوم

**

کاظمین تو هر چه باشد، باز

آفتابش به کربلا نرسد

آخر روضه ات کفن داری

کارت آقا به بوریا نرسد

**

جای شکرش همیشه می ماند

حرفی از خیزران و سلسله نیست

شکر! درشهر کاظمین شما

خیره چشمی به نام حرمله نیست

شعر از وحید قاسمی

منبع:خبرگزاري رسا


برچست ها :
تعداد بازدید : 3
     
print

داستانی از دیدار با مولایمان امام زمان عج

نظرات 0

سید بن طاووى رحمة الله علیه از ابى جعفر محمد بن جریر طبرى نقل مى‏كند از محمد بن هارون تلعكبرى كه فرمود: ابوالحسین بن ابى البغل كاتب به من گفت: از ابو منصوربن صالحان شغلى قبول كردم، میان من و او جریانى پیش آمد كه از او فرار كرده و مخفى شدم، او در تعقیب من بود، مدتى با وحشت، همچنان در پنهانى زندگى مى‏كردم.
شبى به مقابر قریش (كاظمین) رفتم؛ قصد كردم شب جمعه را در كنار قبر دو امام علیهما السلام بیتوته كرده و دعا نموده و حاجت بخواهم، شب بارانى بود و باد مى‏وزید، از ابو جعفر متولى حرم خواستم درهاى حرم را ببندد و كسى در حرم نباشد تا بتوانم خلوت كرده و با خیال راحت مشغول دعا و تضرع باشم و از آمدن كسى نترسم، او درها را بست، شب به نصف رسید، باد و باران از آمدن مردم مانع گردید، من مرتب دعا و زیارت كرده و نماز مى‏خواندم.
در این اثنا، نزد قبر حضرت موسى بن جعفر (ع) صداى پایى شنیدم ناگاه مردى وارد شد، شروع به خواندن زیارت كرد، بر آدم (ع) و انبیاء اولوالعزم سلام كرد، سپس به یك یك امامان سلام كرد تا رسید به صاحب الزمان، ولى به او سلام نكرد.
من تعجب كردم و پیش خود گفتم: شاید فراموش كرد یا امام زمان را نشناخته است، یا مذهبش همین است و به امام دوازدهم عقیده ندارد. چون از زیارت فارغ شد، دو ركعت نماز خواند، بعد نزد من آمد و در كنار قبر امام جواد (ع) مانند زیارت سابق زیارت كرد و دو ركعت نماز خواند، من از او مى‏ترسیدم چون او را نمى‏شناختم، او جوان كاملى از مردان بود، لباس سفیدى به تن داشت، عمامه‏اش با تحت الحنك بود و عبایى به دوش داشت .
آنگاه به من فرمود: یا أبا الحسین بن أبى البغل! چرا از دعاى فرج غافل هستى؟ گفتم: آقاى من! آن كدام است؟ فرمود: دو ركعت نماز مى‏خوانى، بعد مى‏گویى: یامن اظهر الجمیل و ستر القبیح، یا من لم یؤاخذ بالجریرة و لم یهتك الستر، یا عظیم المنّ یا كریم الصفح یا حسن التجاوز یا واسع المغفرة... أسالك بحق هذه الاسماء و بحق محمد و آله الطاهرین الاّ ما كشفت كربى و نفست همّى و فرجت غمى و أصلحَت حالى آنگاه دعا كرده و حاجتت را مى‏خواهى. بعد صورت راست خویش را به زمین گذاشته و صد مرتبه در آن حال مى‏گویى: یا محمد یا على، یا على یا محمد، اكفیانى فانكما كافیاى و انصرانى فانكما ناصراى بعد صورت چپ خویش را به زمین نهاد صد مرتبه مى‏گویى: ادركنى و آن را زیاد تكرار مى‏كنى و مى‏گویى: الغوث، الغوث، الغوث تا نفست قطع شود، در این صورت خداوند با كرم خویش، حاجت تو را ان شاء الله قضا مى‏كند.
من همان طور كه ایشان فرموده بود عمل كردم، بعد پیش ابى جعفر متولى رفتم كه از وى بپرسم آن شخص كیست؟ و چطور داخل حرم گردید؟ دیدم درها همه بسته است، تعجب كردم، بعد به نظرم آمد كه شاید او نیز در حرم بیتوته كرده و من ندانسته‏ام. چون به طرف ابوجعفر رفتم، او از اتاقى كه روغن زیتون در آن بود بیرون مى‏آمد.
گفتم: آن مرد كى بود؟ و چطور داخل حرم شده بود؟ گفت: درها همه قفل است هنوز باز نكرده‏ام، جریان آن مرد و زیارت كردنش را گفتم. گفت: او مولاى ما صاحب الزمان (ع) است، من دفعات او را در شبهاى خلوت دیده‏ام .
من از این كه آن حضرت را نشناختم تأسف خود دم، وقت صبح از حرم خارج شده به محله‏كرخ بغداد به مخفیگاه خود رفتم، چون آفتاب بلند شد، دیدم مأموران ابن صالحان در پى من آمده و مرا از دوستانم مى‏پرسند و در دست خویش از وزیر (منصوربن صالحان) با خط خودش امان نامه‏اى آورده‏اند، من با بعضى از یاران خود پیش وزیر رفتم، او چون مرا دید برخاست و مرا در آغوشش گرفت و چنان خوش برخورد كرد كه سراغ نداشتم، گفت: كار به جایى رسانده‏اى كه از من به صاحب الزمان صلوات الله علیه شكایت مى‏كنى؟! گفتم: من فقط دعا كرده‏ام، فرمود: واى بر تو! مولایم امام زمان صلوات الله علیه شب جمعه به خواب من آمد، امر مى‏فرمود به تو نیكى كنم، و چنان پرخاش فرمود كه برخود ترسیدم.
گفتم: لااله‏الاالله شهادت مى‏دهم كه آنها بر حق و منتهاى حقند، دیشب مولایم را در بیدارى دیدم و به من چنین و چنان فرمود، آنگاه جریان شب را براى او توضیح دادم، او بسیار تعجب كرد، بر من بسیار نیكى كرد و ببركت آن حضرت از وى به چنان مرادى رسیدم كه گمان نمى‏كردم.

yad-mahdi.blogfa.com


برچست ها :
تعداد بازدید : 1
     
print

تائیدحقانیت شیعه‌ در سایت‌ دولت عربستان+عکس

نظرات 0

تائیدحقانیت شیعه‌ در سایت‌ دولت عربستان+عکس


مهر- سند صحبت از حقانیت امام علی(ع) و شیعیان، آن هم در یک سایت وابسته به دولت عربستان سعودی، از صبح امروز میان کاربران اینترنت و شبکه های اجتماعی دست به دست می شود.

سایت «الاسلام» عربستان سعودی که در صفحه اصلی اش نشان «وزارت شئون اسلامی، اوقاف، دعوت و ارشاد» دولت عربستان سعودی را دارد، در بخش تفسیرقرآن خود و زیرمجموعه تفسیر معروف «طبری» در تفسیر آیه 7 سوره مبارکه «بینه» در بیان معنای عبارت «خیرالبریه» چنین آورده است:


«يَقُول : مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ مِنْ النَّاس فَهُمْ خَيْر الْبَرِيَّة . وَقَدْ : 29208 - حَدَّثَنَا اِبْن حُمَيْد , قَالَ : ثنا عِيسَى بْن فَرْقَد , عَنْ أَبِي الْجَارُود , عَنْ مُحَمَّد بْن عَلِيّ { أُولَئِكَ هُمْ خَيْر الْبَرِيَّة } فَقَالَ النَّبِيّ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : " أَنْتَ يَا عَلِيّ وَشِيعَتك "»


(ترجمه: عیسی بن فرقد از ابی الجارود از محمد بن علی نقل کرده اند که رسول گرامی اسلام(ص) در تفسیر این که مقصود از عبارت «اولئک هم خیرالبریه» چه کسانی هستند فرمود: تو ای علی و شیعه تو»)




برای مشاهده این صفحه در اینترنت، اینجا کلیک کنید.


برچست ها :
تعداد بازدید : 2
     
print

اگرپیامبربرمردم ولایت پیدانمی‌کردنداحترام خودش وفرزندانش باقی میماند

نظرات 0

مشرکین مکه حاضر بودند از جانب خود به پیامبر(ص) ریاست بدهند ولی حاضر نبودند از جانب خدا ریاست کند

· باید دید چرا بعد از بعثت پیامبر گرامی ص دشمنی را با او آغاز کردند و آن ادب و احترام سابق را به مرور تبدیل به دشمنی و نزاع کردند؟

· نکتۀ قابل توجه در مورد مخالفت با پیامبران الهی، مشکل کفار با «اطاعت» از پیامبران بوده است. مثلاً قبل از اینکه پیامبر(ص) به رسالت مبعوث شود، به عنوان یک انسان «امین» و پاک و راستگو در بین مردم شناخته می‌شدند، و بعضاً در نزاع‌های سخت داوری او را می‌پذیرفتند و ستایش می‌کردند. ولی بسیاری از همین افراد که حضرت را به عنوان یک انسان خیلی خوب قبول داشتند، بعد از بعثت حاضر به پذیرش دعوت ایشان نشدند.

· جالب‌تر اینکه حاضر بودند به پیامبر(ص) ریاست و حکمرانی شهر مکه را بدهند، ولی حاضر نبودند که ایشان از جانب «خدا» حکمرانی کند! حاضر بودند که ایشان به واسطۀ چیزی شبیه دموکراسی(اجماع نظر قبایل) ریاست کند، اما حاضر نبودند از جانب خداوند حکمرانی کند. برایشان سخت بود کسی از طرف خدا به آنها دستور بدهد ولی حاضر بودند از جانب خودشان رئیس آنها شود! تحلیل این بحث خیلی جالب است. یعنی حاضر بودند ریاست و خوبی پیامبر(ص) را بپذیرند ولی نه اینکه از جانب خدا قدرت مطلقه داشته باشد و به آسمان وصل باشد. («... از اينرو،بطور دستجمعى به سوى خانه‏«ابو طالب‏»روانه شدند،در حالى كه برادرزاده او كنار وى نشسته بود. سخنگوى جمعيت ‏سخن را آغاز نمود و گفت: «اى ابو طالب، «محمد» صفوف فشرده و متحد ما را متفرق ساخت، و سنگ تفرقه در ميان ما افكند، و به عقل ما خنديد، و ما و بتان ما را مسخره نمود، هر گاه محرك او بر اين كار نيازمندى و تهى دستى او است، ما ثروت هنگفتى در اختيار او مى‏گذاريم، هر گاه طالب منصب است، ما او را فرمانرواى خود قرار مى‏دهيم، و سخن او را مى‏شنويم»؛ جعفر سبحانی، فروغ ابديت، ج1، ص265 | عتبه بن ربیعه از طرف قریش به رسول خدا(ص) گفت: «اگر منظورت از اين سخنان كه ميگوئى اندوختن ثروت و بدست آوردن مال است، ما حاضريم آنقدر براى تو مال و ثروت جمع‏آورى كنيم تا آنجا كه ثروت تو بدارائى تمامى ما بچربد! و اگر مقصودت آن است كه كسب شخصيتى كنى ما حاضريم (بدون اين سخنان) تو را بزرگ خود قرار داده و هيچكارى را بدون اذن تو انجام ندهيم! و اگر هدفت‏سلطنت و رياست است ما تو را سلطان و رئيس خود قرار مى‏دهيم»؛ جعفر سبحانی، فروغ ابديت، ج1، ص265)
برخی می‌خواهند ولایت فقیه جایگاهی تشریفاتی مثل شیخ الازهر داشته باشد

· چند روز پیش شیخ الازهر مردم مصر را به آرامش دعوت کردند، و البته همه می‌دانند که این دعوت او تأثیری نداشت. بعضی‌ها دوست دارند در کشور ما ولایت فقیه هم جایگاهی تشریفاتی مثل شیخ الازهر داشته باشد؛ یعنی به نصیحت کردن اکتفا کند و احترام خودش را حفظ کند! برخی که با ولایت فقیه مشکل دارند، علتش این است که وقتی شلوغ‌کاری می‌کنند، ولی فقیه در مقابل آنها می‌ایستد و جلوی فتنه‌ها را می‌گیرد. لذا دوست دارند قدرتش تشریفاتی و ضعیف باشد و فقط نصیحت کند و برای توجیه نظر خود می‌گویند: این‌طوری احترامش حفظ می‌ماند!
برای برخی، پیامبر(ص) تا وقتی احترام دارد که به سیاست کاری نداشته باشد/همان اقوامی که قبل از بعثت، به حکمیت پیامبر(ص) راضی شدند، بعد از بعثت برای قتل او هم قسم شدند

· در صدر اسلام هم مشرکین مکه می‌خواستند همین نوع احترام و قدرت تشریفاتی را برای پیامبر(ص) نگه دارند. گویا همان موقع هم این مسأله بوده است که وقتی یک شخصیت معنوی در سیاست دخالت می‌کردند، احترامش از بین می‌رفت! یعنی از نظر بعضی‌ها پیامبر(ص) تا وقتی خوب بود و احترام داشت که به سیاست کاری نداشت باشد و عارفانه کار خود را انجام دهد و به دنبال اقامۀ حق کاری نباشد. در حالی که خداوند وقتی پیامبری می‌فرستد، اطاعت از او را واجب می‌کند و می‌فرماید: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ»(نساء/64) یعنی او فقط پیامبر نیست بلکه فرماندۀ کل قوا نیز هست؛ همۀ دعواها از این به بعد شروع می‌شود.

· همان اقوامی که قبل از بعثت بر سر جابه‌جا کردن حجرالاسود اختلاف داشتند و به حکمیت پیامبر(ص) به عنوان یک شخص امین و مورد اعتماد رضایت دادند و داوری او را ستایش کردند، همان‌ اقوام بعد از بعثت جمع شدند و گفتند از هر قبیله یک نفر برود و با همدیگر پیامبر(ص) را به قتل برسانند تا خونش بین قبایل تقسیم شود و قبیلۀ بنی‌هاشم نتواند در مقابل همۀ قبایل خونخواهی کند!


اگر پیامبر(ص) بر مردم ولایت پیدا نمی‌کردند، احترام خودش و فرزندانش باقی می‌ماند ولی...



· اگر پیامبر(ص) بر مردم ولایت پیدا نمی‌کردند و اطاعت از ایشان لازم نبود و فقط یک‌سری توصیه‌های اخلاقی و نکاتی برای رابطۀ خصوص با خدا را مطرح می‌کرد و کاری به جامعه نداشت، نه تنها در بین مشرکین محترم باقی می‌ماند (مثل قبل از بعثت که به ایشان لقب امین دادند) بلکه فرزندان ایشان هم در بین مردم محترم باقی می‌ماندند. ولی این‌طور نبود و کار تا جایی پیش رفت که اباعبدالله(ع) به دست کسانی که توسط پیامبر(ص) مسلمان شدند، به شهادت رسید ...


پناهیان

rajanews.com



برچست ها :
تعداد بازدید : 1
     
print

***لیست موضوعات (دسته بندی شده)***

نظرات 0

*لیست موضوعات سایت*





برچست ها :
تعداد بازدید : 4
     
print
/'

ابزار هدایت به بالای صفحه

On(this)

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

onmouseout=